همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال تئاتر
S2 : 18:29:59
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

چه قدر دلم برای خوندن نقدها و غر و لندها و گشتن دنبال سانس های نمایش و نظر نوشتن تنگ شده... خیلی بده که آدم یکی از دلخوشی های جدیش رو از دست بده حتی اگر بدونه که موقتیه!
از صمیم دل آرزو می کنم دوباره به روزهای روشن تئاتر برگردیم و کنار هم از اجراها لذت ببریم...
همگی مواظب سلامتی تون باشید! دوستتون دارم :)
دل من واسه خواندم فدایی کبیر تنگ شده...
پر مطالعه ترین کاربر تیوال بدون رقیب...
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کمپانی بین‌المللی «صدای سکوت» با مدیریت اشکان خطیبی از ایران و بهنام فهیم‌نیا از استرالیا آغاز به کار کرد | عکس
صدای سکوت
» کمپانی بین‌المللی «صدای سکوت» با مدیریت اشکان خطیبی از ایران و بهنام فهیم‌نیا از استرالیا آغاز به کار کرد
... دیدن متن »

«صدای سکوت» شنیده می‌شود

کمپانی بین‌المللی «صدای سکوت» با مدیریت اشکان خطیبی از ایران و بهنام فهیم‌نیا از استرالیا آغاز به کار کرد.

هدف این کمپانى تولید و ارائه نمایش، موسیقى، فیلم و سایر آثار هنرى است که بر مفاهیم بنیادین انسانى و تعاملات فرهنگى تاکید و تمرکز دارد.

 کمپانی "Sound of Silence" هر ساله نمایشنامه‌های خلاقانه‌ای را در به روی صحنه می‌برد و کارگاه‌های کارگردانی و بازیگری تئاتر و سینما برگزار می‌کند.

از دیگر برنامه هاى این کمپانى برپایی جشنواره‌های ملی و بین‌المللی با هدف تقویت روابط فرهنگی بین هنرمندان و علاقه‌مندان به هنر در کشورهای مختلف به‌ویژه استرالیا و ایران است.

اشکان خطیبی, بازیگر و کارگردان مطرح عرصه‌ تئاتر و سینمای ایران, که حضوری جدی در عرصه‌ی موسیقی داشته و چهره‌ی شناخته‌ شده‌ای برای مخاطبانِ هنر محسوب می‌شود؛ یکی از مدیران اصلی این شرکت تولید و نشر است.

بهنام فهیم نیا، دیگر مدیرِ «صدای سکوت»، پروفسورای رفتار انسانی و علوم تصمیم‌گیری از دانشگاه سیدنی است که بازیگری، تدریس و تهیه‌ تئاتر را در کارنامه‌ خود دارد. او تولید چندین نمایشنامه‌ به زبانهاى انگلیسی و فارسی را تجربه کرده و در استرالیا و ایران رویدادها و جشنواره‌های قابل توجهی را مدیریت کرده است.  

مریم عباسی و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نینوچکا: من از طرف کشورم فرستاده شدم که با تو بجنگم.
لئون: خب بجنگ. نینوچکا، تو فقط بجنگ. اصلا از فردا روزا بجنگ، شبا نجنگ...

کمدی دلچسبی بود :))))
bahar، نیلوفر و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-خیلی سخته جایی زندگی کنی که همه اونایی که میشناسی یا رفتن یا تو فکر رفتنن یا در حسرت رفتن!
-تو چی در حسرت رفتن نیستی؟
-نه.
-در حسرت رفته ها چی؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به قول بهتاشِ پایتخت اینا، من دیگه رد دادم!
مگه می‌شه آدم توی قرنطینه باشه، یک ماه بیشتر باشه توی خونه باشه؛
بعد دچار جت لگ بشه؟! تا هفت صبح خوابم نبره و روز خوابم بی‌آد؟
احتمالن شاید بدنم در قرنطینه است و روحم در ناخودآگاهم دایم داره در مسیرهای ناکجاآباد پرواز می‌کنه!
در این وانفسا واقعن احوالات عجیبی داره بر روحیات من می‌ره! مواظبت کنین عزیزان. :))
جت لگ :)))))))))))))
آفرین :))))
۱۸ ساعت پیش
خانواده من همینجوری شدن پارسا جان..
البته من زودتر قرنطینه بودم به وضع عادی برگشتم..
۳ ساعت پیش
پارسا جان فکر کنم دقیق و درست اشاره کردی و اونم بحث انگیزه و علاقه است ، ماها روحمون آزادی دوسته و سخت دربند قوانین درس و کار جا میگیره و بعش عادت نمیکنه
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه جنمی پیدا کرده!
دمشم گرم...
امیر مسعود، میثم هنزکی و پارسا یزدی این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
یادش بخیر.. چقد این نمایشو دوست نداشتم :))
دیروز
:))))
من دوسش داشتم، داستان گویی خوبی بود
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


#موقت

دلم برای
سالاد سزارِ کالوک، پیتزاهای لئون، کله پاچه، ساندویچ نیم متری های هات داگ خوران،سینما فرهنگ، بلعیدن هوای نهج البلاغه،ایرانشهر و چلوندن گربه هاش و استخر رفتن
بسیااار تنگ شده :(


کرونا جان
جان مادرت تا یکی دو هفته دیگه جمع کن برو..
تو رو خدا اردیبهشت رو دیگه از ما نگیر..
به شخصه یازده ماه منتظر میشینم تا با اردیبهشت عشق بازی کنم :((


نیگا ... دیدن ادامه » تو رو خدا..اینم اوضاع خوابمونه.. ساعت شش شد هنوز کپه مرگم رو نذاشتم..:|


نیلوفر جان، با او دو خط اول فکر کنم کرونا کلی به سلامت جسم و جیبت و کنترل وزنت کمک کرده ها....
دمشم‌گرم :))))))
دیروز
:)))))
۱۷ ساعت پیش
میگم من کلا به این داستانا که مثلا طبیعت، باهوشه و غربال میکنه و اینا نه توجه میکردم نه باور داشتم...
ولی این روزا.. دیدنِ اینکه چطور آدما رو از دلش و طبیعتش پس زده،همه ماشین ها رو جوری مجبور به پارک کردن که کرده که هیچ قانون و جریمه و طرح زوج و فردی همچین ... دیدن ادامه » زوری نداشته،هواش رو داره بی کمک بارون پاک میکنه...این غربال کردنش...این قدرتش...این ریشخندش...
به قول علی،تحسین برانگیزه.....
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من‌هر چی که می خوام تو این اتاق دارم.
اون بیرون هیچی برای من نیست.
یدونه از این اتاق ها لطفن
۲ روز پیش، پنجشنبه
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آی لبو دارم، لبو...
لبو لبو دارم، لبو....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چیچیو اِفهَم اِفهَم... خودت اِفهَم...
اِفهَم فرغون خواب
۴ روز پیش، سه‌شنبه
اقا ببخشید فضولی میکنم
ولی این سایته چیه؟
فیلم تئاتر کریملوژی رو گذاشته؟
چون خیلییی دلم میخواد باز ببینمش :)
دیروز
بله محمد جان، بنده تماشا کردم. بسیار چسبید و لذت بردم.
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به بهانه روز تئاتر

"شاهد ندیم" ، کسی که تابحال حتی اسمشو نشنیده بودم! برام سوال شد چرا او و تئاتر پاکستان باید به عنوان تاثیرگذارترین مجموعه تئاتری جهان انتخاب بشه؟
وقتی پیامش رو کامل خوندم نه تنها جواب این سوال، که جواب خیلی از سوالات دیگه ای هم که داشتم پیدا کردم. اینکه: چرا تئاتر ما، سینما ی ما ( و کلا هنرهای نمایشیمون و تمام زیرمجموعه اش) در چنین سطحیه که چندان حرفی برای گفتن در عرصه جهانی نداره؟ و چرا اصلا چنین فاصله معناداری بین این هنر و سایر هنرها، توی همین ایران وجود داره؟ چرا "رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس؟...گویی ولی شناسان، رفتند از این ولایت!"
اما "شاهد ندیم" وقتی از خودش، گروهش، کشورش و کارهاش میگه خیلی زیبا و در عین حال ساده نشون میده که مشکل، همیشه از نامساعدی شرایط و وجود موانع نیست. گاهی اینها فقط بهانه اند. گاهی، ... دیدن ادامه » گمشده چیز دیگری است: "هنرمند اصیل".
کاش "هنرورز" های ما هم با چنان دغدغه های عالی و اندیشه های متعالی _ نه صرفا دلواپسیهای شخصی و جوزدگیهای زمانی_ به عرصه هنر، بلاخص نمایش، پا بگذارند تا بتوانند حقیقتا به مقام "هنرمند" _ و نه غصب برچسبگونه ی آن_ نائل شوند.

https://www.world-theatre-day.org/messageauthor.html
-----------------------------------
پ ن: با تشکر از گروه "اگزیت " و ترجمه خوبشون از پیام "شاهد ندیم" به مناسبت روز جهانی تئاتر ۲۰۲۰
متاسفانه منم ایشونو نمیشناسم ممنون از معرفیتون، اما حس و حالتون رو میفهمم چون منم دوسال پیش با سینمای مدرن و سینمای مستقل هند اشنا شدم و وقتی میزان تعهد و شرافت فیلمسازان و بازیگران هندی و اگاهیشون از زیر پوست اجتماعشون و قدمهایی که با شجاعت برای کمک ... دیدن ادامه » یا حل یا کمتر کردن این معضلات بدون عافیت طلبی منفعت شخصی برمیدارند اشنا شدم همین حال بهم دست داد و فقط تونستم بهشون احسنت بگم و برای سینماگران خودمون تاسف بخورم
۰۹ فروردین
@محمد کارامد
ممنون از اشتراک تجربه تون. بله... و بسیار هم جای افسوس داره!
۱۰ فروردین
@ پوریا صادقی
با وجود اینکه چنین اتفاقاتی در موسیقی ما رخ نمیده (یا حداقل من خبر ندارم) ولی وضع و حال "هنر موسیقی" مون به مراتب بهتر از "هنرهای نمایشی" ماست...
۱۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تئاتر تهران...
هر چند سالن‌های نمایش روزهاست بسته شدن تا سلامت جامعه تامین بشه؛ و البته که چی واجب تر از سلامتی؟
تئاتر یکی از قدیمی‌ترین هنرهاست، در ایران هم ما گونه های سنتی داشتیم مثل روحوضی‌ ها ، نقالی، تعزیه و...
اما تئاتر مدرن بعد از سفر ناصرالدین شاه به فرنگ کم کم و به سختی وارد ایران شد، فراز و فرود بسیار داشت، از روزای اوج برو بیای تماشاخونه‌ها تو لاله‌زار،پاگرفتن تماشاخانه سنگلج و اجراهای بزرگ از نمایشنامه‌های بزرگ، رونق تئاتر شهر و نمایش‌های آوانگاردش، برو و بیای هنرمندان و دانشجوها توی حیاط تئاتر شهر زیر شب های تهران، تا افول روزهای تئاتر، تعطیل شدن تئاترهای کوچک و ...
زنده باد یاد و خاطره همه زنان و مردانی که از رشت و تبریز و تهران برای پاگرفتن این هنر مدرن تلاش کردند...
خدا کنه یه روزی بتونیم دوباره برگردیم توی سالن‌های تئاتر، ... دیدن ادامه » بشینیم روی صندلی‌ها و با خاموش شدن چراغ‌های سالن، دریچه‌های ذهن و روحمون باز بشه...
سلامی و یادی بکنیم به خاطره اساتید بزرگی چون عبدالحسین خان نوشین،اکبر رادی ،داود رشیدی،علی نصیریان،حمید سمندریان، عزت الله انتظامی،سعدی افشار ، هما خانم روستا و همه دیگرانی که با تئاتر تا همیشه زنده‌ هستند...
#روز_جهانی_تئاتر ❤
به دوستان و عزیزانم چه بازیگران روی صحنه ،چه زحمت کشان پشت صحنه و همین طور نویسندگان و کارگردانان صبور ،این روز مبارک
و
آنان که صاحب خانه هستند و بی نفسشان صحنه جان نمی گیرد،تماشاگران ارجمند و فهیم ،که افتخار آشنایی با خیلی هایشان نصیبم شده و این قصه را ادامه اند...
#موقت
د‌وستان عزیز، اپل یه اپ در خصوص کروناویروس تولید کرده که هم اطلاعات مفیدی داخلش هست و هم با پاسخ به یک سری سوال، پیشنهاداتی در خصوص این ویروس ارایه میده. البته اپ تماما به زبان انگلیسیه.

https://apps.apple.com/us/story/id1504771847
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا سخت میگذرد به کسی که عاشق تئاتر و سینما و هنر است و نمیتواند هیچ تئاتری ببیند زمانی که تراژدی کورنا به پایان برسد یک تئاتر درمانی میکنم ولی میشد یک نمایش اینترنتی راه انداخت دیالوگ نمایشها و کتابهای معروف را بنویسم و دوستان نظر بدهند این دیالوگ مربوط به کدام کتاب و کدام نمایش است اولین دیالوگ را خودم مینویسم
خوشبختی در خم ابروی ما آرمیده است لحظه ای از عمر ما نباید سپری شود بدون اینکه با عیش و عشرت نیامیخته باشد
تنها تفاوت این است که تو جنگجوترین جنگاور دنیا تبدیل شدی به بزرگترین دروغگوی دنیا
هزاران بار با تیاتر درمانی در پساکرونا موافقم.
۰۹ فروردین
پرده اول- صحنه نهم

کودن: خواهرم،دارد صبح می شود... دیگر باید برویم سر کار... چرا نمی خوابی؟...چرا نمی خوابی؟...روز سختی در پیش داریم...جواب بده، خواهر...جواب بده، خواهر...
لیم: اولاً دیگر به من نگو خواهر.
کودن: این خواست رؤساست... آنها می گویند همه ی ما خواهر و برادریم...
لیم: آنها رئیس من نیستند، ازشان نفرت دارم، می توانی بروی و گزارش بدهی، ولی وقتی دو نفری با هم هستیم حق نداری به من بگویی خواهر.
کودن: پس چه بگویم؟
لیم: همان چیزی را که باید بگویی: خانم.
کودن: باشد، وقت خواب است، خانم من.
لیم: ... دیدن ادامه » ثانیاً، اگر این جرأت را به خودت بدهی که دست به من بزنی، می کُشمت،خودم را می کشم... نمی دانم چه کار می کنم... ولی کار وحشتناکی خواهد بود.
کودن: من به تو دست نمی زنم خانم من، نگران نباش خانم من.
لیم: عجب آدم حرف گوش کنی! خیال می کنی حتا یک لحظه حرفت را باور می کنم؟ خیال می کنی ندیدم وقتی ما را زن و شوهر اعلام کردند چشمهای هرزه ات چه برقی زد! خیال کرده ای چیزی گیرت می آید؟ نه! نه! نه!
کودن: من دست به تو نمی زنم، خانم.
لیم: حیوان متعفن! از تو نفرت دارم!
کودن: چرا خانم؟ من که تقصیری ندارم خانم.
لیم: تو مقصری، تو و همه کسانی مثل تو مقصرند، به لطف شماست که آنها بر سر کار آمده اند، با اتکا به شمایی که فقط می لمبانید، کار می کنید، می خوابید و بچه می آورید... همین و بس! کسانی مثل تو آدم های ایده آل آنها هستند، ولی از ما نفرت دارند! چون ما فکر می کنیم، اندیشه داریم... تو اصلاً چیزی از حرف های من میفهمی، حیوان؟
کودن: نه کاملاً، خانم.
لیم: معلوم است، چند کلاس سواد داری؟
کودن: یک کلاس، خانم، تازه آن را هم تا آخر نخوانده ام، باید در کارها به پدرم کمک می کردم.
لیم: میدانی من کی هستم؟
کودن: نه، خانم.
لیم: من رقاصم، می دانی رقص چیست؟
کودن: در دهکده مان... وقتی جشن بود...
لیم: من در شمال و غرب تعلیم دیده ام، پیش بهترین استادان جهان، بعد برگشتم اینجا، خودم را بدبخت کردم... باید همانجا می ماندم.
کودن: ولی اینجا وطن توست، خانم.
لیم: تو از وطن چه می فهمی؟ وطن جایی است که روحت در آن آزاد باشد، چه فایده که این حیوانات هموطن من باشند؟ فکر می کنی چرا دقیقاً مرا برای تو انتخاب کردند؟
کودن: نمی دانم، خانم، شاید به خاطر اینکه من قرص و سالمم...
لیم: قرص و سالم... آنها می خواهند که مغز بچه ها هم مثل تو به پوکی بامبو باشد... آخر تو کودن هستی، این را می فهمی؟
کودن: بله، خانم... آنها همین اسم را روی من گذاشته اند: "کودن"...
لیم: بیشتر از این نمی توانم ادامه بدهم، دارد خوابم می برد، انگار تو هم آدم بدی نیستی، با تو می شود کنار آمد.
کودن: می شود، خانم... من با وفاداری در خدمت خانم هستم... راحت بخواب، خانم.
لیم: مملکت بخت برگشته... تمام سال باران موسمی... اگر الان مرا می دیدند...
کودن: کی می دید، خانم؟...
۱۷ ساعت پیش
یک راهنمایی میکنید یک کم سخت شد نویسنده کیست ؟
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


#موقت

گویا این طور که به نظر می‌رسه، ایشالا بعد از کرونا، موج بعدی که بیمارستان ها رو با کمبود تخت مواجه میکنه، در دی ماه از طرف خانم های پا به ماه خواهد بود..

طفلی مارکز..
یکی نیست بگه حوصلت سر رفته،خب بگو حوصلم سر رفته..کتاب اون طفلی رو چرا بی ارزش میکنی خو؟ تن گابریل رو چرا توو گور میلرزونی؟


پ.ن: کُشتید ما رو با این هشتک # عشق_سالهای_قرنطینه!!!
"سال" اخه؟؟؟ هنوز دو ماه شده توو قرنطینه ایم؟!
خدایا ...
نیلوفر جان،
به نظرم این موج از آبان شروع میشه(بهمن +۹) تا انتهای قرنطینه +۹ ادامه داره. ولی اووووو کو تا اون موقع! موج اول مربوط به دفاتر طلاقه که به محض پایان دوره ی قرنطینه، شروع میشه. تازه بعدش میشه موج مادرهای مجرد! که اول دچار بارداراری شدن و بعد طلاق ... دیدن ادامه » گرفتن... ماما و اون جور تصمیمات.
بعدش شاید یه چیزی هم برسه به بحرانی که اشاره کردی.
بعله...
۰۸ فروردین
ساعت ۴ صبحه
دارم قدم زنان میرم سمت آسایشگاه تا بخوابم، یه روز سخت دیگه تموم شده. دیگه دارم عادت میکنم به شب های بارونی اینجا و چی لذت بخش تر از راه رفتن زیر این بارش دل انگیز
از دور نور رعد و برق رو میبینم، انگار که داره میرقصه روی دشتی که کیلومتر ها از ... دیدن ادامه » من فاصله داره
یه روباه بانمک و کوچولو از کنارم رد میشه، یه لحظه مکث میکنه، دمش رو دلبرانه پیچشی میده و بعد از چند لحظه تماشا کردن من، به مسیرش ادامه میده، انگار اونم پیاده روی زیر نم نم بارون رو دوست داره
دو سه بار خواستم برم جلو و بپرسم
چه خبر از اهلی شدن، از شازده کوچولو؟
حال گلش خوبه؟
چون حال من که امشب خوبه و خوبتر هم میشم وقتی میبینم دوستانی دارم بس معرکه و شعر دوست ❤
۲ روز پیش، پنجشنبه
مجللی جان، روزهای روشن نزدیکه.
مراقب باش روباهه‌گولت نزنه ؛)))

کاش باقی دوستان هم یه خبری از خودشون می دادند ❤
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

روز ملی تئاتر

"چرا باید تئاتر ببینیم؟ "

تئاتر در جامعه‌ی ایران، هنوز آنچنان که باید نه تنها جایگاه ریشه‌دار خودش را، به عنوان هنری تکامل‌یافته باز نکرده، بلکه حتی از ظرفیت‌های مواجهه و کاربردی‌اش در امر اجتماعی غافل است. تئاتر با پیوند در چند حوزه دیگر از اندیشه و زیبایی‌شناسی هنر، و زیست آدمی و نمایی از واقعیت جهان ماست که بیش از هر هنر دیگری، چند وجهی و اصالتی به قدمت بشر دارد. از همان نخستین دیواره نویسی‌ها و ساخت ابزاری برای نمایشی در جلوه‌گاه شکارها و بقا، تا به امروز در مجهزترین سالن‌های تئاتر، در آئینی از مرگ و زندگی و در تباری از حرکت و رقص و ترانه، و در صحنه‌پردازی‌های واقعی و خیال‌انگیز حضور داشته، حتی پیش از شکل‌گیری زبان و نوشتار هم حاضر بوده و همچنان به مسیر خود ادامه می‌دهد.
تئاتر دیگر تنها یک هنر نیست، امروز تئاتر ضرورت زیست اندیشه‌ورز و رخوت‌زدای انسانی‌ست که در انباشت اطلاعات منحرف‌کننده و توخالی که هرکدام بی‌آنکه دست‌شان را رو کنند، به تخطئه تفکر مستقل فرد، همت‌گماشته‌اند ، رهایی‌بخش‌ست
تئاتر یک متن و چند بازیگر بر صحنه که موضوعی را به نمایش می‌گذارد و به چند مخاطب عرضه می‌کند تا آنها را سرگرم کند، نیست. تئاتر امروز کنشی در بطن جامعه در برابر نیروهای بازدارنده‌ی مسلط به سمت و سوی اندیشه‌ورزی، آگاهی و تغییرست .. تئاتر ظرفیتی‌ست که مخاطب چه بخواهد چه نخواهد، با آن تغییر می‌کند. گاه حتی دامنه این تغییر چنان وسیع‌ست که لذت آشکار و اتفاق روشنی را رقم می‌زند
تئاتر برای جوامعی که دچار سانسورها، ممانعت‌های متعدد فکری و بمبارانِ ایدئولوژیکی چند سویه است، امری ضروری و حتی الزامی‌ست. جامعه‌ای که چندان با مطالعه و تفکر انس و الفتی ندارد، تئاتر محرکی ذهنی و اجتماعی‌ست که او را وارد این وادی‌ها می‌کند. ادبیات را رکنی اصلی از زندگی می‌سازد که بی‌وجود آن، زندگی بشر قابل تحمل نیست و فلسفه را از آن شکل سخت و دشوار و بی‌کاربردش، به خودِ زندگی، و نظریه را به عمل بدل می‌کند.
تئاتر همان مکان مقدسی‌ست که در آن رخدادهای متعددی به وقوع می‌رسد. بالندگی، درک، شعر، شعور و شهودی که مسیر زیست انسانی را با اکنونیتی پیوند می‌زند که هر لحظه با عوامل متعدد بیرونی و درونی، در جدال و کشمکش‌ بوده و لازمه‌ی رشدست. و چه چیزی بهتر و موثرتر و جذاب‌تر از تئاتر و هنر می‌تواند مامن امن و پرچالشی برای او باشد.
مامنی که اگرچه پناه می‌دهد اما خشونت دارد، واگر چه مهرورزست اما بی‌رحمانه می‌تازد. و اگرچه نمایش‌ست اما واقعیت، تولید می‌کند.
تئاتر میل جستجوگری و نوگرایی را پاسخ می‌دهد چراکه همواره برای این امیال، ظرفیتی برای پاسخ دارد. تلاقی عشق و تجربه، اتفاقِ تئاترست .. و جریانی‌ست که دیگر نه درجنبی از زندگی انسانی، بلکه در کانون آن، مستقر و موجودیت دارد. تئاتر از محدوده‌ی دیالوگ و دکور و بازی و صحنه، عبور کرده‌است، از سبک‌ها، ژانر، فرم و محتواها...حتی از مرز اندیشه و تفکر و تعامل، فراتر رفته و امروز خود حرکت، جریانی اکتیو و کنشگری‌ست که عنصر ضروریِ انسانِ زنده است.


نیلوفرثانی
7فروردین ... دیدن ادامه » 99

چقدر دلمان برای روزهای خوب تئاتر دیدن تنگ شده است. چه لذت های شیرینی داشتیم و فکر میکردم روال طبیعی زندگی است! شاید حال این روزهای ما تلنگری باشد به اینکه : مرگ در سایه نشسته است و به ما مینگرد! ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است حتی!
روزها و چیزهای خوبی که قدر ... دیدن ادامه » ندانستیم.
به امید روزهایی که می آید! به امید روزهایی که باز بتوانیم بنشینیم روی صندلی های نه چندان راحت خیلی از سالن ها ، تئاتر متوسط و تئاتر خوب ببینیم و بیایم دوباره اینجا گفته گو کنیم. چقدر ساده های زندگی مان زیبا بود و ما نمی دیدیم:(.
۰۷ فروردین
درود و احترام بانوحدادی عزیز ارادتمندتان هستم و کاملا فرمایشتون دقیق و متین هست ... ممنونم از همراهی تون ، وجودشما عزیزان پیشکسوت در هنر وعلاقمندان تئاتر ،دلگرمی اینروزهای دوری ست .. به امید برقراری مجدد این هنرو زندگی ...
به امیددیدارروی ماهتون
۰۸ فروردین
خواهش می کنم بانو جان بزرگواریدو سپاس بسیار دارم از محبت سرشار و لطف بی دریغتان .
خدا می داند که چقدر دلتنگ دیدار شما بانوی نازنین و خردورزم و ابرشیر عزیز و گرانقدر و سایر دوستان خوب تیوالی هستم .
به امید دیدارتان
سلامت باشید و پاینده
۰۸ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز تئاتر مبارک همه دوستان، مخصوصا تیوال عزیز که از سال۹۲ باعث شد من عاشق دیدن تئاتر بشم و هنوز هم این عشق ادامه دارد . به امید تمام شدن این روزها و بازگشایی سالن های نمایش و دیدن تئاترهای زیبا ، حال خوب کن کنار هم.
ویدئوی روز ملی هنرهای نمایشی در سال ۹۹
» شعار امسال: «در خانه می‌مانیم»
۰۷ فروردین
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و محمد جواد حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدئوی روز ملی هنرهای نمایشی در سال ۹۹ با شعار «امسال را در خانه می‌مانیم» منتشر شد. | عکس
انتشار ویدئوی روز ملی هنرهای نمایشی با شعار «امسال را در خانه می‌مانیم»
» ویدئوی روز ملی هنرهای نمایشی در سال ۹۹ با شعار «امسال را در خانه می‌مانیم» منتشر شد.
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، امسال هفتم فروردین، مطابق با ۲۷ مارس (روز جهانی تئاتر)، که از سال ۹۶ به عنوان روز ملی هنرهای نمایشی در تقویم رسمی ایران به ثبت رسید در شرایطی برگزار می‌شود که مهم‌ترین تئاترها و تماشاخانه‌ها در ایران و جهان به سبب پیدایش و گسترش ویروس کرونا تعطیل است.

امسال پیام روز جهانی تئاتر توسط شهید ندیم هنرمند پاکستانی نگاشته شد و در ایران هم پیام روز ملی هنرهای نمایشی را اکبر زنجان‌پور نوشت. متن پیام روز ملی هنرهای نمایشی در تاریخ دوشنبه ۲۶ اسفندماه ۹۸ همزمان با رونمایی از پوستر در منزل زنجان‌پور، به امضای این هنرمند پیشکسوت رسید.
روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی با توجه به تصاویر منتشرشده از رونمایی پوستر و امضای پیام در منزل این چهره شناخته‌شده عرصه فرهنگ و هنر، ویدئویی با شعار «امسال را در خانه می‌مانیم» منتشر کرده که در آن با توجه به رعایت اصول قرنطینه فقط از تصاویر اکبر زنجان‌پور استفاده شده است.

سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ‌وارشاد اسلامی، سیدمحمدمجتبی حسینی معاون امور هنری وزیر فرهنگ‌وارشاد اسلامی و قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی نیز در پیام‌های جداگانه ضمن تبریک روز ملی هنرهای نمایشی به اهالی این هنر بر لزوم عدم برگزاری مراسم جمعی، حفظ فاصله اجتماعی و در خانه ماندن برای پیشگیری از گسترش ویروس کرونا تاکید کردند.

پوستر و تیزر روز ملی هنرهای نمایشی در سال ۹۹ توسط بهرام شادانفر طراح و گرافیست طراحی و ساخته شده و در ویدئوی ذکرشده از صدای علی جعفری گوینده رادیو و منتقد تئاتر استفاده شده است. 

برای مشاهده تیزر اینجا را کلیک نمایید.

امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و سارا صادقیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره ملی آوای وسکه | عکس
» جشنواره ملی آوای وسکه
... دیدن متن »

موسسه وسکه با همکاری گروهی از هنرمندان در راستای بهبود فضای خانواده‌های ایرانی در مقابله با بیماری کرونا و به منظور بالا بردن روحیه هنرمندان و جوانان در زمان قرنطینه، جشنواره ملی آنلاین فرهنگی هنری را با شعار در خانه بمانیم آغاز کرد.

دبیر جشنواره ملی آنلاین فرهنگی هنری آوای وسکه افزود: این جشنواره در بخش‌های خوانندگی، گویندگی، دکلمه، نریشن، ترانه سرایی، شعر و دلنوشته برگزار می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند آثار خود را از امروز تا پنجم فروردین‌ماه سال آینده از طریق واتس اپ به شماره ۰۹۳۳۶۶۷۴۲۹۸ ارسال‌ کنند.
میترا تقی‌نژاد افزود: داوران این جشنواره محمدرضا خردمند، حسن اسماعیل‌پور، نوید امینی، علی اکبر یاغی تبار، مهدی ایوبی، حسن علیشیری، شبنم حکیم هاشمی، علیرضا ایرانمهر، مجتبی کبیری، امیرحسین، رادوین امیری و حمید عبدلی هستند.
وی با اشاره به شرایط شرکت در این جشنواره گفت: آثار بخش صوتی (خوانندگی، دکلمه و نویسندگی) باید به صورت ویدئو از طریق گوشی موبایل با حداکثر زمان یک دقیقه در فضای خانه ضبط شده باشند.

دبیر جشنواره ملی آنلاین فرهنگی هنری آوای وسکه افزود: آثار ضبط شده در استودیو برای ارسال به بخش داوری پذیرفته نخواهند شد.

با توجه به شیوع ویروس کرونا و قرنطینه خانگی شهروندان این جشنواره می‌تواند باعث بهبود فضای خانواده‌های ایرانی برای مقابله با این بحران باشد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این روزها که از تماشای تئاتر محروم هستیم، یادی کنیم از این بیت خاقانی :
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت /
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت /
"تئاتر جان" شما را می گویم ...
27 مارس، روز جهانی تئاتر مبارک ❤
پیام روز جهانی تئاتر ۲۰۲۰ نوشته شاهد ندیم (پاکستان

)
تئاتر به مثابه یک معبد
۸ فروردین ۱۳۹۹
ترجمه فارسی




برایم افتخار بزرگی است که پیام روز جهانی تئاتر سال ۲۰۲۰ را بنویسم. این که تئاتر پاکستان و خود پاکستان توسط انستیتو بین‌الملی تئاتر، بانفوذترین و نمادین‌ترین مجموعه‌ی تئاتری جهان در دوران ما به رسمیت شناخته شده است، مایه‌ی فروتنی و در عین حال هیجان است. این افتخار پیشکشی هم هست به مدیحه گوهر (۱)، چهره‌ی تئاتری، بنیان‌گذار تئاتر اجوکا (۲) و شریک‌ زندگی‌ام که دو سال پیش درگذشت. تیم اجوکا راهی طولانی و دشوار را به معنای واقعی کلمه از خیابان به تئاتر طی کرده است. اما مطمئنم این داستان بسیاری از گروه‌های تئاتری است. هرگز سفری آسان و هموار نیست. همیشه یک نوع مبارزه است.
من اهل کشوری عمدتاً مسلمان هستم که دیکتاتوری‌های نظامی بسیاری را به خود دیده است، حمله‌ی هولناک افراطیون مذهبی و سه جنگ با هندوستان همسایه، که هزاران سال تاریخ و میراث مشترک با هم داریم. امروز همچنان با ترس از جنگی تمام‌عیار با همسایه‌ی برادر و همزادمان زندگی می‌کنیم؛ حتی جنگ هسته‌ای، چرا که هر دو کشور اکنون دارای سلاح‌های هسته‌ای هستند.
ما گاهی به شوخی می‌گوییم:«دوران بد، دوران خوبی برای تئاتر است.» چالش برای روبرو شدن، تضاد برای فاش شدن و وضعیت ساکن برای واژگون کردن کم نیست. من و گروه تئاترم اجوکا بیش از ۳۶ سال است که داریم بر روی این ریسمان معلق قدم می‌زنیم. به راستی که ریسمانی معلق بوده است: حفظ تعادل میان سرگرمی و آموزش، میان جستجو و آموختن از گذشته و آمادگی برای آینده، میان بیان آزاد خلاقانه و زور‌آزمایی‌های ماجراجویانه با قدرت، میان تئاتر منتقد اجتماعی و تئاتر دوام‌پذیر اقتصادی، میان ارتباط با توده‌ها و آوانگارد بودن. می‌توان گفت که تئاتری باید تردست و شعبده‌باز باشد.
در پاکستان تمایزی روشن میان مقدس و نامقدس وجود داشته است. برای آنچه مقدس نیست، جایی برای پرسش مذهبی وجود ندارد، در حالی که برای امر مقدس مباحثه‌ی آزادانه یا اندیشه‌های نو امکان ندارد. در واقع ساختار محافظه‌کار، هنر و فرهنگ را خارج از محدوده‌ی پذیرش «بازی‌های مقدس» خود می‌شمارد. بنابراین عرصه برای هنرهای نمایشی مانند مسابقه‌ی دوی بامانع بوده است. ابتدا می‌بایست اعتبار خود را به عنوان مسلمان خوب و شهروند مطیع اثبات کنند و نیز تلاش کنند ثابت کنند که رقص، موسیقی و تئاتر در اسلام «مجاز» است. به همین ترتیب تعداد زیادی از مسلمانان مقید نسبت به پذیرش هنرهای نمایشی بی‌میل بوده‌اند، حتی با این که عناصر رقص، موسیقی و تئاتر در زندگی روزمره‌شان جای گرفته است. و بعد به خرده‌فرهنگی برخوردیم که قابلیت آن را داشت تا مقدس و نامقدس را بر روی یک صحنه بیاورد.
در طول حکومت نظامی در پاکستان در دهه‌ی ۱۹۸۰، اجوکا به دست گروهی از هنرمندان جوان بر پا شد که دیکتاتوری را از راه تئاتر بی‌پروای سیاسی اجتماعی مخالف به چالش می‌کشید. آنها دریافتند که احساسات‌شان، خشم‌شان، اندوه‌شان، به طرز شگفت‌آوری توسط شاعری صوفی (۳) که ۳۰۰ سال پیش می‌زیست بیان شده بود. این همان شاعر صوفی بزرگ، بُلهیٰ‌شاه (۴) بود. اجوکا دریافت که می‌تواند بیانیه‌های سیاسی انفجاری را به وسیله‌ی شعر او صادر کند و قدرت سیاسی فاسد و ساختار مذهبی متعصب را به چالش بکشد. مقامات می‌توانستند ما را ممنوع یا تبعید کنند، اما نه شاعر صوفی محبوب و مورد احترامی چون بلهیٰ‌شاه را. ما پی بردیم که زندگی او همچون شعرش رادیکال و دراماتیک بود که در طول زندگی‌اش تبعید و فتواهایی را برایش به بار آورد. آن‌گاه «بلها» را نوشتم، نمایشی درباره‌ی زندگی و مبارزه‌ی بلهیٰ‌شاه. بلها -چنان که توده‌های سرتاسر جنوب آسیا او را با محبت می‌خوانند- برآمده از سنت شاعران صوفی پنجابی بود که با بی‌باکی قدرت امپراتوران و عوام‌فریبان مذهبی را با شعر و کردار خود به چالش می‌کشیدند. آنها به زبان مردم و درباره‌ی آرزوهای توده‌ها می‌نوشتند. آنها در موسیقی و رقص محملی را برای دستیابی به ارتباط مستقیم میان انسان و خدا یافتند و با انزجار، واسطه‌ی مذهبی سوءاستفاده‌گر را دور زدند. آنها مرزهای جنسیت و طبقه را نفی کردند و با شگفتی به سیاره‌ [ی زمین] به عنوان جلوه‌ای از قادر مطلق نگاه کردند. شورای هنر لاهور متن را بر این اساس رد کرد که نمایشنامه نبود، بلکه تنها زندگینامه بود. با این حال، وقتی نمایش در سالنی دیگر، انستیتو گوته، اجرا شد مخاطبان نمادپردازی را در زندگی و شعر شاعر مردم دیدند، فهمیدند و تحسین کردند. آنها به طور کامل با زندگی او و دورانش ارتباط برقرار می‌کردند و موازات آن را با زندگی و دوران خود می‌دیدند.
آن روز در سال ۲۰۰۱ نوع جدیدی از تئاتر متولد شد. موسیقی مذهبی قوالی (۵)، رقص دَمَل (۶) صوفی و شعرخوانی الهام‌بخش، حتی ذکرگوییِ (۷) مراقبه بخشی از نمایش شدند. گروهی از سیک‌ها (۸) که برای شرکت در یک کنفرانس پنجابی در شهر بودند و سری زده بودند تا نمایش را ببینند، در پایان به صحنه هجوم آوردند، بازیگران را در آغوش گرفته می‌بوسیدند و گریه می‌کردند. آنها برای نخستین بار پس از تقسیم هند در سال ۱۹۴۷ (۹) که منجر به تجزیه‌ی پنجاب طبق مرزهای قومی شده بود، صحنه را با مسلمانان پنجابی سهیم شده بودند. بلهیٰ‌شاه همان‌قدر برایشان عزیز بود که برای مسلمانان پنجابی؛ چرا که صوفی‌ها از مذهب و تقسیم‌بندی‌های قومی فراتر می‌روند.
در پی این افتتاحیه‌ی به یاد ماندنی، اودیسه‌ی هندی بلهیٰ‌شاه بود. این اودیسه با توری نوآورانه در بخش هندی پنجاب آغاز شد و بلهیٰ‌شاه در سرتاسر هند اجرا شد، حتی در زمان شدیدترین تنش‌ها میان دو کشور و در جاهایی که مخاطبان یک کلمه پنجابی نمی‌فهمیدند اما هر لحظه‌ی نمایش را دوست داشتند. در حالی که درهای گفتگوی سیاسی و دیپلماسی یکی پس از دیگری بسته می‌شد، درهای سالن‌های تئاتر و قلب‌های مردم هند تماماً باز باقی ماند. در زمان تور پنجاب هند اکوجا در سال ۲۰۰۴، پس از اجرایی برای هزاران مخاطب روستایی که به گرمی از آن استقبال شد، پیرمردی نزد بازیگری رفت که نقش صوفی بزرگ را بازی می‌کرد. پیرمرد را پسرکی جوان همراهی می‌کرد. «نوه‌ام بسیار ناخوش است؛ لطفاً نفس متبرکی بر او می‌دمید؟» بازیگر جا خورد و گفت:«باباجی (۱۰)، من بلهیٰ‌شاه نیستم، من فقط بازیگری هستم که این نقش را بازی می‌کند.» پیرمرد شروع به گریه کرد و گفت:«لطفاً نوه‌ام را تبرک بده، می‌دانم خوب می‌شود اگر این کار را بکنی.» ما به بازیگر پیشنهاد کردیم که خواسته‌ی پیرمرد را برآورده سازد. بازیگر تبرکی بر پسرک جوان دمید. پیرمرد راضی شد. پیش از رفتن این سخنان را گفت:«پسرم، تو بازیگر نیستی، تو تناسخ‌ یافته‌ی بلهیٰ‌شاه هستی، آواتار (۱۱) او.» ناگهان مفهوم کاملاً جدیدی از بازیگری، از تئاتر بر ما روشن شد، که در آن بازیگر تناسخ ‌یافته‌ی شخصیتی می‌شود که آن را به تصویر می‌کشد.
در طول ۱۸ سال برگزاری تور اجرای «بلها» متوجه واکنشی مشابه میان مخاطبانی شدیم که ظاهراً از پیش چیزی نمی‌دانستند و برایشان نمایش تنها تجربه‌ای سرگرم‌کننده و یا تفکربرانگیز نیست، بلکه ملاقاتی معنوی و پراحساس است. در واقع بازیگری که نقش استادِ صوفیِ بلهیٰ‌شاه را بازی می‌کرد چنان عمیقاً تحت تاثیر این تجربه قرار گرفته بود که خودش شاعری صوفی شد و از آن زمان تاکنون دو مجموعه شعر منتشر کرده است. اجراگرانی که در تولید دخیل بودند، همگی این حس مشترک را داشتند که وقتی اجرا شروع می‌شود، روح بلهیٰ‌شاه میان آنهاست و انگار صحنه به سطحی بالاتر رفته است. وقتی یک پژوهشگر هندی درباره‌ی این نمایش می‌نوشت، چنین عنوانی را بر آن گذاشت:«وقتی تئاتر تبدیل به معبد می‌شود».
من مذهبی نیستم و علاقه‌ام به صوفی‌گری عمدتاً فرهنگی است. من بیشتر علاقمند به جنبه‌های نمایشی و هنری شعرای صوفی پنجابی هستم، اما مخاطبانم شاید از افراطیون یا متعصبان نباشند ولی ممکن است باورهای راستین مذهبی داشته باشند. کاوش در داستان‌هایی همچون داستان بلهیٰ‌شاه -که در تمام فرهنگ‌ها بسیار است- می‌تواند پلی باشد میان ما، سازندگان تئاتر و مخاطبان نا‌آشنا اما مشتاق. در کنار هم می‌توانیم ابعاد معنوی تئاتر را کشف کنیم و پل‌هایی را میان گذشته و حال بسازیم که به سوی آینده‌ای منتهی می‌شود که سرنوشت تمام جوامع است؛ معتقدان و غیرمعتقدان، بازیگران و پیرمردان، و نوه‌هایشان.
علت ... دیدن ادامه » این که داستان بلهیٰ‌شاه و کاوش‌مان در نوعی تئاتر صوفیانه را در میان می‌گذارم این است که هنگام اجرا بر روی صحنه، گاهی با فلسفه‌مان درباره‌ی تئاتر، با نقش‌مان به عنوان نویددهندگان تغییر اجتماعی از خود بی خود می‌شویم و با این کار بخش بزرگی از توده‌ها را پشت سر جا می‌گذاریم. در درگیری‌مان با چالش‌های اکنون، خود را از امکان تجربه‌ی معنوی عمیقاً تاثیرگذار که تئاتر می‌تواند در اختیارمان بگذارد محروم می‌کنیم. در دنیای امروز که تعصب، نفرت و خشونت بار دیگر در حال پدیدار شدن است، به نظر می‌رسد که ملت‌ها علیه ملت‌ها شورانده شده‌اند، معتقدان با دیگر معتقدان می‌جنگند و جوامع علیه جوامع دیگر نفرت می‌پراکنند… و در این حین کودکان از سوءتغذیه می‌میرند، مادران از نبود مراقبت پزشکی به‌موقع هنگام زایمان جان می‌دهند و ایدئولوژی‌های نفرت شکوفا می‌شوند. سیاره‌ی ما هر چه عمیق‌تر در فاجعه‌ی اقلیمی و اوج یافته فرو می‌رود و می‌توان صدای سم اسبان «چهار سوار آخرالزمان» را شنید.(۱۲) ما باید قدرت معنوی‌مان را تجدید کنیم؛ باید با بی‌تفاوتی، رخوت، بدبینی، طمع و بی‌توجهی نسبت به جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، و سیاره‌ای که روی آن زندگی می‌کنیم بجنگیم. تئاتر نقشی دارد، نقشی والا، در نیرو بخشیدن و بسیج کردن بشریت برای بالا کشاندن خود از هبوطش در مغاک. می‌تواند صحنه را، فضای اجرا را به امری مقدس ارتقاء ببخشد.
در جنوب آسیا، هنرمندان کف صحنه را پیش از قدم نهادن بر روی آن با احترام لمس می‌کنند، سنتی کهن از زمانی که امر معنوی و فرهنگی با یکدیگر در‌آمیخته بودند. زمان آن شده است که آن رابطه‌ی همزیستی را میان هنرمند و مخاطب، گذشته و آینده دوباره به دست بیاوریم. ساختن تئاتر می‌تواند عملی مقدس باشد و بازیگران یقیناً می‌توانند «آواتار» نقش‌هایی باشند که بازی می‌کنند. تئاتر هنر بازیگری را به سطح معنوی بالاتری تعالی می‌بخشد. تئاتر توان آن را دارد که به معبد تبدیل شود، و معبد هم فضایی برای نمایش.

—————————————————————


۱. مدیحه گوهر (۱۹۶۵-۲۰۱۸) : کارگردان تئاتر، بازیگر، فمینست و پایه‌گذار تئاتر اجوکا، دارنده‌ی مدرک کارشناسی ارشد تئاتز از رویال هالووی کالج لندن، مدال افتخار از دولت پاکستان و جایزه‌ی پرنس کلاوس از هلند.
۲. تئاتر اجوکا: تاسیس شده در سال ۱۹۸۴. کلمه‌ی اجوکا به زبان پنجابی یعنی «معاصر». رپرتوار آن متشکل است از نمایش‌هایی با موضوعاتی چون مدارای مذهبی، صلح، خشونت جنسیتی، حقوق بشر.
۳. صوفی‌گری: سنت عرفان اسلامی که به دنبال یافتن حقیقت عشق آسمانی از راه تجربه‌ی شخصی خدا است و به خاطر تبلیغ برادری جهانی و مخالفت با اِعمال سختگیرانه‌ و جزمی آموزه‌های مذهبی محبوب شد. شعر صوفیانه که غالباً به قالب موسیقی در می‌آمد، وصل عرفانی را از راه استعارات عشق دنیوی بیان می‌کند.
۴. بلهیٰ‌شاه (۱۷۵۷-۱۶۸۰): شاعر برجسته‌ی صوفی پنجابی که درباره‌ی موضوعات پیچیده‌ی فلسفی به زبانی ساده می‌نوشت، او منتقد جدی سنت غالب مذهبی و اشرافیت حاکم بود، از شهر قصور تبعید شد، به ارتداد متهم شد و از تدفین او در گورستان شهر ممانعت شد. در میان خوانندگان مذهبی و فولکلور بسیار محبوب است و مورد تحسین گروه‌های مذهبی گوناگون نیز هست.
۵. قوالی: شعر صوفیانه‌ی مذهبی که توسط گروهای از خوانندگان (قوال‌ها) اجرا می‌شود، در اصل در خانقاه‌ها اجرا می‌شد و شنونده را به حالت خلسه می‌برد.
۶. دمل: رقص وجد‌آمیز در خانقاه، که معمولاً با ضرب طبل انجام می‌شود. [سماع] (مترجم.)
۷. ذکر: تکرار موزون و آهنگین دعاگونه عبارت و خواندن دعا برای رسیدن به تنویر معنوی.
۸. سیک‌ها: پیروان مذهب سیک، که در قرن ۱۵ در پنجاب توسط گرو نانک پایه‌گذاری شد.
۹. ایالت مسلمان هندوستان در سال ۱۹۴۷ در میانه‌ی کشتار بی‌سابقه‌ی قومی و مهاجرت عظیم جمعیت جدا شد.
۱۰. باباجی: اصطلاحی محترمانه برای مرد سالمند.
۱۱. آواتار: تناسخ یافته یا تجسد زمینی آموزگاری آسمانی، بر اساس فرهنگ هندو.
۱۲. چهار سوار آخر‌الزمان در کتاب مکاشفه‌ی یوحنا، آخرین کتاب عهد جدید توسط یوحنای پاتموس توصیف شده است. در اغلب روایات، چهار سوار دیده می‌شوند که به ترتیب نماد کشورگشایی، جنگ، قحطی و مرگ هستند.



ترجمه از متن اصلی انگلیسی به فارسی توسط شیرین میرزانژاد - دبیر تحریریه گروه تئاتر اگزیت ایران


Translate to Persian (Farsi) by Shirin Mirzanejad
Chief editor of Exit Theatre - Iran 

منبع: وبسایت انستیتو بین‌المللی تئاتر(ITI) - سازمان جهانی هنرهای نمایشی
https://www.world-theatre-day.org/messageauthor.html




شاهد ندیم نمایشنامه‌نویس برجسته‌ی پاکستانی و سرپرست تئاتر مشهور اجوکا است.

شاهد ندیم در سال ۱۹۴۷ در سوپور در کشمیر متولد شد. هنگامی که خانواده‌اش مجبور شدند پس از جنگ میان هند و پاکستان بر سر ایالت مورد نزاع کشمیر، به پاکستان تازه‌تاسیس مهاجرت کنند، در سن حساس یک سالگی پناهنده شد. او در لاهور پاکستان زندگی کرد و در آنجا در دانشگاه پنجاب دوره‌ی کارشناسی ارشدش را در رشته‌ی روانشناسی گذراند. او نخستین نمایشنامه‌اش را در دوران دانشجویی نوشت اما زمانی به طور خاص نمایشنامه‌نویس شد که در تبعید سیاسی‌اش در لندن، برای گروه تئاتر دگراندیش پاکستانی، اجوکا - تاسیس شده توسط مدیحه گوهر کنش‌گر مترقی که بعداً با او ازدواج کرد- نمایشنامه‌ می‌نوشت. شاهد ندیم مولف بیش از ۵۰ نمایشنامه به زبان‌های پنجابی و اردو است و چندین اثر اقتباسی از برشت را هم به رشته‌ی تحریر در آورده است.
او با تلویزیون پاکستان به عنوان تهیه‌کننده و عضو ارشد مدیریت در ارتباط بوده است. او سه بار تحت حاکمیت دولت‌های نظامی به خاطر مخالفت با حکومت نظامی زندانی شده و از سوی سازمان عفو بین‌الملل به عنوان زندانی عقیدتی پذیرفته شد. در زندان معروف میانوالی شروع به نوشتن نمایشنامه‌های آخر هفته کرد که به دست و برای زندانیان اجرا می‌شد. او بعدها به عنوان مسئول هماهنگی بین‌المللی کمپین و مسئول ارتباطات آسیا-پاسیفیک سازمان عفو بین‌الملل مشغول به کار شد. او عضو موسسه‌ پژوهش گتی، پن اینترنشنال، و موقوفه ملی برای دمکراسی (آمریکا) است. او عضو شبکه تئاتر بدون مرز نیز هست.
نمایشنامه‌های شاهد ندیم به طور گسترده‌ در پاکستان و هند اجرا و منتشر شده‌اند. نمایشنامه‌های او در سرتاسر جهان نیز اجرا شده‌اند، از جمله بلها در تئاتر همرسمیت (لندن،‌ انگلستان)، ترم‌وِی (گلاسگو، اسکاتلند، انگلستان)، و هلسیگنور (دانمارک)، آمریکا چالو در مرکز هنرهای نمایشی دیویس، دانشگاه جورج‌تاون، واشینگتن (آمریکا)، بالاشاه در تئاتر بلک‌باکس (اسلو، نروژ)، برقع‌واگانزا در آمریکا در تئاتر براوا برای زنان (سان‌فرانسیسکو)، تبرئه در بزرگراه (سانتامانیکا) و تئاتر رو (نیویورک) و دارا در تئاتر لیتلتن لندن (انگستان) و دانشگاه کارولینای شمالی، چپل‌هیل (آمریکا).
نمایشنامه‌های او به انگلیسی ترجمه شده و توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد، نیک‌هرن و در مجموعه‌های متعدد به چاپ رسیده است. او در سال ۲۰۰۹ از رئیس‌جمهور پاکستان مدال افتخار نمایش را دریافت کرد. او نمایش‌هایی را نیز برای صحنه و تلویزیون کارگردانی کرده و فستیوال‌های تئاتر برای صلح را در هند و پاکستان سازماندهی کرده است. او برای روزنامه‌های برجسته‌ی پاکستانی و هندی و سرویس اردوی بی‌بی‌سی می‌نوشته است. او مستندهایی درباره‌ی موضوعات فرهنگی از جمله موزه‌ی لاهور، لباس‌های پنجابی، اقبال شاعر و صادقین نقاش ساخته است.
نمایشنامه‌های شاهد ندیم به خاطر موضوعات مرتبط اجتماعی و گاه تابو همچون افراطی‌گری مذهبی، خشونت علیه زنان، تبعیض علیه اقلیت‌ها، آزادی بیان، اقلیم، صلح و صوفی‌گری مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از نمایشنامه‌های او به موضوعات تجزیه‌ی جنوب آسیا و میراث فرهنگی مشترک منطقه می‌پردازد. او با مهارت موضوعات سیاسی و اجتماعی معاصر را با اشکال سنتی و میراث فولکلور ترکیب می‌کند تا تئاتری سرگرم‌کننده و تفکربرانگیز ارائه کند. موسیقی بخشی جدایی‌ناپذیر از تولیدات تئاتری اوست. او در موسسه‌ی هنرهای نمایشی اجوکا و موسسه‌ی هنر و فرهنگ لاهور، هنر نوشتن را تدریس می‌کند.

https://bit.ly/2y14GQP
حمید و مهرداد کیا این را خواندند
امیرمسعود فدائی، معین، امیر مسعود، غزال م، celine و mahaya این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز جهانی تئاتر به همه مباااااارک !

گرچه تئاتر تعطیل است ولی روز، روز تئاتر هست و باید گفت!

قرنطینه وظیفه ماست تا سالم بمانیم ، تا باز هم زندگی کنیم و روزهای خوش آفتابی و بارونی رو ببینیم .

بنظرمن آدمهای بزرگ در خانه میمانند و به امید طلوع صبح سلامتی هستند. به امید فردایی که بسازند و تلاش کنند ...
تحمل مشکلات امروز سخت هست ، مشکلات اقتصادی خانواده ها و سختی در قرنطینه ماندن سختترینهاست.

اما وقتی مشکل بزرگی پیش اومد شاید بهتره با صبوری و تحمل پشت سر بگذاریمش . همیشه دنیا اینطور نمیمونه، همیشه کرونا نیست، تموم میشه!

این ما هستیم که نقش آفرین زندگی خودمون ایم

نقش زندگی رو درست ایفا کنیم
زنده بمونیم ....

یادش ... دیدن ادامه » بخیر تئاتر هایی که دیدیم ،

و
خوش بحالمون برای تئاترهایی که قراره بعد قرنطینگی ببینیم

زنده باد تئاتر و صحنه اجرا ....

خنده بر لب،
سال نو مبارک،

روز جهانی تئاتر بر شما مبارک!
پیام نوروزی مدیرعامل انجمن تاترانقلاب و دفاع مقدس | عکس
روز جهانی تئاتر
» پیام نوروزی مدیرعامل انجمن تاترانقلاب و دفاع مقدس
... دیدن متن »

پیام نوروزی مدیرعامل انجمن تاترانقلاب و دفاع مقدس

مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی ایران و انجمن تاتر انقلاب و دفاع مقدس به مناسبت فرارسیدن عید باستانی نوروز و  روز جهانی تاتر پیام تبریکی صادر کرد.

به گزارش روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس درپیام حمید نیلی آمده است:

هوالحبیب

بهارست آن،بهارست آن،و یاروی نگار است آن

درخت ازباد می رقصد که چون من بی قراراست آن

حقایق جان عشق آمدکه دریا را درآشامد

که استسقای حق دارد که تشنه شهریارست آن

"مولانا"

بهار ، این رستاخیزشگفت انگیز طبیعت باردیگر از راه رسیده تا به سرانگشت مسحورکننده قادرباری تعالی جل و علی، نقشی پرطراوت برجان و جهان آدمی بنگارد.

فصل رویش و بعثت دیگرباره طبیعت،برای انسانهای فره‌مند و فرهیخته"حیات"را از پس "فنا و نیستی"به یاد می اوردو کیست که نداند"یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَیُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ وَکَذَٰلِکَ تُخْرَجُونَ".

تئاتر این والا هنرگرانقدر و تفکر برانگیزنیز در بطن خود بر عنصر تفکر و تعقل اشاره دارد که در کلام وحی اندیشیدن و نوعی دیگر نگریستن جایگاه و مقامی بس والا دارد.

امیدوارم در جامعه  شریف و توانمند هنرهای نمایشی کشور در سال جدید همچون گذشته در عرصه فرهنگ و هنر ایران زمین نقشی پویا و اثر بخش ایفا نماید و رجائ واثق دارم درسالی که در آن ،به فضل پروردگار شاهد برگزاری هفدهمین جشنواره سراسری تئاتر مقاومت خواهیم بود، شاهد حضور همه جانبه و گسترده جامعه هنرهای نمایشی کشور در این رویداد بزرگ فرهنگی و هنری باشیم.

اینجانب ضمن تبریک  سال جدید و نیز تبریک اعیاد مبارکه شعبانیه ،در آستانه روز تئاتر، سالی سرشار از بهروزی و سلامتی را برای همگان آرزومندم.

حمیدنیلی

مدیرعامل انجمن تیاتر انقلاب و دفاع مقدس و مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی کشور

گفتنی است حمید نیلی اسفند ماه سال گذشته ازسوی رئیس بنیادفرهنگی روایت فتح به عنوان دبیر هفدهمین جشنواره تئاترمقاومت منصوب شد.

جشنواره هفدهم تئاتر مقاومت آذرماه سال جاری و توسط انجمن تاتر انقلاب و دفاع مقدس بنیادفرهنگی روایت فتح برگزار خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امسال در روزجهانی تئاتر، تئاتر تعطیل است! | عکس
نامه مدیرعامل خانه تئاتر به رئیس جمهور در آستانه روزجهانی تئاتر
» امسال در روزجهانی تئاتر، تئاتر تعطیل است!
... دیدن متن »

نامه مدیرعامل خانه تئاتر به رئیس جمهور در آستانه روزجهانی تئاتر

امسال در روزجهانی تئاتر، تئاتر تعطیل است! 

برنامه خود را برای حمایت از هنرمندان تئاتر اعلام بفرمائید.

مدیرعامل خانه تئاتر طی نامه ای به رئیس جمهور، وضعیت هنرمندان تئاتر را توضیح داد و تقاضای رسیدگی به وضعیت ایشان کرد.

به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر، شهرام گیل آبادی در این نامه، سخنان خود را عطف به نامه ارسالی به وزیر ارشاد کرد و از جانب خانه تئاتر برای مشاوره و انتقال تجربیات اعلام آمادگی کرد.

مشروح این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر روحانی،ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام، عطف به نامه‌ی پیشین به وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، که رونوشت آن برای حضرت‌عالی، معاون محترم برنامه‌ریزی و رئیس سازمان برنامه و بودجه و ... ارسال شد، به استحضار می‌رسانم امسال، در تاریخ تئاتر دنیا، اولین سالی است که در روز جهانی تئاتر، همه‌ی فعالیت‌های تئاتری تعطیل است و به احتمال بسیار در چند ماه آینده هم این روند ادامه خواهد داشت.

با توجه به ارتباطات بین‌الملل خانه‌ی تئاتر، قریب به اتفاق هنرمندان و مشاغل تئاتری در دیگر کشورها، از پشتوانه‌ی تامین اجتماعی و خدمات و بسته‌های حمایتی دولتی بهره‌مند هستند، به‌شکلی که این تعطیلی اجباری و ناخواسته، مانع از تامین حداقل‌های زندگی و معیشت‌شان نشده است.

در کشور ما اما، نه تنها به‌طور کلی و از اساس و بنیان زیرساخت‌های لازم برای توجه به زندگی و زیست هنرمندان به وجود نیامده و به‌شدت با معضل روبه‌روست، بلکه در موقعیت‌های بحرانی، که فراگیر شدن بیماری کرونا یکی از دشوارترین آن‌هاست، این معضلات ریشه‌ای و ساختاری به‌شکلی خطرناک‌تر رخ می‌نمایند، به‌شکلی که بیم آن می‌رود که بسیاری از هنرمندان تئاتر در سراسر کشور، در تامین معاش روزمره و حداقل‌های زندگی خود دچار مشکلات عمیق و جدی شوند.

جناب آقای رئیس‌جمهور، پی‌گیری این موضوع را به آینده موکول می‌کنیم که امروزه تئاتر در کشور ما نه تنها مورد حمایت نیست، بلکه اندک پشتیبانی‌ای که از آن می‌شد هم به طرق مختلف و مرور زمان کاهش یافته و دریغ شده است؛ از مطالبات انباشته‌ی گروه‌های تئاتر از وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی و "اداره‌کل هنرهای نمایشی" تا عدم‌برخورداری از بیمه‌های کارآمد چون بیمه‌ی بیکاری و از کارافتادگی و ...، تا آن‌جا که هنرمندان تئاتر، حتی به اندازه‌ی کارگران شریف و زحمت‌کش در مشاغل مختلف غیرتخصصی هم مورد حمایت نبوده و حقوق مدنی آن‌ها به وضوح و به‌کلی نادیده گرفته شده است.

اما در شرایط بحرانی امروز از حضرت‌عالی، دولت محترم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهشمندم به‌شکلی فوری و به‌طور روشن برنامه‌ای مشخص برای حمایت از هنرمندان و مشاغل مرتبط به تئاتر که در این ایام، بیش از هر موقعیت دیگری از نداشتن حقوق و پشتیبانی‌های اقتصادی و اجتماعی لازم محروم هستند، اعلام بفرمایید.

امروز، مصادف با روز جهانی تئاتر، که شاید برای نخستین بار، تئاتر تعطیل است، انتظار می‌رود و شایسته است چون دیگر دولت‌ها، خدمات و حمایت‌های حساب‌شده و ضروری به هنرمندان و مشاغل مرتبط به تئاتر تعطیل نباشد.

هنرمندان تئاتر منتظر اعلام برنامه‌ریزی و اقدامات عاجل و ضربتی شما برای کمک به تامین اقتضائات ایام بیکاری هستند، برنامه‌هایی که انشاالله با پیوستگی برنامه‌های میان‌مدت و درازمدت بتواند بخشی از ضرر و زیان ناخواسته‌ی آنان را جبران کرده، مانع از استمرار تضییع حقوق آنان در آینده باشد.

بی‌شک خانه‌ی تئاتر که مکلف است تا استیفای حقوق حقه‌ی هنرمندان تئاتر، موضوع را پی‌گیری نماید، از هیچ مشاوره و یاری‌ای برای کمک به تسریع در اتخاذ برنامه‌‌ی حمایتی‌ای مناسب فروگذار نکرده، آمادگی کامل دارد تا اطلاعات و تجربیات خود را در هر زمان و موقعیتی در اختیار دستگاه‌های سیاست‌گذار قرار دهد.

 شهرام گیل‌آبادی، مدیرعامل خانه تئاتر

امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
میم سردلی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام قادر آشنا برای روز ملی هنرهای نمایشی  | عکس
قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی در پیامی هفتم فروردین، روز ملی هنرهای نمایشی را به اهالی این هنر تبریک گفت
» پیام قادر آشنا برای روز ملی هنرهای نمایشی
... دیدن متن »

قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی در پیامی هفتم فروردین، روز ملی هنرهای نمایشی را به اهالی این هنر تبریک گفت.

به گزارش تیوال از روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، قادر آشنا در پیامی ضمن تبریک هفتم فروردین، روز ملی هنرهای نمایشی در تقویم رسمی ایران به اهالی هنر نمایش بر لزوم پایبندی به منع گردهمایی برای کنترل گسترش ویروس کرونا تاکید کرد.

 متن پیام قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی به شرح زیر است:  

«نومیدمردم را

معادی مقدر نیست.

چاووشیِ‌ امیدانگیزِ توست

بی‌گمان

که این قافله را به وطن می‌رساند.

قرین‌‌‌شدن همراهی دوباره‌ام با اهالی نمایش را با روزی که در تقویم رسمی کشورمان به نامِ نامی ایشان ثبت شده است به فال نیک گرفته و این روز خجسته را به آنان که صحنه تئاتر و آن‌چه بر آن گذشته و می‌گذرد، دغدغه توقف‌ناپذیرشان است تبریک می‌گویم. 

روزی که این بار و برخلاف سه سال گذشته نه با گردآمدن به گرد مجموعه‌های تئاتری‌مان، که هر کدام در سینه خود گرامی‌اش می‌داریم، گرامیداشتی که با زنده نگه داشتن سوسوی امید در قلب‌مان نیز همراه است. امید به رخت بربستن سایه ترسِ ناگزیری که مهمانی ناخوانده بر زندگی‌مان افکنده است و امید به گردهم آمدن دوباره‌مان گردِ یکدیگر. 

هفتم فروردین ۱۳۹۹، روز ملی هنرهای نمایشی در ایران مطابق با روز جهانی تئاتر بر اهالی نمایش، نمایش‌سازان و نمایش‌بینان خجسته باد.»   

هفتم فروردین‌ مطابق با ۲۷ مارس، روز جهانی تئاتر، از سال ۹۶ به عنوان روز ملی هنرهای نمایشی در تقویم رسمی به ثبت رسید و تا پیش از سال ۹۹ جشن‌هایی به مناسبت این روز در سراسر کشور برگزار می‌شد.

امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...
در یک کشور بدون اسم. شاهی بود که قدش خیلی کوتاه بود. او هم اسمی نداشت. چون قد شاه کوتاه بود نمی‌توانست تحمل کند که افراد تحت فرمانش از او بلند تر باشند. وقتی که شاه در شهر راه می‌رفت مردم مجبور بودند هنگام عبور از کنار او توی جوی های آب راه بروند. تا شاه بلند تر بنظر برسد.
فقط مشکل اینجا بود که شاه هر روز کوچکتر میشد هر روز قدش یک میلی متر آب می‌رفت. هرچند خیلی زیاد نبود ولی بازهم آزار دهنده بود. مردم مجبور بودند جوی های عمیق تری نسبت به قبل حفر کنند. تا با راه رفتن در آنها مانع از آن شوند که گردنشان زده شود.
بزودی شاه خیلی کوتاه شد و راه رفتن در جوی ها واقعا سخت شده بود. وقتی که شاه در شهر گردش میکرد به سختی می‌توانست اطرافیانش را ببیند. چون آنها تقریبا در جوی ها ناپدید میشدند. او خوشحال بود. از آنجایی که نمی‌توانست قد خودش را با اطرافیانش مقایسه ... دیدن ادامه » کند، نمی‌توانست بفهمد که چقدر کوچک شده است. یک روز قطره ای آب روی سرش افتاد و چون خیلی کوچک بود زیر فشار قطره له شد و مرد. دیگر شاهی وجود نداشت ولی ساکنان شهر به زندگی در جوی ها ادامه دادند.
و نکته ی بسیار جالبی که در آن زمان! وجود داشت این بود که مردم در مصاحبه های راه براه ، ببخشید گاه و بیگاه حکومتی ، طرح حفر جویها را بسیار مورد ستایش قرار می دادند و از بصیرت شاه کوتوله چه مدحها که نمی گفتند و تنها درخواستشان افزایش ماموران حفار بود تا بدلیل ... دیدن ادامه » کمبود جوی ها ، صفهای طولانی عبور و مرور تشکیل نشود و مسن ترها با دردهای مزمن کمر و پا و .... معطل نشوند.
۰۶ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید