تیوال تئاتر
S3 : 22:01:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

این روزها که تمام تالارها و سالن های نمایش پر از اجراهای مختلف شده، ولی باز‌ هم خبری از نمایش های سیا بازی و روحوضی و مضحکه نیست. این گروه با اجرای توانمند و حرفه ای نمایشنامه ی سنگین استاد بیضایی رو به زیبایی اجرا کردن و قطعا تمرینات سختی داشتن. واقعا دمتون گرم که این ژانر از تیاتر و زنده نگه داشتید. دستمریزاد. حتما این نمایش و ببینید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روایتی کم لکنت!
اینکه که بتونید در عین محدودیت ها و غافلگیری ها حرفی برای گفتن داشته باشید، قابل احترام و ستودنیه؛
ایده بسیار خوب نمایش که از دل تلفیق بر میاد همراه با بازی هایی مقبول و نسبتا یک دست تا انتهای نمایش همراهمان می شوند تا روایت فرزانه به آن حرفی که می خواهد بزند برسد؛
هرچند که متن می تونست بهتر و پرداخته تر باشه تا برای تمامی کاراکترها فضای کافی برای روایتی روان تر و تماشایی تر به وجود بیاد؛
با این همه، با تمام نقص ها و کاستی ها، که اغلب از توان گروه نمایشی خارج بوده، این روایت قابل قبول، قابل تامل و تماشایی ست...

#من_یک_تماشاگرم
امیرمسعود فدائی این را خواند
گلبرگ کامروز(گافکا)، رویا و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش سه کیلو ۲۵۰ گرم i
«سه کیلو ۲۵۰ گرم» تا ۳ آبان در عمارت نوفل لوشاتو به روی صحنه می رود
» ویدئویی از نمایش «سه کیلو ۲۵۰ گرم»
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش خرس i
» ویدئویی از نمایش «خرس»
نشانی ویدیو شناخته شده نیست!
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش پشت دیوار عمارت i
هنرمندان تئاترکشور از
جمعی از کارشناسان و هنرمندان هنرهای نمایشی کشور درباره نمایش پشت دیوار عمارت نظر دادند.
» هنرمندان تئاترکشور از"پشت دیوار عمارت" گفتند
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، بهزاد فراهانی، محمود عزیزی، کریم اکبری مبارکه، اصغر همت، شهرام گیل آبادی پس از دیدن نمایش پشت دیوار عمارت به کارگردانی حمید ابراهیمی در گفتگو با روابط عمومی این نمایش در خصوص این کار نظرات خود را ارائه کردند که در ادامه می خوانید:

بهزاد فراهانی:«پشت دیوار عمارت» لحظات درخشان و خوبی را در ذهنم ماندگار کرد
بهزاد فراهانی نویسنده، کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر کشور در خصوص این نمایش گفت: معمولاً در کشور ما کارهای مناسبتی و سفارشی کارهای خوبی از آب در نمی آید ولی این کار یک ویژگی هایی داشت که به نظرم لحظات درخشان و خیلی خوبی داشت.
بازیگر نقش معاویه در سریال امام علی(ع) افزود: این اثر کار خیلی خوبی بود و به نظرم با کمی سرمایه گذاری می توانیم آثاری از این دست را در کشورمان بیشتر ببینیم.این کار لحظات درخشان و خوبی را در ذهنم ماندگار کرد و به نظرم کار خیلی خوبی بود.

دکتر عزیزی: پشت دیوار عمارت متن و شیوه اجرایی دلپذیری داشت
دکتر محمود عزیزی بازیگر، نویسنده، کارگردان و استاد دانشگاه در خصوص این نمایش گفت: این اثر، نمایش دلپذیری بود و آن را بسیار دوست داشتم، از لحاظ بازیگری و کارگردانی و شخصیت پردازی کارگردان تلاش قابل توجه و قابل ملاحظه ای را انجام داده بود و ضرباهنگ نمایش به انضمام دکور کاربردی و میزانسن های قابل قبول به جامعیت در کیفیت اثر نمایشی، کمک شایانی کرده بود.
وی افزود: قصه و درام این نمایش معنا و مفهوم داشت و داستان این نمایش به قولی جان داشت و اگر کمی کارگردان در کارش موجزتر و مختصرتر به برخی خرده داستانها اشاره می کرد بی شک شاهد اثر بهتر و روان تری هم می بودیم اما در هر حال باید به کل گروه خصوصاً حمید ابراهیمی عزیز برای نگارش و کارگردانی این نمایش خسته نباشید گفت.

کریم اکبری مبارکه: «پشت دیوار عمارت» کار پخته و قابل قبولی بود
کریم اکبری مبارکه بازیگر،کارگردان سینما، تلویزیون و تئاتر کشور درباره این نمایش گفت: به نظرم کار خوبی بود و از این دست آثار در تئاتر و فضای نمایش کشور می بایست بیشتر ببینیم. از دیدن این کار لذت بردم و با توجه به امکانات تماشاخانه سرو کارگردان به خوبی از عمق صحنه استفاده کرده بود و میزانسن های به جا و درستی را در کارش لحاظ کرده بود.
وی افزود: استفاده به جا از دکور متحرک و ارتباط بازیگر با دکور و طراحی صحنه این نمایش از ویژگی های مثبت این نمایش بود و در مجموع کار خوب و قابل ملاحظه ای بود که جا دارد به دست اندرکاران تهیه و تولید این نمایش خسته نباشید و دست مریزاد گفت.

شهرام گیل آبادی: «پشت دیوار عمارت» نمونه خوبی برای یک سرمایه گذاری فرهنگی است
مدیر عامل خانه تئاتر نیز پس از دیدن این نمایش گفت: تئاتر برای نفس کشیدن نیاز به گونه های مختلف دارد تا بتواند جوابگوی ذائقه های متفاوت و سلیقه های فرهنگی مختلف باشد. متاسفانه پرداختن به موضوعات و مقولات نکات تاریخی دینی و بحث هایی که به ذائقه فرهنگی ما مربوط است امروزه کمتر انجام می گیرد. هویت تئاتر و نمایش در آموزش و پرورش انسان ها تعریف می شود و چون تئاتر یک محصول سمعی بصری  و سرشار از عواطف هیجانی است بسیار مثمر ثمرتر و کاربردی تر از سایر رسانه ها و هنرهاست. وی در خصوص این نمایش گفت: به نظرم با این مقدمه ای که عرض کردم پشت دیوار عمارت ترکیبی از نگاه تاریخی- اعتقادی  بود که آدم مومنی در راه اعتقادات خویش با تمامی تخریب ها و مقابله ها، مقاومت و ایستادگی می کرد و سرانجام به رستگاری می رسید.
گیل آبادی افزود: «پشت دیوار عمارت» نمونه خوبی برای یک سرمایه گذاری فرهنگی است که این روزها بسیار مورد غفلت قرار گرفته است. این نمایش قابلیت اجرا در یک فضای بزرگتر و بهتر را دارد و به نظرم متن و فضای نمایش این را می طلبد که اگر در سال های بعد امکان اجرای مجدد پیدا کرد، بتواند در یک موقعیت و صحنه بزرگ تر اجرا برود و کارگردان بتواند ایده های خود را پیاده کند. در مجموع کار خوبی بود و به عوامل خسته نباشید می گویم.

گفتنی است نمایش پشت دیوار عمارت فردا۳۰ مهرماه به اجراهای خود در تماشاخانه سرو خاتمه می دهد. در این نمایش  جلیل فرجاد، جمشید صفری، پژمان کاشفی، نسرین مسلمی‌نیا، شیوا خسرومهر، زری‌ اماد، پانته‌آ کیقبادی، حامد آقایی‌، فرزاد صبوری، علی‌رضا درویش‌نژاد، اهورا ابراهیمی، علی حیدری، ماندانا عصری، محمدرضا موهبتی، ماریه ماشاالهی و آرمین احتشام‌زاده  به ایفای نقش می پردازند.

 تماشاخانه سرو انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس  در خیابان آیت الله طالقانی نرسیده به تقاطع مفتح جنب ایستگاه مترو طالقانی  واقع شده است

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیئت داوران بخش تئاتر خیابانی دومین همایش استانی «اشکواره حسینی» آمل معرفی شدند | عکس
از سوی دبیرخانه بخش تئاتر خیابانی؛
» هیئت داوران بخش تئاتر خیابانی دومین همایش استانی «اشکواره حسینی» آمل معرفی شدند
... دیدن متن »

دبیر بخش تئاتر خیابانی دومین همایش استانی «اشکواره حسینی» آمل از معرفی هیئت داوران بخش تئاتر این همایش خبر داد و گفت: آقایان سید حسین ساداتی، علی غنی پور و خانم محبوبه علی زاده به عنوان هئیت داوران و آقای حمیدرضا گل محمدی تواندشتی به عنوان داور ناظر در بخش تئاتر خیابانی این همایش به قضاوت آثار پذیرفته شده خواهند پرداخت.

 مهیار کمانگری دبیر بخش تئاتر خیابانی دومین همایش استانی«اشکواره حسینی» آمل در گفت و گو با پایگاه خبری فجر شمال، با اعلام این مطلب که ۱۷ گروه نمایشی  پس از اعلام فراخوان از سوی دبیر خانه جهت شرکت در بخش تئاتر خیابانی دومین همایش استانی«اشکواره حسینی» آمل، آثار خود را  تا زمان اعلام شده فراخوان به دبیرخانه ارسال کردند گفت: پس از داوری در مرحله بازبینی تعداد هفت نمایش از شهر های رامسر، چالوس، ایزد شهر نور، محمود آباد، ساری،آمل و میاندورود به مرحله نهایی همایش راه پیدا کردند.

وی افزود: آقایان سید حسین ساداتی، علی غنی پور و خانم محبوبه علی زاده به عنوان هئیت داوران و آقای حمیدرضا گل محمدی تواندشتی به عنوان داور ناظر در بخش تئاتر خیابانی  از سوم الی ۱۰ آبان ماه ۹۸ به قضاوت آثار پذیرفته شده خواهند پرداخت.

 کمانگری تصریح کرد: دومین همایش استانی «اشکواره حسینی» آمل  از ۲۸ مهر ماه الی ۱۱ آبان ماه ۹۸ در رشته های چندگانه هنری شعر، عکس، نمایش، سرود، فیلم و نامه های برگزیده در این شهرستان برگزار خواهد شد.

وی ادامه داد: نمایش«سه چهارده» به گارگردانی بهناز دوستی از ساری، نمایش «بازگشت» به کارگردانی امیررضا مدنی ازآمل، نمایش«بغض طالب» به کارگردانی مهدی نصرالله زاده از ایزد شهر نور، نمایش«ارثیه» به کارگردانی علی طالبی از میاندرود، نمایش «روز واقعه» به کارگردانی مسلم خردمند از چالوس، نمایش«صدای پای آب» به کارگردانی حامد مربوط صادق از محمود آباد و نمایش «عتیقه» به کارگردانی فاخره شعبانیان از رامسر از  سوم الی ۱۰ آبان ۹۸ عصرها در آمل به اجرا در می آیند.

 کمانگری افزود:  دومین همایش استانی «اشکواره حسینی» آمل از ۲۸ مهر ماه الی ۱۱ آبان ماه ۹۸ در رشته های چندگانه هنری شعر، عکس، نمایش، سرود، فیلم و نامه های برگزیده در این شهرستان برگزار خواهد شد.

دبیر بخش تئاتر خیابانی دومین همایش استانی «اشکواره حسینی» آمل خاطرنشان کرد: مراسم اختتامیه این همایش  شنبه ۱۱ آبانماه ۱۳۹۸ ساعت ۱۸در تالار اریکه آریایی آمل برگزار می شود

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رایانی مخصوص: بازار هنرهای نمایشی فرصت عرضه‌داشت تئاتر ایران را فراهم می کند | عکس
نشست هم‌اندیشی پنجمین بازار بین‌المللی هنرهای‌نمایشی ایران برگزار شد؛
» رایانی مخصوص: بازار هنرهای نمایشی فرصت عرضه‌داشت تئاتر ایران را فراهم می کند
... دیدن متن »

مهرداد رایانی مخصوص در نشست هم‌اندیشی وظایف متقابل هنرمندان تئاتر ایران و نمایندگان کمپانی‌ها با اشاره به ایجاد فرصت ارائه آثار توسط ۴۸ گروه نمایشی در ایام برگزاری بازار و لزوم ثبت نام تا ۳۰ آذر ماه گفت: بازار هنرهای نمایشی فرصت عرضه‌داشت تئاتر ایران را فراهم می کند و پروموترها، نمایندگان کمپانی‌ها و دبیران جشنواره‌های خارجی سه گروه اصلی مهمانان خارجی آن هستند.

به گزارش دبیرخانه سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، نشست هم‌‍اندیشی پنجمین بازار بین‌المللی سی و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر عصر روز یکشنبه ۲۸ مهر ماه در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

بازار بین‌المللی هنرهای نمایشی ایران گسترده‌تر شده است

در ابتدای این نشست مژگان وکیلی، مدیر امور بین الملل مرکز هنرهای نمایشی درباره تاریخچه بازار بیان کرد: اولین دوره بازار در بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری حسین پارسایی، دومین دوره در جشنواره بیست و نهم به دبیری محمد حیدری، سومین دوره در جشنواره سی‌ام به دبیری رحمت امینی و چهارمین دوره در جشنواره سی و هفتم به دبیری نادر برهانی مرند برگزار شد.

وی با تاکید بر زمان‌های مناسب تعامل با مهمانان خارجی در جریان برگزاری بازار گفت: داشتن وبسایت توسط گروه‌های نمایشی در شناخت آن‌ها اهمیت زیادی دارد. ضمن این‌که می‌توان همه سوابق، تصاویر، تورهای اجرا در خارج از کشور مقصد را در آن سایت قرار داد و شمایی کلی برای مخاطبان ایجاد کرد.

وکیلی ضمن ضروری دانستن تسلط افرادی که قرار است در بازار حضور یابند، گفت: بهتر است با حضور این فرد مسلط از ۱۰ دقیقه زمان در اختیار به بهترین نحو استفاده کنید.

مدیر امور بین‌الملل مرکز هنرهای نمایشی بر گسترش بازار بین‌المللی هنرهای نمایشی از دوره سی و هفتم جشنواره تاکنون توضیح داد: دوره‌های اول تا سوم بازار هنرهای نمایشی به صورت محدودتر برگزار می‌شد؛ اما از دوره گذشته تاکنون ارتباطات و تعاملات هنرمندان تئاتر ایران با نمایندگان کمپانی‌ها هدفمند‌تر و گسترده‌تر شده است و این رخداد در ابعاد وسیع‌تری برگزار می‌شود و حقیقت این است که زمینه‌ای این رشد در دوره‌هایی است که با نام بازار برگزار نمی‌شد؛ اما مهمانان متعددی را در دل خود داشت.

مهرداد رایانی مخصوص مشاور امور بین الملل سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر نیز در ادامه توضیحاتی را درباره اهداف این جلسه ارائه کرد.

وی افزود: در سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، پنجمین بازار بین المللی هنرهای نمایشی ایران را برگزار خواهیم کرد. امیدواریم با حضور پروموتورها، مدیران کمپانی‌ها و تهیه‌کنندگان تئاتر، فرصت مناسبی را برای عرضه‌داشت تئاتر ایران به هنرمندان خارجی و ارائه قابلیت‌های تئاتر ایران برای حضور در جشنواره‌های خارجی تجربه کنیم. فراخوان این رویداد نیز از طریق سایت جشنواره منتشر شده است.

رایانی مخصوص خاطر نشان کرد: این یک واقعیت است که تا زمانی که هنرمندان ابزار و ملزومات حضور در فضای بین‌المللی تئاتر را برای خود ایجاد نکنند به نتیجه نخواهند رسید. از ملزومات این حوزه، آشنایی با شرایط این فضاست. متاسفانه برخی از هنرمندان، تعریف‌شان از حضور بین‌المللی، صرفا سفر به یک کشور خارجی و اجرا در آن است. اگرچه جشنواره‌ها فرصت خوبی برای شناساندن بین‌المللی تئاتر ایران را فراهم می‌کنند، اما لازم است هنرمندان خود این ملزومات و شرایط را برای خودشان ایجاد کنند.

وی با اشاره به اهداف برگزاری پنجمین بازار بین‌المللی هنرهای نمایشی ایران گفت: ارائه و معرفی توانایی هنرهای نمایشی ایران، تلاش برای ارتقای اقتصادی تئاتر ایران، ایجاد زمینه رقابت سالم برای دستیابی به بازارهای بهتر و وسیع تر، افزودن بر شمار مخاطبان و علاقه‌مندان هنرهای نمایشی ایران در سطح بین‌الملل، تقویت بخش خصوصی در مراودات فرهنگی و هنری، ارتباط هنرمندان با مهمانان بازار، تبدیل ایران به عنوان قطب عرضه و تقاضای آثار هنری خاورمیانه و غرب آسیا و... از اهداف در نظر گرفته برای برگزاری این بازار است.

اولویت محتوای کاربردی بر فرم

رایانی مخصوص خطاب به هنرمندان حاضر در نشست عنوان کرد: همراهی مترجمان برای معرفی آثار مهم است. همچنین آثاری می‌توانند در بازار معرفی شوند که پیش از این به شکل عمومی یا جشنواره‌ای در ایران به اجرا رفته باشند؛ البته صاحبان آثار می‌توانند به معرفی ایده‌ها و تولیدات آتی خویش نیز بپردازند.

وی با اشاره به یک ویژگی مهم برای کمپانی‌ها و مخاطبان خارجی تئاتر ایران افزود: بیش از آنکه هنرمندان خارجی به شکل کار ما علاقه‌مند باشند به میزان کاربردی بودن محتوا و ایده‌های تئاتر ایران توجه دارند.

 وی به تهیه‌کنندگان و هنرمندان حاضر توصیه کرد رویکردهای خلاقانه و مضامین مورد توجه خود را در توضیحاتشان برجسته کنند و عنوان کرد: فرم هم اگرچه اهمیت زیادی دارد؛ اما در درجه بعدی اهمیت قرار می‌گیرد. همچنین برای فعالیت بین‌المللی باید برنامه‌ریزی بلند مدتی را مد نظر داشت.

رایانی مخصوص درباره راه‌های تبادل و ارتباط با هنرمندان و کمپانی‌های بین‌المللی تئاتر افزود: ارائه مواد تبلیغاتی، عرضه‌داشت کامل نمایش، نشست‌های میزگرد، جلسات ارتباط سریع، جلسات عرضه‌داشت و گفتگو راهکارهای تبادل در پنجمین بازار بین المللی هنرهای نمایشی ایران هستند.

رایانی مخصوص درباره هر روش ارائه شده به تفکیک توضیح داد، تهیه‌ مواد تبلیغی را ضروری و محتوای آن را شامل این موارد دانست: معرفی گروه، بیوگرافی و عکس کارگردان و نویسنده، خلاصه نمایش، عکس نمایش، یک فیلم کوتاه(تریلر)، فیلم کامل اثر، اطلاعات مربوط به ابعاد دکور و لباس، پلان‌های نور و صدا، پوستر نمایش و... .

این کارگردان خاطر نشان کرد: ارائه توضیحات به زبان انگلیسی، ارائه مشخصات سامانه اینترنتی گروه، داشتن کارت ویزیت، نامگذاری هر صفحه از اطلاعات به زبان انگلیسی نیز ضرورت دارد.

وی به نکاتی درباره جلسه عرضه‌داشت و گفتگو اشاره و توصیه کرد: استفاده بهینه از ۱۰ دقیقه زمان گفتگو، معرفی یک یا دو نمایش و نه بیشتر به دلیل محدودیت وقت، معرفی گروه‌های نمایشی در قالب معرفی یک اثر نمایشی، به همراه داشتن همه اطلاعات و تشریح کامل آن‌ها در جلسه گفت‌وگو مد نظر قرار داده شود.

مشاور امور بین‌الملل جشنواره درباره شیوه ثبت نام در بازار بین‌المللی هنرهای نمایشی نیز عنوان کرد: تحویل حضوری یا ارسال یک نسخه از مواد تبلیغاتی و تکمیل فرم درخواست تا ۳۰ آذر ماه امسال برای علاقه‌مندان به حضور در بازار ضرورت دارد.

رایانی مخصوص نیز در پاسخ به سوال یکی از حاضران درباره اسامی افراد و گروه‌های خارجی حاضر در جشنواره و بازار عنوان کرد: در حال مذاکره هستیم و به محض مشخص شدن آن‌‎ها را اعلام می‌کنیم.

مشاور امور بین‌الملل جشنواره در پاسخ به سوالی درباره تفاهم تولید مشترک تئاتر ایران با تئاتر بین‌الملل عنوان کرد: حاصل شدن این نتیجه قاعده مشخصی ندارد؛ اما شاید اولین سوال در موردش این باشد که هدف اجرا، کجاست و چرا آن مقصد اهمیت دارد؟ همچنین مهم است که هنرمند خود برای محقق شدن این مهم تلاش کند.

رایانی مخصوص همچنین از فرصت ارائه ۴۸ گروه نمایشی در روزهای برگزاری به نمایندگان کمپانی‌ها خبر داد و پروموترها، نمایندگان کمپانی‌ها و دبیران جشنواره‌های خارجی را سه گروه اصلی مهمانان خارجی بازار معرفی کرد.

سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر ۱۰ تا ۲۰ بهمن ماه به دبیری نادر برهانی مرند برگزار می‌شود.

 پنجمین بازار بین‌المللی هنرهای نمایشی ایران نیز همزمان با جشنواره ‌۱۳ تا ۱۷ بهمن ماه در تهران برگزار خواهد شد و آخرین مهلت ثبت نام برای حضور در آن سی‌ام آذر ماه امسال اعلام شده است

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
azi rezaei
درباره نمایش اُسلو i
چند روز قبل اجرای ویژه این نمایش رو دیدم قطعا اجرایی بود که تمرین بسیار زیادی می طلبید تا اینطور هماهنگی در آواز و اجرای حرکات و لب زدن هم زمان چند نفر باهم رو بخوبی به نمایش بذاره ولی مناسب مخاطب عام نبود نمایش داستان نداشت و به موضوعی سیاسی و نامرتبط با مسائل روز جهان پرداخته بود که حالا به تاریخ پیوسته بود و من از سیاست متنفرم پس نتونستم ارتباط با اجرا برقرار کنم نه ترکی ونه عربی هیچ کدوم رو هم بلد نبودم وخیلی کسل کننده بود و تا پایان اجرا لحظه شماری کردم تا تمام بشه ،البته نباید زحمت گروه اجرایی و کار گردانی رو ندیده گرفت همگی خسته نباشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// اردوگاه تئاتر اجباری //
با سلام خدمت دوستان و کاربران تیوال و عوامل اجرایی این نمایش
در مجموع کار خوبی از کار درآمده بود، اما ایرادات ریز و درشت نمایشنامه داشت. فرم کار بسیار خوب بود و از آنجایی که به شدت فرمالیست هستم لذت بردم از فرم کار..
مقدمه
هر روز یک یادداشت در مورد این کار می گذاشتم و این اواخر چیزی در حدود 10 صقحه نقد نوشته بودم، به نظرم آمد یکبار هم شده در مورد فرم و جذابیتش و تکنیک هایی که استفاده شده پرده به پرده و بعضاً صحنه به صحنه تحلیل کنم، در مورد درونمایه برای تئاتر (( عمل)) نقد طولانی و قابل اعتنایی نوشتم، مد نظرم بود جزیی نگری نوعی تقدیر باشد از زحماتی 18 ماهه تمرین برای اجرای این کار.
اما موضوعی مرا از این کار منصرف کرد و باعث شد کل نوشته ام را حذف کنم.
از کاربران تیوال و گویا حامی این نمایش، عزیزی حضور بنده را آزاردهنده دانست و به نمایندگی از ناراضیان این یک سال و نیم نقد نویسی ام درخواست کرد که نباشم...
بنده نیز از بیانات این بزرگوار استقبال کرده و قول دادم در نهایت نظر بنویسم و نه نقد، و قرار شد این آخریش باشد..
خلاصه دعا کنید به جان ایشان و بگویید آخیش.. هرکی هست خدا خیرش بدهد...
چون بارها در زیر نوشته دوستان از ضعف در نمایشنامه نام بردم، عمده این نوشته بر نمایشنامه متمرکز است..
و اما بعد..
در ابتدا سیر ذهنی ام از مواجهه با این نمایش را بیان می کنم.
به درخواست دوست عزیزی (جناب کارآمد) به تماشا نشستم و چون هیچگاه نقدی نمی خوانم و یا خلاصه ای و یا گفت و گویی، که لذت مواجهه ناب و مستقیم با تئاتر برایم محفوظ باقی بماند.
تا لحظه ورود به سالن چیزی از نمایش نمی دانستم..، چند ثانیه قبل از ورود به سالن اجرا، پوستر برنامه و تعداد زیاد بازیگران و در نهایت نام برشت توجه ام را جلب کرد، دانستم در مورد اردوگاه یهودیان و احتمالاً آدم سوزی آلمان نازی هست..
شروع اش بسیار جذاب بود و تمامی حدسیات درست از کار در آمد، یاد آور فیلم ((پسران پیژامه پوش)) بود تا بحث کله تیزها و کله گردها پیش آمد، یادآوری شد که نمایشنامه اش برداشت آزاد از دو اثر برشت است ( البته به عمد این دونمایشنامه را هنوز نخواندم)، پس آماده این شدم که داستانی برشتی ببینم با جزئی نگری خاص برشت...، به خصوص دیالوگها که با زیر متنی بسیار قوی.
... دیدن ادامه » بدون قصه گویی کلاسیک هم برشت شخصیت پردازی می کند ، داستان را به جلو می برد و هم در غافلگیرمی کند و هم ضربه می زند. تجربه اجرا بردن گدا و سگ مرده اش که دقیقاً چنین بود، یادم هست در روز اول تمرین فقط 30 بار خودمان رو خوانی کردیم و هربار لذت بیشتری می بردیم..
به نمایش برگردیم..
ذهنم الگو گرفت و حدسهایی زدم، منتظر بودم داستان روایت گر مردمی باشد که حاکمیت ( اینجا آلمان نازی) قصد دارد با تفرقه حکومت کند و با برتری گروهی و حمایت از ان ( کله گردها، احتمالاً تعدادشان کمتر است.)ابتدا گروه دیگر ( کله تیزها که تعدادشان بیشتر است) را سرکوب کند و سپس کله گردها را هم به بهانه قتل و حمایت از مستضعفین ( کله تیزها) به زندان بیاندازد و بقیه را وادار به سکوت کند و زمانی که کله تیزها و کله گردها از این حقه آگاه شدند و با هم متحد شدند تعدادی از هر دو گروه را به زندان بیاندازد و دیگر کسی برای اعتراض نمانده باشد، یاد آور شعر معروفی است که تا همین چند روز پیش فکر می کردم برای برشت است ولی جناب کارآمد فرمودند برای شخص دیگری است.. شاعرش مارتین نیمولر بود..
اینجا باید این مطلب را اضافه کنم که اردوگاه های کار اجباری فقط برای یهودیان نبوده، بلکه مخالفین رایش سوم هم به آنجا می بردند
و شکنجه می دادند و با ارفاق به اتاق گاز و کوره های آدم سوزی برده نمی شدند، به خصوص که دو نفر از راویان داستان که به ذهنم
آمد در این اردوگاه عاشق شدند و جان سالم به در بردند..
با درصد زیادی هم درست از کار درآمده بود، به خصوص اینکه در بالای صحنه روبرو پیرمرد عبوسی نشسته بود و فرمانهایی صادر می کرد.
سوء استفاده از زنان در کلیسا، فروش دختر به ارباب کله تیز از روی فقر و اینجا استعاره احتمالی برشت از طمع خانواده های فقیر به اموال
ارباب، رشوه به کله گردها توسط بعضی کله تیزهای ثروتمند تا از اتفاقات نا خوشایند در امان بمانند و از زندگی و اموالشان حفاظت شود.. بطور کلی جامعه ای دو پاره کله تیز و کله گرد که با ثروت و طمع به ثروت حتی معامله بر سر اعضای خانواده به نمایش درآمد. ///
در ذهنم بود اینجا یک اردوگاه است که باید منتظر دیدن سرگذشتشان از آن جامعه و رسیدنشان به این اردوگاه باشیم..
لباس های متحد الشکل و کله های تراشیده شان بعلاوه بازی های فرمشان در ابتدای نمایش و حضور دلقک برای آزار آنها این موضوع را تایید می کرد..، وجود ریتم سریع و تکرار وقایع، هوشمندی کارگردان را نشان می داد که تعادل در نمایشن را از این طریق برقرار سازد تا تماشاچی موضوع اصلی را گم نکند.. // و مرا مطمئن ساخته بود که ایده ذهنی ام درست است..
تا به صحنه غافلگیری شاهکاری رسیدیم.. کاری در اندازه برشت.. نقطه ای که هم گره گشایی اصلی داستان برایمان انجام شده بود،
هم غافلگیرانه بود و هم نقطه عطف داستان..، نقطه ای که مسیر داستان را بطور کلی عوض کرد...
صحنه ای که بطرز عجیبی جالب است، و لحظه فوق العاده ای دارد، جایی که قاضی در هنگام رای دادن پایین می آید و می گوید: آدم گرسنه
نمی تواند قضاوت کند و صحنه را ترک می کند....
لحظه ای که تماشاچی دادگاهی بدون قاضی می بیند و مات و مبهوت به دیگر بازیگران می نگرد او دقیقاً یک صحنه اپیک می بیند.
اپیک برشتی از نویسندگانی که از برشت الهام گرفتند، جایی که بازیگران از نقششان بیرون می آیند تا یادآوری کنند این یک نمایش است..
و همه حاضران صحنه بازیگران آن هستند.. در یک لحظه تماشاچی حس می کند گول خورده و از اول با یک نمایش روبرو بوده است..
و احتمالاً با مدل تئاترهای (( نمایش در نمایش )) روبرو بوده و احتمالاً کارگردان با جمله گفتن cut ، به دیگر بازیگران هم اجازه دهد
که استراحتی کنند و احتمالاً غذایی بخورند.
اما اتفاق دیگری رقم می خورد، ورود رئیس زندان به نمایش.. ، جایی که متوجه می شویم از آن خبرها هم نیست..
نمایش در نمایش هست ولی در یک اردوگاه اجباری کار ... ، که البته در اینجا کار تبدیل به نمایش شده است..، یا به عبارت ساده تر
نمایشی است در اردوگاه تئاتر اجباری.. که تئاتر بازی کردن جزو شکنجه ها ست.. // رئیس زندان دلباخته نمایش است، ولی رئیس زندان است ولی باز هم زندانی ها انسان محسوب نمی شوند و برای رئیس زندان فقط شماره هستند...
اما کل این پرده چیز جالب دیگری هم دارد.. حسم نوعی از ((مضحکه برشتی)) است، وقتی کارهای برشت را دقیق تر خواندم، وقتی یکطرف حاکمی قدرتمند و مستبد باشد و طرف دیگر مردم، او زورگویی حاکم را به سخره می گیرد و رفتار حاکمان را مضحکه جلوه می دهد...
دقیقاً زمانی که قاضی، کرسی قضاوت را رها می کند به خاطر گرسنگی و تئاتر را در لحظه اوجش یعنی داوری رها می کند و از جلوی
حاکم زورگو (رئیس زندان) عبور می کند و می رود و محلی به او نمی گذارد، در واقع رئیس زندان را به سخره می گیرد که من قاضی تو هستم در این نمایش، ولیکن از روی گرسنگی نمی توانم فکر کنم.. ، تو اگر نمایش خوب می خواهی حداقل درست غذا بده...
اما در اواخر زمان این پرده علت انتخاب 50 50 را می فهمیم، جایی که یکی از زندانیان علیل در مقابل رئیس زندان می گوید 50 50 بود
شاید اگر زمان دیگری و (شاید در جای دیگری) بدنیا می آمدیم اوضاع طور دیگری بود...
بهرحال پرده درخشان اثر است.. جایی که در همینجا به عنوان پرده برگزیده انتخاب می شود...
از اینجا به بعد منتظر یک نمایش در سطح بالا هستیم...
اما اتفاق بدی رخ می دهد، گویا نقطه اوجش به پایان رسیده و با تنزل که نه با سقوط نمایش روبرو هستیم..
از این پرده به بعد تماشاچی دقیقاً با روایتی اپیک روبرو هست. جایی که می داند همه بازیگران زندانی هستند و مجبورند که تئاتر بازی کنند،
و اگر بازی نکند شکنجه های بدتری در انتظار آنهاست. بنابراین بازی می کنند... خب انتظار بود نمایش به سمت آگاهی دادن به تماشاچی که هدف روایت اپیک است جلو برود ... ولی نه تنها این اتفاق نمی افتد.. بلکه به علت ضعف نمایشنامه نویسانش با یک کار غیر جذاب و
خسته کننده روبرو می شویم.. تا جایی که همه اش می خواهیم زودتر تمامش کند.. چون از اینکه اتفاق مهمی درونش باشد یا پیام مهمی داشته باشد نا امید می شویم...
می توان این نمایش را به دو بخش یکساعت جذاب و پانزده دقیقه خسته کننده تقسیم کرد..
سئوال ) اما چرا این 15 دقیقه خسته کننده شد؟
جواب) برای تماشاچی دیگر سرنوشت کله گردها و کله تیزها مهم نبود از آخرین پرده، بلکه سرنوشت زندانیان مهم شد..
سرنوشتشان را هم که می دانست، مرگ با اتاق گاز یا کوره آدم سوزی یا کشته شدن توسط نگهبانان به دستور رئیس زندان...
پس جذابیت دیگری باقی نمی ماند.. ، اینجا جایی بود که انتظار داشتیم نویسندگان برای این یک ربع چیز آس رو کنند که نداشتند..
انتظار داشتیم دیالوگهایی جذاب و قدرتمند بین رئیس زندان و زندانیان رو کنند که باز هم دستشان خالی بود...
من شخصاً خودم را آماده کرده بودم ( با توجه به داستان کله گردها و تیزها که نشانمان دادند) در اینجا بین زندانیان و رئیس زندان
معاملاتی صورت بگیرد برای نجات جان بعضی از زندانی ها... و همان داستان به شکل دیگری بین رئیس زندان و زندانیان تعریف شود..
بعد از دقایقی کوتاه موضعم را تعدیل کردم.. منتظر شدم تا اختلاف و تنشی بین زندانیان با یکدیگر بر سر رفتار با رئیس زندان شکل بگیرد..
جایی که زندانی ها راضی اند نمایش بازی کنند ولی کار طاقت فرسای دیگری انجام ندهند...
یا بازی در نقش ها، شخصیت بعضی از زندانیان را تغییر داده، آنها به جنون و مالیخولیایی از بازی کردن دچار شدند، درست است که بازی
کردن از کار اجباری راحت تر است ولی تاثیرات روحی بدی برجای بگذارد، رفتارهای راویان مو سفید داستان این ایده را پر رنگ تر کرد.. ، اما هیچ یک اتفاق نیافتاد..
رئیس زندان یا به عبارت بهتر نویسندگان این نمایش ترجیح دادند که همان داستان کله گردها و کله تیزها را به پایان ببرند..
و این چیزی نبود که برای تماشاچی دیگر اهمیت داشته باشد.. ، او داستان کله گردها و تیزها را با قاضی گرسنه مان رها کرد..
صحنه ای که شاهکار نمایش بود و فوق العاده قوی بود ذهن تماشاچی را بصورت ناخودآگاه تسخیر کرد.. و این پیام را به او داد که
موضوع ما کله گردها و تیزها نیست.. موضوع فعلی ما این زندانیان و داستان و روابط و مناسبات بین شان است..
شمشیر این صحنه دست نویسندگانش را برید..
آنها چیز دیگری نداشتند که تماشاچی را میخکوب کنند، یا اپیک وار بهش آگاهی بدهند.. و تماشاچی ناخودآگاه دنبال چیزی به جز
اتفاقات بعد از آن پرده می گشت، چیزی که نویسندگان نوشتند حداقل دیگر باب میل تماشاچی نبود.. حتی راویان همیشه حاضر هم برایش دیگر اهمیتی نداشتند..
اینجا جایی است که نویسندگان این نمایشنامه به دام خود نمایشنامه شان افتادند و پل های پشت سرشان را برای بازگشت به قصه اولیه شان
خراب کردند و لاجرم به جای عبور از پل برای بازگشت، در قصه اولیه شان سقوط کردند... تا نشان دهند هنوز در نوشتن خام هستند..
چرا که یک اثر خوب را به همین راحتی خراب کردند.. ، البته باز هم برایشان توصیه به نوشتن دارم.، چون نویسندگی را بلد هستند..
قال خودم : ( بسیار باید نوشت // تا پخته شود خامی)
بهرحال این اتفاقات اصطلاحاً نمایشنامه را دوپاره کرد و از یکدستی و انسجام خارج ساخت، در صورتی که یکساعت اول به شدت منسجم و یکدست بود.
....................................................
در کامنت های کاربران تیوال چیزهای جالبی دارم، خیلی شان می گفتند تا چند روز درگیر اثر بودند..
من هم در گیر بودم اما نه درگیر اثر، بلکه درگیر (( صاحبان اثر )) بودم!!!!
این درگیری را به صورت احتمال بیان می کنم..
احتمال اول
همان حرفهایی که در بالا گفتم، نمایشنامه ضعف داشت که طبیعتاً ضعف نویسندگانش بود بدلایلی که در بالا گفتم..
درونمایه اش هم ترکیبی از ذهنیات برشت که در بالا اشاره کردم و البته تقبیح ستم بر هر انسانی در هرجای دنیا با هر مسلک و مرامی
و با هر شیوه ای حتی هنر ( نمایش) است که بالاخره تاثیرات منفی اش را می گذارد .. و در مرتبه ای بالاتر و انسانی تر ( ذهنیات من است) به لجن کشیدن سیاست مدارانی که برای حفظ حاکمیت شان به انواع جنایت حتی شنیع ترینش که زنده زنده سوزاندن انسانهاست
متوسل می شوند.
درست است که به عنوان اندیشه ای انسانی برایش ارزش زیادی قائلم و نمی خواهم این آیدی خوب را زیر سئوال ببرم..
اما سئوالم این است این نمایش چه چیزی نسبت به کارهای گذشته اش اضافه کرده؟
چه مناسبات جدید و بدیعی و چه روابطی که از آن اطلاع نداشتیم در این نمایش دیده می شود، منظور فرم نیست..
منظورم همان درونمایه و بالاتر همان زیرمتن کار است..
چه نکته ای مغفول مانده بود که این اثر را از کارهای گذشته و آینده در مورد اردوگاههای کار آلمان نازی متمایز می کند؟
حتی نوع نگاه هم برای من قابل قبول است، از چه منظری متفاوت به این اردوگاهها و اتفاقات آن نگاه کرده است؟
به نظرم جز تغییر نگاه به شکنجه از کار طاقت فرسا یا برهنه کردن و مجبور به رابطه جنسی که قبلاً می دانستیم.. باید شکنجه روحی
از طریق هنر و در اینجا نمایش هست را به ان اضافه کنیم..
( اگر دوستان چیز جدید یا نگاه خاص یا هر چیز جدیدی از مناسبات مد نظرشان هست را بیان کنند. سپاس)
احتمال دوم (احتمال دلی)
یک خاطره مرتبط : چند سال پیش مستندی درباره حیات وحش دیدم.. در آنجا پرنده ای در نی زار لانه ای دور از دسترس شکارچیان
برای تولید مثل پیدا کرده بود.. ، سرش را بالا برد و صدایی از خود درآورد، گوینده متن گفت: او اکنون خدا را شکر کرد به خاطر پیدا
کردن این خانه.. ، نویسنده متن دلی یک چیزی نوشته بود.. آیا واقعاً نویسنده متن زبان پرندگان را می دانسته که فهمیده خدارا شکر کرده ؟
یا نه چیزی شبیه زوزه گرگها بوده یا هرچیز دیگری... // این احتمال هم دلی است..
درو نمایه ای متفاوت دارد، شاید یک زیر متنی قوی..
جایی که ظاهرش احتمال اول است ولی در باطن حرفهای دیگری دارد، جایی که در مورد 50 50 بودن وقایع حرف می زند، و جبر
زمان- جغرافیایی مان را یادآوری می کند... ، اگر در امریکا بودند این اتفاق نمی افتاد و یا اگر در زمان دیگری مثلاً اکنون بودند شاید
ثروتمند بودند و قدرتمند.. جایی که ایستاده ایم کجاست؟ اگر آنها رئیس زندان بودند هم همین طور ملتسمانه حرف می زدند یا
همین رفتار را ، شاید به شکل دیگری و یا شاید رفتاری بدتر از خود بروز می دادند... همین طور که الان در دنیا هزاران اردوگاه و
آشویتس دیگری برپاست.. همانطور که همان متفقین و نجات دهندگان دنیا هنگام تسخیر آلمان به زنان آلمانی تجاوز کردند....
پس واقعاً 50 50 است شاید جنایاتی که در فلسطین و لبنان توسط یهودیان صهیونیست رخ داد نشان دیگری باشد که یهودی ملتمس
می توانست یکی از سربازان ارتش اسرائیل باشد ولی در کوره سوخت و یا با گاز خفه شد.
بله زندگی 50 50 است و اینجا ما ایستاده ایم در میانه تاریخ.. ما چه می کردیم و چه می کنیم؟ ماهایی که این اتفاقات را با انواع
وسایل ارتباط جمعی نظاره گریم چه کرده ایم؟ آیا مثل وقایع گذشته مثل عاشورا به عزارداری پرداختییم.. اما از عاشوراهای اطرافمان
غافل ایم؟
بماند..
ولی باز هم بصورت دلی مکتب فرانکفورت گونه از آن در ذهنم لذت بردم... ( البته باید بگویم تئاتر فرشته تاریخ و تناقضات
نشان داده شده در آن نمایش بی تاثیر هم نبود و از سوی دیگر برشت هم فرانکفورتی است..)
احتمال سوم
چیزهایی است که من از درک آن عاجزم... /// بالاخره مرتضی اسماعیل کاشی با همان کار اولی که ازش دیدم ( 100 درصد)،
نشان داد کارگردانی قابل اعتنا است او جزئی نگر است و کاربلد، توانمندی خاصی هم در هدایت بازیگر دارد.. ، کسی که توانسته سلبریتی ها را که معمولاً از غیر سلبریتی ها حرف شنوی ندارند خیلی خوب هدایت کند (ستاره پسیانی و هوتن شکیبا)، علاوه بر آن نمایشی با دکوری
در خدمت نمایش و تا 90% جذاب ( بعضی جاها از ریتم می افتاد) نمایش 100% را کارگردانی کند، و در همین کار به خدمت گرفتن هنرجو و تدریس به آنها و گرفتن بازی های نسبتاً خوب در اغلب صحنه ها، گل درشتی که از آن به عنوان ضعف نویسندگانش نام بردم، بعید به نظر می آید..
البته همیشه در تمامی نقدهایم این موضوعات را لحاظ می کنم ولی این بار نوشتمش ذهنیاتم را..
................................................................
هر کدام از احتمالات را بررسی می کنم قسمتی از نمایش دچار ایراد می شود، اگر احتمال اول درست باشد همان 15 دقیقه آخر دچار مشکل می شود.
اگر احتمال دوم درست باشد پس این همه قصه پردازی در مورد کله تیزها و کله گردها باید حذف شود چون کمکی به پیشبرد نمایش
نمی کنند و شاید برعکس اگر یک نمایش شاد و موزیکال داشتیم و بعدش متوجه می شدیم که این شادی ها همه اش نمایش بوده،
و این ها زندانی اند و در خوشحالی شخصیت هایی که بازی می کنند سهمی ندارند و آنها زیر شکنجه هستند و منتظر مرگ..
نهیبی بزرگ بود، از ضربه گذشته و 15 دقیقه آخر معنی و مفهوم جالبتری می یافت و می شد اتفاقا نقطه قوت نمایشنامه...
احتمال سوم
اگر احتمال سوم درست است چه المانهایی است که من، نه به عنوان یک تماشاچی عام، بلکه به عنوان تماشاچی حرفه ای با دانشش اندک در زمینه نقد نویسی نتوانستم ببینم..
....................................................................................
اما نقطه قوت نمایشنامه : به نظرم پاسخگویی به سئوالاتی که در ذهن تماشاچی است، علاوه بر صحنه گره گشایی، طریقه فرار کردن
دو راوی موی سفید، جعبه و موزه و از همه برایم شیرین تر، پاسخگویی در مورد موهای بلندشان است...
در مورد ایرادات و نقاط قوت نمایشنامه به صورت جزیی به علت طولانی شدن خودداری می کنم.
...........................................................................
سئوالی بی پاسخ برای این نمایش..
در اردوگاه آلمان نازی، رئیس زندان از زندانی ها می خواهد که کله گردها و کله تیزها از برشت ( مغضوب نازی ها) را به اجرا در آورند..
سئوالم از خوانندگان و البته گروه اجرایی این کار این است که :
آیا این گاف نویسندگان این اثر هست ؟ یا برعکس نویسندگان به عمد این کار را انجام داده اند؟
اگر اشتباه نویسندگان است که هیچ.. ، اشتباه است..
ولی اگر نویسندگان به عمد و خودآگاه این کار را انجام دادند، دقیقاً منظورشان چه بوده ؟
یا کجا استفاده شده؟ مثلاً در کدام قسمت شخصیت پردازی رئیس زندان دیده می شود؟ کدام رفتارش؟ آیا درست است که نازی است
ولی بالاخره از خواندن نوشته های برشت به عنوان یک آلمانی زبان لذت می برد؟ یا هر قسمتی که من ندیدم و این موضوع پر رنگ جلوه
می کند.. ( لطفاً دوستان نظرشان را در این زمینه بنویسند.. سپاس)
............................................................
نمادها
مهمترین اش دلقک بود..
چیزی که خیلی کشفش نکردم .. ولی با توجه به تایید دوستان و دل بسته بودن خود کارگردانش به سینما، محتمل ترین نماد را
بیان می کنم..
از آنجایی که 5 دقیقه آخر نمایش صد در صد از اواسط فیلم (( Funny Games (( برداشته شده بود..
دو احتمال دادم یکی رفتارهای خشونت آمیز در فیلم (( پرتقال کوکی)) که دوستان هم نظر نبودند..
احتمال دیگر نقش جوکر (( شوالیه تاریکی)) بعد از مشورت تصویب شد..
جایی که جوکر نه به خاطر پول و نه به خاطر مطرح بودن، بلکه به خاطر لذت از خشونت، مردم را نیز تحریک به خشونت می کند..
( سکانس هایی مربوط به فشار دادن دکمه انفجار بمب در کشتی حامل مردم فیلم شوالبه تاریکی)
جایی که دلقک شاید یک زندانبان است که از ضجر دادن زندانی ها لذت می برد.. و نمی توانیم فقط رئیس زندان را تنها ستمگر
اردوگاه بنامیم.
.................................................
کارگردانی:
همانطور که گفتم کارگردانش، کارگردانی کاربلد است و خلاق... ، البته نه اینکه پدیده باشد مثل کوهستانی در اوایل دهه 80
اما کارگردانی قابل اعتناست..
اگر همین کار را برسی اجمالی کنم همین که از تمامی فضاهای (( سن )) بازی می گیرد.. ، اینکه به صورت متقارن از دوباکس
شیشه ای استفاده می کنه برای اینکه تمامی تماشاچی ها دید داشته باشند به اتفاقات صحنه..، اینکه باکس های شیشه ای را
چندبار و چگونه در پرده های مختلف بکار می گیرد که این استفاده های مختلف و کارامد ( ربطی به محمد کارآمد ندارد.) و موثر و در خدمت نمایش است و فرمی جذاب و گیرا می سازد.
اینکه از نور و رنگ و موسیقی برای انتقال مفاهیم ذهنی اش ((کارا)) استفاده می کند.. ، فضاسازی های جالبی از کلیسا و آب کشیدن از چاه و استفاده جالب از سایه ها در کنار نور را نیز به آن بیافزاییم.
کارگردان با هدایت خوب توانسته بازی های یکدست و منسجمی در طول نمایش به تماشاچی ارائه کند، جایی که هیچ سلبریتی وجود ندارد.. نقش فرعی و اصلی معنایی ندارد و یا حتی در جایی به علت تعدد بازیگرانش مجبور است چند نفر ذخیره بروی نیمکتش داشته باشد... تا در صورت آسیب و اتفاقات پیش بینی نشده از ذخیره ها استفاده کند...
البته در جاهایی به خصوص در ورود به صحنه و حرکت کردن ها در اوایل نمایش و انداختن لباسها خیلی مفهوم نبود که منظور کارگردان چه بوده است.. ، درست است لباسها در موزه نگهداری می شود ولی خیلی از این صحنه سر در نیاوردم.
و در انتهای نمایش به نظرم استفاده جالبتر و خلاقانه تر می توانست از حرکت رژه وار داشته باشد.
....................................................
بازی ها:
همانطور که قبلا هم اشاره کردم بیانشان تئاتری نبود.. صداهایشان در ردیف اول درست به گوش نمی رسید..
و بازیگران به خصوص خانم ها با هر تعریفی از بیان برای یک بازیگر و با هر نگاه و دسته بندی صداها جیغ و آزار دهنده به گوش
می رسید.. اگر بخواهم مقایسه کنم نمونه خوب جمعه کشی خلج است.. در ردیف هفتم صدای بازیگران حتی خود خلج با 74 سال سن
به درستی شنیده می شد.. حتی بازیگرانی که فریاد می زدند صدایشان جیغ و گوش وار به گوش نمی رسید..
ولی همانطور گفتم بازی ها بنابر به توانایی هر کدامشان (بازیگران) تقریباً خوب از کار درآمده بود.
...........................................................................
چیزی کهمتوجه اش نشدم... در روز اجرا که 5 شنبه فکر کنم سه هفته پیش بود.. بازیگران بعد از اتمام نمایش نیامدند که مورد تشویق
قرار بگیرند (رورانس)، چرا؟
................................................................................
اما با یک موضوع نچسپ و خیلی مهم برایم، تلخ تمام شدن نمایش بود..
ترجیح نمی دهم نمایش ها این قدر تلخ تمام شود.. بهرحال این توانمندی نویسنده و کارگردان اثر را می رساند که هم نمایشش
را تلخ تمام نکند و هم ضربه اش را بزند و هم ذهن مخاطبش را بعد از نمایش درگیر کند...
این توانمندی در کارگردان این اثر دیده می شود..
به نظرم همان رژه آخر با رقص ( حرکات بدن با توجه به محدودیت کشور)تمام می شد و شاید با آهنگ های مخصوص رقص باله..
این هم به درخواست رئیس زندان بوده که قبل از رفتن به اتاق گاز یا کوره برقصند..
از ان فضای ناراحت کننده و سنگین می کاست.. // ما با انواع تماشاچی روبرو هستیم.. // فقط بازیگران و هنرمندان که به دیدار
یک اثر نمی روند.. به خصوص اینکه در کشوری با ضریب خوشحالی پایینی زندگی می کنیم.. ناراحت کردن تماشاچی را در این
شرایط کشور خیلی درست نمی بینم..
من همیشه مرحوم مغفور چاپلین را مثال می زنم که تلخ ترین مفاهیم را به صورت کمدی بیان می کرد..
..............................................................................................................
حواشی همیشگی:
این تجربه ام از پنجاه پنجاه را به دوست عزیز محمد کارآمد ( ایشان معرفی کردند این اثر را ) تقدیم می کنم، سعی کردم حسی باشد
تا ایشان بیشتر لذت ببرند.. تجربه هم نامگذاری کنم.. چرا که ساختارهای نقد را ندارد..
این اخرین نوشته مفصل من هست، چون قول داده بودم به دوستان دیگر از جمله به آقای کنشلو که حتماً متنی در موردش منتشر کنم.
و این خبر خوب را برای کاربران و دوستان تیوالی دارم که قرار نیست تجربه یا نقد دیگری در تیوال منتشر کنم..
فقط نظرم را به صورت کوتاه می نویسم و یا توصیه به دیدن یا ندیدن می کنم...
خلاصه از شر قلم خود برتر بین، کم دانش، خود بزرگ بین، خود همه چیز دان، حضور آزار دهنده در همه جا، پروفسور ناراضی
بیا در میدان ببینیم چند مرده حلاجی، متکبر متوهم و..... راحت می شوید.
بهرحال نیت من گوشزد کردن ایرادات به تیم اجرایی و خوانده شدن یک نقد نیمه حرفه ای با ادبیات غیر تخصصی و بدون تکلف
بروی نمایش ها برای کاربران تیوال بود.. که گویا نه تنها مثبت عمل نکرد، بلکه موجب آزردگی خاطر دوستان هم شده است.
از این دوستان عذرخواهی می کنم.
بابت ایرادات و اشتباهات املایی و نگارشی از خوانندگان عذر خواهی می کنم..
منتظر خواندن کامنت های رک و صریح و کوبنده و بدون تعارفات معمول بروی این نوشته هستم..
با تقدیم احترام
محمد حسن موسوی کیانی

جناب کیانی درود
به نظرم تو عصر اینستاگرام و توئیتر اینقدر مطول نویسی دیگه جایی نداره.
به طور کامل نظرتون رو خوندم و با بخشی که خیلی مشکل دارم نماده. نماد یعنی چی آخه؟ شما که انقدر داد فرم میدی چرا؟ مگه دلقک میتونه تبدیل به نماد بشه؟ کروساوا و میزوگوشی ... دیدن ادامه » هم نتونستن این دوست نیمه کار بلدمون که بماند. تازه اونجا سینما بود توی تئاتر که داستن بلکل متفاوته.
و اینکه چرا باید از اون چیزی که هستین کوتاه بیاین؟ اون دوست عزیز هم نظرش رو گفت و قرار نیست همه مثل هم باشن. راستش اینه که بعضی وقتها پسند جاش رو میده به عقیده که خروجیش غیرقابل انعطاف میشه و نمیشه باطرف کنار اومد و نتیجتاً برخوردها نه سازنده که تخریبی میشن.
شخصاً پای عقیده‌ام هستم (ننوشتن نظر مستقل روی آثار) و دیگه انقدر حالیم هست که چه چیزی خوبه و چی بد (البته برای خودم) پس روی نظرم پافشاری میکنم و تا تهش می‌رم.
به شما هم صرفاً عرض می‌کنم برای خودت کاری رو بکن نه دیگران حتا اگر این دیگران مهم‌ترینِ افراد باشند.
۴ ساعت پیش
بعضی وقتها تبدیل میشه..
جایی که در فرم جایی پیدا نمی کنه..

وقتی کپی دقیقا در جایی همان نقش را ایفا می کند..
البته منظورم شناخت از چیزهایی بود که بطور کلی
در مورد فرم پاسخی روشن نیست..
شاید انتخاب واژه ام غلط است..
.......
با اینکه با نظرتان موافقم..
ترجیح ... دیدن ادامه » دادم نباشم..
چون دیگرانی هم نظر بودند..
نقد مفصل لاجرم اتفاق می افتد..
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به مناسبت آزادسازی خرمشهر، باید پایکوبی و شادی برقرار کرد | عکس
حمیدرضا آذرنگ در برنامه «فرمول یک» مطرح کرد
» به مناسبت آزادسازی خرمشهر، باید پایکوبی و شادی برقرار کرد
... دیدن متن »

حمیدرضا آذرنگ، دبیر بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر در برنامه «فرمول یک» گفت: یکی از مناسبت‌های ملی کشور ما آزادسازی خرمشهر است که باید در برابر آن تعظیم کرد. نگاه من این است که باید به مناسبت آزادسازی خرمشهر، پایکوبی و شادی برقرار و جشنی حماسی برگزار شود.

 برنامه «فرمول یک» با اجرای علی ضیاء روز گذشته، یکشنبه ۲۸ مهر میزبان حمیدرضا آذرنگ، بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون و دبیر بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر شد.

آذرنگ در ابتدای این برنامه در خصوص جشنواره تئاتر فتح خرمشهر، گفت: جشنواره تئاتر فتح خرمشهر تاکنون در بیست‌ و یک دوره برگزار شده و در ابتدا شکلی محلی داشته ولی امروز با زحمات فراوان تبدیل به جشنواره‌ای ملی شده است و پیش‌بینی می‌شود شکلی بین‌المللی هم پیدا کند. این جشنواره در منطقه آزاد اروند، آبادان و خرمشهر از ۱۵ تا ۱۹ آبان‌ماه برگزار می‌شود.

 در برابر روز آزادسازی خرمشهر باید تعظیم کرد
در ادامه علی ضیاء به دوران بچگی آذرنگ و انقلاب و دفاع مقدس اشاره کرد و گفت که چرا به چنین جشنواره‌ای با موضوع جنگ می‌پردازید و آذرنگ هم با اشاره به مشکلات جنگ در طول تاریخ گفت: یکی از مناسبت‌های ملی کشور ایران آزادسازی خرمشهر است که باید در برابر این روز تعظیم کنیم. خاطرم هست که در آن روزها چه خبرهایی که نبود! اتفاقا نگاه من این است که باید به مناسبت آزادسازی خرمشهر، پایکوبی و شادی برقرار شود و یک جشن حماسی هم برگزار کرد.

ضیاء به تغییر زمان برگزاری بیست‌ و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر از خرداد به آبان‌ماه اشاره کرد و حمیدرضا آذرنگ تصریح کرد: گرمای بیش از حد هوا را نمی‌شود کنترل کرد و این گرما باعث آزار هنرمندان و مردم حاضر در جشنواره می‌شد و تصمیم ‌گرفتیم تاریخ برگزاری جشنواره را تغییر دهیم ولی برخی از دوستان می‌گفتند مهمانان ما باید گرمای منطقه را تجربه کنند تا بدانند ما چه سختی‌ای می‌کشیم. به اعتقاد من تاریخ مهم نیست و مناسبت اصل است و ما می‌توانیم در تمام روزهای سال این پیروزی حماسی را فریاد بزنیم و با آن عشق کنیم. خدا را شکر که تغییر تاریخ برگزاری جشنواره مورد قبول همه واقع شد.

دبیر بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر گفت: مردم خرمشهر ویرانی جنگ را به چشم دیده‌اند و هنوز هم آثار آن موجود است و متاسفانه حال عمومی مردم آن مناطق مساعد نیست و دغدغه‌های مالی آنان را آزار می‌دهد. واقعیت امر این است که جنگ چیز خوبی ندارد و واژه‌ای با عنوان ضد جنگ هم درست کردند تا جلوی برخی از کارهای هنری را بگیرند. این نگاه باعث خلط مبحث شده است. تئاتر قرار است مردم را به سالن‌های نمایش بکشاند و ما اصلا نگاهی مبتنی بر آمار‌ و اعداد را مد نظر نداریم. تئاتر یک رسالت فرهنگی مرتفع بر دوش خود دارد که باید در جشنواره‌های تئاتری اتفاق بیفتد.

میزبانی از ۱۶ استان ایران
حمیدرضا آذرنگ عنوان کرد: من با آموزش و پروش منطقه صحبت کردم تا تئاترهایی برای کودکان اجرا شود. در واقع، اصلا مهم نیست که تئاترها به جنگ بپردازد زیرا که کودکان ما نباید سختی‌های جنگ را ببینند. تمام هم و غم ما این است که در طی برگزاری جشنواره میزبان خوبی باشیم و مردم را شاد کنیم. آبادان و خرمشهر و اروند میزبان ۱۶ استان از ایران هستند که تقریبا نیمی از استان‌های کشور می‌شود. من با نگاه‌هایی مواجه شدم که لبخند را بد می‌دانند و در سوگ زندگی به سر می‌برند. شما وقتی شهرسازی آبادان و خرمشهر را نگاه کنید با خودتان می‌گویید چطور ممکن است اینگونه بشود؟! ما می‌خواهیم آتش‌بازی راه بیندازیم و موسیقی در جریان باشد و در کوچه‌ها شادی کنیم چون شهر خرمشهر ایران آزاد شده است. ما به این نگاه افتخار می‌کنیم.

دبیر بیست ‌و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر تصریح کرد: کار فرهنگی وقتی نتیجه می‌دهد که مداومت داشته باشد. من یک مثالی را همیشه زده‌ام و باز هم تکرار می کنم. اگر در طول برگزاری بیست ‌و یک دوره‌ از جشنواره حداقل یک لامپ ۱۰۰ اضافه می‌کردند تا الآن بیست ‌و یک لامپ ۱۰۰ داشتیم! متاسفانه این جشنواره هیچ چیزی ندارد. تمام امکانات به صورت قرضی به آنجا رفته و پس از پایان جشنواره هم باز‌گشته است. انگار قرار بوده تا آماری داده و مراسمی هم برگزار شود! من عاشق جنوب و سرزمینم هستم. محمد جهان‌آرا و دوستان او برایم مقدس هستند و به هیچ تفکر و اندیشه سیاسی‌ای کاری ندارم، این افراد ایثار و مقاومت کردند ولی گویا قرار نیست یادی از آنان شود! جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر قرار است یاد محمد جهان‌آرا و دوستان او را زنده نگه دارد.

او عنوان کرد: من در شبی به استعفا نزدیک شدم و به دوستی پیام دادم که می‌خواهم فقط از محمد جهان‌آرا و دوستان او عذرخواهی کنم زیرا که وضعیت اقتصادی جشنواره دردناک است.

کل بودجه جشنواره ۲۵۰ میلیون تومان است!
آدرنگ پیرامون بودجه اندک جشنواره تاکید کرد: مسوولان گفتند کل بودجه جشنواره ۲۵۰ میلیون تومان است! من هم گفتم با این پول تئاتری نیمه‌حرفه‌ای اجرا بروید و نام و خاطره محمد جهان‌آرا را ویران نکنید. به هر صورت به من قول دادند که آن بودجه ۲۵۰ میلیونی قرار است به ۳۰۰ میلیون تومان برسد و تلاش بیشتری هم می‌کنند تا به ۴۰۰ میلیون تومان برسد. من هم گفتم اشکالی ندارد ولی با غروری که دارم حتی اگر شده گدایی می‌کنم تا باقی پول را جور ‌کنم. این گدایی غرورآفرین است. با اینحال، در نهایت، همان ۲۵۰ میلیون تومان را در برآوردها ذکر کردند! متولی این جشنواره ارشاد منطقه آزاد اروند است که حامی آنان هم ارشاد تهران است. آقای شهرام کرمی هم به عنوان مدیرکل هنرهای نمایشی گفتند به همان میزان به ما کمک می‌کنند. به نظرم، جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر بچه یتیمی است که هیچ کس او را نمی‌خواهد. شما باورتان نمی‌شود به کجاها رفتم و به چه افرادی رو زدم! به برخی از مسوولان گفتم عمر میز مدیریت شما کوتاه است و مجیزی هم نخواهم گفت ولی شرایط را به شما انتقال خواهم داد. جشنواره تئاتر فتح خرمشهر تنها مانده است! همسرم به من گفت که تو برای این جشنواره شاید ماشین زیر پایت را هم بفروشی!

آذرنگ پیرامون مشکلات برگزاری بیست ‌و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر بیان کرد: دنبال تهیه نور سالن‌ها و رنگ‌کردن آنها هستم. باید کمبود امکانات را رفع کنیم البته گویا پیش از این هزینه‌هایی هم شده است ولی کارشناسی نبوده است.

علی ضیاء در ادامه تاکید کرد که تنها ۲ درصد از مردم به تماشای تئاتر می‌روند و آذرنگ هم در واکنش گفت: آن ۲ درصد را هم باید متر و اندازه کنید تا دریابید چه تئاترهایی را می‌بینند!

بیش از ۶۰۰ اثر در بخش‌های مختلف جشنواره شرکت کردند
آذرنگ گفت: جالب است بدانید که بیش از ۶۰۰ اثر در بخش‌های مختلف جشنواره شرکت کردند و در برابر این هنرمندان تعظیم می‌کنم. این آمار برای جشنواره‌ای که خیلی‌ها آن را نمی‌شناسند خیلی خوب است. با اینکه نهادها و سازمان‌های گوناگون به ما وعده هیچ کمکی نداده‌اند ولی از تمام آنها از جمله مسوولان منطقه آزاد اروند، آبادان، خرمشهر، استان خوزستان، شهرداری، فرمانداری، نیروی انتظامی، آموزش‌وپروش، اورژانس، آتش‌نشانی، کشتیرانی، جامعه بازار و باقی تشکر می‌کنم و انشاالله به ما کمک کنند. نمایشنامه‌نویسان و نویسندگان مرتبط با ادبیات دراماتیک جنگ خانه‌نشین شده‌اند و حتی خود من هم دیگر دستم به قلم نمی‌رود چون زخم‌های‌مان درمان نشده‌ است. البته باید بگویم ۱۹۰ اثر نمایشی به بخش نمایشنامه‌نویسی جشنواره ارسال شده است و آقای رایانی‌مخصوص هم در تلاش هستند تا آثار برتر را چاپ کنند. علاوه بر این، جلسات نقد و بررسی هم زیر نظر استاد نصرالله قادری برگزار خواهد شد. پیام دهکردی عزیز هم مسوول کارگاه‌های آموزشی هستند. بخشی مربوط به نمایش‌های کوتاه داریم که طول آنها از ۱ دقیقه تا ۲۰ دقیقه است. داوران بخش محیطی و میدانی ما هم مردم هستند و در واقع، آنان آثار را قضاوت خواهند کرد.

بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر در چهار بخش مسابقه نمایش‌های صحنه‌ای، مسابقه نمایش‌های کوتاه، مسابقه نمایشنامه‌نویسی و نمایش‌های میدانی و محیطی و با حضور شرکت‌کنندگانی از تهران، منطقه آزاد اروند، خوزستان، هرمزگان، بوشهر، خراسان رضوی، زنجان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، آذربایجان شرقی، فارس، مرکزی، مازندران، کرمانشاه، گیلان، سیستان و بلوچستان و ایلام به دبیری حمیدرضا آذرنگ آبان‌ماه سال جاری در منطقه آزاد اروند برگزار خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی پیام لاریان، کارگردانی مسعود طیبی و با بازی شیوا امانی، محمد بختیاری، سعید بینا و ... آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
یادداشت مریم تاواتاو درباره نمایش
» یادداشت مریم تاواتاو درباره نمایش " پنجاه پنجاه "
... دیدن متن »

در یک موزۀ قدیمی برجای مانده از دورۀ قربانیان اتاق گاز توسط فاشیستها ، ارواحی حضور دارند که به بازگویی گذشته ای می پردازند که در اردوگاه ، بازیگران تئاتر بودند .
کارگردان تئاتر، شکنجه گری بود که بازیگرانش را مجبور می کرد تا تئاتری را که او می خواهد ، بازی کنند .

نمایش "پنجاه پنجاه" بانگاهی به نمایشنامه "خودی و غیرخودی: کله گردها و کله تیزها" اثر برتولت برشت ،شکل گرفته و با اضافه کردن ایده های خلاقانه ازجمله اَکت، رنگ دیگری به خود گرفته است .
نمایش ، صاحب یک متن اقتباسیِ عمیق است ؛ زندانی ها در اردوگاه، متن کله گردها و کله تیزها را اجرا می کنند؛ یکی از نمایشنامه های سیاسی و ضدنازیِ برشت که روایتگری از وضعیت ملت های جهان سوم است که اسیر قدرت حاکمه خود قرار گرفته اند .
کله گردها و کله تیزها نماد دوگروه از آدمهای یک جامعه اند که قدرت برای بقا و تغذیۀ خود ، آن ها را به جان هم می اندازد، به بازی شان می گیرد و از قربانی شدن آن ها لذت می برد و منفعت می خرد .
پنجاه پنجاه ،تئاتری نیست که پس از بیرون آمدن ازسالن ،بتوان به آسانی آن را فراموش کرد؛ چرا که علاوه بر جنبۀمحتواییِ کار ، آمادگی بالای بازیگران در اجرا و هماهنگی بینظیرشان، موضوعی است که تا روزها ذهن مخاطب را به خود مشغول می کند و تماشاگران حرفه ای تر تئاتر که اجراهای بیشتری را شاهد هستند، احتمالا این سوال را از خود خواهند پرسید که اگر یک گروه تئاتری تا این حد توانسته در یک سالن معمولی بدرخشد و تئاتری منحصربه فرد و با ویژگی های فیزیکال را چنین قدرتمندانه و منسجم ،برپا کند که نشان از تمرین چندماهه قبل از اجرا داشته ،پس چرا چنین تلاشی در بسیاری از تئاترهای دیگر کمتر به چشم می خورد؟!

گروه بازیگران این نمایش ، شروعی طوفانی را از پشت شیشه و با نمایان شدن جمعیت انبوه چشم ها و دست ها آغاز می کنند .
پس ازآن ،کوبیدن هماهنگ و موزون پاها بدون ذره ای تداخل در حرکت یکدیگر، دیده می شود. اگرچه هماهنگی این تعداد بازیگر اصلا کار راحتی نیست اما تسلط این افراد روی حرکات و بدن خود ، مثال زدنی است و نکتۀ برجسته بین آنها، تیم محور بودن گروه می باشد؛ چرا که کل نمایش، بیشتر از آنکه روی یک بازیگر و حضور او تکیه کند، نگاهی گسترده تر به همۀ بازیگران و تاثیرشان دارد.
درخشش این نمایش ، تنها در نحوۀ ارائه بازیگران و تسلط ایشان بر الفبای بدن و بیان نیست بلکه در این اجرا، طراحی صحنه با استفاده از تمام ابعاد فضای موجود ، در خدمت متن قرار گرفته و فرمی را شکل داده که کاملا به تناسب محتوا است . هوشمندی در انتخاب دکور در کنار نورپردازی فوق العاده و متناسب هرصحنه، جذابیت بصری زیادی را به کاری اضافه کرده که بستر اصلی آن موضوعی شادی آور نیست ؛ همین جذابیت تاحدی از تلخی غیرقابل تحملِ ماهیت متن، کاسته و آن را قابل هضم تر کرده است.موسیقی به گونه ای موزون و هماهنگ با گروه بر کل کار دمیده شده به نوعی که هیچ نوع اغراقی دیده نمی شود ؛همان طور که گریم بازیگران به اقتضای نقششان صورت گرفته و تمام این موارد ، نشانۀفکرشده بودن تک تک صحنه ها برای اجراست .
اگر تئاتر را درآمیختنِ مجموعه ای از هنرهای مختلف درنظر بگیریم که هریک در مسیرِ اجرای نمایش ، سعی در انتقالِ معنا و ایجاد حس به مخاطب دارند ، پس نمی توان به سادگی از اهمیتِ طراحی صحنه ، نور و صدا چشم پوشید ؛ چراکه از طریق همین طراحی و معماری می توان تماشاگر را با زمینه و اتمسفرِ نمایش آشنا کرد و حس و حال و فضای نامرئیِ نمایش نامه را به محیط دیداریِ روی صحنه تبدیل نمود .به عبارت دیگر توجه به جنبه های صحنه به عنوان چاشنی اصلی و درجهتِ آماده کردن محیط برای باورپذیری تماشاگر ، نشان از ذکاوت کارگردان پنجاه پنجاه دارد ؛ درواقع، تلاش این گروه در تدارک دکوری ساده اما پرمعنا و بها دادن به جلوه های ظاهری نمایش تا حدی قابل ستایش است که می توان آن را به عنوان الگو برای سایر اجراها در نظر گرفت .

اگرچه زمینۀنمایش ، بازگوییِ ماجرایی غم انگیز است که وقوع آن ، از هولناک ترین اتفاقات قرون اخیر بشریت محسوب می شود اما روایت این متن و اجرا، ترحم نخواسته بلکه مقتدرانه ماجرا را بازگو می کند و مخاطب را به نقطۀتفکر می رساند؛ آن هم درجایی که باور مقدس زنده ماندن زیر سوال می رود و لایه های عمیق تری ازمفاهیمی هم چون بقا و رنج مطرح می شود
نه آنکه به تقدس واژۀ زندگی، شبهه ای برسد بلکه سایۀسنگینِ چگونه زنده ماندن بر سر این مفهوم می افتد و تا حدود زیادی این شائبه را به وجود می آورد که نه تمام آن هایی که از این ماجرای دلخراشِ قرن ،جان سالم به در برده اند زنده اند و نه تمام آن ها که مرده اند، بر زندگی بازماندگان اردوگاه بی تاثیرند ؛ بازماندگانی که نمی توانند آخرین نگاه های دوستانشان، قبل از رفتن به اتاق گاز را فراموش کنندو درنتیجه قادر نخواهند بود حتی پس از رهایی از اسارت، به روال عادی زندگی خود برگردند؛ چرا که جنگ کابوسی نیست که باتمام شدنش ،وحشت حضورش را نیز با خود ببرد بلکه تبعات آن به ویژه از منظر روحی تا همیشه گریبانگیر روان آنان خواهد بود که درگیر این فاجعه بوده اند و به تبع آن در نزدیک ترین فاصله ، ترس از مرگ را تجربه کرده¬اند. به چالش کشیدن مفهوم زندگی و تشریح رنج زندانیانی که تشنه آزادی بودند، از نقاط عطف متن نمایش پنجاه پنجاه است که با دیالوگ هایی محکم و بیان قوی بازیگران همراه است.در موزه مورد اشاره در متن نمایش ، اشیای باقی مانده از قربانیان اتاق گاز و زندانیان اردوگاه وجود دارد ؛اشیایی که هریک ردی کم رنگ اما پرمعنا از حضور انسان هایی در اردوگاه هستند که سعی داشتند برای لحظاتی محیط مسموم زندان را برای خود قابل تحمل کنند.
کارگردان به عنوان زندان بان اصلی در فاصله ای دورتر از ماجرا ایستاده و قربانیان را زجر می دهد و خود فاتحانه زندگی می کند و از همه چیز حتی تئاتر برای شکنجه استفاده می کند .گویی تمام جزییات نمایش به گونه ای نمادین در کنار هم قرار گرفته تا ابعاد مختلف یک فاجعه هولناک بشری را بیان کند.
اینکه در بطن تئاتر، نمایش دیگری درحال جریان می باشد، تجربه هیجان انگیزی است که با قرارگرفتن کنار تکنیکهای متنهای برشت ،ترکیب جذابی به وجود آورده.فاصله گذاری،تکنیکی که درتیاتر برشت به منظور جلوگیری از یکی شدن بازیگر با نقش به وفور دیده می شود ،در این اجرا رعایت شده و به دلیل توجه به همین ویژگی در این تئاتر، بارها ازطریق بیان ، نور و نوع بازی ، گفته می شود که بازیگران در حال اجرای یک تیاتر و بازسازی گذشته هستند .
برشت معتقد بود استفاده از این تکنیک در تیاتر روایی ، به تاثیرگذاری بیشتر محتوای اثر منجر می شود.

اجرای نمایشی با چنین محتوای تلخی درارتباط با اردوگاه کار اجباری نازی ها ،یقینا انتخاب آسانی نیست اما سکوت نسبت به فجایع تاریخی و جنگ ها نه تنها کارساز نیست بلکه شاید ادامه دهنده راه قداست بخشیدن ناخودآگاه به واژۀ ظلم باشد .
اینکه تاریخ تکرار می شود و هولناکیِ جنایات بشر، عرض و طول بیشتری به خود می گیرد و قربانیان جنگ ها در سرتاسرجهان به شیوه های مختلف،اتاق گازی ازوحشت را تجربه می کنند ، مفهومی نیست که بتوان با سکوت ،سرعتِ قربانی گرفتن آن را کاهش داد .کدام سکوت پایان دهنده رنج بشریت محسوب می شود وقتی بیشتر درد انسان از سخن نگفتن ، نشنیدن و کج فهمی آمده است ؟!

شاید رسالت تیاتر در جایی به اوج خود می رسد که نگفته شده ها را به زیباترین شکل بگوید تا تغییر جهتی در مسیر انسانیت و در جهان بینی حتی یک نفر از تماشاگرانش داشته باشد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود ، تخفیف سه روز اول رو هم نداره حتی یا پلاس و وفاداری؟ :(
دوستان هرچقدر پُر کار تر میشن(اصلا هم اشاره به آقای نادری ندارم ، لطفا هایدم نکنید) گویا هزینه هاشون میره بالاتر و بلیط گرونتر و گریز از تخفیف بیشتر.
۵ ساعت پیش
درود بر شما
جناب جعفریان، پیگیری خواهد شد.
با سپاس
۴ ساعت پیش
درود و سپاس فراوان همیاری جان ممنون از توجه تون :)
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
‌اجرا فوق العاده، فیلم نامه فوق العاده!
کسرا قرائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش مجلس مهتاب کشون i
کارگردان:‌ سیامک دری تا ۱ آبان‌ماه عمارت روبرو
» ویدیویی از نمایش «مهتاب کشون»
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«خورشید کاروان» به پایان رسید | عکس
با تجلیل از بازیگران خردسال اثر
» «خورشید کاروان» به پایان رسید
... دیدن متن »

نمایش «خورشید کاروان» در بیست و نهمین سال اجرای خود، با تجلیل از بازیگران خردسال حاضر در این اثر نمایشی، به کار خود در سالن همایش‌های برج میلاد تهران پایان داد.
نمایش «خورشید کاروان» که توسط مهدی متوسلی و بر اساس نمایشنامه «هیهات» اثر زنده‌یاد ابوباسم حیادار نوشته شده، در بیست و نهمین سال اجرای خود، با کارگردانی محمود فرهنگ از روز چهارشنبه ۱۷ مهر در سالن همایش‌های برج میلاد تهران به صحنه رفت.
«خورشید کاروان» طی ۱۰ اجرای خود پذیرای حدود ۱۰ هزار علاقه‌مند به این اثر مؤسسه فرهنگی فدک بود.
«خورشید کاروان» که با حضور بیش از ۱۲۰ بازیگر و گروه اجرایی تولید و به صحنه رفت، با تجلیل از بازیگران خردسال حاضر در بیست و نهمین سال اجرا، به کار خود پایان داد.
جلیل فرجاد، کرامت رودساز، سیروس همتی، اسدالله بابایی و مهدی امینی از جمله بازیگران این اثر نمایشی بودند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چی میشد یکی از این اجراهای آخر رو ساعت ۱۷ اجرا میرفتید؟
Samira این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند نکته درباره نمایش وقتی کبوترها ناپدید شدند:

۱) در برخی نمایش‌ها، ممکن است کارگردان بنا به دلایلی تصمیم بگیرد از یکی از بازیگران به عنوان راوی داستان استفاده کند. نمونه این شیوه روایی را در نمایش ماه روی آب نوشته محمد یعقوبی به کارگردانی سید علی هاشمی که سال پیش در تئاتر شهر به نمایش درآمد دیده بودم. منتهی در آن نمایش، بازیگر راوی در طول داستان نمایش، نقش اصلی را به عهده نداشت. به نظرم رسید استفاده از بازیگر نقش اول نمایش به عنوان راوی در نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند» به انتقال بار عاطفی داستان لطمه زده است. برای خودِ من چندان قابل‌هضم نبود که فردی را که تا چند لحظه پیش در حال گفت‌وگوی طنازانه با تماشاگران و مرزشکنی بود، در جایگاه بدمن داستان ببینم. به بیان دیگر، شوخی کردن‌های ادگار با تماشاگران و مأمور نازی و مأمور کا گ ب با برخورد ... دیدن ادامه » تهاجمی و خشن‌اش با زنان قصه و با پسرخاله‌اش رولاند برای من جمع‌پذیر نبود و نتوانستم این کاراکتر را باور کنم. شاید بیشتر می‌پسندیدم که جزئیات مربوط به صحنه‌ها به صورت نریشن گفته می‌شد و فاصله منِ تماشاگر با قهرمان داستان حفظ می‌شد تا بتوانم راحت‌تر کنش‌ها و حرف‌های او را باور کنم.

۲) یکی از نمایش‌های خیلی خوبی که قبلاً با موضوع جنگ جهانی دوم دیدم، «حادثه در ویشی» به کارگردانی منیژه محامدی در تالار ایرانشهر است. وقتی این دو نمایش را با هم مقایسه می‌کنم اصلاً احساس نمیکنم فضای نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند» فضای پررعب و وحشت دوران جنگ جهانی دوم در کشورهای اشغال‌شده است که هر آن بیم قتل و کشتار مردم می‌رفت. در نمایش حادثه در ویشی، کارگردان با استفاده از چند ترفند ساده، بار هیجانی را از همان ابتدا به تماشاگر منتقل می‌کرد. مثل اینکه زمانی که در سالن انتظار ایستاده بودیم یکی از بازیگران نمایش که لباس فرم پلیس فرانسه ویشی به تن داشت می‌آمد و روی دستمان مُهر فرانسه ویشی را می‌زد یا وقتی وارد سالن شدیم صدای سخنرانی رعب‌انگیز آدولف هیتلر از بلندگوها پخش می‌شد و باز در طول نمایش از طریق موزیک، افکت‌های صوتی، بازی با نور، اکت بازیگران این تنش به تماشاچی هم منتقل می‌شد. اما در نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند» کمتر چنین تنشی را تجربه کردم و حتی اینطور به نظرم رسید که دوران جنگ خیلی هم به مردم استونی بد نگذشته است در حالی که طبق شواهد تاریخی می‌دانیم چنین نبوده و در آنجا نسل‌کشی اتفاق افتاده است. شاید هم متن نمایش به این صورت اقتضا می‌کرد و از این نظر دست کارگردان بسته بود.

۳) زمان نمایش کوتاه که نیست، بلند هم هست (۹۰ دقیقه) منتهی باز هم به نظرم ریتم نمایش بیش از حد تند است. در طول نمایش بازیگران گاهی داخل دیالوگ‌های هم می‌دویدند یا وسط دیالوگ‌های هم دیالوگ می‌گفتند و انگار عجله‌ای بود که هر چه سریعتر دیالوگ‌ها گفته شود. باز هم نمی‌دانم این اقتضای متن اصلی بود یا کارگردان عمداً چنین شیوه‌ای را انتخاب کرده بود یا چه ولی این شیوه باعث می‌شود تماشاچی فرصت نداشته باشد، با فضای هیجانی آن صحنه درگیر شود و صرفاً منتظر باشد تا پرده بعدی برسد. چنین ضعفی را در نمایش خون به پا می‌شود به کارگردانی مسعود طیبی که امسال در تالار ایرانشهر به نمایش درآمده بود هم شاهد بودم. به نظرم خوب است دراماتورژ و کارگردان اثر به این نکته هم دقت کند که گاهی باید به تماشاگر فرصت بیشتری داد تا بتواند سیر اتفاقات را هضم کند ولو به قیمت اینکه چند صحنه فرعی‌تر حذف شود یا دیالوگها تغییر کنند.

۴) در مورد بازی‌ها انصافاً باید هم به کارگردان و هم به گروه بازیگران تبریک و خسته نباشید گفت. بی‌شک ستارهٔ نمایش، خانم میرعلمی هستند که به خوبی از عهده ایفای نقششان برآمده‌اند. شهروز دل افکار باز هم نقش عاشق دلخسته را به عهده دارد که مشابه این نقش را در نمایش «رؤیای نیمه شب تابستان» و یکی از سریال‌های تلویزیونی اخیرش هم ایفا کرده بود و به نظرم این تیپ خیلی خوب رویش نشسته و بلد است آن را دربیاورد، منتهی بهتر است مراقب باشد در این تیپ باقی نماند. بازی سایر بازیگران هم صیقل خورده و بدون اکت اضافه بود.

۵) از حیث محتوایی، نمایش در درجه اول به این موضوع می‌پردازد که در جنگ جهانی دوم جنایات شوروی سابق دست کمی از جنایات آلمان نازی نداشت. اما از آنجایی که تاریخ را فاتحان می‌نویسند، این موضوع تا حد زیادی از افکار عمومی پنهان ماند. نمایش همچنین نقد بسیار آشکار و به‌جایی به ارزش‌های جامعه پدرسالار دارد که به زن به عنوان دارایی مردان، ابژهٔ جنسی و انسان درجه دوم می‌نگرد. در طول نمایش می‌بینیم زنی به قتل می‌رسد اما دغدغهٔ اصلی مردان داستان این نیست که او مرده بلکه این است که آیا او قبل از مرگش با مرد غریبه‌ای خوابیده بود یا نه. در مورد یودیت می‌بینیم که او به معنای واقعی کلمه قربانی و بازیچهٔ دست مردان نمایش (ادگار، رولاند، هلموت و پروکوف)‌ است. یودیت از دید مردان داستان تا زمانی زن خوبی است که بدنش در تملک آنها باشد و فقط به آنها خدمت کند، اما اینکه این زن نه به عنوان زن بلکه به عنوان انسان چه احساساتی را تجربه می‌کند و چه نیازهایی دارد، کوچکترین اهمیتی برای آن مردان ندارد. البته نمایش نکات دیگری هم داشت که برای من این دو مورد جذاب‌تر به نظر می‌رسید.

در پایان خسته نباشید می‌گویم به گروه نمایش «وقتی کبوترها ناپدید شدند» و امیدوارم به زودی از این گروه نمایشی کارهای‌ قوی‌تر و جذاب‌تری را شاهد باشیم.
امیر مسعود این را خواند
امیرمسعود فدائی و کاملیا عبدالصمد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهمن رضائی
درباره نمایش من i
با همه چیز میشه آدم کشت
حتی با دوست داشتن...!
کار تمیز، اوج و فرودها سرجای خودشون، یک درام رو با چاشنی طنز ریز، خیلی رون و بدون اضافات به نمایش گذاشتین، به نظرم فقط تو صحنه درگیری با داماد خانواده، از دید من، اینجوری به نظر اومد که پسر خانواده وقتی می‌رفت که با یوسف دست به یقه بشه، خودش از صحنه درگیری کنار میومد که یکم تصنعی به چشم میومد.
خسته نباشید.
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش رو دیدم از موضوع لذت بردم ولی متن خیلی خیلی قوی تر از بازی بازیگرها بودمیتونست با بازی خوب لذت بخش تر باشه بازی نیکی مظفری و بهزاد عمرانی خوب بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۴۰ دقیقه ای که نمیدونم چطور گذشت!
از لحظه ی اول کاملا وارد یک جهان دیگه شدم،جایی که زمان توش معنی نداره،مکان میتونه هر جایی باشه،میتونه هر لحظه برای آدم عوض شه و آخرش بشه یه جایی تو بینهایت.
نمایشی که فکر میکنم اگر چندین بار دیگه هم ببینم هزار تا دنیای جدید تو ذهنم ایجاد بشه!

Mehran Hosseini و کسرا قرائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان من چهارشنبه این هفته اول آبان یک عدد بلیط دارم ردیف یک صندلی 9
کسی اگر میخواد بهم پیام بده
معاوضه با روزهای دیگر هم باشه بسیار عالی میشه
زهره مقدم و دایِه* این را خواندند
ردیف ۱ ؟
تا باز شده پریدی تو سانس ؟
۶ ساعت پیش
ولی بنظرم وقت داری با چهارشنبه هفته بعد جابه جا کنی
این نمایشو ردیف یک نبینی بهتره بین سه و چهار عالیه
کنج هم باشه خیلی ایراد نداره
۶ ساعت پیش
عجله ندارم برای دیدنش وقت زیاده
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش ساعت i
دراماتورژ و کارگردان: حمیدرضا هدایتی تا ۳ آبان‌ماه سالن تئاتر حافظ
» ویدیویی از نمایش «ساعت»
۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم یه نمونه تمام و کمال از هنر مفهومی بود، فرم ها عالی و بازی ها مینیمال و دقیق بود، در کل کار دیدنیه، از دست ندید.
Mahbanoo Kianian، Mehran Hosseini و کسرا قرائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود!
melika haghgu، کسرا قرائی و Mehran Hosseini این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی عجیب بود که مخاطب رو وادار به خنده می کردن و بعد کاراکتر اصلی نمایشنامه که اتفاقا نویسنده کار هم هست، بصورت بداهه روو به مخاطب میگه : وقتی به کسی میخندم فقط به خودم میخندم!!! خیلی خیلی عجیب بود برام تا این حد توهین به حریم شخصی تماشاگر
یعنی بدتر از این بود که رو به تماشاگر فریاد بزنن حرّروم زاده؟
۲ ساعت پیش
بشینید حرومزاده ها
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایلیا شمس  
درباره نمایش بداهه i
پیش فروش روزهای جدید نمایش بداهه از امروز (دوشنبه ۲۹ مهرماه) ساعت ۱۴ آغاز می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از نمایش بانو آئویی i
۹ ساعت پیش
محمد عسگری، فرزاد جعفریان، نیلوفر ثانی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من برای امروز دو تا بلیت ردیف 10 صندلی 3 و 4 دارم که نمیتونم برم
اگه کسی مایل بود به این شماره زنگ بزنه یا پیام بده 09302337034
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهرآسا یوسفیان
درباره نمایش بداهه i
با سلام به همه دوستان
کسی هست که دو بلیط برای روز 29 مهرماه روز دوشنبه داشته باشد؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید