تیوال نمایش سلام و خداحافظ
S3 : 06:51:50
امکان خرید پایان یافته
  ۲۷ بهمن تا ۱۱ اسفند ۱۳۹۶
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: آثول فوگارد
: محمود کیانوش
: خشایار خلیل خانی
: پانته‌آ قدیریان، محمد رضا هاشمی
: کمپانی تیاتر امید ایران و موسسه پادمآرت

: خشایار خلیل خانی
: مهشید جوادی
: لعیا خرامان
: بردیا تحویلدار
: هادی جلدی
: ساینا قادری
: علی ژیان (جارچی)
: بهروز جعفری
: آریا تحویلدار، پریما ابوالصدق
: عطا عارفی، شکیبا احدی زاده
: زهرا بهرامی
: علی شاهانی
: سجاد ایرانمنش
: امیرحسین حاجی خانی
: سید مصطفی طباطبایی

بر اساس نمایشنامه «سلام، خداحافظ»

دختری که در آرزوی زندگی آزاد از خانه پدری خود گریخته بود، حالا بعد از دوازده سال با هدف دریافت سهم ارث خود، مجدد به آنجا بازگشته که با برادر خود روبه رو می‌شود.

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام

سبک:
درام
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش سلام و خداحافظ / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سلام و خداحافظ / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اجرای قشنگی بود
خوشحالم که شب آخرین اجرا تونستم ببینمش
لذت بردم
ممنون و خسته نباشید به همه ی عوامل تیم نمایش

پی نوشت : کاش دوستانی که علاقه دارند تیاتر کمدی ببینند نمایش های مناسب تری انتخاب کنند همون طور که همه همین کار رو می کنیم و کار خیلی خوبی هم هست و دیدن نمایش کمدی و طنز هم خوبه ؛ توی انتخاب نمایش دقت کنیم ؛ خنده های بی موقع بعضی دوستان خیلی روی اعصاب بود .
بله همینطوره جناب شاهین گرامی
موافقم
۱۲ اسفند ۱۳۹۶
ممنون دوست عزیز و کاملا با نظرتون موافقم
۱۲ اسفند ۱۳۹۶
درود بر شما
۱۲ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مامان وسط اینهمه آشغال گم شد .

*************************
گفتم برخیز و بدرخش

************************
این یکنواختی رو می شکنم

***********************
قیافت تغییر کرده
این نفرتته که تغییر نکرده
پیشنهاد می کنم این نمایش رو ببینید
متن خوبی دارد و تامل برانگیز است .
بسیار خوب کارگردانی شده
بازی ها عالی ست ، مسلط و روان .طراحی صحنه ی مناسبی دارد .
من این اثر رو دوست داشتم و از دیدنش لذت بردم .

در میان کثرت اجراهایی که روی صحنه هستند و اغلب شان خیلی زود به فراموشی سپرده می شوند ،
سلام و خداحافظ برای من اینگونه نبود ، بلکه بعکس فوق العاده دلنشین و تاثیرگذار بود .
خشایار خلیل خانی کارگردان خوب این نمایش در ذهنم خواهد ماند و کارهای بعدیشان را دنبال خواهم کرد .

و با سپاس از پانته آ قدیریان و محمد رضا هاشمی که بسیار خوب در نقش هایشان ظاهر شدند و بازی هایشان تحسین برانگیز بود .
و ممنون از همه ی عوامل این اثر دوست داشتنی
موفق باشید
معلم بزرگوار و خوبم ممنون که نظر خودتون رو در تی وال نوشتید .. چقدر عالی که بعد از مدتها نمایشی به خاطرسپردنی دیدید.. سعی می کنم تا قبل از پایان اجراهایش به تماشایش بنشینم..
خوشحالم از وجود فرهیخته و مهربان تان
۱۰ اسفند ۱۳۹۶
درود به خاله شکوه بزرگوار و خردورزم... پایدار و پاینده باشین
۱۰ اسفند ۱۳۹۶
ممنون و سپاسگزارم ابرشیر عزیز و اندیشمندم
مانا باشید
۱۰ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پسری که دارد دور و ور کشتی ساختگی اش در وسط هال خانه تفکر می کند و دغدغه دارد که دیوانه شده است یا نه ... و خواهری که بعد از دوازده سال پی ارث و میراث آمده، آنطرف تر هم در اتاقی انگار پدری خواب است. پدری که همیشه نماد یک قهرمان تمام عیار برای پسرش می باشد. درست مانند تمام پدران دنیا و ایضا تمام پسران ... خواهر اما جسور و ساختار شکن جلوه می کند نوعی تشویش و استرس در درون اش موج میزند، انگار یک جای کارش می لنگد چرایش را در حین اجرا خودش اعتراف می کند نمی گویم تا داستان برایتان لو نرود. اما این خانه یک چیزی کم دارد، بله جای مادر خانه خالیست. چه بگویم که این خانه نخ تسبیح ندارد، تا بود وضع اسف بار این خانه را می شد تحمل کرد اما وقتی بند نافش را گره زدند، دیگر دختر تاب نیاورد ... تئاتر سلام خداحافظ خیلی عمیق تر از نمایش جدال دو خواهر برادر است خیلی بیشتر از آنچه ... دیدن ادامه » که فکرش را بکنید بیشتر دعوای بین موحدین و بی دینان است دعوای کهنه ای که انتهایش بی نتیجه رها می شود و تماشاچی را در خماری می گذارد. آنقدر عمیق است که در اواخر تئاتر کلافه می شوید، چرا که انبوه سوال های بی جواب و شاید ها و نمیدانم ها، باری را روی دوشتان می گذارد که مغزتان درگیر می شود. برای خدا هم که شده این نمایش را ببینید اثر آثول فوگارد با بازی محمد رضا هاشمی دیدنی تر هم شده وی نقش را گرفته و حس را خوب القا می کند. یک ساعت و نیم زمان خوبیست برای به چالش کشیدن مبانی فکریتان و ایضا منظم کردن ساختار ذهنی .

این تئاتر تا 11 بهمن روی صحنه تماشاخانه پالیز اجرا خواهد شد ارزشش را دارد، اگر دوست دارید فکر کنید .

اما من ...

در خلال و در انتهای این تئاتر با اندوهی از سوال، راه خانه را در پیش گرفتم ...
ادامه در http://erfansharifi.mihanblog.com/post/4
منظورتون 11 اسفند هستش؟!
۰۶ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام خدمت دوستان عزیز
من نمایش سلام خداحافظ رو شب اول اجرا دیدم و بسیار لذت بردم
کاری بود پر از دیالوگ و میزانسن با ریتم بالا که این کار رو برای بازیگرها سخت میکرد اما هردو بازیگر کار به خوبی از ایفای نقش خودشون براومده بودن و رابطه اونها به عنوان پارتنر به درستی شکل گرفته بود.
با وجود تایم بالا و وجود تنها دو بازیگر احساس یکنواختی در تماشاگر ایجاد نمیشد و این به نظر من به خاطر تسلط بالای بازیگر ها روی نقش ، تنوع فضا و کارگردانی خوب کار بود
غیر از بازی بازیگرها میزانسن های جذآب و دکور بسیار چشم نواز بود
پیشنهاد میکنم حتما کار رو ببینید
من هم برای بار دوم حتما کار رو خواهم دید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا تئاتر دوست داشتنی و لذت بخشی بود.

تئاتر و نمایشنامه ای بسیار سخت برای کارگردانی و بازیگری ! تئاتری در یک لوکیشن و با دو بازیگر جلو می رفت ولی به هیچ وجه خسته کننده نبود و بازی ها به خصوص بازیگر نقش زن، خیلی عالی بود. به مرور و با جلو رفتن داستان خیلی خوب و هنرمندانه صحنه رو در اختیار گرفت ! متن ها خوب بود و نتیجه تلاش یک ساله یک تیم بود و بواسطه این زمانی که برای اینکار گذاشته شده بود میشد انسجام و یه دستی رو تو کار دید.

خیلی حرف میخوام بزنم ولی می ترسم لو بره داستان

تبریک میگم به همتون دوستان واقعا خسته نباشید! دیدنش رو به همتون توصیه میکنم. من احتمالا بازم برم ببینم این تئاتر رو
کار بسیار بسیار خوبی بود. ( البته غیر از صدای شاتر دوربین خبرنگارها !!)
پیشنهاد می‌کنم حتماً کار رو ببینید. من یک سری اطلاعات هم در مورد کار جمع کردم که در پست قبلی تقدیم کردم.
اما یکی از قسمت‌های تأثیرگذار کار، نقش «جانی» بود. بازیگر کار آقای محمدرضا هاشمی بسیار خوب از عهده اجرای نقش برآمده بودند. مهم‌ترین ویژگی این شخصیت، انفعال شدید در مقابل پدرش بود. چنان مرعوب پدر بود که حتی جرئت نمی‌کرد در دلش از او متنفر باشد. طوری ذوب در شخصیت پدرش بود که با اینکه خود معلولیتی نداشت اما احساس می‌کرد به شدت به عصای پدرِ معلولش نیاز دارد.
نمی‌دانم چرا یاد یک تکه از رمان «کلیدر» محمود دولت‌آبادی افتادم. نام این بخش را خودم گذاشته‌ام : ستایش دژخیم. دردی که احساس می‌کنم بسیاری از ما ایرانیانِ امروز دچارش هستیم.

محمود دولت‌آبادی - کلیدر - جلد سوم :

ستایش دژخیم
ستایش قدرت از سوی نادارانِ نا توان، ریشه در باور به ضعف ابدی خویش دارد.
هنگام که برابری با قدرت در توان نباشد، امید برابری با آن هم نباشد،
در فرومایگان سازشی درونی رخ می‌نماید و این سازش راهی به ستایش می‌یابد.
میدان اگر بیابد به عشق می‌انجامد.
بسا که پاره‌ای از فرومایگان مردم، در گذر از نقطهً ترس و سپس سازش،
به حد ستایش دژخیم خود رسیده‌اند و تمام عشق‌های گم کردهً خویش را در او
جستجو کرده و ـ به پندار ـ یافته‌اند!
این ... دیدن ادامه » هیچ نیست، مگر پناه گرفتن در سایهً ترس، از ترس.
گونه‌ای گریز از دلهرهً مدام.
تاب بیم را نیاوردن.
فرار از احتمال رویارویی با قدرتی که خود را شکستهً محتوم آن می دانی
و در جاذبهً آن چنان دچار آمده‌ای که می‌پنداری هیچ راهی به‌جز جذب شدن در آن نداری.
پناه!
چه خوی و خصال شایسته‌ای که بدو نسبت نمی‌دهی؟!
او ـ قدرت چیره ـ برایت بهترین می‌شود. زیباترین و پسندیده‌ترین.
آخر جواب خودت را هم باید بدهی...
پس به سرچشمه دست می‌بری.
به قدرت جامهً زیبا می‌پوشانی.
با خیالت زیب و زینتش می‌دهی تا پرستش و ستایش به دلت بنشیند.
دروغی دلپسند برای خود می‌سازی:
«شمل مردم‌دار و جوانمرد است!»
خیلی ممنون از تشریف فرمایی و نظرتون
۳۰ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اطلاعات تکمیلی در مورد این کار که شاید به کارتان بیاید:
اول:
آثول فوگارد سفیدپوستی است که سیاه‌پوستان را درک می‌کند و سخنگوی زبر دستی برای سیاهان به ویژه آفریقایی تباران است. زبان مادری او انگلیسی است و خود را یک آفریقایی می‌داند که به زبان انگلیسی می‌نویسد.
فوگارد در ۱۱ ژوئن سال ۱۹۳۲ در دهکده‌ای در جمهوری فدرال آفریقای جنوبی از پدری ایرلندی و مادری آفریقایی به دنیا آمد. او در پروت الیزابت به مدرسه رفت و دوره دبیرستان را نیز در همین شهر به اتمام رساند. در دانشگاه شهر کیپ‌تاون فلسفه و جامعه‌شناسی خواند. در سال 54 به مدت دو سال به‌عنوان دریانورد به خاور دور رفت. چند سفر کوتاه به اروپا و آمریکا رفت و مدتی در حرفه روزنامه‌نگاری فعالیت کرد. پس از بازگشت از این سفرها در سال 56 تصمیم گرفت فعالانه به کار تئاتر بپردازد. نخستین کارهایش اجازه نشر در آفریقای جنوبی نیافت. در سال 58 به ژوهانسبورگ رفت و منشی دادگاه فاردبورگ شد؛ اما آن شغل برایش بسیار رنج‌آور بود. او در مورد این دوران می‌گوید:
«من شبیه کارخانه محکوم‌سازی شده بودم، تقریباً هر سه دقیقه یک آفریقایی را به زندان می‌فرستادم. یکی از زشت‌ترین کارهایی بود که در زندگی‌ام کرده‌ام. فکر می‌کنم بدبینی شدید من نیز از همین کار ناشی شده است.» او دادگاه را رها کرد و در تئاتر ملی ژوهانسبورگ به کار پرداخت و هم‌زمان نیز نمایشنامه می‌نوشت.
آثول فوگارد در یک مصاحبه می‌گوید از سن 12 سالگی می‌دانسته نویسنده خواهد شد. او با نگارش ۲۵ نمایشنامه مدام درصدد بود که با تبعیض نژادی مبارزه کند و با بیان فساد اخلاقی و بی‌عدالتی موجود در حاکمیت آفریقای جنوبی نسبت به آگاهی اجتماعی متعهدانه عمل کند. بیش‌تر کارهای فوگارد انعکاس واقعیت‌های زندگی روزمره است و مانند «تنسی ویلیامز» به خلق شخصیت‌هایی پرداخته که در عین قدرت، دارای ضعف‌ها و معضلات پنهانی هستند. آثول فوگارد بیش از نیم‌قرن در تئاتر کار کرده و از نخستین نمایشنامه نویسان سفیدپوست است که با بازیگران سیاه‌پوست همکاری کرد. مضامین کارهای او ناکامی‌ها و پیچیدگی‌های زندگی در آفریقای جنوبی را در برمی گیرد و تأکید فراوانی بر تأثیرات روانی نظام آپارتاید بر مردم عادی دارد.
بسیاری از آثارش همچون «گره خونی» (پیوند خونی) ۱۹۶۱ که مورد استقبال فراوان قرار گرفت، توسط حکومت وقت ممنوع اعلام شد ولی او را به شهرت جهانی رساند. فوگارد به‌ویژه در کشور خودش به مخالفی سیاسی تبدیل شده بود. او می‌گوید: «در سال‌های جوانی فکر می‌کردم ساختن بمب بهتر و عملی‌تر از نوشتن نمایشنامه است. موقعیت آفریقای جنوبی بسیار تأسف‌بار و ناامیدکننده بود و هیچ نقطه روشنی در افق مقابل وجود نداشت، ولی خوشبختانه من در چنبره آن نومیدی گرفتار نشدم و به نهضت خود که مهم‌تر از ساختن بمب بود ادامه دادم.» دختر و پسر فوگارد در امریکا اقامت دارند و فوگارد می‌خواهد چند سالی از عمرش را در ایالات‌متحده بگذراند ولی رشته‌های خود را با آفریقای جنوبی پاره نکرده و هنوز هم بخشی از وقت خود را آنجا می‌گذراند. با وجود در دسترس بودن هالیوود و اینکه فیلم تحسین‌شده Tsotsi را بر مبنای یکی از داستان‌های فوگارد ساخته‌اند، او طرفدار سینما نیست: «فیلم و تلویزیون با به انحطاط کشیدن نویسندگی و شیوه‌های بازیگری لطمه زیادی به تئاتر زده‌اند، طوری که بسیاری از نمایشنامه‌ها حالا در واقع کمدی موقعیت هستند و گفت‌وگوهای آن‌ها فقط مزه‌پرانی است.»

دوم:
برای آشنایی بیشتر با فوگارد این مقالات را بخوانید:
معرفی آثول فوگارد – مجله سینما تئاتر – اردیبهشت 76.
اینجا: http://l1l.ir/4jaf

معرفی آثول فوگارد - مجله چیستا - آذر 75.
اینجا: http://l1l.ir/4jad

نگاهی ... دیدن ادامه » به آثول فوگارد و اندیشه هایش - کتاب صحنه- مهر 80.
اینجا: http://l1l.ir/4jai

هر دوزخی در نوع خودش منحصر به فرد است - نوشته‌ای از آثول فوگارد.
اینجا: http://l1l.ir/4jah

گفت‌وگو با آثول فوگارد. نامه فرهنگ – زمستان 70.
اینجا: http://l1l.ir/4jaa

سوم:
فهرست کامل آثار فوگارد که به فارسی ترجمه شده است را اینجا ببینید.
اینجا: https://goo.gl/kHY38Y

چهارم:
برخی نمایشنامه‌های فوگارد را می‌توانید از اینجا بخرید: https://goo.gl/BuPxhz

پنجم:
فوگارد در سال 1956 نمایشنامه «سلام و خداحافظ» را نگاشت. اثری زیبا که در آن چهره ستمدیده انسان آفریقای جنوبی را بسیار هنرمندانه ترسیم کرده بود.
نمایشنامه «سلام و خداحافظ» در یک خانه کوچک سازمانی راه‌‌آهن در شهر «پورت الیزابت» می‌گذرد. داستان در مورد بازگشت زنی بعد از سال‌های دراز از «ژوهانسبورگ» به خانه پدری و دیدار او با برادرش است. این دو، شخصیت‌های بسیار متفاوتی دارند. برادر پایبند خانواده و نگهدار پدر علیل و خواهر سرکش و بیزار از زندگی تلخ و پوچ خانواده و تسلیم خود به هر چه پیش آید.
این نمایش‌نامه اولین بار سال 1355 توسط محمود کیانوش ترجمه و در نشر اندیشه منتشر شد. بعد از آن نشر قطره در سال‌های 88، 92 و 93 آن را تجدید چاپ کرد. تا آنجایی که من گشتم نسخه‌ای از این کتاب در بازار موجود نیست اما نسخه الکترونیک چاپ اول (سال 55) در اینترنت موجود است.

ششم:
فیلمی هم با همین نام بر اساس نمایشنامه فوگارد در سال 1978 ساخته شده است.
بخش‌هایی از این فیلم را اینجا ببینید: http://l1l.ir/4jau

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اثر ریتم خیلی خوبی داشت و مدام با تنوع بصری مخاطب رو تا انتها درگیر میکرد. بازیها روان بود و بازیگران فضای نمایش رو به خوبی درک و اجرا کرده بودند. مود خوبی در کار وجود داشت و تا انتها باقی میموند. در انتها اثر خیلی خوبی برای یک گروه جوان بود و واقعا ارزش تماشای مجدد رو داشت.
ممنون از نظر وتشریف فرماییتون
۲۹ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز اجرای اول این نمایش بود. به نظرم تسلط بازیگرا روی متن و ارتباط بین هر دو کاملا شکل گرفته. و پختگی کار مشخص بود.
کارگردانی خیلی متن رو تمیز جلو برده و نشانه گزاری ها بسیار ظریف و ماهرانه به کار برده شده بودند. در مجموع کاری بود که خیلی دوست داشتم و حتما دوباره خواهم دید. پیشنهاد میدم از دست ندین.
ممنون
۲۸ بهمن ۱۳۹۶
نمایش بسیار جذاب و دیدنی!
شخصیت پردازی ها عالی بود و از ثانیه اول میشد با کار ارتباط گرفت و کاملا احساس و ذهن تماشاگر رو درگیر میکرد
دیالوگ ها خیلی روان و تسلط بازیگرا عالی بود .
حتما ببینید
۲۸ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید