آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 12:44:52 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

🎭 رامین حیدری فاروقی: «الف کاف شین، زیباست»
.
.
 🔘الف، کاف، شین، زیباست، خوش‌سلیقه است، هماهنگ است، هم قصه‌دارد، هم از آن بی‌نیاز می‌شود چون فضا شکل می‌گیرد، هدایت می‌شود، عمق پیدا می‌کند و انتخاب شکلِ وام‌دار شعر، با...
🎭 رامین حیدری فاروقی: «الف کاف شین، زیباست»
.
.
🔘الف، کاف، شین، زیباست، خوش‌سلیقه است، هماهنگ است، هم قصه‌دارد، هم از آن بی‌نیاز می‌شود چون فضا شکل می‌گیرد، هدایت می‌شود، عمق پیدا می‌کند و انتخاب شکلِ وام‌دار شعر، بازخوانی تقطیع جمله به واژه، واژه به حرف، حرف به صوت، صوت به موسیقی، موسیقی به حرکت، حرکت به ریتم و ریتم به ضرباهنگِ عاطفه‌ای تبدیل می‌شود که لازم است تا فکر مخاطب بتواند از نیاز به تدوام خطی رخدادها به ترکیب خیال‌انگیز ماجرا و شخصیت زندگی‌خودش برسد؛ هر بار انسان هست، فاصله‌ای هست که به تدریج «و ناگهان» زیاد می‌شود، خیلی بیشتر از آن‌که قبل از واقعه بتوان آن را حدس زد مگر این که از راز تراژدی با خبر باشی، توانایی شگرف انسان برای این‌که خود را با شواهدی که خلق می‌کند، بفریبد.
هر اویی من است، مگر این که من با تو یکی‌شویم. این پیشنهاد مشترک همهٔ درام‌های تا اطلاع ... دیدن ادامه ›› ثانوی است.
.
نمایش روزبه حسینی را دیدم، ۴۵ دقیقهٔ پیوسته از پرشمار لحظهٔ ملاقات با نور، آشنایی با سایه و دوستی با حروفی که از تقطیع زاده می‌شوند تا با ارجاع به شعر «براهنی»، از وزن طاقت‌فرسای کلمات بگویند که فهمیدن را باید به آن‌ها پیشکش کرد.
.
بازیگری در این نوع از نمایش، مشارکت در بازی سخت باوراندن تجربهٔ ناباوری انسان است که در فضای این نمایش، امکانِ وقوع پیدا می‌کند و با وسواس، اجرا می‌شود.
.
دیدن این فضای خوش ذوق را پیشنهاد می‌کنم که از محدودیت و موتیف‌های آشنا، تجربه‌ای از وسعت تصورِ متمایز خلق می‌کند.


https://www.instagram.com/p/CDy2xcFA5MI/?igshid=qpppkls3xhk3
میم این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از اینکه به شاهنامه پرداختید سپاسگزارم. جای این جور کارها واقعا خالیه. اما در کارهای آینده میشه از صرف نقل کردن خود ابیات شاهنامه فراتر رفت و یک نمایشنامه و نمایش امروزی‌تر خلق کرد هر چند کار بسیار دشواریه چون شاهنامه اثر بزرگیه و یه کار ضعیف می‌تونه مخرب باشه به جای اینکه ترویج دهنده باشه.
اما یه نقطه ضعف کار به نظرم رزم رستم و اشکبوس بود. تقریبا همه نمایش جدی و حماسی بود اما دقیقا جایی که به حماسی‌ترین بخش شاهنامه رسید نمایش کمدی شد! رزم رستم و اشکبوس حماسی‌ترین بخش شاهنامه‌ و بلکه حماسی‌ترین متن ادبی تاریخ ادبیات جهانه.
نیلوفر ثانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من دیشب به دیدن نمایش پزشک نازنین رفتم و اگه حقیقتش رو بخواین فکر میکردم یک نمایش متوسط رو به پایین رو قراره ببینم اما یکی از بهترین اجرا های امسال رو از نظر کارگردانی دیدم و البته با اختلاف بهترین پزشک نازنینی بود که تا حالا دیده بودم.
به کارگردان های جوان این کار یعنی آقایان علیرضا حافظی و آرمین جباره اصل بسیار تبریک میگم
من دیشب به آینده تئاتر بسیار امیدوار شدم چون فکر میکنم با روی کار اومدن نسل شما فرهنگ و هنر ما تحول جدی ای درش صورت خواهد گرفت
پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان از دست ندید

با درود
برادر شما هر شب این تئاترو میبینی ؟
۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
« حداقلی رضایتمندی »

اسطرلاب نمایشی رئال با کمدی موقعیتی‌ست که روابط انسان‌ها را به‌عنوان افرادی از جامعه‌ی فعلی، در یک خانواده به نمایش می‌گذارد. با همان معضلاتی از پنهانکاری، منفعت‌طلبی، و خشونت‌های سرریز. که نهایتا...
« حداقلی رضایتمندی »

اسطرلاب نمایشی رئال با کمدی موقعیتی‌ست که روابط انسان‌ها را به‌عنوان افرادی از جامعه‌ی فعلی، در یک خانواده به نمایش می‌گذارد. با همان معضلاتی از پنهانکاری، منفعت‌طلبی، و خشونت‌های سرریز. که نهایتا به اتفاقی تراژیک ختم می‌شود. و محصول همان خلاء روابط درست و پیوندهای محکم بین اعضای خانواده است. متن هرچند نگاهی لایه‌دار و طرح مضامینی از فرهنگ اجتماعی و بین‌فردی را پیش می‌کشد و با درآمیختگی طنزی موقعیتی و همسوشدن مخاطب با این گیرایی جلو می‌رود، با این‌حال در مقام توصیه‌کننده و یا آموزنده، بر‌نمی‌آید. و بستری برای تماشاگر فراهم می‌کند که قادر باشد خود، رویدادها را تحلیل و درصورت دلخواه، به نتایجی دست‌یابد.

نمایش در فضایی خانوادگی‌ست سه خواهر و دو برادر تنها خویشاوندان عموی خود هستند که در حال احتضار است و قرارست در صورت فوت، وکیل او، پاکت وصیت‌نامه را بازکرده و سهم ارث هرکدام را که قابل توجه‌است، مشخص‌کند.. محل گفتگوی این خانواده در جایی شبیه به انباری‌ست که صحنه نمایش‌ست و با چند مبلی که روی آنها پارچه سفیدی پوشانده‌شده، در راستای همان پنهانکاری و نیت درونی هرکدام از آنها، تشکیل‌شده؛ اگرچه طراحی چندان قوی نبوده و مورد کم‌توجهی واقع‌شده‌است.
کوچکترین ... دیدن ادامه ›› خواهر پیش‌فعال‌ست و میزانی از کم‌توانی‌ ذهنی دارد و در شروع نمایش محل مناقشه دیگران با همدیگر در رابطه با رفتار خشونت‌بار با اوست. برادر بزرگتر که بتازگی در شغل نظامی خود ترفیع‌گرفته و اسلحه حمل می‌کند، طرفدار و حامی این خواهر کوچکتر در مقابل دیگران‌ست.
دراین بین گفتگوهایی شکل می‌گیرد و در نهایت به‌میراث پرارزش خانوادگی یا همان اسطرلاب که بنوعی میراث‌فرهنگی نیز به شمار می‌آید و دارای مبلغ بسیار هنگفتی‌ست، اشاره می‌شود که هرکدام از خواهر و برادران بدنبال طرحی برای دریافتِ آن ارثیه‌ست .
در انتها، پس از مشاجرات بسیار و بگومگوهایی که در می‌گیرد، در یک غافلگیری خواهر کم‌توان ذهنی، اسلحه برادر بزرگتر را از غلاف کمری‌اش در می‌آورد و به سمت خودش شلیک می‌کند.
متن با چند زاویه موازی و با حفظ محور اصلی ، موقعیت‌های طنزی را از نقد به روابط فاصله‌دار و پرچالش اعضای یک خانواده، که مملو از خشونت‌ست، پیش می‌کشد اما با این حال و با بازی روان بازیگران، چندان به نظر هدفمند نمی‌رسد و شاید در صدد ربط کامل و مرتبط اتفاقات با یکدیگر نیست. و چندان چرایی طرح موضوعات فرعی در لابه‌لای ازدحام درگیری و مشاجرات نیز، دقیق و روشن نیست، به ویژه که اجرا، چندین بار از ریتم خود می‌افتد و مکث بین اتفاقات، آنقدر زیاد و بی‌اثرست که عملا وقفه‌هایی را ایجاد می‌کند که تماشاگر را از ارتباط با ادامه جا می‌گذارد، تا مجددا در دایره اتصال دیالوگ‌ها وارد جریان و موقعیت شود.
نگاه انسانی به سوژه‌هایی که بارها پرداخته‌شده و بسیاری از افراد با آن مواجه و آشنا هستند، هرچند قابل احترام و ارزشمند‌ست اما در نقطه درونی خود ایستایی دارد و فراتر نمی‌رود و باز این فرض نگارنده تاکید می‌شود براینکه اساسا نویسنده و کارگردان، تنها در پیِ بسترسازی موقعیتی بودند نه طرح معضلاتی برای تعمق..
اسطرلاب نه طراحی نورپردازی خاصی دارد و نه میزانس‌های ویژه‌ای، و وجود کاراکتر کم‌توان‌ ذهنی با بازی تینا یونس‌تبار ، ترفندی برای ایجاد موقعیت‌های طنزی فراهم می‌آورد که اتفاقات به دنبال آن، پیش برود و جذابیتش را حفظ کند. اما در طی اجرا چندین بار پیوستگی از دست می‌رود و گسست‌هایی قابل‌توجه وجود دارد که پختگی و انسجام بیشتری‌ می‌طلبد
اسطرلاب، نمایشی‌ست که می‌تواند تماشاگر را راضی‌ از سالن روانه‌کند، اگرچه انتظار اتفاقی هنری و یک اجرای بی‌نقص و یا ویژه‌ی تئاتری برای آن زیاد باشد.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
16مرداد99
منتشر در سایت هنرنت
امیر مسعود و رویا این را خواندند
آقامیلاد طیبی و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نیلوفر ثانی
درباره نمایش جان کاه i
« در صحن تجربه »

جانکاه متن و فضای مبهم و سورئالی دارد، دو اپیزود و چند پرده ، حکایتی از روابط انسان‌هایی‌ست که در عین آنکه غریبه‌اند، نسبت خویشاوندی برقرار می‌کنند.
به نظر می‌رسد جانکاه تلاشی در ارائه حضور و نفوذ مو...
« در صحن تجربه »

جانکاه متن و فضای مبهم و سورئالی دارد، دو اپیزود و چند پرده ، حکایتی از روابط انسان‌هایی‌ست که در عین آنکه غریبه‌اند، نسبت خویشاوندی برقرار می‌کنند.
به نظر می‌رسد جانکاه تلاشی در ارائه حضور و نفوذ موجودی بیگانه به درون لایه‌ای از زیست انسانی دارد که اگرچه خود آن را پذیرفته اما پس از مدتی قادر به راندنش نیست و اگر مقاومتی نشان ندهد تا ابد در تسخیر آن می‌ماند.
همدردی، نوعدوستی، روابط انسانی، امید به تغییر، در قالب‌هایی می‌تواند تبدیل به رنجی جانکاه و طاقت‌فرسا شود. به ویژه اگر امنیت و آرامش نیز مختل شود. این مناسبات با وجود سبک سورئال نمایش می‌تواند قابل تعمیم به جنبه‌های زیادی از انواع تناسب باشد. وضعیتی در رویکردی از روان، که در پذیرش هر نوع عنصر ناآشنا و تازه‌ای، چنان در تسخیر آن قرار می‌گیرد که با وجود مزاحمت‌ها و ارتزاقی انگل‌وار، قادر به دفع آن نیست.
و یا جامعه‌ای که با نیتِ خوشبینانه‌ای در پذیرفتن هر پدیده‌ای از فرهنگ، هنر، زبان، نظام‌ها، مهاجران، تا هر چیز دیگری، در معرض تهاجمی قرار می‌گیرد که در نهایت ممکن‌ست منتهی به فروپاشی‌اش شود.

وجود و حضور دیگری، اگر در تعامل صحیح و نسبتی متعادل نباشد، غریبه و مزاحم‌ست و قابلِ پذیرش و ماندگاری نیست و برای بیرون راندنش ... دیدن ادامه ›› نیازمند قدرتی برتر از نیروهای باقی‌مانده‌است.
هرچند جانکاه در دو اپیزود خود، دو نوع روابط را در نظر می‌گیرد و به آن می‌پردازد که در یکی سویه‌هایِ لیبدویی، واضح‌ترست، با این حال، در یک کلیت همسان، با موقعیت‌های متفاوت پیش می‌رود.
اپیزود اول مردی غریبه و مسافر که بدنبال یافتن پدرش‌ست، به خانه فردی می‌آید و برای یک شب جا، درخواست ماندن می‌کند. نه پول دارد و نه می‌تواند کارکمکی انجام دهد. پس از یکماه که از اتاق، وسایل شخصی و دیگر امکانات آن خانه بی‌اجازه، استفاده می‌کند با اعتراض صاحب‌خانه بیرون می‌شود.
اپیزود دوم کمی پیچیده‌ترست. اینبار زوجی به خانه مردی تنها وارد می‌شوند و پس از اعتراض صاحب‌خانه پس از آنکه یکسال‌ست هنوز در آنجا مانده‌اند، پیشنهاد توافقاتی در روابطی نزدیک‌تر و بیشتر دارند. روابطی که استفاده‌های اشتراکی را پیش می‌کشد که تابو و خلاف عرف‌ست؛ بااین حال نیروی متخاصم برای ادامه‌ی حیات در این وضعیت از چیزی ابا ندارد.
جانکاه، در تعلیق و شکست زمانی روایت می‌شود، که خود سبب ابهامات زیاد و خدشه در تمرکز پیگیری خط روایی می‌شود. گویا به عمد می‌خواهد مخاطب را در وضعیتی آونگی با خود به نوسان وادارد. جهانی می‌سازد درهم‌ریخته که می‌بایست در شلوغی قطعات، آنان را انتخاب و درجای درست خود بکارد. تا آنچه در نهایت تکمیل می‌شود، تصویری لااقل نه کاملا منطبق، بلکه همراه با برداشت‌های شخصی او به وضوحی برسد. در یک میزانسن، جابجایی مدام بازیگران، چه در سیالیت فضای ساکن و ایستا نقشی مهم دارد و چه ترکیب چرخشی در جهت واردکردن تماشاگر به دایره‌ی حضور زمانی‌، موثرست.
استفاده از صحنه در قلمروهای تعیین‌شده در طراحی و میزانسن‌ها، همسو بامتن و در جهت تکمیل آن، بجا و کارآست، نقطه‌تمرکز و توازن نور نیز موفق‌ست؛ چنانکه در جشنواره دانشگاهی، تندیس بهترین طراحی نور را برای پدرام رضوانی به ارمغان آورد.
بازی و هماهنگی بازیگران، مسلط و قابل‌قبول‌ست با این‌حال خلاء‌های متنی را در بازگشایی گره‌هایی که به واسطه‌ی فرم همراه دارد، و برای درک روشن‌تر مخاطب نیازست، پرنمی‌کند. و این سبکی‌ست تجربی که به نظر می‌رسد برای کارگردان و گروه اجرایی، اتفاق خوبی را از عبور کلیشه‌های مسلط و تکراری و ملاحظه‌کاری‌های افراطی دراجرای صحنه‌ای، رقم‌زده‌است هرچند چندان باب میلِ تماشاگران نباشد.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
16 مرداد99
منتشر در سایت هنرنت
امیر مسعود و آزاد پورصادق این را خواندند
رویا و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آقای میلاد خان مجرد نازنین
درگذشت پدر بزرگوارتون رو تسلیت میگم
برای ایشون رحمت و مغفرت و آرامش
و برای شما و بازماندگان صبر مسئلت میکنم 🖤
ما رو در غم خودتون شریک بدونید
پوریا صادقی و آقامیلاد طیبی این را خواندند
روان پدرشون شاد، قلب خودشون و عزیزانشون آروم
۱۰ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تئاتر " فلسهای سرخ آب "

نویسنده و کارگردان : وحید فقیهی
بازیگران :
سینا سوری
وحید فقیهی

برگزیده‌ی جشنواره‌ی خیابانی استان خوزستان
برگزیده‌ی جشنواره‌ی کشوری فتح خرمشهر بخش خیابانی
برگزیده‌ی جشنواره‌ی ... تئاتر " فلسهای سرخ آب "

نویسنده و کارگردان : وحید فقیهی
بازیگران :
سینا سوری
وحید فقیهی

برگزیده‌ی جشنواره‌ی خیابانی استان خوزستان
برگزیده‌ی جشنواره‌ی کشوری فتح خرمشهر بخش خیابانی
برگزیده‌ی جشنواره‌ی ...
تئاتر " فلسهای سرخ آب "

نویسنده و کارگردان : وحید فقیهی
بازیگران :
سینا سوری
وحید فقیهی

برگزیده‌ی جشنواره‌ی خیابانی استان خوزستان
برگزیده‌ی جشنواره‌ی کشوری فتح خرمشهر بخش خیابانی
برگزیده‌ی جشنواره‌ی منطقه‌ای خارک
برگزیده‌ی جشنواره‌ی نفت ... دیدن ادامه ›› خوزستان
برگزیده‌ی جشنواره‌ی دفاع مقدس بخش خیابانی

رتبه‌های جوایز در همه ی جشنواره‌ها

بازیگری اول مرد: سینا سوری
بازیگری دوم مرد: وحید فقیهی
رتبه ی نخست :
کارگردانی
نویسندگی
طراحی فضا
طراحی صحنه

خیلی ناراحت بودم که اجراهای قبلی این تئاتر رو نتونستم برم و ببینم و الان در پوست خودم نمیگنجم که دوباره اجرا میره و من سعادت دیدنش رو دارم چون جناب طیبی کارنامه درخشانی دارن و من یکساله دورادور میشناسمشون و همیشه نمایشهای ناب و عالی ازشون دیدیم
آرزوی موفقیت و درخشش بیش از پیش برای خودشون و تیم حرفه ایشون دارم
می نویسم
عمارت نوفل لوشاتو تعطیل شد

بخوانید
تیاتر از نفس افتاد

امان از زبان نوشتاری و محدودیت هایش که فقط یک گزاره صرف را در هم نشینی واژگان ارایه می کند
تعدادی واژه که وقتی کنار هم می نشینند کرور کرور غم می ریزند توی سینه هامان
که در ثانیه ای تمام وجودت را بغض تسخیر می کند که تعطیلی این عمارت و تماشاخانه ... دیدن ادامه ›› هایش نمایاننده اوضاعی ست که که تیاتر و عواملش این روزها سپری می کنند
تیاتری که پیش از این هم حیاتی نیمه جان داشت
تیاتری که به لطایف الحیلی خودش را سر پا نگه داشته بود یک ضربه کاری می خواست تا از پا در بیاید و گویی این ضربه چون نیشتری گلوی تیاتر را درید
و این خون
این خون سرخ
این خون سرخ دم کرده بی آنکه منعقد شود شتک می زند و تن همه ما را سرخ خواهد کرد
تا به خودمان بیاییم گوش و چشم و دهان مان را مسدود می کند و دیگر نه چیزی خواهیم دید نه خواهیم شنید و ...
هراس دارم از روزی که نفس به شماره افتاده تیاتر قطع شود
من می ترسم از بوی تن بی جان تیاتر
امیدوارم هنوز که داوود نامور یک روزی بیاید توی صفحه اینستاگرامش بنویسد این عمارت دوباره راه افتاد
من به آن بخش محترم و اصیل تیاتر هنوز امید دارم که خودش را سر پا نگه دارد
به بازیگران و کارگردانان و نویسندگان و عواملی که جز تیاتر نمی شناسند و دل شان هی می تپد برای تیاتر امید دارم

پ.ن: عکس در همین روزهایی کرونایی که تماشاخانه ها تعطیل بودند و هنوز امیدوار بودیم برداشته شد تا اشاره ای باشد و یادآوری ی برای دلتنگی ، نمی دانستم اما روزی می شود عکس خبر تعطیلی قطعی نوفل لوشاتو

http://s10.picofile.com/file/8405627034/nofel.jpg
و “سمفونی کوچک سکوت” شد آخرین تجربه ی نوفلیم...
۱۲ ساعت پیش
وقتی خبرش رو شنیدم واقعا شوکه شدم
اولین بار که میخواستم برم نوفل نمی تونستم پیداش کنم، هی بالا پایین میکردم و از جلوش رد میشدم و حرص میخوردم.
صد متر پایین تر یه کیوسک پلیس بود، بهم آدرس داد و گفت خودشم قراره امشب بیاد نمایش رو :)

چه محیط دوست داشتنی ای بود...
هنوز هیچی نشده دلم براش تنگ شده
۳ ساعت پیش
ادم دلش نمیاد بزنه دوست دارم :(((
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امروز پنجشنبه رفتیم و این نمایش درجه 1 رو دیدیم.
واقعا خسته نباشید میگم به تمامی عوامل این مجموعه. خیلی خوشحالم که دیدن این نمایش رو از دست ندادم. بازی های عالی - بخصوص امیر عدل پرور- انتخاب موزیک فوق العاده کارگردانی عالی و در آخر هم نمایش نامه بی نظیر کهبد تاراج که واقعا انگار از دل ما بر میاد، ی چیزیه واقعا از جنس گوشت و پوست و استخون خودمون، در تمام طول نمایش شما رو غرق میکنه...
کهبد تاراج متن نمایشی ای رو به شما ارائه میکنه که ذره ای درش احساس غریبی نمیکنید و اون متن جزئی از خود شماست...
سالها بود با هیچ اثر هنری ای اشک نریخته بود.
واقعا دمتون گرم❤️🌹
دیشب نمایش جوادیه رو دیدم.راستش یادداشت پر از مهر کارگردان تو یکی از صفحات مجازی ترغیبم کرد که حتما برای تماشای این کار وقت بذارم که خوش به حالم شد و واقعا لذت بردم.
متن فوق‌العاده، پر از گلایه و کنایه و اشاره.
بازی‌های روان و تاثیرگذار.
عاااااالی بود.
به هیچ وجه تماشای این نمایش رو از دست ندین.
عجیبه که مطلبی رو دو ساعت پیش به اشتراک گذاشتم ولی هنوز دیده نمیشه
چرا واقعا؟
مگر نه اینکه باید به لحظه باشه
شاید هم من اشتباه می کنم
عکس داشته؟
۱۲ ساعت پیش
پوریا صادقی
هر عکسی نیاز به ممیزی داره😉 برای همین من لینک میذارم. ضمنا، پستتون هم به زمانی که ارسال کردید میاد روی دیوار، نه به زمانی که تایید میشه.
ممنون جناب صادقی
از کرامات دوستان ه و ترجیح میدم عکس رو حذف کنم و متن رو فقط بذارم
۱۲ ساعت پیش
یاسر متاجی
ممنون جناب صادقی از کرامات دوستان ه و ترجیح میدم عکس رو حذف کنم و متن رو فقط بذارم
خواهش میکنم جناب متاجی عزیز.
این هم یه راهه:
عکس رو اپلود کنید و لینکش رو بذارید توی پست

مثلا در پیکوفایل

اگر هم عکس رو از سرچ گوگل گرفتید، می تونید لینک گوگل رو بذارید
۱۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیشب نمایش جوادیه رو دیدم.راستش یادداشت پر از مهر کارگردان که تو یکی از صفحات مجازی خونده بودم، خیلی ترغیبم کرد که حتما برای تماشای این کار، وقت بذارم.
عاااااالی بود.
متن فوق‌العاده،پر از گلایه و کنایه و اشاره
بازی‌های روان و تاثیرگذار
خلاصه که از دست ندین
فاطمه معصومی این را خواند
آقامیلاد طیبی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آرمین
درباره نمایش اسطرلاب i
دم همتون گرم.کار ساده و دلنشینی بود.نقطه قوت کار متن خوب صدرا صباحی بود که میتونست با یک کارگردانی و طراحی خوب تکمیل بشه که متاسفانه این مهم اتفاق نیفتاد.بازی تینا یونس تبار هم خیلی خوب بود.ممنون

فرزین صابونی نازنین
نمی دونم کجایی الان، فقط امیدوارم بی خیال تئاتر و سینما نشده باشی. تو اجرای مردی برای تمام فصول عالی بودی
همین طور تو سریال دندون طلا مخصوصا وقتی پیر شده بودی. اجراهای دیگه ای هم بود که اسمشونو یادم نیست مثلا اونی که با هدایت هاشمی و سینا رازانی بازی می کردی در مورد جنگ ایران و عراق.
امیدوارم بی رحمی های تئاتر و سینما دلگیرت نکرده باشه و بازم تو نمایش ها و سریال ها و فیلم ها ببینیمت.
ارادت فراوون.💙💙
آخرین باری که از تئاتری ها ، سراغی از فرزین صابونی گرفتم گفتند ایران نیست ...
۹ ساعت پیش
چقدر حیف که دیگه نمی بینیمش
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای خوب و یک دست عالی. حتما باید ببینید و غافلگیر بشین 👌🏻
پویا فلاح و آقامیلاد طیبی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
fariba akbari
درباره نمایش برلین ۱۰:۱۰ i
متفقین به اندازه کافی از آلمان و متحدانش بدگویی کردند و حقیقت را طور دیگری جلوه دادند به قول یکی بالاخره ابرها کنار خواهد رفت و حقیقت روشن خواهد شد بیش از هفتاد سال است که هالیود و متفقین اروپایی از بدی ها و پلیدی های متفقین فیلم میسازند و خودشان را بری از هر گونه جنایتی میدانند در حالیکه همه با هم جنایتکارند امیدوارم این نمایش اینگونه نباشد
میم، پویا فلاح، آقامیلاد طیبی و امیر مسعود این را خواندند
پوریا صادقی این را دوست دارد
[موقت]
فریبای عزیز، فکر می کنم اخرین متفقین متنت، باید المانها یا نازی ها باشه.
۱۴ ساعت پیش
تاریخ را فاتحین می نویسند.

ناشناس
۱۴ ساعت پیش
البته که جنگ جهانی دوم و ظهور هیتلر نتیجه ظلمیست که به آلمانها پس از جنگ جهانی اول و قراداد ورسای شد .
۱۳ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پویا فلاح
درباره فیلم‌تئاتر زندگی در تیاتر i
چقدر جذاااااااااااااااااااااااااااااااااااااب.
سرتون سلامت که حالمو خوب کردید.
من دیشب این کا را دیدم... اجرای قبل تر را هم در تماشاخانه محراب دیده بودم . اما این اجرا را به مراتب بیشتر دوست داشتم. یازی ها خیلی یمدست و خوب بود.انتخاب موسیقی عالی بود و در مجموع کار خوبی از آب در آمده بود. خسته نباشید به گروه اجرایی نمایش...
آقای طیبی گرامی خودتون می دونید که من از مریدای کاراتون هستم همه کاراتون دیدم و توی همین شرایط بیماری کرونا هم ازتون حمایت می کنم هم از شما و هم از همه گروهای تاتری تاج سرین حتما میام