تیوال نمایش پلیس
S3 : 20:19:39
امکان خرید پایان یافته
  ۱۶ فروردین تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: اسلاومیر مروژک
: شایان افکاری
: خسرو احمدی، پژمان جمشیدی، مهدی میرزاییان، فروغ قجابیگلی، بهرام سروری نژاد، عبدالله مستجابی

: سارا اسکندری
: مهدی دوایی
: علی پویا قاسمی
: الهام شعبانی
: ایمان آخوندی یزدی
: سوگند مقدم، امین جمشیدیان
: علیرضا حسینی، فرید حسینی
: پیمان یاحقیخلاصه داستان: آخرین زندانی سیاسی یک کشور نظامی توبه نامه را امضا می کند و از زندان مرخص می شود. رییس پلیس برای جلوگیری از بیکاری و در نتیجه نابودی مجبور است گروهبان خود را وادار به دادن شعار علیه شاه کند تا بتواند او را بازداشت کند. گروهبان به زندان می افتد و.....

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش پلیس / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من یکی دو تا کار از آقای جمشیدی دیده بودم به نظرم با بازی در این نقش یک پله در بازیگری فراتر رفت البته از ظرافت بازیگردانی کارگردان و بازی خوب دیگر بازیگران نمی توان یاد نکرد .
عمو فرهاد قصه ها این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاملاً سیاسی
و البته کمدیک و حرفه ای
و بسیار کم یاب از لحاظ موضوعی در بین نمایش های این دوره و زمانه.
تلخی هایی داشت که آشنا بود و براحتی میشد با کاراکتر های داستان همدردی نمود.

لازم است که برای حمایت از این سبک کارها، تماشاگران تئاتر به دیدن این اثر هجوم ببرند.
که تا آخر این هفته بیشتر فرصت باقی نیست.

تنها نقد من به پایان ناگهانی نمایش بود.

با سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با احترام و درود به بازیگران کار
باید بگم که حیف از وقت تماشاگر و بازیگران.
محمدهادی ملک این را دوست دارد
من هم امشب این نمایش رو دیدم و لذت بردم اما اگر نور گوشی دوستان کمتر مزاحمت ایجاد می کرد دو چندان لذت می بردم .
حالا معنی تماشاگر فهیم سرمایه ی ملی است رو بهتر درک می کنم ممنون .
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
من نمایش را دوست داشتم خیلی کار بهتری بود از پرواز ایکار
:))

۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
نادیای عزیز
نکته خوبی بود :))
۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پلیس در پی یوزپلنگ: مروژک منهای مروژک


در این روزهای شلوغ تماشاخانه باران، نمایش «پلیس» اثر شایان افکاری بر اساس نمایشنامه اسلاومیر مروژک روی صحنه رفته است. «پلیس» داستان یک کشور دیکتاتوری است که دیگر مردمش به وضعیت موجود اعتراض نمی¬کنند و پلیس مخفی¬اش عملاً بیکار شده ¬است. پلیس¬ها که موقعیت شغلی خود را در خطر می¬بینند، تصمیم می¬گیرند خود را مخالف نظام جا زنند تا زندانشان تعطیل نشود.
«پلیس» همانند دیگر آثار مطرح مروژک از داستان خارق¬¬العاده¬ای بهره می¬برد؛ یک موقعیت عجیب و غریب، گروتسک و ابزورد. مخاطب با داستانی مواجه است که باور کردنش سخت و انکار کردنش نیازمند یک دلیل قوی است. مروژک ما را در جهانی رها می¬کند که فی‌الواقع فرض محال در آن محال نیست.
جهان نمایشی مروژک، جهانی گروتسک است که در آن همه چیز ممکن است، آن هم در شکل و شمایلی آشنا. ... دیدن ادامه » همه چیز دقیقاً به همان ترتیبی است که در اطراف این نویسنده لهستانی وجود داشته و وی تنها آدم¬های آشنای جهان خود را در موقعیت¬های شگرف قرار می¬دهد.
شایان افکاری در مقام کارگردان در مواجه با نخستین نمایشنامه مروژک، به این استدلال رسیده که برای عجیب¬تر کردن جهان نمایش، آن را به سمت فانتزی برد. لباس¬هایی با شکل و شمایل خاص، بازی¬های اغراق‌شده، برجسته کردن حرکات، خلق یک جهان جنون‌زده، دکور نامتعارف و ... راهکارهایی است که افکاری برای در اختیار گرفتن نمایشنامه مروژک انتخاب کرده است.
حال سؤال این است که چنین رویه¬ای در کارگردانی موفقیت¬آمیز بوده است؟ آیا واقعیت تلخی که در اثر مروژک در سیالان است را به مخاطب عرضه می¬کند؟ آیا می¬توان پذیرفت که تماشاگر یک کمدی سیاه بوده¬ایم؟ جواب دادن به این سؤال‌ها آن‌چنان سخت نیست.
فرض کنیم که تمام آنچه کارگردان به نمایش اضافه کرده است را حذف کنیم و همان چیزی که به شکل داستان مطرح می¬شود را به تماشا بنشینیم؛ چه تفاوتی رخ می¬دهد؟ آیا داستان آن بار فانتزیک خود را از دست می¬دهد؟ با قاطعیت می-توان گفت هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد؛ چراکه داستان به‌قدر کافی مخلوق ذهن خیال¬پرداز یک نویسنده بوده و آنچه کارگردان در قالب دکور و لباس بدان اضافه کرده، تنها واقعیت داستان نویسنده را محو می¬کند. باید گفت افکاری در خوانش نمایشنامه مروژک غافل بوده است. او از این واقعیت که مروژک چنین نمایشنامه¬ای را در اوج فضای مخوف حکومت کمونیست¬ها به رشته نگارش درآورده، غافل بوده است. مروژک در نمایشنامه¬اش نه در لفافه حرف می¬زند و نه از داستانی تمثیلی بهره می¬برد. او آنچه در کشورش در حال رخ دادن است را در فضایی گروتسک بیان می¬کند: اینکه یک شهروند مدام در حال جاسوسی شدن است تا در صورت تخطی از اوامر حزب به زندان می افتد یا به دست جلادان دژخیم سپرده شود. مکان¬هایی چون زندان و کوره¬ نشانگان خوبی¬اند بر این نکته که مروژک به‌هیچ‌وجه قصد نقل داستانی استعاری ندارد.
وقتی چنین نمایشنامه¬ای در ایران به اجرا درمی¬¬آید به دو خوانش مواجهیم: یک آنکه کارگردان وفادار به نویسنده اثر می-خواهد بخشی از تاریخ را بازگویی کند، تاریخی که نویسنده، آن را در اثرش نمایش داده است یا آنکه قصد دارد به دنبال مابه¬ازایی در جهان خود می¬گردد. در مورد نخست که افکاری چنین نکرده است؛ او «پلیس» مروژک را از ریخت انداخته است. در حالت دوم نیز مخاطب با هیچ مابه¬ازایی مواجه نیست. برای مخاطب ایرانی کوره آدم سوزی هیچ معنایی ندارد، آن را لمس نکرده است. با آنکه می¬شد جهان این نمایشنامه خوش¬ساخت را بر فضای کنونی ایران تعمیم داد و نشانگانی دال وضعیت کنونی ایران بدان افزود. ولی در مقابل افکاری با انتخاب تصویر کیم جونگ اون و بنیامین نتانیاهو به عنوان حکام این نظام توتالیتر تصمیم می¬گیرد نوعی کاریکاتور توأم به اعتراض نسبت به این افراد خلق کند و در تلاش برای فرار روبه‌جلو برای گریز از تعمیم جهان اثر به جهان کنونی خود است. به‌قول‌معروف توپ را به زمین طرف مقابلش می¬اندازد.
نتیجه چنین رویکردی در کارگردانی آن می¬شود که با اثری مواجهیم که به‌شدت محصول لودگی بازیگرانش است. برای حفظ مخاطبش نه به آنچه در نمایش رخ می¬دهد که به رفتار کمیک سطح پایین، در حد آنچه در تئاترهای آزاد می¬توان یافت روی می¬آورد و خروجی¬اش آن است که تو به رفتار نامشروع ولی مضحک زن یک پلیس با فرمانده شوهرش می-خندی؛ نه به تلخی یک خیانت یا به حماقت¬های یک ژنرال با رفتارهای شبه جنسی می¬خندی نه به آنچه بر سر مردم تحت انقیاد حکام دیکتاتور می¬آید.
شایان افکاری هیچ‌وقت نفهمیده است که مروژک نمایشنامه¬اش را برای چه نوشته است: برای خنداندن مخاطب بورژوا یا بیان یک مسئله؟ برای افکاری گزینه نخست روی میز بوده است و نتیجه کار حضور پژمان جمشیدی در نقش یک انقلابی توبه کرده است تا مخاطب بورژوا را به سالن بکشد؛ چراکه پژمان روی بورس است و نتیجه بازی مبتدیانه و خام¬دستانه جمشیدی. گویا قرار است با چنین رویکرد منهای تأمل و تفکر، تئاتر ایران رستگار شود!!!
جناب زیورعالم عزیز
با توجه به تبحر شما در ادبیات نمایشی و نشانه شناسی مشتاقم بیش از پیش در تیوال مخاطب قلم شما قرار گیرم.
سپاس.
۲۹ فروردین ۱۳۹۴
تشکر می کنم از دوستان گرامی... امیدوارم نوشته های بنده موفق به اشاره هایی منطقی و تا حد ممکن علمی به مقوله درام داشته باشد...
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
ممنون آقای زیورعالم. مطلبتون خیلی در پیدا کردن شناخت از کاری که حالا دیگر نمی خواهم ببینم به من کمک کرد.
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید






یادداشتی کوتاه بر محتوای نمایش« پلیس» نوشته « اسلاومیر مروژک » و کارگردانی« شایان افکاری»
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=159






محمد عزیز از نقد شاعرانه و پر مغزی که برامون نوشتی صمیمانه سپاسگزارم.
مرسی از اینکه تئاتر می بینی(نه اشخاص بازی رو) و در مورد تئاتر قضاوت می کنی (نه در مورد پیشینه اشخاص بازی).
باور کن انرژی مضاعفی که می خواستم در ابتدای هفته بهم رسوخ کنه توسط تو هدیه داده ... دیدن ادامه » شد.
باز هم ازت ممنونم.
۲۹ فروردین ۱۳۹۴

جناب افکاری ارجمند

بسیار متشکرم از توجه و وقتی که برای مخاطبان می گذارید.
پیروز و سرافراز باشید عزیز و اطمینان داشته باشید اینجا
خیلی ها با بغض و کینه و پیش داوری بیگانه اند .
۲۹ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گروه خسته نباشید می گم موسیقی و طراحی نور فوق العاده بود. بازی خسرو احمدی و مهدی میرزاییان به ویژه در صحنه دو عالی بود و در آخر به نظرم تیاتر یک هنر جمعی هست فرقی نداره بازیگران آن تازه کار باشند یا پیشکسوت یک کارگردان حرفه ای با قرار دادن این افراد در کنار هم و ارایه یک کار حرفه ای تلاش بر این دارد که همه یکسان دیده شوند که جسارت زیادی را می طلبد از این نظر هم به این کارگردان جوان تبریک میگم
حسین پوریعقوب و عمو فرهاد قصه ها این را خواندند
پردیس شاکری این را دوست دارد
موسیقی و طراحی نور ؟!؟!
۲۵ فروردین ۱۳۹۴
نه آقای محترم شما اگه عکسای کار رو که رو صفحه ی اینستاگرام هست ببینید منظورم من و متوجه می شید بنده فرق موسیقی و نور تعویض صحنه رو متوجه میشم خیلی جالب انقدر مطمئن نظر بنده رو زیر سوال می برید شما موفق باشید با قضاوت کور کورانه تون
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
نور صحنه ی خواب گروهبان ترس گروهبان تحریک کردن برای پرتاپ بمب خونه گروهبان و پشیمونی گروهبان و نور قفس روی صحنه منظورم بود و مخصوصا موزیک خواب و اعتراف گروهبان
۲۶ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه نمایش همون صحنه ای که گروهبان (آقای خسرو احمدی) بالای صندلی بود تموم می شد، حتی شاید این نمایش رو دوست داشتم....
اما حالا.... مخصوصا با اون صحنه تیراندازی با تفنگ اسباب بازی.... فقط منو برد به دوران کودکی که تیرهای تفنگ میخریدیم که توی روکش های پلاستیکی قرمز بود... بعد هم کلی دعوا میشدیم که مردم خوابن، برای امروز دیگه بسه.....
نمایش جالبی بود.
بازی بازیگران مخصوصاً خسرو احمدی خیلی عالی بود.
دیدنش رو به کسایی که کمدی های سیاسی دوست دارند توصیه می کنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع نمایش برام جذاب بود اما واقعاً متن نیاز به بازنگری و خلاصه شدن داره.
روابط عمومی تیاتر باران این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید