تیوال نمایش شرق دور شرق نزدیک
S3 : 16:33:33
  ۰۵ مرداد تا ۱۰ شهریور ۱۳۹۶
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۲۵,۰۰۰ تومان

: حمیدرضا نعیمی
: حامد بهداد، بهناز نازی، کامبیز امینی، کتانه افشاری نژاد، محسن گودرزی، بهار نوحیان، مرجان فریقی

: مشاور کارگردان: شهاب مجدی
: نشاط پور فرهانی
: علی اسدی
: شیدا منوچهری نایینی
: محمد نژاد
: آیدا اورنگ
: امیر خدامی، شقایق جعفری جوزانی
: جواد تنها

: طراح صحنه: رضا مهدی زاده
: الهام شعبانی
: رضا حیدری
: محمدرضا جدیدی
: محسن گودرزی
: کامیار لبافان
: علیرضا عبدالکریمی

ردیف ۱ تا ۴: ۵۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۵ تا ۱۴ (باکس وسط): ۵۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۵ تا ۹ (باکس کناری): ۴۰.۰۰۰ تومان
ردیف ۱۰ تا ۱۴ (باکس کناری): ۳۰.۰۰۰ تومان
برای روزهای پنجشنبه و جمعه:
باکس وسط ۵۰.۰۰۰ تومان
باکس کناری ۲۵،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹

گزارش تصویری تیوال از نمایش شرق دور شرق نزدیک / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش شرق دور شرق نزدیک / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» "شرق دور، شرق نزدیک" سه روز تمدید شد

» آغاز پیش فروش روزهای آخر هفته "شرق دور، شرق نزدیک"

» بهناز نازی با نقشی چندلایه در "شرق دور، شرق نزدیک"

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کلا شرق: دور و نزدیکش خوبه
نوشته‌ی شاهرخ فروتنیان و افسانه چهره‌آزاد بر نمایش شرق دور، شرق نزدیک

کلا شرق: دور و نزدیکش، خوبه.
علتش هم برای من اینه که غربی‌ها مرتب دارند شرق را کشف می‌کنن، از آدابشون، آئین‌هاشون، تفکرشون، اخلاقشون، معماریشون و کلی شونِ دیگه!
امشب باتفاق همسرم بدیدن نمایش شرقِ دور، شرقِ نزدیک رفتیم. خب!!! در تاریکی صحنه نوری ظاهر شد که عمق صحنه تداعی شرق رو برام داشت و بعد سایه کوچکی که بزرگ و بزرگتر می‌شد و عمق را برجسته می‌کرد. پس عمق داشت و بعد روای که قرارش را با ما تاکید می‌نمود، یعنی در ستایش دروغ و اجرائی عجیب!
با سکوت هائی قدرتمندتر از کلام. به، چه خوب، حرکات و اطوار در جای جای صحنه طنین عظیمی را انعکاس میداشت و پرده بعدی که زنِ قصه، ربط خود را با مرد و اتفاق و با اجرا؛ به نمایش اضافه کرد و طلب ما را (تماشاگر) زیاد. و پرده ... دیدن ادامه » در پرده بعدی که هر بازیگر نقش خویش را چنان بُراق به رخ کشیدند که عطش انتظار این قصه صد چندان نمود، میزانسن‌های افقی و نورهای عمودی و افقی هزار توی بیرون و درون به زیبائی به نمایش افزودند و آواها که با طنین و انعکاسشان روح اثر را رنگین کردند و در انتها تحسین و ستایش من بیننده را برانگیختند و چه بهتر از این می‌شود از نمایش انتظار داشت
پس به احترام اجرای خوبشان،
برخاستیم و به پاس قدردانی از متنی نو و به روز شده و کارگردانی هنرمندانه همراه اجرائی پر کُنش و جسورانه‌ی بازیگران به همراهی تلاش و حمایت همکاران گرامی پشتِ صحنه نمایش، تشویق و ترغیبمان را نثارشان کنیم تا بماند به ایام لحظات خوب رفتار خرد ورزان و تازه کند اوقات مکرر روزگار در پیش رو را.
شرق جائیست که راست و دروغش در کنار هم زندگی می‌شود.
چهارشنبه هشتم شهریور نود و شش
شاهرخ فروتنیان و افسانه چهره‌آزاد

رضا تهوری، رضا بولو و ماری قیاسی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روز جمعه ۱۰ شهریور امروز ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Aydaa Orang:
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، حمیدرضا نعیمی یکی از چهره‌های موفق دهه نود تئاتر ایران به حساب می‌آید. او که با سقراطش یکه‌تازی می‌کرد با «فاوست» و «ترور» به کارگردانی شهره شد که تئاتر را در ابعاد بزرگ و حجیمش روی صحنه می‌برد. او مرد قصه‌گویی بود، با قهرمانان نامتجانسش، مردانی که فلسفه می‌گفتند و با دیگران در تضاد بودند.

اما همه چیز این روزها دگرگون شده است. نعیمی با حامد بهداد نمایشی روی صحنه برده است که بسیاری می‌گویند این چیست. از آن لذت می‌برند؛ اما تداعی‌گر نعیمی نیست. به هیچ‌وجه من الوجوهی نعیمی نیست. شاید حرافی می‌کند؛ چون سقراط، اما آن نیست. قصه‌ای ندارد؛ اگرچه دلش قصه می‌تراود. خط روایی مشخصی ندارد، همچون توهمی است سیال. از این سو به آن سو در لُختی صحنه لَخت می‌‌خرامد.

«شرق دور، شرق نزدیک» راز حمیدرضا ... دیدن ادامه » نعیمی است. گذار او از خویشتن است. چیزی شبیه تحول پیامبرگونه در میانسالی است. تلاشی برای جوان شدن، تعلیق اخلاق «کیرکگاردی» است. بوی آیرونی می‌دهد، همانند لحظه آخر پذیرش حکم توسط سقراط. او الهام‌بخش نعیمی است و ما قصدمان کشف خوانش‌نشده‌های این دو شرق. آنچه می‌خوانید گفتگوی تسنیم است با حمیدرضا نعیمی درباره تجربی‌ترین تجربه تئاتریش.

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/05/31/1495449/%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-80%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D9%8B-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA
Nimble این را خواند
هانیه شکری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی کوتاه بر نمایش "شرق دور، شرق نزدیک" نوشته و کار : حمیدرضا نعیمی
نوشته گلچهر دامغانی
صحنه آبستن تولدهای بسیاری است، این را حرکت نخست کامران (حامد بهداد) که آرام به سوی تماشاچی می آید نوید می دهد. این استفاده ی درست حمیدرضا نعیمی از امکانی ست که سالن شهرزاد در اختیارش نهاده : فضایی در انتهای صحنه که تاریک است و راه به جایی دارد، به رحم مادر شاید؛ و از همین جاست که کامران به سمت ما خروج می کند.
شرق دور شاید آنجایی ست که زندگی ما در آن طلوع کرده روزی، ولی همه به ناچار به شرق نزدیک ورود می کنیم، که این دنیاست و صحنه بازی ست. کامرانِ نویسنده، روشنفکرعاصی و نکته بین در واقع در پیش چشم ما به دنیا می آید و همسرش هانا(بهناز نازی) که روح مادری در او بسیار قوی ست گویی مدام سفارشش می کند که قهوه اش سرد نشود. انگار کن مادری که مدام در فکر شیردادن و ترو ... دیدن ادامه » خشک کردن است. هانا درعین عاشقی، همسر بودن را از یاد برده است و کامران که معترف علاقه ی وافر به همسرش است آنقدر از او فاصله گرفته که خود را عقیم می داند و همسرش را قدیس. از یک مرد عقیم و زنی دست نایافتنی پیچیده در لحاف عفاف تولدی متصور نیست. پس این تولدهای پیاپی، زن و مردی (بهار نوحیان ، محسن گودرزی) که از تاریخ بشری به ترتیب از سده های دور و سالهای اخیر آمده اند و هانا را می طلبند، از کجاست ؟ اینان که گاه انگار کفن پوشیده اند و درهمان حال قنداق پیچیده، از که متولد می شوند؟ کامران زاییدن را منتج شده از گناه (خواهش تن) می داند، همان که تنها تولد عیسی بن مریم از آن بری ست. اگر تولد این زن و مرد را نتیجه ی خواهش" ذهن" کامران بدانیم که به نوعی قهرمان (پروتاگونیست) نمایش است، پس تولد ایشان بر صحنه ی زندگی هانا مشروع است و از گناه مبرا. چرا؟ از آنجایی که ایشان از پس تاریخ رنج بشر زاده شده اند، وباز زاده می شوند و باز زاده خواهند شد. رنج فارغ از آنکه هرگز برکسی خوشآمد نیست، تطهیرکننده است و شاید آن چیزی که کامران به آن واقف نیست بازیابی طهارت از دست شده ی زن است در حین زایش، چرا که با تحمل رنج توامان است.
هانا پس از رودرویی اش با خانم جوان (کتانه افشاری نژاد) به افقی دیگر از مرحله ی زایش می رسد: بالکن ساختمان پلاسکو که همه ی اشخاص نمایش درنهایت به سمتش هدایت می شوند که همان فضای ابتدای ورود کامران است، در واقع بطن مادر- هانا ست که گویی چون پناهی به روی همه باز می شود و خودش اما از آن بیرون می ماند. این تصویر انتهایی آتش و هانا، مرا یاد اژدهای مکاشفه ی یوحنا انداخت که زن پا به ماه را به تهدید دنبال می کرد...

اینها دریافت های من از نمایشی ست که متن اش قطعا لایه های جامعه شناختی نیز دارد اما من ترجیح دادم به این بخش رمزآلودترش در این نوشته ی کوتاه بپردازم، چراکه شیوه ی کارگردانی نیز بیشتر مخاطب را به سمت رازگونه بودن اتفاقات هدایت می کرد تا عیان کردن روزنامه ای واقعیات اجتماعی.

شرق دور شرق نزدیک نمایشی که در درون خود مدام در حال استحاله است و مخاطب تشنه ی اندیشه و خسته از سهل باوری را بر دامان صحنه خود سیراب می کند.

بازیگران همه از فرط " نباید خیلی دیده شدن" برجسته اند و در ادای نقش خود موفق عمل می کنند و نقش ها گویاست.

گلچهردامغانی
رضا بولو و ماری قیاسی این را خواندند
رضا تهوری، هانیه شکری، Nimble و atefeh irani این را دوست دارند
Nimble
* شرق دور شاید آنجایی ست که زندگی ما در آن طلوع کرده روزی، ولی همه به ناچار به شرق نزدیک ورود می کنیم، که این دنیاست و صحنه بازی ست( بسیار دلکش)
** کامران که معترف علاقه ی وافر به همسرش است آنقدر از او فاصله گرفته که خود را عقیم می داند و همسرش را قدیس( برداشت من خیانت هانا به کامران بود...برداشت من اشتباه بود؟! سپاس)
*** از آنجایی که ایشان از پس تاریخ رنج بشر زاده شده اند، وباز زاده می شوند و باز زاده خواهند شد ( چه دلنشین)
**** کامران زاییدن را منتج شده از گناه (خواهش تن) می داند، همان که تنها تولد عیسی بن مریم از آن بری ست. اگر تولد این زن و مرد را نتیجه ی خواهش" ذهن" کامران بدانیم که به نوعی قهرمان (پروتاگونیست) نمایش است، پس تولد ایشان بر صحنه ی زندگی هانا مشروع است و از گناه مبرا. چرا؟ ( آیا به راستی کامران شخصیت پروتاگونیست نمایش بود؟ پروتاگونیست در مقابل که؟ در مقابل چه؟ شخصیت آنتاگونیست را که می دانید؟! آیا اصلا این نمایش در این اوصاف جای می گیرد؟ چگونه می توانید این چنین به صراحت تفکیک شخصیت کنید؟... سپاس)

***** ینها دریافت های من از نمایشی ست که متن اش قطعا لایه های جامعه شناختی نیز دارد اما من ترجیح دادم به این بخش رمزآلودترش در این نوشته ی کوتاه بپردازم، چراکه شیوه ی کارگردانی نیز بیشتر مخاطب را به سمت رازگونه بودن اتفاقات هدایت می کرد تا عیان کردن روزنامه ای واقعیات اجتماعی.


(سپاس از بینش زیبای تو گلچهر دامغانی عزیز)

۰۸ شهریور ۱۳۹۶
آقای Nimble گرامی

نخست اینکه ممنون از حسن نظرتون به نوشته ی من، که خوشبختانه نشان از حسن نظر شما به کار آقای نعیمی عزیز و گروه محترم شون داره و جای خشنودیه.

دوم اینکه قطعا نوشته ای در این حد کوتاه، که بیشتر گپی دوستانه در سایت تیوال و محفل علاقه مندان ... دیدن ادامه » به تاتر هست، یک نوشته ی علمیِ نمایشی، فلسفی، دینی، جامعه شناختی نیست. اما من چون اتفاقی نظر شما رو دیدم اجازه می خوام به نکته ای که برای شما ایجاد پرسش کرده پاسخ بدم که شاید اندکی روشنگر باشه : نمایش شرق دور، شرق نزدیک یک نمایش کلاسیک نیست که پروتاگونیست اش هم از نوع کلاسیک و فن شعر ارسطویی باشه. دیگه اینکه پروتاگونیست کنش گر است، مقابله با کسی یا چیزی نمی کند، کنش او واجد چنان حرکتی در اطراف اش است که واکنش آنتاگونیست را برمی انگیزد. این آنتاگونیست است که به مقابله برمی خیزد.
نکتۀ دیگه اینکه در نمایش مدرن پروتاگونیست می تواند هم زمان در غالب آنتاگونیست در مقابل خودش قدعلم کند که از نظر من کامران (حامد بهداد) نمونه ای از این دست است. معمولا در این نوع شخصیت پردازی به نظر میاد که نه قهرمانی هست و نه ضد قهرمانی و این درست همون چیزیه که شما درک کردید و غلط هم نیست. آتتاگونیست در این نوع نمایش مثل بوکسری ست که ناگهان حریفش رو کنار خودش می بینه ولی این چیزی از چالش ماجرا کم نمی کنه چون حال بدیه که ناگهان مشت در هوا رها کنی. شاید خواست نمایشنامه نویس و کارگردان هم اینه که اینطور به نظر بیاد. بنابراین به نکته ی آخری که شما اشاره کردید میرسیم : من ابدا به خودم اجازه ندادم در این نوشنه ی کوتاه با قطعیت بگم کامران پروتاگونیست است هم به دلیل توضیحاتی که ذکر کردم و هم توجه کنید که من نوشته بودم : کامران « به نوعی » قهرمان نمایش است.

شاد باشید و باز هم ممنون از شما
گلچهر دامغانی
۰۹ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای سه شنبه ۷ تا پنجشنبه ۹ شهریورماه امروز ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه یه روزی میمیرن
زود یا دیر
سخت یا آسون
مردن همیشه مردنه
ولی زندگیه که همیشه زندگی نیست
شاید مسئله این است !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نوشته عزت مهرآوران در اینستاگرام :
حمیدرضا نعیمی:
درخششی دیگر درشیوه باروری دربازپروری .تاریخ خاموش را روشنا بخشید..شرق دور....مردمان را درتاریخ سرجایشان که سالها بیرون ازجاه و جایشان بودند.قرارداد..کاری تکان دهنده بابازی شگفتای بازیگران..صحنه پراز خالی. پراتفاق...نعیمی با هر کار تاتر نمونه ای ازشدن را درتاتر ایران مهرمیکند...تاتر نعیمی گونه ای از تاتر شایستگی است. انتخاب بازیگر.موسیقی.طراحی صحنه. نور‌....تاترخوب باید درصحنه ماه ها .سالها بماند..شرق دور...تاتری بی تاریخ مصرف است...دستمریزاد نعیمی عزیز و یارانش

حامدبهداد صاحب منصب بازی پیشگی..درنمایش شرق دور.....گاهواره تاریخ راجنباند.تا بازی کند نگوید..قدرتی در بخدمت گرفتن بدن برای گفتن دارد...بازی حامد اول تا آخر توپیدن به گاه گاه لرزه های تاریخی است.حامددربازی پیشگی جذبه شگفتی دارد..اگر رستم ... دیدن ادامه » بازیگری نیست.سهراب بی پروای تاتر.است.‌درخشنده ترین است.بمانی برای آبروداری تاتر
ماری قیاسی این را خواند
هانیه شکری و Nimble این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروش روزهای یکشنبه ۵ و دوشنبه ۶ شهریور (سانس ۲۰) فردا جمعه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
تمدید نخواهد شد؟!
۰۵ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پنجشنبه ۲ و جمعه ۳ شهریور با سانس ویژه ساعت ۱۸، فردا سه شنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد
الان ساعت 13:30 روز سه شنبه است اما سانس های اعلام شده باز نشده. واقعا چرا؟!
وقت آدمها مهم نیست؟
۳۱ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه، از روز یکشنبه ۲۹ مرداد تا چهارشنبه ۱ شهریورماه فردا جمعه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌ ویژه ساعت ۱۸ روز جمعه ۲۷ مرداد، امروز چهارشنبه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شرق دور شرق نزدیک ، بشخصه شرق نزدیک را به شکل یک گربه لاغر و چرک و مریض دیدم ، گربه ای که حتی اکراه دارم از سر دلسوزی بهش غذا بدم چون میترسم پنجولم بکشه!!!!!
با احترام به همه عوامل اجرا ، شخصا کنجکاوانه برای دیدن بازی حامد بهداد دیدن این نمایش را انتخاب کرده بودم، 16 امرداد 96 در یک جای خوب و مسلط به صحنه نمایش ،صحنه آرایی فضای اجرا زحمتش با ذهن تماشاچی بود ، در ذهن خودم مکان بازیگر را تجسم میکردم گاهی اتاق گاهی هم روی هوا...!!! ، یک اجرای خوب از بازیگران، دیالوگهایی با حجم بالای انتقاد به فضا و زمان حال ، و یک اجرای عالی از حامد بهداد ،
امیدوارم روزی این فضای انتقاد باز و بازتر بشه ، از دیدگاه من هر چقدر فضا جهت انتقاد باز باشه ، جامعه ، ظرفیت انتقاد پذیری بالاتری کسب خواهد کرد و این یعنی یک قدم رو به جلو....
خدا قوت به همه عوامل اجرا....
lilibani، محمدامین، Mesterider، nahid jamshidi، مریم پوپلاوسکی و سپیده seyedan این را خواندند
amaj و کاوه این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدا احساس میکنی که یه صحنه خالی که مانور اجراش فقط روی نوره زیاد جذاب نمیتونه باشه اما بهد چند لحظه تک تک دیالوگا مثل سیلی از یه خواب بیدارت میکنه...هی سیلی میخوری و هی بغض میکنی و هی سر تکون میدی...خیلی خوووب بود
اول از همه نویسندگی جناب نعیمی و بعد از اون اجراهای تمام بازیگرا
اما من از بازی آقای محسن گودرزی تقدیر میکنم که یک نفس و راحت و باورپذیر بودن اجراشون هنوز بعد از گذشت دو شب در من زندس.عااالی و بی نقص.دست مریزاد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش چهارشنبه ۲۵ تا جمعه ۲۷ مردادماه، از دوشنبه ۲۳ مرداد ماه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
همیاری تیوال برای فردا بلیط دارم ولی می خواهم اکر میشو. د انرا به روز جمعه منتقل کنم.منتظر پاسخ هستم.
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
درود بر شما
به دلیل محدودیت‌های گوناگون امکان لغو یا جا به جایی خرید به صورت عادی وجود ندارد اما همواره تلاش در همکاری با کاربران عزیزمان داریم... برای بررسی بهتر در ساعت اداری با شماره 66871897 تماس بگیرید.
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تأملی درباب «شرق دور شرق نزدیک»

شرق دور شرق نزدیک، جایی است نه آنجایی و نه اینجایی؛ ناکجاآبادی است برزخ‌گونه میان تمام دو قطبی‌های هستی: از نزاع پیوسته سنت و مدرنیته گرفته تا جدال بی‌پایان عقل و عشق. از سقوط نهفته در هبوطِ آفرینش تا صعود برآمده از تکامل داروینی. از زایایی مادرانی مشرقی تا عقیمی پدرانی (به‌ظاهر) مغربی. از فعالان مدنی رهایی‌بخش زنان تا زنانی رها از فعالیت مدنی. آری، در شرق دور شرق نزدیک، فاصله میان دروغ و حقیقت تا بی‌نهایت است، آنچنان که از سوی بی‌نهایتش به یکدیگر می‌رسند.
شرق دور شرق نزدیک، از هر طرف به شرق می‌رسد و اِشراق. جهانش ناشناخته است و ناشناخته می‌ماند. مردمانِ شرق دور شرق نزدیک را عطش شناختِ جهان نیست، بلکه اِغواگری جهان‌شان را با اِشراق ادراک می‌کنند. جهان را به مثابه معبدی می‌پندارند میان یقین و تردید. معبدی ... دیدن ادامه » که سرگشتگان سنتی‌اَش، اَسرار هستی را از عرفان می‌جویند و سرگشتگان مدرنیته‌اَش، اَسرار گیتی را از داروین. تشابه میان این دو سرگشتگی، سرکَندگی ملّتی است در اَدوار تاریخ. «نهایت» نام دختری است با لهجه‌ای به گستردگی یک سرزمین که به‌دنبال سَر خود می‌گردد؛ سَری که در حمله مغول‌ها از تَن‌اش جدا شده است. و نهایت این بی‌‌سَری را ملّتی میراث‌دار است که تا قیام مشروطه، حتی پس از آن، و شاید تا امروز... در جست‌وجوی سَرِ خویش است. مردمان شرق دور شرق نزدیک از آن زمان، تنها و تنها قلبِ تَنِ بی‌سَرِ خود را مرکزِ ادراکِ جهان ساختند، ادراکی که آن را اشراق‌گونه و با مکاشفه پذیرایند.
شرق دور شرق نزدیک، روایت پرتاب‌شدگی ملّتی است، از زهدانِ تاریکِ تاریخ به جهانی ناشناخته. روایت ملّتی است با تاریخی دَرهم و بَرهم، چرا که اساسا این ملّتِ سَر از دست‌داده، حافظه‌ای برای سپردن تاریخ ندارد. سرزمینی، با تاریخی نانوشته که در آن قجرها همه ظالم بوده‌اند و دیگران همه مظلوم. غافل از اینکه قجرها به پشتوانة همان مظلوم‌نمایانِ تاریخ، قجری کرده‌اند؛ آری، در این سرزمین پیوندی رازگونه و ابدی است میان ظالم و مظلوم. پیوندی ناگسستنی که در طول تاریخِ این سرزمین سانسور شده است و شاید تنها صدای بوق، حساسیتِ تماشاگران را برانگیزد.
شرق دور شرق نزدیک، داستان کودکی است از مادری، خواسته و از پدری، ناخواسته. مادری که در شرق نزدیک نشسته است و تمنّای شرق دور را دارد، و پدری که دل از شرق (چه دور و چه نزدیک) بریده، اما همچنان بر لبه‌های مشرق، پریشان‌گونه تردّد می‌کند. و کودکی در میان جنگِ خواستن و ناخواستن، کودکی که شاید خواستن‌اَش حکمتی خداباورانه تلقی شود و نخواستن‌اَش شکّاکیتی خداناباورانه. کودکی برآمده از سرگشتگی‌های مادر و ناکامی‌های پدر. آری، زندگی و مرگِ کودک سرزمینِ شرق دور شرق نزدیک، وابسته به ایمان مادرانه و کفر پدرانه است؛ تجربة رازگونه‌ای که مردمانِ شرق دور شرق نزدیک، نه از کودکی، که از جنینی خود، در رحمِ مادرشان به آن خو می‌گیرند و تاریخِ نانوشته‌شان را این‌گونه تکرار می‌کنند.
شرق دور شرق نزدیک، حکایت‌کنندة ویرانیِ سرزمینی است، با صلابتی کهن و سستی امروزین، همچون ساختمان پلاسکو. پلاسکویی با قدمت تاریخی، اما بدون هویتی تاریخی. پلاسکویی که سرانجام از موقعیتی بحرانی عبور کرده و به فاجعه بدل می‌شود. پلاسکویی که بازیگران و تماشاگرانش، هر یک به‌قدر خویش در فاجعه‌اش مشارکت می‌جویند. مشارکتی که کسی را از این فاجعه مبرّا نمی‌کند. بازیگران و تماشاگرانی همبسته با یکدیگر که برای فرار از این فاجعه با هر صدایی به سویی می‌دوند، و تنها یک نفر به تقدیرِ تاریخی خود باور داشته و به‌خاطر بارداری‌اش از فرار می‌پرهیزد. مادری که آبستنِ تاریخِ سرزمینِ خود است و خود را جدای از این فرزند (تاریخ سرزمینش) نمی‌پندارد. آری، مادری که به قامت یک زن شرقی و با قدرت زایندگی خود، سرگشتگی‌هایش را به کناری می‌نهد و مؤمنانه بر فرازِ پلاسکویِ سرزمینش می‌ایستد تا آنچه فروریختنی است فرو بریزد.
فهمیدن این نوشته ی شما برای من از فهم نمایش هم مشکل تر بود.
۲۳ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شرق دور شرق نزدیک بیانگر نسبیت رابطه ها برای برهم زدن نوعی طبقه بندی ذهنی است. شرق دور می تواند کشورهای جنوب شرق آسیا باشد نسبت به جامعه ما، یا تاریخ دور ما نسبت به اکنون و الان. با این همه آنچه در نمایش برجسته است نقش تاریخمندی اعمال ما و خودآگاه جمعی در شکل گیری فرهنگ امروز ماست که با همه نقصان ها و کاستی هایی که دارد می تواند ادامه داشته باشد چرا که امکانهایی در آینده برای ما موجود است. کودک که نماد پاکی و دهش و صداقت است نقطه مقابل دروغ و ناراستی است و می تواند جانی تازه در رگ های بی جان روند تاریخی ایجاد کند و غیر از این کودک که نماد پاکی است، دیگران همه محکوم به مرگ خواهند بود...

همه ما بارداریم... باردار اندیشه ها و اعمال و احساساتی که می تواند شرق دیگری را رقم زند و مادام که در راه راستی و درستی باشیم بودنمان معنی دار است و هنگامی که اعمالمان ... دیدن ادامه » در ساختار معیوب حل گردد و نتوانیم اراده بر انجام راستی داشته باشیم بودنمان، بودنی اصیل نیست و مساوی با مرگ و نیستی است...
آیدا اورنگ و Mesterider این را خواندند
farhad riazi، Captain، عیسی سلمانی، آذین حجازی و سعید این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آتش تقی پور در یادداشتی که خبرگزاری ایلنا منتشر شده است، نوشته:

حمیدرضانعیمى بعنوان نویسنده و کارگردانِ گروه تئاترشایا، این بار با نمایشِ "شرق دور، شرق نزدیک" در پردیسِ تئاترشهرزاد جلوه نمائى شایسته اى میکند.
در بادیِ امر حامد بهداد با مونولوگِ بسیار ارزنده، کوبنده و روشنگر به معرفى و بازشکافیِ فضاى دردآور و بهت انگیزِ محیط و شرایطِ زندگى اجتماعىِ قهرمان ماجرا، نمایش را آغاز میکند که خودِ این مونولوگ، اجرائى تحسین برانگیز است: زیبنده ی بازیگریِ ًحامدبهداد.
در روال و روندِ نمایش هریک ازبازیگران با بازی های رزووه و حرکاتِ استلیزه و با کادربندی های ستودنىِ نعیمى معنى و محتویِ نمایش را عمیق تر و تفکر برانگیزتر میسازند و چنان ماجرا را می شکافند که اعجابِ بیننده را برمی انگیزد. نعیمی بااستفاده ی بهینه از نورپردازی ابعاد دیگرى به میزانسن ... دیدن ادامه » هایش مى بخشد و موسیقی بجا و یاری رسان اجرا فضائى یکدست می آفریند.
کلامِ آخر اینکه، آیا بچه ی درونِ رحم مادر باید بمیرد؟ یا زنده بماند؟ حمیدرضانعیمى با تمامِ کشمکش هاى دردناک محیط اجتماعى و کشاکش های هاى بعدى قهرمانِ نمایشش که بهناز نازى بعنوان بازیگرِ نقش با آن روبرو خواهد شد تا این طفل را به سلامت بدنیا بیاورد پیامى برانگیزاننده و مناسب براى پایانِ اثرش انتخاب می کند و امید به روشنائى آینده و زایش و تولد آن را به تماشاگر نوید می دهد در کورسوی یأسها و نومیدیها.
دست تمام عوامل اجرائى را که با تمام مشکلاتِ سرراه چنین هنرمندانه، محتواى نمایش را متبلور ساخته اند مى فشارم؛ و در اهتزازِ باد می گویم: پرچم برافراشته جانفشانیهایشان...

آتش تقى پور
nahid jamshidi و ماری قیاسی این را خواندند
آذین حجازی این را دوست دارد
خانم ارونگ میشود بفرمائید که کدامیک از هنرمندان گرامی تا اکنون تشریف اورده اند برای دیدن اجرا البته بجز آنها یی که اعلام نمودید متظورم از طریق اعلام نظرتشان.
۲۰ مرداد ۱۳۹۶
البته، دارم منتشر می کنم
۲۰ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین پاکدل در صفحه اینستاگرامش نوشت:
حمیدجان الحق مایه غرور و افتخارى. ستایش مى کنم هوشمندى ات را در بیان عمق رنج هاى شکننده و تحقیر کننده زمانه، بى ادا و ادعا، شفاف و روشن، دردمندانه و اثرگذار و تا این پایه زیبا. تو نشان دادى در دل تراژدى زیست مى کنى، و با استادى تمام بلدى با خلق درامى جذاب و نفس گیر دیگران را در دلمشغولى هایت شریک کنى. مى توانى با مهارت گروهى زبده را با زبان و ذهنیتت همراه کرده و اثرى مدرن، با بیان کاملاً نمایشى و قابل درک و دریافت بر صحنه خلق کنى. به دوستى و بهره ورى از اندیشه هایت افتخار مى کنم و بر خود مى بالم، دست تک تک اعضاى گروه هنرمند، همراه، همدرد و پرتلاشت، بهناز نازى، حامد بهداد، کتانه افشارى نژاد، کامبیز امینى، محسن گودرزى، بهار نوحیان، مرجان فریقى و بقیه اعضاى گروه سربلندت را با فروتنى تمام مى بوسم.
بابک و ماری قیاسی این را خواندند
آذین حجازی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه، از روز یکشنبه ۲۲ تا سه شنبه ۲۴ مردادماه فردا پنج شنبه ساعت ۱۴ ظهر آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه، از روز چهارشنبه ۱۸ تا جمعه ۲۰ مردادماه امروز سه شنبه ساعت ۱۲ ظهر آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید