همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال فیلم زغال
S3 : 05:06:35
: اﺳﻣﺎﻋﯾل ﻣﻧﺻف
: اسماعیل منصف
: هادی افتخارزاده، فرید ادهمی، ژیلا شاهی، یوسف یزدانی، یوسف جاوید، توران قربانی، کامیار شکیبایی، امین حاجی اکبری، عنایت خوبدل، یاسمین خلخالی، محسن محمدی، مریم قاسمی، مهدی سمساری
: اتیین دریکاد، اسماعیل منصف، نادر تکمیل همایون، نسیم محمودی
: محمدرضا جهان پناه
: سعید اسدی
: حسن شبانکاره، بنیامین لائورنت، نیکلاس ژاول
: اسماعیل منصف
: مهدی نادری
: اسد آتش بیگی
: میثم عابدینی
: محمد رضا بادامچی
: حمیدرضا فتوره چیان
: هادی منوچهرپناه
: صدف صادقیان پور
: مرتضی ابراهیمی
: وحید صداقت
غیرت در ﯾﮑﯽ از روستاهای مرزی آذربایجان به ﮐﺎر زﻏﺎل‌سازی مشغول اﺳت. پسر او ﯾﺎﺷﺎر که به دلیل دزدیدن طلا در زندان به سر می‌برد، برای عروسی خواهرش به ﻣرﺧﺻﯽ می‌آید، اﻣﺎ گم ﺷدن ناگهانی ﯾﺎﺷﺎر، غیرت را را ﺑﺎ چالش بزرگی روبه‌رو می‌کند.

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مورد عجیب زغال، فیلمی که با کارگردانی درخشان و بازی های بی نظیر برای من یک جهان درونی شگفت ایجاد کرد که چطور می توان در یک شهر کوچک مرزی قصه ای خوب در آورد و شخصیت هایی را در قاب تراشید که وقتی می خواهی پایت را از سالن تمدن بگذاری بیرون هنوز دو قدم به حیاط باغ نرسیده ای دلت برایش تنگ می شود، برای سادگی اش...و برای حس پدر بودن...غیرت بودن و رویکردی ناب از درامی که از همان ابتدا تو را با خود می برد...
از شما سپاس گزارم جناب اسماعیل خان منصف که کارتان را زندگی کردید.
امروز به توصیه ی دوست خوب و فرهیخته خانم نیلوفر ثانی فیلم زغال را دیدم. بعد از حدودا هفت ماه دوری از هنرو تجربه.
تداعی معانی زیادی شد از پرونده های قتلی که به فراخور شغل و رشته ام درگیر بوده ام. موقعیت بدیست. کسی متهم به قتل است و سرطان ترین چیز آن است که داستان زندگی اش را بفهمی. وقتی بفهمی مظلوم و سر به راه و معمولی دلسوز و... بوده اما اکنون فقط قاتل است. درست مثل غیرت فیلم اسماعیل منصف که به قدری درونگرا , و مظلوم است که با یک هوشمندی دراماتیک نزدیک به بیست دقیقه اول فیلم با اینکه محور داستان قرار گرفته است اما هیچ دیالوگ فعالی ندارد و در برابر اتفاقات کاملا منفعل است.
هماوردی "نداری " و "تحقیر" و تن نحیف غرور پدرانه ی غیرت که نه طاقت اشک و حسرت دخترانش را دارد نه کبودیِ زیر چشمان پسرش را تا جایی پیش میرود که عقده ها با همراهی طمع ازو غیرتِ ... دیدن ادامه » قاتل را می سازد. داستانی که خوب شکل میگیرد، گره جالبی دارد و درست ادامه پیدا میکند و در اوج تمام میشود. فارغ از اشکالات تکنیکال فیلم در تدوین و کارگردانی ، قابهای به نمایش کشیده شده ارزش آشتی با هنر و تجربه را داشت. گرچه در این دست درام ها به نظرم موسیقی باید حضور موثرتری داشته باشد.
درود جناب کیان فر.. چقدر خوشحالم که نظرتون رو خوندم و چقدر خوب و دقیق اشاره کرده بودید.. به نظرم برگ برنده ی این فیلم بازیگر "غیرت" هست با تمام آن میمیک صورت و سکوت ها و اتمسفری که برای کاراکترش می سازد.. تمام سیر استحاله شده‌ی یک انسان درستکار و سربراه ... دیدن ادامه » تا بروز هیولایِ درونش می شود دراین مدت زمان نه چندان بلند فیلم دید...
به نظرم اگر اسماعیل منصف کمی بیشتر بر ساختار فنی ، بخش هایی از داستان و بازیگرهایش کار می کرد، این فیلم براحتی پتانسیل عرضه در سطح بالاتر راهم داشت..
بااین حال نمی توان از این فیلم هنری و تجربی براحتی گذشت و تحسینش نکرد
۰۱ بهمن ۱۳۹۸
سپاس از پیشنهادتون.
۰۱ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کوهی
از جنس درخت
شاخه هایت تکیه گاه حوا

"آدم"
با قلب پر از درد
مامن آب و اسب و دل کوچک گاوها

افسوس که بخت کوتاه است.
هر چند زمین آدمیان بزرگ
سهم تو سوختن مداوم
سهم تو "زغال"
نامت "پدر" است.
زغال فیلم هوشمندی است، مثل یک‌ دوربین عکاسی روی شخصیت محوری زوم کرده و تمام اتفاقات پیرامونی را مات کرده است. دینامیک هر اتفاقی در خدمت یک گام تغییر در کاراکتر قهرمان داستان است و بیشتر به آن پرداخته نمی شود. تعمدی که در این نوع پردازش داستان وجود دارد باعث همراهی مخاطب با تحولات درونی قهرمان داستان و درک آن می گردد. در حالی که این روزها فیلم جوکر با بازی درخشان خواکین فینیکس نمادی از آنارشی ظلم ستیز است، قصه اسماعیل منصف در این حوزه، ملموس تر و منطقی تر پیش می رود.
عجب « زغال» خوش رنگ و جذابی و البته سوزاننده ای.
دیدن این فیلم رو بسیار پیشنهاد میکنم حتما ببینیند.
همچنین نقد آقای عسگرزاده رو در کامنت های این فیلم در اینجا بسیار خوب و گویا هست به نظرم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر هنرمند خوب ایران زمین، اسماعیل منصف
پس از تماشای فیلم «زغال»، یاد نمایش «ساعت» افتادم. موضوع اصلی هر دو اثر هنری، ظلم ظالم و مبارزه با آن است. خرده من از نمایش «ساعت» این بود که فرآیند تولید ظلم، امروزه بسیار پیچیده تر از متن نمایش است. این پیچیدگی، به زیبایی هر چه تمام تر، در فیلم «زغال» به نمایش درآمده است.
پرهیز از نماهای نزدیک و استفاده از نماهای دور برای نشان دادن رنج و تنهایی قهرمان و نسبت او با طبیعت اطرافش، مرا یاد سبک واقع گرای عباس کیارستمی می اندازد. از سوی دیگر، سکوت طبیعت، میانه مراوده بی رحمانه آدم های بومی، مرا به یاد نوری بیگله جیلان می اندازد. این یادآوری ها، اگر شخصی هم باشد، به هیچ وجه، به معنای کپی کاری و تقلید نیست. اسماعیل منصف، کارش را در نگارش فیلم نامه و کارگردانی به زیبایی و خلاقانه انجام می دهد. نماهای قشنگ او ... دیدن ادامه » بسیارند: تلاش «غیرت» برای سوار کردن گاوهای فروخته شده به وانت، شال بر سر کردن دختر کنار دریا که هدیه پسر غیرت است، پر کردن گونی های زغال سیاه در تضاد با خرید طلای زرد و ...
زنان در داستان، فعالانه، مشارکت داده شده اند و هر کدام برای خودشان نیمچه قهرمانی هستند. چنین نیست که زن و دختر غیرت، پشت پرده در آشپزخانه و اندرونی، مشغول آشپزی و اشک ریختن باشند؛ آنچه که ما معمولا در فیلم های بومی با محیط های بسته می بینیم.
پیام فیلم ساز روشن است: تحقیر قشر فرودست جامعه به عصیان می انجامد. عصیانی که با قاچاق آغاز می شود و به قتل می انجامد. عصیانی که پیش از این، شاید انقلابی تلقی می شد، اما حالا، حرام و تمرد از قانون محسوب می شود و مستوجب حبس و اعدام می باشد. تلقی قانون و جامعه هر چه باشد، اقدام نهایی غیرت در مقام قهرمان داستان، ستودنی است: قتل طلافروش، نه سقوط که تعالی و تکامل شخصیتی اوست برای بازپس گیری حقش از ظالم، هرچند که به نجات خانواده نمی انجامد، اما عطش عدالت خواهی ما را سیراب می کند؛ وقتی که قانون سکوت می کند و آدم های قشر مرفه، در ارتباطی تنگاتنگ، به حذف او و خانواده اش همت می گمارند.
پایان تلخ کار، واقع گرایی کارگردان را نشان می دهد: غیرت در زندان است و پسرش به کاری که از آن نفرت داشته و مشخصه ی طبقه اجتماعی اوست، برگشته است.
پیش از تماشای فیلم نوشته ی شما را خواندم، پس از تماشا بازهم خواندم

بسیار خوب فیلم را نکته سنجی کرده اید، سپاسگزارم، آن فریاد از عمق وجود را فراموش کرده اید

۲۲ آبان ۱۳۹۸
عالی بود جناب عسگرزاده
۱۸ دی ۱۳۹۸
سپاس فراوان.
ممنونم که خواندید.
۱۸ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید