تیوال تئاتر
S3 : 12:14:29
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

گروه تئاتر «خورشید» به سراغ «باق وحش» رفت | عکس
بعد از اجرای موفق «آنشرلی با موهای خیلی قرمز»
» گروه تئاتر «خورشید» به سراغ «باق وحش» رفت
... دیدن متن »

گروه تئاتر «خورشید» در جدیدترین تجربه خود، نمایش «باق وحش» را از نیمه اول دی در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می برد.


گروه تئاتر «خورشید» به سرپرستی کامیار معتمدیان که سال ۹۷ نمایش موفق «آنشرلی با موهای خیلی قرمز» را به عنوان اثر برگزیده بیست و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران در سالن اصلی تالار مولوی به صحنه برد، در جدیدترین تجربه خود نمایش «باق وحش» را روی صحنه می برد.
«باق وحش» نوشته فراز مهدیان دهکردی با کارگردانی امیربهاور اکبرپوردهکردی از نیمه اول دی در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر اجرای عمومی خود را آغاز می کند.
رها جهانشاهی به عنوان مجری طرح و مدیرتولید این اثر نمایشی حضور دارد.
به زودی عوامل و بازیگران «باق وحش» معرفی می شوند.

«حاشا» و «یک + دو» از دیگر آثار گروه تئاتر «خورشید» هستند که با کارگردانی امیربهاور اکبرپوردهکری به صحنه رفته اند.

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سکوت سفیدی از جنس بتهوون
پژندسلیمانی
روزنامه‌ی شرق، ۲۴ آذرماه ۱۳۹۸

سکوت سفید، سکوت دو ضربی موسیقی که به معنای واقعی کلمه در نمایش کوروش سلیمانی می‌توان دید. از صحنه و دکوری ترو‌تمیز و سفید، تا لباسهای بازیگران و حرکت شسته رفته‌ی آنها روی صحنه و شیوه‌ی انتخابی بازی همه و همه اجرا را تبدیل به یک ملودی آرام کرده که نواخته می‌شود و به گوش مخاطب می‌نشیند. بازی‌هایی که شیوه‌ی اجرای نقشها را با فضا جفت و جور می‌کند. همانطور پرطمطراق و همانقدر آهنگین. حتی میزانسن‌ها و حرکت بازیگران در نیمه روشنایی میان صحنه‌ها برای رسیدن به جایگاهشان. اصلا اگر بدانیم موسیقی چیزی نیست جز سکوت بین نتها، بی‌شک سکوت سفید را هم باید یک سمفونی گوش‌نواز دانست که می‌توانی در خلوتی گوش بسپاری بهش. یک سمفونی پر از سکوتهای دوضربی. سکوتهایی که با متن تام استوپارد ... دیدن ادامه » و با ذهن خلاق و کاربلد کوروش سلیمانی یک قطعه کلاسیک ساخته. از آن کلاسیکهای روان، بدون اوج و فرودهای موتزارت. چیزی شبیه «برای الیزه‌»ی بتهوون. نرم و روان.

تام استوپارد، نویسنده‌ی انگلیسی، چک تبار که تاکنون فیلمنامه‌ها و نمایشنامه‌های زیادی نوشته است و بسیاری از آنها درخشیده‌اند، در نمایشنامه‌ی «آرامش از نوعی دیگر» که کوروش سلیمانی با انتخابی درست آن را به «سکوت سفید» تغییر داده است، داستانی برایمان روایت می‌کند از یک آرامش دراماتیک. آرامشی که هر روزه و هزارباره با آن روبرو نیستیم و تعریفش را نشنیده‌ایم. نام انگلیسی این نمایش بیشتر به معنای «صلح مهجور» است که شاید به دلیل فضای داستانی این ترجمه‌ی واژه به واژه را به «آرامشی از نوع دیگر» تغییر داده‌اند. متنی که با ظهور شخصیت در دل فضایی متفاوت و جدید، داستانی از نوع دیگر برای ما بازگو می‌کند. اما آنچه می‌توانیم در نام اصلی متن و البته قصه‌ی پنهانی پلات بیابیم، واژه‌ی صلح است. صلحی که آقای براون با حرکتی به ظاهر نامعقول و به زور برای خودش دست و پا می‌کند. حیرانیم به چرایی این جستجو، چرایی این اصرار. اما متن و مونولوگ شخصیت، جواب علامت سوالهای ما را می‌دهد. او طعم جنگ را چشیده و حالا به دنبال صلح است. به دنبال تکرار امنیتی که در بیمارستان پشت جبهه تجربه کرده بوده است. آنچه ما را به «جان براون» نمایش سکوت سفید علاقه‌مند می‌کند، علاوه بر بازی سامان دارابی، عشقی‌ست که پایش را هر کجا بگذارد، می‌توانیم همذات‌پنداری کنیم باهاش و خودمان را توی لحظه‌هاش ببینیم و بیابیم.
آنچه در اجرای کوروش سلیمانی اهمیت دارد، این تاش سفید و گذاشتنش به عنوان یک بن‌مایه‌ی پنهان در سراسر اجراست. آنطور که می‌شود در سراسر صحنه و الف تا یای اجرا آن را در جایی یافت. حتی وقتی تنها و تنها باری که آقای براون سنگی در آرامش صحنه و نمایش می‌اندازد و موج می‌اندازد توی آن اتاق سفید و ‌ از جنگ می‌گوید، باز هم سفیدی اتاقکی که مجروحین جنگی در آنجا‌ بستری بوده‌اند در ذهن مخاطب نقش می‌بندد و به تصویر کشیده می‌شود.
موسیقی دو ضربی کوروش سلیمانی با شیوه‌ی اجرایی خاص خود او که می‌توانیم در اجراهای دیگرش طی این سالها ببینیم، آرامش را همچون یک خیال به تصویر در می‌آورد و مواج و رقصان با خود پیش می‌برد. آرامشی که همچون آقای براون در جایی از این جهان گم شده است.

http://sharghdaily.com/fa/main/page/5031/10/هنری

یاسر متاجی این را خواند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"حنجره اش از هوس آنکه فریاد بلندی بکشد به درد افتاده بود، فریادی چون فریاد شاهین یا عقابی از فراز آسمان، فریادی نافذ تا از تسلیم خویشتن به بادها خبر دهد. این ندای زندگانی بود خطاب به روح او نه آن صدای ملال آور زمخت عالم تکلیف و نومیدی، نه آن صدای غیر انسانی که او را به خدمت محراب فرا می خواند.”
اگر فکر میکنید با نمایشی به ثقیلی متن بالا طرفید سخت در اشتباهید چون جناب هرآیینی یکی از سخت خوانترین کتابهای جیمز جویس را در خلاقیتی شیرین به راحت الحلقومی دوست داشتنی بدل کرده اند که فقط میتوان آنرا دید و از لحظه لحظه اش لذت برد و به نبوغ پدیدارگرانش آفرین فرستاد.

گفتاری که از زبان گیتاری خارج میشود و نوازنده ای که میگوید جای نواختن! و بازیگرانی که در تاتر زندگی میکنند و بازی یادشان رفته است و خلق میکنند جهانی هجو آمیز و رو راست در روایتی جذاب و کوتاه! ... دیدن ادامه » آنقدر کوتاه که همه تماشاگران انتهای نمایش و نقطه پایان آنرا نمیپذیرند و جملگی کمی بیشتر میخواهند و این حاصل لذتی است که روحهامان درگیر آن شده است.

خلاقیت و ابتکار در فرم این اجرا انقدر ارزشمند است که مشکلات متنی اثر برای من ارزش بازگویی ندارند، فکر میکنم رسالت این اجرا تمام و کمال در حظ بصری و حرکات نمایشی و نور و صدا و میزانسن و کارگردانی فوق العاده خلاصه شده بود و حاصل آن پکیجی لذت بخش از تاتر واقعی

درود و خسته نباشید به همه دست اندر کاران این نمایش شریف
mahaya و میثم هنزکی این را خواندند
امیرمسعود فدائی، زهره مقدم، امیر مسعود و صبا صالحیان این را دوست دارند
چه قدر خوب همه چیز رو توضیح دادین.
۲۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پوریا صادقی
درباره نمایش شیر خشک i
به به...
بالاخره یه نمایشِ “باید ببینم”
ای ۹ دی، بیا
امیر مسعود و میثم هنزکی این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
در این حد هستش ؟؟ :)
۴۵ دقیقه پیش
ظاهرش که اینطور نشون میده. عوامل و سایر اطلاعاتی که داده شده
توکل بر دیونیسوس
۳۳ دقیقه پیش
بوی ۳-۴ بار دیدن به شامم میرسه :))
۱۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمیرا حسینی
درباره نمایش ماسک i
پرسونا در روان‌شناسی تحلیلی یونگ نوعی ماسک دست‌سازست که شخص برای ایجاد تأثیرگذاری بر دیگران و پنهان کردن ماهیت حقیقی خود ابداع می کند.
پرسونا نقاب انتخابی انسان برای پذیرفته شدن در اجتماع است. نقاب توسط اجتماع بر فرد تحمیل می‌شود و هر چقدر تأثیر این تحمیل زیاد باشد ضخامت نقاب بیشتر است. تا جایی که استقلال فرد را از بین می‌برد و فرد نمی‌تواند هدف و امیال خود را دنبال کند. به جای نقش بازی کردن می‌شود خود نقش.
این واژه نام خود را از نقاب یا ماسکی که هنرپیشگان تئاتر در یونان قدیم به صورت می‌زدند، گرفته است. نقاب نمای شخصیت اجتماعی و میانجی میان «من و دنیای واقعی» و بخشی از ماست که در معرض دید دیگران قرار دارد. البته رفتار پرسونا ممکن است در موقعیت‌های مختلف متفاوت باشد.
واضح است که اغلب افراد سعی می‌کنند که پرسونای آن ها نمای خوب و معقولی داشته باشد و طوری رفتار می‌کنند که موردپسند دیگران باشند. حتی خیلی وقت ها ممکن است پرسونا با آن چه در حقیقت صادق است، کاملاً متفاوت و متضاد باشد
بزرگ‌ترین خطر این است که فرد، خود فریب پرسونای خود را بخورد.
مادامی که شخص از وجود این صورتک ها برصورت اصلی خود آگاه است ، نقاب بی ضرر است ، اما زمانی که شخص تبدیل به آن نقش شود سایر جنبه های شخصیت مجال رشد و پرورش پیدا نمی کنند و انسان از خود راستین بیگانه می شود.
تفاوت میان اشخاص سالم و ناسالم این است که اشخاص ناسالم خود را نیز همراه دیگران فریب می دهند .
شخص سالم می داند چه وقتی چه نقشی را بازی کند و در همان حال طبیعت راستین خود را میشناسد .

اگر دائما" خود را با نقابهایی که برای دیگران به چهره میزنی بشناسائی آن لحظه ای که فرا می رسد و باید نقاب از چهره برداری ، پشت آن نقاب دیگر هیچ چیز نیست...
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اجرای بی نظیری بود بسیار کار و پسندیدم .نور پردازی . موزیک بی نظیر . بازی های عالی . متن بسیار قوی . جناب اقطاعی بهتون تبریک میگم و خسته نباشید.
.دیدن این تاتر و توصیه میکنم .






امیرمسعود فدائی، mahaya و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی آرمان طیران و بازی علیرضا اخوان، فاطمه بستامی، حامد سوری و.. همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منتشر شده در روزنامه شرق به تاریخ بیست و چهارم آذر ماه نود و هشت



زوال خاندان اشرافی

نوشته محمدحسن خدایی

روایت افشین زمانی از «شازده احتجاب»، کمابیش خون‌بارتر از خود رمان هوشنگ گلشیری است. دیگر چندان از آن جهان ذهنی، سوبژکتیو، وهم‌آلود و پیچیده رمان خبری نیست و گویی این تکنیک سخت‌کشی شازده احتجاب است که به میانجی اجرا، تلاش دارد زوال خاندان قجری را به نمایش ‌گذارد. اگر در رمان با تداعی معانی و استفاده از تمهیدات جریان سیال ذهن، تاریخ شخصی شازده در مواجهه با دیگران از طریق خاطره و تخیل روایت می‌شود و مدام مرز مابین فخری و فخرالنساء مخدوش می‌گردد، در اجرا اما این کلیت خاندان است که نمایان شده و لاجرم بدن‌ها تعین مادی روشن‌تری در قبال رنج و اقتدار یکدیگر می‌یابد. حال با اندکی توجه و تمرکز، می‌توان تمایز شخصیت‌ها را روشن‌تر از رمان ... دیدن ادامه » ادراک کرد و سرگذشت آنان را پی گرفت. بنابراین از غلظت جهان ذهنی رمان کاسته شده و بر عینیت هولناک خاندان در حال اضمحلال افزوده شده است. به لحاظ اجرایی با دو شازده احتجاب روبرو هستیم. دو بدن که قرار است یک شخصیت را در ساحتی متفاوت بازنمایی کنند. یکی از شازده احتجاب‌ها، سوژه‌ای در آستانه مدرن شدن، امکان مواجهه با بدن آن یکی شازده احتجاب تاریخی را می‌یابد. دوپاره شدن بدن، گویی به دوپاره شدن سرگذشت این خاندان دامن می‌زند. روایت رنج در کنار کامیابی می‌نشیند و قتل در مجاورت عشق. بدن اعضای خانواده به ضرورت و تناوب احضار شده و روایت زوال یکی از آخرین خاندان‌های عصر قجری به نمایش گذاشته می‌شود.
افشین زمانی چندان وفادار به رمان گلشیری نمی‌ماند و تلاش دارد جنبه‌های پیدا و پنهان روابط و مناسبات شخصیت‌ها را آشکار کند. بنابراین بیش از آنکه به خانواده پرداخته شود، تاریخ قتل و جنایت افشا می‌شود. فرآیندی که همراه است با اختگی و سترونی شازده در مسیر پر فراز و نشیب تصاحب قدرت. تاریخی خونبار از خدعه، شکنجه و سرکوب. در رمان گلشیری تسلسل سرکوب را می‌توان در مواجهه شازده با فخری و فخرالنساء مشاهده کرد. اینکه چگونه بدنِ زن به انقیاد درآمده و ادامه همان فرآیند سرکوب فرودستان است. بازتولید جهانی مردسالار، بی‌عطوفت و پر از کینه و حسد. اما در روایت افشین زمانی، فخری و فخرالنساء امکان مقاومت می‌یابند و در نهایت این فخری است که با بکار بستن تمهیدات خشن و خلاقانه، جهان مردسالار و در حال زوال خاندان قجری را خاتمه می‌بخشد. از این منظر اجرا گشوده به کنش‌ورزی شخصیت فرودستی چون فخری است و به نوعی از آن سرگذشت محتوم رمان، فراتر رفته و نویدبخش جهانی یکسره متمایز. پایان چرخه تکراری و سرکوبگرایانه سلطنت قجری و بازماندگان‌اش. اجرا با پایان‌بندی نابهنگامش، بشارت می‌دهد بر زمانه‌ای که تغییریافته. که در آن سوژه‌های زنانه، خسته از به انقیاد کشیده‌شدن، حتی با دست‌زدن به خشونت، تلاش دارند با عاملیت خویش جهان کهنه و ناعادلانه را پایان دهند.
صحنه کمینه‌گرایانه طراحی شده و از بازنمایی رئالیستی فضاهای داخلی در خانه‌های قجری، خبری نیست. هراس و هولناکی فضا با نوعی انتزاع همراه است. بازیگران با ژست‌هایی ایستا و با نگاه‌های خیره، بیش از آنکه یکدیگر را نظاره کنند، تماشاگران را خطاب می‌کنند. علی پویا قاسمی با آن بدن دفرمه و نگاه هراسناک، ایفاگر یکی از شازده احتجاب‌هاست. او را دیگر می‌توان بازیگری دانست که نقش‌های ترس‌خورده و مطرود را به خوبی بر صحنه اجرایی می‌کند. نگاه خیره و بدن سرکوب‌شده این بازیگر، دلالتی است سیاسی از تاریخ انقیاد در این سرزمین. همچنانکه اغلب بازیگران تلاش دارند در حال و هوای این فضای فرمانروایی یا فرمانبری ایفای نقش کنند. همان تضاد و تعامل همیشگی فرادستان و فرودستان. هر چه هست، اجرایی چون شازده احتجاب را می‌توان نمونه خوبی دانست از برآیند نیروهای سیاسی در یک زیست‌جهان غیردموکراتیک. وضعیتی متصلب و سنتی که جهان سرمایه‌داری، نیروهای اشرافی آن را مضمحل کرده و مناسبالت دیگری را طلب می‌کند. نیروی محافظه‌کار قدیم بتدریج در طول اجرا کنار زده شده و نیروی تازه و ناشناس سربرمی‌آورد. اما همچنان در غیاب امر دموکراتیک که مبتنی باشد بر احیای امر سیاسی نیروهای مترقی اجتماعی. این جهان فروبسته، گشوده بر وضعیتی است که در آن برای تغییر سرنوشت، می‌بایست بر قتل و جنایت دست زد. فخری به مثابه فیگوری مطرود و فرودست، مدام می‌بایست برای شازده نقش فخرالنساء را بازی کند. این دوگانگی میان فرادستی و فرودستی، در نهایت فخری را واجد خشمی تاریخی کرده و او را به کنشی رادیکال در قتل ارباب خویش سوق می‌دهد. قتل شازده احتجاب به نوعی پایان یافتن این دوگانگی و یگانگی فخری و فخرالنساء است. همان برآمدن فیگور سوژه مونث مدرن.
امیرمسعود فدائی این را خواند
mahaya و شهاب عباسیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام روز بخیر. دوستان لطفا چند تا نمایش خیلی خوبی که روی صحنه هست معرفی کنید. چند وقته بی خبرم.
سلام اشکان جااانزز.
چطوری ؟
کوجاعی ؟
چهره مرد هنرمند در جوانی ، سکوت سفید .
شازده احتجاب هم من ندیدم ولی گویا اکثر دوستان دوست داشتن.
کار زیراکسِ دشتی هم گویا متوسط به بالا هستش .
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلارا نوشین
نمایش "جنایات قلب" نوشته بت هنلی با ترجمه و کارگردانی "دلارا نوشین" دی و بهمن در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می رود.
» دلارا نوشین "جنایات قلب" را در تئاتر شهر به صحنه می‌برد.
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی گروه تئاتر نوشین، نمایش جنایات قلب نوشته بت هنلی که از آثار مکتوب نمایشی شاخص و برنده جایزه پولیتزر می باشد با برگردان و کارگردانی" دلارا نوشین" اجرا می‌شود.

این نمایشنامه داستان جالب سه خواهر را روایت می‌کند که هر کدام به نوعی درگیر چالش‌های احساسی عمیقی هستند که موانع بزرگی را در زندگی برایشان ایجاد کرده و هر کدام از شخصیت‌های نمایش درگیر درونیات متناقض و به نوعی سرکش و تمایلات عجیب و بعضاً جنایتکارانه هستند.

 در این اثر نمایشی با تهیه کنندگی " علیرضا مهران" بازیگرانی چون:
آزاده اسماعیل خانی، تینا بخشی، علیرضا مویدی، سارا توکلی، پگاه ارضی، تورج ثمینی پور ایفای نقش می‌کنند. با صدای نریشن افسر اسدی.
طراح لباس: الهام شعبانی، طراح نور: رضا خضرایی، طراح گرافیک: محمد وفایی، دستیار و برنامه ریز: الهه افخمی، مدیر تولید: امین آقایی، مشاوررسانه: محمد وفایی، مدیر صحنه: امین محمودی، منشی صحنه: علی اسحاقی، ساخت تیزر: بنیامین نادعلی، تبلیغات مجازی: عرفان پورمحمدی، عکاس: محسن بیده، از عوامل اجرایی این نمایش هستند.

 جنایات قلب از ٨ دیماه ۹۸ در تالار سایه مجموعه تاتر شهر روی صحنه می رود.

امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رعنا اسداللهی
درباره اپرای عروسکی مولوی i
نمایش بسیار حرفه‌ای و جذابی بود. با سپاس از عوامل و گروه اجرایی.
امیرمسعود فدائی این را خواند
celine، هانی حسینی، مریم خاقانی و شکیبا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اینکار رو سه بار دیدم ، یک نمایش واقعاً جذاب، یک متن ایرانی با موضوعی که هر چند ناشناخته نبود اما تا به حال ندیده بودم در هیچ نمایشی بهش پرداخته بشه. بازی اقای نوروزی بی نظیر بود، هر دیالوگ رو با لحن صدا و میمیک متفاوت اجرا کرد که شاهکار بود، بازیگران نقش های مختلف هم بسیار مسلط اجرا کردند، یک ساعت و نیم خنده نیم ساعت تعلیق و صحنه های شاد پایانی که نگذاشت تماشاچی غمزده سالن رو ترک کنه، مرسی از تمام گروه، دمتون گرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام من کار را امشب دیدم، به نظرم طراحی صحنه و لباس خیلی ساده و کاربردی بود، لته ای هم که به عنوان دیوار استفاده شد، شخصیت مستقلی برای خودش ایجاد کرد که در نوع خودش منحصر به فرد بود و توانایی بالای کارگردان رو نشون میداد، تنها ایرادم به نمایش بعضی دیالوگ ها بود که تماشایی نا آشنا با این اثر رو کمی دیر با موضوع نمایش درگیر می کرد، برای گروه آرزوی موفقیت می کنم.
خب، از اونجائیکه آقای صابری قبل و بعد از نمایش جمعه 22 آذرماه 98، عذرخواهی کردند و اعلام کردن مشکلی پیش اومده که نتونستن برنامه رو اونطور که باید اجرا کنن، مطمئن نیستم واقعا چیزی که دیدیم، همونی بود که باید میدیدیم یا نه! به هر صورت، از اونجائیکه اعلام نشد مشکل چه بوده و اعلام نشد مشکل برطرف شده یا خیر، من پیشفرض رو میذارم روی اینکه مشکل برطرف نشد و ما به تماشای یک اجرای «با مشکل» نشستیم.

بدون شک فاجعه‌آمیزترین نمایشی بود که تا به امروز دیدم و توصیه میکنم در شرایط مشابه، حتما نمایش رو لغو کنید! چراکه مطمئنا نام شما و این خاطره در ذهن‌مان باقی خواهد ماند.
من به همراه سه تن از دوستانم به این نمایش دعوت شده بودم، که متاسفانه باعث شرمندگی میزبانم شد و مطمئن باشید اگر دعوت نشده بودم، همان اوایل اجرایتان، سالن را ترک میکردم.

اگرچه صمیمانه! از اجرای ... دیدن ادامه » آن شب ناراضی هستم و تماشای این برنامه را به دیگران پیشنهاد نمیکنم، اما بدون شک برخی از هنرمندان فراتر از نقش و محدودیت‌های محیط ظاهر شدند.

متشکرم اودیل..!
ری را
درباره نمایش شیر خشک i
چند اسم آشنای دوست داشتنی .....
پوستر :) :) :)
عنوان :) :) :)
.......
و در قید حیات بودیم و دیدیم مقادیری یادداشت و توضیح و تفسیر درباره فضای کاری پیش از اجرا و فروش بلیط.....
خلاصهه بیشتر هول تو دلمون انداخت که :)))
۹ ساعت پیش
"آنچه روی صحنه رخ می دهد آهسته خواهد بود." !!! (ایموجی دست روی پیشونی)
۴ ساعت پیش
خود اون توضیحات میارزه به دیدن یه تیاتر.
چه خوب که یه نفر دقیقا می دونه رو صحنه چه کرده و ترسی از بیانش نداره
۴۸ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مانلی خاتمی
درباره نمایش قرمز i
یکی از خلاقانه ترین و جذاب ترین اجراهای امسال ، بدون شک قرمزه ... بازی های درست ... ایده های خلاقانه .... این تجربه ی بی نظیرو از دست ندید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سارا
درباره نمایش بیگانه در خانه i
پیش فروش ۹ دی به بعد از کی شروع میشه؟ من کیف پول رو شارژ کردم اما نمیتونم در روزهایی که باز شده بیام.۱۱ دی کی باز میشه؟
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا قبل از اینکه بازیگر نقش (ملکی) برای بار دوم بیاد تو و با گریه ها و تلفیق منزحر کننده آب دهن و دماغش، گند بزنه به بازی های خوب قبل تاتر، باورم نمی‌شد یک ساعت و نیم از زمان تاتر گذشته و این یعنی تاتر خوب و درجه یک.
بهبود جدی اون کاراکتر می‌تونه لانچر ۵ رو در تاریخ تاتر ایران دست نیافتنی کنه.
صدای های اضافه سالن هم که تو ذوق می‌زد و حواس پشت صحنه رو هم از بالا متوجه خودش کرده بود.
در کل خسته نباشید و عالی.
اسمش کمالی بود.
۱۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهار اجرای پایانی
دوشنبه دو اجرایی ١٦:٣٠ و ١٩
متاسفانه تمدید نمیشود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرتضی سوری
درباره نمایش لانچر ۵ i
انچوچک

۱. هر چیز کوچک و خرد
۲. آدم کوتاه قد
۳. دانه‌ای کوچک شبیه دانه گلابی با پوسته محکم که همچون آجیل قابل خوردن می‌باشد
فک میکردم فحشه D:
۱۳ ساعت پیش
@ محمد جواد: مخلصم
@ آدنا: علاوه بر موردی که شما گفتین، به نظرم یه بار ماهوی داره تلفظش برای گوینده و شنونده؛ یه چیزی تو مایه‌هایِ ســـیرابی و گلــــابی
۲۵ دقیقه پیش
جناب جوانی و محمد جواد جان
به توان دو ممنونم از نظرتون

آدنا :)) بله بله همینطوره!
تازه بعضیا هم معتقدن که عین و نون عمق فاجعه رو بهتر نشون میده
۲۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حدیث سیدی
درباره نمایش لانچر ۵ i
برای تنهایی عظیم پست ها و برجک ها و لانچرها ... تمدید شود !!!❤
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همانگونه که تئاترهای های خوبی در سالنهای مختلف اجرا می شوند، تئاترهای ضعیف و سخیف هم اجرا می شوند که نمایش "از میان مردگان" در این زمره قرار می گیرد.
نمایشی که از ابتدا ضعف بسیار شدیدی در نمایشنامه و متن دارد. متن ایرادات زیادی داره، شخصیتها توسط نویسنده به خوبی ساخته و پرداخته نشده اند (البته این مهم توسط کارگردان و بازیگران هم انجام نشده) و صرفا یکسری داستان پشت سر هم ردیف شده اند.
بازی های به شدت اغراق آمیز بود، بازی هایی که فیلم-تائترهای دهه 60 و 70 را برای آدم تداعی میکرد. اکثر بازیگرها در حین گفتن دیالوگها تپق میزدند و بر متن تسلط کافی نداشتند.
بعد از اجرا که اسامی عوامل و بازیگران را بررسی کردم، متوجه شدم که کارگردان، نقش مادر خانواده را هم بازی میکردند. شاید به همین خاطر بوده که نه کارگردانی درست صورت گرفته بود و نه بازی ایشان. همچنین ... دیدن ادامه » تهیه کننده هم که نقش پدر خانواده را بازی میکردند تسلط کافی در بازیگری نداشتند و حضور پررنگ این دو در اکثر صحنه ها، عدم تسلط و بازی های اغراق آمیزشان باعث میشد که بیننده احساس خستگی کند و نتواند با نمایش ارتباط برقرار کند.
میزانسن های اشتباه، عدم همخوانی لباس بازیگران، طراحی ضعیف صحنه و دکور، فوکوس کشی بازیگرها از هم و.... از دیگر مواردی بود که توی ذوق میزد.
شخصی که نقش مرگ را بازی میکرد بخاطر طنین صدا و فرم بدنی، باورپذیرتر و قابل قبول تر از سایر بازیگران بود.
بازی دختر خانواده به شدت تصنعی و توام با حرکات اضافی بود که باعث میشد بیینده با این کارکتر ارتباط برقرار نکند.
بسیار متعجبم از آقای بوسعدی که با شناختی که ازشون دارم و قبلا اجراهای خوبی ازشون دیده بودم، چطور حاضر شدند در این نمایش بازی کنند و چرا اینقدر بازی شون درشت و اغراق شده نسبت به کارهای قبلی شان بود؟؟!!

امیدوارم بازبین های محترم تئاتر و همچنین مدیریت محترم سالنها دقت بیشتری برای دادن مجوز به نمایش ها به خرج دهند تا شاهد نمایش های پربار تری باشیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید