کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال فیلم‌تئاتر آشویتس زنان
S3 : 14:48:34 | com/org
 بها: ۱۰,۰۰۰ تومان
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
از متوقف شدن این اجرا واقعا ناراحتم. دلم میخواست بگم از تولد یک ستاره به نام صبا سرور که درخشیدنش رو در ماجرای عجیب سگی در شب دیده بودم و بی اندازه دوست داشتم. بگم از شایلین اسداللهی که نشون داد با گزیده کاری و کارگردانی درست می تونه بازیگر قدری باشه.
دلم می‌خواست بگم به آقای صفری که بازیشون در اینجا رو با صدای گیرا و چهره کاریزماتیکشون از کارگردانی کرونوس بیشتر دوست داشتم. بگم از موسیقی زنده که بنظرم کارهای این گروه بهش بی نیاز هست .. و و و.
اما خوب کمی کوتاه بینی و مشکلات پیش آمده باعث از بین رفتن این اجرای دیدنی و زیبا شد و یکبار دیگه مشکلات بستر تئاتر، دامن گیر یک اجرای دیگه.

از آشنایی و گفتگو با زوج متواضع و خوش‌صحبت سازنده این نمایش بسیار مشعوف شدم و امید دارم دوستی شکل گرفته شون با بچه های انحمن حمایت از تماشاگران پایدار و فرصت گفتگو و دردل هامون بیشتر از شب پیش بشه.
خانم مقدم عزیز ممنونم از لطف و محبت شما
بدون شک اتفاق دیشب برای ما هم اتفاقی جذاب و پر از نکته و البته انگیزه بود
حضور تماشاگرانی چون شما خود منو به شخصه به ادامه راه دلگرم می کنه
امیدوارم با کمک عزیزانی چون شما بتونیم به ترتیب تماشاگر تئاتر (فارغ از برداشت منفی از کلام) بپردازیم
عرض کنم که من و همسرم رها حاجی زینل و همچنین کافه پلاتو سه گانه همواره میزبان شما خواهیم بود
به امید خدا در آثار بعدی هم تمام ضعف ها را ترمیم خواهیم کرد
زنده باشید
۲۰ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر ثانی
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i

"آشویتسی غبارگرفته"

زنان آشویتس روایت دردمندانه‌ی زنانی‌ست که هرکدام بنوعی با جنگ جهانی دوم و اردوگاه آشویتس مرتبطند. زنانی که تقدیر آنان به تلخی رقم می‌خورد و از شرایط جنگ و مردان چنان مورد ستم قرار گرفتند که زندگی‌شان به تباهی و فرجامی دردناک ختم می‌شود.
سه اپیزود از سه کاراکتر زن، با دکوری که متشکل از سه آینه‌ی قدی و صندلی‌های چوبی و یک کاراکتر مردست که در اپیزود چهارم نقش آفرینی مستقیمی دارد.
هر خرده داستان توسط بازیگر رو به تماشاگران به‌صورت مونولوگ تعریف می‌شود. در طول هر اپیزود هر روایت می‌خواهد با محتوای خود، تصوری دردناک و شرایط سخت آن زن را به مخاطب منتقل کند و فضایی از رعب و وحشتی که در آن گرفتار آمده بسازد، اما بدلیل کم‌جان ‌بودنِ متن و فقدانِ پرداختی دراماتیک، موفق عمل نمی‌کند و تئاتریکالیته‌ی موجود بجز شبح سرگردان کاراکتر مرد که از نقش‌های پدر و افسرنازی و سرهنگ زیملر در تغییرست، وچند اکت انتزاعی، چیزی به‌چشم نمی‌آید. حرکت بازیگران، در رفت و آمدهایی غیر‌مورد و کم‌اثرست و جذابیتِ صحنه‌ای چندانی ایجاد نمی‌کند. اساسا سبک تئاتری مونولوگ، در اثر تکرار و کلیشه‌ای‌شدن بسیار، در سال‌های اخیر، نیازمند متنی قوی و پرداختی‌ست که ... دیدن ادامه ›› لااقل از درگیرشدن غیر مستقیم تماشاگر بعنوان مخاطب، و شکل‌گیری درامی در درون‌مایه‌ی خود و طرح مضامینِ موردنظرش، بهره ببرد. و نه صرفا چند واگویه‌ی داستانی باشد.
سرگذشت‌ها اگرچه قرارست بازگوکننده‌ی رنج و وضعیت دلخراش زنانی باشد که پایشان به اردوگاه نازی‌ها و کوره‌های آدم سوزی رسیده، اما موقعیت‌ها و قابلیت‌های درون متنی ندارند و می‌تواند در هر شرایط دیگری نیز صدق کند و واگویه‌ی بدبختی و بیچارگی هر زنی در هر گوشه‌ی دنیا باشد. وقایعِ داستان‌ها آنقدر تکراری‌ست که سبب خنثی‌شدن اثر آن شده است.
دختری که خانواده‌ای از هم‌پاشیده داشته و در کودکی رها می‌شود و مجبور به کارکردن در منزل دیگران منجمله یک آلمانی‌ست که دست آخر توسط او لو می‌رود و با وضعیتی که از آن مرد باردارست به اردوگاه فرستاده می‌شود.
ایپزود دوم دختری فلج‌ست که در یک کشتار جمعی توسط نازی‌ها، بخاطر صدای زیبایی که در آوازخواندن داشته،از مرگ می‌رهد، و برای سرگرمی و اسباب تفریح و دلگرمی سربازان آلمانی راهی پشت جبهه می‌شود
و در قسمت آخر دختری که برای نجات جان خانواده‌اش از کوره های آدم سوزی مجبور به معامله‌ و تن‌دادن به روابط نامشروع با هیملرست.
اپیزود نهایی کاراکتر مردی‌ست که در داستان‌های پیشین، نقش مردان را بازی کرده و حالا تک جمله‌های پراکنده در اپیزودهای دیگر را منسجم‌تر، بیان می‌کند.
"آشویتس زنان"، قرارست نسخه‌ی مشابهی از بازنمایی اتفاقاتی واقعی‌‌ باشد که عمق فاجعه و دردمندی زنانگی را با ایجاد حلقه‌های معنایی با آشویتس، به موقعیتی برساند که برای مخاطب تمیزناپذیرباشد. فانتزی هایی که ایجاد می‌شود، در اتصال و پیوند تصاویر ساخته شده توسط بازیگران، کفایت نمی‌کند و تنها به یک روخوانی و قصه‌گویی صرف، تقلیل می یابند. واقع‌نامه‌ای که زهر آن گرفته شده و زخم‌های تازه‌ای به همراه ندارد. آشویتسی که در گذر زمان گویی، تنها غبارگرفته است.
کاربردهای دکور در جابجایی چند آئینه قدی، با هدف مشخص صحنه‌ای، به نظر نمی‌رسد و بجز تداعی تکثر و بازتابِ بی شمار افرادی در شرایط مشابه، کارکرد دیگری ندارد.
وجود پرسوناژ مرد بعنوان پدر / افسرنازی/ صاحبکار و.. در اپیزودهای زنانه، که هیچ دیالوگ یا اکت موثری ندارد و سرگردان در صحنه می‌چرخد، آنقدر به نظر اضافی‌ست که حتی بعنوان عنصری مزاحم به چشم می‌آید که صحنه را از وجوه " تام‌ زنانگی" تهی می‌کند و به مرزهای یکدستی هر بخش در روایتی زنانه و انتقال حس آن، آسیب می‌زند.
شاید اگر آشویتس زنان درمتن به شیوه‌ای دراماتیکی‌تر و در هسته‌ی درونی قوی وخلاقانه‌تر، و حتی بجای تعریف وقایع به مخاطب، بین کاراکترها، در می‌گرفت، حس و عمق بیشتری منتقل می‌کرذ.
با اینحال اگرچه رها حاجی زینل و علی صفری، تیمی پرتلاش و فعال در عرصه‌ی تئاترند، و آشویتس زنان، چه در متن، و چه اجرا، برای حد و اندازه‌ی آنان، کم‌ست، اما همچنان امید می‌رود با جسارت و شیوه‌های خلاقانه‌تر، آثار موفق‌ِ بسیاری را برصحنه بیاورند.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=6095
ممنونم ازتون خانم ثانی، ممنون از حضور و نقدتون، امید که در آثار بعد بتونیم شما را راضی از سالن به بیرون بفرستیم، متشکر از نگاه ریزبینانه شما
۱۱ آبان ۱۳۹۸
جناب صفری عزیز ، کاملا نکته ای که اشاره کردید در اجرا مشهود بود و منهم با این فرمایش شما معتقدم دراین شرایط که سانسورها بی رحمانه عمل می کنند، انتظار داشتن متنی که بتواند دغدغه مند اجرا شود، زیادی بزرگ ست .
حیف از زحماتی که با چنین نااهل نگری هایی به هدر می روند.
۱۱ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
عذاب زن بودن در یک دنیای مردانه

حمیدرضا صدر تحلیلگر و مفسر سینما و تئاتر طی یادداشتی پیرامون نمایش آشویتس زنان نوشت: عنوان اثر نشان‌دهنده این است که از ابتدا ما با چه فضایی روبرو هستیم و داستان ما را به جنگ جهانی دوم می‌برد.

این اثر در مورد جنگ جهانی دوم و زنانی که در اردوگاه نازیها به سر می‌برند است اما آنچه که خود متن رو ارتقاء می‌بخشد، رویارویی زنان و مردان است.

عذاب زن بودن در یک دنیای مردانه و تلاش برای زنده ماندن و تحمل همان سختی‌هایی که یک زن در چنین حال و هوایی تحمل می‌کند ازجمله اتفاقاتی است که در آشویتس زنان به خوبی احساس می‌شود.

گفتنی است نمایش آشویتس زنان به نویسندگی علی صفری و کارگردانی رها حاجی زینل به زودی در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه خواهد رفت
این حمیدرضا صدر عشق خودمه..
۲۴ مهر ۱۳۹۸
من به شدت صدر را دوست دارم، کیف می کنم با خودش و نگاه داراماتیکی به فوتبال و سینما و تئاتر داره
۲۴ مهر ۱۳۹۸
البته نکته ای هست که به نظرم گفتنش خالی از لطف نیست، و اون اینکه بعد از سه بار اجرای عموم در تهران و شهرستان ها، چاپ نمایشنامه در انتشارات آماره، این متن برای اجرای خود در پردیس تئاتر شهرزاد به شکلی عجیب از سوی ممیزان سلاخی شد، و ما هم متاسفانه مبنا بر تعهداتی که داشتیم اثر را روی صحنه بردیم، سال جدید ممیزی ها به شکلی بسیار پررنگ تر در حال روی دادنه و از حالتی ظاهری به سوی ممیزی های ایده اولوژیک سوق پیدا کرده که امیدوارم راه حلی برای اون پیدا کرد
۱۱ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می خورد و می تراشد

یادداشت حامد سلیمان زاده منتقد و کارگردان بین المللی سینما بر نمایشنامه آشویتس زنان

صادق هدایت در ابتدای بوف کور می نویسد: «در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می خورد و می تراشد.» همه ما با این نقل قول آشناییم و بارها آن را خوانده ایم یا شنیده ایم. هنگام اولین مواجهه ام با این کلمات می اندیشیدم که چه می شود زخم ها علاوه بر روح، جسم را هم بخورند و بتراشند و آن هم نه در انزوا و خاطره شخصی بلکه در جمع و خاطره جمعی. برای این اندیشه نمونه ای بهتر از آشوویتس سراغ ندارم. کاری به این ندارم که چقدر از اتفاقات آشوویتس افسانه است و چقدر رنگ واقعیت دارد اما مبنای قضاوتم تاکنون بر اساس آن چیز بود که خود از مشاهدات و تصاویر و نوشته ها و فیلم ها دریافته ... دیدن ادامه ›› ام.

تئودورآدورنو قبل ترگفته بود که «بعد از آشوویتس، شاعری جنایت است» اما کاش مجالی بود تا به او بگویم اکنون وقت آن است تا از این برخورد افلاطونی دست کشیده و اجازه دهد شاعران با شعرهای منظوم و منثورشان در هر مدیومی، آشویتس های زمان و مکان خود را برایمان بازگو کنند تا شاید کمی آرام بگیریم.

علی صفری نویسنده ای است که در نمایشنامه آشوویتس زنان به سراغ یکی از آشوویتس های سوزان و پر از ماجرای دوران خود رفته که وسعت جغرافیایی موضوعش می تواند کل کره خاکی را پوشش دهد. علی را سالهاست که می شناسم و همواره طرفدار نگاه لطیف، شاعرانه و شورانگیزش به دنیای پیرامون بوده ام. او در این نمایشنامه، شاعرانگی بومی اش را با موضوعی جهانی تلفیق کرده تا مخاطبینش را با سویه ای دیگر از خشونت علیه زنان در بافتی اجتماعی و سیاسی آشنا سازد. دیالکتیکِ مستتر در دیالوگ های این اثر مابین کاراکترها، بیش از پیش یادآور تمنای زندگی و سرخوشی در حضور مرگ است و از این منظر، خیام گونگی هوشمندانه ای را در ذهن خواننده تداعی می کند.

از سویی دیگر، کاراکترهای او وابستگی هویتی خاصی ندارند و اگر چه اصلیت ماروشکا در همان ابتدای متن، لهستانی قید شده اما به وضوح و در جلوتر می یابیم که این یک ترفند دراماتیک است تا جغرافیای آشوویتس لهستان را بهانه کرده و تکثیر خوفناک آن را در دیگر زمینه ها بیان کند.

دیگر ویژگی مهم این متن، ساخت سامانه ارتباطی میان دیالوگهاست. آنها نوشته نشده اند تا به شکل پینگ پنگی صرفاً ماجرایی را پیش ببرند بلکه نوشته شده اند تا ارتباط بسازند. ارتباطی تلخ اما ضروری که با یادآوری خاطره، مانع فراموشی تروماهایی از جنس آشوویتس می شود. جایی هیلدا خطاب به زیمر می گوید:

«می خوام بدونی که این بچه یعنی پایان جنگ. یعنی اینکه تو باختی زیمر...هم تو هم تمام رفقای نازیت ... همتون باختید. اونی که آدما رو میسوزونه آتیش نیست زیمر. تو باختی. وقتی که تمام ارتش برای نابودی ما به جبهه می رفت این من بودم که نطفه یه دشمنو توی خاک شما می بستم.»

به نظرم نگارش چنین جملاتی از ذهنی رنج کشیده و دغدغه مند می آید که دوست دارد اتفاقات درون مرزها را در پیدا و پنهان به یکدیگر ارتباط دهد و چه چیز مهمتر از این در دنیای فعلی که پر است از آشوویتس های زیر و رویِ خاکستر.

در نهایت پیشنهاد می کنم برای بهتر خواندن این نمایشنامه مطالعات تاریخی خود را درباره آشوویتس کامل کنید، آنگاه شاید بیشتر از تحریف های خلاقانه متن لذت ببرید!
علی صفری
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
لمس تجربه‌ای تازه در نمایش آشویتس زنان

یادداشت محمدحسین مهدویان بر نمایشنامه آشویتس زنان

محمدحسین مهدویان کارگردان آثاری همچون ماجرای نیمروز، لاتاری و ایستاده در غبار طی یادداشتی پیرامون نمایشنامه آشویتس زنان نوشت: آشویتس زنان بدون شک برای من تجربه تازه‌ای بود، تجربه ای که هر لحظه مرا با خود همراه می کند

وی پرداختن به مضمون اثر را اینگونه تفسیر کرد: پرداختن به این مقوله و این چنین جغرافیای زمانی و مکانی از نوع خود جالب است، اقدامی که می تواند در بستر زمان ما را پیش برده و روایتی تازه را پیش روی‌مان قرار دهد

گفتنی است نمایش آشویتس زنان به نویسندگی علی صفری و کارگردانی رها حاجی زینل بیست و یکم مهر ماه ساعت 19:15 در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه خواهد رفت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
درباره نمایشنامه آشویتس زنان

به بهانه اجرای این اثر در پردیس تئاتر شهرزاد

این نمایشنامه برای نخستین بار توسط انتشارات آماره راهی بازار چاپ و نشر شده و بهار امسال نخستین شانس خود برای جذب مخاطب تئاتر و عموم را در نمایشگاه کتاب می‌ آزماید.

نمایشنامه آشویتس زنان با مقدمه ای از دکتر حامد سلیمان زاده روایت زندگی زنان در جنگ و تاثیر ویرانگر آن بر زندگی آنان است. اتفاقی که با در نظر گرفتن برهه زمانی جتگ جهانی دوم در اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی ... دیدن ادامه ›› روی می‌دهد.

این نمایشنامه پیش از چاپ تاکنون سه بار در تهران و شهرستان‌ها روی صحنه رفته است. رها حاجی زینل در سال 95 این اثر را برای نخستین بار در تماشاخانه بازیگاه روی صحنه برد. پس از آن امیر جادوسخن هنرمند شهر رشت این اثر را در شمال ایران کارگردانی کرد و آخرین بار خود نویسنده آن را در خانه نمایش دا روی صحنه برد.

آشویتس زنان سابقه حضور موفق در سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر را در کارنامه دارد. مربع، کرونوس، آخرین نبرد، فورمالیته از دیگر آثار نمایشی هستند که تاکنون صفری به نگارش در آورده است. گفتنی است امین قنبری طراح و گرافیست برتر جشنواره تئاتر فجر طراحی جلد این نمایشنامه را بر عهده داشته است.

نمایشنامه آشویتس زنان به نویسندگی علی صفری در سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران سال 1398 رونمایی شد.
کتاب ...انسان در پی معنا ...هم کتاب خوبی است در ارتباط با جتگ جهانی دوم در اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی .
۲۰ مهر ۱۳۹۸
ممنونم از پیشنهادتون
۲۷ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یعقوب احمدوند
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
گذر کرد به ریل تاریخ ... قطار زمان ، در نوردید دیروز ، و امروز را ....
و چشم دوخت به فتح فرداها ....به زیر قطار رفت ، آنچه بود و نبود...
اما نرفت گویی دو واژه به روی ریل ...یکی عذاب بود ...و دیگری تکرار .....
عذاب بود به زندگی .... و تکرار بود به عذاب ...
عذاب و تکرار عذابی که زبان جنگ دیروز بود و گوش ناصلح امروز ....
عذابی که مدرنیته است .... عذابی که جایگاه کوره و رختخواب دیروز را در امروزمان جابجا کرده است ...

آشویتس بعد از همخوابی تخیل و منطق ، درد و شعور ، درک و گریز در ذهن پینه بسته از غم روزگار زاییده شد ....
آشویتس تمام قد زاده شد فقط و فقط برای گفتن ... دیدن ادامه ›› یک جمله ....

بزرگترین انتخاب زندگیتان چه بوده است ؟؟؟؟
و نویسنده جواب سوال را اما کمی مرموزانه در زبان نقش آفرینانش پاسخ می‌گوید .... جواب اینست ...
بزرگترین انتخاب زندگی « زندگی » خواهد بود ....
انتخاب یک زندگی پر از درک و فهم و معنا و عمق و عشق و موسیقی و سکوت و فریاد ... و یا زندگی خالی از اینها ...

آشویتس زاده شده برای سوالی که شاید بزرگترین دغدغه ی نویسنده از زندگی بود ... و نویسنده شاید بی آنکه بداند و شاید بسیار دانسته جواب را پاسخ گفت ....اینکه تا بوده و تا هست ، زیبایی زنان ، ملاکی برای شهوت رانی مردانست ... که تاریخ بارها به خود دیده همبستری اربابان و کنیزنکان را ... و مخصوصا کنیزکانی تمشک رو .... و قدرتی که به مرد اختیار دست بلند کردن به روی زنان را ارزانی داشته و پر بیراه نیست که به این بیندیشیم که آیا براستی جنس خداوند از « مردان » نمیباشد ؟؟؟!!!!

آشویتس :
راوی ، کور روشن فکرانیست که امروزه روز هم ، به جنس لطیف ، لطیف مینگرند اما به مادران و خواهرانشان با نگاهی سمباده وار ...!!!

راوی ،دستانی که تراشیده ی عشقند برای تار و پود موسیقی و چیدن سیب، اما ، امروز به فروش فال و دود کردن اسپند در چهارراه ها بسنده کرده اند ...!!!

روای ، رختخوابهایست که دیروز به ترس و امروز به ترس ، پهن است،دیروز به ترس از مرگ و امروز به ترس از ... !

راوی، هجای تکرار و نوشخواروار اربابانیست که امروز با مطرح کردن هر باره آن ، آشویتسی مدرن را برای دیکتاتوری مخملی بر مردم به راه انداخته اند ...!!!
چرا که آشویتس داران زمان ، چرچیل وار به این نکته عقیده دارند که دایم به گوش خلق بخوان « دشمن در کمین است » برای اینکه مردمانی گوش به فرمان و جان بر کف داشته باشی ....

راوی ،کاسب صفتانیست است ... که تفرقه در آستین دارند برای حکومت .... و اعتقادی که زیر تفکراتشان له میشود برای مصلحت ...!!!

آشویتس بر زبان گذشته سوار است و بر تفکر امروز پیاده ....
آواز دیروز را ورق میزند و ترانه امروز را به طبل رسوایی می‌کشاند ...!!!

دیروز بحث نژاد بود و امروز بحثی به مراتب وحشتناک‌تر ، بحثی که حصاری عظیم بین پیروان یک دین به راه افتاده ...

آشویتسی که دیروز یک مکان داشت و امروز هزاران مکان در کشور و منطقه و پیروان آن دین .....

دیروز می‌سوزاندند و ای کاش امروز هم فقط می‌سوزاندند ....!!!!!

آشویتس ...
حکایت صدای برهنه ی دخترکی پوشیده است که دست و پای عزاراییل را برای اجرای ماموریش میبندد و خداوند را به آواز خواندن وا میدارد ....
زبانحال انسانهای امروزیست که از تمام فرشته گان ، فقط نام عزراییل را هجی میکنند ....
فرشتگانی که اگر همرنگ انسانها بودند ، گویا خدا دیگر ، توان اداره جهان را نمی‌داشت ...!!!

حکایت پدری سرخورده و افسری سرخورده تر و معلم موسیقی سرخورده تر از سرخورده ....
معلمی که عشق می آموخت و جبر او را به آموختن کشتن با اسلحه ی پر ، در زمان جنگ سوق میداد...!!!

این روایت امروز آنانیست که به نام عشق وارد شدند و عاقبت به خیر نشدند ، آنانی که ساز به دست آمدند و اسلحه به دوش تاختند ...!
آری ، آشویتس فقط راوی نژاد پرستان و کوره و دخترکان تمشک رو و جنگ و کاسبی و تخوابهایی داغ تر از کوره نیست ....!!!!

آشویتس، آیینه تمام نمای درد امروزیست که:
دردش در سینه علی صفری ،
در چهره تمشک وار یگانه رجبی ،
در آواز و پاهای زخم خورده یاسمن میرزایی ،
در نگاه معنادار شهرزاد محمودی به عزارییل و موسی و دشمن ،
در زبان معلم موسیقی و پدر و افسر نازی، امیر شمس
و در هوش و فهم شناخت موسیقی متن ، رها حاجی زینل که دقیقا نقطه قابل اتکایی در نمایش ست ، به تصویر کشیده شد ....

و خوشا به حال ما که رفتیم و نظاره گر آشویتس کلاسیک بودیم تا بیاموزیم که پدید آورنده آشویتس مدرن امروز نباشیم ......

یا حق
محمد رحمانی و ساره رزاززاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت دو سانس پایانی دوشنبه ۲۷ و سه شنبه ۲۸ شهریورماه همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علیرضا آریایی
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
نمایش آشویتس زنان
به قول کیا رستمی ، در سینما و تئاتر میزان سن خوب ، میزان سنیه که هرگز احساس نشه یا موسیقی خوب، موسیقی ایه که مخاطب متوجهش نشه ودر کل مجموعه ی کار به قدری به هم نزدیک و هماهنگ باشن که تمرکز بیننده مستقلاً متوجه تنها یک بعد نشه . آشویتس زنان از این دسته نمایش هاست . از متواضعانه ترین اجرا هایی که اخیراً دیدم و عمیقاً تحت تاثیر قرار گرفتم. در حالی که در میان صحنه سازی، موسیقی و بازی های فوق العاده، نمایشنامه ی نوشته شده توسط علی صفری حسابی سورپرایز کننده بود.هوشمندانه ، زیرکانه و تاثیر گذار . ممنون بابت اجرای زیباتون ،خسته نباشید

احمد مظفری
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
نمایشی عجیب... با اتمسفر و تاثیر گذاری بالا...
اگه دوستان میخوان به دیدن نمایشی برن و بخندن و حرکات عجیب غریب برن این نمایش خوبی نیست.
اما اگه میخوایید به فکر وادار بشید. کلی ایده درست و تمیز کارگردانی ببینید. موسیقی خوب بشنوید و از یه متن شاهکار لذت ببرید آشویتس زنان بهترین انتخابه.
یه تشکر سنگین از گروه اجرایی که تونستن چنین متن پر محتوایی رو به روانی هرچه تموم تر روی صحنه ببرن
علی صفری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری  
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
به اطلاع می رساند
دارندگان گوشی های آیفون و سیستم عامل ios میتوانند
در جشنواره خرید اپلیکیشن تیوال شرکت کرده و بلیت نمایش آشویتس زنان را با 50% تخفیف خریداری نمایند.
کافی ست نرم افزار آیفون تیوال را روی گوشی خود نصب نموده و از این طریق اقدام به خرید بلیت نمایید.
...
آشویتس زنان
نویسنده: علی صفری
کارگردان: رها حاجی زینل
تهیه کننده: علی طاهری
تا 7 خرداد 95
ساعت: 20:30 تماشاخانه بازیگاه
لینک دانلود نرم افزار آیفون تیوال
http://tiw.al/l-app-ios
نیما تابان این را خواند
احمد مظفری و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری  
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
گروه اجرایی نمایش آشویتس زنان
دریافت نخل طلای فستیوال کن بهترین بازیگر مرد توسط شهاب حسینی و همچنین نخل طلای بهترین فیلمنامه توسط اصغر فرهادی را برای فیلم فروشنده به تمامی هنرمندان و الاخصوص اعضای محترم تیوال تبریک عرض میکند.
بی شک اصغر فرهادی با پیمودن مسیری همچون گلدن گلوب...برلین...اسکار و حالا فستیوال کن نه تنها نام بزرگی در سینمای ایران بلکه الگویی تمام عیار برای نسل جوان است.
شهاب حسینی یه خواسته ای جامه عمل پوشاند که سالها آرزوی تمامی هنردوستان بود.
به امید اکران خارجی و داخلی موفق فیلم فروشنده
ذوق زده، احمد مظفری و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری  
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
یادداشت دکتر حامد سلیمان زاده
مدرس و پژوهشگر تیاتر و سینما
بر نمایش آشویتس زنان

آشوویتسِ زنان، تنوری است که در آن نانِ اندیشه پخت می کنند و به قیمتِ تأمل، می فروشند به مشتریانی که عشق و جنون و صداقتِ خونشان کم شده است ... خوشحالم که توانستم در صفِ چندتایی ها بایستم و راز نانواها را کشف کنم... تنورتان پرحرارت و تنتان سلامت...
با احترام
حامد سلیمان زاده
علی افشار و علی صفری این را دوست دارند
با درود
لطفا در صورت امکان یک یا دو روز ساعت ۱۹ اجرا برید.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
سلام
دلیل خاصی داره سرکار خانم اسکندری؟
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری  
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
مصاحبه اختصاصی رادیو صدای امید
در حاشیه تئاتر مستقل و عدم حمایت هنرمندان و مدیران تئاتری از جریان
به همراه گفتگو با علی صفری نویسنده و رها حاجی زینل کارگردان نمایش
...
http://sedaomid.ir/index.php/newss/2016-04-10-07-10-41/%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84-%D8%A2%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86.html
احمد مظفری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساحل کریمی
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
زمانی که تمام نمایش ها به سمت روشنفکر نمایی های کاذب میرن. وقتی برای جذب مخاطب به هر ترفندی دست درازی میکنن. آشویتس زنان آرام و محجور در یکی از سالن های نمایشی تهران روی صحنه رفته است. سالنی که به خودی خود تماشاگر نداشته و این گروه نمایشی باید برای جذب مخاطب تلاش کند.
دوستان بی انصافی محضه که اگر به دیدن این نمایش نرید. نمایشی پر از درد، پر از سوال و دغدغه، با یه متن متفاوت و کارگردانی کاملا مدرن. نمیدونم چه اتفاقی میافته که نمایش های کم کیفیت با استقبال روبرو میشن اما چنین اثر خوبی باید بریا جذب مخاطب به مشکل بخوره. دیروز در کنار استاد سلیمان زاده به تماشای نمایش نشستم.
به گفته ایشون، یک نمایش بی ادعا. نمایشی که ادای روشنفکری در نمی آورد.
امیداورم به دوستان خودتون فرصت بدید تا بتونن به تئاتر این مملکت کمک کنن.
قطعا دیدن این نمایش شمارو با مفاهیم تازه ای از زندگی آشنا میکنه
تبریک میگم به نویسنده اثر، کارگردان و تمام عوامل گروه
من که خستگیم در اومد.
حتما حتما حتما برید و از نمایش لذت ببرید
علی صفری و احمد مظفری این را دوست دارند
دست راستتون رو سر ما :) ...اگه جناب سلیمان زاده رو بازم زیارت فرمودین سلام و عرض ادب مارم خدمتشون ابلاغ بفرمایید...بگین جاشون تو تیوال خیلی خالیه.یا علی
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری  
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
احمد مظفری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Arman Amiri
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
نمایش خوبی را امشب دیدم. با وجود حضور عکاسان که البته با توجه به تبلیغات اشتباه من بود که خبر را چک نکردم. نمایشنامه عجیبی بود و هنوز دارم بهش فکر میکنم. کارگردانی چقدر خوب بود. بازی ها با توجه به صدای زیاد شاتر کمی شاید ریتمشون از بین می رفت اما بازی ها در خدمت متن بود. بعضی مواقع ریتم می افتاد اما پایان اتفاق خیلی خوب تموم شد‌. موسیقی رو دوست داشتم. در کل باید بگم ارزش دیدن داره این نمایش. میدونم با توجه به امکانات سالن اگر نمایش در فضایی بهتر اجرا میشد خیلی قویتر میشد.
این نمایش را بی نهایت پیشنهاد میکنم ببینید. کلی دغدغه تازه براتون ایجاد میکنند. واقعا به گروه اجرایی خسته نباشید میگم.
به امید کارای آینده تون
علی صفری و احمد مظفری این را دوست دارند
خوشحالیم از حضورتون و‌بیشتر‌از اینکه به ما نمره قبولی دادید. گروه اجرایی بابت عدم تمرکز شما در روز عکاسان به اختیار بلیت رایگان برای خودتان و یک نفر همراه در نظر خواهد گرفت. جهت هماهنگی با تلفن زیر تماس حاصل فرمایید.
۰۹۳۷۹۳۱۶۴۴۱
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Bahram Barkhordari
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
اجرای خیلی خوبی بود ، تبریک میگم به عوامل اجرایی که چنین کار قابل قبولی رو به روی صحنه بردند ، همچنین اجرای خوب نقش ژانت با بازی آرزو عصاری که به نظرم درخشان بود ...

تماشاشو پیشنهاد میکنم.
آرزو عصاری این را خواند
علی صفری، Arman Amiri، عماد مرعشی و احمد مظفری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری  
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
دکتر حامد سلیمان زاده
مدرس و پژوهشگر تئاتر و سینما
میهمان روز هفتم از نمایش آشویتس زنان
۲۷ اردیبهشت ماه ۹۵
ساعت ۲۰:۳۰
تماشاخانه بازیگاه
احمد مظفری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی صفری  
درباره نمایش آشویتس زنان (برگه وابسته) i
آشویتس برای کارگردانان زن زیاد هم دور نیست...
یادداشت رها حاجی زینل بر نمایش اشویتس زنان
روزنامه نوآوران
دوازدهم اردیبهشت ۹۵
...
چه اتفاقی میافته که یک کارگردان برای اولین اثر خود به سراغ متنی با محوریت زنان میره؟ آیا تنها زن بودن کارگردان برای این انتخاب دلیل خوبی هست؟ اوایل زمستان ۹۴ طرحی در ذهن من رقم خورد که بن مایه مشکلات زنان را به همراه داشت. مشکلاتی که خود من هم با اونها غریبه نبودم. به واسطه فعالیت های مشترک قبلی طرح را به علی صفری پیشنهاد دادم و حاصل این طرح و قلم علی صفری محصولی شد به نام آشویتس زنان. نام اثر به تنهایی کافی بود تا اولین دغدغه من به عنوان اثر اول٬ دریافت مجوز از مرکز هنرهای نمایشی باشه. دغدغه ای که خوشبختانه بسیار ساده از آن عبور کردیم. بازگشت به تاریخ جنگ آن هم یک جنگ خارجی٬ شکل اجرایی خودش را می طلبید. به وجود آمدن فضایی که معمولا سرشار رعب و وحشت باشد. اما چیزی که من از اثر دریافت کردم صرفا اتفاق در آن محل مذبور نبود. شاید بهتر باشه بگم آشویتس بخشی از وجود شخصیت های نمایش بود و اتفاقی بود که انگار ... دیدن ادامه ›› هر روز و هر لحظه با اون مواجه میشدم. با توجه به همین امر تصمیم بر آن شد که آشویتس زنان در فضایی متفاوت و به نوعی ساختار شکنانه روی صحنه برود. حذف اغراق و غم زدگی های مرسوم از عمده تلاش های من در جلسات تمرینی بود و این تلاش تا اینجا ختم شد که اشویتس را در یک آشپزخانه ساختم. نسل کشی که در حین صرف ناهار اتفاق می افتد. سنگ بزرگی که با تمام تلاش در جهت زدن آن اقدام کردم و در این بین بدون شک از انرژی فوق العاده گروه بهره میبردم. آشنایی با موسیقی عاملی شد تا با جمع کردن گروهی خلاق در کنار هم به تولید موسیقی زنده در نمایش بپردازیم و به نوعی موسیقی که گاه حتا بداهه نواخته شود. با توجه به ساختار نسبتا برشتی اثر و سعی نویسنده در برقراری ارتباط با مخاطب من هم به این سعی اضافه کرده و گه گاه این اشتراک را به نهایت رساندم. اشتراکی تماما به دور نصیحت های هر روزه بوده و تنها طرح مساله میکند. به عنوان کارگردانی اول و مهم تر از ان به عنوان زنی که کارگردانی اول میکند در حین پروسه تمرین تا اجرا و برای پیش بردن نمایش با آشویتس های فراوانی روبرو شدم. کوره هایی که هر چه پیش می رفتیم مرا به متن متعهد تر میکرد. آشویتس برای زنان این سرزمین زیاد هم غریبه نیست و من بی آنکه نیاز باشد تا لهستان بروم هر روز و بارها گرمای کوره را حس کردم. با این وجود تمام تلاش من و گروه اجرایی بر تولیدی مطلوب و در شان مخاطب فهیم تیاتر بوده تا با این تجربه بخشی از دغدغه های مشترک گروه را با ایشان به اشتراک بگذاریم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید