تیوال نمایش ترانه های قدیمی
S3 : 01:04:48
  ۱۰ تا ۲۰ اسفند ۱۳۹۳
  ۱۹:۰۰
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: محمد رحمانیان
: علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، حبیب رضایی، افشین هاشمی، هومن برق نورد، اشکان خطیبی، بهنوش طباطبایی، معصومه رحمانی، شایسته ایرانی

: فردین خلعتبری
: سامان احتشامی
خواننده علی زندوکیلیاین نمایش در تاریخ  ۱۲ شهریور ۱۳۹۲ - ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ در تالار شمس (اقدسیه) به روی صحنه رفته است که می توانید برای دیدن گزارش تصویری و خواندن نقد و نظرات » اینجا را کلیک کنید 

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

مکان

اقدسیه (موحد دانش)، بعد از چهارراه آجودانیه، دومین کوچه سمت چپ، کوچه نیلوفر، پلاک ۳، سالن همایش دیپلماتیک اکو


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تئاتری که تئاتر نیست، کنسرتی که کنسرت نیست
نقد کنسرت-تئاتر ترانه های قدیمی
نویسنده و کارگردان: محمد رحمانیان
امتیاز: 3 از 10
(قسمت دوم)

نقد تئاتر - کارگردانی

از تمامی المانهایی که به خلق میزانسن می انجامد، ترانه های قدیمی یک استفاده بسیار ساده و معمولی میکند و حتی از برخی المانها تقریبا هیچ استفاده ای هم نمیشود!
صحنه ثابت است و دینامیک صحنه در تمام اپیزودها ثابت است که ریتم کندی هم دارد و ممکن است برای عده ای کسالت بار باشد. تنها این نکته که چیزیکه میبینم فقط یک آیتم 10 دقیقه ای است، میتواند موجب شود که بتوانید این نمایش را تحمل کنید.
نور تغیرات چندانی ندارد و فقط برای عوض شدن صحنه از نمایش به کنسرت از آن استفاده میشود آن هم در حد خاموش و روشن شدن چند پروژکتور! ترانه های قدیمی دکور خاصی ندارد و یک نیمکت کلیت دکور این اثر را شامل میشود.
اما در این بین پیانو تنها چیزی است که در همه صحنه ها دیده میشود و پیانیست هم در خدمت نمایش قرار میگیرد و در برخی اپیزودها دیالوگ کوچکی بین او و بازیگر اصلی رد و بدل میشود. ترکیب محل قرار گرفتن پیانو و تصاویری که ویدئو پروجکتور نشان میدهد بزرگترین ایراد در طراحی صحنه است. پیانو در عمق صحنه (نزدیک به دیواری که تصاویر روی آن پخش میشود) و در سمت راست صحنه قرار گرفته است. با آغاز هر آهنگ اسم آن آهنگ، ترانه سرا و آهنگسازش نیز درست در پایین سمت راست تصویر نمایان میشود. یعنی اطلاعات مربوط به آهنگ در پشت پیانو!! با توجه به چیدمان صندلی های تالار شمس با قطعیت میتوان گفت که حدود یک پنجم تماشاگران نمیتوانند این اطلاعات را ببینند. اینجا باید از کارگردان پرسید که این اطلاعات را به چه علت نمایش می داده؟! برای اینکه عده ای آنرا نبینند؟ آیا محل دیگری برای قرار دادن پیانو نبود طوریکه مزاحم دیدن تصاویر هم نباشد؟ آیا کارگردان میزانسن هایی که خلق میکند را یک بار از زوایای مختلف سالن خودش نگاه کرده؟!
نهایتا با حذف المانهای غیر بصری و قرار دادن اپیزودها پشت سر هم ترانه های قدیمی یک تئاتر فوق العاده کسالت آور و خسته کننده است و تمام بار اجرای کلیت اثر بر دوش پیانیست و خواننده، یا در اصل قسمت کنسرت اجرا است.

نقد بازیگری

بازی ... دیدن ادامه » ها اکت بسیار کمی دارند و فقط در بیان خلاصه میشوند. یعنی بازیگری که مجموعه بیان و بدن است یک مولفه مهمش، یعنی بدن، در ترانه های قدیمی هیچ نقشی بازی نمیکند و کل بازی بازیگران در بیان دیالوگ خلاصه میشود. دیالوگها و مونولوگ های ترانه های قدیمی سخت است بنابراین همین قسمت بیان نیاز به تمرین بسیار و تسلط کافی روی آن دارد.
اما از آنجا که همیشه بزرگترین هنر نویسندگان ایرانی، دیالوگ نویسی بوده پس بازیگران نیز همواره در دیالوگ گویی مهارتهای خاصی داشتند. دیالوگهای معروفی از بهروز وثوقی، بهمن مفید، عزت الله انتظامی، پرویز پرستویی، خسرو شکیبایی در خاطر همه ما هست. نباید دیالوگ گویی در سینما را با تئاتر مقایسه کرد و هدف از بیان این اسامی نیز قیاس با بیان بازیگران ترانه های قدیمی نیست. هدف این است که خاطرنشان کنیم بازیگری در ایران در دیالوگ گویی و بیان خلاصه شده است و بازیگران ایرانی عمدتا بیان خوبی دارند.
برای تماشاگر ایرانی هم بازی خوب در بیان خوب است و به همین علت است که برای مخاطبین عام تئاتر مسئله "تپق" یک مسئله بغرنج و غیر قابل بخشش است! بازیگری که "تپق" بزند یعنی بد بازی کرده و بازیگری که "تپق" نزند خوب است! درصورتیکه بازیگری فقط در بیان نیست.
با این تفاسیر اگر همین بیان را هم بین بازیگران ترانه های قدیمی با سایر تئاترها قیاس کنیم میبینیم در تئاتر هم هوایی هم فقط بیان داشتیم و چقدر بیان الهام کردا و ستاره اسکندری در این نمایش گیرا تر، پر احساس تر و در مجموع قوی تر بود. نمونه های بهتر دیگری در بیان نیز در نمایش مکاشفات راسکلنیکف، مردی برای تمام فصول و سقراط در همین امسال دیده شده که موجب میشود بیان بازیگران ترانه های قدیمی نیز در حد متوسط رو به بالا ارزیابی شود.

چرا ترانه های قدیمی گران است؟

با توجه به این همه کم کاری کارگردان طبیعی است که این سوال برای بسیاری از مخاطبین ایجاد شود که من به چه علت دارم برای ترانه های قدیمی هزینه بیشتری میپردازم؟ همین امسال قیمت بلیط تئاتر ملاقات بانوی سالخورده با آن همه بازیگر و عروسک گردان، آن دکور با هزینه هنگفتش، هزینه ساخت عروسکها، آن طراحی لباس و گریم پرهزینه اش و آن همه جلوه های بصری و نورپردازی نصف قیمت ترانه های قدیمی بود. واقعا چرا؟
پاسخ اینست که ترانه های قدیمی را نباید با هیچ تئاتری مقایسه کنید. باتوجه به مطالبی که پیشتر گفته شد ترانه های قدیمی تئاتر نیست. علت این گرانی حالت کنسرت وار ترانه های قدیمی است. با توجه به قیمتهای بالای بلیطهای کنسرت، قیمت یک کنسرت-تئاتر نیز میتواند اینچنین توجیه پذیر باشد. آبانماه سال گذشته قیمت کنسرت علی زند وکیلی 50000 تومان بوده پس با این قیاس قیمت بلیط ترانه های قدیمی نیز افزایش میابد. از آنجایی که ترانه های قدیمی امسال فقط 10 روز هم اجرا رفته است و تعداد روزش هم به تعداد روزهای اجرای کنسرت نزدیک شده است باید گفت در قیاس با سایر کنسرتها قیمت ترانه های قدیمی کم هم هست!
بنابراین اگر از طرفداران علی زند وکیلی هستید کنسرت ایشان را با قیمتی خوب که همراهش اپیزودهایی هم میبینید از دست ندهید.خصوصا که مهتاب نصیرپور و حبیب رضایی را نیز از نزدیک میبینید!
(ادامه دارد)
آقای کیارش من مطلب شما رو دوست داشتم اما معنیش این نیست که باهاتون موافقم.شما تحلیل خوبی نسبت به تئاتر داشتید اما آخرش به نظرم حرف اشتباهی زدید. سالن شمس که محل برگزاری کنسرت نیست. منی که از صدای زند وکیلی بدم میاد و فقط به خاطر تئاترش میخوام برم بعد میبینم ... دیدن ادامه » اصلا تئاتر نبود چیزی که دیدم تکلیفم چیه؟ پولی که دادم چی میشه؟
۲۳ اسفند ۱۳۹۳
جواد عزیز

ضمن اینکه تشکر میکنم ازینکه مطلب بنده را مطالعه فرمودید، یادآوری میکنم جمله آخر را خطاب به طرفداران علی زند وکیلی عرض کرده ام.
۲۳ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتری که تئاتر نیست، کنسرتی که کنسرت نیست
نقد کنسرت-تئاتر ترانه های قدیمی
نویسنده و کارگردان: محمد رحمانیان
امتیاز: 3 از 10
(قسمت اول)

مقدمه

این تئاتر به دلیل فرم خاصی که دارد و تلفیقی از کنسرت و تئاتر است در دو بخش کنسرت و تئاتر نیز مورد بررسی قرار میگیرد. در اجرای بخشهای نمایشی ترانه های قدیمی المانهای بسیاری از هنرهای نمایشی حذف شده و حول محور بازی بازیگر اجرا میشود که همین مساله اجرا را ضعیف کرده است. در ادامه به دلایل رخداد این ضعف ها پرداخته میشود.

نقد تئاتر - نمایشنامه

نمایشنامه اپیزودهای مختلفی دارد که تماما دیالوگ محور است. اپیزودها یا بیان یک مونولوگ هستند یا دیالوگی بین دو نفر. اکت خاصی تعریف نشده است و همه چیز در بیان خلاصه شده است. دیالوگ ها سخت و ثقیل هستند و به سبک کلام عامیانه به خوبی پردازش شده اند. نمایشنامه این تنها المانی که دارد، یعنی دیالوگ، را خوب دارد و هنرمندان قدیمی هنرهانی نمایشی ما همواره در بخش دیالوگ و دیالوگ نویسی بسیار چیره دست بوده و هستند.
به دلیل فرمی که نمایشنامه دارد شخصیت پردازی برای نقش ها ضعیف است و کسی نمیتواند صفات و ویژگی های کاراکترها را به صورت عمیق کنکاش کند و دریابد. این خود به تنهایی ضعف برای نمایشنامه محسوب نمیشود. ضعف شخصیت پردازی آنجا خودش را نشان میدهد که نویسنده بخواهد بین مخاطب و کاراکترش همذات پنداری ایجاد کند. با خنده او بخندد و با گریه او بگرید. خیلی باید حساس و احساساتی باشید که بتوانید با دیدن اپیزودهای ترانه های قدیمی از ته دل بخندید یا عمیقا گریه کنید.
اگر فقط بخواهیم به بخش تئاتر نگاه کنیم ترانه های قدیمی سعی دارد که تراژی کمیک همیشگی و ساده باشد. تمام اپیزودها با یک خنده و شادی شروع و با یک گریه تمام می شوند. زمان کمی که به دلیل فرم نمایش به هر اپیزود تعلق میگیرد موجب میشود این تضاد نزدیک غیرواقعی جلوه کند. مثلا کاراکتری که در یک تماس تلفنی به دوستش میگوید که از طلاق گرفتن راضی است و احساس آزادی میکند و کمتر از 5 دقیقه بعد پای همان تلفن گریه میکند و میگوید ای کاش یک نفر بود و از طلاق راضی نیست!
داستانها ... دیدن ادامه » بسیار سطحی روایت میشوند و اثرگذاری کمی دارند. نویسنده که خود مدتی را در کانادا گذرانده از دم دستی ترین داستانها که پشتش هیچگونه فکری نیست برای روایت اپیزودها استفاده کرده است. داستان آن پسر فقیر و دختر پولداری که در ترمینال شرق با هم مواجه میشوند و اصلا معلوم نیست این دختر پولدار که آپارتمان رو به اقیانوس در ونکوور سفارش میدهد چرا برای سفر به ساری از هواپیما استفاده نمیکند؟ اگر هواپیما در اثر مشکلی پرواز نداشته چرا جلوی همان درب ترمینال شرق یک تاکسی در بست نمیگیرد و خودش را معطل و اقدام به سفر با اتوبوس میکند؟!! همان مسئله ای که در فیلم فارسی ها هم دیده میشود! این دختر پولدار و پسر فقیر باید به زور نویسنده در ترمینال شرق با هم ملاقات کنند تا داستان شکل بگیرد و همین زور و اجبار منطق روایی اثر را از بین میبرد.
آن جانباز فقیری که گدایی میکند، آن زنی که نازاست و سرش هوو آمده و آن کور فقیری که گدایی میکند و آن سربازی که رفیقش روی مین رفت! چه قدر فیلم و داستان در این موضوعات دیده اید و خوانده اید؟ آیا این موضوعات دیگر کلیشه نشده است؟!
نویسنده ای که تحت تاثیر ادبیات پست مدرن میخواهد پست مدرن بنویسند اما از پست مدرنیسم تنها ظاهرش را یافته است! کاراکترها در مکانهای مختلف نمایش داده میشوند اما بین آنها نوعی ارتباط یا شاید همزمانی وجود دارد. دختر پولدار در ترمینال شرق با سلطان در متروی صادقیه آشناست و تلفنی درباره او حرف میزند. اما این ارتباط عمق ندارد و اصلا معلوم نیست این ارتباط داشتن به چه دلیل در نمایشنامه عنوان میشود و چه چیز را میخواهد برساند؟! وقتی نویسنده در فرم خط سیر زمانی را دستکاری میکند و میخواهد پست مدرن بنویسد اما این فرم هیچ ارتباطی با محتوای اثر ندارد یعنی نویسنده فقط از این تکنیک خوشش آمده و خواسته یکبار آنرا امتحان کند!
در کلیت محتوای اثر این سوال وجود دارد که آیا ترانه های قدیمی میخواهد نوستالژی ایجاد کند؟ اگر اینطور است اپیزودهای متروی صادقیه و پارک آب و آتش چه نوستالژی ای میتوانند داشته باشند؟ پارکی که قدمتش به دهه هم نمیرسد چگونه با قدیمی ترین و نوستالژیک ترین آهنگها ارتباط میابد؟ پاسخ یک سرباز است که رفیقش روی مین رفته! حال این همه پارک قدیمی و سوژه قدیمی در تهران که به ترانه های قدیمی هم بیاید وجود دارد. چرا نویسنده از آنها استفاده نمیکند؟ اگر ترانه های قدیمی در بخش کنسرت میخواهد نوستالژی ایجاد کنند چرا همین مکانها هم ایجاد نوستالژی نکنند؟ آیا قسمت تئاتر باید قسمت کنسرت را نابود کند؟ یا در خدمت آن باشد؟
به همین دلایل هم هست که اکثرا اپیزود کافه نادری و میدان فردوسی را عمیق تر درمیابند. چون همخوانی بیشتری با فرم کار دارد و خودش نوعی نوستالژی است. بنابراین اگر هدف ترانه های قدیمی ایجاد نوستالژی است در بخش تئاتر به شدت ناموفق عمل میکند.
اما اگر هدف نویسنده را تعارض دوران قدیم با جدید در نظر بگیریم اپیزودها موفق تر عمل میکنند. خصوصا که در اپیزود شهرک سینمایی فرم روایت با چنین محتوایی تناسب بیشتری پیدا میکند. اپیزودها همه در دوران جدید روایت میشوند و ترانه ها قدیمی هستند. شاید نویسنده از عمد اپیزودها را چنین بی محتوا و عذاب آور نوشته است که بگوید دوران جدید سخت و عذاب آور است اما در قسمت نوستالژیک و قدیمی که کنسرت باشد چقدر همه چیز خوب و زیبا است! این شبهه در بخش تحلیل کنسرت بررسی خواهد شد.
(ادامه دارد)
درود بر کیارش عزیز!
ابتدا بابت طولانی شدن عرایضم عذرخواهی می کنم.

تا آنجا که خاطرم هست از حدود شهریور 92 تا کنون به بهانه های مختلف، به تکرار، درباره این نمایش با هم گفتگو کرده ایم.
تقریبا که نه، تحقیقا از مواضع یکدیگر مطلع هستیم.
امروز می خواهم از نقطه نظر تازه ای با شما گفتگو کنم.

قبل از هر چیز لازم به ذکر است به هیچ روی قصد به چالش کشیدن فرمایشات جنابعالی در متنی که نگاشتید را ندارم. به جز دو سه مورد جزئی. که در ادامه به اختصار به آنها می پردازم.

مثلا ... دیدن ادامه » سوال درباره چگونگی آشنایی دختر ترمینال شرق با سلطان؛ اگر حافظه ام درست یاری کند، آشنایی این دو به واسطه گوشی موبایلی که در مترو جا مانده بود و توسط سلطان پیدا شد، رخ داد.

یا اینکه سوال درباره دلیل مسافرت دختر با اتوبوس؛ که به گمانم از پایه طرح این سوال وارد نیست. چراکه تمام شبهات وارده به نحوی قابل توضیح، پاسخگویی و دفاع است. به عنوان نمونه ما از دغدغه ها و ترسهای دختر بی اطلاعیم. ممکن است از مسافرت با تاکسی واهمه دارد. به دلیل یک خاطره ناخوشایند. یا از مسافرت با اتوبوس رضایت خاطر دارد به دلیل یک منطق کاملا شخصی ناشناخته و ...
با ادامه تشکیک به منطق مسافرت با اتوبوس به دام چاله "کل کل" می افتیم.

در مورد دیگری به استفاده از لوکیشن های متروی صادقیه و پارک آب و آتش انتقاد فرموده اید. به نظر بنده این محل ها نماد تهران اکنون هستند. به عبارتی نویسنده برای طرح این چند داستانک نیاز به چند نقطه از تهران که کمابیش شناخته شده تر باشند، داشته. و از بین دهها محل شناخته شده، این چند محل را برای روایت خود انتخاب کرده. چه اشکالی دارد؟
به جز این، گمان می کنم اتفاقا این نقاط کاملا هوشمندانه انتخاب شده اند. وقتی به موقعیت جغرافیایی هر یک از این محلها بر روی نقشه تهران نگاه می کنیم می بینیم با یک منطق جغرافیایی این محلها انتخاب شده اند. البته هدف اصلی این نوع دسته بندی جغرافیایی در انتخاب لوکیشن اپیزودهای این نمایش، برقراری ارتباط حداکثری با مخاطبان (که ساکن نقاط مختلف تهران هستند) بوده است.
حداقل بنده در منطقه ای که پارک آب و آتش واقع است، محل دیگری با این میزان معروفیت نمی شناسم.
به زمان اندکی که از احداث این پارک گذشته اشاره کردید، باید عرض کنم به نظر می رسد با این منطق هم اکنون برج میلاد نیز نمی تواند نماد تهران باشد!

بگذریم.
همانطور که پیش تر بیان شد هدف ایجاد تشکیک در مطالب جنابعالی نیست، چون همه آنها – بجز مواردی که در بالا به اختصار به آنها اشاره شد – کمابیش صحیح است.
اما مطالب ارائه شده همه آنچه باید باشد نیست. به عبارت دیگر مواردی که فرمودید لازم و وارد است، اما کافی نیست.

به نظر می رسد اوج روحیه تحقیق و مطالعه در جنابعالی، برای نگارش یک نقد اصولی بر یک اثر هنری – در اینجا تئاتر - ، و به زعم خودتان «ارائه گزاره های اثبات پذیر»، در نقدی که بر نمایش "بر پهنه دریا" نوشته "اسلاومیر مروژک" به کار گردانی "پارسا پیروزفر" نگاشتید، قابل مشاهده است.

پایه و اساس آن مطلب تحلیل و بررسی شرایط اجتماعی حاکم بر احوالات جناب مروژک در زمان نگارش نمایشنامه مذکور بود.
اگر موافق باشید از همین منظر به نقد جنابعالی بر نمایش "ترانه های قدیمی" نظاره کنیم.

سوال:
چطور است که برای نقد نمایشنامه ای که توسط نویسنده ای که به زعم دوست مشترک عزیزمان "کاوه ت" «از آن سرگردانهای چپیست که جایی بین صفحه های تاریخ دهه ۵۰ و ۶۰ گم شده است.» زحمت مطالعه و تحقیق و تطبیق واقعیتهای موجود در زمان حیات نویسنده بر روحیات و جهان بینی وی را بر جان خریدن، جایز و واجب است؟ اما در بررسی و تحلیل متنی که در دوران معاصر، همزمان با دوران زیست ما (پ.ن 1) نگاشته شده، هیچ اثری از این نوع نگاه نمی بینیم.

چطور است که هیچ اثری از جهان بینی نویسنده در این نقد مشاهده نمی شود؟
چرا هیچ نشانی از ارتباط این نمایش با سایر مکتوبات نویسنده در نقد شما نیست؟ (پ.ن 2)
چرا هیچ اشاره ای به موقعیت اجتماعی نویسنده نشده؟ اینکه طی حداقل 10 سال گذشته (نه بیشتر) چه روندی را طی کرده؟
چرا هیچ اشاره ای به تاثیرات وقایع اجتماعی بر رفتار و اخلاق حرفه ای و هنری نویسنده و خالق این اثر نشده؟

حرف آخر:
به گمانم به ازای هر یک کلمه ای که در نقد مروژک دهه 50 و 60 (آن هم فقط در جایگاه یک نمایشنامه نویس) می نویسیم، باید کلمات به مراتب بیشتری را به تحلیل و بررسی عملکرد و رفتار هنری و اجتماعی محمد رحمانیان (نویسنده و کارگردان و ...) اختصاص دهیم.

مجددا بابت روده درازی عذر خواهی می کنم.

پ.ن 1:
مسئله همزمانی حیات ما با نویسنده این نمایشنامه از آن رو حائز اهمیت است که بسیاری از ملاحظات، اقتضائات و امکانات این دوران بر ما روشن است. و ما در مطالعه شرایط اجتماعی حاکم بر احوالات افراد معاصر خود کمتر دچار زحمت می شویم تا تحقیق درباره کسانی که پیش از ما می زیسته اند.

پ.ن 2:
نقد جنابعالی از آن رو واجد به چالش کشیده شدن با این سوالات است که دست کم از نگاه بنده جنابعالی جزو معدود دوستانی هستید که هم نقد اصولی می کنید و هم به نقد اصولی قائل هستید.
شاید اگر فرد دیگری نویسنده این نقد بود، ضرورتی برای طرح چنین پرسشهایی نبود.
۱۸ اسفند ۱۳۹۳
محمود عزیز
ضمن اینکه ممنونم مطلب حقیر را مطالعه فرمودید. همچنین هرچه نوشته طولانی تر باشد از نظر من بهتر است پس تلاش شما را در دفاع از این اثر می ستایم.

اما پاسخ فرمایشات حضرتعالی
هواپیمایی ماهان هرروز پرواز به ساری دارد. منبع:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%B4%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%DB%8C

در نمایش که نشنیدیم چرا این دختر پولدار با هواپیما سفر نکرده است. جالب است که کاراکتر مذبور دقیقا میگوید آژانس گیر نیاوردم که اومدم ترمینال شرق! پس ترسی از سفر با خودروی شخصی نیست آژانس گیر نیامده است!! عجیب نیست که اتوبوس هست و آژانس نیست؟!
در ساخت آثار رئال قرار دادن یک کاراکتر در یک موقعیت نیاز به یک منطق دارد. در خلق اثری که میخواهد رئال باشد نویسنده باید دائم از خودش بپرسد در اینجا چه سوالاتی ممکن است برای مخاطب ایجاد شود و به مهترین این سوالات پاسخ دهد. این هم یک سوال بسیار ساده و مهم است که این بانوی ثروتمند چه شده که سفر آسوده و سریع با هواپیما را ول کرده و با اتوبوس دارد میرود ساری؟! ضمن اینکه این کدام موقعیت زمانی در سال است که در آن اتوبوس هست اما آژانس نیست؟!
شاید ... دیدن ادامه » از نظر شما این ایرادی که من میگیرم نوعی کل کل است! برای افرادی که خودشان نویسنده نیستند حرف شما میتواند درست باشد. اما بنده که خودم مینویسم خیلی ایده های بهتر و باورپذیری برای روبرو شدن این دو کاراکتر در ترمینال شرق دارم. طوریکه سوالات اینچنینی و شبهه ای هم صورت نگیرد. اگر لازم دیدید به صورت حضوری ایده های بهتر را خدمت شما عنوان خواهم کرد.

در مورد آشنایی این دختر و سلطان به واسطه موبایل این فقط میشود پاسخ به سوال چگونگی آشنایی! باید عرض کنم که هنوز هم این آشنایی در خدمت محتوای نیست و میشود ایجاد یک فرم پست مدرن بدون داشتن معنایی خاص. برای مثال فیلم عشق سگی و بابل ساخته آلخاندرو اینیاریتو یا داستان عامه پسند ساخته تارانتینو و ارتباطات زمانی و مکانی اش را با این اثر مقایسه کنید. در مقابل این آثار پست مدرنیسم در ترانه های قدیمی مانند یک جوک میماند!

در حوالی پارک آب و آتش که نه اما کمی آنطرفتر پارک ملت با قدمتی بیش از 40 سال موجود است و سرباز مذکور برای رسیدن به پارک ملت از جوادیه لازم نبود آن همه دیالوگ بگوید! راحت میگفت از میدان راه آهن با اتوبوس مستقیم میام بالا میشه پارک ملت! ضمن اینکه تکرار میکنم من نویسنده ترانه های قدیمی نیستم و اگر بودم میرفتم تمام آن منطقه را زیر و رو میکردم تا پارکی پیدا کنم که با محتوای نوستالژیک اثرم تناسب داشته باشد.
و مسئله مهمی که در مطلب بنده از نقطه نظر شما دور مانده است همین است. بنده در آن قسمت دقیقا اشاره کرده ام که اگر فرض کنیم محتوای اثر میخواهد نوستالژیک باشد پس اینها چیست؟؟ بنده عرض نکردم اگر فرض کنیم محتوای اثر میخواهد نمادهای تهران را نشان دهد. که قطعا ترانه های قدیمی نمیخواهد نمادهای تهران را نمایش دهد که اگر این بود میدان آزادی نماد بهتری است تا متروی صادقیه و همان حوالی هم هست! یا بازار تهران هم جزو نمادهای تهران است که در اثر دیده نمیشود.شهرک غزالی که اصلا خارج از محدوده شهری تهران است! پس هدف نویسنده اگر نمایش نمادهای تهران هم باشد باز عقیم و ناکارآمد است.
اما میفرمایید محل این اپیزودها معنایی دارد که بنده دوست دارم بدانم چه معنایی دارد؟! گلابدره،متروی صادقیه، کافه نادری(جمهوری)، پارک آب و آتش(جهان کودک)، میدان فردوسی، شهرک غزالی (کیلومتر 15 جاده کرج) چه ارتباط مفهومی با هم دارند؟

محمود عزیز نویسنده وقتی که برند شد دیگر قلم به دست میگیرد و آن حساسیتهای زمان گمنامی را رها میکند. میرود پارک آب و آتش کبوترخانه ای میبیند که نه کبوتر دارد نه خانه است دلش میخواهد این دیالوگ را در نمایشنامه اش وارد کند. همین! علت انتخاب پارک آب و آتش چیزی فراتر از این نیست!
۱۸ اسفند ۱۳۹۳
اما پاسخ به سوال بسیار خوب حضرتعالی که جوابش خودش باید یک پست جداگانه باشد. این سوال نشانه نکته سنجی و ریزبینی شماست که قابل ستایش است و من بسیار دوست داشتم این بحث در تیوال صورت پذیرد.

من دوست دارم پاسخ شما را با ارائه بخشهایی از نظرات استاد سمندریان بدهم:
استاد سمندریان اعتقاد داشت حتی اجرای یک سطر از نمایشنامه های ایرانی اتلاف وقت است. ایران را به کل با تئاتر بیگانه میدانست و هیچگاه در طول زندگی هنری خود حتی یک نمایشنامه ایرانی اجرا نکرد.

محمود عزیز واقعا چرا من تئاتر مائوزر را میبینم و برای آشنایی با جهانبینی هاینر مولر یک هفته تحقیق میکنم؟ چرا هنوز جرئت نمیکنم در قسمت پنجم نقد مائوزر از تئاتر پست دراماتیک بگویم؟ چرا در مورد مروژک تحقیق میکنم و درباره رحمانیان نمیکنم؟
پاسخ خیلی ساده است. جهانبینی مولر، مروژک، برشت، بکت و سارتر در نمایشنامه هایشان واضح است و داد میزند! اما آشی به نام ترانه های قدیمی که معلوم نیست کنسرت است یا تئاتر؟ میخواهد نمادهای تهران را نشان دهد یا ایجا نوستالژی کند؟ میخواهد سنت و مدرنیسم را پیوند بزند؟ را چگونه بررسی تحقیق شده بکنم؟
وقتی خود آقای رحمانیان انقدر برای چیزی که مینویسد وقت نمیگذارد که بداند هر روز هواپیمایی ماهان پرواز به ساری دارد من چرا باید برای کنکاش در نوشته ایشان تحقیق کنم؟ وقتی این همه موضوع کلیشه ای در این اثر میبینم متوجه میشوم نویسنده دغدغه نداشته و فقط خواسته دیالوگ نویسی کند. که این اثر از دیدگاه دیالوگ نویسی خیلی هم اثر خوبی است و به این مساله در متن اصلی اشاره کرده ام.
برشت را با تئاتر روایی میشناسند. مولر را با تئاتر پست دراماتیک. بکت را با پست مدرنیسم رحمانیان را با چه چیزی میشناسند؟ کسی که دنباله روی روش بهرام بیضایی در نویسندگی و اجراست! بلیطهایش همیشه گرانتر است چون رحمانیان است. شما به بنده بفرمایید این رحمانیان چیست؟! بنده نمیخواهم ارزش یک هنرمند و نویسنده را پایین بیاورم اما سوالهای شما درباره قیاس مروژک و رحمانیان به نظرم به شدت اغراق آمیز است.نظر کاوه عزیز محترم اما مروژکی که فقط تانگویش به چندین و چند زبان دنیا ترجمه شده است را شما با رحمانیان قیاس میکنید و از بنده میپرسید چرا به دنبال جهانبینی رحمانیان نیستم؟ پاسخ ساده است محمود عزیز. چون رحمانیان اصلا جهانبینی ندارد. نه پایه گذار سبکی در هنرهای نمایشی است نه کاراکترهایش آنچنان سمبلیک است که برای دریافتنشان نیاز به تحقیق باشد. شما در "بر پهنه دریا" که جزو آثار بسیار معمولی مروژک است سه کاراکتر میبینید به نامها کشتی شکسته بزرگ و متوسط و کوچک. همینجا سوال پیش می آید که کشتی چیست؟ چرا شکسته است؟ هر یک از اینها نماد چیست؟ و برای یافتن این سوالات نیازمند تحقیق هستید. اما در ترانه های قدیمی زنی میبینید که نازاست و شوهرش سرش هوو آورده! لیلای مهرجویی این را گفت، سریال در پناه تو گفت، سریال پس از باران گفت! محمود جان برای چنین کلیشه ای چه تحقیقی از من انتظار داری رفیق؟!
بله ... دیدن ادامه » بنده اذعان میکنم که تئاتر آخرین نامه را دیدم و همان شب نوشتم اما مائوزر را دیدم و تا دو روز جرئت نوشتن نداشتم. چون فرق هاینر مولر و جهانبینی اش با مهرداد کوروش نیا و جهانبینی اش زمین تا آسمان است. همینطور همین فرق بین مروژک و رحمانیان است.

امیدوارم در پاسخهایم جسارتی رخ نداده باشد. بنده اعتقاد دارم به جای اینکه هنرمندان را باد کنیم باید از آنها انتقاد کنیم که پیشرفت حاصل شود. بی توجه به مسائل حاشیه ای رخ داده رحمانیان فقط یک نمایشنامه نویس معمولی است. وقتی اینجا ساعدی و بیضایی داریم و مشخص است که آقای رحمانیان به شدت پیگیر تقلید از سبک بیضایی است پس من اگر بخواهم کسی را بزرگ بدانم آنها را میدانم! ضمن اینکه یعقوبی،بیژن مفید، محمود استاد محمد، عباس معروفی، عباس نعلبندیان، پرویز صیاد و ابوالقاسم جنتی عطایی را نیز به عنوان افرادی که در نمایشنامه نویسی موفق تر از رحمانیان هستند میتوان نام برد.
۱۸ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ببخشید پیش فروش از کی شروع میشه؟؟
آزاده این را دوست دارد
فروختنش خیلى وقته شروع شده دوست عزیز و روزهاى اولشم پر شده.و سایت ایران کنسرت عهده دار فروش بلیطش هست از اونجا تهیه کنید اگر مونده باشه فقط
۲۸ بهمن ۱۳۹۳
منم دیشب رفته بودم .متاسفانه از 5 عددبلیطی که خریده بودیم 2 عددش راهرو سکوهای بالاتر بود یعنی هی باید می ایستادیم تا تماشاچی های سکوی بالاتر برند سرجایشان !!! پشتی هم که نداشت و تا آخر برنامه قوز کرده تماشا کردیم .نمی دونم ما کی درست میشیم !
۱۸ اسفند ۱۳۹۳
سلام
من دو تا بلیط برای روز پنجشنبه ساعت 21 از این نمایش دارم ولی به علت یه مسافرت کاری یهویی نمیتونیم خودمون بریم متاسفانه. اگه کسی خواست تماس بگیره.
اطلاعات بلیط:
پنجشنبه 21 اسفند ساعت 21
بلوک A ردیف چهار صندلی 16 و 17 قیمت بلیط 35000 تومان
اطلاعات تماس:
09122275834
آل ... دیدن ادامه » داود
۲۰ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید