تیوال فیلم سیانور
S3 : 04:00:45
: بهروز شعیبی
: مسعود احمدیان
: مهدی هاشمی، بابک حمیدیان، هانیه توسلی، بهنوش طباطبایی، حامد کمیلی، پدرام شریفی، فرزین صابونی، با حضور آتیلا پسیانی و بهروز شعیبی
: سید محمود رضوی
: علی برازنده
: کامران کیان ارثی
: زهرا و فاطمه کمالی
: آیدین ظریف
: شهاب علی بخشی
: صالح غربی جوان
: علی صابری
: مرجان تاجیک
: علی صلاحی
: مهدی دلخواسته
: بیتا موسوی
: حمید زرقومی

خلاصه داستان: قصه «سیانور» در دهه ۵۰ می گذرد و محور اصلی آن زندگی عاشقانه یک زوج است که در آن دوره زمانی به تصویر کشیده می شود.

دسته‌بندی:
سیاسی

گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم سیانور (سری دوم) / عکاس: متین علیپور

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم سیانور (سری نخست) / عکاس: متین علیپور

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم سیانور / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم سیانور / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» کارگردان «سیانور» به «سینما دو» می آید

» "سیانور" درفرهنگسرای ارسباران اکران و نقد می‌شود

» رونمایی از سری جدید پوسترهای «سیانور» با پسیانی و هاشمی

» به دلیل عدم نمایش در ٣ روز اول جشنواره؛ سیانور از رقابت انتخاب آرای مردمی خارج شد


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یکی از موضوعاتی که فیلم بارها به آن پرداخته، موضوع دوراهی و انتخاب است. مرتضی لباف (بابک حمیدیان) و وحید افراخته (حامد کمیلی) توسط ساواک دستگیر می‌شوند، لباف وفادار اسلام‌گرایان سازمان می‌ماند و شکنجه‌های شدید ساواک را به جان می‌خرد اما در بازجویی کلمه‌ای دربارۀ سازمان حرف نمی‌زند، افراخته اما تمام اطلاعاتی که از مجاهدین خلق داشته در اختیار ساواک قرار می‌دهد. ساواک قصد اعدام آن دو را می‌کند، اما لباف در حالی که قرآن می‌خواند به استقبال شهادت می‌رود و افراخته برای این سرانجام، زار می‌گرید. از سویی سازمان سلاح و سیانور در اختیار اعضا گذاشته که یا بکشند یا خودکشی کنند. اما کم‌اند کسانی که شکنجه و مرگ توسط ساواک را به جان می‌خرند و حاضر به ارتکاب این حرام یعنی خودکشی نمی‌شوند. «مومن ممکن است به هر نوع مرگی بمیرد، اما خودکشی نمی‌کند. پس ... دیدن ادامه » کسی که بتواند خون خود را حفظ کند و با این وجود از قاتل خود جلوگیری نکند تا کشته شود، قاتل خود خواهد بود». (امام علی (ع))

من این فیلم رو دوبار دیدم. و دوست داشتم.
محمد روشنیان، الهه الف و محمد لهاک این را خواندند
علی نواصر و سعید حسن زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی در حد یک باور به طلوع آفتاب در روشنایی روز سفارشی ساخته شده است تا بازگوی تاریخی عوام فریب باشد و آنچه را که میخواهد به ذهن مخاطب القا کند. واکاوی تاریخی که به درستی صورت نگرفته و یا نخواسته اند به درستی صورت بگیرد. بیانی اغراق آمیز که از لذت دیدن این فیلم می کاهد. من در تمام مدت این فیلم به حماقت کارگردان فکر میکردم که برای کسب مادیات از وزارت های بالا ، تا چه حد منفور بودن را به جان خریده است. در سالن سینما فقط میخواستم فیلم تمام شود تا نفسی تازه کنم ، تقریبا تمامی حضار شروع به خندیدن و مسخره کردن میکردند.
علیرضا و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر سخت گیر باشیم و نگوییم فیلم خوب است، می توانیم بنویسیم فیلم بدی نیست، فیلم بجز چند دیالوگ مامور ساواک که بوی شعار دادن دو طرفه می دهد- فیلم توانسته فضای واقعی دهه 50 را خلق کند. داستان تا حدود زیادی واقعی است. البته من به شخصه شخصیت قوی تر از لیلا زمردیان در ذهنم داشتم که در فیلم اینگونه نبود.
ارتباط فیلم با دنیای امروز برای من آنجایی است که به درستی در پایان نامه و فیلم نشان داده می شود چگونه چریک ها با کمترین دانش ممکن دست به عمل می زنند و فکر می کنند بهترین راه را یافته اند.
این روزها در کشور ما چریک نیست! ولی بسیارند سیاسون و دولتمردانی که با دانشی حتی کمتر از آن چریک ها تصمیمات اساسی و تاثیر گذاری می گیرند
الهه الف، نیما اردلان، اوا.ت، شیرین و محمد لهاک این را خواندند
شیرین این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باسلام:
این فیلم و در جشنواره فجر دیدم .توقع ام بردن جایزه های زیادی بود که البته گویا اشتباه کرده بودم.
اما از نظر بنده دیاگوگ ها ، بازی و طراحی صحنه و دکور همه به صورت عالی و به جا ساخته و پرداخته شده بود.مخصوصا طراحی دکور که جا داره تبریکی و تعظیم چند دقیقه ای رو به جا آورد.
بعد از مدتها یه فیلم من رو به صورت کامل راضی کرد و تونست خیلی ها رو به فکر بندازه که یه روزی همه ما هم وطن ،دوست، هم محلی ، برادر و خواهر هم بودیم این دین و سیاست بود که کم کم باعثه جداییه ما شد و در آخر تمام این جنگ و جدل ها جوابش قرار بود چی بشه ؟تماشاگر میتونست فیلم رو دنبال کنه بدون اینکه اهد هیچ گونه جبهه گیری باشه و همچنین شاید گاها حق و رو آدم های متفاوت در لحضات متفاوت میداد.
ابتدای داستان متن داستان همه به جا و درست بود به جز پایان بندی فیلم که البه آسیب جدی به کل فیلم وارد ... دیدن ادامه » نمیکرد.
و در آخر چیزی که قراره بهش فکر کنی اینه که: واقعا چریک و ساواک و مجاهد و اسلام گرا آیا برای نجات خلق اومدن یا خودشون ؟ و اصلا خلق قراره کی باشه ؟!؟
الهه الف و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه به دلیل فقدان استدویو های فیلم سازی در ایران، فیلم ساختن در فضای دهه های 40، 50 و حتی 60 با توجه به تغییرات فراوان فضای شهری کار بسیار سختی ست. اما سیناور تا اندازه زیادی در القای فضای تاریخی قصه موفق عمل میکند و شاهد گاف عمده ای در راکورد های صحنه ای نیستیم.
باز یهای فیلم هم عمدتا قابل قبول هستند. به جز حامد کمیلی که با توجه به پیچیدگی نقشش و سهم عمده ای که این نقش در پیشبرد درام داره شاید انتخاب مناسب نبوده.
اما ضعف فیلم به نظرم در فیلمنامه ست که به نظر میاد در بعضی جاها دارای حفره ست به خصوص در پایان بندی.
ولی در مجموع دیدن فیلم برای یک بار ناراضی کننده نیست.
در حال و هوای عشق و سیاست

فیلمی درباره دهه 50 شاید اشتیاق زیادی در مخاطب برای تماشایش ایجاد نکند به دو دلیل عمده؛ اول به خاطر شعارزدگی در مضمون و مطلق اندیشی سیاسی در دسته بندی کردن آدمها در اکثر این نوع فیلمها؛ دوم به علت سوتی های ریز و درشت در طراحی صحنه و لباس آن دوران، شاید نزدیک ترین مثالش سریال کیمیا باشد که هر دو وجهه منفی را به وضوح دارد.اما سیانور از معدود آثاری است که از گزند چنین آسیبهایی در امان می ماند. اولا به دلیل وسواس عوامل از جمله طراح صحنه و لباس، فیلمبردار و کارگردان در بازنمایی درست بافت تصاویر آن دوران؛ دوما به دلیل پرهیز از قطب بندی مطلق بین کاراکترها در جناح های مخالف. در سیانور گویی بین آدمهایی که در جایگاه آسیب زننده یا آسیب پذیر قرار دارند مرز باریکی است که شرایط ملتهب و سیاست زده جامعه و میزان پایبندی شان به اخلاقیات ... دیدن ادامه » در این شرایط بغرنج آنها را محبور میکند پایشان را این ور یا آن ور مرز خیر و شر بگذارند. این حس با ترفندی القاع میشود، تطبیق دادن نسبی زوایه دید مخاطب با زاویه دید کاراکتر امیر فخرا (به عنوان پلیس حکومتی و همچنین دلباخته دختر مبارز) که سرگردان روی مرز خیر و شر قرار دارد و مخاطب را با خود گاهی به این سو و گاهی به آن سو میکشاند تا مخاطب خود را در نزدیکی با آدمها ی وابسته به جناحهای متضاد ببیند. اما ایراد بزرگی در فیلمنامه به چشم میخورد که در نهایت فیلم را به بالندگی چشمگیری نمی رساند. سیانور به نوعی از لحاظ مسیر روایی بین یک فیلم سینمایی و یک سریال معلق مانده است. اصرار فیلمساز در بسط دادن چندین محور روایی دراماتیک در چنین قصه ی پر کاراکتری، ظرفی بزرگتر از لحاظ بازه زمانی همچون تایم یک سریال نسبت به تایم نود دقیقه ای یک فیلم سینمایی میطلبد. در این تایم فشرده فیلمساز نمیتواند تمرکر کافی روی بسط تمامی محورهای روایی داشته باشد. به این ترتیب در طول قصه در حالیکه هنوز یکی از محور های روایی از لحاظ شخصیت پردازی و ترسیم موثر روابط به استحکام لازم نرسیده، فیلمساز مجبور است روایت را وارد محور دیگری کند. در نهایت اکثر شخصیتها شور و جان کافی ندارند و روابط ملتهب و یا عاشقانه بین آنها کم مایه جلوه میکند. سیانور در مجموع به حال و هوای نوستالژیک و دراماتیک آن دوران نزدیک میشود و تماشایش هم در سینما دلنشین است اما چه حیف که فراتر از این عمق نمی یابد.
سپهر امیدوار و محمد شفائی این را خواندند
ﻣﻴﺜﻢ ﭘﻮﺭﺗﺠﺮﻳﺸﻲ و محمد لهاک این را دوست دارند
با سلام و احترام
با شما موافقم من فیلم رو دوست داشتم
۰۱ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دهه ملتهب 50
سیانور
ساواک
چریک و .....
سیانور بازگو کننده بخشی از تاریخ این مملکت هست که عین یک پازل هست و همچنان پر از سوال و معما وجود دارد .بخشی از تاریخ که خیلی کم اشاره شده یا دوست نداشتند که بازگو کنند.سیانور مخلوطی از تاریخ و عشق هست که به بهترین شکل ممکن این معجون شکل گرفته است.شاید مهمترین پیامی که سیانور داشت برای مخاطب این بود که رجوع کنیم به تاریخ معاصر ایران وتحقیق کنیم با وجود داشتن نگاه های متفاوت.
دو عنصری که در سیانور به شدت به خوبی در آمده کارگردانی و طراحی صحنه و لباس .بهروز شعیبی به خوبی از تمام بازیگران توانسته بازی بگیرید همان چیزی که در دهلیز و پرده نشین هم میبینیم.مهدی هاشمی یک مامور ساواک که خیلی زمین تا آسمان با آنچه ما تا الآن در تلویزیون و سینما دیدیم و کاریکاتور نبود و انسان واقعی بود و مامور ساواک مثل همه ی ما انسان بود ... دیدن ادامه » در سیانور.
سکانس کشته شدن مجید شریف واقفی به دست رفیق هایش بهترین سکانس فیلم بود.
به قول سعید حجاریان تاریخ آینه عبرت هست وبه جای شکستن آن به آن نگاه کنیم.سیانور با تمام فیلم های با مضمون انقلاب و مجاهدین فرق دارد م همین دلیل دیده نشدنش در جشنواره های دولتی مان.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره فیلم فجر با همه فیلم‌های تلخش و با آن چند فیلم شیرینش و با همه حرف و حدیث‌ها به آخرش رسید. تجربه‌های آن در جشنواره‌های بعدی استفاده نخواهد شد و خوبی‌هایش هم به مرور کمرنگ می‌شوند اما همه آن‌ها به ادب «پرویز پرستویی» می‌ارزد که پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد گفت: «من بازیگر حیدر ذبیحی در بادیگارد بودم و ابراهیم حاتمی‌کیا، خالق بادیگارد.» و سیمرغش را ابتدا به ابراهیم حاتمی‌کیا و سپس به 5 تن سینمای ایران، استادان انتظامی، نصیریان، مشایخی، کشاورز و رشیدی تقدیم کرد.

همه بی‌اخلاقی‌های این دوره از جشنواره، مرگ و میرهای نهفته در فیلم‌ها، بی‌نظمی کاخ جشنواره و... به همین چهار کلام احترام‌آمیز و امیدوارکننده می‌ارزید.

⚠️ و در آخر هم یک نگرانی جدی برای «سعید روستایی» که با 9 سیمرغ بلورین برای فیلمش، وارد یک میدان ... دیدن ادامه » مین خطرناک شد. خدا کمکش کند...
محمد لهاک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک فیلم سفارشی که نمی تواند داستان بگوید، شخصیت خلق کند و از این همه موقعیت خوب درام یا اکشن دربیاورد.
و کمی هم کم‌گویی تعمدی از تاریخ دارد!
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
می شود بخش قابل چاپش را بگویی؟ البته من در مورد زن شریف واقفی هم جور دیگری شنیده بودم.
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید