تیوال تئاتر
S3 : 10:58:19
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

اجرای خوبی بود. از نظر من تو این دوره زمونه ی پرآشوب و استرس میشه به جای گرفتن یه اتاق تو یه بیمارستان خصوصی، شیوه زندگی مینیمالیستی مردم اسکاندیناوی رو برای رسیدن به اون آرامش و سکوت سپید در پیش گرفت. کاری که خودم دارم انجام میدم :))
با سپاس از بازیگران و کارگردان این نمایش که دغدغه ی رسیدن به "آرامش" را داشته و با متنی از استاپارد آن را روی صحنه بردند!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی حمیدرضا عیوضی و با بازی مهدی رضایی، مسعود رحیمی، یانا فومنی آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بررسی نمایش "پنجاه/ پنجاه" به کارگردانی مرتضی اسماعیل کاشی

گاهی برای تماشای یک تئاتر دو چشم کم است.
منبع: سایتِ ادبی، هنری چیستآرت
رحیم رشیدی‌تبار
.
زن و مردی پا به موزه‌ای گذارده‌اند. این موزه روزگاری نه چندان دور شکنجه‌گاه و کشتارگاه افرادی بی‌گناه بوده است و زندانیان در این جهنمِ روی زمین پس از انواع شکنجه، مشقت و زجر فراوان، میهمان اتاق‌های گاز شده‌اند. از زندانیان هیچ بر‌جا نمانده جز اندک وسایلی که در موزه در معرض دید بازدیدکننده‌گان قرار می‌گیرد؛ کلاه، چنددست لباس، شاخه گُلی فلزی و... .
قصه زمانی جالب می‌شود که متوجه می‌شویم همین زن و مرد روزی از این زندان گریخته‌اند و امروز که پا در این مکان دهشت‌ناک گذارده‌اند خاطرات‌شان زنده شده و مردگانِ این مکان نفرین‌شده در ذهن‌شان زنده می‌شوند. زن و مرد که حالا ناتوان‌اند و پیر، می‌شوند دو راوی.
.
در ابتدای نمایش زن و مرد (پیرزن و پیرمرد) در نقش دو اسب ظاهر می‌شوند؛ آری اسب. اسب‌هایی پیر با یال طلایی که برگردن‌شان افساری بسته شده‌ست و رهایشان نمی‌کند. اسب در هنر تدفینی نماد مرگ است و روان مردگان را با خود می‌برد و نویسنده‌ی این نمایش بسیار هوش‌مندانه این وظیفه را بر عهده‌ی پیرزن و پیرمردی نهاده است که بشوند دو راوی و شیهه‌وار قصه از زبان و ذهن‌‌ آن‌ها شنیده شود.
اسب‌ها در ارتفاع، خاطرات‌شان (ارواح زندانیان) را در زندان (چاله) رها می‌کنند تا مخاطب در نمایشِ پیش‌روی‌ِ خود، نمایشی دیگر را به تماشا بنشیند.
زندانیان توسط جلاد-زندان‌بان به بازی گرفته‌شده‌اند و در حالِ بازی در نمایش "کله‌گِرد‌ها و کله‌تیزها"ی برشت‌اند.
جلاد-زندان‌بان در هیئت یک کارگردانِ تئاتر با یک میزانسن، زندانیان (تو بخوان مردم) را به دوقطب و دوسو می‌کشاند تا به‌سانِ نوکِ یک پیکان در برابر یک‌دیگر قرار داده و خط‌کشی کند. یک قطب می‌شود "خودی" و قطب دیگر "ناخودی". زندانیان هم به این بازی تن می‌دهند، آن هم تنها به یک علت: "دمی بیش‌تر زنده بمانند."
خودی و ناخودی‌ها توسط زندان‌بان-جلادی که هم‌سو با تماشاگر روی صندلی نشسته و لباسی متفاوت از دیگر بازیگران و مثل تماشاگران به تن دارد!!، امر و نهی شده و به جان هم می‌افتند.
.
مخاطب ... دیدن ادامه » در نمایش پنجاه پنجاه با روایتی خطی روبه‌رو نیست؛ البته که نباید باشد. مگر می‌شود از ذهن‌های مشوش، پراضطراب، هراسان و پریشان زندانیان در یک اتاقِ گاز روایتی خطی انتظار داشت!؟ اما نظم دارد.
.
تسلط بر ریتم درونی، پرداختن به جزئیات به حد کفایت، احترام به ذکاوت مخاطب، رفت و برگشت‌های به جا و در خدمت ریتم اجرا، دوری از هرگونه ادا و اطوارهای شبه‌روشنفکرانه‌ی فلسفی مخاطب را وادار به احترام به نمایشنامه‌ی استخوان‌دار پنجاه پنجاه می‌کند که توسط هاله مشتاقی نیا و مرتضی اسماعیل کاشی نوشته است.
.
سطح بازی‌ها در نمایش پنجاه-پنجاه قابل قبول و درست است. بازیگران بدنِ خود را می‌شناسند و بیان‌شان شفاف و رساست. لباس در این نمایش فکرشده طراحی شده است. در طراحی لباس نیز به مثال دیگر اجزای نمایش به جزئیات توجه بسیار شده‌است. لباس‌ِ یک‌دست زندانیان، لباس زنانِ‌روسپی، دلقک‌ها، زنانِ دیرنشین، اسب-راوی‌ها، زندان‌بان و... نشان از تسلط یک طراح لباس بر حرفه‌ی خویش دارد.
گریم و چهره‌پردازی پنجاه پنجاه نمره‌اش بالاست. رنج، درد، شکستن، غم، مشقت، بی‌روح بودن و درعین‌حال روح بودن زندانیان بر مخاطب هویداست. طراحی صحنه‌ی جذاب، کارآمد و خلاقانه‌ی نمایش نیز یکی از نقاط قوت این اثر است.‌ موسیقی که بخش عظیمی از کار بر عهده‌ی اوست با نمایش چفت و بست شده و با روحِ آن یکی شده است.‌ مخاطب به جای صوت، اضطراب، دلهره، رنج، درد و... می‌شنود!
مخاطب در نمایش پنجاه پنجاه با ساحر-کارگردانی طرف است که او را ۷۵ دقیقه جادو می‌کند. کارگردان در پایان نمایش از تک‌تکِ تصویرسازی‌های خلّاق تا میزانسن‌های فراوان و غیرتکراری و نوآورانه تا استفاده از تمام نقاط صحنه (بالا، پایین، چپ، راست، جلو، عقب) برای خلق تصویر و... مجموعه‌ای در قالب یک کلاس‌ِدرس تحویل مخاطب می‌دهد.
مرتضی اسماعیل کاشی با ابزارهایی که در اختیار دارد در طول نمایش همه‌کار می‌کند. کاری می‌کند که مخاطب با یک لنگه کفش پاشنه‌بلند صدای پای اسب بشنود. با یک جعبه شیشه‌ای ویترین می‌سازد، اتاق گاز خلق می‌کند، دادگاه می‌آفریند، خلوت‌گاه پدید می‌آورد، اتاق تعویض لباس ایجاد می‌کند، تصویر فشار دیوار بر آدم و له شدن استخوان های انسان به‌وجود می‌آورد و...
در جایی از نمایش هم آدم‌ها دومینو‌وار می‌افتند تا شاخه گُلی فلزی از دستِ عاشق به دستِ معشوق برسد، آن هم در اردوگاهِ مرگ!
مرتضی اسماعیل کاشی آن‌قدر تصویر می‌سازد تا مخاطب افسوس بخورد، افسوس بخورد که چرا برای این نمایش دو چشم بیش‌تر ندارد! مخاطب چپ را می‌بیند، تصویر راست از دست‌ش رفته! پایین را تماشا می‌کند بالا را از کف می‌دهد.
بعد از ۷۵ دقیقه که چراغ‌های سالن روشن می‌شوند، مخاطب دست می‌زند؛ اما از بازی‌گران و رِوِرانس خبری نیست! گروه اجرا کار خود را کرده است.‌ جرقه در خرمن روشن شده است. چراغ‌های سالن روشن‌اند. صحنه خالی است. تماشاگران دست می‌زنند و به سر‌های یک‌دیگر نگاه می‌کنند. کدام گِرد است؟ کدام تیز؟ جمله‌ای از برشت را باید بر سر در تماشاخانه‌ها نوشت، آن‌جا که می‌گوید تئاتر حقیقی تئاتری است که با روشن شدن چراغ‌های سالن تازه شروع شود!
پی‌نوشت 1: اگر قصد دارید یک تئاتر خوب با ویژگی‌های اکسپرسیونیستی تماشا کنید تا ۱ دی ۹۸ ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه به تماشاخانه‌ی هیلاج در خیابان ایران‌شهر، کوچه‌ی مهاجر پلاک ۲۲ بروید.
پی‌نوشت ۲: از امیرشهاب رضویان سپاس‌گزارم که مکانی به ظرفیت‌های اجرایی تهران افزوده‌اند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مخاطبان گرامی
به اطلاع می رساند, اجرای این نمایش تمدید و خرید بلیت روزهای تازه این نمایش به کارگردانی کورش سلیمانی و بازی آناهیتا اقبال نژاد، مهدی بجستانی، سامان دارابی، الهه زحمتی و الهه شه پرست روزهای چهارشنبه ۲۰ تا جمعه ۲۲ آذرماه آغاز شده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد خ
درباره نمایش لرز i
با اینکه شب‌اول این‌اجرا،نمایش‌رو‌دیدم،همه‌بازیگرها بسیار‌عالی ظاهر‌شدن،با تسلط کامل.متن نمایش دارای چندین لایه و پیچیدگی خاصی بود ،به دلیل اینکه چند پیام‌مهم‌‌ رو‌میخواست نویسنده کار با پیچیده سازی و‌مجاب‌کردن مخاطب‌به دید عمیق به نمایش‌بده بده‌که به نظرم‌عالی واقع شد.کارگردانی‌و‌چیدمان میزان‌سنها خوب‌بود و‌این یکیدیگه‌از‌نقطه قوت ها بود که نویسنده و‌کارگردان‌این یه شخص‌هستند.تنها ایراد ماجرا شروعش بود که‌برای‌مخاطب‌ممکن‌کمی‌سخت‌باشه‌تا بخواد‌خط‌داستانی‌رو‌پیدا کنه،اما بعدش این اتفاق حاصل میشه.پایان دراماتیک‌و‌غیر‌قالبل‌پیش‌بینی ای هم داشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای لرز
یک نمایش منسجم و دارای جهانی خود ساخته و نو که درگیرش میشوی قصه ای نو خلاق وشگفت آور که در عین خیالی بودنش کاملا با منطق جور در می آید که با بازی خوب بازی گران ،کارگردانی و طراحی هایی بر آمده از دل کار باعث میشود مخاطب جادو شود جادویی که خود تئاتر است و مخاطب را به اوج لذت دیدن و شنیدن میرساند من که به عنوان یه بیننده لذت کافی بردم و حتما پیشنهادش میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش بوقلمون i
آغاز پیش‌فروش از سه شنبه ۱۹ آذر ساعت ۱۲:۰۰
» ویدئویی از نمایش «بوقلمون»
۲۵ دقیقه پیش
زهره الف این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک شب سرد و شلوغ عمارت نوفل لوشاتو ،نمایشی گرم ،ساده و روان ، در سکوتی سفید ،با بازی های خوب ، مخاطب رو غرق آرامش و امنیتی میکنه که باعث میشه سرما و هیاهوی خارج از سالن و فراموش کنی
سپاس جناب سلیمانی
نماینده گروه اجرایی این را خواند
پوریا صادقی، بامداد و آدنا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسیبه
درباره نمایش آسانسور نداره i
باشه بگو من دیوونه م
اصلا کی خواست عادی باشه هیچ وقت؟

خسته نباشید ای گروه دوست داشتنی.
بعد از علی عامل و لبخند بدیعی، حالا ارسطو خوش رزم هم اسمش رفت توو خوبا.
موفق باشید.
لیلا مظاهری و mahaya این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام مقیمی
درباره نمایش اختراع والس i
سلام
یک عدد بلیط روز چهارشنبه ردیف دو باکس وسط اختراع والس موجود است.
09121869643
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسیح راستی
درباره نمایش ولپُن i
به نظرم کار خوبی بود و دوست داشتم. ریتم سریع کار که بدون مکث و تپق زدن بازیگرها اجرا میشد نشون میداد که تسلط کافی روی متن وجود داره. بازی هر سه خانم، به نظرم چشمگیر بود. طنز کار رو هم دوست داشتم.
علی جباری و لیلا مظاهری این را خواندند
پوریا صادقی و احسان رضوانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رویا
درباره نمایش زن خوب سچوان i
ممکنِ احتمال افشا داشته باشه ، نمیدونم.
یه تیک ✅ برای تن صدای بازیگرا. بلند، نافذ، شفاف بدون اینکه از جیغ برای بیان کلمه استفاده کنند، تارهای صوتی خوبی دارند .
حرکات فیزیکی خوبی داشتند .
طنز کار، هم بخاطر متن و هم بخاطر نحوه بیان و بازی بازیگرها خوب بود. خلاصه منِ بد اخلاقِ ، عبوس،جدی و اخمو رو خوب خندوندن:)))
یه مقدار از زمان بازی زده بشه و کمتر بشه بهتره
بعد از گذشت یک سوم از کار، بازیگرها رو کار سوار میشن و با تسلط بازی و ارائه میدهند.
از نقش آب فروش کم بشه و به نقش کور اضافه بشه ، چه بهتر البته اگه راه داره:)
انتظار دکور و طراحی نور آنچنانی هم نداشته باشید.
از موزیک زنده هم استفاده بهتر و حرفه ای تری میشد کرد
و منو راضی از سالن نمایش به سمت خونه هل دادند.
موافقم با نکاتی که گفتی رویا جانم
و البته روی کمتر کردن تایم اجرا تاکید میکنم
زمان اجرا اگر حدود ۲۰ دقیقه کوتاه بشه، احتمال رضایت مخاطب بیشتر میشه بنظرم :)
۳۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میثم
درباره نمایش زیراکس i
برداشتی واقعی از یک اتفاق آزاد

«سیاه‌چاله» ناحیه‌ای از فضا-زمان با گرانشی چنان نیرومند است که هیچ چیز حتی نور نمی‌تواند از میدان گرانش آن بگریزد.
سیاهچاله درون یک حجم کروی به نام «افق رویداد» مخفی شده است. به این پدیده «سانسور کیهانی» می گویند.
اما سیاهچاله می‌تواند بودن خود را از راه کنش و واکنش با ماده از پیرامون خود نشان دهد.
هر جرم یا انرژی که به یک سیاه چاله نزدیک شود، در داخل فاصله معینی از افق رویداد ، به‌طور مقاومت ناپذیری به درون سیاه چاله کشیده می‌شود.
شیئی که به افق رویداد نزدیک شود به نظر خواهد رسید که هرچه نزدیکتر می‌گردد از سرعت آن کاسته می‌شود و زمانی بی‌نهایت طول خواهد کشید تا به آن برسد. و چون تمام فرایندهای این ذره کندتر می‌شود، نوری که منتشر می‌کند تاریکتر و قرمزتر خواهد شد که این اثر به نام انتقال به سرخ گرانشی نامیده ... دیدن ادامه » می‌شود. سرانجام در نقطه‌ای که به افق رویداد می‌رسد این جسم کاملاً تاریک و غیرقابل مشاهده می‌شود.
ازسوی دیگر ناظری که به درون سیاهچاله سقوط می‌کند، در زمانی که افق رویداد را رد می‌کند، متوجه هیچ‌کدام از این تأثیرات نخواهد شد. طبق ساعت خودش افق رویداد را در زمانی متناهی رد می‌کند. اگرچه هرگز نمی‌تواند بفهمد که دقیقاً در چه زمانی از افق رویداد رد شده‌است. زیرا غیرممکن است که بتوان با مشاهدات محلی، موقعیت افق رویداد را تعیین کرد.
فیزیک دانان معتقدند هر چیزی که به درون سیاه چاله سقوط کند با دیواری آتشین روبرو خواهد شد.
برای فهم بهتر این مطالب روی زمین دو دایره سفید تو در تو بکشید، با احتیاط و البته با سرعت روی آن بدوید. تا به افق رویداد سیاه چاله درونتان نزدیک شوید. سیاه چاله شما را خواهید بلعید تا جایی که دیگر دیده نخواهید شد. لباس های سفیدتان را بپوشید تا در تاریکی گم نشوید. ...

راستی سیاه چاله شما رو یاد چی میندازه؟
امیر مسعود، فاطمه، علی جباری و محمد جواد این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Ali
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
با درود
دیدن این کار محرکی شد تا مطلبی را که چتد وقتیست ذهنم را مشغول کرده اینجا به اشتراک بگذارم ؛ به نظرم در فرایند تولید و یا احیانا خلق یک اثر ، همه چیز باید در خدمت ان اثر باشه و اصولا به نظرم اگر خلقی صورت گرفته باشه این مساله خود به خود اتفاق میافتد . ولی چندیست با ظهور و بروز کلاسهای هتری و جنبه های در آمد زایی مختلفی که اجرای یک کار پیدا کرده یک بیماری گریبان تیاتر را گرفته و روز به روز حال تئاتر را بد تر میکنه و ان اینکه به جای اینکه تمامی اجزای کار در خدمت اثر باشند ان اثر است که در خدمت مسائلی از قبیل اینکه ببینید من چه مربی خوبی هستم ، چه کارگردان خوبی هستم، چه بازیهای خوبی می بینید از بازیگرانم و ...قرار گرفته است و متاسفانه ادامه این روند پیامدهای ناگواری خواهد داشت .
در اخر اینکه منظورم از این نوشته این نبود که بگم از این کار خوشم اومده ... دیدن ادامه » یا نیومده و یا ...فقط و فقط قصدم اشاره به اسیبی بود که ادامه این روند به تئاتر خواهد رساند.
علی جباری، محمد جواد، سپهر و بهزاد هندی این را خواندند
بامداد، امیر مسعود و نیلوفر این را دوست دارند
من نفهمیدم اشکالش چیه
۳ ساعت پیش
دقیقا موافقم نیلوفر خانم یکی از پیامدهای این نوع نگاه هم همینه که گفتید.
۶ دقیقه پیش
من ممنونم از توجه و نظرتون جناب م ح خ.
۴ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
با یک کارت دانشجویی میتونیم چندتا بلیت با تخفیف بگیریم؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Mohammmmmad
درباره نمایش لانچر ۵ i
بسیار بازی های درخشان بدون هیچ کم و کاستی .دم همه بازیگرا گرم
پیمان علیزاده این را خواند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه اثر متن اثر بسیار بسیار ضعیف بود.و تمام کار فقط جلوه بصری به ما نشان میداد.خسته نباشید.به امید کارهای پر محتوا
درود
حدس میزنم از کارهای «فرمال» خوشتون نمیاد.
۵۲ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشا آشتیانی
درباره نمایش آن دیگری i
شخصا بازی هارو دوست داشتم ولی ریتم کند نمایش واقعا اذیتم کرد. راستش از خانم صمدی انتظار زیادی نداشتم و شاید برای همین واقعا جا خوردم! سوتی های ریزی میدادن ولی جزو نمایش های خوبشون بود. خود نمایش حالا: در کمال سادگی تا حدودی پیچیده بود! (شکلک خنده) انقدر که نمیدونم برای فهم کاملش باید دوباره ببینم یا آئورا رو بخونم؟!!!
امیر مسعود و علی جباری این را خواندند
رضا تهوری و رویا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه بلیت دارم براى فردا( سه شنبه) که نمیتونم برم. اگر کسى خواست بگه تقدیمش کنم.
ردیف ٢، صندلى ٩
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشا آشتیانی
درباره نمایش فرمالیته i
من پیش تر نمایش کرونوسو از آقای صفری دیده بودم و ازش لذت بردم. کار متفاوت و خاصی بود. لااقل برای من با اندک نمایشهایی که فرصت دیدنشو داشتم. امروز بلاخره تونستم به دیدن فرمالیته برم. به نظرم همچنان ایده بکر و متفاوتی بود که از حالا احتمالا تصور من از کارهای ایشون سبک اشتراکی بین کرونوس و فرمالیته باشه.
به همه گروه خسته نباشید میگم. واقعا لذت بردم از بازی همگی. یکی از دوست داشتنی ترین شخصیتها برای من کارگر بود.
حیف این نمایش که صندلی خالی زیادی داشت.
پ.ن: کاش خانمی که دوشنبه 15 آذر ردیف دوم، صندلی 3، کنار من نشسته بودن اینو بخونن: دوست عزیز هر جایی آداب مخصوص به خودشو داره و سالن نمایش هم از این قاعده مستثنی نیست! درسته سالن شلوغ نبود ولی مکان عمومی شدیدا حساسیه! نور زیاد گوشی شما، پیغامهای پشت همتون، صدای کفشتون وقتی مدام پا به زمین میکوبین واقعا اطرافیانتونو ... دیدن ادامه » عصبی میکنه! ضربه ی آخرم که با جواب دادن گوشی همراهتون و بلند بلند حرف زدنتون زدید! وقتی کسی بیرون سالن منتظر شما و تموم شدن نمایشتونه و با پیغامهای پشت همتونم متوجه نمیشه باید منتظر بمونه، بهتر نیست حداقل سالنو ترک کنین؟!!!
پ.ن2: من همیشه فقط یک بیننده بودم و جز امتیاز دادن و خواندن نظر دوستان تیوالی نظری نمیدادم پس امیدوارم اشکالات نگارش و جمله بندیمو به بزرگی خودتون ببخشید.
محمد جواد این را خواند
علی جباری، فرزاد، علی صفری، پویا فلاح و نجمه صفائی این را دوست دارند
ببخشید شما که نمایش را دیدین میشه لطفا بفرمایید مدت زمان اجرا چند دقیقه ست؟ چون متاسفانه نه مدت زمان اجرا در سایت و پوستر ذکر شده نه دوره ی دقیق اجرا که از چه تاریخ تا چه تاریخی هست
۳ ساعت پیش
این مواقع باید یه تذکر سفت و محکم همون اول کار داد.
۲ ساعت پیش
خانم آشتیانی عزیز خوش اومدین و خوشحالیم که را دوست داشتید
ممنونم از وقتی که برای نظر به اثر انتخاب کردید

متاسفانه بحث مخاطب مدت هاست که جریان داره و من بارها امتحان کردم که با تذکر و بی تذکر ابتدا چنین مسائلی پیش میاد، اینکه ما مخاطبان تئاترمون بعضا شاید آموزشی برای دیدن تئاتر ندیدند را کمتر بشه توسط گروه ها و تذکر حل کرد، متاسفانه مساله ریشه ای تر بوده و هست، ما از سنین پایین برای تفکر آموزش نمی بینیم، برای گوش کردن، برای تماشا کردن و نه صرفا دیدن، کاش بشه کمی از قبلتر شروع کرد، کودکان را به نمایش برد، به اونها یاد داد که تئاتر چیست و ... بحث طولانی است، امیدوارم شرایطی فراهم بشه که شما عزیز هم بتونید همواره از آثار در شرایطی نرمال بهره ببرید.

فرزاد عزیز

متاسفانه مسئولین تئاتر شهرزاد به شدت در قبال دادن بلیت فروشی به تیوال لابی گر هستند، ما به جد درخواست تیوال داشتیم اما گفتند که قراردادی با تیوال ندارند، کاشف عمل آمد که نمایشی دیگر انگار زورش از ما بیشتر بوده و به تیوال رفته است

خلاصه ... دیدن ادامه » امر اینکه عدم تعهدپذیری و مسئولیت شهرزاد به شخصه برای من تجربه ای شد که هیچگاه در این تالار تئاتر اجرایی را روی صحنه نبرم، در هر صورت تمام سعی من بلیت فروشی در تیوال بود اما انگار ما به اندازه کافی برای آقایان شهرزاد جذابیت نداشتیم که با ما هم مهربان باشند.

علی جباری عزیز به چشم ما از این به بعد سفت و سخت تر تذکر ابتدایی را خواهیم داد
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید