تیوال فیلم تابستان داغ
S2 : 17:44:17
خـریــــد
۳,۰۰۰، ۳,۲۰۰، ۳,۵۰۰ و ۴,۰۰۰ تومان
 بها: ۳,۰۰۰، ۳,۲۰۰، ۳,۵۰۰ و ۴,۰۰۰ تومان
: ابراهیم ایرج زاد
: پیام کرمی
: علی مصفا، پریناز ایزدیار، مینا ساداتی، یسنا میرطهماسب و صابر ابر، لیلی فرهادپور، بهاره ریاحی، سیاوش چراغی پور، رویا بختیاری، بازیگران خردسال: مانیا علیجانی، پرهام محمدی
: جواد نوروزبیگی 
: هومن بهمنش
: سهراب خسروی
: کیوان مقدم
: ایمان امیدواری
: نازنین خزایی
: داریوش صادق پور، محمود کاشانی
: علی مردانه
: محمد علی سجادی
: محمد ثقفی
: غزل رشیدی
: مریم تخت کشیان
: رضا نوروزی
: سعید کشی پور
: مهیار بهمنش، وحید گلریز
: جواد سلیمانی
: کامران حجا
نسرین که هنگام طلاق نمی‌تواند دختر شش ‌ساله‌اش را از شوهرش بگیرد زندگی‌اش را جمع می‌کند و بی‌اطلاع شوهر به گوشه‌ای از شهر پناه می‌برد.

کیفیت ۴۸۰: ۳.۰۰۰ تومان
کیفیت ۷۲۰: ۳.۲۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰: ۳.۵۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰ (HQ کیفیت بالا): ۴.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نشست فیلم تابستان داغ / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

فیلم تابستان داغ | عکس

اخبار وابسته

» «تابستان داغ» رکورددار نامزدی فجر 35 شد

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امتیاز:۵
فیلمی که می‌خواهد قصه‌گو باشد ولی خیلی دنبال نوآوری نیست و فرمول‌های تجربه شده را می‌خواهد به کار گیرد.
آخرش هم واقعا با چه عقلی اینگونه تمام شد؟!
nikoo nikoo این را خواند
شیوا الف این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیخواستم در مورد این فیلم چیزی بگم چرا که اینقد نخ نما و تکراری بود که حتی ارزش صحبت کردن هم نداشت اما وقتی میبینی در 13 رشته نامزد شده(!) باید به عمق قاجعه ای پی برد که داورانش چنین فیلمی رو نامزد در اکثر رشته ها کردن!
خطر اسپیول:
و اما مشکل اساسی من با فیلم: موضوع فیلم "مرگ کودک" ، موضوعی که اینقدر در فیلم های مختلف این چند سال اخیر بوده فوری با هر ایده ای که پس ذهن نویسنده باشه مخاطب رو پس میزنه(اشاره میکنم به فیلم هایی مثل شکاف، ملبورن، پنج دقیقه تا پاییز و...) و همیشه این مرگی محکی است برای بیدار .کردن وجدان آدم ها، تابستان داغ هم با اندکی تغییر همین است اما مشکل اساسی تر تابستان داغ باور پذیر نیست؛ مادری که کارش را به فرزندش ترجیح میدهد، کودکی که سر از پشت بام در میاورد و میدود!!! پلیسی که بچه ی مرده را در پارک پیدا میکند اما هیچ تحقیقی نمیکند ... دیدن ادامه » که چگونه سر از آنجا در آورده و.همه و همه ضعف در پیرنگی را نمایان میکند که هیچ تلاشی هم برای رفع آن نمیکند

تابستان داغ فقط یک فیلم ضعیف با سوژه تکراری است..همین!
تابستان داغ درهمی از روایت‌هاست، روایت‌هایی که در شهر مدرن رخ می‌دهند، شهر مدرنی که هر شب هواپیماهای غول‌پیکری از فراز آن می‌گذرند. در این شهر همه مشکل دارند، مهم نیست قشر متوسط باشی یا ضعیف، پزشک باشی یا راننده وانت، بی‌سواد باشی یا دکتر. در هر حالت شهر منبع مصیبت است و بر این مصیبت نباید گریست، باید برای حل آن چاره‌ای اندیشید. نیمه اول فیلم داستان به کندی پیش می‌رود، بیان ملال‌آور زندگی روزمره 2 خانواده از 2 قشر متوسط و ضعیف که هر کدام مشکلات خودشان را دارند. از قوت این داستان است که همه چیز به «بیم نان» منتج نمی‌شود، هرچند دکتر باشی و بتوانی برای فرزندت پرستار فراهم کنی اما پول برای زندگی کردن در شهر اکتفا نمی‌کند، باید مسؤولیت‌پذیر بود. اما این رکود ملال‌آور اولیه مقدمه‌چینی برای باورپذیری یک دروغ بزرگ از زبان یک دختر کوچک است، دروغی ... دیدن ادامه » که تنها 2 حرف دارد اما زندگی خیلی‌ها را دگرگون می‌کند: «نه!» کارگردان هیچ تلاشی ندارد تا بیننده را شگفت‌زده کند، مخاطب از هیچ چیزی غافل نیست و همه اطلاعات در اختیار اوست اما به هیچ‌وجه نمی‌تواند انتهای داستان را پیش‌بینی کند. شخصیت‌ها انسان واقعی هستند، هر لحظه ممکن است تصمیمی بگیرند و رفتاری از خود نشان دهند که برای مخاطب باورپذیر بوده و منطق داستان نیز آسیبی نبیند. شخصیت‌ها کاریکاتوری خلق نشده‌اند، آنها تک بعدی نیستند و دیالوگ‌هایشان بوی حرف‌های تصنعی نمی‌دهد، فیلم هیچ رفتار و تصمیم شگفت‌آور و خارق‌العاده‌ای را روایت نمی‌کند، حتی هیچ کدام از شخصیت‌ها اشتباه فاحشی انجام نمی‌دهند اما همین تصمیم‌های کوچک است که زندگی انسان‌ها را جهت می‌دهد، باورپذیر بودن یعنی همین؛ تابستان داغ ممکن است برای هرکسی رخ دهد. در این فیلم قهرمان و ضد قهرمان وجود ندارد، هیچ کس مقصر شناخته نمی‌شود، یک «تقدیر» این دو خانواده را به هم گره زده و زندگی آنها را دچار تغییر می‌کند. داستان این فیلم شباهت فراوانی به یکی از قصه‌های موسی و خضر دارد، جایی که خضر طفل ناخلفی را می‌کشد تا والدین او فرزند صالحی را به دنیا آورند، در اینجا خضر همان تقدیر بود که در میان این دو خانواده جریان یافت و آن ولدناخلف همان «از هم پاشیدگی خانواده» است که در هیبت «پرهام» نمادسازی شده بود. با از بین رفتن پرهام طی حادثه‌ای اتفاقی، هر دو خانواده به سامان رسیدند، مرگ او پیوندی بود بر این از هم گسستگی. جای تقدیر دارد که کارگردان در کنار فهماندن یک معضل اجتماعی مخاطب را با کام تلخ رها نمی‌کند، نتیجه آزمایش و فرزند جدید در کنار نمای آخر که بیانگر انصراف از شکایت است، داستان خضر و موسی در تابستان داغ را تکمیل می‌کند.
تی تی این را خواند
شیرین این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. من بلیط این فیلم رو می خوام. کسی اضافی نداره؟
امشب ساعت ده و. نیم سینما چهارسو داره .
۲۰ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید