تیوال تئاتر
S3 : 17:08:25
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

والا نمیخام ندیده راجع به کار نظر بدم ولی تا اینجا توی تیوال یه نمایش پنج ساعته رو دیدیم که شد چهار ساعت و رسید به سه ساعت و ۲۰ دقیقه... اون هم در عرض سه چهار روز... کوچکترین تأثیری که روی منی که میخام این نمایش رو ببینم اینه که اونقدر محتوای غیر ضروری داشته که صد دقیقه از نمایش کلا دور ریخته شده! از کجا معلوم بقیه اش هم اینجوری نباشه؟!
البته پنج ساعت برای من هم زیاد بود ولی انتظار داشتم با این اسامی نام آشنا لااقل پنج ساعت به دو قسمت تقسیم بشه و بلیت هر قسمت جداگانه به فروش برسه( مثل نمایش اتاق خواب/پذیرایی) ولی الآن که میبینم صد دقیقه از نمایش کات شده و باید انتظار داشته باشم به محتوا آسیبی نرسیده باشه! منطقی نیست...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش شاه کشی i
کارگردان: محمد اکبری تا ۲۰ آبان‌ماه شهر سبزوار، مجتمع فرهنگی هنری اسرار - پلاتو امیرشاهی
» ویدیویی از نمایش شاه کشی
۸ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ن.ش
درباره نمایش بانو آئویی i
امکان تجربه ی حس و حال نمایشی از سرزمین آفتاب، به خوبی فراهم شده بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش فروش بلیط دو روز پایانی نمایش خاندان چن چی هم اکنون در تیوال.
(این نمایش تمدید نخواهد شد).
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پریانصرتی
درباره نمایش بداهه i
سلام من فقط میتونم تا1 ابان رو ببینم رزرو روزهای آتی چطور امکان پذیره؟میشه راهنمایی بفرمایین؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی نبود،نتیجه ای نداشت،تامل برانگیز نبود،داستانی هم نداشت،چیزی برای روایت هم نداشت،مسلما میشه از یک نمایش انتظار نتیجه گیری و تفکر را نداشت و فقط اون نمایش رو دنبال کرد و لذت برد،اما این اجرا چیزی برای دنبال کردن و مخصوصا لذت بردن چه از متن داستان یا دیالوگها و نحوه بازیها متاسفانه نداشت،طنز اجتماعی بجایی هم نبود،اما انتخاب دکور جالب و در خور بود،تمام عزیزانی که در طراحی دکور زحمت کشیدید،موفق باشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنده (با بضاعت کم خودم در عرصه ی هنر تاتر باید بگم که) تموم تاترهایی که بدن بازیگر را بعنوان عنصر اصلی انتقال پیام به تماشاگر یه جورایی تئوریزه میکنه میپسندم چون بنظرم تفاوت عمده ی تاتر باسینما وجود بدن فعالِ بی واسطه ی بازیگر در صحنه در مواجهه با بدن خام تماشاگره حالا این بدن گاهی بعلاوه ی نور یا با موسیقی یا داستان واجد معناهای متفاوتِ خاص در شرایط مختلف میشه.تن، حتا قبل از کلام در صحنه حاضره و انتقال معنا قبل از شروع داستان،شروع شده. وبنظرم هرچقدر که کلام کم و به بدن اهمیت داده بشه به خاصه-گی هنر تاترنزدیکترمیشیم .در تاتر با تنِ محض روبرو هستیم ومانند سینما بازتاب یا بازنمود روبرو نیستیم و بدن از مصالح اصلی در هنر تاتره.بنظرم پانتومیم یا تاترموزیکال یا تاترهای آئینی یا پرفورمنس و همین تاتر شقاوت شاید از جنبه های مختلف اهمیت بدن در انتقال معنا ... دیدن ادامه » و رسیدن به استعلا با تقابل با تنِ حاضر خامِ تماشاگره. با این مقدمه باید اذعان کنم در این اجرا هرچند وفاداری به متن یا سبک آرتو کمتر رعایت شده و هرچند که صحنه هایی بالاجبار سانسور شده و یکدستی دربازیها دیده نمیشه اما استفاده از بدن و نور در انتقال معنا جلوتر از کلام، خوب بود بخصوص بازیگرانِ نقش چن چی و پرفورمر وروح. باید اضافه کنم که نقدوجدل های پرشور درباره ی این اجرا بخصوص نقدهای منفی خانم ارسلانی و پسر شب و مصاحبه ی آقای سعدی منو بسمت دیدن این اجرا کشوند وچقدرخوب شد که به همین واسطه موفق به دیدن این کار شدم.به همه ی عوامل خسه نباشید میگم و اعتقاد دارم با توجه به شرایط و امکانات و محدودیتها، اجرای قابل قبولی دیدم.(درباره ی جنبه های اجتماعی یا سیاسی اجرا هم دوستان به خوبی توضیح دادن)
سپاس از همراهی و وقتی که برای درج نقد گذاشتین.
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا نصر
درباره نمایش دشمن مردم i
متنی بی نظیر و تاثیر گذار و بازی های فوق العاده باعث شد تا یه نمایش جذاب رو ببینیم
کاراکتر پیرمرد که فکر کنم با بازی علی شیری بود و همینطور بازی بی نقص آقای طاهری لذت دیدن این نمایش رو دو چندان کرد

تبریک ویژه به این گروه
کیامرث تقی زاده این را خواند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم (.Perfect Strangers ) که خیلی عالی بود ،تا حالا دو بار دیدمش ،یکبار هم اقتباس فرانسوی که ازش ساخته شده رو هم دیدن و امیدوارم ورژن آمریکایی خوبی ازش ساخته بشه....این نمایش هم میتونه خوب باشه فقط ممکنه ترس از ارشاد و دلواپسان دست‌و‌پای نویسنده و کارگردان رو بسته باشه و خودشانسوری کرده باشن.....
عحب فیلمیه ورژن اسپانیاییش عالیه
۲۷ ثانیه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز پیش‌فروش سه روز‌ نخست با ۳۰٪ تخفیف آغاز شده.
امیدوارم در همین روزهای اول تشریف بیارین و بهمون انرژی بدین.

ضمنن لازم نیست بذارین جا بیفته، کاری که یک ساله داره تمرین می‌شه از همین اجرای اول جا افتاده , منتظر نگاه شماست )
تصمیم گرفته بودم دیگر به تماشای اولین اجرای یک نمایش نروم اما وسوسه دیدن یک نمایش بدون هیچگونه نظر و بازخوردی باز مرا از راه بدر کرد:)) .امیدوارم همانطور که می فرمایید با یک اجرای خوب و قوی هم حال دل ما خوب بشه و هم مشوقی برای دعوت سایر دوستان به دیدن ... دیدن ادامه » این نمایش بشویم.
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدنش همچون آواز قو بود
سالها بود دلم می خواست اسماعیل خلج را روی صحنه
ببینم..
و این میسر شد دیشب
عرض ارادتی کردیم حضوری و تشکر..
کار خوب بود وایراد داشت..
۲۰ تومن بلبت خریدیم..
برای ۴۰ راضی کننده نبود و برای ۲۰ تومن اوکی..
برای کلیه اعضای خانواده توصیه می شود..
علی جباری و محمد کارآمد این را خواندند
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ونوس جلالی
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
من جمعه سانس ۷ رو به تماشا نشستم. خلاقیت در بیان موضوع، نور پردازی، دکور و فرم ها، تداعی ها و نماد ها رو بسیااااار دوست می داشتم. صحنه ای که حس خواب روی تخت به صورت عمودی اجرا شد ،و با وجود گسست دو تخت (دو باکس شیشه ای)، پیوستگی نمایش داده شد، خیلیییی برام جالب بود. بین نقش ها، نانا توی ذهنم موند و اجرای بازیگرش (فکر کنم ایلناز آذری) خیلیییی به دلم نشست
خبر
درباره نمایش جمعه‌کُشی i
«جمعه کشی» یکی از بی زمان ترین نمایش‌های من است | عکس
اسماعیل خلج در گفت‌وگو با ایران‌تئاتر عنوان کرد
» «جمعه کشی» یکی از بی زمان ترین نمایش‌های من است
... دیدن متن »

اسماعیل خلج هنرمند چند منظوره و مولفی است و جدا از تبحر در بازیگری، نوشتن و کارگردانی، یک نقاش چیره دست بدون ادعا است. او موسس گروه تئاتری کوچه است و در بیش از یک دهه حضور در کنار بزرگانی نظیر آربی آوانسیان، عباس نعلبندیان و رضا ژیان در کارگاه نمایش آثار ماندگاری برای تئاتر ایران خلق کرداسماعیل خلج هنرمند ۷۴ ساله تئاتری متخصص نوشتن و اجرای نمایش های با تاکید بر فرهنگ، آداب و سنن مردم جنوب شهر تهران است. او در دهه ۵۰ که بیشتر آثارش در آن زمان به روی صحنه رفت نویسنده ای پیشرو و صاحب سبک شناخته می شد. ساختار نمایشی و دیالوگ نویسی او بی نظیر، پرشور، جسورانه و پر از طنز است. استفاده از صنایع شعری مانند تشبیه، اشاره، کنایه و ابهام به کارهایش لطافت بخشیده است. عمده نمایشنامه های او در دهه ۵۰ و از سال ۱۳۴۸ به نگارش در آمده است و اکثر این آثار توسط خود نویسنده کارگردانی شده و خلج خود در برخی از این نمایشنامه ها بازی کرده است. داستان «جمعه کشی» درباره یک روز جمعه است که چند نفر دوست دور هم جمع هستند و جمعه‌شان را می‌گذرانند.نمایش «جمعه کشی» مهرماه در تماشاخانه سنگلج روی صحنه است. با اسماعیل خلج در باره اجرای «جمعه کشی» گفت وگویی انجام داده ایم.

بعد از مدت‌ها دوری نمایشی را روی صحنه اجرا می کنید؛ شرایط اجرای تئاتر نسبت به گذشته دارای چه تغییراتی شده است؟
این تغییرات با توجه به شرایط جامعه اجتناب ناپذیر است و چون من مثل دهه پنجاه گروه تئاتری ندارم؛ برای انتخاب بازیگران مدت‌ها جستجو کردم و با بیش از هفتاد بازیگر برای حضور در این نمایش حرف زدم و به این انتخاب‌ها رسیدم.

«جمعه کشی» را اوایل دهه پنجاه نوشته اید و بارها در آن دهه روی صحنه رفته است و دوباره بعد از چهل و اندی سال این اثر را دوباره روی صحنه اجرا کردید؛ ضرورت بازتولید این نمایش چه بود؟
در سال ۱۳۵۳ نمایشنامه «جمعه کشی» را نوشتم و همان سال هم روی صحنه بردم و چون استقبال از آن خوب بود تا پایان سال ۱۳۵۶ در رپرتوآر کارگاه نمایش هر هفته اجرا می‌شد. گرچه پنجاه سال از نگارش نمایشنامه می‌گذرد اما خیلی از افراد و بازیگران نمایش اعتقاد دارند خیلی از دیالوگ‌ها و روابط و فضاهای اثر امروزی است و در جنوب تهران کماوبیش مورد استفاده مردم کوچه و بازار قرار می گیرد؛ بنابراین چون مخاطب با فضای نمایش ارتباط برقرار می کند به دیدن آن می رود و شاید هم برشی از زندگی خودش را می بیند. از طرفی باید در نظر داشته باشید این نمایش که امروز روی صحنه است متنی است که با نگاه جدید به اثرم در سال ۵۳ بازنویسی شده و بدون اینکه هیچ نوستالژی نسبت به قدیم داشته باشم و هر جا که لازم بود در متن حذفیاتی انجام دادم و یک چیزهایی هم اضافه شد و مخاطب با یک اجرای جدید و قابل قبول برای شرایط امروز جامعه مواجه است. از طرفی «جمعه کشی» یکی از بی زمان ترین نمایش‌های من است؛ یعنی ابدا زمان در آن تأثیر ندارد.

طبقه فرودست جامعه و آدم هایش برایتان چه جذابیت هایی دارد که در آثارتان به سراغ روایت قصه زندگی آنها می روید؟
من در میان این فضا و آدم‌ها بزرگ شدم و دغدغه‌ام در نوشتن پرداختن به زندگی این افراد است. به نظرم باید زندگی این افراد را درک کرد و در ادامه متوجه جذابیت های دراماتیک زندگیشان شد. بر خلاف لایه ساده نمایش، این نمایش دارای مفاهیم بزرگ فلسفی، اجتماعی و سیاسی است.

نکته قابل اشاره درباره طبقه فرودست جامعه این است که کمتر درگیر مناسبات روز جامعه شده اند و حتی در روزگار فعلی اهالی یک محله پایین شهر به خوبی از احوالات هم با اطلاع هستند و به هم کمک می کنند و پایبند به سنتها هستند؛ در حالی که در بالا شهر جامعه ممکن است همسایه، همسایه را نشناسد. چقدر به این مسئله اذعان دارید؟
پیشرفت تکنولوژی درهمه جا وجود دارد و هیچ آدم جنوب شهری‌ای هم نیست که بگوید از تکنولوژی و موبایل و اینترنت بدش می آید. درباره پایبندی به اصول وسنت‌ها اشاره‌ای که داشتید یک امر ذهنی است و در عینیت وجود ندارد. موقعی در یک جامعه پیشرفت هایی به وجود می آید در تمام اقشار این به روز شدن وجود دارد؛ البته در جامعه ای که ایستا است ممکن است تفکرات متحجرانه ای وجود داشته باشد.

در نمایش «جمعه کشی» شخصیت‌های نمایش شغل هایی بومی، قدیمی و با اصالتی مثل دوچرخه سازی دارند که این روزها کم رنگ تر از گذشته دنبال می شود و یک سری شغل های لاکچری و مجازی گونه گسترش پیدا کرده است. در نمایش شغل شخصیت ها حاوی چه ویژگی هایی هستند؟
تمام شغل هایی که آدم های نمایش دارند؛ در حال حاضر هم وجود دارد. هنوز هم شغل لباس دست دوم فروشی در جاهایی مثل مولوی و سید اسماعیل ازبین نرفته است  و به نظرم  این شغل‌ها معرف خوبی برای احوالات آدم های نمایش هستند.

در صحبت هایتان تاکید دارید که نمایش «جمعه کشی» بر اساس مقتضیات روز بازنویسی و روی صحنه رفته است؛ واکنش مخاطب جوانی که می آید نمایش شما در تالار سنگلج می بیند چگونه است؟
 من در این زمینه نمی روم از تماشاگر سوال کنم؛ اما سالن پر اجرا موید این نکته است که مخاطب چه جوان و چه میانسال با نمایش ارتباط برقرار کرده است.

در سال های قبل تر برای اجرای یک نمایش پروسه چند ماهه تمرین تئاتر وجود داشت؛ چیزی که متاسفانه امروز به حداقل زمان ممکن رسیده است. این مسئله را چگونه ارزیابی می کنید؟
بله در دهه های قبل تر در یک پروسه سه ماهه و یا حتی بیشتر تمرینات زیادی برای آماده شدن نمایش انجام می شد و در این پروسه بازیگران خودشان نقش‌هایشان را کشف می‌کردند، البته ما هم تابع شرایط زمانه هستیم و در اجرای جدید «جمعه کشی» در مدت یک ماه تمرین برای اجرا آماده شد.

روز جمعه برای همه ما در تمام مقاطع زندگی چه پیری و چه جوانی نسبت به سایر روزهای هفته از اهمیت و جایگاه خاص تری برخوردار می باشد. برای شما چه ویژگی دارد که به عنوان پایه اصلی اثرتان به آن پرداختید؟
این انتخاب بیشتر جنبه نمادین داشت و می توانست روز دیگری مورد توجه قرار بگیرد. برای خیلی از ما روزهای جمعه به خصوص غروبش طولانی و یا کشدارتر از بقیه روزها است و من این ویژگی را دراماتیزه اش کردم و یک جورهایی نماد و سمبول یک سال با چهار فصلش به صورت فشرده شده است. 

اجرا در تماشاخانه ای که گذشته پر شکوهی در دهه‌های چهل و پنجاه داشته برایتان دارای چه ویژگی هایی است؟
در دهه پنجاه در سنگلج نمایشی را اجرا نکرده بودم و برای اولین بار برایم چنین اتفاقی رخ می دهد. در این تماشاخانه بزرگانی نظیر عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی، حمید سمندریان و رکن الدین خسروی نمایش هایی مثل مرغ دریایی، ملاقات با بانوی سالخورده، بنگاه تئاترال و لبخند با شکوه آقای گیل را روی صحنه برده‌اند و یا به بازیگری پرداخته اند و این سالن برای خیلی از ما جنبه نوستالوژی دارد. 

 منبع: سایت ایران تئاتر
گفتگو از: احمد محمد اسماعیلی

فرزاد جعفریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شما جزو کدام گروه از انسان ها هستید ؟
آیا فرد عیب جویی هستید که فقط نقاط ضعف و بدی های انسانها را میبیندو در هر اتفاقی شروع به نق زدن بدگویی میکند و یا این که انسان را مجموعه ای از خوبی هایش و بدی هایش می دانید ؟
به قول بزرگی : هرگاه تنها هستیم به دنبال یک دوست میگردیم ، هر زمان پیدایش کردیم به دنبال عیبش میگردیم و
زمانی که از دستش دادیم به دنبال خاطراتش می گردیم و باز تنهاییم
دکتر ویلیام گلاسر، روان‌پزشک مشهور می‌گوید: هفت عادت تخریب‌گر شامل: 1- عیب‌جویی یا انتقام، 2- سرزنش، 3- شکوه و گلایه، 4- غر زدن، 5- تهدید، 6- تنبیه و 7- دادن حق حساب یا باج برای تحت کنترل درآوردن دیگری، وجود دارد
او معتقد است به جای استفاده از هفت الگوی مخرب که سعی در کنترل کردن فرد دارد برای حفظ و تداوم هر ارتباطی، باید از هفت الگوی سازنده: 1- گوش سپردن،2- حمایت، 3- تشویق، 4- احترام، 5- پذیرش، 6- اعتماد، و 7- گفت‌وگو، بهره برد.‏
عیب جویی یکی از بیماری های اخلاقی است که با انگیزه های گوناگون صورت می گیرد در اینجا به چند انگیزه اشاره می کنیم.
احساس حقارت
یکی از عوامل عیب جویی احساس حقارت است. کسانی که عیوب مختلفی دارند و احساس حقارت می کنند. می خواهند با نشر عیوب دیگران و تحقیر نمودن این و آن، عیوب خود را بپوشانند و ضعف باطنی خویش را جبران نمایند
حسد
یکی دیگر از انگیزه های عیب جویی، حسادت است. شخص حسود چون نمی تواند کمالات و امتیازات دیگران را ببیند تلاش می کند تا با عیب جویی، شخصیت آنها را خُرد کند.
سوء ظن
یکی از عوامل عیب جویی، گمان بد است، که خود یکی از بیماری های خطرناک است و بسیاری در آتش آن می سوزند.
بیماری روحی و غفلت
یکی از موارد عیب جویی یک نوعی بیماری روحی است که برخی ازمردم دچار آن می شوند. به طوری که از جستجوی عیوب دیگران و پخش آن در میان مردم لذّت می برند و بدین وسیله ناراحتی خود را تسکین می دهند.چنین کسانی در اثر خودخواهی، هرگز به خود اجازه نمی دهند که به عیوب خود بپردازند و چون از عیوب خود غافلند، عیوب دیگران را می بینند. به یکی از بزرگان گفتند: که چرا از عیوب دیگران سخن نمی گویی؟ او در جواب گفت: چون برای خود کمالی نمی بینم تا از دیگران عیب گویی کنم.
هر ... دیدن ادامه » کسی گر عیب خود دیدی به پیش
کی بُدی فارغ وی از اصلاح خویش
غافلند این خلق از خود بی خبر
لاجرم گویند عیب یکدگر
دشمنی
یکی دیگر از عوامل و ریشه های عیب جویی دشمنی است.بسیاری از افرادی که عیب جویی می کنند در واقع به سبب کینه ای است که در دل دارند. آنها که از دیگران کدورتی در دل دارند (چه در زندگی خانوادگی و چه در زندگی اجتماعی) دائماً در فکر عیب جویی و رسواکردن دیگران هستند.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
خودخواهی
گاهی خودخواهی و حس جاه طلبی انگیزه عیب جویی می شود؛ بسیاری از افرادی که می خواهند به مقام و موقعیتی برسند سعی می کنند با عیب جویی و عیب تراشی رقبای خود را تضعیف و از میدان به در کنند.

البته همه این عوامل را سببی جز جامعه حاکم نیست و صد البته که جامعه از خود ما شروع میشود بیاییم با یکدیگر مهربان‌تر باشیم
بجای اینکه یکدیگر را تحقیر کنیم و متهم سازیم فقط با گمانه زنی های حاصل از .....
به شکوفایی و بالندگی هم مهر بورزیم و جامعه را بسوی زیبایی راهنمایی کنیم
برداشت آزاد از چند مقاله در باب عیب جویی
بردیا ثابت
درباره نمایش چهل لُم i
نمایش چهل لُم ، نویسنده و کارگردان امیر پیشوایی
کارگردان جوان و خوش ذوق که با آثار کلاسیک آشنا است، با تلاش و جدیت برای حفظ هنر نمایشی به خاطر عشق و علاقه حرفه ای خود این اثر هملت را به صحنه می آورد که قابل تقدیر است . بازیگر ها با انرژی و هیجان نمایش را شروع و به پایان میرسانند. محل اجرا برای کار حماسی و تراژیک کوچک و ناچیز بود ولی قابل درک بود ، محصور و محدود بودن فضا هم قابل رویت و کار کارگردان هم دشوار تر . کارگردان عزیز از ضعف اجرا و بازیگران غافل نبوده است ولی جدی بودن بازیگران برای یک اجرای خوب ملموس و احساس میشد. اما ارتباط حسی با تماشاگران روان برقرار نشد و امید است در شب های بعدی اجرا روان تر و اثرگذارتر باشد. زحمت و همت تک تک بازیگران مورد توجه و قدردانی است و کارگردان عزیز در انتخاب بازیگران به خصوص نقش های اصلی برای اثر های حماسی انتخاب ... دیدن ادامه » ژرف تری داشته باشد که البته ایشان بهتر از بنده بر این موضوع واقف اند. نمایش قابل دیدن است و برای علاقه مندان به دیدن آثار کلاسیک فرصت مناسبی ست.
در تمام طول تاریخ دروغ راحت تر با رضایتمندی مورد پذیرش بوده است و واقعیت درک و فهمش دشوار و عذابش بیشتر.
با درود به تمام بازیگران و کارگردان خوش قریحه
احسان صفانژاد این را خواند
رها ازادی پناه این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از «شبی بیرون از خانه»، «آوریل۱۹۱۲»، «بازگشت به خانه» و «پناهکاه»، «بوی گند دهن خانم مارکز» پنجمین نمایشیه که در کنار گروه ریگولیتو بعنوان بازیگر حضور دارم. در تمام کارها تمرین طولانی و تعهد به خودمون و دنیایی که در حال خلقش هستیم باعث شد از کوچکترین لحظه‌ها و جزییات نگذریم تا دنیای نمایش‌مون تصویری شفاف و یکدست پیدا کنه.
امیدوارم اینبار هم ثمره تلاش‌مون لذت بردن شما باشه و خاطره‌ای از ما که چندی با خودتون مرورش می‌کنید.

شاد باشید
نمایش فیلم- تئاتر
«شازده کوچولو»
برداشتی آزاد ازاثر آنتوان دوسنت اگزوپری، تولید گروه تئاتر اگزیت، دی‌ماه ۱۳۹۵
به همراه گفتگو با اعضای گروه تئاتر اگزیت با محوریت «سندروم نوجوانی ابدی» در مجموعه فرهنگی آپ‌آرت‌مان
جمعه ۲۶ مهرماه ۱۳۹۸
از ساعت ۱۷:۰۰ تا ۲۰:۰۰
نشانی: خیابان سپهبد قرنی، خیابان کلانتری، پلاک ۴۸، طبقه دوم, پلتفرم آپ آرت مان
ورود با رزرو قبلی آزاد و‌ رایگان است
تلفن هماهنگی: ۰۹۲۱۰۴۳۰۵۷۱ - میلاد هیدی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بردیا ثابت
درباره نمایش جمعه‌کُشی i
جمعه کُشی ، نویسنده و کارگردان استاد اسماعیل خلج
بعد از حدوداً کمتر از پنج دهه استاد تصمیم میگیرد که این نمایش را بر روی صحنه به اجرا بگذارد و چه تصمیم هوشمندانه و حتی خردمندانه ای و میثاق پایبندی خود را به طبقه فرودست و درمانده ابراز وفاداری نماید. جمعه کشی حکایت قشری به هم ریخته و آشفته از زندگی روزمره و کاری خویش هستند که در سر باعث و بانی گرسنگی و تنگ دستی خود را صاحب کار خود میشناسند. که در خلوت با دوستان رنج دیده خود بسیار با حرارت و هیجان از حق و حقوق خود دفاع میکنند و به محض رویایی با صاحب کار همه اداعا ها و شعار ها فرو میریزد و دوباره آرام و خاموش به همان کارگری و نوکری ادامه میدهند و به ناچار مجبور به نان و پنیر خوردن می شوند . جمعه کُشی ، چهار فصل در یک روز که صبحش بهار است و ظهرش تابستان و عصرش پاییز و شب اش زمستان ، که به صورت شعر گروهی در ... دیدن ادامه » شروع و پایان خوانده میشود. نمایش با ریتمی آرام و یکنواخت تماشاگران را به دنبال رفتار های آدم های جامعه میکشاند. و تصویری از خود تماشاگران را به نمایش میگذارد .و سبب احساس همدردی درونی و همگونی میشود. استاد خلج با ظرافت به حقارت و تن دادن به کار روزمرگی و به خرافات و اوهام که عجین شده با مسیر زندگی طعنه میزند و با طنزی تلخ در روایت و اشعار همخوانی میکند. افراد قهوه خانه نماینده طبقات پایین جامعه هستند که وجه اشتراک آن ها فقر و بی سوادی و جهل است . دوچرخه سازی که حسرت کتاب های برادرزنش و کتاب خواندن او را دارد که از نظر دوچرخه ساز باعث با سوادی و فیلسوف شدن است و فخرش را به دوستانش می فروشد ولی هر دو مشکلات خودشان را دارند. پیر مرد روستایی که به شهر آمده دنبال آدرسی میگردد که دستمزد پرداخت نشده اش را دریافت نماید. در روستای خودش غریب ، در شهر غریب و بی کس و تنها. شناخت استاد خلج از فرودستان جامعه و گفتمان و مناسبات اجتماعی شان ، مردم شناسانه است . با توجه به فضای محدود صحنه، با وسواس و دقت بازیگر ها کنار هم قرار گرفته اند. چاق و فربه بودن صاحب قهوه خانه که از حاصل زحمت و سختی کشیدن و تلاش کارگرانش به پول و ثروت و مکنت رسیده و هنوز جاهل است ، رفتار و کلامش در تضاد با ثروت و پولش است و فرهنگ و تربیت اش هم تنزل یافته است.
استاد خلج با موقع شناسی تاریخی و زمان مقتضی جامعه، نمایش را به اجرا در میآورد. رخوت ، سستی و بی میلی به فردایی که برایمان بی تفاوت است و فقط سرگرم پنچرگیری هستیم. چهار فصل در یک روز مصداق مشت نمونه خروار است .
سعدی خیال بیهوده بستی امید وصل / هجرت بکشد و وصل هنوزت مصور است
با آرزوی عمر طولانی برای استاد خلج
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کامران نوحی
درباره نمایش ساعت i
پرواز همای و ساعت
https://www.aparat.com/v/hCmoz
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشته ای بسیار روان بازی بازیگران بسیار دلنشین
توصیه میکنم ببینید و خودتون رو میان خانواده خلق شده به دست هنرمند خانم تبریزی حس کنید و در ذهنتون تمام آدم هایی که میشناسید را مرور کنید و ببینید چقدر یوسف ها و سالومه ها در اطرافتون میبینید
شاهین این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از نمایش مینواس i
۵ ساعت پیش
محمد عسگری و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرش قرمز تئاترشهر برای «کتاب‌های نو» | عکس
فراخوان برگزاری نشست های پژوهشی «کتاب_محور» مجموعه تئاتر شهر منتشر شد
» فرش قرمز تئاترشهر برای «کتاب‌های نو»
... دیدن متن »

فراخوان برگزاری نشست های پژوهشی و رونمایی از کتاب های حوزه‌ی تئاتر در مجموعه‌ی تئاتر شهر با دعوت از تمامی ناشران فعال در این حوزه منتشر شد.

به گزارش تیوال به نقل از دفتر ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه‌ی تئاتر شهر فراخوان برگزاری نشست های پژوهشی کتاب محور و همچنین جشن های رونمایی از کتاب های حوزه ی تئاتر را با عنوان « کتاب نو» منتشر کرد. در این فراخوان آمده است « مجموعه ی تئاترشهر از دیرباز کوشیده است در کنارِ فراهم سازی فضایی پویا جهت اجرای آثار نمایشی، به توسعه ی دانش و گفت و گو پیرامون حوزه های نظری و مکتوب هنرهای اجرایی دست یابد. در امتداد چنین نگاهی دفتر «ارتباطات، آموزش و پژوهشِ» این مجموعه با هدف سازماندهی هرچه بهتر جلسات کتاب_ محور از تمامی مولفان، مترجمان و ناشرین حوزه ی تئاتر و ادبیات نمایشی برای برگزاری جلسات رونمایی، معرفی ونقدِ کتاب های تازه طبع شده با عنوان »کتابِِ نو» در سالن مشاهیر ِ مجموعه‌ی تئاترشهر دعوت به عمل می آورد.»

در ادامه‌ی این فراخوان آمده است : «جلسات کتابِ نو در روزهای یکشنبه یا دوشنبه ی هر هفته برگزار خواهد شد.

شرایط حضور در این فراخوان برای تمامی متقاضیان به شرح ذیل است:
۱- ارایه‌ی درخواست مکتوب در سربرگ انتشارات و ممهور به نشان رسمی آن
۲- ارایه‌ی معرفی مختصری از کتاب، ضرورت انتشار و ویژگی های ارزنده‌ی آن در ۵۵۰ کلمه
۳- ارایه‌ی اطلاعاتی در زمینه ی معرفی سخنرانان و کارشناسان مدعو به نشست
۴- ارایه‌ی ۴ نسخه کتاب به مجموعه ی تئاترشهر

علاقه مندان می توانند تمامی موارد اول تا سوم را در قالب یک فایل PDF به آدرس الکترونیکی Tehran.citytheater@gmail.com  ارسال نموده تا در اسرع وقت به تقاضاهای مذکور پاسخ داده شود. همچنین برای تحویل حضوری درخواست خود می توانید همه روزه به جز شنبه ها از ساعت ۱۷ تا ۲۱ به واحد ارتباطات، پژوهش و آموزش مجموعه واقع در طبقه‌ی سوم تئاتر شهر مراجعه کنید.

بر مبنای این گزارش نخستین جلسات «کتاب نو» از آبان ۱۳۹۸ در مجموعه‌ی تئاتر شهر برگزار خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انتشار یافته در روزنامه اعتماد به تاریخ دوشنبه بیست و دوم مهرماه نود و هشت

‌خانواده‌بازی کودکان جنگ‌زده
نوشته محمدحسن خدایی
گویی همه چیز از جدیت افتاده تا فضایی کودکانه و بازیگوشانه ساخته شود. اجرای صدرا صباحی از نمایشنامه تحسین شده «بیلانا سربلانژویچ» واجد نوعی شلختگی دوران کودکی است. یکی از همان تلاش‌های شکست‌خورده کودکان در بازنمایی دنیای بزرگسالی. دنیایی که تاریخ جهان نشان داده واجد خشونت و بلاهت توامان است. اگر نویسنده‌ای صرب‌زبان و متولد بلگراد، در آخرین سال‌های قرن پیش با نوشتن نمایشنامه‌ای استعاری و انتقادی، در تلاش است فروپاشی یوگسلاوی را از زبان کودکان روایت کند، اینجا اما با اجرایی روبرو هستیم که در یک دراماتورژی کمابیش تقلیل‌گرایانه، از آن فضای مصیبت‌زای جنگ بالکان فاصله گرفته و تمرکز خود را بر مناسبات کودکانه خانواده‌ای ... دیدن ادامه » بنا نهاده که نابهنگام هستند. یازده فصل نمایشنامه در اجرا به چهار صحنه تبدیل شده و از دلالت‌های تاریخی آن کاسته شده اما به تاریخ‌زدایی تمام عیار منتهی نشده و همچنان می‌توان به میانجی تماشای سرگذشت شخصیت‌ها، نقبی زد به حال و هوای یوگسلاوی در حال فروپاشی. دیگر چندان از ارجاع به کلینتون و اسلوبدان میلوسویچ خبری نیست و چهره جنگ، کم‌رمق‌تر از نمایشنامه بازنمایی می‌شود. بنابراین با روایتی کودکانه‌تر از آن دوران روبرو هستیم. طنز سیاهی که در داستان خانواده مشاهده می‌شود مرثیه‌ای است بر این حقیقت تلخ که دیگر کودکان هم معصوم نیستند. آنان در غیاب والدین کشته شده در جنگ، در اتصال با تبعات ستیزهای بین‌المللی، تبدیل به موجوداتی حریص، خشن و خودخواه شده‌اند که حتی بیش از بزرگسالان جهان را به آشوب کشیده‌اند. در نمایشنامه بیلانا سربلانژویچ به تناوب مرگ یا کشته شدن «ووئین» و «ملینا» را در یازده پرده می‌بینیم که همچون یک بازی، اجرا می‌شود. کودکانی که نقش پدر و مادر «آندریا» را بازی می‌کنند و ترکیب متناقض‌نمایی هستند از خیر و شر. از این باب داستان خانواده را می‌توان ردیه‌ای دانست بر معصومیت کودکی. اینکه روایت غالب همیشه مبتنی بوده بر جهان معصومانه کودکان که گویی قرار است همان سوژهای امیدبخشی باشند که رهایی و رستگاری تمدن بشری را بشارت می‌دهند. اینجا هم به مانند روایت میشائل هانکه در «روبان سفید»، کودکان مستعد خطرناک‌ترین جنایات هستند.
ساختار روایی «داستان خانواده» معطوف است به منطق بازی. صدرا صباحی این منطق را پی گرفته و با دراماتورژی خاص خود که مبتنی است بر حذف و اضافه، گاه آن را شدت بخشیده. قرار است واقعیت هولناک فضای پساجنگ، از طریق بازی کردن قابل تحمل شود. یک بازی جمعی که نقش‌ها و جایگاه‌ها از پیش تعیین شده و مدام تکرار می‌شود. طراحی صحنه و لباس، بیش از آنکه بازنمایانه باشد، یادآور بازی‌های کودکانه است. خطوطی که ناشیانه بر زمین کشیده شده و فضاها و مکان‌ها را از یکدیگر تمایز می‌بخشد. اشیایی که بنابر ضرورت، در یک منطق جابجایی، دلالت دارند بر چیزهای دیگر. فی‌المثل یک مداد می‌تواند تکه‌ای گوشت قابل خوردن یا قاشق و چنگالی برای غذا خوردن باشد. گویی تماشاگران در یک ضیافت کودکانه شرکت کرده‌اند که شخصیت‌هایش دوست دارند نقش بزرگسالی را بازی اجرا کنند. کودکانی که جنگ، کودکی آنان را ربوده و تبدیل‌شان کرده به مردان و زنان حریص و خشن. یک جهان مبتنی بر فایده‌باوری افراطی که مرزهای کودکی و بزرگسالی در آن دیرزمانی است که ناپدید شده. «داستان خانواده» یادآور رمان «میرچا الیاده» است: «جوانی بدون جوانی»، اینجا هم «کودکی بدون کودکی».
صدرا صباحی در مقام مترجم، طراح و کارگردان به اجرایی نظر دارد که شلختگی و از جا درفتگی دوران کودکی را انتقال دهد. نوعی آماتوریسم که حتی می‌تواند بیش از این بکار گرفته شود و مرزبندی‌اش را با جریان اصلی تئاتر تجاری، پر رنگ‌تر کند. اما گاه این تجربه‌گرایی به مسیری اشتباه ختم می‌شود. فی‌المثل استفاده از شخصیتی که لباس نظامی بر تن دارد و به مثابه قوای قهریه یک وضعیت جنگی بر بلندی ایستاده و مدام شخصیت‌ها را خطاب می‌کند، امری اضافی و بر خلاف منطق درونی اجراست. اصولا رویت‌پذیر یک نیروی نظامی همه جا حاضر به این شکل، به ضد خود تبدیل شده و آن را به امری مبتذل بدل می‌کند. در نهایت «داستان خانواده»، واجد نوعی از نابهنگامی و تجربه‌گرایی است که همچنان تا یافتن غایت فرمال خود، راه درازی در پیش دارد. از یاد نبریم که اگر روایت کودکانه از یک جنگ تمام عیار، مبتنی شود بر زیباشناسی عقل سلیم و خطر کردن را پس زند، خود در دام همان نظم موجودی خواهد افتاد که گاه بنابر ضرورت بقای خویش، جنگ را تماشایی می‌نمایاند. از این باب اجرای پر از غلط و نابهنگامی صدرا صباحی را آن زمان می‌توان قدر دانست که جنگ و جهان بزرگسالانه را از ریخت می‌اندازد. در همان سکوت‌های معنادار شخصیت «نادزدا» که ناگهان پیدا شده و نقش سگ خانواده را بازی می‌کند.
مینا این را خواند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) و مریم اسدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Hamidreza FF
درباره اپرای عروسکی مولوی i
امیدوارم که روی تنظیم صدای سالن کار کرده باشن. در نمایش حافظ واقعا صدا یه جاهایی گوشخراش بود و صدای خواننده ها تو صدای بلند موزیک گم میشد
هانی حسینی و عرفان این را خواندند
شاهین این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید