تیوال تئاتر
S3 : 15:20:35
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

واقعا نمایش از کیفیت خوبی برخوردار بود.
ما شاهد ورژن آقای رضا صابری از دریاچه‌ی قو بودیم و البته این ورژن دلنشین بود برای من.
خانم نیایش رجایی نیا اجرای خیره‌کننده‌ای داشتند که به جرات می‌تونم بگم از بهترین اجراهایی بانوانی بود که توی دو سال گذشته دیدم و به خوبی صحنه رو به تسخیر خودشون در آورده بودن.
طراحی لباس و گریم مدرن رو واقعا دوست داشتم و حرکات موزونشون هم بسیار خوب بود - با توجه به محدودیت‌هایی که در اجرا داریم-
به نظرم دریاچه‌ی قو می‌تونه یه شروع باشه برای کسایی که می‌پرسن از کجا شروع کنیم به تیاتر دیدن؟
خسته نباشید به همه‌ی عوامل و کارگردان محترم .
مخصوصا ستایش رجایی نیا که جایزه‌ای که برنده شده واقعا سزاوار خودشه.
مسعود حکم آبادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر خوراک روزانه من است و از هر چه بگذرم از دیدن ان نخواهم گذشت . تیوال را دوست دارم و بر خلاف خیلی از اطرافیان فقط از طریق این سایت محترم در جریان کارها قرار میگیرم . ما از تاترها حرف میزنیم. گفت و گو می کنیم. نقد میکنیم. ایراد میگیریم و تعریف میکینم.توقعاتمان را مطرح میکنیم . گاهی با هم مخالفت میکنیم و گاهی در تصدیق حرف و نظر هم تمام قد قلم را حرکت میدهیم .گاهی از آنها توقع همکاری دوطرفه داریم،گاهی فکر میکنیم از خود آنها بهتر ضعف ها را میدانیم و بهشان تذکر میدهیم و غیره... این ها را گفتم که بگویم این سایت حداقل برای تعداد زیادی تاتربین بسیار عزیز و محترم است . تاتربین ها حتی کاری کردند که خود تاتری ها گاها عضو این سایت شده اند و نه تنها برای صفحه نمایش خودشان بلکه دیگران هم نظر نوشته اند .تیوال عزیز همه ماست.جایی نیست برای عقده گشایی. اگر کاری روی ... دیدن ادامه » صحنه میرود که مخالف آرمان ها و اعتقادات شماست و شما با افتخار مینویسید "از وسط صحنه تئاتر دارم مینویسم" یا " از وسط اجرا بیرون آمده ام" فقط من نوعی را یاد یکی از مسئولین محترم دهه هشتاد کشور میاندازید. دوست عزیز تئاتر هنری است اعتراضی برای بیان آنچه وضع موجود است اما نباید باشد. اگر متن یک کار دارد به عقاید و آرمان های شخصی شما تیکه می اندازد و یا برخلاف میل و سلیقه ی شماست لطفا لطفا حداقل به تماشاچی کنار دستی خود احترام گذاشته و اعتراض خود را با ترک سالن یا روشن کردن ال سی دی موبایل و یا تکان دادن پلاستیک خوراکیتان نشان ندهید. و بعد مثل تمام کاربران محترم این سایت نظر شخصی، نقد، ایده، پیشنهاد خود را بفرما. تاتر همیشه گل و بلبل نشانمان نمیدهد. تاتر همیشه قرار نیست در نیل سایمون و زلر و مک دونا خلاصه شود. تئاتر فراتر می رود .فراتر از باورها و چارچوب ها و اعتقادات ما.
با احترام حدیث سیدی از آسیب دیدگان اخیر چند نمایش
صبا صالحیان و محسن جوانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

به دلیل خواسته مخاطبان انجام می‌شود؛

فروش بلیت «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی» با ۵۰ درصد تخفیف

امین میری کارگردان نمایش «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی» که این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است، اعلام کرد: به دلیل خواسته مخاطبان نمایش و اعلامی که در فضاهای مجازی و همچنین گفتگو با عوامل نسبت به کمتر شدن بهای بلیت داشته‌اند، از ظهر امروز سه‌شنبه ۱۹ آذر، به مدت محدود، بلیت‌های نمایش «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی» با تخفیف ۵۰ درصد ارائه می‌شود.

وی همچنین در گفتگویی رسانه‌ای درباره روند شکل‌گیری ایده این اثر نمایشی بیان کرد: ۹۵ و همزمان با تولید نمایش «شلتر» که تئاتری مستند بود و به موضوع زنان کارتن خواب می‌پرداخت، رمان «در خیابانی که تو در آن زندگی می کنی» اثر ماری هیگینز کلارک را خواندم و همان موقع قصه و رمان برایم جذاب بود و دیدم ... دیدن ادامه » که چقدر قابلیت نمایشی شدن دارد. تصمیم گرفتم بعد از نمایش «شلتر»، این نمایش را روی صحنه ببرم و کار بعدی ام حتما این نمایش باشد.

میری ادامه داد: خرداد و تیر ۹۷ بود که با شهاب مهربان ملاقات کردیم و طرح و ایده را به او ارائه دادم و خواستم که قصه در فضای ایران باشد. در نمایشنامه «قتل در موقعیت ۳۵ درجه شمالی» فقط قصه یک خطی از رمان گرفته شده و تغییراتی نسبت به رمان در نمایشنامه ایجاد شده است.

کارگردان نمایش های «احساس آبی مرگ» و «شلتر» درباره ویژگی های رمان «در خیابانی که تو در آن زندگی می کنی»، اظهار کرد: موضوع قتل های سریالی به فاصله ۱۰۰ سال ویژگی جذاب رمان برای من بود ولی چون برایم دغدغه های اجتماعی مطرح بود، دیدم در این درام جنایی می توانم از دغدغه های اجتماعی صحبت کنم. سعید حنایی قاتل سریالی از مواردی بود که مدنظر داشتم و خواستم رگه هایی از مستند نیز در این نمایش وجود داشته باشد تا از کارهای قبلی ام دور نباشد.

میری درباره ویژگی های مدنظر خود در این اثر نمایشی، اظهار کرد:ین اثر در ژانر دلهره اجرا می شود و تلاش کردیم که نگاه جامعه شناسانه و روانشناسانه به قاتلان سریالی داشته باشیم و در یک قصه منسجم پرکشش این اتفاق بیفتد. سال ها بود که فکر تولید نمایشی با فضای دلهره داشتم.
بهار گراوندی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش فوق العاده ای بود... بازی های به درد بخور و روان. هماهنگی عالی نور و موسیقی و صحنه جذب کننده

دمتون گرم... به شدت پیشنهاد میکنم برین و ببینید.
مسعود حکم آبادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// سکوت سفید برای همه پیشنهاد می شود//
یادداشت دوم بروی این اثر
اول: زمان کوتاه، حدود یکساعت
کاری هست که اضافه ندارد، صحنه ای اضافه ندارد یعنی اگر پرده ای
حذف بشود به نمایش آسیب می خورد... ، و در زمانی کوتاه کار جمع
شده است که توانمندی کارگردانش را به رخ می کشد و از طرف دیگر
تماشاچی خسته نمی شود.
دوم : تک پرده نبودن / عدم خستگی تماشاچی
بر خلاف خرده نان که تک پرده بودنش کمی آزار دهنده شده بود،
در اینجا تعویض پرده هست و خب در خسته نشدن و استراحت
چشم و ذهن تماشاچی بسیار موثر است.
سوم: دکور زیبا و نسبتا بیمارستانی، لباس های بیمارستانی
دکور و لباس ها تداعی کننده بیمارستان است و این در جذب
مخاطب فراگیر و کم تئاتر ببین هم بسیار موثر است.. و این
مخاطبان را هم با رضایت بدرقه می کند..
چهارم ... دیدن ادامه » : بازی های قابل قبول
سر پرستار بازی عالی و براون خوب بود و دیگر بازی ها قابل
قبول بود، و باعث می شود که مخاطب از تئاتر لذت ببرد..
پنجم: متن ساده و قابل فهم و بدون پیچیدگی
داستان ساده و سر راستی دارد و همه مخاطبان موضوع را
متوجه می شوند و از این موضوع لذت می برند..
ششم: زیر متن
اینجا مخاطب خاص تئاتر از زیر متن کار نویسنده اش لذت
می برد و ارتباط برقرار می کند...
هفتم : کارگردانی
اینجا هم مخاطب خاص تئاتر ببین از کارگردانی خوب
کارگردان و ریزبینی اش لذت می برد... درست است که
با یک شاهکار و یک کار عالی روبرو نیست، اما با یک
اثر خوب و شسته و رفته و تر و تمیز روبرو هست که
حداقل یکبار دیدنش قطعآ ضروری است..
با توجه به مطالب مذکور دیدنش را برای همه به شدت
توصیه می کنم.
امیرمسعود فدائی این را خواند
صبا صالحیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش والس تصادفی i
فرشته ای جوان از طرف مقامات بالادست مامور بازی با یک بانوی تصادفیست
» ویدئویی از نمایش «والس تصادفی»
۵۴ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آهنگساز فریدون شهبازیان. جدی؟ چه جالب.
شب اول اجرا ایشون هم حضور داشتند
۱ ساعت پیش
متوسط
۴۹ دقیقه پیش
:(
۲۳ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳۰ آذر؛ آخرین مهلت ثبت نام در بازار بین‌المللی هنرهای نمایشی ایران | عکس
» ۳۰ آذر؛ آخرین مهلت ثبت نام در بازار بین‌المللی هنرهای نمایشی ایران
... دیدن متن »

طبق اعلام دبیرخانه سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، مهلت ثبت نام برای حضور گروه‌های نمایشی ایران در پنجمین بازار بین المللی هنرهای نمایشی فقط تا ۳۰ آذر ماه بوده و تمدید نخواهد شد.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، پنجمین بازار بین‌المللی هنرهای نمایشی ایران به عنوان یکی از بخش‌های سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، ۱۳ تا ۱۷ بهمن ماه امسال در تهران برگزار می‌شود.

دبیرخانه این جشنواره اعلام کرده است مهلت ثبت نام شرکت در بازار بین‌المللی هنرهای نمایشی ایران تمدید نخواهد شد. لذا طبق فراخوان منتشر شده، علاقه‌مندان حضور در این بازار تا ۳۰ آذر ماه جاری فرصت دارند با ارایه مدارک لازم در این رویداد شرکت و آثار خود را به نمایندگان کمپانی‌ها و جشنواره‌ها معرفی کنند.

حدود ۳۰ نماینده و فعال بین‌المللی در عرصه تئاتر در این بازار حضور پیدا خواهند کرد. دسترسی به فراخوان و مقررات حضور در پنجمین بازار بین المللی هنرهای نمایشی ایران در سایت جشنواره بین المللی تئاتر فجر امکان پذیر است

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
S Rz
درباره نمایش لانچر ۵ i
سلام یک عدد بلیط دارم برای امروز ساعت ۱۵ متاسفانه نمیتونم برم ردیف اول صندلی ۹
در صورت تمایل برای خرید به این شماره پیام بدین ۰۹۳۵۵۴۰۷۰۷۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#این نمایش چهره ندارد ولی بدون چهره هایی شناخته شده هم از پس رازآلودگی و محتوای هراس آور خوب بر آمده. این کار هم مثل کارهای قبلی امین میری نشان از
دغدغه ی او نسبت به مسائل اجتماعی دارد.
سپهر، امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
رضا تهوری و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خوب که اسم قطعات موسیقی رو نوشتید.
یکی از چالش‌های همیشگی ذهنی من بعد از هر اجرایی اینه که اون موسیقی‌ای که خوشم اومده بود اسمش چیه؟
.
“احترام به مخاطب همینه”
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طبعا درآمد هنرمندان بویژه کسانی که تجربه دارن و تجربه های خوبی هم دارن باید بالاتر از درآمد عمومی جامعه باشه. بوِزه استاد مساوات عزیز. این نمایش با این قیمت هر شب حدود ده میلیون میفروشه که فقط در 30 شبش میشه 300 میلیون. طبعا خرج سالن و عوامل هم هست. اما کاش هنرمندان ما کمی به شرایط جامعه هم نگاه میکردن. قطعا کاری که اونها میتونن انجام بدن رو هر کسی نمیتونه، اما تو این اقتصاد بیمار و حال و روز بد زندگی، هنرمند اولین کسی باید باشه که به مردم فکر میکنه. به هرحال انتظاری که از اون میره، از مدیرعامل سایپا نمیره. این صرفا یه غره. شاید با مقادیری سود کمتر، میشد خیلیا از کار جدید هنرمندانی چون مساوات لذت بیشتر ببرن.
تداعی فیلم های صامت چارلی چاپلین بود برای من . از بازی ها لذت بردم .کار خوبی بود ولی متن و محتوا به نظر بنده میتونست بهتر از این باشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از قشنگی های این کار به خود کارگردانشه که تنها چون اینجا جای تمجید از شخصیت کارگردانش نیست به این بسنده می کنم که از ناگهان پیت حلبی که به هوای نویسنده اش که دوست قدیمی ام بود به دیدارش رفتم، تا این بار که خودم رو رسما مخاطبش می دونم، کورش سلیمانی برند ادب و تمیزکاری شده و همین ها برای این که دنبالش کنم کافی ست.
شسته و رفته و عمیق و ساده، چیزیه که تقریبا میشه توی نوشته های استپارد پیداش کرد، از نوشته هاش که به صورت چندگانه، ابعاد گوناگونی از ارزش های دنیا رو مورد بحث قرار میدن و به طرز عجیبی باعث میشن تا موضوع نمایشی مثل خرده نان و سکوت سفید سلیمانی که از روی متنشون کار میشه هرگز از یادت نره، تا موضوعات سیاسی که در تمام لایه های زیر و روی نوشته هاش وجود داره، همه حالی خوب رو بهت میدن. حال خوبی که با ترکیب آرامش ستایش شده در "آرامش از نوعی دیگر" ... دیدن ادامه » با موضوعی دیگر مثل اهمیت توجه به آنچه در دنیای اطرافمون می گذره ترکیب میشه و بر سرت می ریزه.
کورش سلیمانی رو در خرده نان و سکوت سفید، بابت توانمندیش در ایجاد فضای مورد نظر متن بسیار توانا می شناسم. رد پای خود سلیمانی در طراحی صحنه و نور و لباس و رنگ و موسیقی به خوبی پیداست و هارمونی و هم افزایی این پدیده ها میتونه نقش ایشون رو هرچه جلی تر نشون بده. همه ی این ها در کنار بازی خوب گرفتن هست که میتونه یک فضای ابزورد رو، برای من به واقع اکسپرسیونیستی کنه!!! کاری کنه که در عین این که فکر نمی کنی، بدون تکون خوردن درگیرش بشی. بعد از مدت ها کاری رو دیدم که همه ی تماشاگران بسیار آرام و تحت تاثیر فضای کار که جز در چند صحنه ی طنز که خنده هایش هم به جا بود، صدایی نداشتند.
خیلی برام جذاب میشه اگر آقای سلیمانی پازل ایده آل های استپارد رو به هم بچسبونه، چون به نظر می رسه آرامش سکوت سفید، بدون اهمیت دادن به اتفاقات دنیای اطراف خرده نان و درک دیکتاتوری و دموکراسی و خیانت در راک اند رول و هملت و غیره ی او کامل نمیشه و اساسا این ایده آل ها تکه هایی از زندگیست که میتونیم به هم وصلش کنیم و احساس می کنم آقای سلیمانی با درک و هوش کافی داره به سمتش میره. همینه که درست فردای نوشتن "رای دادن دموکراسی نیست، دموکراسی شمردن آن است" از استپارد در صفحه شخصی ام و حالا تماشای سکوت سفید، این احساس رو عمیق تر داشتم که شاید مثلا با جهش کنندگان یا راک اند رول بشه چه حرف های بیشتری رو در ادامه زد.
بازی سامان دارابی بسیار خوب حال براون رو نشون داد و اگرچه هیچ نقدی به بازی هیچ بازیگری ندارم، اما دلم میخواد بازیگری خانم اقبال نژاد رو تحسین کنم که با ریزترین حرکات صورت، در انتقال حسی که مقرر شده، از ریاست بگیر تا کنجکاوی، تا حسادت، بسیار موفق عمل می کنن و کارشون میتونه یه الگو شناخته بشه . از نظرم الهه شه پرست هم لوندی و دلبرانگی مورد نظر متن و کارگردان رو بدون این که به سوژه ای دم دستی تبدیلش کنه در آورد که بهشون تبریک میگم.
بی آنکه بخوام از ضبط شده های متنی و تصویری در ذهنم مثال بزنم، در مجموع یک کار کنترل شده دیدم، کاری حساب شده و طبق انتظار، تر و تمیز که با یک دستِ استقبال و یک دستِ بدرقه ی آقای سلیمانی گویی تماما توی بغل و روی سینه ی این هنرمند اصیل در حال اجرا بود.
البته که جناب قهقائی عزیز
با نظرتان جز خانم اقبال نژاد و آقای دارابی درمورد
دیگر بازیگران چندان موافق نیستم..
به نظرم بازی های بهتری می توانستیم شاهد باشیم.
از خواندن متن تان هم لذت بردم..
دوستی می گفت یک روز رابطه ای بین نقشه برداری
و نمایش را کشف می ... دیدن ادامه » کند..
نمایش خوانده بود و خانوادگی نقشه برداری می کردند
متن جذاب تان مرا یاد ایشان انداخت..
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی رضا مولایی و بازی شیوا اردویی، ملیحه آقایی، ندا اسدی، یاسر اصغری، مهسا جمشیدی، محمد شامی، احسان صادقی، بهنام غفاری، نیما میرزابیگی، گلناز نوروزی، لاله هوشنگی با تخفیف روزهای نخست، شنبه ۲۳ آذرماه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
خانم گلاب آدینه:
پیشنهاد می کنم تا فرصت هست حتما پنجاه/ پنجاه را ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سارا کنعانی/نویسنده :

این تماشا ، در این روزگار مملکت ، تجربه ای بود خاص و عجیب و عجیب و عجیب .
برتولت برشت نمایشنامه ای دارد به نام " کله گردها _کله تیزها " که مخلص کلام اش این می شود که دو گروه سیاسی متفاوت از هم با هم ‌می جنگند و دود این جنگ به چشم مردم عادی می رود. چه کله گرد باشند و چه کله تیز !
ببینم ؟... این قصه زیادی برای ما آشنا نیست؟ در نمایش "پنجاه_پنجاه" که برداشتی از این نمایشنامه ی معروف است، شاهد ارواح مردگانی هستیم که در زمان حیات ،شغلشان هنرپیشگی بوده و زندانبان شان مجبورشان می کرده برایش بازی کنند و آنقدر در این نمایش جان می کنند که می میرند ؛ واقعی!
از اعجاب و حیرتم نمی گویم که گفتن ،حق مطلب را ادا نمی کند. سالن هیلاج اصلا سالن بزرگی نیست و کارگردان ، عجب استفاده ی بی نظیری داشته از امکانات کم . طراحی صحنه و حرکت بازیگران را ... دیدن ادامه » خودتان باید بروید ببینید و تحسین کنید.از من و این نوشته فقط بر می آید که بگویم : آفرین ؛ به حق و به غایت، آفرین.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی داریوش علیزاده و بازی محمدرضا محمدپور، کیوان احمدی، مرتضی مرادی، الناز فرجی، فاضل رفاهی با تخفیف روزهای نخست همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای خوبی بود. از نظر من تو این دوره زمونه ی پرآشوب و استرس میشه به جای گرفتن یه اتاق تو یه بیمارستان خصوصی، شیوه زندگی مینیمالیستی مردم اسکاندیناوی رو برای رسیدن به اون آرامش و سکوت سپید در پیش گرفت. کاری که خودم دارم انجام میدم :))
با سپاس از بازیگران و کارگردان این نمایش که دغدغه ی رسیدن به "آرامش" را داشته و با متنی از استاپارد آن را روی صحنه بردند!
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی حمیدرضا عیوضی و با بازی مهدی رضایی، مسعود رحیمی، یانا فومنی آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بررسی نمایش "پنجاه/ پنجاه" به کارگردانی مرتضی اسماعیل کاشی

گاهی برای تماشای یک تئاتر دو چشم کم است.
منبع: سایتِ ادبی، هنری چیستآرت
رحیم رشیدی‌تبار
.
زن و مردی پا به موزه‌ای گذارده‌اند. این موزه روزگاری نه چندان دور شکنجه‌گاه و کشتارگاه افرادی بی‌گناه بوده است و زندانیان در این جهنمِ روی زمین پس از انواع شکنجه، مشقت و زجر فراوان، میهمان اتاق‌های گاز شده‌اند. از زندانیان هیچ بر‌جا نمانده جز اندک وسایلی که در موزه در معرض دید بازدیدکننده‌گان قرار می‌گیرد؛ کلاه، چنددست لباس، شاخه گُلی فلزی و... .
قصه زمانی جالب می‌شود که متوجه می‌شویم همین زن و مرد روزی از این زندان گریخته‌اند و امروز که پا در این مکان دهشت‌ناک گذارده‌اند خاطرات‌شان زنده شده و مردگانِ این مکان نفرین‌شده در ذهن‌شان زنده می‌شوند. زن و مرد که حالا ناتوان‌اند و پیر، می‌شوند دو راوی.
.
در ابتدای نمایش زن و مرد (پیرزن و پیرمرد) در نقش دو اسب ظاهر می‌شوند؛ آری اسب. اسب‌هایی پیر با یال طلایی که برگردن‌شان افساری بسته شده‌ست و رهایشان نمی‌کند. اسب در هنر تدفینی نماد مرگ است و روان مردگان را با خود می‌برد و نویسنده‌ی این نمایش بسیار هوش‌مندانه این وظیفه را بر عهده‌ی پیرزن و پیرمردی نهاده است که بشوند دو راوی و شیهه‌وار قصه از زبان و ذهن‌‌ آن‌ها شنیده شود.
اسب‌ها در ارتفاع، خاطرات‌شان (ارواح زندانیان) را در زندان (چاله) رها می‌کنند تا مخاطب در نمایشِ پیش‌روی‌ِ خود، نمایشی دیگر را به تماشا بنشیند.
زندانیان توسط جلاد-زندان‌بان به بازی گرفته‌شده‌اند و در حالِ بازی در نمایش "کله‌گِرد‌ها و کله‌تیزها"ی برشت‌اند.
جلاد-زندان‌بان در هیئت یک کارگردانِ تئاتر با یک میزانسن، زندانیان (تو بخوان مردم) را به دوقطب و دوسو می‌کشاند تا به‌سانِ نوکِ یک پیکان در برابر یک‌دیگر قرار داده و خط‌کشی کند. یک قطب می‌شود "خودی" و قطب دیگر "ناخودی". زندانیان هم به این بازی تن می‌دهند، آن هم تنها به یک علت: "دمی بیش‌تر زنده بمانند."
خودی و ناخودی‌ها توسط زندان‌بان-جلادی که هم‌سو با تماشاگر روی صندلی نشسته و لباسی متفاوت از دیگر بازیگران و مثل تماشاگران به تن دارد!!، امر و نهی شده و به جان هم می‌افتند.
.
مخاطب ... دیدن ادامه » در نمایش پنجاه پنجاه با روایتی خطی روبه‌رو نیست؛ البته که نباید باشد. مگر می‌شود از ذهن‌های مشوش، پراضطراب، هراسان و پریشان زندانیان در یک اتاقِ گاز روایتی خطی انتظار داشت!؟ اما نظم دارد.
.
تسلط بر ریتم درونی، پرداختن به جزئیات به حد کفایت، احترام به ذکاوت مخاطب، رفت و برگشت‌های به جا و در خدمت ریتم اجرا، دوری از هرگونه ادا و اطوارهای شبه‌روشنفکرانه‌ی فلسفی مخاطب را وادار به احترام به نمایشنامه‌ی استخوان‌دار پنجاه پنجاه می‌کند که توسط هاله مشتاقی نیا و مرتضی اسماعیل کاشی نوشته است.
.
سطح بازی‌ها در نمایش پنجاه-پنجاه قابل قبول و درست است. بازیگران بدنِ خود را می‌شناسند و بیان‌شان شفاف و رساست. لباس در این نمایش فکرشده طراحی شده است. در طراحی لباس نیز به مثال دیگر اجزای نمایش به جزئیات توجه بسیار شده‌است. لباس‌ِ یک‌دست زندانیان، لباس زنانِ‌روسپی، دلقک‌ها، زنانِ دیرنشین، اسب-راوی‌ها، زندان‌بان و... نشان از تسلط یک طراح لباس بر حرفه‌ی خویش دارد.
گریم و چهره‌پردازی پنجاه پنجاه نمره‌اش بالاست. رنج، درد، شکستن، غم، مشقت، بی‌روح بودن و درعین‌حال روح بودن زندانیان بر مخاطب هویداست. طراحی صحنه‌ی جذاب، کارآمد و خلاقانه‌ی نمایش نیز یکی از نقاط قوت این اثر است.‌ موسیقی که بخش عظیمی از کار بر عهده‌ی اوست با نمایش چفت و بست شده و با روحِ آن یکی شده است.‌ مخاطب به جای صوت، اضطراب، دلهره، رنج، درد و... می‌شنود!
مخاطب در نمایش پنجاه پنجاه با ساحر-کارگردانی طرف است که او را ۷۵ دقیقه جادو می‌کند. کارگردان در پایان نمایش از تک‌تکِ تصویرسازی‌های خلّاق تا میزانسن‌های فراوان و غیرتکراری و نوآورانه تا استفاده از تمام نقاط صحنه (بالا، پایین، چپ، راست، جلو، عقب) برای خلق تصویر و... مجموعه‌ای در قالب یک کلاس‌ِدرس تحویل مخاطب می‌دهد.
مرتضی اسماعیل کاشی با ابزارهایی که در اختیار دارد در طول نمایش همه‌کار می‌کند. کاری می‌کند که مخاطب با یک لنگه کفش پاشنه‌بلند صدای پای اسب بشنود. با یک جعبه شیشه‌ای ویترین می‌سازد، اتاق گاز خلق می‌کند، دادگاه می‌آفریند، خلوت‌گاه پدید می‌آورد، اتاق تعویض لباس ایجاد می‌کند، تصویر فشار دیوار بر آدم و له شدن استخوان های انسان به‌وجود می‌آورد و...
در جایی از نمایش هم آدم‌ها دومینو‌وار می‌افتند تا شاخه گُلی فلزی از دستِ عاشق به دستِ معشوق برسد، آن هم در اردوگاهِ مرگ!
مرتضی اسماعیل کاشی آن‌قدر تصویر می‌سازد تا مخاطب افسوس بخورد، افسوس بخورد که چرا برای این نمایش دو چشم بیش‌تر ندارد! مخاطب چپ را می‌بیند، تصویر راست از دست‌ش رفته! پایین را تماشا می‌کند بالا را از کف می‌دهد.
بعد از ۷۵ دقیقه که چراغ‌های سالن روشن می‌شوند، مخاطب دست می‌زند؛ اما از بازی‌گران و رِوِرانس خبری نیست! گروه اجرا کار خود را کرده است.‌ جرقه در خرمن روشن شده است. چراغ‌های سالن روشن‌اند. صحنه خالی است. تماشاگران دست می‌زنند و به سر‌های یک‌دیگر نگاه می‌کنند. کدام گِرد است؟ کدام تیز؟ جمله‌ای از برشت را باید بر سر در تماشاخانه‌ها نوشت، آن‌جا که می‌گوید تئاتر حقیقی تئاتری است که با روشن شدن چراغ‌های سالن تازه شروع شود!
پی‌نوشت 1: اگر قصد دارید یک تئاتر خوب با ویژگی‌های اکسپرسیونیستی تماشا کنید تا ۱ دی ۹۸ ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه به تماشاخانه‌ی هیلاج در خیابان ایران‌شهر، کوچه‌ی مهاجر پلاک ۲۲ بروید.
پی‌نوشت ۲: از امیرشهاب رضویان سپاس‌گزارم که مکانی به ظرفیت‌های اجرایی تهران افزوده‌اند.
امیرمسعود فدائی این را خواند
رویا، سپهر امیدوار و کاربنی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید