تیوال تئاتر
S3 : 01:19:40
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

منتشر شده در روزنامه شرق به تاریخ هجدهم آذرماه نود و هشت

البسه شاه جوان به مثابه امکان گسست تاریخی

نوشته محمدحسن خدایی

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های کتاب «نامیدن تعلیق» که مدعای داشتن «برنامه‌ای پژوهشی برای جامعه‌شناسی تاریخی انتقادی در ایران» را دارد این است که «چگونه می‌توان تاریخ ایران را غیر شرق‌شناسانه نگاشت؟» یک کنشِ تاریخ‌نگارنه که تلاش دارد از دوگانه‌های همیشگی شرق و غرب یا سنت و مدرنیته فراتر رود و مواجهه‌ای انتقادی با روایت‌های تکرارشونده و دیگر کلیشه‌شده شرق‌شناسانه تدارک بیند. از منظر چشم‌اندازی که کتاب نامیدن تعلیق می‌گشاید، اجرایی چون «لباس جدید پادشاه» هم کمابیش در همان فضای شرق‌شناسانه روایت شده و جهان برساخت خویش را مبتنی بر همان تقابل دوگانه سنت و مدرنیته بنا می‌کند. اما با کمی تامل می‌توان به این نکته رسید ... دیدن ادامه » که اجرا در تلاش است با لحنی آیرونیک از این دوگانه‌سازی‌ها فراتر رود و گرفتار کلیشه‌های رایج نشود. روایتی از تاریخ معاصر که در آن یک احمد شاه اقتدارزدایی‌شده مشاهده می‌شود که در سفری دریایی به انگلستان، «قانون منع استعمال البسه خارجی» را که مجلس ملی به تصویب رسانده کنار گذاشته و در نهایت لباسی غربی بر تن می‌کند. البسه‌ای دیپلماتیک که همه چیزش انگلیسی است: پارچه، خیاط و حتی فرم غربی آن. با آنکه روایت «لادن نازی» در مقام کارگردان از متنی که «فرزاد فخری‌‌زاده» نوشته، مبتنی است بر همان تقابل‌های دوتایی اما تلاش برای فراروی از آن دوگانه‌سازی‌ها هم بکار گرفته شده. تاریخی که روایت می‌شود بیش از آنکه مبتنی بر وقایع باشد، جهانی کمابیش ذهنی و سوبژکتیو است. بنابراین شاه جوان گویی سرگردان است میان ملی‌گرایی و یا تجددگرایی. احمدشاه چنان بازنمایی می‌شود که یادآور کتاب «سیمای احمدشاه» به نویسندگی «محمدجواد شیخ‌الاسلامی» باشد: «موقعی که شاه جوان به سنی رسید که می‌بایست وظایف خطیر سلطنت را مستقیما عهده‌دار شود، اکثرا نشانه‌ها و علائم یک فرمانروای بد در او جمع و جلوه‌گر بود: ترسو بود، دودل بود، قادر به گرفتن تصمیمات قاطع نبود، برای مواجهه با اشکالات اراده قوی نداشت، اطرافیان را به دیده سوءظن می‌نگریست، خسیس بود، مال‌اندوزی را تا حد جنون دوست می‌داشت، رشوه می‌گرفت و از عیش و نوش غفلت نداشت. اما در مقالا محسناتی هم داشت که در راس آن‌ها از ادب، نزاکت جبلی، فروتنی و مهربانی بی‌آلایشش می‌توان نام برد.» اینجا هم با پادشاهی مذبذب روبرو هستیم که ترکیب متناقض‌نمایی از خصائل عام بشری است. فیگوری دلزده از تخت شاهی و هراسان از مواجهه با مظاهر زندگی غربی. نمونه‌ای از پادشاهان بدون قدرت که برآمدن سرمایه‌داری جهانی، پایان محتوم آنان را رقم زده بود.
لادن نازی را به استناد فرمی که در اجراهایش بکار می‌بندد، می‌توان یک کارگردان با رویکردی پسامدرنیستی دانست. چه آن زمان که با نوعی التقاط‌گرایی خلاقانه تلاش دارد شیوه‌های اجرایی مختلف را کنار هم قرار داده و فرم اجرایی تازه‌ای را تجربه کند، چه آن زمان که کلان‌روایت تاریخی را با شوخ‌طبعی و بازیگوشی، از ریخت می‌اندازد و جهان برساخت خویش را می‌سازد. در اجرای نمایش «شاهکار» که مربوط بود به جمالزاده، این التقاط‌گرایی در شکل افراطی‌ بکار گرفته می‌شد و با امکانات محدود گروه اجرایی، گاه دچار بدفهمی برای تماشاگران می‌شد. ایده‌هایی که بداعت و غرابت آنان به سخت‌افزاری تمام و کمال احتیاج داشت و در اجرا به فرجامی روشن نمی‌رسید. اما در نمایش لباس جدید پادشاه، با جهانی کمینه‌گرایانه‌ مواجه هستیم که کنار هم قرار گرفتن فرم‌های مختلف اجرایی، از قضا مستوجب خلق جهانی خودبسنده و انتقادی شده است. فی‌المثل حضور عروسک‌ها بر صحنه در کنار فضای رئالیستی، یا سخن گفتن آدم‌های نقش بسته در قاب تصویری که آویزان از دیوار است و یا حتی پخش ویدئوهایی از احمدشاه که در مواجهه با ملکه انگلستان کنشی برخلاف گفتار راوی انجام می‌دهد، نشان از بکاربستن خلاقانه شیوه‌های مختلف اجرایی است. حال با جهانی سوررئال و سوبژکتیو روبرو هستیم که معطوف است به ذهنیت در حال فروپاشی پادشاه جوان که به خوبی بحران هویت سوژه ایرانی را بازنمایی می‌کند. دیگر خبری از ظهور قبله عالم‌ نیست و پاره شدن غیرمنتظره البسه ایرانی شاه می‌تواند به فاجعه ختم شود.
اجرا از زبان رسمی مرکززدایی می‌کند. گویی زبان فارسی در پایان عصر قاجار ناتوان است در فهم منطق جهان جدید. شخصیت‌ها گاه به ترکی حرف می‌زنند، گاه انگلیسی و فرانسه. زبان هم التقاطی است و نشانی هوشمندانه از تفوق زبان انگلیسی که همان زبان سرمایه‌داری است. همچنانکه البسه و حتی رفتار آدم‌ها در حال غربی شدن است. در نهایت بازنمایی سیمای احمدشاه قاجار، با نوعی تسلسل به پایان می‌رسد که در آن پادشاه خلع‌شده بر یک صندلی نشسته و ابژه تماشای توریست‌های مشتاق شده. تبدیل شدن بدن شاه به یک شیء فرهنگی و تاریخی، مبتنی بر منطق سود و مبادله.
بهرام این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از خیلی چیزها میترسم : سگ، اسب، اسلحه ی گرم ،دریا ،طوفان و رعد و برق، جاده های روستایی در شب ....و از چه چیزهایی نمیترسم : تنها بودن، به خاطر دیگری عقب رانده شدن ، یا رها کردنِ آنچه باید رها شود ..... و از اشتباه کردن هم نمیترسم حتی اگر بزرگ باشد و یک عمر طول بکشد و شاید تا ابد ادامه پیدا کند



چهره ی مرد هنرمند در جوانی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام مقیمی
درباره نمایش ماسک i
سلام
۹۰ دقیقه طول نمایش، با ۲۰ دقیقه تاخیر در شروع، ۱۰ دقیقه پس از شروع همچنان پذیرش تماشاگر، دو عکاس یکی متحرک، تماشاگرانی فقط برای دیدن بازیگر محترممان خانم لیلا بلوکات، بعضی شوخیهای سطحی، زحمت بسیار همه عوامل همگی برای نمایش رنج مقدس بازیگر. دلچسب نبود. سلیقه است دیگر.
چه حیف :(
۲۸ دقیقه پیش
خدایا شکرت که حداقل این یکی حذف شد..
۲۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر چه مولا سر منبر میگوید در بازار اینها به جهت ابتیاع یافت میشود
(منظورش بازار انگلیسیها بود ) خخخخ
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه تجربه ی دیگه از نمایش...
چی دیدم؟ نمی دونم!
چیزی فهمیدم؟ نمی دونم!
لذت بردم؟ آری

به نظرم مخلوطی از جادوگر شهر اوز، ضحاک مار دوش و چند تا داستان دیگه یا شایدم هیچ کدوم.
شاید می خواست احساسات یک زن رو اگزجره کنه یا علاقه ی مرد به خانواده رو. حقیقتا چیزی دستگیرم نشد.

جزو کارهایی بود که باید دل به کارگردان می سپردم و پیش قضاوت نمی کردم کار رو و البته که مایوس هم نشدم.

اواها رو دوست داشتم. فرم ها رو هم...

دومین باری بود که تو تماشاخانه سپند نمایش شروع(اینترو) داشت و یکباره داستان شروع نمی شد. این کار جذابیه که تماشاچی کم کم با فضای نمایش اخت میشه.

چرا این روزها اینقدر آدم خواری توی نمایش ها زیاد شده؟! البته تو این نمایش فقط حرفش زده شد.
سپهر، نیلوفر ثانی، امیرمسعود فدائی و Negin Fooladi این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
کورسوی امیدی دمید :)))
۱ ساعت پیش
از طرف شما دیگه :)).. یعنی چیزهای خوبی هم قابل رد یابی ست دراین تاتر.. متاسفانه دوستان دیگه چندان راضی نبودند..
۵۶ دقیقه پیش
چه خوب :))
اره، چیزهای خوبی برای توجه و لذت بردن داشت کار. یکم باید حوصله کرد. چون اجرا خیلی لبه ی تیغ جلو میره و اگر تماشاچی حواسش نباشه، میلغزه و بی نصیب می مونه از لذت
۵۳ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در پس بازی حیرت انگیز بازیگران، صدای موسیقی این کار بر زیبایی آن می افزود، حس خوبی در مدت اجرا برای ما ساختید. عالی بود، ایده ی خلاقانه و بسیار جذابی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش اختراع والس i
#موقت

مرسی بابت تخفیف سی درصدی.. همین که به جای صد در صد،هفتاد درصد پولم تباه شد،هم راضی ام..

چی بود واقعا؟!
انقدر بد بود!
۱ ساعت پیش
اااا، ای بابا نیلوفر جان، صدای اون عزیز رو نشنیدی پس. حیف!!! فین می‌کرد، از عمقِ وجود! و در تمام طول اجرا :)))))

در مورد اجرا هم حقیقتش موافقم باهات. منم تا وسطای اجرا حال بهتری داشتم و وسط به بعد هی فکر کردم خوب که چی؟ ولی در کل حس کردم شلختگیِ اجرا و به هم ... دیدن ادامه » ریختگیش باعث شده که یه چیزایی این وسط گم بشه. نمی‌دونم مشکل از متن بود، یا از کارگردانی، یا جفتش. ولی ایده و چیزهایی داشت که به نظرم بد نیومد. (البته من برای حفظ روحیه خودمم که شده، توی هر اجرایی سعی می‌کنم یه چیزایی پیدا کنم برای دوست داشتن ؛) )
۱۳ دقیقه پیش
دمش گرم.. بعضی ها خیلی خوبن..دایورتِ دایورت..دیگران رو به هیچ حساب میکنن..

بیچاره روحیه طفلکی من..هیچ وقت بهش اهمیت نمیدم:(
۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی برای نمایش آن دیگری
امشب، به تماشای این نمایش نشستم. گویا باید به 30- 20 دقیقه تأخیر در شروع اجرا عادت کنیم. از تأخیر در شروع نمایش که بگذریم، شاهد بازی های قوی و درخشانی بودیم که به اعتقاد بنده، نقطه عطف نمایش بود؛ به هنرمندی خانم صمدی که عادت داشتیم و به نظرم در آینده از خانم هزاوه بیشتر خواهیم شنید. موضوع تنهایی، اگر نگوییم که درد مشترک همه در جامعه است، قطع به یقین برای اکثریت موضوعی ملموس است. در انتها، شاید این ایراد بر من باشد که مفهوم بخش هایی از نمایش را درک نکردم، اما از تمام اعضای گروه و همه عواملی که برای این اجرا زحمت کشیدند، سپاسگزارم.
"تنهایی چیز مقدسی نیست"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز جمعه با خواهرزاده 5 ساله ام به تماشای این دو نمایش نشستیم و بسی لذت بردیم :)
نظر ما دو نفر خلاف نظر اکثریت افراد در تیوال بود: نمایش دوم بسیار جذاب تر از اولی بود. نمایش اول اشاراتی داشت که قطعا برای کودکان نامفهوم بود. بعضی اوقات جملات اونقد تند و نامفهوم گفته میشد که اصلا متوجه نمی شدیم. اما! عروسکهای هر دو نمایش فوق العاده جذاب طراحی و درست شده بودند. صحنه آرایی بخصوص در نمایش دوم، عااااالی بود. اداها و صداهایی که "کوچولو" از خودش در می آورد بسیار به جا و بی نهایت با نمک بودن.
اگر فرصت بشه به احتمال زیاد حداقل برای دیدن نمایش دوم، دوباره خواهیم رفت :)
آفرین به دست اندرکاران و یک تشکر خیلی ویژه از بهار خانم عزیز که باعث و بانی خیر شدند :)
حتما به دیدن این نمایشها بروید :)
قربونتون برم فریبا خانم گل❤️ خیلی خوشحال شدم از دیدارتون :)
۱ ساعت پیش
به همچنین بهار جان نازنین ❤️
۳۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Amir Parsa
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
امشب این کارو دیدم مشخص بود خیلی کار شده بود با زحمت بسیار ولی با احترام اگرمیتوانستم بسرعت از سالن خارح میشدم ولی ماندم تا دلیل این همه تعریف و تمجیدرومتوجه بشم ولی به نتیجه ای نرسیدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "پینوکیو" دو اجرایی شد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای روز سه شنبه بیست و ششم آذر قید نشده روز پایانی.
سه شنبه روز آخر اجراست یا نمایش تمدیدش برای روزهای دیگه ایی هم هست؟!
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مثل آبی که روی زمین میریزد، فراموشکاریم ...
اینبار برمیگردم. سردرد دارم. موافق عکس روی دیوار نبودم. برای همیشه است ؛ جهت گیری را دوست ندارم، نیازی به آن عکس نبود. ما در پادگان، در زندگی؛ چه فرقی میکند .. واقعی بود. واقعی هست. در آخر دنیا .. برمیگردم ...
سعی کن فراموش کنی.
مثل آبی که روی زمین میریزد ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون هیچ اطلاعاتی و توی تصویر دم یک تمساح مشخص هست! همین مونده دوستان دست به کاری شگرف بزنن و یک تمساح در یک متری شما مشغول ایفای نقش بشه!!! من که ترجیح میدم صبر کنم ببینم بازخوردها چیه و قضیه از چه قراره.
اگر مساواتیسم داشتی مثل من صبر نمیکردی :))))
۳ ساعت پیش
با این حساب که می فرمایید، اول باید ببینید کسی از سالن زنده بیرون میاد یا نه، بعد پیگیر بازخورد بشید. ؛)))
۲ ساعت پیش
کارگردان خود شیفته
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همین که اسم عوامل رو نزدن، چه ترفند تیزهوشانه ای انجام دادن برای پروپاگاند کردن و بهره برداری تبلیغی. احتمالا حدس میزدن که این همه بحث راه بیفته. البته میتونه از غرور کاذب کارگردان هم باشه، اما به نظرم تصمیم خودخواسته و آگاهانه ای بوده برای پر سر و صدا شدن. که البته معلومه جواب هم داده.
تو صفحه اینستاگرام خودشون معرفی کردند :|
۴ ساعت پیش
هم تبلیغه هم ضدتبلیغ!
خودشیفتگی کارگردان هم از این کارشون مشخص شد( شایدم تبلیغاتی بوده و قصدی پشتش نبوده) و هم از تعیین قیمت نامتعارف!
برای من یکی که اصلا بازخورد خوبی نداشت..
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین رحمانی
درباره نمایش ولپُن i
استقبال تماشاگران از اجرای شب اول نمایش "ولپن" اثر "بن جانسن" به کارگردانی "مهدی کوشکی" در تئاتر مستقل تهران .
روی لینک زیر کلیک کنید و ویدیو رو در آپارات ببینید.
https://www.aparat.com/v/4Kcpa
میشا آشتیانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد شمالی
درباره نمایش سکوت سفید i
در روزهایی که شاهد فتح قله های رفیع خودستایی توسط بعضی از هنرمندان این عرصه هستیم که احتمالا نشسته در جمع دوستان این فرضیه را مطرح می کنند که آیا صرف اعلام نام خود به تنهایی می توان بلیط های نمایش را پیش فروش نمود یا خیر و مجددا احتمالا با گرفتن جواب چرا که نه، فرضیه خود را با حضور حداکثری ما شیفتگان تئاتر با یک تیر و دو نشان - فروش و تبلیغ هم زمان با به راه افتادن بحث های متمادی در تایید یا نکوهش این حرکت مثلا آوانگارد - به اثبات می رسانند.
اما در این هیاهو و فارغ از هر نوع نگاه یا طرز فکری، حمایت نکردن شایسته از هنرمندانی مانند کوروش سلیمانی را اگر ظلم به تئاتر ننانیم، حداقل کم لطفی بزرگی است .. کارگردانی محترم که با همراهی گروه کاربلد و انتخاب متن مناسب، همیشه سعی و تلاشش بر این بوده که نمایشی را به صحنه بیاورد که با مخاطب خود حرف داشته باشد و نمایانگر ... دیدن ادامه » مسئله های انسانی و اجتماعی باشد که انسان امروزی با انها دست به گریبان است.
پ.ن. کسانی که حتی یک نمایش از کوروش سلیمانی را به تماشا نشسته اند به طور حتم با من هم نظرند که احترام به مخاطب بارز ترین وجه در نمایش هایش است .. از کامل بودن اطلاعات برگه نمایش و ارائه تخفیف روی بلیط گرفته تا احترام و ارزشی که با حضور خود در هنگام ورود و خروج تماشاگر به سالن و جواب دادن به نظرات به مخاطب می گذارد .. به طور خاص در روزهایی که به خاطر قطعی اینترنت امکان تبلیغ در شبکه های مجازی وجود نداشت شاهد این بودیم که متواضعانه از هیچ تلاشی برای دعوت به تماشای تئاتر دریغ نکرد، دیشب در پایان نمایش خستگی به وضوح از صدایش مشخص بود و صحبت خودش را با دعوت به نوشتن و معرفی این نمایش با بغض تمام کرد .. ما به عنوان مخاطبین تئاتر اگر از این گله مندیم که بی فرهنگی در تئاتر ما در حال رواج است و با ورود سلبریتی ها به این وادی شاهد گرانی روزافزون بلیط و تبدیل شدن این هنر به صنعت و تجارت هستیم .. اگر باهم یک نظریم که با ادامه این روند به زودی مخاطبان واقعی تئاتر از این هنر محروم خواهند شد این رو بدونیم که ما چه دوست داشته باشیم چه نه تئاتر تجاری مسیر خودش رو ادامه میده همچنان که اسپیناس پالاس ها به سولد اوت شدن ادامه خواهند داد ولی فقط با حمایت هرچه بیشتر ما از هنرمندانی از این دست که شعله کم جان بدنه این تئاتر روشن باقی خواهد ماند.

جناب شمالی
سلبریتی ها هم بسیار مفیدند...
آناهیتا اقبال نژاد، رضا بهبودی، محمد رضا علی اکبری،
حمیدرضا آذرنگ، رویا میر علمی ، مهتاب نصیر پور و....
و در گذشته سیامک صفری و محمد حسن معجونی...
کسانی هستند که مرا برای دیدن تحریک می کنند..
به نظرم بحث سلبریتی بودن یا نبودن نیست...
بحث هیاهو و دیده شدن هست..
فرض کنیم امروز بگوییم تئاتر تجاری ممنوع..
سکوت ... دیدن ادامه » سفید، شیهیدن، من و... استقبال می شود..
خیر..
مخاطب تئاتر ، دنبال تئاتر مورد علاقه اش هست..
۷ ساعت پیش
جناب کیانی سلام بر شما و ممنون که در بحث ها با نظرات قابل تامل تان همراهی می کنید ...
۲ ساعت پیش
کوروش سلیمانی عزیز..
لطف دارید شما...
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقریباً هر دو طرف این بحث یه جورایی حق دارن!!
هم اونایی که میگن بابا مساواته دیگه، مگه تا حالا کار بد ازش دیدی، بخر بلیتو بره...
هم اونایی که میگن مساواته که باشه، این عدم درج نام عوامل کار هم بی‌حرمتی به اونهاست، هم حق منِ تماشاگری رو ضایع می‌کنه که دلم می‌خواد بدونم چه کسانی در تولید این اثر نقش داشتن...
و من تقریباً با هر دو طرف موافقم ؛))
حق و حق طلبی به دومی نزدیکتره :)
و حقیقت جویی رسالت هنره بالاخره دیگه
پس شما هم به گروه دوم ملحق شو باشد که متحد شویم :)
۷ ساعت پیش
عالی هستی :))
۴ ساعت پیش
میترا خانم من یه تماشاچی معمولی هستم گاهی وقتها علاقه و سلیقه‌ام اجازه نمیده خیلی هم حق‌طلب باشم!! راست صداقتش اوضاع رو هم چندان روشن نمی‌بینم، در تمام زمینه‌ها!! تئاترمون هم یکیش!! حق و حق‌طلبی برای من که پا از گلیم فراتر گذاشتنه!! فعلاً هم به خاطر پول ... دیدن ادامه » بلیتشه که نمیرم!! اگه ردیف یک که من می‌تونم بشینم هم یه دونه بلیت ۳۵ تومنی می‌دادن با کله رفته بودم!! برای انقلاب و رفرم روی من خیلی روی من حساب نکنید:)))

علی جان راستش حرفت رو قبول دارم ولی مساواته دیگه چه کنیم؟! :)) من خودم از مساوات یه کار مزخرف دیدم به اسم غورباقاف!! افتضاح بود واقعاً!! ولی شاهکار هم کم نداشته!!

زهره جان امیدوارم انقدر خوب باشه که هممون تا مدت‌ها ازش یاد کنیم مثل پیپ، مثل بی‌پدر، مثل باقی کارای مساوات!!

میثم جانم⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید



:::: شمعدونیا دق می‌کنن؟ ::::

رفقای گرامی، هم تیوالی‌های ارجمند، تئاتردوستان نازنین
لطفا چشم‌تون به تیوال خشک نشه، هی صفحه رو رفرش نکنید، من قصد ندارم مطلبی در رد یا تایید شیوه بلیت‌فروشی این نمایش منتشر کنم. این‌قدر به تیوال زنگ نزنید که پس چی شد نظر بولو؟ هی پیامک نفرستید برام که الان تو این برزخ پرالتهاب چه کنیم؟ مدام ازم نخواهید که اطلاعیه رسمی بدم.

از خدا که پنهون نیست؛ از شما چه پنهون، گذاشتمش دم کوزه و به‌زودی آبش رو خواهم خورد... بله، "نظر"م رو می‌گم... باشه، باشه... اولش بسم‌الله می‌گم.... چشم، آروم می‌خورم یه وقت خفه نشم... اونم قبول، به گل گلدون هم یه مقدار می‌دم ازش... نه، شمعدونی نیس... نه، نه، طفلک آزالیا که به خاطر آب اون‌یکی کوزه خشک شد...
بین خودمون می‌مونه؟ خرزهره‌س...


ψψ از پاسخ دادن به کامنت‌های احتمالی معذورم. ... دیدن ادامه » ψψ
از تیوال تا مستقل پرانتز :)))))))))))))))))))))
۶ ساعت پیش
:)))
۲ ساعت پیش
رضا،جواب من و مریم ،همون همیشگی
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوس دارم این نمایشو ببینم ولی با ۲۰ درصد تخفیفی که گذاشتن بازم قیمت نمایش غیرمنطقی زیاده.