تیوال تئاتر
S2 : 00:24:53
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نویسنده؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود خسته نباشید و تبریک میگم به عوامل و بازیگران این اثر. نسبت به نمایش هایی که این مدت تماشا کردم واقعا خوب بود و بهم چسبید پیشنهاد میکنم حتما برای دیدن این نمایش اقدام کنید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن ضعیف کارگردانی ضعیفتر بازیها.......
نیلوفر ثانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متین گنجی
درباره نمایش اُسلو i
این متن تازه ترجمه شده بنابراین ترجیح می دهم درباره ی متن چیزی نگم
تلاش زیاد کارگردان برای اینکه کار تمیزی ببندد و همچنین بازیگرانش که سعی می کردند تمام چیزهایی که کارگردانشان گفته است را به خوبی اجرا کنند و موفق هم بودند، اما انگار تمام تفکرهایی که کارگردان این نمایش داشت در سطح باقی می ماند و بی نمک بودن یکی از مهمترین چیزهایی بود که در این نمایش وجود داشت البته شاید برای رده سنی ۵ تا ۱۶ سال مناسب بود و حتی با نمک
کارگردان تلاش زیادی کرد از بدن بازیگر استفاده کند اما انگار نتوانسته تعریف بدن را درست درک کند و بازیگران هم خود متوجه نبودند چرا بدنهایشان را باید تکان بدهند این کاملا مشهود بود در بازیگران این نمایش
دو‌ دختر آبی پوش بیان بسیار ضعیفی داشتند و علاوه بر آن انقباض بدی هم در بدنشان وجود داشت و همینطور چند بازیگر دیگر که در بعضی جاهای ... دیدن ادامه » نمایش بیانشان بد بود.
بهترین انتخاب برای گروه نمایش ، حضور هوتن شکیبا بود که باعث شده بود مخاطبان زیادی با خود بیاورد که فکر می کنم خوب هم از پس نقش خود برآمده بود.
و در نهایت کارگردان این نمایش باید فکر کند که چرا این متن را انتخاب کرده وقتی که هیچ ایده ای برای آن ندارد ( البته غیر از میزانسنهای روتین و تکراری و هماهنگ کردن بازیگران با هم که در اینجا همه با هم‌تکرار کنند این جمله یا شعر را و این حرکات باسمه ای در بدنشان) شاید این شکل متنها اشکالهای کار را کمتر نشان می دهد یا می توان این چیزهایی که در اجرا تکلیفش مشخص نیست را گردن متن بیندازیم یا اینکه بگوییم شما درک درستی از متن ندارید و هر شکل پز روشنفکری...
من این تئاتر را به مخاطبان پیشنهاد می کنم تا مخاطبان ویژگی های یک تئاتر سر تا سر بد را درک کنند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شهاب مهربان
درباره نمایش من i
من
در متن و اجرا رویه اثار پست مدرن را در پیش گرفته (کولاژ، روایتهای غیر مرتبط، و شروع و پایانی یکسان)
شاید بتوان گفت (من) از خود ساختار شکنی ویژه ایی در نوع روایت و اجرا برخوردار است
جایی که نویسنده و کارگردان سیاوش پاکراه از اثار پیشین خود عبور کرده و نگاه تازه خود را در مسئله (جنگ) باخوانشی پست مدرن به مخاطب ارائه میدهد. سیاوش پاکراه در (من) به دنبال سنتز و نتیجه نیست بلکه به بیان و طرح میپردازد او در( من) بر اساس اندیشه های پست مدرن از روایت ماژور پرهیز میکند و چه در متن و چه در طراحی فضا مخاطب را با کولاژی از روایتهای غیر مرتبط روبه رو میکند که در بستر ضد جنگ روایت میشود یا نمیشود.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معرفی مدیران و مسوولان کمیته‌های اجرایی بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر | عکس
از سوی دبیرخانه صورت گرفت
» معرفی مدیران و مسوولان کمیته‌های اجرایی بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر
... دیدن متن »

مدیران و مسوولان کمیته‌های اجرایی بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر معرفی شدند.

به گزارش تیوال به نقل از ستاد خبری بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر، به نقل از دبیرخانه این رویداد مدیران و مسوولان کمیته‌های اجرایی بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر با احکامی جداگانه از سوی دبیر جشنواره، حمیدرضا آذرنگ انتخاب و معرفی شدند.

بر این اساس نصرالله قادری، به عنوان مدیر گروه نقد و بررسی آثار، پیام دهکردی به عنوان مدیر گروه آموزش و کارگاه‌ها، مهرداد رایانی‌مخصوص به عنوان مدیر انتشارات، جواد مستخدمی به عنوان مدیر پشتیبانی و امور مالی، رضا مردانی به عنوان مدیر امور اجرایی، سعید رضوانی به عنوان مدیر امور هنری، اردوان زینی‌سوق به عنوان مدیر هماهنگی و برنامه‌ریزی، آرش دهقان‌شاد به عنوان مدیر تبلیغات و تشریفات، فواد رابحی به عنوان مدیر دبیرخانه و سیدحسین رسولی به عنوان مدیر روابط عمومی بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر انتخاب و معرفی شدند.

بیست و دومین جشنواره ملی تئاتر فتح خرمشهر در چهار بخش مسابقه نمایش‌های صحنه‌ای، مسابقه نمایش‌های کوتاه، مسابقه نمایشنامه‌نویسی و نمایش‌های میدانی و محیطی و با حضور شرکت‌کنندگانی از استان‌های تهران، منطقه آزاد اروند، خوزستان، هرمزگان، بوشهر، خراسان رضوی، زنجان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، آذربایجان شرقی، فارس، مرکزی، مازندران، کرمانشاه، گیلان، سیستان و بلوچستان و ایلام به دبیری حمیدرضا آذرنگ آبان‌ماه سال جاری در منطقه آزاد اروند برگزار خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار نسبتا ضعیفی بود. نمایشنامه ترکیب مناسبی از تراژدی و کمدی داشت، اما محتوای قدرتمندی نداشت. دقایق اولش فوق العاده حوصله آدمو سر میبره. بعضی جاها نمک شوخیها زیاد میشه. بعضی جاها هم به زور میخواد مخاطب رو وادار به همدردی کنه —از ضجه های غیر گیرا گرفته تا موسیقی پس از باران و از کرخه تا راین و غیره. خواننده زنده هم ایده خوبیه، اما نوعی رشوه به بینندست و باید یا توسط یه بازیگر اجرا بشه و یا در طول اجرا توسط خواننده. نور و دکور خوبی داشت. ایده نمایشنامه پتانسیل خیلی زیادی داره؛ از درد و رنج و فداکاری شهدا و خانواده هاشون آدم هر قدر هم که بگه کم گفته، اما متن نتونست به خوبی مطلب رو برسونه. شاید یکی از دلایلش تعدد موارد بود. دلیل دیگشم عدم توانایی کافی در توصیف احوال بود. امیدوارم کارهای بعدیشون بهتر باشه.
امیر مسعود این را خواند
علی مسگرانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرتضی سوری
درباره نمایش ماریون i
ساعت اجرا رو عشقست ! :)
سپهر این را خواند
صبا صالحیان این را دوست دارد
مستقل اگر بدونه میتونه بفروشه شبانه روزی میکنه ....
۴ ساعت پیش
:| :/
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
کاش ساعت اجرا کمی زودتر بود، اونهم برای سالنی مثل تئاتر مستقل که تاخیرهای اساسی جزو لاینفک اجراهاش هستش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جمعه کشی روایت آدم‌ها ساده ای است که برای شناخت آنها نیاز به هیچ سابقه فلسفی و تاریخی نیست ، آدم‌هایی که هر روز می بینیم شان و گاهی همکلام می شویم ، روایت یک روز از زندگی انسان‌هایی که از دنیا چیز زیادی نمی خواهند فقط کار می کنند تا زنده بمانند نه توانایی آن دارند که بی پروا حق خود را بخواهند و نه مقتضیات مماش اجازه می دهد تا تصمیم بر کاری دیگر بگیرند مانده اند و فقط شکوه می کنند. در پوسته به ظاهر ساده، جامعه ای به تصویر کشیده شده است که صاحبان زر و زور در پوشش دلسوز “که اگر ما نباشیم همه از گرسنگی می میرند“ ، آدم‌های ضعیف را استعمار می کنند و تا توان دارند ازشان کار می کشند، از طرف دیگر افراد ضعیفی که فقر و تبعیض خردشان کرده فقط در خفا جرات می کنند تا حق خود را فریاد کنند اما به محض روبرویی با صاحب زر ، زبان بریده ثنا گوی ارباب می‌شوند و شق ... دیدن ادامه » سوم مردمانی که آزادی عمل دارند ، نانش در گرو اربابان نیست فقط با موعظه و نصیحت دل در اصلاح امور دارد تا ارباب دلش برای نوکرانش بسوزد و قدری بر آنان سخت نگیرد و خرده ای به دستمزدشان بیافرازید تا در برابر آن همه مشقت ، دستمزدشان بیارزد . مردمانی که بواسطه همنشینی با روشنفکر نما ها ، مدعی هستند زندگی را با تمام زوایا و مولفه هایش می شناسد. اما همه غافلند که اگر تکانی بخورند شب تمام است !!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هومن شهباز
درباره نمایش اُسلو i
به نام خداوندگار تیاتر
تیاتر و نمایش اسلو می تواند و توانسته است از دید بصری مخاطب را به برآورد و خشنودی بالایی برساند چیزی که از اثرگذاری این بازیهای فوق العاده و حتا درخشان می اتدازدش پخش تصویری در بک گراند اجراست ضمن اینکه اثرگذاری نور را به بهانه ی پخش مستند به حداقل اثرگذاری کاهش داده از میزان اثر حسی ناشی از اکتهای بازیگران کاسته است... این پس زمینه ی تصویری شاید در دو جا که مناسب بود در جاهای دیگر کاملا کاملا و به طور دقیق کامل زائد است نخست جایی که عرفات ریشخند میشود و دوم جایی که پیمان اسلو به گند کشیده می شود.
جدا از اظهار نظر بینشی به سوژه پرداخته شده کاری متفاوت با بازی ها و کارگردانی روان خوب و بجا دیده شد.
برای کارگردان بازیگران و عوامل اجرایی ارزوی کامیابی بیش از پیش را دارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش فوق العاده ایی بود، فراتر از انتظار. انصافا تمامی بازیگران عالی بازی کردند. البته داستان و دیالوگ ها هم جای تقدیر داشت. 
با کارکتر ها ارتباط برقرار کردم به نظرم شخصیت پردازی تمیز و با ظرافت بود و تماشاگر این رو کاملا میدید.
جناب بنی اردلان خسته نباشید و امیدوارم باز هم شاهد حضور شما در جایگاه کارگردانی تئاتر باشیم.
هومن شهباز و شاهین این را خواندند
اکانت فیک= ضد تبلیغ
۲۴ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما دروغ نمیگیم. فقط شکل حقیقت رو عوض می کنیم...!
افرای ژاپنی اثری فراتر از یک تئاتر ساده ست چرا که دست روی مقوله ای گذاشته است که از اولین روز خلقت بشر گریبان گیرش است...
ما به همه دروغ میگیم، هم کسانی که دوستشون داریم و هم به کسانی که ازشون متنفریم!
حسین کشفی اصل و M2727 این را دوست دارند
ممنونم جناب رضایی
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شماها یادتون نمیاد! یه چیزی بود قبلا به اسم "تخفیف وفاداری" به پاسداشت مخاطبینی که آثار یک نفر یا یک گروه رو دنبال می کردند. خدا رحمتش کنه!
farid mirtaheri
درباره نمایش زیبا i
یون فوسه از چیزهایی مینویسد که درونمان هستند اما تمایل و خواستى برای دیدنشان نداریم.فهمیدنِ اینکه چه چیزى در حقیقتِ درونت مثل ماده اى مذاب از جنس یخ در حال حرکت است کارى بس دشوار و دشوارتر از آن پیدا شدن بستر یا موقعیتى براى بیان آن است.اجراى "زیبا" با در نظر گرفتن بضاعتِ خود این کشف و شهود را از همان ابتدابه خوبى در فضا جارى میکند.اتمسفرى مظروف به بازى حساب شده ولى فضاساز در جریان تصویرگرایی بصری و حسی از بازیگران که همراه با نریشن و افکت صوتی در حال جاری شدن است.به طورى که شنیدن جنس صداى نریتور نیز حواس شما را محکمتر و دنباله رو ىِ قصه میکند.جریانى سیال و تأثیرگذار که مد نظر کارگردان بوده است و به اندازه کافى شکل گرفته است.
از نظر فضاسازىِ خطى ابتدا همان پایان است و پایان همان ابتدا بصورتی که اغلب تماشاگران متوجه پایان یافتن نمایش نمیشوند ... دیدن ادامه » و این خود ایده اى است براى همگامى با وزنِ کلمات هر دیالوگ و کل متن که یون فوسه وام دار آن است.طراحى صحنه اى موجز اما تصویرساز که در کناره ساحل میگذرد میتواند شما را به نسبتِ گنجایشِ زیستتان به هر منطقه اى از حال و هواى ساحلى متروک با دیوار ها و نیمه دیوارهای سیمانى بکشاند.رنگ خاکسترى مربوط به بتن و سیمان و هارمونى آن با اتمسفر نمایش،شخصیت هایى برساخته از منطقه اسکاندیناوی را موازى با شخصیت هاى اصلی و حتى در دل هم پیش میبرد.شخصیت هایى که در حال انجام تلاشی نافرجام نزدیک به تلاشهای ابزورد برای انتقالِ پرسش و پاسخهایى هستند که تماشاگر دائماً در حال کنجکاوىِ آنهاست.کل اجرا بصورت مجموع و فرد به فرد در تلاش براى رهایى است.تلاشى کم جواب از جنس رفتارهایى که هایدگر و ویتگنشتاین در فلسفه و بکت در ادبیات نمایشی از میان آن گذشته اند .تاثیر حرکت و پویایی بر بدن‌های بی‌حرکت و رخوت‌زده‌ای‌ست که اگرچه از خفقان و فقدان‌ها آماسیده‌اند، اما از کار نیفتاده‌اند.
" زیبا " اجرایی است که در آن زمان هدف نیست بلکه خود مسئله اى روحى است و پویا در مکان.
تبریک به کل گروه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
peace
درباره نمایش اُسلو i
بازی های عالی هماهنگی خوب صحنه خوب موضوع خوب اما انتقال پیام به مخاطب ضعیف!!! شدیدا توصیه میکنم قبل از تماشا پیمان نامه اسلو رو مطالعه کنید تا متوجه موضوع بشید . به نظرم چون اکثرا نمیدونن اسلو اصلا چی هست متوجه بسیاری از قسمت ها نمیشن و چون ذهنشون درگیر میشه که این چی میگه اون چی میگه موضوع چیه ؟ ممکنه جلوه های بصری و قسمت های طنز رو هم از دست بدن . و اینکه دونستن اینکه رنگ لباس کراکترا بیانگر چی هست از واجباته و اصلا اسپویل نیست !!!! چون ممکنه تا اواسط اجرا متوجه نشین کدوما اسرائیلین کدوما فلسطینی !!! لباس سبزا اسرائیلین آبیا نروژی و بقیه فلسطینی . در کل امیدوارم با دونستن رنگ لباسا و مطالعه پیمان اسلو از تماشای تئاتر لذت ببرین :) چون بدون دونستن اینا احتمال میدم وقتی اجرا تموم میشه کمی گیج باشید :)
شاهین، جعفر میراحمدی و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
البته فکر کنم راحت میشه رنگها رو تشخیص داد
۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
م ح خ
درباره نمایش بهار شکنی i
نمایش صحنه‌ای بی‌پیرایه اما فرم روایی پیچیده‌ای دارد و حرکات مداوم گفت‌و‌گوها در زمان، بن‌مایهٔ نمایش را ساخته‌اند. مضمون نمایش خاطره است و فقدان، و البته این از دست دادن دلایلی ناشناخته دارد هرچند اشاره‌ای گذرا به افسردگی و بیماری می‌شود اما نباید به‌سادگی به این اشاره‌ها بسنده کرد و عمق کار را تقلیل داد. ابهام و تاریکی ذهن شخصیت‌ها پس‌زمینه‌ای ضروری برای طرح چنین موقعیتی است و به گمانم نمایش در ترسیم این فضا موفق عمل کرده است.
ابرشیر این را خواند
مریم اسدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
panizhf
درباره نمایش اُسلو i
تئاتر،اجرا،نمایش به معناى واقعى کلمه. همه چیز درست در جاى خودش و به اندازه؛چیزى که سالهاست ما تحت عنوان "تئاتر" مى شناسیم و کم پیش مى آید روى صحنه ى اجرا ببینیم اما نمایش "اسلو" به ما این فرصت را مى دهد که نمایشى کامل را روى صحنه ببینیم و لذت ببریم.طراحى لباس،طراحى صحنه،فرم،موسیقى،آواز،هماهنگى حرکات و بازى هاى درخشان.اجرایى که على رغم موضوع و متن سختى که براى برقرارى ارتباط با مخاطب داشت، اما ارتباط جالبى را با مخاطب برقرار مى کرد به ویژه به واسطه حرکات فرم سختى که داشتند و واقعا تمرینات زیاد و بدن هاى نرمى را مى طلبید که در اجرا کاملا شاهد آمادگى کامل بازیگران از نظر جسمانى بودیم. و هوتن شکیبا؛ معناى واقعى کلمه ى بازیگر، وقتى از بازیگرى حرف مى زنیم دقیقا داریم از هوتن شکیبا حرف مى زنیم. لذت بردم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
میشه لطفا موضوع نمایش رو عنوان کنید تا بدونیم با چه کاری روبرو هستیم؟ واژه تلفیقی هیچ چیزی رو برای من القا نمیکنه!
یه کم اطلاعات بیشتر بدید فکر کنم مخاطبان بیشتری جذب کنید.
سپاس
شاهین و صبا صالحیان این را دوست دارند
حتما بهتره که گروه نمایش خودشون پاسخ بدن.
از نظر من اعتراضی به
- سیستم اموزشی
- تفتیش، تلقین و کنترل عقاید
- قلدرمعابی
بود.

و تشابهی(موضوعی) بلاتشبیه(کیفی) به موضوع دیوارِ پینک فلوید، اکسپریمنتِ پل شورینگ و افسانه ی سیزیف داشت.
۱۰ ساعت پیش
سپاسگزارم آقای صادقی
۶ ساعت پیش
خواهش میکنم
امیدوارم از کار لذت ببرید
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی احسان اکبرنژاد و با بازی محمد نادری، پویان درزی، الهام جدی، فردین شاه حسینی، پریسا بنی‌آدم، وحید نفر، احسان اکبرنژاد، هادی شیخ الاسلامی و مهرداد ضیایی آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم باراصلی نمایش را متن به دوش میکشد، آنقدر که بیان بازیگر بکارگرفته شده بدنش پرداخت نشده. بیان بدنی طی زمان طولانی اجرا تکراری میشود و بکارگرفته نمیشود. فرم تکراری کمی خمیده رو به جلو با دستهای اغلب بلاتکلیف اگرچه میتواند نوعی سرخوردگی را بعنوان وضعیت کلی کاراکترها بازنمایی کند، اما در بیان کنش بازگشت دائمی کل متن به گذشته و خواست اصلی نمایش برای ترغیب به یادآوردن تاریخی، الکن است.
اما از این که بگذرم؛
۱- اجرای یک نمایش تجربی در مکانی دور از کلونی تئاترها و اجرای آن با استفاده از همه امکانات فضایی مکان و نه فقط بلک باکس، حرکت کردن بیرون مرز گفتمان مسلط هنرهای نمایشی است و انتقادی و تحسین برانگیز. بعلاوه این بهره گیری از اتاقها و فضاهای مکان در خدمت ساختار تودرتوی متن و درجهت فرم بیانی سیال آن است. نه آنکه فقط برای تنوع زاویه دید مخاطب یا ... دیدن ادامه » ارائه تجربه تازه دیدن و حضور در متن بکار رفته باشد.
۲- متن در ظاهر سنگین و پرگو بنظر میاید، اما در نهایت پیام ساده ای دارد، بیشتر درباره خود زندگی ست. اما ریشه های خود را در خاک فلسفه و ادبیات محکم کرده است و امکان خوانش در لایه های عمیقتری را به مخاطب میدهد. پرگویی و کش دادن زمان نمایش در جهت ساختن هرچه کاملتر جهان متن برای مخاطب است. جهانی که با الگوی درختی در اطراف تنه اصلی (پدر/سرگرد) رشد کرده. سیالیت و حالت رفت و برگشتی داستان، الگوهای دوتایی، نگاه مهراکین نسبت به زن، ناکامی، وجه نمادین کاراکترها، همگی متن را برای من به نمونه هایی از داستان مدرن فارسی وصل میکنند، نمونه هایی که همین ساختمان تودرتو را برساخته اند.
۳- بازیهای تعدادی از بازیگران برای اینکه بازی-اولی باشند زیاده خوب است و جای شگفتی دارد. بازیگران دیگر هم با آنکه معمولی یا در جاهایی ضعیف هستند اما هرکدام از ۱۷ بازیگر این کار، لحظات درخشانی در جای جای کار برای خودشان دارند. کسی بیجهت و خارج از کنش اصلی صحنه داد نمیزند و خود این مسئله متاسفانه در تئاتر ما کیمیاست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید