تیوال نمایش ساعت
S2 : 02:25:33
امکان خرید پایان یافته
  ۰۷ مهر تا ۱۶ آبان
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: امانوئل روبلس
: اصغر نوری
: حمیدرضا هدایتی
: رویا میرعلمی، سوسن پرور، ناصر عاشوری، پیروز میرزایی، روزبه جعفری، سامی اسماعیلی، مهسا احمدپور، ایمان مومنی و حمیدرضا هدایتی
: مهدی رشیدی

: حسن رونده
: محمدحسین حسینی
: احمد پناه نجات
: مریم قربانیان
: حمیدرضا هدایتی
: صبا لطیف حداد
: امیر مهین پی
: علی جعفری
: سامی اسماعیلی
: مهسا احمدپور، سامی اسماعیلی
: سپهر یگانه نژاد
: محیا قلی زاده
: دنیا براجعی
: اسوه صادقی
: ایمان مومنی
: بهرام رامه
: میلاد مجرد
: مهدی پهناور
: میثم شمخانی
: مریم رودبارانی
: Maya artgroup (محیا قلی زاده، حسام نوروزجو، عرفان اسلامیه، محمد جعفر مرادی‌نیا)
وانینا که مورد توجه اهالی شهر است از طرف سینیور که ثروتمندترین و قدرتمندترین فرد شهر است پیشنهادی دریافت می‌کند که به دلایل بوجود آمده مجبور به تن دادن به این خواسته است اما....

باکس‌های روبرو: ۵۰،۰۰۰ تومان
باکس‌های کنار: ۴۰،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش ساعت / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نام بازیگران نمایش «ساعت» اعلام شد

» «ساعت» تالار حافظ به صدا در می‌آید

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شاید بشود گفت که ساعت نقش اول نمایش زمان در زندگی ما انسان هاست . کارخانه تولید لحظه ها همیشه محل فکر بوده است ، از ماشین زمان هاوکینگ تا زندگی جالب بنجامین باتن ، انسان ها به تغییر و تعبیر این پدیده فکر می کنند. احتمالات رخدادهای گذشته و مبهمی آینده بخش مهمی از ذهن ما را درگیر خود می کنند . ما دائما به زمان فکر می کنیم بی آن که بدانیم چرا ، انگار که جهان ما یعنی زمان و بدون آن هیچ چیز معنی ندارد . اگر عجیب به نظر نرسد ما انسان ها خود نیز ساعت هستیم ، تا وقتی ساعت کار می کند هستیم و بعد از آن حداقل در این جهان دیگر نیستیم .در این جهان ساعت ها ، برخی پاندول دار برخی بزرگ برخی مدرن برخی قدیمی برخی زیبا برخی از آن ها گاهی عقب می افتند ، برخی از آن ها جلو می افتند ، برخی ساعتی دیگر را در درون خود جای می دهند و برخی ساعت ها از کار می افتند و البته برخی ساعت های ... دیدن ادامه » خراب را تعمیر می کنند . یکی از چند نمایشی که از اجرای آن تا حدود زیادی لذت بردم ، این نمایش در ذهن کسانی که تماشاچی آن بودند می ماند . ابتدا به مهمترین بخش و مولفه این کار یعنی موسیقی بپردازیم ، اجرای همراه با نور پردازی مدرن و البته موزیک فوق العاده که الهام گرفته و بسط داده شده از تیک تیک ساعت بود و صدای فوق العاده مرد و زن خواننده که تماشاگر را حتی بیشتر از کنسرت های چند صد هزارتومانی خیره می کرد و در جای خود محکم می نشاند . خواننده زن ( که البته نمی توانست تا حدود زیادی توانایی صدای خود را نشان دهد) به شدت صحنه می دانست و البته درام می دانست . متن شعر ها که چقدر دلپذیر بود و استفاده از دو زبان انگلیسی و فارسی جذابیت آن را بالا برده بود . مهارت بازیگر خواننده ها در انگلیسی و فارسی قابل ستایش بود . اگر اجرای این کار تمام نشده بود 5 بار دیگر فقط به خاطر موسیقی این کار بلیط می خریدم . با اینکه موسیقی و تئاتر دو عنصر هم زاد هنر هستند اما در تئاتر ایران کمتر به سهم موسیقی تمرکز شده بود، یا اصولا بی توجهی مفرط کارگردان را متوجه خود می دید و یا مسائل دیگر . اما اخیرا تولد دوباره موسیقی در تئاتر و حتی نورپردازی و طراحی صحنه متناسب و کارگردانان موسیقی شناس یا دان کیفیت تئاتر را به خوبی بالا برده اند . اما به شخصه آمیزش متقارن درام و موسیقی در ایران در نمایش ساعت دیدم . اینکه بتوان نمایشی را روی صحنه برد که بخش موزیکال آن بیرون نزند و یا اینکه به موسیقی بی توجهی نشود که جذابیت کار افول کند، از عهده تیم اجرایی و البته کارگردان زبر دست ساخته است . استفاده از دو بازیگر برای دختر نمایش ( شخصیت خواننده و شخصیت بازیگر ) که عالی بود و نکته مهم نمایش شخصیت سینیور در صحنه های موزیکال بود ، فاصله تماشاگر با سینیور حفظ شده بود و فرصت تفکر و البته قضاوت در مورد او به تماشاگر داده شده بود . در بخش دیگری به دراماتوراژ و البته نمایشنامه می پردازم .
امیرمسعود فدائی، حمیدرضا مرادی و امیر مسعود این را خواندند
سعید این را دوست دارد
در مورد اجرای موسیقی هر دوخواننده خانم احمد پور و آقای اسماعیلی عالی بودن .نمایشی دلنشینی از ترکیب موسیقی و نور پردازی و بازیهای روان .یک خسته نباشید به همگی گروه
۱۷ آبان
سلام...ممنونم از توجهت...خوشحالم که پسندیدی
۱۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نورپردازی خوب؛ باقی همه هیچ.
لیلا مظاهری، زهره مقدم و حمیدرضا هدایتی این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیک تاکْ... تیاتر...
نور... فرم... حرکت... آواز... داستان... نفرت... عشق... دراما... نگاه... بلک باکس... موسیقی... دکور... اپرا... گریم... تصویرسازی...
چیزی از قلم افتاده؟ یک علاقمند به تیاتر چه چیز بیشتری از تیاتر می تونه بخواد...

یکی از گسترده ترین نمایش هایی که تا به حال دیدم از لحاظ گوناگونی هنر و المان های تیاتری...

حمیدرضا هدایتی عزیز، هر چقدر تیاتر دیدی، هر چقدر پای مزو نشستی و هرچقدر اموختی، خیلی خوب جواب داده. همین راه رو برامون ادامه بده، لطفا.
سلام جناب صادقی ...مرسی که وقت گذاشتی و کار رو دیدی و خوشحالم که دوست داشتی...
۱۱ آبان
پس باید کمی بیشتر فکر کنم برای دیدنش :))
۱۱ آبان
امیدوارم لذت ببری
هم از فکر کردن و هم از دیدن نمایش ؛))
۱۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای همچین نمایشایی که نویسندشون از نویسنده های معاصر اروپان خیلی سخته چون قبلا خیلی کم اجرا شدن و نقد و تجربه در موردشون کمه.
در کل به نظرم کارگردان هم در رسوندن مفهومی که تو نمایشنامه بود زیاد موفق نبود و نمیتونست با مخاطب اونطور که باید ارتباط برقرار کنه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر هنرمندان ایران زمین، خانم رویا میرعلمی، خانم سوسن پرور و همه ی هنرمندان نمایش ساعت
بازیگران نمایش ساعت عالی درخشیدند، خانم ها عالی بودند، آقایان نیز همین طور. آوازخوانی مرد بزرگ نمایش (سینیور) خیلی به دلم نشست. موسیقی بی نظیری داشت. بازی نور و رنگ چه دلنشین بود! نمادها و سمبل ها قشنگ و به جا بودند. حتی بر خلاف نظر دوستی که بازی مرد پلیس را «تصنعی» می دادند، به دید من، بسیار زیبا اجرا شده بود؛ اما راستش را بخواهید: من سواد نمایشی ندارم، از دراماتورژی سر در نمی آورم و امانوئل روبلس را نمی شناسم. پس قضاوت هم نمی توانم بکنم و از قضاوت دوستان مخالف نمایش هم فاصله می گیرم.
نمایش ساعت را دوست دارم به خاطر اجرای زیبایش و دوست ندارم به خاطر متن نمایشنامه. سوژه ی مرد پول دار حاکم بر جان و مال و ناموس مردم که تصادفا عاشق دختری شورشگر علیه خودش می شود، ... دیدن ادامه » برایم تکراری است؛ دست کم، روایت آن به این شیوه، برایم تکراری است. این ایده، شاید برای دهه ی پنجاه شمسی و پیش از انقلاب ایران، جذابیت داشت، اما در دهه ی نود و آستانه ی ورود به ۱۴۰۰، در معجون سنت، مدرنیته و پست مدرن ایران، وقتی همه ی ایده های انقلابی و رادیکال رنگ باخته اند و «دختران دشت» شاملو، بالاترین هنرشان، سلفی گرفتن، دابسمش و رقص زومباست، ساعت بمب دار و تفنگ دست دختر، سمبل از رونق افتاده ی چهل و اندی سال پیش است. حتی نتیجه گیری پایانی دختر پس از کشتن مرد ظالم هم، به دلم نمی نشیند: این که خود او بی خبر بوده و ما در این ظلم با او مشارکت داشته ایم! البته که جامعه در فرآیند تولید ظلم با حاکم ظالم مشارکت می کند، اما بی خبری و مظلوم نمایی حاکم، طنز تلخی است که زهرخند آن، چنگ به جگر مردمان می زند و مایه ی تسلای دل هیچ کس نیست.
نقد من نه به هنرمندان، که به نمایشنامه و دقیق تر، به «انتخاب نمایشنامه» است. فرآیند تولید ظلم، امروزه بسیار پیچیده تر از متن نمایش است. با همه احترام قلبی که برای کارگردان اثر قائلم، به نظرم می رسد ایشان از متن جامعه عقب افتاده و یا دست کم، آن را نادیده گرفته است.
با این همه، با این حال، من چه خوشبختم که نمایش «ساعت» را به تماشا نشستم و از هنرمندان خوبش و مخصوصا تهیه کننده با فرهنگش که نقد مخاطبان را می خواند و پاسخ می دهد، صمیمانه تشکر می کنم.
//گره در ساعت صفر//
نمایشنامه را نخواندم..
اما دراماتوژری قوی نداشت..
گره گشایی زیادی رو بود.. و اطلاعاتی که در
نمایش می بینم ربطی به گره گشایی ندارد.
و غیر از ۱ دقیقه دیالوگ بین کاتیا و دختر
عملا لحظه ای هم به چیز دیگری شک نمی کنید
و گره گشایی خیلی ضعیف..
قسمت زیادی از نمایش معرفی شخصیت می شود
و عملا کارکردی ندارد.. اینم دلایل دراماتوژری ضعیف..
بر عکس طراحی صحنه نسبتا خوب، فرم خوب،
در بعضی جاها موزیک سوار بر نمایش هست..
فرم خوبه ولی جزیی نگر نیست..
قسمت همسرایی یا اسم تکنیکشو نمی دونم
خوب بود..
رویا ... دیدن ادامه » میر علمی مثل همیشه... بقیه هم متوسط رو به خوب..
در کل متوسط بود.. نمره ۱۵

این همه تعریف و تمجید هم من طبق معمول در تیوال
الکی و غلو و فیک و... هست
لیلا مظاهری، حمیدرضا مرادی و Bafrin Ninja این را خواندند
امیر عسگرزاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرواز همای و ساعت
https://www.aparat.com/v/hCmoz
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشاگران و ساعت
https://www.aparat.com/v/CvBnh
Bafrin Ninja و محمد حسین حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکتر خاکی و ساعت
https://www.aparat.com/v/ZsLHV
Bafrin Ninja و محمد حسین حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز. این نمایش یه داستان فوق العاده داره کاملا مفهومی و عالی. بسیار خوب کارگردانی شده. نور پردازی خیلییییی عالی بود و موسیقی کار که زنده اجرا میشه خیلییی هیجان انگیز بود. این کار یه تفاوت مهم با بقیه کارها داشت و اون هم طراحی لباس فوق العاده بازیگرها بود که کاملا با کارکترها هناهنگ بود.بازی آقای هدایتی خیلی باور پذیر و طبیعی و عالی بود. کارکتر سینیور که با فاصله از صحنه و در قسمت بالا ایفای نقش میکرد خیلی برام جالب بود و یه حس اسرار امیز بودن به ادم دست میده تا اخر داستان نگاهم بهش منفی بود اما در اخر داستان کاملا نگاهن بر عکس شد ...
امشب برای بار سوم این اجرا رو به تماشا نشستم و به قطعیت می‌تونم بگم که هربار از دفعات قبل اجرای پخته‌تر و بهتری رو شاهد بودم. تبریک می‌گم به تمام عوامل مخصوصا کارگردان کار، حمیدرضا هدایتی عزیز که نزدیک به یک ساعت و نیم حداقل من یه نفر رو به یه دنیای فانتزی و یه فضای جدید وهمراه با جذابیت‌های بصری و شنیداری بردن و درانتها با پیام جذاب‌تری که داشتن تنهام گذاشتن که به تفکر بشینم که آیا واقعا مقصر این همه رنجی که می‌کشیم یک فرد صاحب قدرته؟ و یا درسته که به خاطر سلب مسئولیت دربرابر مشکلاتمون، فرد دیگه‌ای رو قربانی کنیم؟
با سلام

خب باید بگم که نمایشی که دیدم، بسیار داستان جالبی داشت و روایت‌گر زندگی آدم‌ها در یک جامعه بود که بدی‌ها و مشکلات زندگیشون رو نشأت‌گرفته از یک فرد بخصوص می‌دونستن و به قول خودمون همه بدبختیاشونو رو از چشم یک نفر میدیدن. در نهایت هم اتفاقاتی رخ میده که یک سوال بزرگ به وجود میاره و باعث میشه مخاطب به فکر فرو بره. واقعا هم تئاتر چقدر زیبا میشه وقتی که شما رو به کانال تفکر و اندیشیدن هدایت میکنه.
تبریک میگم به کارگردان این اثر آقای حمیدرضا هدایتی عزیز. برای دوستانی که دنبال کننده آثار نمایشی هستند عرض می‌کنم که ایشون از جوان‌های بسیار فعال در این حوزه هستند و برای رسیدن به جایگاه فعلی، مسیر طولانی و پرزحمتی پیمودن. کارهای متعددی در کسوت بازیگر، نویسنده و کارگردان اجرا کردن و به حق در حال رسیدن به سکو‌های بالای هنر نمایش هستند.
کار ... دیدن ادامه » حاضر، داستانی از امانوئل روبلس هست که بسیارخوب دارماتورژی شده و داستان رنگ و بوی جذاب‌تری پیدا کرده. به طوری که بخصوص برا ما ایرانی‌ها کاملا ملموس و قابل درک شده. بازیگران هنرمندی همچون خانم سوسن پرور (که به شخصه از بازی های ایشون بسیار بسیار لذت می‌برم)، رویا میرعلمی (که از بازیگران قوی و پرکار تئاتر هستن) در این کار حضور دارن. البته از حق نگذریم سایر بازیگران هم اجرای خوب و روانی دارن که حاکی از تمرینات منظم گروه هست. در حین اجرا دیدم که پای خانم میرعلمی بانداژ شده بود و بعد فهمیدم که ایشون علی‌رغم مصدومیت و به دلیل تعهدشون‌، کار رو زمین نذاشتن و گروه رو رها نکردن و از این حیث هم واقعا جای تقدیر و تشکر دارن. امیدوارم همه در هر مسئولیتی که هستیم این درجه از تعهد رو داشته باشیم. برای همینه که همیشه میگه هر ذره از تئاتر چیزی برای یاد دادن داره.
فضای داستان رئالیستی هست و با نگاهی فانتزی اجرا شده. من شخصا نمیدونم آیا این کار در ایران قبلا اجرا شده یا نه، چون چیزی درباره‌اش نشنیده بودم و تحقیقاتی هم که انجام دادم به نتیجه‌ قابل عرضی نرسیدم. خب نویسنده این اثر رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس شهیر فرانسوی امانوئل روبلس هست که آثار متعددی داره ولی در ایران در میان تئاتری‌ها، زیاد کار نشده (در آرشیو تیوال فقط یک نمایشنامه‌خوانی پنجره رو از این نویسنده دیدم در سال ۹۴). پس باید از حیث انتخاب اثر هم به آقای هدایتی تبریک بگم که دنباله‌رو کارهای تکراری نبودن و امیدوارم این قبیل کارهای نو در میان دوستان جوان دیگر تداوم داشته باشه و فقط دنبال شناخته‌شده‌ها نباشیم. لذتی که در کشف ناشناخته ها هست، در هیچ چیزی نیست واقعا.
در ذیل این کار قطعات موسیقیایی و ترانه‌های جالبی هم متناسب با هر صحنه اجرا شدن که بر کیفیت افزوده بود و به نوعی کار رو موزیکال کرده بود.
روی هم رفته دیدن این نمایش رو پیشنهاد میکنم و فکر میکنم که در پایانش یک چیزی به فهممون از خودمون و آدم های اطرافمون اضافه میشه.

ممنونم

همه ما تو نابود کردن شهرمون دست داشتیم ....هممون هم باید تقاص پس بدیم
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
دیروز به دیدن این نمایش رفتم و لذت بردم مجموعه طراحی ها عالی بود طراحی صحنه کاملا در خدمت کار موجز و اصول زیبایی شناسی در خود داشت و به صحنه هویت بخشیده بود آقای پناه نجات خدا قوت جانانه. استفاده از بلک لایت ها بسیار به جا و کامل کننده کار بود و فوق العاده به جذابیت بصری کار کمک کرده بود. بازی ها در کل قابل قبول بود و قصه روایت میشد اما انرژی صحنه بیشتر دست سوسن پرور رویا میرعلمی و ناصر عاشوری بود و ای کاش خود کارگردان بازی نمی کرد. سوسن پرور ایفا گر دو نقش بود و توانسته بود از عهده هر دو بر بیاید. به کل گروه اجرایی خدا قوت میگم و کار تر و تمییز و شیکی را روی صحنه بردید
بعد دیدن بعضی اجراها (که بعدش خودم رو برای اینکه تشخیص ندادم احتمالا با چه چیزی مواجه خواهم بود سرزنش می‌کنم) برام سوال پیش میاد که چطور یک تیم چندین نفره با هم روی یک نمایش کار می‌کنند و هیچکدام متوجه نمی‌شوند که چقدر کار شلخته و ضعیف درآمده و برای حداقل پنهان کردن بعضی از ضعف‌های فاحش تلاشی بکنند؟
عرض ادب و احترام خدمت شما دوست گرامی و عزیز
بنده به عنوان تهیه کننده کار خوشحال می شم که نقد منفی شما رو می خونم و ممنونم از اینکه وقت گذاشتید و برای ما از نمایش و ابعاد آن مطلب نوشتید، ممنون می شم اگر نقاط ضعف کار ما را بفرمایید تا تلاش ما در جهت برطرف ... دیدن ادامه » شدن آن ضعف باشد.
شما دوست عزیز و بزرگوار می توانید با ایمیل simahang@gmail.com ارتباط بر قرار کرده تا مجدد به صورت رایگان مهمان ما باشید و تلاش تیم ما با نقد های دوستان بزرگوار در جهت بهتر شدن کار هست،
ارادتمند
۱۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش به قدرى بد بود که حتى نمیدونم باید چى در موردش بنویسم!
از داد و فریادهاى زیاد و بیجا بگم؟
یا از بازى هاى تصنعى؟
یا از تمناى بازیگران که " من دارم فلان کار رو میکنم پس توروخدا منو نگاه کنید" ؟

نمیدونم واقعا

ما یک گروه ٨ نفره بودیم و به تماشاى این اجرا نشستیم و همگى با بهت بیرون اومدیم!

سلاو و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز و گرانمایه
ممنونم از اینکه وقت گذاشتید و برای نمایش ما مطلب نوشتید و نمایش ما رو مورد نقد و بررسی قرار دادید.
ارادتمند
۱۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید