تیوال نمایش داستان زمستان
S3 : 05:13:03
  ۰۲ تا ۲۱ دی ۱۳۹۱
  ۱۹:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۱۲,۰۰۰ تومان


نمایش"داستان زمستان" کاری برآمده از کارگاه تیاتر مهدی کوشکی به دعوت گروه دیوار می باشد. این نمایش حاصل کارگاهِ ترکیبی تیاتر با همکاری مشترک گروه تیاتر لیو و گروه تیاتر دیوار است که در بهار 1391 برگزار شد. بعد از برگزاری کارگاه و بر اساس طرح اولیه گروه تیاتر دیوار، با توافق مهدی کوشکی و اعضای کارگاه تمرینات ادامه پیدا کرد تا زمستان امسال به اجرا برسد. 
گروه تیاتر دیوار گروهی است بر آمده از کاربران تیوال (دیوار) در طول دو سال فعالیت بخش دیوار در سایت تیاترشهر که مقدمه پروِژه بزرگتر تیوال شد و از این نگاه گروه ویژه ایست. گروهی است که جای پدید آمدن از دانشجویان تیاتر یا بازیگری از دل تماشاگران پیگیر و عاشق تیاتر در رشته های گوناگون شکل گرفته است. هرچند که از حضور اعضای حرفه ای هم بی بهره نیست. داستان زمستان نخستین تجربه اجرای عمومی این گروه با دعوت از آقای مهدی کوشکی به عنوان راهبر این نمایش است. جوانان با انگیزه و پرانرِژی این نمایش شما را به تماشای این اجرای گروه خود شما دعوت می نمایند:
بازیگران:
میلاد شجره، پدرام شریفی،  سجاد باقری،امیر حسین باقریان،محمد حسن جعفری،حسین خدارحمی،آیه دریس،شادی دهقان،آیدا رضایی، نسیم صنیعی منفرد،آتنا نحوی،میلاد نصراللهی،نیما هاشمی سرشت ودریا یاسری...
: توسط مهدی کوشکی و با همکاری نگار بنی صفر، فاطمه ثاقب، فریار حسینی، شاهین گلگون و شبنم موتابی.
: صحرا فتحی
: گروه بمرانی
: سعید ایزدی پور
: ارغوان راستی و محمد امین عندلیبی
: فاطمه ثاقب
: حسین خدارحمی
: آیه دریس
: نگار بنی صفر و لیلا ناطق
:  مریم هنرآموز

نشانی: میدان فاطمی، ابتدای خیابان شهید گمنام، خیابان جهانمهر، پیش از کوچه ۶/۱، پلاک ۲۶، خانه نمایش آو

مکان

میدان فاطمی، ابتدای شهید گمنام، خیابان جهانمهر، کوچه ۶/۱ پلاک ۶۶، خانه نمایش دا
تلفن:  ۸۸۰۱۶۰۷۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام
نمایش کاملا معمولی بود. بازی ها به نسبت خوب بود اما سالن نمایش واقعا بد بود. جا به اندازه کافی برای نشستن نبود.
در کل من راضی نبودم و به نظرم در سطح پایینی بود.
خیلی خوب بود
میتونم بگم عالی بود
یه خسته نباشید باید به گروه جوان وپر انگیزه کار بگم که انقدر پر انرژی بودن
ویه خسته نباشید به آقای کوشکی
ویه خسته نباشید ویژه به گروه دیوار
وفقط یه حسرت برام باقی میمونه که ای کاش 6 ماه پیش تو لحظه آخر انصراف نمیدادم و توی کار گاه گروه دیوار شرکت میکردم
خیلی عالی بود.

یک نمایش بی نهایت ساده پر از خلاقیت. دست و پنجه ی مهدی کوشکی درد نکنه که برای این بچه ها این فرصت رو فراهم کرده. پیشنهاد می کنم حتما ببینید.
امکانش هست نمایشنامه این اثر رو داشته باشم؟
میلاد صیقلی و سجاد باقری این را دوست دارند
اصل نمایشنامه این اثر در کتاب مجموعه آثار شکسپیر جلد دوم هستش...
۱۸ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بودن یا نبودن
مسئله اینست

سپاس از تک تک دوستانی که پلی شدند تا من با کلام شکسپیر همسایه شوم

و هرچه در توان داشتند گذاشتند در زُهدان صحنه و آغوش تماشاگران


پس بیایید از شاملو هم بشنویم

بودن
یا نبودن...
بحث در این نیست
وسوسه این است.


سپاس ... دیدن ادامه » از همه ی دوستان
کار خوبی بود... بچه ها زحمت کشیده بودن و نتیجه اش یه کار خوب و قابل توجه بود...
خسته نباشید به گروه...
دراماورژی عالی، موسیقی عالی ، بازی ها خوب ، تبلیغات ضعیف. درسته یه کارِ کارگاهیه ولی خوب باید دیدش دیگه. خیلی باحاله.
تنها نقاط قوتش موسیقی و محیطش بود... بقیه در سطح خیلی پایینی بود! اگه موسیقی نبود واقعا وقتمو تلف شده می دونستم!
باتشکر از کافه خانه نمایش آو که خیلی خوب بود
من هم این کار رو دیدم . به نظر من هم کارگردانی و هم بازی ها و هم موسیقی خیلی خوب بود و معلوم بود زحمت زیادی کشیده اند. دستشون درد نکنه.
۱۳ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زبیا بود بعنوان کار کارگاهی با توجه به اجراش تو پلاتو فضای گرم نمایشی داشت فرم کار رو دوست داشتم یه خسته نباشید ویژه هم برا اجرای موسیقی صحنه
من روز شنبه با همسرم این نمایش رو دیدم ، باور کردنی نبود ،بازیها خیلی جذاب و دوست داشتنی، آدم فکر می کنه با اعضای گروه آشناست. موسیقی هم عالی بود. امیدوارم کارهای بعدی در سالنهای بزرگتر اجرا بشه. موفق باشید.
اره کار بی نظیریه
۱۰ دی ۱۳۹۱
این حسّ آشنا بودن با اعضای گروه رو منم موافقم.:)
۱۱ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای یک تاتر کارگاهی، خوب بود
خسته نباشید به گروه
از دخترا تست می گیرن، واکسنش رو می زنن به مردا :) :) خیلی خندیدم و یه جاهایش هم فکر کردم، دمتون گرم....خیلی خوب بود داستان زمستانتون....
شکسپیر کار کردن شوخی نیست، دست مریزاد بچه ها...خیلی لذت بردم. چه روایت جذابی.... درسته دوره جاش، ولی بازی های بی نظیری می بینید... از دست ندید.
بلیطامونو رزرو کرده بودیم، کروکی اشتباه بود (البته الان درسته)، دیر رسیدیم، جا نبود، روی زمین نشستیم، چنتامونم ایستادیم.

نمایش خوب بود
جبران شد:)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بود. لذت بردم خیلی.... حضوری رفته بودم اگه بخوام از طریق سایت بخرم برای دوستام روزهای هفتهی بعد رو کی می ذارید؟
شادی بهرامی، hoda sarraf و رعنا جمالی این را خواندند
ارغوان راستی و محمد عمروآبادی این را دوست دارند
امروز خرید هفته دوم آغاز شد.
۰۸ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیست...بیست...بیست،
مارال جان فکر کنم جسارتا البته جنس روایتش متفاوته، و بنظرم جنس جسوری رو انتخاب کردن من دوستش داشتم. منحای اینکه یه کم بعضی بازی ها اماتوریه ولی کار خوبیه بنظرم، حتی می تونم بگم عالیه. برای دیدنش بشتابید. ضرر نداره.
بله قطعا متفاوته فاطمه عزیز :)
۰۶ دی ۱۳۹۱
برای حتی دوبار دیدن هم خوبه... اره خوبه. منحای نور که می تونستن وسواس بیشتری به خرج بدن.
۰۷ دی ۱۳۹۱
دوستان خوبم فاطمه عزیز و آرش جان،
احیانا "منها" رو اینطوری نمی نویسن؟! ;-)
البته زیاد مهم نیست، ولی برام جالب بود که هردو به اونصورت نوشته بودین :-)
۰۹ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود ... این کار به عنوان یک اثر کارگاهی خوب بود و زحمات دوستان قابل تقدیر است . ولی به نظر روایت این داستان به خوبی صورت نگرفت ، عدم انسجام صحنه ها باعث میشد ذهن تماشاگر نتواند داستان را کشف کند ... مگر کسانی که از داستان زمستان ِ ویلیام شکسپیر The Winter's Tale مطلع بوده باشند .این اثر در سال 1611 زمانی که شکسپیر به استراتفورد برمیگردد و کمدی – استراتژی خود (مانند طوفان، هنری هشتم، سیمبلاین و داستان زمستان ) را آغاز میکند ، نوشته شده ؛ توصیه میکنم دوستان قبل از تماشای این اثر خلاصه ای از این داستان را بخوانند :
لئونتس، پادشاه سیسیل سرگرم پذیرایی از پولیکسینس پادشاه بوهیمیا( دوست زمان کودکی خویش ) است؛ ولی چون هرچه تعارف می‌کند نمی‌تواند مهمان خود را متقاعد سازد که تمام زمستان را نزد او بماند، از همسر خود، هرمیونه خواهش می‌کند موافقتش را جلب کند.ملکه موافقت ... دیدن ادامه » میهمان را به سهولت کسب می‌کند؛ این باعث برانگیخته شدن شک و تردید لئونتس می‌شود و به این خیال می‌افتد که باید بین این دو رازی نهفته باشد. این احساس شک شاه به زودی به مشغله فکری شبانه روزی او تبدیل می‌شود؛ به طوری که به یکی از مشاوران وفادار خود به نام کامیلو دستور می‌دهد که پولیکسینس را مسموم کند؛ ولی کامیلیو که به بی گناهی پولیکسینس ایمان دارد، او را از خطری که در کمینش است آگاه می‌کند و مقدمات فرار شبانه او را فراهم می‌کند و خود نیز همراه او از دربار سیسیل می‌گریزد .در جریان رفتار ها و کارهای دیوانه وار و غیر منطقی پادشاه ، ملکه از شدت غصه و درد از دنیا میرود و نوزاد دخترش را که در زندان به دنیا آمده به دستور شاه به ساحل بوهمیا می برند و دختر در گمنامی نزد یک چوپان و پسرش بزرگ می شود و ...
به خوب نکته ای اشاره کردی مارال جان، این عدم انسجام و نا هماهنگی رو منم تا حدودی موافقم و حس کردم. منتها فقط مونده بودم که چه جوری تو نقدم بیانش کنم تا یه وقت موجب ناراحتی دوستان نشه، بهر حال کلّی زحمت کشیده بودن و این ذوق و هیجان و استعدادشون واقعاً قابل ... دیدن ادامه » تحسینه. من که لذّت بردم.
...و مرسی از بابت توضیح مختصرت در رابطه با خلاصه ی داستانِ "داستانِ زمستان".;):)
۰۵ دی ۱۳۹۱
ممنون از نظر خوبتون
چون به من پیش زمینه ذهنی دادید نا دچار عدم کشف داستان که در بالا بهش اشاره کردید نشوم
۰۵ دی ۱۳۹۱
رعنا جان ممنون . جناب ملکشاه امیدوارم لذت ببرید از این کار .
۰۵ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود خیلی دوس داشتم...بازم می بینم.
الهام حصاری، رعنا جمالی و کیانا اعتمادی این را خواندند
ارغوان راستی و میلاد صیقلی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز دیدم بعنوان یه کار کارگاهی عالیه...حتی اگر کار حرفه ای هم بود بازم بنظرم عالیه...کلا خوب بود خیلی...
چنتا از دوستام می ریم بازم.....پیشنهاد می دم ببینید.