تیوال تئاتر
S2 : 04:55:13
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

اقای شرفی عزیزززز تولدتوووون مباااارررررک
شاهین این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیصبرانه منتظر اجرای دکتر دلخواه عزیز هستم ....
شاهین این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی وقتها چقدر نا امید و کش اومده از سالن های تیاتر میام بیرون اما بسی جای شادمانی است که در این شبهای تاریک و سیاه ، گلهایی باز میرویند تا امید را بر این دلهای ریش شده باز بر گردانند ... خیلی خیلی تبریک و خسته نباشید میگم به تک تک شما عزیزانی که در کنار هم نمایش فاخری را اجرا کردید بدون ادعا و خیلی خیلی تعجب کردم از کارگردانی به این جوانی با این سطح تفکر ... و همچنین بازیهای خوب مخصوصا سروش طاهری ... آفرین به همه ی عوامل این تیاتر
شاهین این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر ثانی
درباره نمایش شیهیدن i
"شیهه‌ای در متن آشفتگی"
(بخش اول)

نمایش "شیهیدن"_ مصدر ساختگی از فعل شیهه کشیدن_ کاری از عباس جمالی با گروهی جوان‌ست که در سالن استادناظرزاده کرمانی‌ در مجموع ایرانشهر درحال اجراست.
نمایش درباره‌ی دانشجویانی معترض‌، مبتنی بر حرکات بدن و دیالوگ‌هایی منقطع و مکرر، با دلالت‌های معنایی‌ست که می‌خواهد در ترکیبی از حرکات فیزیکال و کلام، مخاطب را به جهان خود وارد و نیروهای کنش‌مندی را در جریانِ اعتراضات، توقیف‌ها، و سانسورها فاش و متکثر کند.
جهانی از عصیان و سرکشی در قالب اتفاقاتِ روز و دغدغه‌مند جاری که بخش مهمی از بُعد اجتماعی و سیاسی انسان امروز با تداعیِ تکرارپذیری هر زمانه است ..
انسانی که در تلاطم ساختارشکنی و مرزهای مسلط، چنانکه دلوز اشاره می‌کند، به حیوان‌شدگی رو می‌آورد و حیوان‌شدن را برای انهدامِ موقعیت‌های تسلیم، و قلمروزدایی از نفوذ فرآیندی که قصد تزریق وضعیتی را دارد که از آنان بدن‌های مطیع و رام می‌سازد.
عصیانگری انسان یاغی در شمایل حیوان‎شدگی، بیرون‌ریزی طغیان و فاصله از وجه عقلانیتِ انسانی‌ست که در محفظه‌ی محافظه‌کاری و هراس از بی‌تعادلی، محبوس‌ست و می‌خواهد به رهاشدگی در مطالبه‌ی آنچه برحق می‌داند برسد. تقلا می‌کند، می‌افتد، می‌غلطد، بر می‌خیزد، رخوت و مسخ شدگی را می‌دَرد و به رویت‌پذیری تشنج عضلانی و ذهنی می‌رسد. تمامی بدن به شبکه‌ای درهم پیچیده تبدیل می‌شود. نه متمایل به توحش و وحشت بلکه متمایل به آزادی و رهایی و ژرفیتی در عصیان و دریدگی نظام‌های مسلطی که عنان انسانی را در سیطره‌ی خود می‌گیرد و آنها را تبدیل به الگوهایِ مورد تایید خود و بدن‌های رام می‌کند. بدن‌هایی که اهلیِ انقیادِ قدرتند و سرکوب‌ها از آنان اجسام مطیعی می‌سازد که شی‌ءشدگی را بیش از وجه انسانی خویش، بلد می‌شوند. انفعالی در جسم و بدن‌ها که عاطفه و شور را بی‎اثر کرده و ذهن را نیز که با بدن و تن در ارتباط مستقیمی‌ست و تفکیک ناپذیر، منفعل می‌کند.
کل اجرا در تلاش برای رهایی‌ست می‌خواهد به بیرون از خودش جاری شود شیهه می‌کشد، زوزه می‌کند، فریاد برمی‌آورد تا بتواند از استیصالی که نهادها و نظام آموزش، و سانسورها بر بدنه‌ی افرادش اعمال می‌کند، به دَر رود. این فریاد گمشده در سال‌های پیشین که از گلویی برنخاست و از حنجره‌ای ادا نشد، بیرون می‌ریزد و اعلام وجود می‌کند. نه تنها زبان و کلام بلکه تمام اندام‌ها دلالتگر برطغیانی‌ست که به انفجار می‌رسد. زخم‌هایی که در گذر زمان خونش دلمه شده، و حالا دگر بار، بر زمین می چکد.
"شیهیدن"، فیگور، ژست و طراحی حرکت و فرم نیست . بلکه تاثیر "حرکت" و "پویایی" بر بدن‌های بی‌حرکت و رخوت‌زده‌ای‌ست که اگرچه از خفقان و فقدان‌ها آماسیده‌اند، اما از کار نیفتاده‌اند. اجازه‌ی مونتاژهای قدرت را در سلسله مراتب استاد_شاگری، نمی‌دهد. جا خالی نمی‌کند. تحت تاثیرِ ژستِ فرهیختگیِ جبری استاد قرار نمی‌گیرد. تجربه می‌کند، می‌سازد، ویران می‌کند تا به آگاهی دست یابد. در میدان‌ها، در تجمعات، در عبور از ایستاییِ اِعمال شده با وجودِ عواقبِ ستاره‌دارشدن، اخراج، حذف و طرد، مقاومت می‌کند. برخلاف نسل محافظه‌کاری که در حاشیه‌ی سکوت و بی کنشی، پناه گرفته‌است.
"شیهیدن" در جای‌جای خود از اشاره به کنش‌هایی بهره می‌جوید که در ترکیب گروهی، مشارکت و آزادسازیِ نیروهایی را تجلی می‌دهد که در انسجام و وحدت‌گرایی، هرچند در اقلیت، به شرح نبرد می‌رسد. نبردی که نقد مشخصی به نهادهای سلسله مراتبی (و در اینجا دانشگاه)، به عنوان واحد نظارتی قدرت در کنترل بدن‌ها و ذهن‌ها، عمل می‌کند، توام با شیوه‌ای هنجارشکن و مقاومتی، دارد.

صندلی‌های ناقص طراحی کاربردی در جهت نقص و انحراف در مجموعه‌های آموزشی‌ست که قادر نیست تعادل و بالانس دانش‌جویان را حفظ کند و برای اینکه او بتواند دراین شرایط دوام بیاورد، ملزم به انطباق با همان نقص و ایراد و انحراف از محور است. واین دوگانگی در موقعیت‌های متعدد در اجرا نیز بازنمایی می‌شود. استادی با کفش‌های پاشنه‌دار زرد بعنوان نشانگانی از همسویی مزورانه، و همراهی ریاکارانه‌ی کادر آموزشی، و تخته‌سیاهی کج که انحرافی از حقیقتِ واقع و تسلط ایدئولوژی است.
اجرا شروعی طوفانی دارد، دیالوگ‌هایی به اشاراتی از بی‌شکلی، شکل از دست داده، منحرف شده، آغشته‌شده، با گلاویزی دو تن، که هرکدام نمادی از جریانی غالب و مغلوب‌ست و جمعیتی که در اطراف آنان به گریز و افت‌و خیز، و در نهایت تهی از هر نیرویی، از جریان می‌افتند. سطل بزرگ زباله‌ای در حاشیه‌ی صحنه، که مدام در بلعیدن و قی کردن زباله ها، دستخوش تغییرمعنا وکارکردست.

"دیدم ... دیدن ادامه » تن تورا بی شکل، بی شکلی ، شکل منحرف شده ، شکل از دست داده .."*
فرم درجهت محتوایی‌ که از طراحی‌ صحنه و دیالوگ‌های آغازین قابل ردیابی‌ست، شکل پذیر می‌شود و نشان می‌دهد که درپیِ تن‌آسایی و فرم کلیشه‌ایِ زیباشناسانه نیست. بلکه در صدد قالبی برایِ بیان وضعیتی‌ ناهنجار و اعتراضی‌ست. تاکید بر بی‌شکلی نیز می‌تواند اشاره‌ای به فرم خاصِ اجرایی نیز باشد که مملو از آشفتگی، بی نظمی و درهم‌ریختگی‌ست. کلمات کلیدی نمایش از همین آغاز کدگشایی می‌شوند.
"تو آنروز در میدان بودی؟"*
حضور در میدان به معنای کنش‌ست به معنای رد بی تفاوتی از تضیع حقوقی‌ست که مشارکت جمعی را طلبیده اما آن را به اعتبار نمی‎گیرد میدان جایگاهی بعنوان عرصه‌ی حضور کنش‌های اجتماعی بارها به میان می‌آید. میدان نه از لحاظ موقعیتِ مکانی، که اشاره‌ای به مفهوم و "وضعیتی" از حضورِ اجتماعی در هر برهه‌ای‌ست که نیازمند به اعلام نظر و مطالبه‌گری‌ست. همان وضعیتی که اغلب، تهی از نیروهای انقلابی‌ست.
در بخش‌های مختلف ، آنچه در صحنه جان می‌گیرد و به حرکت در می‌آید، وجوهی از مناسبات قابل نقدی‌ست که می‌خواهد بر خلاف روال و ساختار مسلط رایج، عنان بردارد و سرکشی کند. و آنرا که همواره مورد حذف و سانسور بوده، با بکارگیری نشانه هایی از قطع کلام و اعلام نقطه، گسیختگی معنایی را بازتولید کند.
بازی بازیگران، مسلط و با وجود ریتم بالای اجرا در حرکات و فعالیت فیزیکال بالا و پرحجم، هماهنگ‌ست، که از تمرین‌های خوب و کافی گروه حکایت می‌کند. طراحی صحنه و نور و موسیقی به شیوه‌ای موثر کاربردی‌ست و در تکمیل فرآیند اجرا، جا افتاده و همسوست. تمام صحنه و طراحی میزانس‌ها، درخشان‌ست . خروج از صحنه توسط بازیگران به جایگاه تماشاگران، درجهت شکست قراردادهایی‌ست که در کلیت معنایی اجرا بارها یادآوری می‌شود.
"شیهیدن" در اجرا با وجود محتوایی که انتخاب کرده‌است، نوعی طاعون‌زدگی را نیز منتقل می‌کند. طاعونی آرتویی که می‌خواهد پوسته‌ی تن آسایی رخوت‌انگیز را نه تنها از صحنه‌ی بازیگری و درام‌های کم تحرکِ ایستا، بلکه از صحنه‌ی اجتماعی کنار بزند. و به حساسیتی برساند که فروپاشی مقدمه‌ای بر اقدامی تاثیرگذارباشد.
"شیهیدن" با وجود تمام امتیازاتِ درخور و متمایز خود، به نظر می‌رسد از جایی به بعد به دلیل تراکمِ معنایی ونشانه‌های مفهومی دچار پرگویی می‌شود که با وجود غلبه‌ی فرم ، برای مخاطب، منجر به خستگی و قطع روند ارتباط گیری‌اش با جریان صحنه می‌شود و بعد از آن بیش از آنکه مداقه‌گرانه ردیابی و پیگیری کند، تنها ناظر و تماشاکننده، است. به نظر می‌رسد با کوتاه‌تر شدن زمان اجرا از 85 دقیقه، بازده بیشتری برای مخاطب ایجاد شود. و اتصال مطمئن‌تر و بی انقطاع‌تری را ایجاد کند.

عباس جمالی، جسارتِ خلق آثاری را دارد که در ترکیب متوازنی از فرم و محتوا، تلنگر اندیشه‌ورزانه‌ای در مدیوم تئاترست و همواره نشان داده از دغدغه‌مندی و آگاهمندی ویژه‌ای برخوردارست که موجب بازتابِ خودآگاهیِ عمیقِ او در اجراهایش می‌شود. خودآگاهی‌ای که وضعیتِ زمانه‌ی خود را نیز در بر می‌گیرد. همان "آگاهیِ دوران" که هایدگر از آن سخن می‌گفت و هنرمند بیدار و برخوردار از وجود و وجدان انسان را واجدِ آن می دانست.
"شیهیدن" اجرایی در سبک خاصی‌ست که هرچند بدلیلِ حرکات فیزیکال و فرم پر تحرکش، تماشاگر عام را نیز جلب کند، اما بی شک، جریانی‌ست جاری و هشدار دهنده که مخاطب جدی و خاص تئاتر را هدف گرفته‌است. و این خود بستری برای اندیشیدن را مهیا می‌کند.
"یخ زدیم و آب نشدیم با هیچ تابستانی
یخ زدیم و دانه دانه همه چیز یخ زد یخبندان شد و هیچ آفتابی گرممان نکرد."*

نیلوفرثانی
*: بخش هایی از دیالوگ نمایش
NetHunter این را خواند
سپهر این را دوست دارد
من کار رو پسندیدم ولی به نظرم کار قابل توصیه ای برای مخاطب عام نیست
یه مشکل اساسی که با کار داشتم بیان بازیگر ها بود و نمی دونم نوع بیان شون به درخواست کارگردان به این شکل بود و یا واقعا بیان شون بد بود طوری که من که ردیف ۴ بودم نیمی از دیالوگ ها رو درست ... دیدن ادامه » متوجه نمی شدم

در مورد طراحی صحنه کاملا موافقم در عین سادگی ، کاربردی بود

کلیت اجرا و قصه مشخصه ولی خیلی دلم می خواد جزییات رو بفهمم
اجرایی که من دیدم ۷۰ دقیقه بود و ریتم خوبی داشت
۱ ساعت پیش
درود سپهر جان .. بله منم در شنیدن بخش هایی از دیالوگ ها دچار گنگی و ابهام بودم.. اما شاید بنوعی این میزان آشفتگی لازمه‌ی جریان صحنه بود. "صداهایی که شنیده نشدند" ، " کلماتی که به نظر شنوندگانش در آن زمان، نامفهوم ، یا نارسا " بودند.. اما گویندگان ... دیدن ادامه » می دانستند چه می گویند وچه می خواهند.
در وضعیت های آشوب، اعوجاج گفتار و کلام طبیعی ست.. اما شاید ما بدلیل اهمیت وجود همان چند دیالوگ مصّر به شنیدن کامل و بی نقصی بودیم که اتفاق نیفتاد.
خب چه خبر خوبی، خوشحالم که زمان اجرا کوتاهتر شده و مطمئنم این در روند بازده ای برای مخاطب تاثیربیشتری داره.
ممنونم از همراهیت و گفتگویی که دراین باره شکل بگیره کمک بزرگی ست به وضوح بیشتر اجرا، و جزئیاتی که ناگشوده باقی ماندند.
۴۶ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Aidin
درباره نمایش یک شب خوش i
با تشکر از عوامل تئاتر
متاسفانه در نظر من طنز این نمایش بیشتر به هزل و هجو شبیه بود و از سطح پایینی برخوردار بود. و در کل نمایش هیچ پیام و یا درون مایه ای نداشت و لباس های بازیگران بسیار بی کیفیت و ضعیف طراحی شده بودند. و محتوای دیالوگ ها بسیار زن ستیزانه بود.
امیدوارم در آینده شاهد کارهای با کیفیت تری از تیم زحمتکش تئاتر یک شب خوش باشیم
با تشکر
شاهین این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Aidin
درباره نمایش افرای ژاپنی i
با عرض خسته نباشید به عوامل این نمایش
متاسفانه این تئاتر برای من جذاب نبود و نظر من رو جلب نکرد. و تقریبا تا چند دقیقه پایانی بسیار خسته کننده و یکنواخت پیش میرفت و دیالوگ ها هم تکرار شونده و عاری از جذابیت بودند.
در ضمن در توضیح تیاتر نوشته شده “کمدی” و خود این توضیح یکی از عوامل انتخاب این نمایش برای دیدن من بود در حالیکه بهیچ عنوان تئاتر کمدی نبود. بنظرم این توضیح اصلاح شود چون باعث براورده نشدن انتظارات مخاطب میشود.
با تشکر
شاهین این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک اثر دغدغه مند شریف که به حال و هوای اجتماع ما مرتبط بود
مردی با نقابهایی که ر کس و ناکسی بر صورت دارد بر میله ای از ابتدا تا انتهای نمایش قدم میزند که نمایش این است که این فریب و تزویر و دورویی در کل اعصار جاری است و گذشت زمان را نشان میدهد مرد سیاه پوشی نماد خوی وحشی ادمیان است اخ چقدر دوست داشتم شهردار را خفه کنم همذات پنداری کار بالا بود
Negin Fooladi این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پنجاه پنجاه دوست داشتنی ❤
امشب واسه بار سوم افتخار اینو داشتم که این نمایش دلچسب رو ببینم...گفتنی ها رو تو پستای قبلیم نوشتم از خفن بودن این نمایش و با اطمینان میگم که بهترین کاریست که در چند ماه گذشته داره اجرا میشه...
امشب تغییراتی در چیدمان هنرمندان به چشم میومد..جای بازیگر قاضی و وکیل و خانم ها و پدرش یا عوض شده بود یا هنرمندان دیگه بازی میکردن که به همان اندازه عالی نقشاشون رو بازی کردن ..
از اینکه خبر ادامه این نمایش در آبان رو شنیدم بسیار خوشحال شدم و امیدوارم که شانس دیدن این نمایش رو بازم داشته باشم..
دوست داشتنی هستید همه پنجاه پنجاهی ها و مرتضی اسماعیل کاشی توانمند...براتون بهترینها رو آرزو میکنم...❤
Negin Fooladi این را خواند
شاهین و عادله گرشاسبی این را دوست دارند
سپاس از شما و مهرتان
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تماشاچی
درباره نمایش نیمه تاریک ماه i
از گروه های اجرای خواهش میکنم به هر قیمتی کار روی صحنه نبرین.
کار خیلی ضعیف بود. الگو برداری از سریال perfect strangers بسیار بد بود.
بازی ها بسیار ضعیف بود. فقط آقای عمرانی خوب بود.
شاهین، Negin Fooladi، سپهر و فرزاد این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دم در نگارخانه منتظر شروع سانس دانشجویی اش هستی، ته کوچه ای باریک و دنج بغل گوش تئاتر شهر، در فکر اینکه 90 درصد کسانی که همین گوشه کنار منتظرند بهشان نمیخورد دانشجو باشند، پس کمی که خیالت راحت می شود ازینکه در خلاف کوچکی که در آمدنت به سانس دانشجویی کرده ای تنها نیستی، ناگهان پسری پوارو وار با عینک دودی در هوای گرگ و میش عصر با روپوش سفید و چارتی شبیه چارت های بیماریستانی که توسط دخترکی با رفتار عروسک کوکی وارانه دنبال می شود، جلویت پیدایشان می شود، بی هیچ حرف سخنی مانند روانپزشکی به ورنداز تو و نوشتن نسخه می پردازد، میان همین آشفتگی تو اعلام میکنند که "تماشاگرانی که برای دیدن موسیقی مجلسی تشریف آورده اند به سالن شماره ی یک مراجعه بفرمایند"، سرانجام ورود دادند. داخل که می شوی صحنه تجسم یک کیاس واقعی را دارد، هرج و مرجی که بعدها میفهمی از ... دیدن ادامه » قبل از شروع نمایش با ورود آن دو بازیگر نمایش به جمعیت داخل کوچه بنیانش گذاشته شده است، صندلی های سفید در دست دخترانی زیبا و سرگشتگی ممتد آنها بر روی صحنه تا زمانی که همه سرجاهایشان مینشینند، ادامه پیدا میکند و نوید اجرایی هیجان انگیز را میدهد، صدای سوتی خارج از صحنه که می آید قشنگ چیزی که روی صحنه اتفاق می افتد تو را یاد "اودیسه ی فضایی 2001" کوبریک می اندازد، 8 دخترک شروع میکنن به خاراندن سر و ضربه های ریتمیک پا به زمین و روی صندلی هایشان مغموم و تسخیر شده و از صحنه خارج می شوند.
صدای موسیقی در سالن میپیچد و تو درگیر اینی که باخ یا موتزارت است که زنی با لباس سفید زیبا و خنده ای نسبتا شیطانی با رقص وارد می شود که بعدها میفهمی همسر یا معشوقه ی بتهون بوده. پس از او شخصیت شکارچی (جهانگرد) و منشی و بازیگر، املیا ایرهارت به ترتیب وارد صحنه می شوند. ژان دارک که می آید تم مذهب نیز ورود می کند و در نهایت با ورود سوزان بیانتونی جمع ما تکمیل.
"موسیقی مجلسی" نمایش زیبایی نوشته ی آرتور کوپیت که با ترجمه ی زیبای عاطفه ی پاکبازنیا همین بیخ گوش ما روی صحنه رفته است بی شک یکی از زیباترین بیان های وضع حاضر اجتماع زنان ماست.
هشت کاراکتری که در عین دیوانگی مالیخولیایی وار هفت تایی شان هرکدام بیانگر نوعی از زنان اجتماع هستند که به اسم زنان موفق گذشته نام گذاری شده اند.
نمایش برای من ابتدا به گونه ای پیش می رفت که بیانگر یک زن (اگر در نهایت تمام جامعه ی زنان را یک پیکر واحد بنامیم، به نظر می رسد قشنگ منظور نویسنده همین بوده است که این برداشت بر بیننده واقع گردد) با 8 جنبه ی شخصیتی جداگانه و درگیر را تداعی می کرد.تا جایی که شخصیت دکتر داخل کوچه به همراه نهمین شخصیت زن داستان وارد صحنه می شود. بی شک آن مرد در عین بی رحمی و شقاوت کامل نویسنده و به بی رحم ترین نحو ممکن نماینده ی تمام پیکر مردانه ی جامعه ی ما خواهد بود. مردی خوش زبان، بازی دهنده، کنترل گر، ترسناک، حاکم بر زنان صحنه، کسی که از نتیجه ی نمایشی که در آن اسالم کاخ گونه اش بر طبق میل او دارد پیش میرود نهایت لذت را میبرد. همراه او کسی نیست جز زنی که بیانگر قسمت جدا افتاده از پیکر زنانگی جامعه در قواره ی یک عروسک کوکی به دنبال مرد روان است و در رسیدن مرد به تمامیت آنچه میخواهد دست راست اوست. یک خائن به آرمان فمینیستی. یک مرتود به تمام معنا از طرف تمام زنان داستان. ولی سرخوش و آرام. تنها کاراکتر بی دیالوگ داستان.
بهرحال از دید نویسنده انگار تنها راه رهایی از بند جامعه ی مردانه ی "بالایی ها" همینگونه بودن زنان است. نشان بارز این موضوع جایی است که وقتی مرد هر هشت کاراکتر را به نرمی مجبور میکند به صفحه ی نمایش روبریشان که تفکرات آن ها را دیکته می کند خیره شوند، برمیگردد و با خنده ای ملیح به عروسکش می گوید "تو که نه"! چرا که مطمئن است او قابلیت بارگزاری فکری را ندارد.
دیدن این نمایش خالی از لطف نیست.

حامد قاضی
27 مهر 98
سوگند صدیقی این را دوست دارد
با سلام
سپاس از وقتی که گذاشتین و نظرات جذابتون
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم نجاتی
درباره نمایش نیست i
مستند روان و قابل تاملی بود. من پیشنهاد میکنم ببینید.
محمد حسین و شاهین این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام مقیمی
درباره نمایش دشمن مردم i
.... میخواستم انسان کامل باشم...پشت این دیوارها رویاست...آنان نسل خود را گسترش میدهند و‌روزنامه میخوانند...
براستیکه دشمن مردم خودشان هستند اما این را بر نمیتابند و همواره جستجوگر آن در جای دیگرند. سپاس از کارگردان جوان نمایش و بازیگران کم ادعا که خوش درخشیدند. این نمایشی است که باید به تناوب اجرا شود و ما را به تعمق وادارد تا شاید اندکی از ریاکاری و خودپسندی و‌منفعت طلبی مان کوتاه بیاییم.
Negin Fooladi و سپهر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا افشاری
درباره نمایش بداهه i
بداهه یکی از خلاقانه ترین و جذاب ترین تاترهایی بود که تا حالا دیدم . تنگناهایی که مطرح می شد واقعا ملموس بود برای تماشاگر. در اجرای امشب ۲۵ مهر خانم‌کردا و اقای سیاح و خانم ون هولک عالی بودن.
شاهین این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد حسین
درباره نمایش نیست i
اینکه داستان واقعی بود هم برام جالب بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد حسین
درباره نمایش نیست i
داستانی اجتماعی داره که لحظه به لحظش برام هیجان داشت که بدونم پایانش چی میشه پیشنهاد میکنم که ببینید حتماً
محمد حسین این را خواند
موضوعی اجتماعی که هر لحظه میخواستم بدونم که چه اتفاقی میفته واقعی بودن داستان به جذابیتش افزود پیشنهاد میکنم ببینید حتماً
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سارا عباسپور
درباره نمایش من i
امشب این نمایش رو دیدم باید بگم که یکی از بهترین اجراهایی بود که توی این چند وقت دیدم کارگردانی علمی درست با قاب های بینظیر بازیها بسیار فراتر از سطح دانشجویی نور و لباس در خدمت مفهوم کار و خلاصه همه چیز عالی و لذت بخش پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
سپهر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز سه شنبه ۲۳ مهرماه به همراه تعدادی از اعضای گروه #من یک تماشاگرم، به تماشای این نمایش نشستیم.
تاتری که به دلیل استقبال قابل توجه مخاطبین، دو اجرایی شده ولی کلیه عوامل آن علیرغم صرف انرژی مضاعف در این اجراها، در نهایت صمیمیت و مهربانی، در جلسه گفتگو شرکت کردند.
جناب باپیری مشتاقانه نظرات و انتقادات را شنیده و با صداقت و شکیبایی پاسخگو بودند.
و البته تمام بازیگران گرانقدر از جناب شکیبا (که سالها در اجراهای آقای باپیری و سایر کارگردانان نام آشنا نقش آفرینی کردند) تا مهبد عزیز (نوجوان دوست داشتنی و مسلط این گروه) همگی مهربانانه ما را پذیرا بودند.
اجرا با تاخیر نسبتا کم آغاز شد، متاسفانه تعداد تماشاگران خارج از ظرفیت، بیش از حد انتظار بود ولی تهویه و دمای سالن بسیار عالی و مناسب تنظیم شده بود.
مهمترین نکته، اعتقاد جناب باپیری و‌ اعضای گروه اجرایی، ... دیدن ادامه » به عدم حضور عکاس در اجرای عموم و البته تاکید ایشان به تجهیزات حرفه ای و همچنین رفتار حرفه ای توسط عکاس گروه بود که قطعا این نگاه برای ما تماشاگران بسیار ارزشمند است.
همچنین با توجه به تعدد عوامل اجرایی، تخفیف های مناسبی برای تماشاگران این نمایش در نظر گرفته شده که جای تقدیر دارد.
خوشبختانه همه ی تماشاگران، با توجه به تذکرات پیش از اجرا، در سکوت و آرامش، این نمایش را همراهی کردند.
برای این گروه پرتلاش آرزوی موفقیت میکنیم و حضور تک تک عزیزان در این جلسه را ارج می نهیم
من باز یه چیزایی به ذهنم رسید گفتم همین جا بنویسم
اون قبلیا که اکثرا ترتیب اثر داده نشدن :)) اینا هم برن کنار همونا که از تنهایی در بیان

* امکان لایک کردن هر کامنت و همینطور ریپلای کردن کامنت ها به نظرم خیلی لازمه و احتمال زیاد خیلی قبل تر از من هم دوستان باید مطرحش کرده باشن

* یه وقتایی من شخصا معذبم که بیشتر از یه کامنت برای یه پست بذارم. چون امکان دنبال نکردن یه پست فعال نیست و هر کس که دوست دارم یا خواندم رو زده باشه بی اختیار براش نوتیفیکیشن میره در حالی که ممکنه اینو نخواد و فقط بخواد اسمش جزء افرادی که این پست رو دوست داشتن باشه، نه بیشتر

* دیگه اینکه، گاهی من دلم میخواد ببینم الان مثلا فلانی چه نمایش هایی رو توو لیست خواسته هاش گذاشته... به نظرم میتونه این لیست به طور اختیاری توسط هر نفر برای عموم باز گذاشته بشه

* بعضی چیزای دیگه هم هست که ... دیدن ادامه » خب ممکنه سختتون بشه :)) مثلا اینکه سیستم آماری ای وجود داشته باشه که خودش بگه مثلا چه بازیگرایی بیشترین سهم رو در نمایش هایی که دیدیم داشتن، یا چه سبکی از تئاتر رو بیشتر رفتیم و ازین نوع چیزا که میتونه خیلی کامل تر از این باشه.
آخه چند وقت پیش از یه نفر پرسیدم، چند ساعت داشت محسابه می کرد که بگه از یه بازیگر تاحالا چند تا تئاتر دیده :)

مثل دفعات گذشته میگم که اینا ممکنه خیلی ناقص، خام و سطحی باشن
ولی گفتم حداقل در حد وسع خودم، به جایی که دوسش دارم، ذره ای کمک کرده باشم
یکی از دلایلی که من اینجا کسی رو فالو نکردم اینه که فالو کردن افراد با فالو نکردنشون هیچ فرقی نداره و عملاً یه دکمه ی بی کاربرده! اینم لحاظ کنن درکنار اونایی که ترتیب اثر داده نشد بی زحمت :)
۵ ساعت پیش
مورد اول رو خیلی موافقم. یادمه قبلاً هم در موردش پیشنهادهایی بوده. خیلی لازمه به نظرم.
یه موردم من بگم. که البته شبیهش قبلاً مطرح شده توسط دیگران.
خوبه که، اسامی عوامل هر اجرا، به صورت لینک باشه. یعنی روی اسم هر کدوم از عوامل اجرایی که کلیک کنیم، کارهایی ... دیدن ادامه » که قبلاً اون شخص در اون حضور داشته (در هر سِمَتی) نمایش داده بشه.
این اتفاق به جز دسترسی راحت به سابقه‌ی گروه‌های اجرایی، از این جهت برای من جالبه، که مراحل پیشرفت یا پسرفت افراد معلوم میشه. شخصی که روزی از عواملِ رده چندمِ یک اجرا بوده، شاید امروز بازیگر تأثیرگذاری باشه. یا بالعکس.
۵ ساعت پیش
راستی مرتضی جان فکر کنم توو تنظیمات توو قسمت بازخوردهای کاربران،اگه گزینه "فقط بازخوردهای مستقیم" رو بزنید کامنتهای پستهایی که خواندم رو زدید براتون نره..(مطمئن نیستم البته)..
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پنج شنبه ۲۵ مهرماه،
به پیشنهاد من ۱۶ نفر با هم آمدند
و این تیاتر را دیدند..
جلسه نقدی دارند بدون حضورم
بین پرتوهای گاما و این نمایش
مردد بودند...
و راضی شان کردم این تئاتر را ببینیند.
آقای نبیان مامور خرید بودند
مسئول محترم مالی این نمایش برای پرداخت درصد
اینجانب شماره تلفن خود را اعلام فرمایید.
با سپاس
سعید یعقوبی و نیلوفر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
س محمدی
درباره نمایش اُسلو i
بابت زحماتی که کشیدید خسته نباشید میگم. نمایش متوسطی بود، ولی در کل حالم گرفته شد. از اونجایی که رزرو بلیط قبل از شروع اولین اجرا بود من تصورات دیگه ای داشتم، بعد از اولین اجرا و خوندن نظرات فهمیدم چیزی که فکر میکردم نیست. البته مشکلی با موضوع نمایش و سیاسی بودن اون ندارم ولی خب خود اجرا یه جوری بود! ( مشکل اصلیم با اون مسئله دستشویی و .... بود! البته دلیلش رو تو نظرات خوندم ولی دیدنش و تکرار اون کلمه برام خوشایند نبود.)
در کل یک بار دیدن نمایش خیلی هم بد نبود.
سپیده، جعفر میراحمدی، شاهین، آقامیلاد طیبی و سپهر این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید