تیوال نمایش زبان تمشک های وحشی
S2 : 19:21:01
  ۰۹ مرداد تا ۲۱ مهر ۱۳۹۶
  ۱۸:۴۵
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: نغمه ثمینی
: شیوا مسعودی
: (به ترتیب حروف الفبا) صابر ابر، علی شادمان، الهام کردا

: Mopstudio
: غزاله معتمد
: محمدرضا جدیدی
: صبا کسمایی
: صالح تسبیحی

: ایمان یزدی
: محمد قدس
: هادی شیخ الاسلامی، امیرسپهرتقی لو
: بهزاد اسحاقی

: تیام کریمایی
: سینا اکبری، مریم ضمیریان
: آلاله امیری، هانیه شجاع، حجت حسینی، سینا فراهانی

: مهرداد متجلی
: فرهاد نجداد

: قاسم غضنفری
: سپهر محمودی، رضا تحقیقی، گروه صحنه ایگو

: نیلوفر ساداتی
: بی تا نصر
: سمیه عبدالحسینی
: معصومه حسینی
: بهروز سیفی
: مصطفا مرادیان، عطیه حبیبی
: علیرضا حسینی، فرید حسینی
: امیر قالیچی ها
: آریان امیرخان (فیلم نیوز) و تیاتر بازها
زن و شوهری در راه شمال هستند تا مدارک خود را از مادر زن در شهری در شمال بگیرند و از هم جدا شوند. در طول مسیر آن ها در سالهای زندگی شان به عقب و جلو می روند گویی به دنبال واکاوی دلایل طلاق هستند. پسر عجیبی - که نمی دانیم‌کیست- در مقام راوی، داستان آن ها را برای ما روایت می کند و در تلاش است که آن ها به هیچ وجه در جاده نمانند و شب را در هتل بابل نگذرانند.

راه‌های ارتباطی با تماشاخانه پالیز: اینستاگرام / کانال تلگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش زبان تمشک های وحشی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش زبان تمشک های وحشی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» تمدید «زبان تمشک هاى وحشى» تا مهر‌ماه

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، خیابان کریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان)، خیابان سپند، پلاک ۶۹
تلفن:  ۸۶۰۳۷۵۱۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ناآمدگان اگر بدانند که ما از دهر چه میکشیم نایند دگر...(خیام)
کلمات همواره تناقض نما هستند(لا‍ئوتسه)

بیشتر از یک ماه است که نمایش را دیده ام اما آنقدر متن و اجرا در ذهنم زنده و تازه است که با وجود مشغله روزهای اخیر نتوانستم بر وسوسه نوشتن فائق بیایم و این چند خط را برای دل خودم نوشتم.
بدون شک از بهترین کارهای نمایشی است که در چند سال اخیر دیده ام.نمایشی که هم از متنی فوق العاده قدرتمند با جریانی سیال بین زمان های مختلف و زبانی استعاری و تمثیلی بهره برده است هم کارگردانی و بازیگری هوشمند به مدد طراحی صحنه جذاب عیار بالایی به کار بخشیده است.اما به راستی زبان تمشک های وحشی چیست؟
۱) زبان:
شاید کلید ورود به این واژه عامیانه و پرکاربرد روزانه ولی به غایت پیچیده و مفهومی را فردینان دوسوسور زبان شناس برجسته سوئیسی به ما بدهد "در زبان تنها تفاوت ها ... دیدن ادامه » وجود دارند" و این همان چیزی است که خدای زیگورات برای مردم نافرمان بابل اراده و تقدیر نمود.مردم به زبان های گوناگونی حرف زدند تا کمتر از قبل متوجه صحبت های هم شوند اما آیا داستان نمایش و استفاده نمادین از اسطوره تاریخی برج بابل در جغرافیایی با یک زبان مشترک هم معنا دارد؟
عدم درک و فهم مشترک بین داوود و دنیا( به جای این دو اسم هر دو اسم دیگری را جایگزین کنید) به ماهیت تفاوت زبان بازنمی گردد بلکه ریشه در تناقض همیشگی کلمات دارد.داوود و دنیا که هنگام صرف افعال مجهول عاشق و آشنای هم شده اند حال چگونه و چرا در صرف افعال استمراری دچار مشکل شده و مستاصل بین ده سال زندگی مشترکشان سرگردان شده اند؟
داوود درمانده از عدم ارتباط با جامعه خود که با زبان فکری او بیگانه اند در زندگی شخصی هم روز به روز از دنیای خود فاصله گرفته است.داوود یادآور نبی کتاب آور بنی اسرائیل در جستجوی این است که با زبانی دیگر با دنیای خود ارتباط برقرار کند.دنیای او هم معلم زبان است اما این ارتباط کلامی منعقد نمی شود و غامض ترین رابطه انسانی در دل ساده ترین ترکیب اجتماعی زبان را به عنوان عنصر کلیدی و ابتدایی ارتباط به چالش می کشد.
۲) تمشک های وحشی:
در فیلم توت فرنگی های وحشی شاهکار اینگمار برگمان که با تکنیک جریال سیال ذهن ساخته شده است شاهد یک پیرمرد سال خورده هستیم که همراه فرزند و همسر او عازم سفری شده اند.زوج فیلم در زندگی زناشویی خود مشکل داشته و دائم در کشمکش و کلنجار هستند و پیرمرد سالخورده با مرگ دست به گریبان.
حال تمشک جایگزین توت فرنگی شده است.دانیال که به دنیا نیامده جایگزین دکتر پیر در حال احتضار و تولد جایگزین مرگ.اما اصالت و ماهیت هردو مفهوم تولد و مرگ به طرز حیرت آوری با طبیعت و خوی وحشی و خودروی آدمی گره خورده است.
دانیال اینبار به جای تعبیر خواب به تغییر واقعیت دست می زند اما که می داند که چون خدای زیگورات اراده کند برج بابل و هتل بابل فرقی ندارد.هر دو به معنای تمرد از فرمان خدای جبار هستند و تاوان آن جدایی و دور افتادگی بیشتر نسل بشر است.حتی اگر زبان گمشده هم کشف شود مرهمی بر درد ازلی خیام نیست.نا آمدگان می دانند که ما از دهر چه میکشیم اما نمی توانند که نیایند! چون داوود در دنیای خود چنین می خواهد و دانیال حال باید تعبیر هستی ناخواسته را با کلمات تناقض نمای همیشگی که فقط بر تفاوت ها دلالت دارند بکند.
جناب علیخانی چه خوب کردید که نوشتید .. از متنتون بسیار لذت بردم. سپاس
۲۳ مهر ۱۳۹۶
چه متن زیبایی. بسیار تاثیر گذار و درخور این نمایش فاخر. ممنون که با قلم شیوا و رسا جان مطلب رو بیان کردین
۲۵ مهر ۱۳۹۶
سپاسگزارم از لطف و محبت شما خانم قاسمی
۲۶ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم بسیار تئاتر خوب و مفهومی بود.......مسائل روز جامعه خودمون رو به بهترین شکل ممکن به نمایش درآورده بودن.....بازیگران عالی ایفای نقش کردن و بسیار زیبا...
Yahya k این را خواند
یاسمن پورمهران و مریم زارعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زبان تمشک های وحشی و جریان برج بابل...همیشه یادم میمونه
Yahya k این را خواند
مریم زارعی و ساناز معرّب این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دو روزپایانی در دوسانس این نمایش با بازی صابر ابر، علی شادمان، الهام کردا همینک آغاز شد.
صابر ابر قبل از هر اعتراضی اعلام کرد که برای اجرای ما که نقص آشکار فنی داشت، اجرای اختصاصی میگذارند و دو هفته است که منتظر خیریم.
در این دو هفته نه تنها خبری نشد بلکه همه ی پرسش ها هم بی پاسخ ماند.
متاسفم برای دروغ
متاسفم برای انسان نمایی
۱۶ مهر ۱۳۹۶
متاسفانه اجرای سانس جایگزین در حیطه تیوال نبوده و ما صرفا نقش پیگیری این ماجرا را به عهده گرفتیم هرچند همینک خود را مسوول می‌دانیم تا حقوق دسته کاربران عزیزی که اجرا را با مشکل فنی تماشا کرده‌اند پیگیری نماییم و در این راستا اطلاع‌رسانی انجام خواهد ... دیدن ادامه » شد.
۲۲ مهر ۱۳۹۶
سلام. به نظر میرسه که دیگه پیگیری فایده ای نداره. درسته؟
۲۶ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس های تازه یکشنبه ۱۶ تا چهارشنبه ۱۹ مهرماه سانس ۱۸:۴۵ امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
سارا این را دوست دارد
همیاری عزیز
آیا برای کسانی که نمایش را با نقص فنی دیدند، اجرای جدیدی در نظر گرفته شده؟ قرار بود سالن روزی را مشخص کند
۱۰ مهر ۱۳۹۶
سلام. بله لطفا زمانش رو مشخص کنید. ممنون :-)
۱۲ مهر ۱۳۹۶
گروه همیاری عزیزم
آیا روز اجرای مجدد برای افرادی که نمایش را ناقص دیدند مشخص شده؟
۱۵ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میخواستم آخر نمایش پاشم اشکای دانیال دیبایه رو پاک کنم بهش بگم نه تنها تو حریف این تقدیر (یا هرچیزی که اسمش هست) تو این موضوع بخصوص نمیشی که شاید اولین دغدغه ات باشه، بلکه هیچ کدوم از ما حریف هیچ تقدیری توی هیچ موضوعی نیستیم و نخواهیم بود، این درد مشترکه و وقتی درد مشترک میشه قاعدتاً باید تحملش راحتتر بشه که کاش بشه...
بحث فرزند برای وصله کردن یه رابطه...
بحث تنبیهی(یا هرچیزی که اسمش هست) که در "برج بابل" ابدی شد و زبان مشتریک رو ازمون گرفت...

قلم نغمه ثمینی رو همیشه دوست داشتم، بازی ها قابل قبول بود، کارگردانی بنظرم جای کار بیشتری داشت ...
و من همچنااااااااااان با ایده میکروفن کنار نیومده و نمیام :(
و واقعا دلیل اون حجم خنده اونهم خنده های بلند و گاه و بیگاه رو نمیفهمیدم ! :O :|


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه چهارشنبه ۱۳ و پنجشنبه ۱۴ مهرماه در دو سانس ۱۷ و ۱۸:۴۵ امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
درود بر همیاری عزیز
دیشب ما موفق به دیدن این نمایش شدیم، اما متاسفانه تصاویر دچار نقص فنی شده بود که قرار شد یک اجرا برای تماشاچیان دیشب برگزار شود
خواستم بپرسم آیا زمان این اجرا مشخص شد؟
۰۳ مهر ۱۳۹۶
ممنونم، این نمایش واقعا ارزش چند بار دیدن رو داره.
۰۸ مهر ۱۳۹۶
ممنون همیاری عزیز
پس به انتظار خبر از شما می نشینیم
۱۰ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند اجرای این نمایش تمدید و خرید بلیت سه سانس یکشنبه ۲ تا سه شنبه ۴ مهرماه امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
بلیط برای امروز ساعت ۵ دارم برای فروش آیا کسی میخواد.؟
۳۰ شهریور ۱۳۹۶
اگر کسی مایل به خرید بلیط برای ساعت ۵ میباشد با شماره۰۹۳۷۱۸۱۶۲۷۳ تماس بگیرد
۳۰ شهریور ۱۳۹۶
برای سشنبه 4 مهر دو تا بلیط لازم دارم اگه کسی داره ممنون میشم تماس بگیره 09357500829

آیا تمدید میشه؟
۰۲ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه، روزهای پنج‌شنبه ۳۰ و جمعه ۳۱ شهریورماه امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
با عرض سلام و ادب میخواستم بدونم چطور میتونم از تخفیف وفاداری استفاده کنم؟
۲۷ شهریور ۱۳۹۶
درود بر شما
در صورتی که به صورت لاگین یکی از اجراهای پشتوانه وفاداری را خریده باشید، تخفیف خودکار برای شما اعمال می‌شود.
۲۷ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زبان تمشک های وحشی
زبان اکنون تمام ناملایمت های روزمره و روزانه امان است
زبان شک و تردید های ناتمام
بد بینی های ممتد
خواستن های ناخواه شده و آرزوهای ریخته شده
زبان تمشک های وحشی زبان بابلی و داود و دانیال و دنیا نیست،
همه اشان است.
شاید همانجا که داود دره را به دنیا نشان داد همه امان دره را دیدیم،یعنی دیده ایم
چه همانند دانیال در رویای آمدن امان
چه داود وار تفکر هر روزمان.
اما تمام این ها در دنیا اتفاق افتاد و می افتد
رنگ می گیرد و جان می بازد...
در دنیا
در زن
در خلأ و در هیچ و در اشتباهمان.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((زبان بی جان با مدلول های نامعلوم))
"زبان تمشک های وحشی"،درقالب طرح داستان یک زن و شوهر در آستانه جدایی،با توسل به اسطوره و زبان به لایه های عمیق و گسترده تر روانی، سیاسی،اجتماعی ساحت انسانی در این جامعه ریشه می دواند تا در نهایت طرحی تقدیرگرایانه از تنهایی اش درافکند.
دنیا و داوود در دهمین سالگرد ازدواج شان تصمیم گرفته اند برای آخرین بار به دیدن مادر دنیا به شمال ایران سفر کنند و بعد از برگشتن از یکدیگر جدا شوند. این آیین هر سال تکرار شده است. کل نمایش در دنیای بینابینی واقعیت و خیال رخ می دهد.طراحی های صحنه و نور نمایش شاعرانه و سوررئالیستی است و با مضامین نمایشنامه همراهی می کند استفاده از مولتی مدیا،به لحاظ زیبایی شناختی ،تماتیک و انتقال گسست زمان ها و مکان ها و..کارآمد است.
سفرهای این زن و مرد گویی روایتی معاصر از سفر پیدایش می باشد.سفری ... دیدن ادامه » که وارونه زاییدن است.این وارونگی در کلیت نمایش معنا می یابد.تمامی مناسبات و اتفاقات در خارج از زمان خطی پیشینی یا پسینی معمول،ناظر به روایت است. پسرک جوان خارج از روال حضور زن و مرد بر روی صحنه ظاهر می شود که بر صندلی های اتوموبیل نیمه شده و پشت تورهای نازک نشسته اند. گاهی با اسکیت حرکت می کند و رو به تماشاگران حرف می زند و از نقشه ی قتل این زوج در جاده صحبت می کند. در واقع جایی ایستاده که تمام لحظات زندگی زن و مرد را می شناسد.او در قالب شخصیت های مختلف بر آنها ظاهر می شود. تمشک فروش،تعمیرکار اتوموبیل،رستوران داری که گوشت آدم می پزد و حتی پسرنوجوانی که حسادت داوود را به دلیل جلب توجه دنیا به او برمی انگیزد و چه بسا در ناخودآگاه روایت دلالت های ادیپ وار برمی سازد. پسرمرموز شبیه ملک الموت نیز هست. زن و مرد او را درهاله ای از ابهام به یاد می آورند. پسرک یا دخترک تمشک فروش جاده. اما او دانیال، فرزند هنوز به دنیا نیامده این دو است و در حقیقت درحال جدال با تقدیرش می باشد. دانیال نمی خواهد به این دنیا پابگذارد. در تلاش است در فرصت مناسب والدینش را درآن شب بارانی جاده به کشتن دهد تا نطفه اش بسته نشود. او با تقدیرش به مبارزه برخواسته است.
در لایه های زیرین متن "زبان های تمشک های وحشی "،با نشانگان و ارجاعات فراوانی از اسطوره و تاریخ مواجه هستیم. در آن شب بارانی و جاده انحرافی ناآشنا همه ی شرایط برای تصادف و یا به دره فروافتادن اتوموبیل داوود و دنیا مهیا شده بود اما آنها خودشان را به هر نحوی به هتل بابل(شهرشمالی ایران)رساندندتا روزبعد به سمت خانه مادر دنیا حرکت کنند و درست درهمان شب نطفه ی دانیال بسته شد و آن دو دیگر از هم جدا نشدند اما مقدر شد حرف یکدیگر را نفهمند و تا آخر عمر درکنار یکدیگر تنها بمانند .دانیال خواب زندگی آنها را تعبیر می کند.
پنداری زن و مرد نه به هتل بابل که به برج بابل در پایتخت تمدن باستانی بابل پا گذاشتند .به خشم و لعن خدای زیگورات گرفتار آمدند و محکوم به سکوت و نافهمی زبان یکدیگر شدند که عاقبتی به جز تنهایی ابدی برایشان متصور نیست. حالا بدینسان با خشم خدای زیگورات قبیله زبان قبیله دیگر را نمی فهمد،حاکم زبان محکوم و زن و مرد حرف یکدیگر را نمی فهمند. دیگر انسان ها به زبان واحد سخن نمی گویند.
گویی شخصیت ها در "زبان تمشک های وحشی" در میانه جاده ای رهاشده اند و خاطرات از رویشان عبور می کنند. ماجراهایی که اتفاق افتاده اند و پایان گرفته و نیزخاطراتی که از آینده می آیند و هنوز به وقوع نپیوسته اند اما چون درباره شان صحبت می شود آنها را به خاطره بدل می کند.
دنیا درحال تدریس افعال مجهول انگلیسی در کلاس بود که برای اولین بار داوود را می بیند. رابطه بین شان شکل می گیرد اما وضعیت مجهول عشق شان هرگز معلوم نمی شود.در شروع همه چیز شورانگیز است آنها در حال اکتشاف همدیگرند،زن قاره ای مرموز و کشف نشده ...
اما از سال سوم معلوم می شوداکتشافات قاره جسم به آموزش و یادگیری درک زبان تن نمی انجامد و این زوج مانند بسیاری از زوج های دیگر با مشکل فهم زبان یکدیگر مواجه می شوند.با هم زندگی می کنند اما حرفی برای گفتن به یکدیگر ندارند یا یکدیگر را نمی بینند.نگاه ثمینی در طرح زبان بدن و موضوع برانگیزانندگی بسیار حایز اهمیت و جسورانه است.دنیا متوجه می شود داوود دیگر زبان جسم اش را نمی فهمد. این نافهمی در زبان تنانه یکی از ارکان اصلی فروپاشی رابطه است. دنیا به ترفند دروغین زبان بارداری متوسل می شود اما کارگر نمی افتد. زبان در حد حرف-کد تقلیل می یابد .حروف ابتدایی کلمات یک جمله به بسته های پیشنهادی مفهومی بدل می شود و بدین ترتیب زبان از محتوی انسانی اش در رابطه تهی شده و در حد فرمول ریاضی و کدگذاری فروکاسته می شود.
داوودانشجوی دکتری زبان های باستانی است. درگیری هایی با مسئولین دانشگاه و دیگران پیدا می کند و از دفاع تزش بازمی ماند. از دانشگاه اخراجش می کنند. برای مدتی بازجویی و در بیابان ها رها می شود و حریم شخصی اش مورد تجسس قرار می گیرد. همه این مسایل بر زندگی شخصی اش و دنیا تاثیر بدی می گذارد.
آیا واقعا بازجوها برای تخریب زندگی داوود به دروغ از رابطه اش با دانشجویان دخترش گفته بودند؟ آیا مردی که دنیا در دفترچه یادداشتش از او نوشته و وصف اش کرده بود فقط خواست ذهنی و زاده ی تخیل اش بوده است؟..هر دوی آنها قرص های آرامبخش استفاده می کنند و دیگر به یکدیگر اعتماد ندارند. از سوی دیگر به محاق کشیدن زبان اعتراض و نقد در عرصه عمومی باعث گزندگی و پرخاشگری زبانی در عرصه خصوصی و حریم خانه می شود.دیگر آدم های کمتری در عرصه زبان اجتماعی اعتراض جدی می کنند. چراکه شاید نمونه ی توطئه آمیز فرستادن مینی بوسی به ته دره را دیده اند که سرنشینانش همگی نویسندگانی با زبان اعتراض بوده اند.این اتفاق به منظور ارعاب زبان به انفعال در زبان می¬انجامد. انفعال،جان زبان را می گیرد و خونش را می خشکاند و ناکارآمدش می سازد. داوود دیگر از همه می ترسد و به همه شک می کند او به دنیا می¬گوید چون هیچ کسی نیست، اینقدر می ترسد.آنها از نفرین شدگانند.
در آخر دانیال می پرسد چرا یا باید بکشیم یا کشته شویم؟ یا قابیل باشیم یا هابیل؟...آیا راه سومی وجود ندارد؟ رویکرد نمایش در کلیتش تقدیرگرایانه است و به نظر نمی رسد با خوانش ذاتگرایی که بر امر زبان دارد امکان راه سوم را دست کم در فهم زبان مشترک میسر بداند.حالا رویاها به یک طرف می روند و واقعیت به طرف دیگر.آیا باید به فهم زبان مشترک امیدوار بود یا در پناه تنهایی ابدی فرو رفت؟
درود بر شما اردشیر عزیز
سپاس از نقد و متن جالب و موشکافانه شما
از اینکه نظرات خوب خودتو با ما در میان می گذاری سپاسگذارم
۱۴ شهریور ۱۳۹۶
ابرشیر عزیز، خیلی ممنون از تحلیل موشکافانه ای که داشتید. من هم این اثر رو دیدم و فکر میکنم که ترکیبی از نمایشنامه بسیار خوب و کارگردانی خوب باعث شده بود که این کار سنگین، خوب از آب دربیاد. جا داره که این رو هم به فال نیک بگیریم که خانم ها فعالیت بسیار خوبی ... دیدن ادامه » در زمینه های نویسندگی و کارگردانی دارن انجام میدن و این میتونه نوید آثار بسیار زیباتری رو بده. امیدوارم که تئاتر ایران در دنیا جایگاه درخورشو به دست بیاره. اما در مورد این نمایش، میشه گفت که یکی از محاسن بسیار مهمش پرداختن به مسائل اجتماعی و به موازت اون، پرداختن به زندگی شخصی بوده. چیزی که در خیلی از آثار دیده نمیشه و غالبا فقط به یکی از این مسائل پرداخته میشه یا انقدر یک بعد ضعیف هست که اصلا دیده نمیشه. شاید اون زبانی که صحبت از گم شدنش بود و کسی حتی در دانشگاه و میان اساتید براش مهم نبود که این زبان پیدا بشه یا نشه، همون زبان انتقاد باشه. زبانی که همه خیلی خوب بلدنش ولی هم انتقالش سخت هست و هم فهمش. زبانی که در عین وجود یا غایب هست یا وادار به غیبت میشه. مشکلی که ما هم در جامعه هم در حریم شخصی باهاش دست به یقه هستیم این هست که واقعا نمیتونیم از همدیگه انتقادی داشته باشیم که منجربه درگیری لفظی نشه. خب در محیط خانواده وقتی همه چی بگو بخنده که مشکلی نیست، اما وقتی کار به انتقاد از یک رفتار اعم از عدم درک متقابل، بحث خیانت (اساسا مرز خیانت و تعریف خیانت هم نیاز به کار داره واقعااا)، احترام به حریم بسیار شخصی حتی میان اعضای خانواده و ...میکشه، دیگه خنده ای در کار نیست و به راحتی کار به مشاجره میکشه. در این مواقع طرفین به جای بحث روی نقد مطرح شده، هجومی بازی میکنن. یعنی با حس اینکه دارن گل میخورن سعی میکنن حمله کنن و گل بزنن. تهشو که نگاه میکنی میبینی خبری از موضوع مطرح شده اولی نیست. انقدر موضوعات دیگه ای مطرح میشه که دیگه اصلا فراموش میشه سر چی مساله شروع شده. در جامعه هم همین وضعیت برقرار هست. کافی هست از عملکرد یک مدیر انتقاد بشه. اون مدیر برای این که دفاع کنه از خودش سعی میکنه یک سازمان رو در مقابل یک شخص قرار بده تا اینکه از عملکرد خودش دفاع کنه. البته در طول این نمایش صحبت از 5 حرف زبان گم شده بود که در تحلیل شما هم چیزی ازش ندیدم اما برای من این 5 حرف سوال بود و نمیدونم به صورت تصادفی در نمایشنامه گنجونده شده بود یا کلمه یا کد خاصی رو قرار بود تداعی بکنی و نشانی از زبان گم شده باشه. همه اساس این نمایش هم همون "زبان" بود. چیزی که انسان امروزی از داشتن اون به قدر انسان های کهن محروم هست.
۱۷ مهر ۱۳۹۶
رضای گرانقدر ممنون از لطفت و زمانی که برای خواندن مطلبم گذاشتید. به نکات درستی اشاره فرمودی ... دقیقا دو وجه شخصی و اجتماعی در این متن و اجرا مدنظر بوده و اینکه زبان انتقاد خصوصا در عرصه عمومی ممکن است چه بسا به حذف نیز بیانجامد‌...در حوزه خصوصی بحث عدم ... دیدن ادامه » تفاهم و زبان دو شریک متاسفانه بحث ریشه دار و تکرارپذیری است که ای بسا شاید از همان نفرین خدایان اسطوره بابل به صورت سمبلیک قابل ردیابی است :))
۱۷ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن های نغمه ثمینی همیشه در عین اینکه موضوع عام و ساده ای رو مثل طلاق در این نمایش پیش میگیرن، اونقدر ذهن آدم رو مشغول میکنن که موضوع های ساده سخت و پیچیده و عجیب به نظر میاد که شاید جذاب ترین قسمت کارهاشون باشه.
کارگردانی کار خیلی متفاوت بود با تمام نمایش هایی که دیده بودم، دکور صحنه هم واقعا جالب و نو بود، خیلی ایده ی جذابی بود.
و البته بازیگرهاش، صابر ابر و الهام کردا که هر دو از بهترین های تئاترن و مثل همیشه نقششون رو خیلی خوب منتقل کردن. و علی شادمان، کسی که من همیشه بهش باور داشتم، اونقدر توی نقشش فرو میره و دیالوگ ها رو فوق العاده بیان میکنه که آدم رو به وجد میاره.
ده دقیقه ی آخر کار خیلی جذاب بود برام. پیشنهاد میکنم حتما تو همین هفته ی باقی مونده هر جور شده برید و ببینید.
نوشته قوی خانم ثمینی در کنار بازیهای بدون اشکال یک تئاتر خوب رو بروی صحنه برد. موضوع بسیار خوب که با تغییر زمان داستان کاملا شمارو تا آخر نمایش به دنبال خودش میکشونه. بازیها عالی. استفاده از موسیقی بجا . استفاده از میکروفن تنها ضعف نمایش بود از نظر من. خسته نباشید به تمام اعضا گروه و آرزوی سلامتی و موفقیت برای همشون.
تیلا بختیاری، مریم زارعی و بهار این را خواندند
رضا تهوری، نسیم موسوی و پرییا صادقى این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت‎ها بود تئاتری اینچنین منسجم و تاثیرگذار ندیده بودم.واقعا اثری بی نظیر بود. استفاده خیلی عالی از دوربین و ویدئوپروژکتور. به شدت توصیه می‎کنم و افسوس می‎خورم که چرا زودتر این تئاتر رو ندیده بودم. خسته نباشید می‎گم به همه اعضای گروه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیااااااااااار عااااااالی ، زیبا و دلنشین ...
بازی بازیگران کار که خیلی خوب بود ، هرچند شاید بازیگرامون گاهی درگیر تکرار خودشونن در نقش های مختلف ولی بازی ها واقعا قابل قبول بود و هر سه بازیگر دوست داشتنی ... با دیدن علی شادمان ، هربار درود میفرستم به روح رسول ملاقلی پور و امیدوارم هر روز شاهد پیشرفتش باشیم ...
طراحی صحنه خیلی خوب بود ، با اینک اوایل ، پرده ک مانع از دیدن درست بازیگرا بود ، آزاردهنده بنظر می رسید ولی بعد که با محتوا همراه شد ، معنی دارتر شد ، فاصله ای که این چند سال از خودامون گرفتیم در اثر گَردی که رومون پاشیدن ... و چقدر توی این قسمت کار و با این دیالوگا اشک ریختم ...
خوشحالم که خانم ثمینی هر روز بهتر از قبل ظاهر میشن ، شاید کارای قبلی که ازشون دیدم پیشنیازایی در حد تسلط به نمادها و یونگ شناسی و ... داشت و درحد علم من نبود ولی پیشنیاز ... دیدن ادامه » این کار ، زندگی در برهه مشترکی از تاریخ بود که هممون گذرونده بودیم ، هرچند ک شاید پاس نشدیم !
بسته به اینکه دغدغه زندگیت چی باشه ، احتمالا ی نکته ای تو این نمایش پیدا میشه برای اینکه باهاش همراه شی و لذت ببری !
من دیروز این نمایش دیدم ، موضوع عالی که آدم بعد از دیدن تاتر هم هنوز درگیرش هست و فکر آدم مشغول خودش میکنه، بازی های عالی و لذت بخش و مثل همیشه خانم کردا درخشان ، دیالوگ های قابل تامل ، استفاده از صدای فرهاد مهراد و استاد شجریان هم از نکات قابل توجه بود و اینکه بازهم این موضوع استفاده از میکروفن تو ذوق میزد به خصوص میکروفن خانم کردا که کمی پارازیت داشت. در مجموعه از کارهای بود که به دلم نشست و لذت بردم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید سانس های تازه از یکشنبه ۱۲ تا سه شنبه ۱۴ شهریور امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
Ailin_shd این را دوست دارد
سلام و خسته نباشید
برای روزهای جدید تا ۱۴ شهریور سانس ۱۷ نمیزارین؟
۰۵ شهریور ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی صحنه و نورپردازی به نظرم خیلی خوب بود. بازی ها هم خب همونطور که انتظار می رفت خوب بود و علی شادمان مثل همیشه عالی.
واقعا لذت بردم از کار. یک مورد دیگه هم هتل بابل بود که با اسطوره برج بابل از نظر نوشتاری نه گفتاری شباهت داشت و با توجه به موضوع اصلی نمایش که زبان بود جالب به نظر می رسید. دست مریزاد.
» تا ۳ پاسخ



fatemehsh66، سعید مقدم و ایمان پیربرناش این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هستی و نیستی
نمایش زبان تمشک های وحشی در ظاهر به دلایل دور شدن دو نفر می پردازد اما در باطن این واکاوی کاملا محو و نا مشخص است و دو لایه پرده(به علاوه اینکه دنیای هست و نیست را از هم جدا می‌کند) که هیچ گاه از جلوی چشم تماشاگر کنار نمی رود حتی بازی و اکت تاتری هم از بازیگران توانای این کار نمی‌بینیم تا به ابهام و کدر بودن این دلایل بیشتر پی ببریم بدانیم که حتی خود رقم زنندگان این واقعه نمی‌توانند به وضوح دلایل این دور شدن را به ما و خودشان بشناسانند. اما داستان زبان تمشک های وحشی در واقع جنگی برای نبودن حتی با علم به موفقیت( 33 سال بعد در دانشگاه هاروارد با کشفی بزرگ) تلاش برای محقق نشدن هست شدن است بدون اینکه این خواسته وابسته به چیزی خارج از آن «نیست»، اعم از دنیای فاسد موجود یا به وجودآورندگان غیر قابل اتکا باشد. تلاشی مستمر است برای نبودن.
کاری ... دیدن ادامه » شکوهمند با نویسندگی یکی از بهترین نمایشنامه نویسان کشورم که دست کم من دو موضوع شبیه به هم را از قلم مشعشع این بانو ندیدم کاری هدفمند که تنها از ذهنی خلاق با پهنه گسترده‌ای از پیشینه دانش و مطالعه سرچشمه می‌گیرد و در اختیار کارگردانی توانا نهاده شده(اگر چه به عنوان یک ببینده گله دارم که با کارگردان آشنا نشدیم) که با ایده شگفت انگیز خود توانست هدایت کاری شکوهمند را رقم بزند باید سپاسگزار باشم از طراحی صحنه و بازیگران ارجمند این کار که آخر هفته‌ای را برای من و همراهانم چنان ساخت که تا پاسی از شب از نمایش خشنود و سرمست بودیم
داستان،دکور،بازی ها... خوووب
محمد مهدی این را خواند
ماهرو رستمی، امیرمسعود فدائی و مریم زارعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید