کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال فیلم تومان
S3 : 06:26:48 | com/org
داستان این فیلم دربارهٔ فردی است که از راه قمار اسب و فوتبال تلاش می‌کند یک شبه طبقه اجتماعی خود را تغییر دهد.

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم تومان / عکاس: رومینا پرتو

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› انگیزه ای که قرار نیست در مخاطب ایجاد شود

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

روند فیلم بسیار خوب بود ، اما متاسفم که ملت ترکمن در این فیلم ملتی بی خیال ، با روابطی نامتعارف و بعضا بیخیال به زندگی معرفی میشوند.
در تمام داستان وجود دوست دختر جوان نقش 1 فیلم بی دلیل بود و به سادگی نویسنده میتوانست آن را از چرخه داستان حذف کند که این به روند داستان و کوتاه تر شدن زمان آن کمک شایانی میکرد.
اینکه با صحنه های نامتعارف در نقاطی از داستان که با ریتم کند روبرو میشویم کارگردان سعی در جلب توجه مخاطب داشته به شدت من را اذیت میکرد، بطوری که در صحنه جنگل میخواستم سالن رو ترک کنم.
حیف، داستان که خراب شد .

امتیاز 3 از 10

# طاها #
با هر کسی همون جور رفتار کن که اگه زورش میرسید باهات رفتار میکرد
با هرکس همان طوری رفتار کنید که دوست دارید باهاتون رفتارکنند.
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
این فیلم می تواند به عنوان یک الگوی "چگونه از یک فیلمنامه خوب فیلم بد بسازیم " تدریس شود.همه چیز در این فیلم حیف شده است.از لوکشین های خوب و جذاب تا بازی خوب بازیگران همگی فدای خودنمایی کارگردان شده اند.
ایده و سوژه بکر و نابی که قربانی جاه طلبی مفرط خالق اثر شد. فیلم با ریتم و تمپو خوبی آغاز میشه ولی مثل روند نزولی شخصیت اصلیش، دچار سقوط میشه.
استفاده از تمام لوکیشن ها و آیتمهای موجود تو منطقه ساخت فیلم، بیشتر از اینکه در خدمت فیلم باشه، موجب آشفتگی مخاطب میشه. شرط بندی، عید قربان و چکدرمه (غذای ترکمنی)، گندمزار، تپه، کباب، جنگل، دریا، اسکله، قایق موتوری، کلبه چوبی، نردبون، طناب تاب، استخرهای خونه باغی، لباس و موتورسواری ترکمنی، جگرکی، میدون سوارکاری، کارخونه شیر، نیسان آبی و تقریبا همه المان هایی که تو گنبد و اطراف میتونه استفاده شه رو تو فیلم وارد‌کردن و فقط میل گنبد و بازار روسها مونده که تو فیلم کار نشده. انگار فیلمساز یه جورایی خواسته ادای دین کنه به زادگاهش که البته قابل تحسینه ولی نه با این حجم از درهم ریختگی و عطش.
فیلمبرداری و قاب بندی ها سرگیجه آوره و کمکی به ایجاد هیجان و ضرباهنگ مناسب نمیکنه.
شخصیتهای قصه پرداخت خوبی ندارند و کلا انگاری خونواده ای در کار نیست، پدر و مادری برای هیچکدومشون وجود نداره و کاملا رها و آزادن. دختر فیلم معلوم نیست از کدوم جزیره دریای خزر میاد که باید با قایق موتوری آورده شه، تموم پیش بینی های منجر به برد تو اوایل فیلم نظر اونه ولی کتک میخوره و کبود میشه بی هیچ عکس العملی از طرف خودش و خونوادش و از اواسط فیلم محو میشه.
شخصیت اول فیلم هم هروقت اراده کنه پیش بینی هاش درست و هر وقت هم بخواد پیش بینی هاش غلط خواهد بود...
بازیها نسبتا خوب و قابل قبول بود.

ایده خوب، فیلمنامه متوسط
بازی خوب مجتبی پیرزاده بازی قابل قبول میرسعید مولویان و بازی ضعیف ایمان صیادبرهانی
فیلم با اینکه ۱۳۰ دقیقه است کشش قابل قبولی داره و از ریتم نمی افته ولی صحنه های اضافی داره که می تونه کوتاه تر و بهتر بشه
از دیدن فیلم ناراضی نیستم ولی قابل توصیه هم نیست

۴/۵ از ۱۰
ای فیلم سوژه جذابی داشت و میتونست خیلی بهتر از اینا پیش بره ولی 40 دقیقه اخر فیلم اونجوری که من دوس داشتتم پیش نرفت
دو سه باری از ریتم افتاد
و کلا نباید به دو ساعت و ربع کشیده میشد زمانش به نطر من
ولی خب بازی بازیگراش خیلی خوب بود
یه دوست دیگه ای هم نطر داده بودن که کارگردان مدام میخواست المان هایی که تو ذهنشه نشون بده که واقعا حرف درستی بود
من این فیلمو دوست داشتم فیلم خوش ساخت متفاوت و جذابیه . چقدر خوب بود دیدن دوباره میرسعید مولویان و ایمان صیاد برهانی در کنار هم این بار بر پرده سینما . علی رغم مدت زمان طولانی فیلم به نظرم فیلم هیچوقت از ریتم نمیفته و خودشو حفظ میکنه که این واقعا در سینمای ایران هنره بسیاری از فیلم ها حتی نیم ساعتم قابل تحمل نیستن
از معدود فیلم هایی که در انتهای فیلم دلم میخواست پاشم یقه کارگردان رو بگیرم و سرش دادبزنم چطور تونستی تنهایی فیلم رو خراب کنی؟

موضوع جذاب و بکر , بازی های بسیار عالی و روان بخصوص از میر سعید مولویان ,

اما دو نکته فیلم رو از پا دراورده بود, اول مدت زمان فیلم ( بالغ بر دو ساعت و ربع) که به هیچ عنوان موضوع کشش این همه زمان نداشت و به راحتی میشد 45 دقیقه از فیلم رو حذف کرد.
و دوم انتخاب قاب های کارگردان. انگار کارگردان میخواد تماااااااام ابزار و المان هایی که بلد هست رو به کار بگیره بلکه حس گیجی و بلا تکلیفی که میخواد رو به تماشاگر منتقل کنه. به حدی قاب ها تار و کج و نا مشخص بود و فیلمبرداری های روی دست و پر استرس که در کنار زمان طولانی فیلم تماشاگر رو خسته و پریشان کرده بود .

قطعا این فیلم با رعایت تدوین بهتر, فیلمبرداری متناسب تر و زمان کوتاه تر میتونست به یکی از فیلم های خوب امسال تبدیل بشه.

5/10
جدا از ارادت خودم به بازیگران این فیلم که از اساتید تئاتر هستند؛ تحسین بسیاری از مخاطبین رو برای این فیلم شنیدم
در عجبم که در اخبار وابسته‌ در برگه‌ی این فیلم؛ یک‌ نویسنده! اینچنین تلاش به تخریبش کرده!
به امید موفقیت میر سعید مولویان؛ ایمان صیاد برهانی و مجتبی پیرزاده
منم همین حس علاقه‌مندی رو به میرسعید، ایمان و مجتبی دارم ولی به هر حال اون نوشته هم یه نقده که میشه باهاش موافق بود یا نه!! خیلی لازم نیست متّه به خشخاش بگذاریم!! در ضمن علی دهباشی هم کم آدمی نیست.
۱۴ بهمن ۱۳۹۸
بله آقای فدائی همینطور هست که شما می فرمایید؛ آقای دهباشی کم آدمی نیست..
۱۵ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید