کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 18:43:59 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سارینا رزاق
درباره فیلم‌تئاتر سیزیف i
مگه از امروز خرید فیلم این نمایش نبود؟ ما منتظر بودیم! کی میزارید پس؟
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خسته نباشید میگم به آقای شهرستانی بعد همه عوامل اینکار
کار خوبیه و ارزش وقت گذاشتن و دیدن داره
پیشنهاد می کنم.
Delaram این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
شاهین
درباره فیلم‌تئاتر پسران تاریخ i
فیلم تئاترها چرا انقدر گرونن ؟
اون هم با محدودیت یک هفته‌ای در دیدن!
و معمولن فیلمبرداری و صداگذاری و تدوین مناسبی هم که ندارند فیلم تئاترها.
البته چه بهتر این قیمت‌ها باعث میشه وسوسه خریدشون رو هم نداشته باشم :)
سپهر، امیرمسعود فدائی و میم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
معرفی هیأت ارزیابی متون بخش خیابانی و محیطی جشنوارۀ تئاتر مقاومت | عکس
معرفی هیأت ارزیابی متون بخش خیابانی و محیطی جشنوارۀ تئاتر مقاومت
دبیر هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت، طی احکامی جداگانه اعضای هیأت ارزیابی متون بخش خیابانی و محیطی این جشنواره را معرفی و منصوب کرد.به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی هفدهمین جشنوارۀ سراسری ...
دیدن ادامه ››

دبیر هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت، طی احکامی جداگانه اعضای هیأت ارزیابی متون بخش خیابانی و محیطی این جشنواره را معرفی و منصوب کرد.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت، حمید نیلی دبیر این جشنواره طی احکامی جداگانه دکتر محمدحسین ناصربخت، دکترعلی یعقوب‌زاده و پژمان شاهوردی را به‌عنوان اعضای هیأت ارزیابی متون بخش خیابانی این جشنواره منصوب کرد.

دکتر محمدحسین ناصربخت متولد ۱۳۴۳ در کرج و دارای مدرک دکترای پژوهش هنر از دانشگاه تربیت مدرس است. نگارش چندین مقالۀ تخصصی، نمایشنامه، داوری در چندین جشنوارۀ معتبر کشور و همچنین مدیریت انتشارات نمایش از جمله سوابق وی محسوب می‌شود.

دکتر علی یعقوب‌زاده دارای مدرک پژوهش هنر متولد ۱۳۴۶ در تهران، بازیگر، کارگردان، مدرس و مترجم است. ایفای نقش در چندین تئاتر، سریال و فیلم‌ سینمایی ازجمله سریال «یوسف پیامبر(ع)» به کارگردانی زنده‌یاد فرج‌الله سلحشور، و چندین فیلم سینمایی از جمله «نجات‌یافتگان »، «تا آخرین نفس» و «پرواز شب» به کارگردانی زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور، در کارنامۀ هنری وی دیده می شود.

پژمان شاهوردی متولد ۱۳۵۹ در بروجرد، نویسنده،کارگردان و بازیگر، تاکنون در جشنواره‌های متعدد تئاتر، موفق به کسب بیش از سی عنوان و رتبه گردیده ا ست.

هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت به همت انجمن تئاترانقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح، آذرماه سال جاری و با دبیری حمید نیلی  برگزار خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
شیرجه های  نزده در بازیگری | عکس
انجمن صنفی هنرمندان تئاتر شهر تهران دومین دوره کارگاه های تخصصی خود را برگزار می کند
شیرجه های  نزده در بازیگری
انجمن صنفی هنرمندان تئاتر  شهر تهران دومین دوره  کارگاه های تخصصی  خود  را  برگزار می کند به گزارش روابط عمومی انجمن صنفی تئاتر تهران :  کمیته  آموزش  ...
دیدن ادامه ››

انجمن صنفی هنرمندان تئاتر  شهر تهران دومین دوره  کارگاه های تخصصی  خود  را  برگزار می کند

به گزارش روابط عمومی انجمن صنفی تئاتر تهران :  کمیته  آموزش  انجمن صنفی هنر مندان شهر تهران در راستای مهارت افزایی، اشتغال‌زایی و کارآفرینی،  دومین دوره‌ تخصصی آموزشی تابستانه  خود را   در حوزه    بازیگری با   عنوان" شیرجه های نزده در بازیگری"   ، کارگردانی سینما و تئاتر ، تهیه کنندگی و نویسندگی و صدا سازی  ، طراحی صحنه  با حضور اساتید  مجرب از جمله: آرمان طیران ،: محمد قدس  ، هومان فاضلی  مسعود اب پرور ، میر حسین دریابیگی، آرمان فقیهی،پریشاد مستوفی، مجتبی رهشناس آغاز می کند

  دوره تخصصی شیرجه های نزده در بازیگری با چهار سر فصل پذیرای علاقمندان خواهد بود

محمدصادق ملک:  شیرجه  بیان استمراری

مهران امام‌بخش:  شیرجه حس و عاطفه در بازیگری

نسیم ادبی:  شیرجه زبان بدن

شبنم فرشادجو:  شیرجه تخیل، تجسم ، بداهه

علاقمندان می توانند کسب اطلاعات بیشتر به صفحه اینستاگرام انجمن صنفی (@taaotehran) مراجعه و  جهت ثبت نام می توانند با شماره های زیر تماس حاصل کنند .26113532-021 ،26113531-021 ،021، 26113431-021

 

جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سیزیف کی میشه ببینم؟
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
رضا وفامنش
درباره فیلم‌تئاتر سیزیف i
خواهشا زودتر آپلودش کنید بی صبرانه منتظرم برای چندمین بار البته اینبار از طریق گوشیم این شاهکار رو ببینم .
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آرمان خداشناس
درباره فیلم‌تئاتر سیزیف i
زمان آغاز فروش کی مشخص میشه؟!
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
ما سه نفر بودیم، نمایش قابل تاملی بود من رو به یاد این جمله انداخت که هنگام عصبانیت تصمیم گرفتن اشتباهه.
و رفاقت جالب این سه نفر و از خودگذشتگی های بی حد و اندازه شون خیلی دوست داشتنی بود.
کار متن درست و به اندازه ای داشت وبازی ها کاملا به جا و دل نشین بودن.
سبک اجرایی خاص وجالبی داشت.
از دیدن این نمایش بسیار لذت بردم.
پویا فلاح و علی عبدالرحیم این را خواندند
جعفر میراحمدی و کاوه علیزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
تماشاخانه مهرگان میزبان «اتاق عروس» می‌شود | عکس
تماشاخانه مهرگان میزبان نمایشنامه‌خوانی «اتاق عروس» به کارگردانی محمد قنبری خواهد بود.
تماشاخانه مهرگان میزبان «اتاق عروس» می‌شود
تماشاخانه مهرگان میزبان نمایشنامه‌خوانی «اتاق عروس» به کارگردانی محمد قنبری خواهد بود. به گزارش روابط عمومی گروه، نمایشنامه «اتاق عروس» به کارگردانی محمد قنبری، ...
دیدن ادامه ››

تماشاخانه مهرگان میزبان نمایشنامه‌خوانی «اتاق عروس» به کارگردانی محمد قنبری خواهد بود.

به گزارش روابط عمومی گروه، نمایشنامه «اتاق عروس» به کارگردانی محمد قنبری، نویسندگی والنتین کراسناگوروف و ترجمه مریم صامعی نمایشنامه‌خوانی خواهد شد.

نمایشنامه‌خوانی «اتاق عروس» شنبه، بیست و یک تیرماه ١٣٩٩ ساعت٢٠ در تماشاخانه مهرگان به روی صحنه می‌رود.

الهه شه‌پرست، الهه زحمتی، لیلا میرزایی، دلارام ترکی، پروا آقاجانی، سحر آقاسی، سحر حق‌شناس، نازنین میهن، یاسمین بدوی، گندم (معصومه)محمدی، حانیه حقیقی، وصال امینی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل می‌دهند.

محمد قنبری پیش از این نمایش «خانم گلاب» به نویسندگی محبوبه نورنقدی را در سال ١٣٩٧ در سالن شماره یک پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه برده بود که نمایشی کمدی - تاریخی بوده است.

 

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مژگان خالقی معاون پژوهش و آموزش این دوره از جشنواره | عکس
دبیر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران با ابلاغ حکمی معاون پژوهش و آموزش این دوره از جشنواره را منصوب کرد.
مژگان خالقی معاون پژوهش و آموزش این دوره از جشنواره
با ابلاغ حکمی از سوی دبیر جشنواره؛ معاون پژوهش و آموزش بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران منصوب شد دبیر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران با ابلاغ حکمی ...
دیدن ادامه ››

با ابلاغ حکمی از سوی دبیر جشنواره؛

معاون پژوهش و آموزش بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران منصوب شد

دبیر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران با ابلاغ حکمی معاون پژوهش و آموزش این دوره از جشنواره را منصوب کرد.

به گزارش روابط عمومی بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران، مجتبی جدی دبیر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی، با صدور حکمی مژگان خالقی را به عنوان معاون پژوهش و آموزش این دوره منصوب کرد. 

در متن حکم جدی به خالقی آمده است:

«نظر به شایستگی، تعهد و تجربه‌های ارزشمند جنابعالی در عرصه تئاتر دانشگاهی، به موجب این حکم به عنوان معاون پژوهش و آموزش بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران منصوب می‌شوید. انتظار می‌رود با شناسایی ظرفیت‌ها و فرصت ها ، زمینه اعتلا و ارتقاء این بخش در جشنواره تئاتر دانشگاهی فراهم شود. 

امید است در سایه ایزد منان و همراهی و همدلی دانشجویان و اساتید و همچنین  انجمن‌های علمی دانشجویی دانشگاه‌های سراسر کشور و بهره‌مندی از این ظرفیت‌ها، در انجام وظایف محوله موفق باشید.»

مژگان خالقی دانشجوی دکتری مطالعات تئاتر دانشگاه تهران است. از جمله تالیفات وی در عرصه پژوهش میتوان به نگارش از کانتور تا کانتور پژوهشی در روش کارگردانی، تاملی بر نقش تماشاگر در اجرای تئاتر، فرآیند شکل گیری رابطه ی تماشاگر با اجرا، تئاتر تادئوش کانتور و ... را نام برد. 

 

ایشان علاوه بر کارهای پژوهشی تالیفی فوق الذکر ،بازی در نمایش های یک دقیقه سکوت ، نوشتن در تاریکی ، بوف کور ، ویتس ، پلکان و... نویسندگی و کارگردانی نمایش‌هایی چون امشب اینجا، تو مشغول مردنت بودی، واگویه‌های گاه و بیگاه مردی که به خاطر نمی آورم، کلاغ، فریب خورده، بی‌خان و مان، بیوه سیاه بیوه سفید و سگ‌ها و استخوان‌های مادرم را در کارنامه خود دارد.

وی همچنین در عرصه سینما چندین فیلم کوتاه و مستند از جمله مستند فالش خانوادگی و خنده در تاریکی را ساخته است. 

شایان ذکر است بیست و سومین جشنواره بین المللی تاتر دانشگاهی به دبیری مجتبی جدی از آبان ماه 99 با بخش پژوهش(جایزه دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی)، نمایشنامه نویسی(جایزه اکبر رادی)، ترجمه، ماکت صحنه ،عکس، پوستر، کارگاه‌ها و درس گفتار ها کار خود را آغاز می‌کند. بودی، ، واگویه های گاه و بی گاه مردی که به خاطر نمی آورم، کلاغ، فریب خورده، بی خان و مان، بیوه سیاه بیوه سفید و سگ ها و استخوان های مادرم را در کارنامه خود دارد.

وی همچنین در عرصه سینما چندین فیلم کوتاه و مستند از جمله مستند فالش خانوادگی و خنده در تاریکی را ساخته است. 

شایان ذکر است بیست و سومین جشنواره بین المللی تاتر دانشگاهی به دبیری مجتبی جدی از آبان ماه 99 با بخش پژوهش(جایزه دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی)، نمایشنامه نویسی(جایزه اکبر رادی)، ترجمه، ماکت صحنه، عکس، پوستر، کارگاه‌ها و درس گفتارها کار خود را آغاز می‌کند

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با دیدن این نمایش همان لذتی را بردم که دیدن فیلم آن بهم داد.
نمایشی پر پرسوناژ و پرسوناژهایی با هزاران لایه شخصیتی و روان‌شناختی و اکنون همگی زیر یک سقف و درگیر ماجرایی مشترک.
بهادر باستان حق، مهدی علی نژاد و Delaram این را خواندند
نازنین ص، حدیث سیدی و پویا فلاح این را دوست دارند
خیلی دوست دارم ببینم 😢 :(((((((
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نیلوفر ثانی
درباره نمایش پسر i
"سکوتی کشدار و کم اثر "

از ویژگی‌های غیرقابل اجتناب دنیای مدرن، مصرف‌گرایی بیش از اندازه‌ی افراد جامعه و وابستگی آنان به رسانه و بمباران‌های اطلاعاتی است و حضور قدرتمند شیء و اشیاء و نفوذ آنان در تمام لحظات زندگی روزمره؛ آنچنان که بی‌وجود آنها نه تنها زندگی آدمی پیش نمی‌رود، بلکه دیگر جزیی اصلی از اصول بنیادین زیست هر فرد تلقی می‌شود.
مصرف‌گرایی براساس الگوی نظام سرمایه‌داری و قدرتمدار، نبض زندگی بشر را براساس سرمایه و اقتصاد تنظیم‌کرده و از طریق رسانه و تبلیغات، آنان را بر افراد حقنه می‌کند. تا در مسخ‌شدگی و رخوت فکری، تبدیل به ماشین‌هایی عاری از عاطفه و تنها در جهت مقاصد تولید سرمایه و مصرف، زیست و حرکت کنند.و موجودیتی بازسازی شود که از شاخصه‌های بارز انسانی و هسته گرم خانوادگی، به روال خورد وخواب و کار و بی‌تفاوتی، تقلیل یابد.
«پسر» با متن و کارگردانی محسن مظاهری، قصد دارد با تاکید بر غلبه این الگوی مصرف‎گرایی در زمانه‌ی امروز و با ناظر کبیری چون رسانه و تلویزیون ، این سیطره و این ماشین‌شدگی را بازنمایی ‌کند.
دو کاراکتر که به ظاهر پدر وپسری هستند، که در یک جهان مردانه و برساخته، بی‌هیچ اثری از موجودیت زن، بدون آنکه هیچ دیالوگی با یکدیگر برقرارکنند، در پروسه‌ی ... دیدن ادامه ›› زمانی، یک الگوی زیستی را تکرار می‌کنند. پدر آشپزی می‌کند و به امور خانه مشغول ‌است، و پسر که به نظر می‌رسد نماینده‌ای از جهان مصرف‌کننده امروزست، روزها ازخانه خارج می‌شود و زمان حضورش در خانه فقط از ماحصل زحمت دیگری (پدر) استفاده می‌کند. در تمام طول شبانه روز، رسانه تصویری روشن و برنامه پخش می‌کند. از سویی دیگر به نظر می‌رسد دیگری بزرگ، در مباحث لکانی، در این جهان خلق‌شده توسط هنرمند، متغیر و بنوعی همپوشانی وضعیت امروزی‌ست که فرزندان (جوان‌ترها) با تأسی از هجوم اطلاعات و به‌روز بودن، درجایگاه قدرتمندتری قرارگرفته‌اند.
این ایده به نوبه خود می‌تواند با پرداختی کارآ، و داده‌های مناسب برای فضاسازی لازم در حضور سکوتی میان دو کاراکتر، جذاب و حتی تاثیرگذار باشد اما صحنه‌های مطول، تکرار و کشدار، در سیکل‌های شناسایی نحوه‌ی زیست مورد نظر، از ریتم بارها می‌افتد و ارتباط مخاطب را برای پیگیری جریان، قطع می‌کند چرا که نه داده‌های عمیق و جان‌دارند که با نفوذ معنایی و تحلیلی به ساحت ذهنی مخاطب، او را برای رخدادهای بعدی که احتمالا می‌تواند ضربه‌ای و تراژیک باشد، آماده نگه دارد و نه زمان‌بندی صحنه‌ها، با دقت و چینش درستی‌ست که ضمن سکون و رخوت موجود، قادر باشد آن را به پرده نهایی متصل کند. حتی تا پایان، برای حذف موجودیت زن، توجیهی ارائه نمی‌شود که جای پرسشی دراین باره مطرح می‌کند که آیا نویسنده از این حذف و ترسیم وضعیتی پایدار مردانه بی‌حضور زن، تداعی و تاکید خاصی درنظر داشته است یا خیر.
سوژه هم هرچند مبحث امروزی‌ست اما بسیار از آن دیده و یا خوانده‌ایم بنابراین تماشاگر بدنبال وجوه تئاتریکالیته و معناگرایی‌های عمیق‌تر و بکرتری از یک توضیح یک خطی "جهان مصرفگرا و قدرت رسانه" در فحوای نمایش‌ بوده که اجرای پسر فاقد این وجوه است.
روابط پدر و پسر با هیچ خط و ربطی، آشکار نمی‌شود حتی تا دقایق آخر این خویشاوندی در حد همان حدس و گمان باقی می‌ماند. جهانی که حتی در زیرو بم فاقد هر نوع پرداخت و یا تأملی برای درک موقعیت پیش‌رو است. حذف پدر، بعد از 50 دقیقه ریتم کند و کشدار و تکرار، آنقدر دیر رخ می‌دهد که عملا از جریان نمایش خارج شده و از انرژی و تاثیر نهایی، تهی‌ست و نمی‌تواند از دشواری یک اثر بدون دیالوگ اما قدرتمند در برقراری معنایی و اجرایی، به سلامت عبور کند.
صدای ناهنجار تلویزیون، نامناسب و مخدوش‌کننده در برقراری ارتباط با فضای اجرا می‌شود که بعنوان نقطه ضعفی آشکار قابل تشخیص‌ست.با این حال انتخاب برنامه‌های پخش‌شده هوشمندانه است .دکور پرزحمت و قابل احترام‌ست هرچند نمی‌تواند کاستی‌های را پرکرده و از تاثیر ملال‌آور اجرا بکاهد. نورپردازی نیز نیازمند طراحی حرفه‌ای تری‌ست اما طراحی لباس‌ وگریم قابل قبول‌ست.
پسر، با تمام نقائصی ذکر‌شده، حاصل زحمات گروهی جوان و باانگیزه است که در سالنی با امکانات کم تلاش می‌کند زمان لذت‌بخشی را برای تماشاگر مهیاکند . با این حال امیدست در تولیدات آتی، با تجربه کاملتری به صحنه بیایند.

نیلوفرثانی
12 تیر99

با سپاس از دوستان عزیز روابط عمومی و گروه نمایش پسر برای دعوت و جسارت حرفه ای‌شان در استقبال از نقد و گفتگو بی هیچ ملاحظه'‎گری درباره اثرشان. صمیمانه آرزوی موفقیت برای تک تک افراد این گروه بامرام و همدل دارم
چه مقدمه خوبی نوشتید.
و با اینکه کار رو ندیدم می تونم حس کنم که چه فرصت خوبی رو از دست دادن برای پرداختن ایده ای که قرار بوده پشتش باشه و چه حسرتی خوردید موقع دیدنش از این پتانسیلی که بالفعل نشده.
حمید خورشیدی  
درود نیلوفر جان خیلی ممنونیم بابت قبول دعوتِ ما و گپ و گفت مفصل و دلچسبی که بعد از نمایش داشتیم و شب به یادموندنی ای شد برامون. بابت آرزوی صمیمانه و خالصانه و لطف و محبتی هم که به ما داری و ...
درود حمیدجان صد درصد حق باشماست و منهم در هر مطلبی که درباره هر نمایشی می نویسم به این مسئله اذعان دارم که نظرم شخصی و براساس دریافت هاو تحلیل فکری و نظریم هست و اصراری بر صحت اونها ندارم. تنها به این قصد که هر نقد می تواند ظرفیتهای یک اثر نمایشی را بیشتر روشن و بازیابی کند ،مینویسم و به اشتراک می ذارم . بخصوص علاقمندی نقد در گروه این نمایش، رغبت بیشتری برای این تعامل ایجادکرد.
برای منهم بسیار گفتگو با شما و گروه خوب اجرایی لذتبخش و پرباربود و چقدر از آشنایی همگی دوستان خوشحال شدم
بخصوص دیدن اسامی دوستانی که از تیوال به تجربه اجرا و تئاتر پرداختند لذتی مضاعف داره.
موفق باشید به امید اجراهای بعدی
نیلوفر ثانی
درود حمیدجان صد درصد حق باشماست و منهم در هر مطلبی که درباره هر نمایشی می نویسم به این مسئله اذعان دارم که نظرم شخصی و براساس دریافت هاو تحلیل فکری و نظریم هست و اصراری بر صحت اونها ندارم. تنها ...
بسیار هم عالی و دم شما گرم.
واقعن جز این نیست، حتی خود من که عضوی از تیم این نمایش هستم میتونم با بخش قابل توجهی از نظرات شما موافق باشم و این اصلن اتفاق عجیبی نیست و پویاییِ این عرصه به وجود همین موارده و باید این گفتمان ها وجود داشته باشه، هرچقدر هم که نظرات متفاوت باشه.
ما هم بسیار خوشحال شدیم و مفتخر که در خدمتت بودیم و میزبان نظرات شما 🙏🙏🙏
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کمال عبدی
درباره نمایش پسر i
پسر!
این نمایش را میخواهم از چند جنبه نقد کنم اما خواستن همیشه توانستن نیست. اول این که از حوصله خارج است و‌ دوم اینکه نمیخواهم مثل بروشور طراحی شده کار، پر حرف باشم. به راستی واقعا نیاز بود؟ گویی کارگردان خودش هم از سکوتی که برای تماشاچی برقرار کرده فراری است. یا خودش هم تحملش را ندارد و هرچه روی صحنه دیالوگ نگفت، نوشت! اما دو موضوع ذهن من را پس از خروج از پلاتو سمیرغ به شدت درگیر کرد.

از آن جنبه هایی که گفتم، ابتدا بپردازم به بحث پدر و پسر! موضوعی که در افسانه و اساطیر شرق برخوردی کاملا متفاوت از همتایان غربی اش با آن می شود. قبل از ورود به پلاتو (اصلا نخواهم کفت سالن یا تماشاخانه یا ...)، در این فکر بودم که آیا بحثی که من در انتظارش هستم، اتفاق می افتد؟ پسرکشی؟ پدر کشی؟ نمیدانم در برگه تیوال یا در تیزر دیده بودم چیزی شبیه این که “این پسر دیگر آن پسر نیست” و این واقعا قلقلک آزار دهنده ای شده بود برایم و خدا خدا میکردم که محسن مظاهری از این بحث اسطوره ای هم بهره ای گرفته باشد. شاید این اتفاق افتاده باشد اما من اول از پسرکشی و پدر کشی بگویم.
نمایشنامه شاهکار سوفوکل به نام ادیپ شاه که همه حداقل یک بار آن را خوانده ایم، زیربنای تفکری در غرب است که بعدها به نام پدرکشی مشهور میشود. ادیپ پدرش را میکشد و با مادرش ازدواج میکند. فیلسوفان مدرن برداشتی کاملا سمبلیک از این اتفاق دارند و آن این که غرب مدام از رگ و ریشه و گذشته خود فاصله گرفته و رو به جلو می رود. اینجا ... دیدن ادامه ›› پدر نماد ارزشها و عقاید و اصول روش گذشتگان است و پسر نماد آینده و تغییر و اصلاحات. پسر وقتی پدر را با دستان خود می کشد، یعنی آرمانهایش را به جای آرمانهای پدر میگذارد و به روش خود عمل خواهد کرد.
اما اگر پدر پسر را بکشد؟
اورهان پاموک در رمان “برف” اشاره ای به افسانه‌ی رستم و سهراب دارد و جمله ای کلیدی را در مورد کشته شدن سهراب به دست رستم به رشته تحریر در آورده است: “عشق به رستم، سهراب را میکشد”
در یکی از باشکوه ترین نمونه های ادبیات حماسی خاور میانه، فردوسی پدر و پسر را به جان هم می اندازد. اینجا هم مانند ادیپ هردو نجیب زاده اند و هردو از هویت همدیگر نا آگاه. اما راوی تقدیر در شرق گویا داستان دیگری سراییده است. اینجا پدر پسر را می کشد. برداشت سمبلیک ما به قرینه نمونه غربی؟ آری. اینجا گذشته، آینده را تسخیر میکند. آبا و اجداد هستند که پسران را بر دین و عقاید و روش خود نگه میدارند. اینجا پدران قاتل پسرانند. اینجا پسران بر دین پدرانند.
این قیاس با شنیدن عنوان نمایش پسر مانند خوره به جانم افتاد ولی . . .
در نمایش محسن مظاهری، پدر انگار امیدش را از شباهت و نشان از پدر و راهرو و متابعه کاملا از دست داده است. (چنان که پوستر میگوید) پدر گویی دلخوش به ارتباط ژنتیکی شده است و پسر به اکراه تسلیم!
انگار دیگر پسرکشی و‌ پدرکشی از مد افتاده است. در دوره ای که ما پیوندهای انسانی را به کلی فراموش کرده ایم و روابطمان را بر اساس ژنتیک، رنگ، زبان، دین، ملیت، قبیله، و . . . تعریف کرده ایم، کار ما به خودکشی رسیده است. گویی ارتباط طولی و عرضی مانند مسائل ریاضی هستند!
اینحا پدر و پسر در شمایلی مزین به پوچی و عبث‌نمایی محض، نیازی به گذشته و آینده حس نمیکنند. چرا که آنها در حال مرده اند. شاید به همین دلیل باشد که در خانه‌شان هیچ آیینه ای آویزان نشده است. کسی جرات دیدن خودش را ندارد.
شاید اگر مظاهری رابطه پسر-پدری را انتخاب نمیکرد، می شد به راحتی نمایش را از دیدگاهی بکتی نیز به نقد کشاند. پایان بازی و . . .

اما در مورد بازخوردی که ممکن است پسر بگیرد یا گرفته باشد...
از قول روز اونز در کتاب تئاتر تجربی، “تجربه کردن، یورش بردن بر ناشناخته است.” این نمایش جسارتی فراوان طلبیده است. اثری که به ندرت جذابیت بصری دارد. یک سوئیت مبله با یک تلویزیون. دو نفر بدون حتی یک خط دیالوگ یا یک حرکت بدنی خارج از حوزه رئالیسم! تکرار ساده ترین و منزوی ترین اتفاقات روزمره مانند لباس پوشیدن، لباس درآوردن، به تخت خواب رفتن، میز چیدن، غذاخوردن، ظرف شستن، ... . اما چرا ناشناخته؟ از نظر من این نمایش از لحاظ طراحی و میزانسن، یک نمایش فمنیستی است. ما در روایت‌های رایج همیشه از نقطه الف به سمت نقطه ب میرویم. به قول فمنیستهای موج سوم، روایتهای رایج بسیار مردانه و شبیه آلت تناسلی خود مرد هستند. یعنی نقطه ای عمل میکنند. هدفگرا هستند. (مردها وقتی به خرید میروند به این اهمیت میدهند که چه جنسی را کجا و به چه قیمتی میخواهند؛ پس به قطع چند دور خیابانها و مجتمعها را گز نمیکنند تا ابتدا فقط ببینند؛) تقریبا تمامی رمانها و نمایشنامه های الگو این گونه هستند. اما پسر از این مهلکه تکراری خود را رهانیده است. روایت فمنیستی سعی میکند ما را در مسیر نگه دارد، ما را وا میدارد که با سرعت دلخواه نویسنده حرکت کنیم تا اطرافمان را خوب ببینیم و مدام توجه ما را از این که به کجا میرسیم، منحرف میکند. هدف مسیر است، نه مقصد.
“پسر” از جایی به جایی نمیرسد. بلکه از ما میخواهد چند روزی در یک خانه زندگی کنیم. خانه ای که تمام اجزای ضروری و تکراری خانه های ما را داراست، اما چقدر به بودن خودمان در کنار این اشیاء فکر کرده ایم؟ چند بار تصویر روزمره مان را در اتاق خوابمان مرور کرده ایم؟ اصلا تا حالا با سینک سلفی گرفته ایم؟ پسر تلخیهایی که در روزمرگی هست را ثانیه به ثانیه به ما می چشاند. صدای تلویزیون را هرگز قطع نمیکند تا بدانیم چه موسیقی مزخرفی به زندگیمان میبخشد! مانند یک متن فمنیستی، از ما میخواهد صبور باشیم و لحظه ها را به درستی بفهمیم، حتی اگر آن لحظه، نمک پاشیدن روی سیب زمینی پخته باشد!

جوانب بسیار زیاد دیگری هستند که یا راجع به آنها بحث شده یا این نوشته را از حوصله خارج میکنند. مانند بحث تکرار، ارتباط، ریتم، ساختار دراماتیک، و ...

من از دیدن نمایش لذت بردم. بهتر بگویم نمایش را خوب حس کردم. کاش زودتر می دیدم و میتوانستم دو‌باره برگردم و حسم را مقایسه کنم.

نقدی بر نمایش پسر
کمال عبدی
هفدهم تیر ماه نود و نه
درود کمال جان
اول از همه خیلی ممنونم که اومدی و بر این اعتقاد خودت که فقط_تماشاچی_نباشیم استوار بودی و نوشتی برامون.
خوشحال میشدم بعد از نمایش حضور داشتم و صحبت میکردیم ولی انقدر مفصل نوشتی نظراتت رو که لذت بردم.
خوشحالم این نمایش انقدر درگیرت کرد که اشاره های قابل تأملی داشته باشی و خوشحالم که با ریتم و حال و هوا و روایت کار همراه شدی و تلخی و رخوت روزمرگی اونم تحت سیطره‌ی رسانه رو کامل طبق آنچه که روایت شد پذیرفتی و باور داشتی و نگاه و برداشت خودت رو ... دیدن ادامه ›› نوشتی. 😊😊
امیدوارم همونطور که دغدغه داری فرد تاثیرگذاری برای رسانه باشی و هممون با یادگیری و مطالعه و فعالیت بیشتر بتونیم اتفاق های ارزشمندی رقم بزنیم. 🙏🙏
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چقدر دلم گرفت
چقدر این پنهان خانه برایم آشنا بود
من این پنهان خانه را با تمام وجودم درک کردم
تئاتر
ای غریب ترین و مظلوم ترین که سال هاست تو رو تو این پنهان خانه محبوس کردند و درهاشو غل و زنجیر کردند
چراغ هاتو شکستند و تو را کم سو و بی نور کردند
گرد و غبار و خاک به روی در و پنجره اش نشاندن
و تو غریبانه سکوت کردی و دم نزدی
و چه کم اند آدم هایی که از جان مایه گذاشتند برای این پنهان خانه

و این تکراری ترین اتفاق تاریخه

پنهان خانه ای ... دیدن ادامه ›› که باید آشکارخانه شود و از نور و رنگ و بویش یه سرزمین استشمام کنند و سیراب شوند حالا دیگه نه نوری داره نه رنگ و بویی و سرزمینی گرسنه و تشنه

پنهان خانه ای پر از آدم های ترسو ، پر از ادعا
( هرچه احمق تر ، راحتتر )
دلم گرفت
ای پنهان ترین پنهان خانه این سرزمین

اجرای جذاب ، دقیق ، درست ، فکر شده
تسلط و تفکر در جزئی ترین موارد و نکات
فرم ، موسیقی ، زبان ، لباس ، گریم ، نور و ........ کاملا درست به اندازه جذاب و ستودنی
دمتون گرم که شمعی روشن کردید تا این پنهان خانه خاموش و تاریک نشه
❤❤
آرش لطفی
درباره نمایش یه گاز کوچولو i
بعد از چندین ماه دوری از فضای تئاتر دوسداشتم یک کار سرگرم کننده و مفرح ببینم و از این نمایش لذت بردم، خسته نباشید
امیر مسعود و پویا فلاح این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
عموزنجیرباف در تالار محراب | عکس
عموزنجیرباف در تالار محراب
نمایش «عموزنجیرباف» به نویسندگی، طراحی و کارگردانیِ مهدی رضایی از بیست‌ودوم تیرماه ۱۳۹۹ در تالار محراب روی صحنه می‌رود.«عموزنجیرباف» نمایش برگزیدۀ نخستین جشنوارۀ ...
دیدن ادامه ››

نمایش «عموزنجیرباف» به نویسندگی، طراحی و کارگردانیِ مهدی رضایی از بیست‌ودوم تیرماه ۱۳۹۹ در تالار محراب روی صحنه می‌رود.

«عموزنجیرباف» نمایش برگزیدۀ نخستین جشنوارۀ مونولوگ دانشجویی افراست؛ این نمایش، دورۀ اول اجرای خود را به مدت پنج شب در قالب رپرتوار آثار برگزیده، در عمارت نمایشی نوفل‌لوشاتو، در دی‌ماه سال ۱۳۹۸ با استقبال مخاطبان سپری کرد. در ادامۀ روند اجراییِ این اثر، مهدی رضایی تصمیم به اجرای دوبارۀ آن در تالاب محراب گرفته است. «عموزنجیرباف» به موضوع مواد روان‌گردان پرداخته و با توجه به شیوۀ اجرایی، برای اجرا در روزهای کرونایی، گزینۀ مناسبی است.

محمد میرعلی، بازیگر این نمایش است که در نخستین جشنوارۀ مونولوگ دانشجویی افرا، موفق به دریافت تندیس بهترین بازیگری مرد شد. دیگر عوامل اجرایی عبارت‌اند از: دستیار کارگردان: بردیا کوهپایه؛ عکس: رضا جاویدی و امیرعباس فراهانی؛ طراحی گرافیک: صادق حسینی؛ ساخت تیزر: مهران عشریه و مدیر روابط عمومی: ندا کاوندی.

فروش بلیت اینترنتیِ «عموزنجیرباف» در سایت تیوال آغاز خواهد شد.
این نمایش، از بیست‌ودوم تیرماه به مدت چهل دقیقه در تالار محراب به نشانیِ خیابان ولیعصر، چهارراه امام خمینی روی صحنه خواهد رفت.

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
جشنوارۀ تئاتر مقاومت، عرصه‌ای برای الگوسازی نسل جدید است | عکس
مدیر بخش کودک و نوجوان هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت، مهم‌ترین رسالت و ویژگی این بخش را فرهنگ‌سازی و الگوسازی برای کودکان و نوجوانان عنوان کرد.
جشنوارۀ تئاتر مقاومت، عرصه‌ای برای الگوسازی نسل جدید است
مدیر بخش کودک و نوجوان هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت، مهم‌ترین رسالت و ویژگی این بخش را فرهنگ‌سازی و الگوسازی برای کودکان و نوجوانان عنوان کرد. به گزارش تیوال از روابط عمومی ...
دیدن ادامه ››

مدیر بخش کودک و نوجوان هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت، مهم‌ترین رسالت و ویژگی این بخش را فرهنگ‌سازی و الگوسازی برای کودکان و نوجوانان عنوان کرد.

به گزارش تیوال از روابط عمومی هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت، ناصر آویژه مدیر بخش کودک و نوجوان این جشنواره گفت: تاکنون استقبال از این بخش رضایت‌بخش بوده است و قطعا میزان استقبال در آینده نیز افزایش خواهد یافت. چون در بخش‌های مختلف فراخوان این جشنواره نکاتی درج شده است، که برای علاقه‌مندان فعال در حوزه‌ی کودک و نوجوان بسیار جذاب است.

آویژه وارد کردن مسائل و مفاهیم به‌روز را از ویژگی‌های این دوره برشمرد وگفت: به دلیل اینکه این بخش از جشنواره غیر رقابتی است، ما فعلا محدودیتی از نظر زمانی برای دریافت آثار نداریم؛ ولی سعی داریم با پایش و رصد آثار حوزه‌ی کودک و نوجوان در تهران و مخصوصا شهرستان‌های کشور، آثاری را انتخاب کنیم که علاوه بر دارا بودن کیفیت استاندارد و محتوای سالم، مجددا خانواده‌ها را با تئاتر و نمایش آشتی دهد.

این کارگردان نمایش کودک و نوجوان همچنین افزود: هفدهمین جشنوارۀ تئاتر مقاومت، موضوعات متنوع و مختلفی را در فراخوان لحاظ کرده است و این ویژگی، مباحث متنوع‌تر و به‌روزی را در برمی‌گیرد. مثلا در فراخوان این دوره موضوعاتی مثل نقش مدافعان سلامت در تأمین امنیت و بهداشت جامعه نیز دیده شده است، که موضوعاتی از این دست، جای کار بسیاری دارد.

وی دوره‌ی سنی کودکی و نوجوانی را دوره‌ای بسیار خاص توصیف کرد و گفت: این مقطع سنی، بیشترین الگوپذیری را  نسبت به سایر سنین و مقاطع سنی دارا هستند؛ بنابراین اگر بتوانیم حماسه‌ها و اسطوره‌های تاریخ معاصر ایران را در قالب کار هنری نمایشی برای این قشر ثبت کنیم، قطعا سرمایه‌گذاری مناسبی با لحاظ کردن ابعاد تربیتی و آموزشی برای آینده‌ سازان کشورمان انجام داده‌ایم. بنده از همه‌ی علاقه‌مندان حضور در این جشنواره مجددا دعوت می‌کنم، تا با ارسال آثار ارزشمند خود در این جشنواره حضوری فعال داشته باشند.

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اشتغال به کار هنر ذکر ثنای حضرت حق است و زهی ذکر که از زبان بگذرد و به دست آید و گوشه ای از جهان مذکور را بر پرده ای نقش کند یا در پرده ای بنوازد و چشمها و گوشها را از فراموشی به ذکر آورد...🌹🌹🌹
درود بر جناب استاد شهرستانی عزیز که در این شرایط سخت کرونایی و تلخ با زحمات فراوانی که متحمل میشوند حداقل ۷۵ دقیقه ما رو از این دنیا به دنیایی میگه میبرن و حال و هوامونو عوض میکنن. بعد از ۴ بار دیدن نمایش" آگوست در اوسیج کانتی " میخوام از عوامل این نمایش و به ویژه جناب استاد شهرستانی تشکر و قدردانی کنم.🙏🙏🙏🌹🌹
بهادر باستان حق، پویا فلاح و مهدی علی نژاد این را خواندند
Delaram و Carina این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
رفع موانع فیلم‌تئاترها / آمادگی تیوال برای پوشش و عرضه سراسری آثار | عکس
روابط عمومی تیوال اعلام کرد
رفع موانع فیلم‌تئاترها / آمادگی تیوال برای پوشش و عرضه سراسری آثار
سامانه تماشای آنلاین فیلم‌تئاترها که از ۱۰ اردیبهشت‌ماه سال جاری در تیوال رونمایی‌ شد و با استقبال گسترده مخاطبان و هنرمندان تئاتر روبرو و سپس از سوی وزارت ارشاد توقیف شده‌بود، ...
دیدن ادامه ››

سامانه تماشای آنلاین فیلم‌تئاترها که از ۱۰ اردیبهشت‌ماه سال جاری در تیوال رونمایی‌ شد و با استقبال گسترده مخاطبان و هنرمندان تئاتر روبرو و سپس از سوی وزارت ارشاد توقیف شده‌بود، با مطالبه‌گری متحد و قانون‌مند هنرمندان این حوزه، شامل بیانیه‌ای با بیش از ۲۵۰ امضا از هنرمندان سرشناس کشور و پیگیری‌های تیوال در تعامل با مرکز هنرهای نمایشی، معاونت سینمایی و سازمان تنظیم مقررات رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر (ساترا)، سرانجام پس از یک ماه به نتیجه‌رسید و علاوه بر بازگشایی این بخش و آغاز فروش آنلاین فیلم‌تئاترها، کلیت این روند نیز با تفاهم مرکز هنرهای نمایشی و معاونت سینمایی تسهیل شد.

عملکرد چابک و آگاهانه ساترا در امور مجوزی حوزه VOD نیز در این مسیر تعیین‌کننده بوده‌است.

بر این اساس تیوال آمادگی کامل خود را برای معرفی و عرضه آثار ضبط‌شده نمایشی، با هدف گسترش این هنر در سطح کشور و البته حفظ تعامل تئاتر و مردم در شرایط خاص دوره شیوع کرونا اعلام می‌دارد.

.

محمد عمروابادی و محسن مظاهری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
bahar
درباره نمایش ابر شلوارپوش i
خدا قوت.
من خیلی بین رفتن و نرفتن شک داشتم.
و در اخر تصمیم گرفتم بعد از چند ماه قرنطینکی به خودم یه لطفی کنم.
منتهی از نظر من فاصله گذاری اجتماعی اصلا رعایت نشده بود.همه ماسک داشتن اما صندلی ها خیلی به هم نزدیک بود.
همش یه گوشم به تماشاچی ها بودم که صدای عطسه و سرفه میاد یا نه:)
دیگه امیدوارم لطف به خودم منجر به شر نشه.
پویا فلاح، محمد مجللی و جعفر میراحمدی این را خواندند
کاوه علیزاده و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
بهار جان خود کار چطور بود؟
۲ روز پیش، دوشنبه
bahar
کار واسه من جالب بود.نمایش تک نفره که خسته و کسلم نکرد. منتهی ناخودآگاه توی ذهنم با کریملوژی مقایسه اش کردم (که شاید کار اشتباهی کردم ولی ناخواسته بود!) من از کریملوژی بیشتر لذت بردم.
مرسی از توضیحاتت بهار عزیز🙏🌹🙏
علی عبدالرحیم
مرسی از توضیحاتت بهار عزیز🙏🌹🙏
خواهش میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دو شب اجرای نمایش آگوست در اسیج کانتی رو دیدم ، پیشرفت و تسلط بازیگران بسیار بهتر از شب اول اجرا بود و کاملا مشخصه زحمات زیادی برای نمایش کشیدند هم بازیگران و هم کارگردان . خسته نباشید میگم به تمام گروه و خوشحالم دراین شرایط کرونایی نمایشی رو برای تماشا انتخاب کردم که ارزش بارها دیدن رو داره.
بهادر باستان حق، جعفر میراحمدی و مهدی علی نژاد این را خواندند
پویا فلاح و Delaram این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اجراهای پایانیِ نمایش پسر، دوشنبه و سه شنبه 16 و 17 تیر ماه 99...
اجراهای پایانیِ نمایش پسر، دوشنبه و سه شنبه 16 و 17 تیر ماه 99
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
تاریخ یا تقدیر؟! هر چی هست تکرارِ زدن تبری بر درختی‌ست که میوه‌اش «فهم» است و طعم این میوه برای لشگری ترس و برای دیگری شجاعت.
پس به لطف این چرخه‌ی تاریخ یا تقدیر، خراطها یادتان بماند به خیاطها بگویید بر این تن درختان به جای پیراهن حریر، زره بپوشانند
که درختان جنگنده همیشه استوارند، حتی اگر به اندک، لشگری باشند.

*هماهنگی فرم و موسیقی نمایش، عالی عالی عالی
محمد مجللی این را خواند
جعفر میراحمدی و محمد حسن موسوی کیانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

نگاهی به نمایش همیشه پاییز / مهیار جوادیها

"ریشه‌های جامانده "

با شروع دور جدید اجراهای سالن مولوی پس از وقفه چندماهه به دلیل بیماری اپیدمی، دو اجرا در سالن اصلی به صحنه می‌رود، اجرای اول نمایشی‌ست با دو کاراکتر،که به موضوع مهاجرت و ریشه‌های زادگاه می‌پردازد؛ داستان دو زن که در هویت مکانی مشترک، باهم تلاقی می‌کنند و در طی این تلاقی، به مسیرهای مشابهی از یکدیگر می‌رسند که یکی آینده‌ی دیگری و آن یکی گذشته‌ای‌ست که پشت سرگذاشته است.
همیشه پاییز، با درامی رئال، با «زمان» به چالش می‌رود، چنانکه موقعیت پیش روی مخاطب، نقطه اکنونی‌ست که پیش و پس از یک اتفاق، یعنی مهاجرت را به صحنه می‌کشاند.
و ... دیدن ادامه ›› از عنصر زمان بعنوانِ نقطه ثقل داستان بهره می‌برد و آئینه‌ایست از گذشته تا آینده، در مواجهه‌ی انسانی با مقوله مهاجرت و عواطف درگیر فرد مهاجر با موطن خود و ارتباط با ریشه‌هایی که در خانه‌ی پدری و شهر مادری باقی‌می‌گذارد‌
زنی که سالها پیش، پس از ضایعه فقدانِ مادرش به کشور دیگری مهاجرت می‌کند، دختری را بعنوان مستاجر می‌پذیرد که بتواند از خانه‌اش در ایران و گلدان‌هایش مراقبت کند به شرط آنکه هیچ کدام از وسایل خانه را جابجا نکند. دختری که او هم مادرش را سال گذشته از دست‌داده و تلاش می‌کند به کشور پسری که دوستش دارد و با او در ارتباط ست، مهاجرت کند.
در طی مکالماتی مشخص می‌شود که دختر جوان، قرارست به همان شهری که زن ساکن‌ست، برود. از یک سی‌دی آموزش زبان استفاده می‌کنند و ترس‌ها و عواطف کودکیِ مشابهی دارند. چنانکه در پرده‌ی آخر هردو کاراکتر تلفیق‌شده و در آینده زمانی باهم منطبق می‌شوند، گویی روح یکسانی آن دو را به یکدیگر متصل کرده‌است.
صحنه از داربست‌های فلزی با تفکیک نشیمن دو خانه، که تنها لوکیشن‌های متن هستند، تشکیل‌شده و چیدمانی ساده دارد. دیالوگ‌ها، مکالمات تلفنی کاراکترها با هم و با دیگران‌ست.
مهاجرت به ویژه در سال‌های اخیر به دلیل مشکلات اجتماعی و محدودیت‌های ادامه تحصیل و شغل، برای جوانان همواره به عنوان دغدغه‌ای مهم و قابل توجه، مورد نظر بوده‌است. اجراهای زیادی نیز با این موضوع بر صحنه آمده‌اند. اینبار، مهیار جوادیها، با نگاهی به این سوژه و درگیری‌های عاطفی و دلبستگی‌های جاگذاشته‌شده، که در هیچ چمدانی نمی‌شود با خود برد، حتی نسبت به اشیاء و وسایل، با بازی زمان و قرینه‌سازی تقدیرهایی که گویی بیش از حد تصور مشابهت دارند، متن و اجرایش را پرداخته و به صحنه آورده است
با این حال، به نظر می‌رسد، برای نمایشی با این سبک و سیاق، لایه‌ها و پرداخت روانکاوانه‌ی قوی‌تری مورد نیازست تا از یک اجرای سطح به عمق بیشتری نفوذ کند. و حتی گستره موضوع مهاجرت را با کنکاش و وجوه متکثرتر و بکرتری از تلاقی و تشابه تقدیر دو فرد، در نظر داشته باشد.
بهمین دلیل نمایشِ همیشه پاییز، در مرزی خنثی می‌ماند و از آن جلوتر نمی‌رود، مرزی که برای لذت و درگیری مخاطب با وقایع نیازمند عبور و پیشروی‌ست. نه چندان بی‌معنا و محتواست، و نه قادرست اتفاق شگفت‌آوری را با وجود ظرفیتِ بسیار غنی تئاتر، رقم بزند. بازی یکتا طیبی به ویژه در مکالمه با دوستش که گاهی صدای آن طرف خط پخش می‌شود و چندین بار دیگر، نه! بیش از اندازه تصنعی، پرشتاب و کم‌رمق‌ست. حتی‌مکث‌هایی که برای شنیدن کلام مقابل در یک تماس تلفنی باید صرف شود، لحاظ نمی‌شود. به نظر می‌رسد در بحث بازی‌ها، فضاسازی همسانی وجود ندارد و نیازمند بازنگری‌ست هرچند آبان عسگرآبادی، قابلیت بیشتری را نشان می‌دهد. نورپردازی می‌توانست با قدرت تاثیرگذارتری بکاربرده شود و بخش زیادی از عواطفِ مورد نظر را منتقل کند.
با این وجود " همیشه پاییز" برای درگیر شدن لحظاتی با پدیده‌ای انسانی، و جاماندگیِ بخشی از هویتِ هر فرد مهاجر در زادگاه خود می تواند تجربه‌ی خوبی پس از چندماه توقف اجراهای تئاتری، برای مخاطب رقم بزند.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت

منتشر در سایت هنرنت 15تیر 99


https://www.honarnet.com/%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4/
haniyeh maaah
درباره نمایش یازده جریحهٔ روح i
نمایش یازده جریحه روح ،نمایشی بود که 4بار به مدت سه ساعت به تماشا نشستم و در تمام لحظاتش غرق شدم و جریحه های روحم را حس کردم ،چهار بار به تماشا نشستم و یکبار هم نمیتوانستم چشمم را از صحنه به جای دیگری مشغول کنم. آن همه رنگ ،آن همه دیزاین ،آن همه فیگور اجازه این را نمیداد ک چشممان به جای دیگری مشغول شود ،همچنین بازی بازیگرانی که در طول اجرا به نظر نمیرسید که انسانند و معنای خستگی را درک میکنند بازیگرانی که سخت کوش و پرتلاش هستند و بدنشان به مانند خمیر در دستان نقششان شکل میگیرد.گاهی فکر میکردم که شاید یکی از تئاترهای پینا باوش یا گروتفسکی را در یک کشورخارجی میبینم و بعدتر در داستان مردی که نفسش را کشت حس کردم به تماشای اثری از فونتریر نشسته ام و چقدر دوس دارم که سریعتر در یک سایتی از آن تحلیلی بخوانم.چقدر تمامی این آشفتگی های منظم زیبا بودند.
اپیزود اول مارا با موزیک به یک دنیای مالیخولیایی، به درون یک تیمارستان می اندازد و دائم از خود می پرسیم که چه خبر است؟ آیا احمد همان سیاوش نیست؟ آیا سیاوش همان عباس تارزن نیست ؟!آیا عباس تارزن همان ناظم نیست ؟!دورتا دور صحنه قبر آدم های مختلف است ،ایا قبر همان اشباحی نیست ک حالا برخاسته اند و با صدای ارام صحبت میکنند و دیالوگ می گویند؟نازی و رخساره و صغری سلطان و تمامی زن ها ایا یک نفر نیستند به نمود های مختلف؟! البته این از پیچیدگی های کار صادق خان هدایت و صد البته آغشتگی به سبک مخصوص آقای امینی است.در گرداب لحظه ای را میبینیم که خبر مرگ بهرام میرزا به همایون می رسد و خود همایون اورا به داخل کفن می کند ،در واقع هربار که در ذهن مرگ کسی را تصور میکنیم ،همین کار همایون را انجام می دهیم و در این لحظه تصوری را می بینیم که به منصه بروز و ظهور رسیده و مو بر بدن راست میکند؛ مانند خنده های خشک و زننده پیرمرد غوزی در بوف کور .پیرزنان هم در گرداب و هم در لاله نماد کهنگی ،تحجر و تعصب هستند، تعصب هایی که از طریق فرهنگ در نا خودآگاه رخنه میکنند و مانع از انتخاب آزاد انسانها میشود،در گرداب پیرزنان می گویند:چاره ای نداشت جز اینکه برود در یک گودال بخوابد و دیگر بیدار نشودو در لاله می گویند: خداداد دیگر چاره ای نداشت مگر اینکه خودش را بکشد.در اپیزود داش آکل در واقع این حرف مردم است که داش آکل را میکشد و وقتی داش آکل را میکشند با نعره داشی یاد کشتن گاو(نماد: خدای شهر )می افتیم .و مرجان که زیر توری نازکی خوابیده و در حال تکان خوردن وشاید اغواگریست ،درذهن داش آکل است و آن توری همان چیزیست ک با آن مرجان را پنهان نگه داشته ،اما تور هیچ گاه نگهدارنده و پوشاننده و پرده خوبی ... دیدن ادامه ›› نیست .و در پایان اپیزود از خود سوال می پرسیم که آیا داشی نفسش را کشت؟!یا نفسش، اورا کشت؟!آیا او انتخاب کرد که از عشق مرجان بمیرد؟
در آیینه شکسته ما در دل یک عاشقانه فرانسوی قرار میگیریم.رنگ های قرمزگل و پالتو ،قرار عاشقانه و کافه میبینیم و درپایان که اهنگ ادیث پیاف پخش میشود تازه متوجه میشویم که تا الان تمام دیالوگ ها با زبان فارسی گفته شده نه فرانسوی.تا پایان این داستان دنبال چیز مرموزی گشته میشود ودر اخر اودت میگوید این شوم بودن از آیینه شکسته نشات میگیرد،ولی در سرتا سر نمایش به نظر میرسد که این چیز مرموز همان عشق است چون در یازده اپیزود ما عشق و روابط زن و مرد را داریم که ماجراها پشت آن شکل میگیرید پس شاید این عشق است که مرموز است جمشید.....
در طلب آمرزش فکرهای صادق هدایت راجع به دین،جاهلیت و انسانیت کاملا مستقیم و بی پرده زده شده و مرده ها زنده میشوند و ازکفن بیرون می آیند و اعتراف میکنند .یک آن تماشاچی از خود می پرسد که امروز روز پنجاه هزار سال نیست ؟!آیا روی تک تک این صندلی ها خدایانی در حال قضاوت وجود ندارند؟!
در اپیزود لاله باز هم پیرزن ها تکرار میشوند و مردی که نفس و شهوتش افسار اورا به دست گرفته و به این سو وآن سو می برد و راویان داستان جن ها و شیاطین هستند.
نور آبی در صورتک ها و لباس های خاکستری که همان سردی روح منوچهر را نشان می دهد و تکرار و وسواس و اضطرابی که از ترس خیانت به جان منوچهر افتاده بود در سلول به سلول صحنه به خوبی مشاهده میشد .چنگال اپیزود مورد علاقه من که در آن عشق، مرگ ،تشویش ،اضطراب و عقده در هم امیخته و باعث میشود که من هربار این اپیزود را میبینم ضربان قلبم بالا برود و دستم را نا خودآگاه روی سینه ام بگذارم که مبادا قلبم بیرون بجهد.دور تا دور خانه ای را میبینیم که مرده ،روح ندارد ،خانه ای که چشم ندارد و به یغما رفته .زن کشی ،تعصب،سنت،خون و خون ریختن ارث هایی هستندازپدر به پسر رسیده .نقاط اشتراک بین پدر و پسر زیاد است مثل همان خوی وحشگیری که در سید احمد خفته و در سید جعفر به خوبی دیده میشود،زمانی که کف صحنه باهم زوزه میکشند زمانی ک گلاویز میشوند وحشت و دلهره اور است .سنتی ک از پدر به پسر رسیده اورا در تنگنا قرار می دهد و انتخاب تکرار برای او رغم می زند.
اپیزود مردی ک نفسش را کشت اپیزودی است ک جای حرف بسیار دارد و اندیشه های تلفیقی فرزاد امینی و هدایت در این اپیزود به اوج خود میرسد ،این اپیزود کلید تمامی سر های اپیزود هاست .ما در این اپیزود شاهد در آمیختگی شدید فلسفه اگزیستانسیال با تمامی اجزا و شخصیت های داستان هستیم.حتی برای تماشاچی هم سوال پیش می آورد حالا که روی این صندلی نشسته ام آیا هستم؟!ایا خودم انتخاب کرده ام که اینجا باشم؟! حالا که اینجا هستم چه کنم؟!....و حتی بعداز اجرا هم فکر اورا به خودش و داستان ها مشغول میکند.میزانسن زیبا و عامدانه ای که کارگردان برای میرزا حسینعلی در نظر گرفته بود. دور شدن تدریجی او با اضطراب از معلمش و رفتن به سمت زن گرجی.شاید نقطه اشتراک زن گرجی و میرزا حسینعلی همان تاریکی روحشان است ک زن گرجی آن راپشت رنگ قرمز کفشش پنهان میکرده.((آن مستطیل زیبای هستی نمیدانم شاید نیستی ))همان رختخوابی که سالها میرزا حسینعلی از ان استفاده نمیکرده ورفتن به آن یک جور معنای مرگ را میدهد.(اینکه من چیزی را از قلم می اندازم یا معنایش را درک نمیکنم میتواند از کم سوادی شخص من باشد نه اینکه چیزی وجود ندارد یا اینکه کاری بی سبب در صحنه انجام شده)
اپیزود محلل زنگ تفریح کار و یک استراحت به مخاطب میدهد واورا برای فاجعه بعد اماده میکند .محلل روی لبهای تماشاگران زهر خندی تولید میکند که نتیجه نگاه انتقادی هدایت از دین و فرهنگ های رایج غلط است.
در اپیزود آخر ،گجسته دژ با قدرت و انرژی کاررا به پایان می رساند و آکسسوار و میزانسن بسیار چشم نوازی دارد . داستان گجسته دژچقدر به حال و هوای این روز هایمان نزدیک است ،و چقدر خشتون ها داریم که حتی وجدان خشتونی که از آدامیزادی خارج شده بود را ندارند.صدا زدن اسامی واقعی بازیگران در وسط کار از مسخ آنها در برابر شخصیت های داستان جلوگیری می کرد وهر لحظه به بازیگر یادآوری میکرد که تو بازیگری و این نقش توست. این سیلی هربار که بازیگران لباس ها را عوض می کردند،به تماشاچی هم میخورد که آن ها بازیگرانند و تو تماشاچی هستی و تمامی اینها نمایش است.با اینهمه که تو میدانی، باز هم نمیشود که در مردن داش آکل احساس غم نکنی،در صورتک ها با آن اهنگی که یکی از بازیگران می خواند گریه نکنی و با ربابه خفه نشوی. آنقدر این نمایش روحمان را به این طرف و ان طرف می کشید که در پایان از خود می پرسیم شاید این نمایش خواب ها و کابوس های میرزا حسینعلی بوده یا به قول میلاد تیموریان نوشته های احمد است ک حالا قلم و کاغذ به دستش افتاده و چه چیزها که نوشته ....
4بار امدم بازهم خواهم آمد.
مریم شریعتی و علی عبدالرحیم این را خواندند
رایان امینی و امید مظفری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید