تیوال فیلم سرخپوست
S3 : 22:12:24
: نیما جاویدی
: نوید محمدزاده، پریناز ایزدیار، مانی حقیقی، ستاره پسیانی، حبیب رضایی، آتیلا پسیانی
: مجید مطلبی
: هومن بهمنش
: ایرج شهزادی
: ایمان امیدواری
: محسن نصرالهی
: شیما میرحمیدی
: عماد خدابخش
: ایرج شهزادی
: امین کوشا
سال ۱۳۴۷ زندانی قدیمی در جنوب ایران به دلیل مجاورت با فرودگاه تازه تاسیس شهر در حال تخلیه است. رئیس زندان سرگرد نعمت جاهد به همراه مامورانش مشغول انتقال زندانیان به زندان جدید هستند تا اینکه...

گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم سرخپوست / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم سرخپوست در پردیس باغ کتاب / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم سرخپوست در پردیس کورش / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم سرخپوست / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» پیروی از کلیشه های رایج داستانی


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
هیچ کجا چنین توقعی از سینماندارند بجز در ایران ،بیشتر هم از جهت بیان ایراد،
و می گویند به عنوان مثال فلان فیلم در بیان جزییات تحول روحی
شخصیت فیلم ضعف دارد.فیلمهای محدودی هستند که مسولییت سنگین ارایه ی کامل جزییات را بر عهده دارند مه برای جشنواره های خاص و مخاطب خاص ساخته میشوند.فیلم سینمایی نرمال وظیفه اش پرداخت خوب به یک داستان است و ارایه کادربندی و بازیهای قابل توجه و البته جذاب.تا حدی که در سالن سینما،تماشاگر مدام به ساعت خود نگاه نکند.فیلم سرخپوست تمامی این پارامتر ها را دارد.البته که من هم مثل خیلی ها،از نرمش رییس زندان در برابر سرخپوست آنهم به خاطر جلب رضایت خاطر خانم مددکار،خوشم نیامد ولی خوب اگر مهربانی و رحم،واژه های کمرنگی شده،تقصیری متوجه کارگردان یا فیلمنامه نویس نیست اگر بخواهند این ارزشهای قدیمی را نشانمان بدهند تا به یاد ... دیدن ادامه » بیاوریمشان.
لی لی این را خواند
شهرزاد م، حمیدرضا مرادی، بهزاد هندی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر سینمای ما نیاز به چنین فیلمهای نابی داره،کنار نقاط ضعفش که مهمترینش بازی نه چندان قوی پریناز ایزدیار بود،داستان فیلم میخکوبم کرد،موسیقی و فیلمبرداری عالی که تو کمتر فیلم ایرانی دیده میشه.واقعا دست مریزاد داشت کارگردان.
و چه خوب که نوید محمدزاده بعد از مدتها نقش جدید بازی کرد.در مورد پایان خب برای فیلمی که از ابتدا بر پایه ی اخلاق ساخته شده،زندانبانی که زندانی ساختمانی هست که سالها توش کار کرده،کسی که با چشم میبینه حق مظلوم رو دارن میخورن و چاره ای جز رعایت عدالتی از پیش نوشته شده نداره،نمی تونست پایان دیگری داشته باشه.کاش فقط در پایان انقدر مستقیم اشاره نمیشد به مخفیگاه
فیلمی که حال آدم رو خوش میکنه و امیدوار به اینکه سینمای ایران میتونه جایگاه بهتری داشته باشه اگر بخواد.نقصهاش قابل چشم پوشی بود.
ای کاش این سه شنبه اجرای این یک اعتراف است و بودی میدیدمت❤
۵ روز پیش، سه‌شنبه
عزیزمی رویا جان، تو مسیر شمال هستم وگرنه حتما میومدم.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی رئیس زندان فهمید سرخپوست کجاست و بااون عجله اومد دنبالش و بعد اون پایان بندی رقم خورد احساس کردم فقط برا این با این عجله اومد دنبالش که ساک سرخپوست رو که جا گذاشته بود بهش برسونه که بدون ساک نره :-) اینجوری حداقل پایان بندی برام قابل باورتر میشه! این پایان بندی می تونست با دفاع رئیس زندان از سرخپوست در دادگاه خیلی بهتر انجام بشه.
پایان فیلم در واقع یه جورایی شخصی هست. یک جور رو کم کنی بین رئیس زندان و سرخپوست. دیگه مهم اجرای قانون نیست. شاید رئیس زندان تصمیم خودش رو از مدتها قبل گرفته. اما فقط می خواد به سرخپوست نشون بده که بالاخره من پیدات کردم، حالا آزادی برو.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
دیگه بدتر. یک ساعت ونیم فیلم دیدیم که شاهد کل کل این دو نفر باشیم؟ خیر.ما می خواستیم روند تحول رئیس زندان رو ببینیم که این روند خوب به تصویر کشیده نشد تا پایان هم باورپذیرتر باشه. برای مثال در فیلم این چندمرد خوب وکیل مدافعی که سرنوشت موکلش براش اصلا مهم ... دیدن ادامه » نیست و یک آدم بی خیال و خوش گذرونه در طول فیلم روندی رو طی می کنه که برای دفاع از موکلینش حتی آینده شغلی خودش رو به خطر می ندازه وما این روند رو می بینیم. چی میشد اگر رئیس زندان هم برای اثبات بی گناهی سرخپوست در دادگاه تلاش می کرد؟ بله دو هفته بعد اعدامش بود. ولی می تونستند فیلم رو با این شروع کنند که هنوز نتیجه دادگاه تجدیدنظر نیومده باشه
۵ روز پیش، سه‌شنبه
با شما موافقم.
بزرگترین ایراد این فیلم عقیم ماندن خط تحول شخصیت و تغییرش بود. برای همین هم تصمیم نهایی شخصیت که نقطه اوج فیلمنامه بود نه تنها منطقی نبود که قابل باور و جذاب هم نبود.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیاهوی بسیار برای هیچ ! قبل از دیدن این فیلم تعریف های زیادی ازش شنیده بودم.افرادی که از این فیلم به عنوان شاهکار سینمای ایران نام می بردند.و یا حتی بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران! خب با این پیش فرض به تماشا نشستم.واقعا از اینهمه تحسین و شگفتی بیش از حد مخاطبان تعجب کردم. در کل فیلم متوسطی بود.اول اینکه باید بخش فیلم برداری رو از انتقاداتم خارج کنم. تعریف های بیش از حد از این فیلم نشون میده چقدر یک فیلم برداری خیلی خوب می تونه رو خیلی از مخاطب ها تأثیر بذاره که سایر ایرادها رو نبینه.کاملا قبول دارم که فیلم محبوب شخص خود من در بین فیلم های جشنواره(یعنی شبی که ماه کامل شد) در فیلم برداری واقعا خیلی ضعیف عمل کرده بود و خب اینجا تفاوت بین این دو فیلم برداری کاملا مشهود بود.اما جدا از فیلم برداری ما با یک فیلمنامه ... دیدن ادامه » خیلی ضعیف در سرخپوست مواجهیم. مطمئنم اگر شخصیت پردازی کمی بهتر انجام میشد اون پایان بندی هم برای مخاطب قابل باورتر بود.ولی الان ما احساس می کنیم با یک پایان بندی هندی مواجهیم.ما نه چیزی از شخصیت رئیس زندان می دونیم نه مددکار نه سرخپوست و نه زن سرخپوست.شاید تنها چیزی که از رئیس زندان می دونیم اینه که ترفیع و شغلش براش خیلی مهمه.که با پایان فیلم کاملا متناقضه.پس کاملا مشخصه که اون پایان بندی برامون مضحک باشه.نگید تحول شخصیت به خاطر عشق به مددکار که اون خودش یکی از بخش های داستانه که اصلا در نیومده.دوستی گفته بود اصرار کارگردانان به جمع کردن فیلم در مدت زمان کوتاه برای به دست آوردن دل آن دسته از مخاطبان کم حوصله باعث میشه که تو فیلم شخصیت پردازی نداشته باشیم که کاملا موافقم.کاش نویسنده فیلمنامه سرخپوست قبل از نهایی کردن فیلمنامه اش یک بار دیگر فیلم رستگاری در شاوشنک و یا مسیر سبز رو میدید تا نحوه برخورد قابل درک رئیس های زندان آن فیلم ها رو با نحوه برخورد غیرقابل درک رئیس زندان فیلم خودش مقایسه می کرد. بازی ها همه خوب بود.فقط با بازی پریناز ایزدیار نتونستم ارتباط برقرار کنم.تجربه نشون میده پریناز ایزدیار بازی های در نقش منفی رو خیلی خوب در میاره.ولی در سایر نقش ها ناموفقه.در کل اگر بخوام بین فیلم های مهم جشنواره سال گذشته رتبه بندی کنم فیلم مورد علاقه من اول شبی که ماه کامل شد وسپس سرخپوست و بعد غلامرضا تختیه.البته که همه این فیلم ها دارای ایرادهای زیادی هستند.متری شیش و نیم رو هم کلا نپسندیدم.باقی فیلم های جشنواره رو هم هنوز ندیدم.
شخصیت پردازی قهرمان داستان به گونه ای پیش می رود که در پایان آنچه که رخ می دهد صرفاً یک شوخی است! واقعاً این پایان بندی در حد این فیلم با این میزانسنهای دقیق و تصویربرداری جناب بهمنش بود!؟
حیف این لوکشین نبود که با خرده روایتهای خامی مثل زن شخص فراری و یا هم روستایی او اینچنین نچسب به قصه دوخته شده بود!؟
آیا واقعاً خانم مددکار زندان تا این حد می تواند بی منطق و از روی احساس غیر حرفه ای در نقش ناجی زندانی فراری قصه خط روایت را مخدوش کند!!؟
به قول تارانتینو ٢ چیز راه نجات یک فیلمنامه است : اول: باور پذیر بودن و دوم: جذاب بودن که سرخپوست نتوانسته در روایت داستان باورپذیر باشد اگر چه که موقعیت خاص لوکیشن و تعلیق هایش ، تصویربرداری ناب ، تدوین خوب و البته بازی درخشان نوید محمد زاده صرفاً مانند ابری سیاه و هولناک بر جذابیتهای فیلم می افزاید.
در حیرتم که ... دیدن ادامه » چرا یک مشاور فیلمنامه ای در بین نبوده تا موارد مذکور که بخش بزرگی از پاشنه آشیل فیلم است را گوشزد کند...شگفتا!!
متفاوت مثل همیشه با بازی جذاب و دوستداشتنی نوید محمدزاده
امیر مسعود، سپیده و نگار ادیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمی درنگ...

سینمای ما از لحاظ قصه گویی از چند معضل رنج میبرد گاهی فیلمساز میخواهد هر جور شده از طرح خامی که چند خط هم نمیشود یک فیلم سینمایی در بیاورد نتیجه فیلمی خسته کننده است که تحملش تا انتها صبر ایوب میطلبد. گاهی فیلمساز آنقدر ذوق زده ایده ای که در ذهن دارد شده یا شاید آنقدر به مرحله اجرا علاقه دارد که هنوز فیلمنامه بسط پیدا نکرده وارد فاز تولید شده و نتیجه اثری ناقض الخلقه است گاهی هم فیلمساز ایده ای جذابی دارد و بسط خوبی هم به ایده اش داده تا پتانسیل لازم برای قصه گویی شکل بگیرد اما نگرانی زیادی فیلمساز از ریتم ظاهری فیلم و کم حوصلگی برخی مخاطبان او را وا میدارد تا از مکث و تامل کافی در موقعیتهای اساسی فیلم در هنگام گره افکنی و گره گشایی بگذرد و نتیجه فیلمیست سروشکل دار اما کم عیار.
"سرخپوست" نیما جاویدی هم چنین وضعیتی دارد فیلمی که ... دیدن ادامه » نیاز به مکث بیشتری روی بعضی فضاها، بعضی کنشها و بعضی جزئیات دارد به خصوص در نوع روند تجسس زندانی پنهان شده و یا رابطه توام با عشق و وظیفه سرگرد و مددکار و نوع دگردیسی عاطفی سرگرد جاهد در قبال زندانی بی گناه در پایان فیلم. این عدم درنگ کافی و سرعت ظاهری بخشدن به فیلم برای جلو بردن داستان نتیجه اش این است که کنکاش دراماتیک درونی(جدال حسهای متناقص سرگرد) و بیرونی(پنهان شدن زندانی و عدم توانایی در پبداکردنش با ترفندهای مختلف) اثر آنچنان که باید برای مخاطب تفهیم نمیشود و او را مجاب نمیکند که فیلم از استخوان بندی محکمی برخوردارست. در نهایت غنای اثر قربانی نگرانی فیلمساز برای راضی نگه داشتن مخاطب کم حوصله شده است.
باج دادن به سطح توقع هر نوع مخاطبی و هر نوع سلیقه ای از جلای هر اثری میکاهد یک فیلم بزرگ میتواند سلیقه بسازد اما قرار نیست هر نوع سلیقه ای را راضی نگه دارد به طور نمونه فیلم های چون حفره ژاک بکر و محکوم به مرگ گریخت برسون همانقدر که درخشان هستند همانقدر هم برای دسته ای از مخاطبان میتوانند کسل کننده باشند اما فیلمساز های بزرگ به خوبی میدانند غنای ساختاری فیلمشان چقدر وابسته به همین مکث ها و درنگها در جزئیات است.
نقد شما در مورد فیلم عالی بود اینکه تمام تلاش کارگردانان این است که اکثر فیلمها به جز تعدادی انگشت شمار در تایمی حدود نود دقیقه جمع شود که صد البته فشار صاحبان سینما و به قول شما راضی نگهداشتن مخاطب کم حوصله در ان بی تاثیر نیست کار کاملا اشتباهی است ... دیدن ادامه »
۲۲ تیر
ممنون که به صاحبان سینما هم اشار کرده اید که آن قضیه هم معضلات عجیب خودش را دارد
۲۲ تیر
کاملا موافقم باهاتون.حیف که موضوع های به این خوبی به خاطر وقت کافی نگذاشتن روی شخصیت ها و بخش های جزئی داستان اینجوری نابود میشن
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک فیلم خوب و سرگرم کننده با بازیهای خوب و داستان و فضای غیر تکراری در سینمای ما و دیدن نوید محمد زاده در یک نقش متفاوت؛ فقط آخرش چرا انقدر تابلو میخواست مخاطب رو شیرفهم کنه ! حیف شد آخرش خیلی قشنگ تر و سینمایی تر میتونست باشه.
محسن جوانی، سپیده و امیر مسعود این را خواندند
بهزاد هندی و محمد مجللی این را دوست دارند
موافقم
اندکی دچار سندرم فیلم هندیئسم شد
۲۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی دونم مشکل از گوش های من بود و یا واقعا نوید محمدزاده آخر کلمات رو میخورد. واقعا بعضی سکانس ها نمی فهمیدم چی میگه. به نظرم دیالوگ هیچ کارکردی تو فیلم نداشت و کلا فیلم می تونست صامت باشه.

با این وجود، فیلم رو دوست داشتم. به خاطر علاقه ای که به سینمای کلاسیک دارم، دیدن این فیلم برام جذاب بود.
دقیقا منم با شنیدن خیلی دیالوگ ها مشکل داشتم. شاید هم سالن سینمایی که رفتم مشکل داشته
۲۴ تیر
من هم در سالن با کیفیتی ندیدم، ولی فیلم آشغال‌های دوست داشتنی رو هم در این سالن دیدم مشکل نداشت. فکر می‌کنم از روی عمد این شکلی صحبت می‌کردند تا شاید تفاوت سنی بین نقش و بازیگر رو کم کنند. البته به‌نظر من ایده خوبی نبود.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان تازه و شخصیت‌پردازی‌ها خوب و مینیمال بود.
بازی نوید محمدزاده یکی از بهترین بازی‌هاش بود و چه خوب که متفاوت از نقش‌های پیشین بود. [خیلی هم خوشتیپ شده بود:))]
دو، سه تا سکانس از جمله صحبت پریناز ایزدیار و حبیب رضایی قابلیت حذف داشتند و اون طوری باز شدن گره داستان جالبتر می‌شد.
سکانس پخش آهنگ در زندان یکی از به یادماندنی‌ترین صحنه های رومانتیک در فیلم‌ها بود که دیدم.
اما می‌رسیم به آخرش... نمی گم چرا با سرخپوست اون برخورد رو کرد، اتفاقا ادامه اون رابطه عاطفی نیازمند این پایان بود. اما ای کاش خوش ساخت‌تر بود و این حس که انگار دم‌دستی‌ترین مدل برای پایان بوده رو نداشتم. به خصوص که تقریبا از اوایل حدس زده بودم که سرخپوست کجاست.
در کل فیلم خوبی بود اما قطعا پایان فیلم می تونست با اتودهای بیشتر، بهتر باشه.
فکر میکنم انقد فیلم دیدیم که اولین شکمون به همونجا میرفت :)
راستی کسی یاد "رستگاری شاوشنک" نیفتاد؟ زبونم لال قصد مقایسه با اون فیلم رو ندارما. فقط سکانس پخش موسیقی از بلندگوی زندان منظورم بود.
۱۷ تیر
بله موافقم که فیلم دیدن زیاد و غوطه خوردن در انواع قصه‌های آدمها گاهی این شرایط رو ایجاد می کنه. ولی چه کنیم دیگه دچارش شدیم.
زمان زیادی از دیدن فیلم «رستگاری در شاوشنک» می‌گذره و متاسفانه حافظه‌ام یاری نمی کنه اما چه خوب که ذکر خیری شد ازش و شاید بهانه ... دیدن ادامه » ای برای دیدن دوباره‌اش.
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی لباس و دکور خوب

تصویر برداری خوب

داستان تا حدودی قابل قبول

و یک پایان بندی افتضاح
خانم مددکار (با بازی پریناز ایزدیار) [خطاب به سرگرد نعمت جاهد (با بازی نوید محمدزاده)]: ((با مهربونی، جهنم ام میشه اداره کرد)).
اینکه جلوه های ویژه در سینمای ایران به سرعت رو به پیشرفت است نکته مثبتی است. در این فیلم هم به همین دلیل فضای مناسبی بر فیلم حاکم است. فیلم نامه ایده کلی مناسبی دارد اما در دادن ایده در جزئیات و اجرای جزئیات موفقیت قابل توجهی ندارد. چه در ایجاد هیجان در فضای فیلم و چه در تقابل احساسات انسانی عشق و عدالت با قدرت. بازی محمدزاده در حد فیلم نامه متوسط و بدون جزئیات است و بازی ایزدیار در یک کلام ضعیف است و هیچ نوسانی از هیجان، عشق و زیرکی مناسب و به جا در آن دیده نمی شود. در مقابل بازی محدود ستاره پسیانی توجه بسیار بیشتری را جلب می کند.
با توجه به محدودیت های شدید سانسور و رشد جلوه های ویژه، انتقال فضا به گذشته و یا مکان ها و زمان های خیالی ایده مناسبی است که در ان راحت تر به مناسبات انسانی و یا هیجانات از جنبه سرگرمی در جهت رونق سینما پرداخت.
به هر حال باید ... دیدن ادامه » دیدن این فیلم را توصیه کرد.

و البته چه خوب است نمره دهی در سایت از 10 باشد و نمره منتقدان صاحب نظر یا نویسنگان تخصصی نیز در حد امکان ارایه گردد.
هزار بار گفتم نوید محمدزاده به درد سینما می خوره هی بگین نه توی تئاتر بهتره D:
به پیر به پیغمبر مرد سینماست
نه تو تئاتر خیییییییلی بهتره :D
۰۷ تیر
جناب لهاک
درود بر شما
می تونم بپرسم شما بازی های نوید رو از روی فیلم تئاتر قضاوت می کنید یا اجراها رو زنده دیدین؟
۱۳ تیر
اتفاقا بازی نوید توی پچ‌پچه‌ها که آقای لئون فرمودن رو هم دیدم من، و حتی اون بازیش هم بنظر من تکراری بود
تازه به قول آقای لهاک، تحت کارگردانی یه گروه خیلی قوی: آقای خیل‌نژاد و باپیری (که خودشم عضوش هست البته)
۱۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ عدد بلیط فیلم سرخپوست موجوده در صورت تمایل تماس بگیرید
۰۹۱۲۵۳۱۹۷۲۹
تاریخ ۵ تیر
ساعت ۲۳
باغ کتاب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیشتر فضای حاکم بر فیلم و لوکیشن ها و محیطی که داستان اتفاق میفته و فیلم برداری تمیز من جذب کرد تا داستان فیلم ، در مجموع فیلم متوسطی بود که شاید اگر نوید محمد زاده بازیگرش نبود با اقبال عمومی مواج نمیشد.
پریناز ولی لو، سپیده و Leon S. Kennedy این را خواندند
رویا، مسعود بزرگی و شیرین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعاً فیلم جذاب و متفاوتی بود کاملاً میتونه میخکوبت کنه لذت بردم از دیدن فیلم.و چقدر خوبه آقای نوید محمد زاده با نقش متفاوت و بازی درخشان .تبریک به این فیلم که حقش تو جشنواره جایزه های زیادی بود.
درود
فیلم سرخپوست مثل هر اثر هنری دیگری نقاط ضعف و قوت تکنیکی و سلیقه ای خودش را دارد ولی به نظرم یکی از خوش ساخت ترین فیلمهای سینمای ماست .
ای کاش داستان در همان دو ساعت اول بسته میشد و باز ای کاش در پایان داستان ، کارگردان کمی بیشتر به توانایی خودش و شعور مخاطب اعتماد میکرد و اینقدر سعی نمیکرد به ببیننده بفهماند که احمد کجا پنهان شده ؛ شاید تنها یک نگاه سرگرد کافی بود و تمام .
بماند که خانم ایزدیار هم نسبت به قبل ضعیف تر ظاهر شدند .
بهر حال از دیدن این اثر بسیار لذت بردم ( قصه و نحوه روایی و کادرهای فیلمبرداری از نقاط عطف ماجراست ) و به گمان من "سرخپوست" و "شبی که ماه کامل شد" حتی قابل قیاس با هم نیستند که در جشنواره بخواهند در کنار هم ارزیابی شوند ، چه رسد به اینکه جوایز به فیلم دوم برسد !!!
فیلم سرخپوست از خیلی جهات برایم خاص بود , حضور نوید محمدزاده از یک طرف و امکان مقایسه فیلم با فیلم متری شیش و نیم, دیگر فیلم هم زمان این آرتیست دوست داشتنی از یک طرف و بطور اخص بواسطه تعریف و تمجبد مسعود فراستی از فیلم سرخپوست این فیلم را بصورت مشخصی تحت تاثیر قرارداده بود.
با شروع فیلم در سالن نمایش شماره ۱ باغ کتاب و دیدن صحنه ای ابتدایی , باران و ابر و سپس قلعه ای که زندان و محل اتفاقات بعدی داستان بود بلافاصله از زمان و مکان جدا شدم و احساس کردم در اواخر دهه ۹۰ میلادی در یک سینما در شهر سیاتل آمریکا مشغول دیدن یک فیلم ساخته یکی از نام آوران سینمای جهان هستم لیکن آرتیست های آن همه فارسی صحبت میکنند و لوکیشن آن قلب تپنده ما ایران است . مغرور و سرمست شدم
بی شک بازی استثنایی نوید محمد زاده با آن گریم جذاب, همراه با سایر آرتیست های نام آور که همگی در ... دیدن ادامه » درخشش و به ثمر رسیدن شخصیت سرگرد نعمت جاهد سهم به سزایی داشتند در کنار فیلم برداری بسیار آرام بخش و هموار فیلم بخش عظیمی از موفقیت فیلم را رقم زده لیکن برای خالق این اثرنیما جاویدی میبایست ساعت ها ایستاده دست زد و از اینکه یک هم وطن جوان توانایی خلق داستان پرکششی که با تمام فوت و فن های یک فیلم تراز اول بین المللی را دارد به خود بالید.
امروز بعنوان یک منتقد مردمی که مخاطب مستقیم سینماست احساس میکنم در سال ۱۳۹۸ شاهد قشنگ ترین داستان جذاب چند دهه ی اخیر سینما ی ایران در فیلم سرخپوست اثرنیما جاویدی بودیم
همانطوریکه در همین سال شاهد موثر ترین فیلم چند دهه ی اخیر سینما ی ایران در مورد معضل اجتماعی اعتیاد , در فیلم متری شیش و نیم سعید روستایی(صد البته پس از شاهکار قبلی اش) بودیم , بنظر نمی رسد عمق کار روستایی در این فیلم که به بررسی عامل اصلی انگیزش یک قاچاقچی شیشه پرداخته در هیچ نمونه ای دیگری, حتی غیروطنی دیده شده باشد.
احسنت به تمام عوامل این دو فیلم

بسیار عالی و فوق العاده
تصویر برداری و کارگردانی و بازی و داستان و فرم و همه آنچه که یک سینما به معنای ناب خودش به اون احتیاج داره، هرچند که تمام این المان ها جا برای پخته شد و تبدیل فیلم به یک شاهکار رو داشتن.
بر خلاف نظر دوستان معتقدم پایان فیلم خیلی زیبا و خاص و فارغ از هرگونه اتفاق کلیشه ای بود.
به نظرم فیلم متاثر از شاهکار "روزی روزگاری در آناتولی" نوری بیلگه جیلان بود، حداقل منو که خیلی یاد اون انداخت.