تیوال تئاتر
S3 : 04:55:08
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

محسن مظاهری
درباره نمایش است i
نظر نمیدهم، نقد هم نمى کنم؛ این ها اساس زندگى و کار من نیست.
جو گیر هم نمى شوم، معمولن!
اما "است" درگیر مى کند...



پرنیا شمس، شهاب رحمانى عزیز و گروه پرانرژى و تلاش گر نمایش "است"؛
دمتون گرم.
همین قدر جسور، خلاق، آهسته، پرشور و با انرژى پیش برید.



پ.ن: دسته بندى رو همین جورى انتخاب کردم.
رضا بولو، محسن جوانی، حمیدرضا مرادی و سپهر این را خواندند
نیلوفر ثانی و حمید خورشیدی این را دوست دارند
البته نقد به قصد رشد یکی از ارکان زندگی ست ... اگر فلسفه و تفکر انتقادی ایجاد نمی شد الان وضع انسان همان ادامه سیستم برده داری بود :)
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
NetHunter
درباره نمایش فرشته تاریخ i
با اینکه سه ساعت ذهن آدم رو درگیر میکنه و میشه گفت برای اهالی فلسفه بود ولی من احساس خستگی نکردم. البته بعضی وقت ها در مورد یک موضوع صحبت میشد، گویی سر رشته اون موضوع رو رها میکردند و سراغ یه موضوع دیگه میرفتند که به نظرم جالب نیست، واژه ی ملّاح اگه اشتباه نکنم عربی باشه و من تا وقتی که نگفت ماهی گیر، متوجه نشدم ملّاح یعنی چی؟ راستش خیال میکردم یعنی جادوگر!!! طراحی صحنه و نور هم عالی بود و بازی بنیامین حرف نداشت...
ضمناً اولین باری بود که به سالن چارسو میرفتم، خیلی عالی و یخورده گرم بود! و شاید علت بیرون رفتن برخی تماشاگران همین گرما باشه...
در کل راضی بودم
یا خدا سه ساعت
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش هوس و هفت دقیقه i
اسم این نمایش به دلیل تمجیدهای سطحی و ستارگان سینماییش بد در رفته و الفاظ نازیبایی هم که در متن هست بهش اضافه کنید و دو صحنه قر کمر و دو بیت از ساسی مانکن و محسن و چاووشی و و و که در نهایت میشه یک تاتر بی ارزش و سفارشی و فلان ..
که باید بگم نه اینجوریام نبود.
کاااش مواردی که جسارتا اسم بردم نبود یا کمتر می‌بود اما این نمایش چیزی نبود که به ابتذال رسیده باشه.
بله بخش رقصیدن با اهنگ دامبولی اول نمایش کاملا با هدف سرحال اوردن تماشاگره و هیچ ارزش هنری ای نداره،
پخش موسیقی باکلام! موقع رد و بدل شدن دیالوگ های عاشقانه!! (اخه مگه هندیه؟!!!) جهت غلیان احساسات تماشاگر سینما پسندیه که به دنبال اسامی به سالن تاتر اومده و هیچ لزوم و جنبه هنری ای نداره،
الفاظ به کار رفته در دیالوگ های فرزاد حسنی جهت خنده گرفتن و ایرانیزه کردن متن و نشون دادن روشنفکری! و جسارت فرزاده ... دیدن ادامه » و در این حد لزومی نداره،
و.و.و
اما باید بگم بازی های خیلی خوب
و کار تمیز و جمع و جور با تکنیک های کمتر استفاده شده،
و در یک کلام " یک بر اساس اتوبوسی به نام هوس" خوبی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مجید خانلری مقدم
درباره نمایش است i
آنطور که به نظر میرسد، سوژه اصلی نمایش، نگاه ناظر کنترل گر است. نگاهی که علاوه بر کنترل جز به جز رفتار افراد تحت نظر، پس از مدتی با طرح برخی مسائل، افراد را به بکدیگر بدبین، و در پی آن جامعه را دوپاره یا چندپاره میکند. و در نهایت افراد را به جان یکدیگر می‌اندازد و جامعه - به معنای یک تشکل یک دست و متحد - را از هم میپاشاند. تا جایی که روابط نزدیک دونفر - شاید عاشقانه- را هم تحت تاثیر خود قرار داده و باعث میشود افراد برای عدم قرارگرفتن در معرض تنبیه ناظر(حاکم و...)، علیه یکدیگر باشند و قید پیوند ها را بزنند.
نمایش را میشود به نوعی تفسیر کلام "تفرقه بیانداز و حکومت کن " دانست.
سوای از این برداشت نیز، میشود نمایش را نقدی بر سیستم آموزشی تمامیت خواه و متملق پرور نیز دانست.
اما مهمترین اشکال متن را میتوان عدم وجود نتیجه گیری دقیق، و همچنین عدم وجود یک ... دیدن ادامه » کنش دراماتیک یا به نوعی ضربه نهایی دانست. در حقیقت، نویسنده، شرایطی که اینگونه نگاه پیش می‌آورد را روبروی تماشاگر میگذارد، اما تنها به همین بسنده کرده، و از این نیز جلوتر نمیرود. در اصل نمایش هیچ احساسی را در تماشاگر برنمی‌انگیزد. و تماشاگر از ابتدا تا پایان اثری، حس و حالی یکنواخت دارد.
در بخش اجرایی، اما مهمترین اشکال کار، طراحی دکور و میزانسن کار است. طوری که تماشاگر در بیش از نود و پنج درصد زمان نمایش، بازیگران را نیم رخ میبیند. ( و در جاهایی از سالن، تماشاگر فقط پشت سر بازیگران را میبیند).
از نکات مثبت این نمایش، میشود به بازی یک دست بازیگران و طراحی صحنه موجز و ریتم مناسب اشاره کرد.
نیلوفر ثانی این را خواند
رضا بولو، محسن جوانی و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول که نمایش شروع شد زیاد باهاش ارتباط برقرار نکردم و حتى تصور کردم احتمالا تا آخر اجرا توى سالن نمونم ولى از یه نقطه اى به بعد احساس کردم نمایش روند صعودى داره و هرچى میگذره بهتر و بهتر میشه و تا آخر کار متوجه گذر زمان نشدم.
بازى ها خوب بود و واقعاً کارى بود که مخاطب احساس میکرد بهش احترام گذاشته شده.
و کل ٣ساعت شما نمایش میبینید، بدون هیچ تایم استراحتى که شاید براى تماشاچى سخت باشه ولى مطمئناً براى گروه اجرایى به مراتب خیلى نفس گیر تر از تماشاچى هست.
رد پاى علیرضا کی‌منش در گروه حرکت به خوبى قابل لمس بود.
همه چیز خوب بود که به نظرم به هنر و توانایى کارگردان بر میگرده که بتونه از یک نمایشنامه ى سنگین فلسفى براى مخاطب جاذبه ایجاد کنه اونقدر که ١٨٠ دقیقه رو صندلى بشینه.
پ.ن: من خودم قبل از دیدن نمایش این مطلب رو مطالعه کردم و به نظرم مطلب بدى نبود. ... دیدن ادامه » لینکش رو براى کسانى که دوست دارند مطالعه اى قبل از دیدن نمایش داشته باشن میذارم.
http://mindmotor.biz/Mind/?p=3232
رضا بولو این را خواند
NetHunter، محسن جوانی و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
NetHunter
درباره نمایش هوس و هفت دقیقه i
مبتذل مال یه دقیقه اش هست!!! ذائقه مردم عوض شده باشه ذائقه اهالی هنر هم باید عوض بشه؟! بیچاره اسم تتلو بد در رفته وگرنه هنرمند قابلیه!!!
مهدی (آرش) رزمجو، رضا بولو و محسن جوانی این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدای نمایش تصور کردم با اجرایی عشق جنایی مواجهم که بازی لوسی دارند اما بعد از بازگشت سگهای انباری از میدان نبرد بسیار جذاب شد. اشارات سیاسی کار بسیار خوب بود و مدام مرا به یاد آن میانداخت که هنرمند مسئول و دغدغه مند است و باید درد اجتماع خود را بفهمد و بازتاب دهد. این اتفاق در این اثر با انتخاب هوشمندانه کاراکتر نارنجی و دیالوگهای جذابش اتفاق افتاد. نمک کل کار بر گردن محسن جعفری بود. ارتباط گرفتن بازیگران با مخاطبان در جایگاه خدا..طنز تلخی رو به نمایش میزاشت...کاری که از طرفی ابزود بود...
هم خندیدم هم از تلنگر سیاسی اجتماعی اثر رنج کشیدم
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش کرونوس i
در معرفی سبک این نمایش دو ژانر معمایی و جنایی نوشته شده. ایراد کار به نظرم همینجاست.
برای بار دوم به تماشای این نمایش نشستم و مشخصا اجرا نسبت به شب سوم خیلی بهتر شده.
این نمایش معما نداره. فقط یک داستان رو تعریف میکنه و جلو میره.
معما و جنایت و گره و پیچی در کار نیست که از مخاطب کار بکشه و عرقش و دربیاره.
اما داستان جالبیه و میشه بهش گوش کرد.
این نمایش به قدری دارای رنگ و لعاب و بزن و بکوبه که شبیه اپیزود پایلوت یک سریال خیلی جذاب دیده میشه. اما متاسفانه بعضی سریال ها بر خلاف این اپیزود اول خوب درنمیان و مخاطبشون ریزش میکنه.
مشکل این نمایش هم همین مورد و نداشتن سوال در ادامه متنشه.
دنیای اخرالزمانی برای کار شدن در سینما مدت هاست که طرفداران زیادی داره، و در تاتر اقای صفری گرچه کارگردانی خوبی رو به نمایش گذاشتند اما متن نوشته شده شون با وجود همه ... دیدن ادامه » المان ها و قرینه بودن نسبی اتفاقات بنظر سمبل شده و هول هولکی منعقد شده و حتی در پایان به "جمع کردن" همه چیز در یک صحنه اکتفا میکنه، در حالیکه اتفاقات یک سوم پایانی میتونست از ابتدا و با پرداخت بیشتر و ریزبینانه تر انجام بشه.
همچنان کار دارای مفاهیم جالب و ثمره کار تیمی خیلی خوبی هست و تخفیف های مناسبی هم داره که فکر میکنم تجربه دیدنش ارزشمند و مخصوصا برای نوجوانان جذاب باشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش رو امشب دیدم و با سلیقه من کاملا جور بود و من دوست داشتم و طراحى صحنه هم بینظیر بود و براى عوض کردن صحنه هم بیشتر تئاتر ها نور کم میشه و افراد میان و صحنه رو راست و ریس میکنن ولى اینجا موسیقى بود که فوق العاده بود.
بازى آقاى مولویان و خانم درگاهى هم عالى بود
از همه بهتر موقعی بود که نور سالن کم میشه و فقط نور لامب یخچال تو صحنه است اونجا واقعا خلاقانه بود.
آقاى خطیبى در کل نمایش عالى و بى نقصى بود
اول نمایش ریتم کند و خسته کننده داره اما به به تدریج قضیه فرق میکنه طراحی صحنه ناب
انتخاب این اثر برای اجرا در شرایط کنونی جامعه بسیار هوشمندانه است. و این دغدغه مندی اقای ثروتی قابل تحسینه. تا جاییه که مابه ازاشو در جامع میبینیم و من برای رنج تک تکشون و خصوصا روسپی اشک ریختم
نمایش نشان می دهد رنج بردن یا مکافات الزاما نیازی به جنایت عینی ندارد. فقر، ثروت، مذهب، بی مذهبی، قانون و ... همه یا مولد رنج هستند یا توجیه کننده مکافات. 
بازی درخشان بابک حمیدیان واقعا تحسین کردنی بود
کیف کردم با این کار
دکور سه طبقه نمایش لایه لایه رنجو به ما نشون میده، طراحی صحنه‌ی هوشمندانه مثل نظریه های نشانه شناختی روانشناسی، با کمک موسیقی لحظات پرتنش نمایش رو با شدت هرچه تمامتر بر وجود مخاطب می‌کوبه و درست کار می‌کنه.
من برای بالکن سوم بلیط گرفته بودم ابتدا ... دیدن ادامه » بالکن دوم نشستم چون خلوت بود مسئول خانم سالن به محض شروع نمایش تذکر داد کهبه جایگله خودت برو گوشی رو جا گذاشتم کلی استرس کشیدم تا اینکه مسئول محترمی به نام اقای قمری کمکم کردند گوشی را یافتم و مرا به دلیل خلوتی سالن به همکف ردیف 7 فرستادند و رنج را تقلیل دادند.
بیان اقای پسیانی خط دار شده بود به نظرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من فرمِ اجراییِ جذاب و خوب این نمایش به علت کارگردانی صحیح موجب نشده بود که، این فرم از قصه پیشی بگیرد بلکه در راستای قصه قرار داشت وموجب شد که با قصه ی نمایش پیش برم و از دیدن نمایش لذت ببرم. این حجم توانایی و تسلط بر بدن و بیان در بازیگران این نمایش بسیار ستودنی است.
خسته نباشید می گم به همه ی عوامل این نمایش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرتضی سوری
درباره نمایش فرشته تاریخ i
متوجه نشدم مدت زمان نمایش چجوری گذشت و اصلا حوصله سر بر نبود
از بازی میلاد رحیمی خیلی لذت بردم
آنتراکم که نداشت
صندلیای سالن هم بد نبودن
فقط پیشنهاد می‌کنم قبل از شروع اجرا به اندازه کافی مواد خوراکی استفاده کنین که مث من از اواسط نمایش به صورت همزمان توو کنسرت قار و قور شکمتون حاضر نباشین

از استعمال حشیش هم اکیدا خودداری کنین !
حشیش از چه جهت؟؟ :)))
۴ ساعت پیش
خب، از گل گرونتره و ضررش هم بفهمی نفهمی بیشتره :))
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش اتاق ورونیکا i
آیرا لوین رو همه مون با شاهکار رومن پولانسکی در اقتباس بچه رزماری می شناسیم. نمایشنامه نویس و نویسنده فقیدی که ترس رو از دنیای دراکولا و اجنه به دنیای واقعی آدمها وارد کرد....
به همه نشون داد موجودی که ترسناکه نه نامرئیه و نه دندونهای بزرگی داره...‌ اون قابل لمسه ... اون برای ارضای خودش ( خواه ارضای جنسی مثل پسر حرومزاده ورونیکا و خواه ارضای روحی مثل ورونیکا و خواه ارضای غرور و خود خواهی مثل پدر و مادر ورونیکا ) آدم می کشه و حتی ناراحت هم نمیشه و بعدش اگر گریه می کنه و درد بکشه نه برای قتل انجام شده است که برای تمایل به قتل بعدیه.....
لوین نشون میده آدمیزاد می تونه تا کجاها پیش بره.....

نمایش ورونیکا کاری پیچیده و چند لایه اس که منا رمضانی به خوبی از پسش بر اومده و بازی های استثنائی رامونا شاه که ورونیکایی رو به ما نشون میده که نمی دونیم ازش متنفر باشیم ... دیدن ادامه » یا همزاد پنداری کنیم باهاش.... نمی دونیم اون قربانی می گیره یا خودش قربانی شده.... و حمید رحیمی که کنرادی رو بازی می کنه که دلت براش می سوزه ولی ازش می ترسی....‌ خانم‌موسوی و افشین حسنلو هم که بهترین بودند....
بازی ها و داستان اونقدر جذابه که کمبودها در طول اجرا حس نمیشه ولی بعدش که بهش فکر می کنی می بینی واقعا جای بعضی چیزها خالیه....
من چون قبلش نظر محمد جان لهاک رو خونده بودم درباره موسیقی و نور؛ بهش دقت کردم و دیدم نمایشنامه ای با این حجم تعلیق واقعا جای نور و موسیقی چقدر توش خالیه ... ولی بعدش دیدم اونقدر متن و بازی ها قویه که من موزیک متن رو با تمام وجودم حس می کردم و ترس رو در لحظه مرگ می دیدم..... اما با جناب سوبژه کاملا موافقم. جای نور و موسیقی به شدت خالی بود....
برام جای تعجب داشت که سالن پر نشد.... واقعا حیف همه به دنبال اسم معروف هستند تا اجرای مناسب.....
امیدوارم درخت تئاتر درست رشد کنه و شاخ و برگ اضافه اش که داره روز به روز زیادتر میشه باعث نشه تنه درخت ضعیف بشه....
و در اخر.... بابا یه قفل راحت تر بذارید اون وسط نگرانی من همش از این بود که اگر این قفل ها بسته بشه و کلیدش نباشه داستان چی میشه....
امیر مسعود این را خواند
نیلوفر پیری و پوریا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
N2523
درباره نمایش حسنک i
نمایش برای بزرگسالان مناسب هست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش نفرین قحطی زده‌گان i

آقای مولویان عزیز
زادروزتون مبارک
از صمیم قلب به شما و خودمون تبریک میگم که در سالروز تولد یکی از آدم حسابی ترین هنرمندان مون قرار داریم
براتون آرزوی سلامتی و شادی میکنم و امیدوارم همیشه اینقدر بدرخشید که ما مجبور بشیم با عینک آفتابی بیاییم اجراتونو ببینیم :)
یه جشن تولد حسابی طلبتون، کاش دیشب خبر داشتیم
دوستان توجه داشته باشین که حماسه مون با چه روز مهمی پیوند خورد :)
به فال نیک میگیریم این تلاقی فرخنده رو
آفرین خدای بر پدری
که تو پرورد و مادری که تو زاد
بخت نیکت به منتهای امید
برساناد و چشم بد مرساد


جناب مولویان دوست داشتنی و کار درست
تولدتون مبارک
اول بر ما
و ... دیدن ادامه » برای هنر و تئاتر ما
مبارکتون باشه

آخ که اگه دیشب گفته بودین....
تولد خاطره انگیزی میشد
شلوغش میکردیماااا... شلووووغ
دریغا که نگفتید و نمیدونستیم
۵ ساعت پیش
متشکرم
:-)
سرخ شدم
۲ ساعت پیش

هزار سلطنت دلبری بدان نرسد
که در دلی به هنر خویش را بگنجانی
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش کم نقصی بود. بخصوص بازی خانم پیدایش فر. دکور و لباس هم عالی بودن.
زهره مقدم، *مریم*، فرزاد جعفریان و رضا بولو این را خواندند
اشکان خطیبی و امیر مسعود این را دوست دارند
ارادتمندم❤️
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین نمایشی که به نظر من نمره ۵ داشت سیزیف بود. و این نمایش هم امشب برای من لایق بالاترین نمره.
هیچ تمجیدی رو برای نام بردن بین مواردی که در این نمایش بود، از اونیکی برتر نمیدونم. بازی و کارگردانی و طراحی صحنه و متن و اجر همه و همه برای من در بالاترین سطح بودند.
بغضی که امشب گریبان من رو رها نکرد تنها با معرفی این اثر به دوستان کمی آروم خواهد شد.
با افتخار بلیت تقدیمتون میکنم اگر برای دیدن این نمایش دودل هستید.
لطفا به دانشجویان روانشناسی این نمایش رو پیشنهاد کنید.
لطفا خودتون این نمایش رو ببینید و کمی با دنیای اوتیسم اشنا بشید.

خسته نباشید جانانه به دلیل بازی های سخت بدن و صورتتون. و براوو..
متن زیر بیشتر در مورد احساسات شخصی بنده بوده و خالی از هرگونه نگاه تخصصی، حرفه ای، پروفشنال(اگر درست نوشته باشم) و سایر لغت های خفن میباشد. پیشاپیش ممنونم که میخونیدش :)

"از نو شروع کردن..."
من هرگز نتونستم انجامش بدم، هرگز نتونستم از نو شروع کنم
خواستم و نشد و احتمال میدم شمایی که الان داری این رو میخونی هم به سرنوشت شوم من دچار شدی
اخه میدونی، از نو شروع کردن سخته رفیق
باید آنچه رو یه عمر جمع کردی ببوسی و بذاری کنار
اکثر وقت ها حتی باید بپذیری اونچه در ذهن ات پرورش داده بودی، اشتباه بوده!
یه عمر تو اشتباهات متوالی فرو رفتی، دست و پا زدی و حالا باید خودت رو ازشون رها کنی...
رها کن رئیس...
آقای اشکان خطیبی از اون دسته کارکترهاست که این کار رو کرده، خواسته و تونسته
بر خلاف من و احتمالا تو
میدونی شخصیت پدر تو نمایش، منو یاد خود آقای خطیبی انداخت
هی جملاتی که تو بروشور نوشته شده بود رو میخوندم و دلم میخواست اینطوری برداشت کنم که آقای خطیبی میخواسته نمادی از خودش یا کلی تر بگم، ادم هایی که از نو شروع میکنن رو نشون ده
از نو شروع کردن، حتی اگر شده مقطعی، حتی اگر شده به زور دوش آب سرد؛ ارزشش رو داره و شجاعت زیادی میخواد

آقای ... دیدن ادامه » خطیبی عزیز، من تو دو راهی بزرگی بودم
که نظر واقعیم رو بگم در مورد کار یا الکی تعریف کنم
اما ایمان دارم شما ادمی نیستین که دلتون بخواد تعریف شه ازتون

من طراحی صحنه رو خیلی دوست داشتم
من طراحی لباس رو خیلی دوست داشتم
من نور پردازی و موسیقی هاتون رو بشدت دوست داشتم
اما نمایشنامه و بازی ها رو نه
خسته شده بودم و چند بار به ساعتم نگاه کردم
نمیدونم چرا ولی نتونستم خوب ارتباط بگیرم
با این حال، کارِ وفادار و شریفی بود و براش خیلی احترام قائل ام

تجربه ی اولین ها هیچوقت از یاد ادم نمیره
اولین باری که بچه ات راه بره
اولین باری که تصادف کنی
اولین باری که عاشق بشی
برای من
یکی از شیرین ترین اولین ها تو ۴/۴/۹۸ رقم خورد
اولین بار که تئاتری از آقای خطیبی و شپارد رو دیدم، اولین باری که تو همچین دور همی ای بودم
اولین باری که از ته دلم میخواستم به زمان تافت بزنم تا بلکه متوقف شه و سر جاش بمونه

بمونه تا مست شم از دیدن اون همه آدم نازنین
که غرق شم تو شخصیت و مهربونی هاشون
و دلم بخواد به خودم بگم
اگر اتفاقی برام بیوفته، الان دیگه میتونم از این دنیا راحت برم، چون اونچه نیاز بوده رو تجربه کردم

ممنونم ازتون همه ی شخصیت های نازنین تیوال
ممنونم ازتون گروه اجرایی محترم و شریف
ممنون❤️
«هزار باده نخورده در رگ تاک است»
تازه اول راه دوستی هاست.
۵ ساعت پیش
مجللی خییییلی پسر آقاییه هااا، من عاشقش شدم از دیشب
:)))))
۳ ساعت پیش
حدیثک، پرده از چه حقایق تلخی برداشت مهدی‌جان :))
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدرضا دانش
درباره نمایش مادر i
خیلی زشت و عجیب هست که کارگردانهای تاتر ما تابع نوعی مد هستن و حالا حکم زلر هست و همه دنبالن تا شده از انشاهای دوران مدرسش هم که شده چیزی رو اجرا کنن..!!! با فرض وفادارانه بودن اجرا،این نمایش مناسب برنامه های ظهر خانواده هست تا برای مادران آسیب شناسی بشه مشکلات وابستگی بیش از حد به کودک...بعد از بیس دقیقه نمایشنامه همه حرفهاش رو زده بود و رطه تکرار افتاد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الیاس نوبری
درباره نمایش قهوه برزیلی i
صحبت های کارگردان نمایش در اجرای پایانی رو امروز دیدم و بسیار دردناک بودن. اابته باید صحبت گردانندگان این سالن رو هم شنید اما به نظرم اینکه کارگردان مجبور بشه خودش برای هنرمندان میهمان بلیط تهیه کنه اون هم با توجه به گنجایش کم این سالن امری غیرمعمول و خارج از عرف هست. باز هم منتظریم سالن در این مورد واکنش به تا بشه کامل در مورد اتفاقاتی که منجر به این وصعیت شده قضاوت کرد...در کل این سالن برای نمایش اصلا وضعیت مناسبی نداره و باید فکری به حال بازسازیش بشه
سپهر، مختار بایزیدی و رضا بولو این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
هنرمندان فقیرند که کسی باید براشون بلیط بخره؟!
۶ ساعت پیش
فقیر نیستند جناب فدایی به گفته کارگردان میهمان بودند
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید