کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 08:04:39 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش است i
چه جزییات خوبی...
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

«زنانی قهرمان در لایه‌های تاریخ»

مناسبات تئاتر ایرانی، هرچند با زیست و فرهنگ ما هم‌خونی نزدیکی دارد اما در اجرا و پرداخت آن بر صحنه، همواره دچار نقائصی‌ست که تداعی یک اثر تمام عیار و ارائه‌ای راضی‌کننده، به ندرت اتفاق می‌افتد..چرا که متن و فضای شکل‌گرفته بر صحنه بر لبه‌ای حرکت می‌کند که می‌تواند هر لحظه سبب سقوط آن و افتادن در ورطه‌ی ابتذال و یا گسست بیننده شود.مخاطب هوشیارانه به زیر و بم جغرافیایی و فرهنگی مکانیتِ پیش‌رو، واقف‌ست و نفوذ به ذهن او و ایجاد ارتباط و درگیری‌اش با داستان، هرچقدر می‌تواند قابل دسترس باشد، مشکل نیز هست. به همین دلیل پاگذاشتن بر این عرصه، به نظر نگارنده از واجبات توجه هنرمندان امروز تئاترست، اما قابل درک‌ست که شجاعت و جسارت زیادی می‌طلبد و ریسک بالایی برای پذیرش مقبول از سوی مخاطبان دار‌د. پنهان‌خانه پنج در، متنی از حسین کیانی‌ست که تمرکز شایانی بر نگارش متن‌های تاریخی_ایرانی دارد، با موضوعیت زن‌محور و قهرمانانی زن، که با خاتمه‌ی تراژیک خود به مرز آرمان‌گرایی و شعارزدگی نزدیک می‌شود. هرچند متن به جهت اهمیت و اعتنا به وضعیت زنان این سرزمین‌ که قرن‌ها در سیطره‌ی مردسالاری و تبعیضات جنسیتی، محروم و عقب نگه‌داشته شده‌اند، قابل احترام‌ است.
متن واجد نکاتی قابل‌توجه در برهه‌ای از تاریخ ایران است که زنان دارای حق‌تحصیل به طور آشکار نبودند و پنهانی و با خطرات بسیار از سوی همسران و مردان، به آموختن ... دیدن ادامه ›› و کسب علم و ادبیات می‌پرداختند و همزمانی با حمله مغولان و رقم‌خوردن وضعیت نابسامان اجتماعی، درگیر مسائل مضاعفی می‌شوند. هرچند با مروری بر دوره‌ی سلجوقیان و پیش از حمله مغول به ایران، نشانه‌هایی از برپایی مدارس علم و آموزش برای زنان و دختران، بوده‌ است و حتی دراین دوران، طبق شواهد تاریخی، زنان به جایگاهی نسبتا برابر با مردان در فعالیت‌های اجتماعی و اختیارات فردی نائل آمده‌ و پس از حمله مغولها نیز، زنان همچنان از برابری‌های زیادی برخوردار بودند، با این‌حال می‌توان اتفاقات مورد نظر در نمایش را مربوط به بخشی از ایران دانست که چنین تحولاتی نیافته، و این شدت فشار وجود داشته است، که بازهم منطق روایی داستان کمی دچار لکنت‌ست . وقتی عطری خانم به عنوان عالمه زنی که همسر میرزاآفایی بوده که حتی مردان حکومتی و گزمه‌ها، پس از فوتش از او حساب برده و برایش ارزش زیادی قائلند، این میزان از ترس و وحشت و انتقالش به وضعیتی که شبیه مرزی میان مرگ و زندگی‌ست، کمی غیرقابل باورست به ویژه در همین حین و پس از واقف‌شدن داروغه و نگهبانان از وجود مکتب‌خانه، عطری‌خانم با آنها معامله‌ای می‌کند که ساده و حتی بی‌دردسر پذیرفته می‌شود. در ادامه و با حضور مغولان در پنهان‌خانه و گروه زنان، و رخدادهای بعدی نیز، منطق قابل پذیرش مناسبی ندارد و ضد و نقیض‌هایی پیش می‌آورد که ذهن تماشاگر را منحرف می‌کند، با این حال، با پایان‌بندی تراژیک، و وجود ضربه‌ای تاثیرگذار با عدم تسلیم و سازش و سپس کشته‌شدن زنان قهرمان، نمایش در نهایت قابل‌قبول به پایان می‌رسد، با وجود آنکه از روایت نمایش ایرانی_آئینی فاصله می‌گیرد. جدای از آنکه در ارتباط کلی، محرومیت‌ها و مصائبِ زنان در طول تاریخ و حتی تا به امروز، ترسیم‌شده و بازتاب رنج و مشقت آنان، برای رسیدن به آگاهی و دانایی در حدود ۷ قرن پیش، شاهدی برای ادامه این مبارزه تا رسیدن به حقوق حقیقی زنان در جامعه است، اما در فحوای عمیق‌تر، تاکید بر مبارزات اجتماعی و مدنی و مقاومت در برابر بیگانگان و مهاجمان به این مرزو بوم و فرهنگ‌مان‌ است که حتی تا امروز کارکرد معنایی و عملی دارد.
نمایش پنهان‌خانه پنج در، روح مبارزه‌طلبی، و ایستادگی در برابر فرهنگ و هنر سفارشی با مقاصدِ قدرت را به صحنه آورده تا هر تماشاگری امروز نیز، نیاتِ خبیثانه چنین جریان‌ها و چنین تولیداتی را پشت هر کدام از آنها ببیند و آگاه شود که قدرتمداران، چگونه فرهنگ خود را بر مردم حقنه می‌کنند.
درتوضیح کارگردان محترم، اشاره شده است که اجرا، تلفیقی از تئاتر ایرانی و شرق به ویژه کابوکی‌ست که این ویژگی به طور محسوس، بجز چندحرکت بازیگران، قابل ردیابی نیست. بازیهای اجرا، در گروه زنان قابل‌قبول‌ترست هرچند این میزان اغراق و بزرگنمایی و گریم‌های رعب‌انگیز، چندان قابل درک نبوده، و حتی به نظر می‌رسد، در ناهمگونی با دیگر بازیگران‌ست. طراحی صحنه و دکور، موفق‌ست و طراحی لباس، کارشده و پرزحمت، با نوعی طراحی بی‌مرز مکانی‌ست که با لباس زنان آن دوران فاصله دارد. مردان با وجود بازی‌های ضعیف، در نقش‌های متعدد ، جابجا می‌شوند و گاهی سرعت این جابجایی بدون تغییری در لباس و ظاهر، امکان تفکیک پرسوناژی را سلب می‌کند و حتی قابل تشخیص نیستند.
مهمترین عنصر جذاب و موفق اجرا، موسیقی زنده با هماهنگی و انتخاب‌های درست و دقیق، مکمل خوبی در همراهی با بازیگران و پرده‌های نمایش است. با تمام آنچه اشاره شد، و با وجود اولین تجربه گروه بازیگری و آرش فلاحت پیشه، و چند مواردی که نیازمند پختگی و جاافتادن بیشتر در نقش و کارگردانی دارد، پنهان‌خانه پنج در، با موضوعیت و تلاش برای ارائه یک اجرای ایرانی و دغدغه‌مند، قابل توجه و با اهمیت‌ست.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
6تیر 99
https://www.honarnet.com/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/
سپهر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آدمیزاد؛ جهانِ کین است. ما مختصر همهٔ جانورانیم. احساساتِ جانوران در ما غلبه دارد. باید آن را کُشت. ولی من اگر بخواهم یک ماهی را بکشم باید اول خود را بکشم. من آبم. دلم میخواهد در دریا غرق شوم.
سپهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
mr.teatre
درباره نمایش یه گاز کوچولو i
در حد و اندازه های خودش کارِ خوب و روپایی بود
پویا فلاح این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نمایش آگوست در اوسیج کانتری به کارگردانی استاد میکائیل شهرستانی در باره ی مناسبت جمع شدن اعضای خانواده به دور هم، خودکشی پدر قدرتمند خانواده است. مادر خانواده به قرص های آرام بخش و گاهی مشروب معتاد شده است و مدام سیگار می کشد . سه دختر او برای مراسم خاکسپاری پدر به خانه می آیند. بزرگترین آنها باربارا به همراه همسر دور و غریبه اش بیل و مشایعت دختر 14 ساله اش جین از راه می رسد. دختر دوم ایوی متوجه می شود رابطه ی عاشقانه ی مخفیانه اش با پسرعموی بزرگش لیتل چارلی نزدیک به فاش شدن است. دختر سوم نامزد اش را به همراه می آورد. علاوه بر اینها، خواهر وایولت، و همسرش چارلی نیز حاضرند. از هنگام میهمانی شام روز خاکسپاری، این آدم ها چندین روز را به دریدن یکدیگر می گذرانند و وایولت هم در این “جنگ” سیاست تخریب تمام سنگرهای بر جا مانده را در پیش می گیرد. در این میان تنها دختر سرخ پوست که در اتاقی در خانه زندگی می کند نقش حمایت از مادر خانواده که از بیماری سرطان رنج می برد حمایت می کند گویا تنها کار مفید پدر آوردن فرشته ایست چون او برای نگبانی از خانواده اش بعد از خودکشی.. موسیقی و آوایی که دختر سرخ پوست در اتاقش می زنو و آوایی که میخواند حاکی از حضور روحی نگبان و نیایش برای آرامش خانواده است. مادر خانواده با اینکه می دانست سالها خواهرش به او خیانت کرده و فرزندی از همسرش دارد هیچ حرفی به میان نمی آورد تا دختر او راز مگو را فاش می کند تا از ازداج خواهر و برادری جلوگیری کند و دختر و خواهر مادر داستان متوجه میشوند او سالیان سال چه درد های نگفته ای را به دوش می کشیده.
پویا فلاح این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
عناصر تاثیر گذار زیادی در جذب مخاطب داشت.که خود من بسیار لذت بردم از اجرای زیبای همه عوامل این برنامه با آرزوی توفیق روز افزون برای یکا یک عزیزان . موفق و پیروز باشید.
بهادر باستان حق این را خواند
Behzad Amiri، Delaram و پویا فلاح این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
درود بر عوامل نمایش آگوست در اوسیج کانتی، نمایش را دوست داشتم ، همه بازیگران در حد عالی بودن مخصوصا چارلز کوچولو و استیو ، خسته نباشید میگم و خوشحالم که تونستم این نمایش استاد شهرستانی رو هم ببینم و مثل تمام نمایش های قبلی عالی بود. بی صبرانه منتظر کارهای بعدی شون هستم
Delaram و بهادر باستان حق این را خواندند
پویا فلاح این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با استقبال خوب مخاطبان در شرایط کرونایی  ...و همیشه پاییز تمدید شد 
ماسک_میزنیم و به_سالنهای_تئاتر_میرویم
نویسنده و کارگردان: مهیار جوادی ها، دراماتورژ: حسین توازنی زاده، بازیگران: آبان حسین آبادی، یکتا طبیبی، مجری طرح: محمد محقق منتظری، طراح گرافیک: گلناز گلچین، عکس: محیا کشاورز
تا 27 تیر مرکز تئاتر مولوی سالن اصلی ساعت ۱۸

خرید بلیط با تخفیفهای دانشجویی، گروهی و وفاداری تنها از طریق سایت تیوال
نیلوفر ثانی و پویا فلاح این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Carina
درباره نمایش آگوست در اوسیج کانتی i
درود و خسته نباشید خدمت عوامل این نمایش که در این شرایط سخت همچنان برای حفظ تئاتر تلاش می کنند. نمایش بسیار عالی بود. با تشکر
Delaram و بهادر باستان حق این را خواندند
پویا فلاح، Behzad Amiri و فاطمه سلطانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سارینا رزاق
درباره فیلم‌تئاتر سیزیف i
مگه از امروز خرید فیلم این نمایش نبود؟ ما منتظر بودیم! کی میزارید پس؟
شاهین ه، پویا فلاح، رعنا* و آرمان خداشناس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خسته نباشید میگم به آقای شهرستانی بعد همه عوامل اینکار
کار خوبیه و ارزش وقت گذاشتن و دیدن داره
پیشنهاد می کنم.
Behzad Amiri و بهادر باستان حق این را خواندند
Delaram و پویا فلاح این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
شاهین
درباره فیلم‌تئاتر پسران تاریخ i
فیلم تئاترها چرا انقدر گرونن ؟
اون هم با محدودیت یک هفته‌ای در دیدن!
و معمولن فیلمبرداری و صداگذاری و تدوین مناسبی هم که ندارند فیلم تئاترها.
البته چه بهتر این قیمت‌ها باعث میشه وسوسه خریدشون رو هم نداشته باشم :)
معرفی هیأت ارزیابی متون بخش خیابانی و محیطی جشنوارۀ تئاتر مقاومت | عکس
معرفی هیأت ارزیابی متون بخش خیابانی و محیطی جشنوارۀ تئاتر مقاومت
دبیر هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت، طی احکامی جداگانه اعضای هیأت ارزیابی متون بخش خیابانی و محیطی این جشنواره را معرفی و منصوب کرد.به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی هفدهمین جشنوارۀ سراسری ...
دیدن ادامه ››

دبیر هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت، طی احکامی جداگانه اعضای هیأت ارزیابی متون بخش خیابانی و محیطی این جشنواره را معرفی و منصوب کرد.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت، حمید نیلی دبیر این جشنواره طی احکامی جداگانه دکتر محمدحسین ناصربخت، دکترعلی یعقوب‌زاده و پژمان شاهوردی را به‌عنوان اعضای هیأت ارزیابی متون بخش خیابانی این جشنواره منصوب کرد.

دکتر محمدحسین ناصربخت متولد ۱۳۴۳ در کرج و دارای مدرک دکترای پژوهش هنر از دانشگاه تربیت مدرس است. نگارش چندین مقالۀ تخصصی، نمایشنامه، داوری در چندین جشنوارۀ معتبر کشور و همچنین مدیریت انتشارات نمایش از جمله سوابق وی محسوب می‌شود.

دکتر علی یعقوب‌زاده دارای مدرک پژوهش هنر متولد ۱۳۴۶ در تهران، بازیگر، کارگردان، مدرس و مترجم است. ایفای نقش در چندین تئاتر، سریال و فیلم‌ سینمایی ازجمله سریال «یوسف پیامبر(ع)» به کارگردانی زنده‌یاد فرج‌الله سلحشور، و چندین فیلم سینمایی از جمله «نجات‌یافتگان »، «تا آخرین نفس» و «پرواز شب» به کارگردانی زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور، در کارنامۀ هنری وی دیده می شود.

پژمان شاهوردی متولد ۱۳۵۹ در بروجرد، نویسنده،کارگردان و بازیگر، تاکنون در جشنواره‌های متعدد تئاتر، موفق به کسب بیش از سی عنوان و رتبه گردیده ا ست.

هفدهمین جشنوارۀ سراسری تئاتر مقاومت به همت انجمن تئاترانقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح، آذرماه سال جاری و با دبیری حمید نیلی  برگزار خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
شیرجه های  نزده در بازیگری | عکس
انجمن صنفی هنرمندان تئاتر شهر تهران دومین دوره کارگاه های تخصصی خود را برگزار می کند
شیرجه های  نزده در بازیگری
انجمن صنفی هنرمندان تئاتر  شهر تهران دومین دوره  کارگاه های تخصصی  خود  را  برگزار می کند به گزارش روابط عمومی انجمن صنفی تئاتر تهران :  کمیته  آموزش  ...
دیدن ادامه ››

انجمن صنفی هنرمندان تئاتر  شهر تهران دومین دوره  کارگاه های تخصصی  خود  را  برگزار می کند

به گزارش روابط عمومی انجمن صنفی تئاتر تهران :  کمیته  آموزش  انجمن صنفی هنر مندان شهر تهران در راستای مهارت افزایی، اشتغال‌زایی و کارآفرینی،  دومین دوره‌ تخصصی آموزشی تابستانه  خود را   در حوزه    بازیگری با   عنوان" شیرجه های نزده در بازیگری"   ، کارگردانی سینما و تئاتر ، تهیه کنندگی و نویسندگی و صدا سازی  ، طراحی صحنه  با حضور اساتید  مجرب از جمله: آرمان طیران ،: محمد قدس  ، هومان فاضلی  مسعود اب پرور ، میر حسین دریابیگی، آرمان فقیهی،پریشاد مستوفی، مجتبی رهشناس آغاز می کند

  دوره تخصصی شیرجه های نزده در بازیگری با چهار سر فصل پذیرای علاقمندان خواهد بود

محمدصادق ملک:  شیرجه  بیان استمراری

مهران امام‌بخش:  شیرجه حس و عاطفه در بازیگری

نسیم ادبی:  شیرجه زبان بدن

شبنم فرشادجو:  شیرجه تخیل، تجسم ، بداهه

علاقمندان می توانند کسب اطلاعات بیشتر به صفحه اینستاگرام انجمن صنفی (@taaotehran) مراجعه و  جهت ثبت نام می توانند با شماره های زیر تماس حاصل کنند .26113532-021 ،26113531-021 ،021، 26113431-021

 

جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سیزیف کی میشه ببینم؟
پویا فلاح این را خواند
شاهین ه و رعنا* این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
رضا وفامنش
درباره فیلم‌تئاتر سیزیف i
خواهشا زودتر آپلودش کنید بی صبرانه منتظرم برای چندمین بار البته اینبار از طریق گوشیم این شاهکار رو ببینم .
پویا فلاح این را خواند
شاهین ه، رعنا* و آرمان خداشناس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آرمان خداشناس
درباره فیلم‌تئاتر سیزیف i
زمان آغاز فروش کی مشخص میشه؟!
پویا فلاح این را خواند
شاهین ه و رعنا* این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
ما سه نفر بودیم، نمایش قابل تاملی بود من رو به یاد این جمله انداخت که هنگام عصبانیت تصمیم گرفتن اشتباهه.
و رفاقت جالب این سه نفر و از خودگذشتگی های بی حد و اندازه شون خیلی دوست داشتنی بود.
کار متن درست و به اندازه ای داشت وبازی ها کاملا به جا و دل نشین بودن.
سبک اجرایی خاص وجالبی داشت.
از دیدن این نمایش بسیار لذت بردم.
پویا فلاح و علی عبدالرحیم این را خواندند
جعفر میراحمدی و کاوه علیزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
تماشاخانه مهرگان میزبان «اتاق عروس» می‌شود | عکس
تماشاخانه مهرگان میزبان نمایشنامه‌خوانی «اتاق عروس» به کارگردانی محمد قنبری خواهد بود.
تماشاخانه مهرگان میزبان «اتاق عروس» می‌شود
تماشاخانه مهرگان میزبان نمایشنامه‌خوانی «اتاق عروس» به کارگردانی محمد قنبری خواهد بود. به گزارش روابط عمومی گروه، نمایشنامه «اتاق عروس» به کارگردانی محمد قنبری، ...
دیدن ادامه ››

تماشاخانه مهرگان میزبان نمایشنامه‌خوانی «اتاق عروس» به کارگردانی محمد قنبری خواهد بود.

به گزارش روابط عمومی گروه، نمایشنامه «اتاق عروس» به کارگردانی محمد قنبری، نویسندگی والنتین کراسناگوروف و ترجمه مریم صامعی نمایشنامه‌خوانی خواهد شد.

نمایشنامه‌خوانی «اتاق عروس» شنبه، بیست و یک تیرماه ١٣٩٩ ساعت٢٠ در تماشاخانه مهرگان به روی صحنه می‌رود.

الهه شه‌پرست، الهه زحمتی، لیلا میرزایی، دلارام ترکی، پروا آقاجانی، سحر آقاسی، سحر حق‌شناس، نازنین میهن، یاسمین بدوی، گندم (معصومه)محمدی، حانیه حقیقی، وصال امینی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل می‌دهند.

محمد قنبری پیش از این نمایش «خانم گلاب» به نویسندگی محبوبه نورنقدی را در سال ١٣٩٧ در سالن شماره یک پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه برده بود که نمایشی کمدی - تاریخی بوده است.

 

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مژگان خالقی معاون پژوهش و آموزش این دوره از جشنواره | عکس
دبیر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران با ابلاغ حکمی معاون پژوهش و آموزش این دوره از جشنواره را منصوب کرد.
مژگان خالقی معاون پژوهش و آموزش این دوره از جشنواره
با ابلاغ حکمی از سوی دبیر جشنواره؛ معاون پژوهش و آموزش بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران منصوب شد دبیر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران با ابلاغ حکمی ...
دیدن ادامه ››

با ابلاغ حکمی از سوی دبیر جشنواره؛

معاون پژوهش و آموزش بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران منصوب شد

دبیر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران با ابلاغ حکمی معاون پژوهش و آموزش این دوره از جشنواره را منصوب کرد.

به گزارش روابط عمومی بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران، مجتبی جدی دبیر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی، با صدور حکمی مژگان خالقی را به عنوان معاون پژوهش و آموزش این دوره منصوب کرد. 

در متن حکم جدی به خالقی آمده است:

«نظر به شایستگی، تعهد و تجربه‌های ارزشمند جنابعالی در عرصه تئاتر دانشگاهی، به موجب این حکم به عنوان معاون پژوهش و آموزش بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران منصوب می‌شوید. انتظار می‌رود با شناسایی ظرفیت‌ها و فرصت ها ، زمینه اعتلا و ارتقاء این بخش در جشنواره تئاتر دانشگاهی فراهم شود. 

امید است در سایه ایزد منان و همراهی و همدلی دانشجویان و اساتید و همچنین  انجمن‌های علمی دانشجویی دانشگاه‌های سراسر کشور و بهره‌مندی از این ظرفیت‌ها، در انجام وظایف محوله موفق باشید.»

مژگان خالقی دانشجوی دکتری مطالعات تئاتر دانشگاه تهران است. از جمله تالیفات وی در عرصه پژوهش میتوان به نگارش از کانتور تا کانتور پژوهشی در روش کارگردانی، تاملی بر نقش تماشاگر در اجرای تئاتر، فرآیند شکل گیری رابطه ی تماشاگر با اجرا، تئاتر تادئوش کانتور و ... را نام برد. 

 

ایشان علاوه بر کارهای پژوهشی تالیفی فوق الذکر ،بازی در نمایش های یک دقیقه سکوت ، نوشتن در تاریکی ، بوف کور ، ویتس ، پلکان و... نویسندگی و کارگردانی نمایش‌هایی چون امشب اینجا، تو مشغول مردنت بودی، واگویه‌های گاه و بیگاه مردی که به خاطر نمی آورم، کلاغ، فریب خورده، بی‌خان و مان، بیوه سیاه بیوه سفید و سگ‌ها و استخوان‌های مادرم را در کارنامه خود دارد.

وی همچنین در عرصه سینما چندین فیلم کوتاه و مستند از جمله مستند فالش خانوادگی و خنده در تاریکی را ساخته است. 

شایان ذکر است بیست و سومین جشنواره بین المللی تاتر دانشگاهی به دبیری مجتبی جدی از آبان ماه 99 با بخش پژوهش(جایزه دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی)، نمایشنامه نویسی(جایزه اکبر رادی)، ترجمه، ماکت صحنه ،عکس، پوستر، کارگاه‌ها و درس گفتار ها کار خود را آغاز می‌کند. بودی، ، واگویه های گاه و بی گاه مردی که به خاطر نمی آورم، کلاغ، فریب خورده، بی خان و مان، بیوه سیاه بیوه سفید و سگ ها و استخوان های مادرم را در کارنامه خود دارد.

وی همچنین در عرصه سینما چندین فیلم کوتاه و مستند از جمله مستند فالش خانوادگی و خنده در تاریکی را ساخته است. 

شایان ذکر است بیست و سومین جشنواره بین المللی تاتر دانشگاهی به دبیری مجتبی جدی از آبان ماه 99 با بخش پژوهش(جایزه دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی)، نمایشنامه نویسی(جایزه اکبر رادی)، ترجمه، ماکت صحنه، عکس، پوستر، کارگاه‌ها و درس گفتارها کار خود را آغاز می‌کند

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با دیدن این نمایش همان لذتی را بردم که دیدن فیلم آن بهم داد.
نمایشی پر پرسوناژ و پرسوناژهایی با هزاران لایه شخصیتی و روان‌شناختی و اکنون همگی زیر یک سقف و درگیر ماجرایی مشترک.
خیلی دوست دارم ببینم 😢 :(((((((
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نیلوفر ثانی
درباره نمایش پسر i
"سکوتی کشدار و کم اثر "

از ویژگی‌های غیرقابل اجتناب دنیای مدرن، مصرف‌گرایی بیش از اندازه‌ی افراد جامعه و وابستگی آنان به رسانه و بمباران‌های اطلاعاتی است و حضور قدرتمند شیء و اشیاء و نفوذ آنان در تمام لحظات زندگی روزمره؛ آنچنان که بی‌وجود آنها نه تنها زندگی آدمی پیش نمی‌رود، بلکه دیگر جزیی اصلی از اصول بنیادین زیست هر فرد تلقی می‌شود.
مصرف‌گرایی براساس الگوی نظام سرمایه‌داری و قدرتمدار، نبض زندگی بشر را براساس سرمایه و اقتصاد تنظیم‌کرده و از طریق رسانه و تبلیغات، آنان را بر افراد حقنه می‌کند. تا در مسخ‌شدگی و رخوت فکری، تبدیل به ماشین‌هایی عاری از عاطفه و تنها در جهت مقاصد تولید سرمایه و مصرف، زیست و حرکت کنند.و موجودیتی بازسازی شود که از شاخصه‌های بارز انسانی و هسته گرم خانوادگی، به روال خورد وخواب و کار و بی‌تفاوتی، تقلیل یابد.
«پسر» با متن و کارگردانی محسن مظاهری، قصد دارد با تاکید بر غلبه این الگوی مصرف‎گرایی در زمانه‌ی امروز و با ناظر کبیری چون رسانه و تلویزیون ، این سیطره و این ماشین‌شدگی را بازنمایی ‌کند.
دو کاراکتر که به ظاهر پدر وپسری هستند، که در یک جهان مردانه و برساخته، بی‌هیچ اثری از موجودیت زن، بدون آنکه هیچ دیالوگی با یکدیگر برقرارکنند، در پروسه‌ی ... دیدن ادامه ›› زمانی، یک الگوی زیستی را تکرار می‌کنند. پدر آشپزی می‌کند و به امور خانه مشغول ‌است، و پسر که به نظر می‌رسد نماینده‌ای از جهان مصرف‌کننده امروزست، روزها ازخانه خارج می‌شود و زمان حضورش در خانه فقط از ماحصل زحمت دیگری (پدر) استفاده می‌کند. در تمام طول شبانه روز، رسانه تصویری روشن و برنامه پخش می‌کند. از سویی دیگر به نظر می‌رسد دیگری بزرگ، در مباحث لکانی، در این جهان خلق‌شده توسط هنرمند، متغیر و بنوعی همپوشانی وضعیت امروزی‌ست که فرزندان (جوان‌ترها) با تأسی از هجوم اطلاعات و به‌روز بودن، درجایگاه قدرتمندتری قرارگرفته‌اند.
این ایده به نوبه خود می‌تواند با پرداختی کارآ، و داده‌های مناسب برای فضاسازی لازم در حضور سکوتی میان دو کاراکتر، جذاب و حتی تاثیرگذار باشد اما صحنه‌های مطول، تکرار و کشدار، در سیکل‌های شناسایی نحوه‌ی زیست مورد نظر، از ریتم بارها می‌افتد و ارتباط مخاطب را برای پیگیری جریان، قطع می‌کند چرا که نه داده‌های عمیق و جان‌دارند که با نفوذ معنایی و تحلیلی به ساحت ذهنی مخاطب، او را برای رخدادهای بعدی که احتمالا می‌تواند ضربه‌ای و تراژیک باشد، آماده نگه دارد و نه زمان‌بندی صحنه‌ها، با دقت و چینش درستی‌ست که ضمن سکون و رخوت موجود، قادر باشد آن را به پرده نهایی متصل کند. حتی تا پایان، برای حذف موجودیت زن، توجیهی ارائه نمی‌شود که جای پرسشی دراین باره مطرح می‌کند که آیا نویسنده از این حذف و ترسیم وضعیتی پایدار مردانه بی‌حضور زن، تداعی و تاکید خاصی درنظر داشته است یا خیر.
سوژه هم هرچند مبحث امروزی‌ست اما بسیار از آن دیده و یا خوانده‌ایم بنابراین تماشاگر بدنبال وجوه تئاتریکالیته و معناگرایی‌های عمیق‌تر و بکرتری از یک توضیح یک خطی "جهان مصرفگرا و قدرت رسانه" در فحوای نمایش‌ بوده که اجرای پسر فاقد این وجوه است.
روابط پدر و پسر با هیچ خط و ربطی، آشکار نمی‌شود حتی تا دقایق آخر این خویشاوندی در حد همان حدس و گمان باقی می‌ماند. جهانی که حتی در زیرو بم فاقد هر نوع پرداخت و یا تأملی برای درک موقعیت پیش‌رو است. حذف پدر، بعد از 50 دقیقه ریتم کند و کشدار و تکرار، آنقدر دیر رخ می‌دهد که عملا از جریان نمایش خارج شده و از انرژی و تاثیر نهایی، تهی‌ست و نمی‌تواند از دشواری یک اثر بدون دیالوگ اما قدرتمند در برقراری معنایی و اجرایی، به سلامت عبور کند.
صدای ناهنجار تلویزیون، نامناسب و مخدوش‌کننده در برقراری ارتباط با فضای اجرا می‌شود که بعنوان نقطه ضعفی آشکار قابل تشخیص‌ست.با این حال انتخاب برنامه‌های پخش‌شده هوشمندانه است .دکور پرزحمت و قابل احترام‌ست هرچند نمی‌تواند کاستی‌های را پرکرده و از تاثیر ملال‌آور اجرا بکاهد. نورپردازی نیز نیازمند طراحی حرفه‌ای تری‌ست اما طراحی لباس‌ وگریم قابل قبول‌ست.
پسر، با تمام نقائصی ذکر‌شده، حاصل زحمات گروهی جوان و باانگیزه است که در سالنی با امکانات کم تلاش می‌کند زمان لذت‌بخشی را برای تماشاگر مهیاکند . با این حال امیدست در تولیدات آتی، با تجربه کاملتری به صحنه بیایند.

نیلوفرثانی
12 تیر99

با سپاس از دوستان عزیز روابط عمومی و گروه نمایش پسر برای دعوت و جسارت حرفه ای‌شان در استقبال از نقد و گفتگو بی هیچ ملاحظه'‎گری درباره اثرشان. صمیمانه آرزوی موفقیت برای تک تک افراد این گروه بامرام و همدل دارم
چه مقدمه خوبی نوشتید.
و با اینکه کار رو ندیدم می تونم حس کنم که چه فرصت خوبی رو از دست دادن برای پرداختن ایده ای که قرار بوده پشتش باشه و چه حسرتی خوردید موقع دیدنش از این پتانسیلی که بالفعل نشده.
۳ روز پیش، سه‌شنبه
حمید خورشیدی  
درود نیلوفر جان خیلی ممنونیم بابت قبول دعوتِ ما و گپ و گفت مفصل و دلچسبی که بعد از نمایش داشتیم و شب به یادموندنی ای شد برامون. بابت آرزوی صمیمانه و خالصانه و لطف و محبتی هم که به ما داری و ...
درود حمیدجان صد درصد حق باشماست و منهم در هر مطلبی که درباره هر نمایشی می نویسم به این مسئله اذعان دارم که نظرم شخصی و براساس دریافت هاو تحلیل فکری و نظریم هست و اصراری بر صحت اونها ندارم. تنها به این قصد که هر نقد می تواند ظرفیتهای یک اثر نمایشی را بیشتر روشن و بازیابی کند ،مینویسم و به اشتراک می ذارم . بخصوص علاقمندی نقد در گروه این نمایش، رغبت بیشتری برای این تعامل ایجادکرد.
برای منهم بسیار گفتگو با شما و گروه خوب اجرایی لذتبخش و پرباربود و چقدر از آشنایی همگی دوستان خوشحال شدم
بخصوص دیدن اسامی دوستانی که از تیوال به تجربه اجرا و تئاتر پرداختند لذتی مضاعف داره.
موفق باشید به امید اجراهای بعدی
۳ روز پیش، سه‌شنبه
نیلوفر ثانی
درود حمیدجان صد درصد حق باشماست و منهم در هر مطلبی که درباره هر نمایشی می نویسم به این مسئله اذعان دارم که نظرم شخصی و براساس دریافت هاو تحلیل فکری و نظریم هست و اصراری بر صحت اونها ندارم. تنها ...
بسیار هم عالی و دم شما گرم.
واقعن جز این نیست، حتی خود من که عضوی از تیم این نمایش هستم میتونم با بخش قابل توجهی از نظرات شما موافق باشم و این اصلن اتفاق عجیبی نیست و پویاییِ این عرصه به وجود همین موارده و باید این گفتمان ها وجود داشته باشه، هرچقدر هم که نظرات متفاوت باشه.
ما هم بسیار خوشحال شدیم و مفتخر که در خدمتت بودیم و میزبان نظرات شما 🙏🙏🙏
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کمال عبدی
درباره نمایش پسر i
پسر!
این نمایش را میخواهم از چند جنبه نقد کنم اما خواستن همیشه توانستن نیست. اول این که از حوصله خارج است و‌ دوم اینکه نمیخواهم مثل بروشور طراحی شده کار، پر حرف باشم. به راستی واقعا نیاز بود؟ گویی کارگردان خودش هم از سکوتی که برای تماشاچی برقرار کرده فراری است. یا خودش هم تحملش را ندارد و هرچه روی صحنه دیالوگ نگفت، نوشت! اما دو موضوع ذهن من را پس از خروج از پلاتو سمیرغ به شدت درگیر کرد.

از آن جنبه هایی که گفتم، ابتدا بپردازم به بحث پدر و پسر! موضوعی که در افسانه و اساطیر شرق برخوردی کاملا متفاوت از همتایان غربی اش با آن می شود. قبل از ورود به پلاتو (اصلا نخواهم کفت سالن یا تماشاخانه یا ...)، در این فکر بودم که آیا بحثی که من در انتظارش هستم، اتفاق می افتد؟ پسرکشی؟ پدر کشی؟ نمیدانم در برگه تیوال یا در تیزر دیده بودم چیزی شبیه این که “این پسر دیگر آن پسر نیست” و این واقعا قلقلک آزار دهنده ای شده بود برایم و خدا خدا میکردم که محسن مظاهری از این بحث اسطوره ای هم بهره ای گرفته باشد. شاید این اتفاق افتاده باشد اما من اول از پسرکشی و پدر کشی بگویم.
نمایشنامه شاهکار سوفوکل به نام ادیپ شاه که همه حداقل یک بار آن را خوانده ایم، زیربنای تفکری در غرب است که بعدها به نام پدرکشی مشهور میشود. ادیپ پدرش را میکشد و با مادرش ازدواج میکند. فیلسوفان مدرن برداشتی کاملا سمبلیک از این اتفاق دارند و آن این که غرب مدام از رگ و ریشه و گذشته خود فاصله گرفته و رو به جلو می رود. اینجا ... دیدن ادامه ›› پدر نماد ارزشها و عقاید و اصول روش گذشتگان است و پسر نماد آینده و تغییر و اصلاحات. پسر وقتی پدر را با دستان خود می کشد، یعنی آرمانهایش را به جای آرمانهای پدر میگذارد و به روش خود عمل خواهد کرد.
اما اگر پدر پسر را بکشد؟
اورهان پاموک در رمان “برف” اشاره ای به افسانه‌ی رستم و سهراب دارد و جمله ای کلیدی را در مورد کشته شدن سهراب به دست رستم به رشته تحریر در آورده است: “عشق به رستم، سهراب را میکشد”
در یکی از باشکوه ترین نمونه های ادبیات حماسی خاور میانه، فردوسی پدر و پسر را به جان هم می اندازد. اینجا هم مانند ادیپ هردو نجیب زاده اند و هردو از هویت همدیگر نا آگاه. اما راوی تقدیر در شرق گویا داستان دیگری سراییده است. اینجا پدر پسر را می کشد. برداشت سمبلیک ما به قرینه نمونه غربی؟ آری. اینجا گذشته، آینده را تسخیر میکند. آبا و اجداد هستند که پسران را بر دین و عقاید و روش خود نگه میدارند. اینجا پدران قاتل پسرانند. اینجا پسران بر دین پدرانند.
این قیاس با شنیدن عنوان نمایش پسر مانند خوره به جانم افتاد ولی . . .
در نمایش محسن مظاهری، پدر انگار امیدش را از شباهت و نشان از پدر و راهرو و متابعه کاملا از دست داده است. (چنان که پوستر میگوید) پدر گویی دلخوش به ارتباط ژنتیکی شده است و پسر به اکراه تسلیم!
انگار دیگر پسرکشی و‌ پدرکشی از مد افتاده است. در دوره ای که ما پیوندهای انسانی را به کلی فراموش کرده ایم و روابطمان را بر اساس ژنتیک، رنگ، زبان، دین، ملیت، قبیله، و . . . تعریف کرده ایم، کار ما به خودکشی رسیده است. گویی ارتباط طولی و عرضی مانند مسائل ریاضی هستند!
اینحا پدر و پسر در شمایلی مزین به پوچی و عبث‌نمایی محض، نیازی به گذشته و آینده حس نمیکنند. چرا که آنها در حال مرده اند. شاید به همین دلیل باشد که در خانه‌شان هیچ آیینه ای آویزان نشده است. کسی جرات دیدن خودش را ندارد.
شاید اگر مظاهری رابطه پسر-پدری را انتخاب نمیکرد، می شد به راحتی نمایش را از دیدگاهی بکتی نیز به نقد کشاند. پایان بازی و . . .

اما در مورد بازخوردی که ممکن است پسر بگیرد یا گرفته باشد...
از قول روز اونز در کتاب تئاتر تجربی، “تجربه کردن، یورش بردن بر ناشناخته است.” این نمایش جسارتی فراوان طلبیده است. اثری که به ندرت جذابیت بصری دارد. یک سوئیت مبله با یک تلویزیون. دو نفر بدون حتی یک خط دیالوگ یا یک حرکت بدنی خارج از حوزه رئالیسم! تکرار ساده ترین و منزوی ترین اتفاقات روزمره مانند لباس پوشیدن، لباس درآوردن، به تخت خواب رفتن، میز چیدن، غذاخوردن، ظرف شستن، ... . اما چرا ناشناخته؟ از نظر من این نمایش از لحاظ طراحی و میزانسن، یک نمایش فمنیستی است. ما در روایت‌های رایج همیشه از نقطه الف به سمت نقطه ب میرویم. به قول فمنیستهای موج سوم، روایتهای رایج بسیار مردانه و شبیه آلت تناسلی خود مرد هستند. یعنی نقطه ای عمل میکنند. هدفگرا هستند. (مردها وقتی به خرید میروند به این اهمیت میدهند که چه جنسی را کجا و به چه قیمتی میخواهند؛ پس به قطع چند دور خیابانها و مجتمعها را گز نمیکنند تا ابتدا فقط ببینند؛) تقریبا تمامی رمانها و نمایشنامه های الگو این گونه هستند. اما پسر از این مهلکه تکراری خود را رهانیده است. روایت فمنیستی سعی میکند ما را در مسیر نگه دارد، ما را وا میدارد که با سرعت دلخواه نویسنده حرکت کنیم تا اطرافمان را خوب ببینیم و مدام توجه ما را از این که به کجا میرسیم، منحرف میکند. هدف مسیر است، نه مقصد.
“پسر” از جایی به جایی نمیرسد. بلکه از ما میخواهد چند روزی در یک خانه زندگی کنیم. خانه ای که تمام اجزای ضروری و تکراری خانه های ما را داراست، اما چقدر به بودن خودمان در کنار این اشیاء فکر کرده ایم؟ چند بار تصویر روزمره مان را در اتاق خوابمان مرور کرده ایم؟ اصلا تا حالا با سینک سلفی گرفته ایم؟ پسر تلخیهایی که در روزمرگی هست را ثانیه به ثانیه به ما می چشاند. صدای تلویزیون را هرگز قطع نمیکند تا بدانیم چه موسیقی مزخرفی به زندگیمان میبخشد! مانند یک متن فمنیستی، از ما میخواهد صبور باشیم و لحظه ها را به درستی بفهمیم، حتی اگر آن لحظه، نمک پاشیدن روی سیب زمینی پخته باشد!

جوانب بسیار زیاد دیگری هستند که یا راجع به آنها بحث شده یا این نوشته را از حوصله خارج میکنند. مانند بحث تکرار، ارتباط، ریتم، ساختار دراماتیک، و ...

من از دیدن نمایش لذت بردم. بهتر بگویم نمایش را خوب حس کردم. کاش زودتر می دیدم و میتوانستم دو‌باره برگردم و حسم را مقایسه کنم.

نقدی بر نمایش پسر
کمال عبدی
هفدهم تیر ماه نود و نه
درود کمال جان
اول از همه خیلی ممنونم که اومدی و بر این اعتقاد خودت که فقط_تماشاچی_نباشیم استوار بودی و نوشتی برامون.
خوشحال میشدم بعد از نمایش حضور داشتم و صحبت میکردیم ولی انقدر مفصل نوشتی نظراتت رو که لذت بردم.
خوشحالم این نمایش انقدر درگیرت کرد که اشاره های قابل تأملی داشته باشی و خوشحالم که با ریتم و حال و هوا و روایت کار همراه شدی و تلخی و رخوت روزمرگی اونم تحت سیطره‌ی رسانه رو کامل طبق آنچه که روایت شد پذیرفتی و باور داشتی و نگاه و برداشت خودت رو ... دیدن ادامه ›› نوشتی. 😊😊
امیدوارم همونطور که دغدغه داری فرد تاثیرگذاری برای رسانه باشی و هممون با یادگیری و مطالعه و فعالیت بیشتر بتونیم اتفاق های ارزشمندی رقم بزنیم. 🙏🙏
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چقدر دلم گرفت
چقدر این پنهان خانه برایم آشنا بود
من این پنهان خانه را با تمام وجودم درک کردم
تئاتر
ای غریب ترین و مظلوم ترین که سال هاست تو رو تو این پنهان خانه محبوس کردند و درهاشو غل و زنجیر کردند
چراغ هاتو شکستند و تو را کم سو و بی نور کردند
گرد و غبار و خاک به روی در و پنجره اش نشاندن
و تو غریبانه سکوت کردی و دم نزدی
و چه کم اند آدم هایی که از جان مایه گذاشتند برای این پنهان خانه

و این تکراری ترین اتفاق تاریخه

پنهان خانه ای ... دیدن ادامه ›› که باید آشکارخانه شود و از نور و رنگ و بویش یه سرزمین استشمام کنند و سیراب شوند حالا دیگه نه نوری داره نه رنگ و بویی و سرزمینی گرسنه و تشنه

پنهان خانه ای پر از آدم های ترسو ، پر از ادعا
( هرچه احمق تر ، راحتتر )
دلم گرفت
ای پنهان ترین پنهان خانه این سرزمین

اجرای جذاب ، دقیق ، درست ، فکر شده
تسلط و تفکر در جزئی ترین موارد و نکات
فرم ، موسیقی ، زبان ، لباس ، گریم ، نور و ........ کاملا درست به اندازه جذاب و ستودنی
دمتون گرم که شمعی روشن کردید تا این پنهان خانه خاموش و تاریک نشه
❤❤