تیوال تئاتر
S3 : 00:41:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

مونولوگ/ از خود.
ساعت ۴ صبح میرسم دم بی‌آر‌تی. یه نفر پشت سرم داد میزنه اتوبوس نیست. به حرفش گوش نمیدم، میرم سمت ایستگاه.
داره درست میگه، هیچکس نیست.
برمیگردم سمت اش. میگه کجا میری؟ میگم راه‌آهن. میگه: ۴۰ تومن میگیرم میبرمت. چاره‌ای ندارم، قبول میکنم. میرم سمت ماشین میبینم دو نفر داخل ماشین نشستن! عصبانی میشم. میگه اونا میرن ترمینال جنوب بعدش میریم راه‌آهن! بهش میگم با اونا ۴۰ تومن؟ انصافتو شکر! میگه ناراحتی نیا خب!
میرم سمت خیابون به تاکسی کنار خیابون میگم چقدر میگیری تا راه‌آهن؟ میگه ۳۵. سوار میشم.
عصر موقع برگشت از قم به تهران بابت مسیری که هر روز با ۴ تومن میرفتم ۲۰ تومن پول میدم...
میرسم چهارراه‌ولیعصر. میرم سمت بی‌آر‌تی و کارت میزنم، بعد از ۳۰ دقیقه انتظار از نفر اول صف میپرسم چند دقیقه اس اینجایی؟ میگه ۱ساعت! یه نفر به مسئول گیت میگه ... دیدن ادامه » چرا به مردم نمیگی الکی نیان اینجا؟
از صف میزنم بیرون و میرم سمت مترو. سوار مترو میشم. تا جا خالی میشه یه نفر بهم تنه میزنه و میشنه. برام مهم نیست. از مترو پیاده میشم یه نفر پشت سرم داد میزنه: ما همه با هم هستیم! نمیدونم باید از جمله اش خوشحال بشم یا غمگین.
بعد از ۱۸ ساعت میرسم خونه، در خونه باز میشه و میوفتم وسط پذیرایی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و ارادت به تمام مخاطبین محترم و فرهیخته‌ی سایت تیوال و دنبال کنندگان تئاتر
با توجه به شرایط پیش آمده در کشور و قطع شدن اینترنت که ما متاسفانه هیچ راهی برای تبلیغات نداریم، ما (تیم اجرایی نمایش«کد۱۳») از شما عزیزان و همراهان تئاتر -که فقط شما تئاتر را سرپا نگه‌ داشتید- درخواست می‌کنیم برای تمام کار‌های روی صحنه به هر شکلی که خودتون می‌دونید تبلیغ کنید که در این چند روز لااقل تئاتر به کار خودش ادامه بده.
با تشکر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و ارادت به تمام مخاطبین محترم و فرهیخته‌ی سایت تیوال و دنبال کنندگان تئاتر
با توجه به شرایط پیش آمده در کشور و قطع شدن اینترنت که ما متاسفانه هیچ راهی برای تبلیغات نداریم، ما (تیم اجرایی نمایش«کد۱۳») از شما عزیزان و همراهان تئاتر -که فقط شما تئاتر را سرپا نگه‌ داشتید- درخواست می‌کنیم برای تمام کار‌های روی صحنه به هر شکلی که خودتون می‌دونید تبلیغ کنید که در این چند روز لااقل تئاتر به کار خودش ادامه بده.
با تشکر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرض سلام و درود
میخواستم ازتون بخوام تو این روزهای قطعی نت و ابزار ارتباط جمعی با حمایت از تاتربینی و کتابخونی و قرارهای مثل این، اتحاد و باهم بودن مون رو حفظ کنیم
گروه‌های نمایشی هم گوشه ای از ما و محقق کننده ی عشق و علایق ما هستن و انصاف نیست تو این شرایط تنهاشون بذاریم، راه و خواسته و هدف ما یکی یه ، ما اگه پشت هم نباشیم فردایی که شاید خیلی دور نباشه تاتری هم نخواهد بود و این یعنی تکمیل یک پازل کابوس وار توسط خودمون...
دستمریزاد
۱۹ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ریحانه کردلی
درباره نمایش لانچر ۵ i
به معنای واقعی هرچیزی که از یک نمایش میخواستم رو امشب دیدم
بازی هنرمندا عالی و موضوع جذاب...خندیدیم و گریه کردیم
فکر نمیکردم نمایش های تک جنسیتی انقدر جذاب باشن ولی امشب خلافش به من اثبات شد.باعث شد یکم با دنیای مردها و سربازی های اجباری بیشتر آشنا بشم
از همگی متشکرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۵۱ دقیقه پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۵۸ دقیقه پیش
محمد عسگری و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۱ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خوب خانم نازی ، دوباره تاریخ و ادبیات و عروسک .
مشتاق دیدار .
فقط اجرای این کار قطعیه؟ و آیا کسی رفته ببینه؟
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از نمایش پرسونا i
۱ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از نمایش آدم آدم است i
۱ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میثاق زارع  
درباره نمایش کد ۱۳ i
سلام و ارادت به تمام مخاطبین محترم و فرهیخته‌ی سایت تیوال و دنبال کنندگان تئاتر
با توجه به شرایط پیش آمده در کشور و قطع شدن اینترنت که ما متاسفانه هیچ راهی برای تبلیغات نداریم، ما (تیم اجرایی نمایش«کد۱۳») از شما عزیزان و همراهان تئاتر -که فقط شما تئاتر را سرپا نگه‌ داشتید- درخواست می‌کنیم برای تمام کار‌های روی صحنه به هر شکلی که خودتون می‌دونید تبلیغ کنید که در این چند روز لااقل تئاتر به کار خودش ادامه بده.
با تشکر.
۱ ساعت پیش
محمد عسگری و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۱ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از نمایش خواستگاری i
۱ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از نمایش ph11 i
۱ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از نمایش مصاحبه i
۱ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرباز که بودم زمان آموزشی.
روزنامه‌های روز را به روش‌های مختلف توی پادگان تهیه میکردم ،انتهای کلاس عقیدتی مینشستم و با چنان اشتیاقی می‌خوندم وصف ناشدنی.(باقی وقت نمیشد یا کلاس عملی بود یا رژه)
مهم نبود موضوعیت داخل صفحه چی بود،می‌خوندم که احساس کنم از دنیای بیرون خبر دارم،زندگی جریان داره و حال من همچنان خوب است.
یاد اون روزها افتادم چون الان خواندن مطالب تیوال این چند روز به همان صورت برایم خوشایند بوده.
همین.
دیدن و نوشتن راجع به اجراها را ادامه دهید
دم شما گرم
تنها صفحه ای که بهش دسترسی داریم، من امروز بعضی مطالب را دو بار خواندم
عالی نوشتید، سپاس
۱ ساعت پیش
خیلی خوب نوشتین..برای من هم همین طوره این روزا‌....
۱ ساعت پیش
دقیقا. و البته اینجا تنها صفحه ای که هم بهش دسترسی داریم و هم تعلق‌خاطر وگرنه تمام سایتها و صفحات دولتی و ملی در دسترس هستند!
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
م ح خ
درباره نمایش من i
نمایش با مفهوم بسیط «من» آغاز می‌شود و دست ما را برای خوانش‌های متکثر باز می‌گذارد. نمایش یکی از تلخ‌ترین کارهایی بود که در عرصهٔ تئاتر تماشا کرده‌ام، از این نظر که نوعی کوری درونی و خودخواهی کشنده را به صحنه می‌آورد که در عبارتی از آن، «خوردن معصومیت»، بیان شده است. دو شخصیتی که جای والدین هستند و نویسنده و سربازند، این‌ها مرگ درونی شخصیت دیگر را رقم می‌زنند. نمایش فرم جذابی دارد و از تاریکی و روشنای صحنه به زیبایی بهره برده است. حرکات و حضور بازیگران که جلوه‌ای شبه مکانیکی دارد و گویی در سکونی غیرشخصی اسیرند (حتی هنگام دویدن از سرزندگی یا خستگی و تقلای دویدن انسانی نشانی نیست) با مسئله و درام کار همخوان است... بوده‌اند آثاری که خشونت خانگی را دست‌مایهٔ کار خود قرار داده‌اند، اما این نمایش در میان آثاری با این مضمون (که البته قابلیت خوانش ... دیدن ادامه » و بسط به مضامینی دیگر را داراست) برایم جایگاه متفاوتی دارد.
به اعتبار اسامی، جوایز متعدد، خیلِ نظرات مثبت، پُر شدن سالن و سومین دوره‌ی اجرای این نمایش بلیط خریدیم و با علاقه و هیجان اجرا رو تا انتها(یی که نداشت) تماشا کردیم. و به همین اعتبار لازم دونستم که نظرم رو لابلای این همه کامنت مثبت اضافه کنم:
به جرأت می‌تونم بگم یکی از ضعیف‌ترین اجراهایی بود که تاحالا دیدم! واقعا باورم نمی‌شد با نمایشی تا این قدر مشکل‌دار روبرو بشم:

صــــدا:
افتضاح! کیفیت میکروفون‌ها خیلی کمه جوری که دیالوگ بازیگرها اصلا شنیده نمی‌شه. حتی یک کلمه! وجود این نقص فنی بزرگ برای نمایشی که برای دوره‌ی سوم داره روی صحنه می‌ره خیلی عجیبه. اغلب زمان نمایش در سکوت مطلق می‌گذره به همراه چند افکت صوتی و زمزمه‌ی گنگ. ولی اگه ریتم بسیار کند و حرکات پوچ و سکوت طولانی به اندازه‌ی کافی اعصاب تماشاگر رو خورد نمی‌کنه دوستان سورپرایز در چنته قایم کردن: صدای بسیار بلند و ناگهانی!! که مطلقا هیچ بار دراماتیک نداره و چیزی به نمایش اضافه نمی‌کنه غیر از وارد کردن شوک به تماشاگری که با حوصله و در سکوت در حال تحمل این نمایش بوده. و جالب‌تر این که این شوخی بچه‌گانه برای بار دوم هم تکرار می‌شه!

دکـــور:
همون‌جوری که توی تصاویر می‌بینید طراحی کج کلبه و فضای زیرش ایده‌ی جالبیه. و این به نظرم تنها ایده‌ی جالب این نمایشه! ولی این کلبه‌ی چندمتری که بیشتر بازی‌ها توی اون انجام می‌شه کاملا در عقب و در سمت چپ فضای صحنه کاشته شده و این باعث می‌شه حتی ردیف اول تماشاگر‌های راست سالن هم دید خوبی نداشته باشن چه برسه به ردیف‌های عقب‌تر! و تنها اتفاقی که در سمت راست صحنه و در انتهای نمایش می‌افته ثابت ایستادن یکی از بازیگرها زیر برف مصنوعیه! (البته کمی عقب و جلو می‌ره تا دقیقا زیرش قرار بگیره!!) این در حالیه که همه‌ی فضای باقیمانده‌ی این صحنه‌ی نسبتا بزرگ رو با بی‌سلیقگی با فوم سفید (به نشانه‌ی برف) فرش کردند. به نظرم صندلی‌های سمت راست سالن رو رایگان هم بدن بازم ظلمه!

بازی‌هـــا:
بازیگرها در بیشتر زمان نمایش در حال پاورچین، پچ‌پچ و ور رفتن با وسایل توی کلبه با حرکات اسلوموشن هستن. تنها جایی که این اتفاق نمی‌افته موقع اجرای عملیات زایمان هستش که با نور و صدا و کش دادن حرکات سعی شده اون صحنه خیلی نمایشی جلوه داده بشه... نمایش عملا فضای دراماتیک برای بازی نداره. می تونید مطمئن باشید شاهد هیچ اتفاق چشم‌گیری در زمینه‌ی بازیگری نخواهید بود!

محـــتوی:
شاید ایده‌ی ایجاد فضای سکوت و خفقان و ترس از بهمنی که ممکنه از صدای ساکنان روی کلبه بریزه جالب باشه. ولی اجرای ناقص و بد باعث شده این کار به یه اجرای گنگ و مبهم و کلیشه‌ای تبدیل بشه. البته این در صورتیه که دیالوگ‌ها کامل شنیده بشه! وگرنه تماشاگر هیچ چیز مشخصی از داستان نمی‌فهمه.

تماشـــاگران:
صبور ... دیدن ادامه » و باشعور! این اولین نمایشی بود که دیدم تماشاگران (با رعایت سکوت و تحمل این همه اشتباه و انتخاب بد) نمایش ستودنی‌تری داشتن تا بازیگران روی صحنه!

در مجموع من پیشنهاد می‌کنم به جای خریدن بلیط به تماشای عکس‌های این نمایش و دو دوره‌ی قبلی اکتفا کنید. چیز بیشتری در سالن منتظر شما نیست غیر از یک آزمون صبر ۹۰ دقیقه‌ای!
اگر اون معدود صحنه های کمدی نبود شاید کار در رتبه معمولی هم قرار نمیگرفت
اما نقطه مثبت کار بازی درخشان و روان ستاره پسیانی بود و البته پویشی که اقای اتیلا پسیانی راه انداختن به نام «تماشای تیاتر با موبایل خاموش»
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پولادین
درباره نمایش آشپزخانه i
من اجرای گروه رشت و گروه تهران رو دیدم و اجرای گروه رشت رو خیلی بیشتر دوست داشتم، هم گروه هماهنگ تر بودند هم بازی ها به طور کلی بهتر بود. آنقدر دوست داشتم که ترغیب شدم دوباره کار رو ببینم، ولی اگر کار گروه تهران رو اول می دیدم دوباره نمی رفتم.
من هم گروه رشت رو دیدم و ترغیب شدم دوباره ببینم. برای چهارشنبه بلیت گرفتم ولی الان ناامید که این کامنت رو دیدم پشیمون شدم. بخصوص اینکه پیتر نمایش عوض شده و دوست داشتم بازی بازیگر رشت رو با دقت بیشتری ببینم. امیدوارم بازی مازیار سیدی هم به همون اندازه دلنشین ... دیدن ادامه » باشه.
۲ ساعت پیش
چه عجیب!
من اجرای شیراز و رشت رو دیدم
تهرانو هنوز ندیدم
ولی شیراز و رشت اصلا قابل قیاس نبودن
گروه شیراز خیلی قوی بودن و سطح انتظارم از گروه‌های دیگه رو هم خیلی بالا بردن
اما اجرای رشت کاملا نا امید کننده بود و به جز یکی دو بازیگر که یکیشون (حسین حسینیان) ... دیدن ادامه » بازیگر مشترک هر سه گروه هست، بازی مابقی حرف خاصی واسه گفتن نداشت
امیدوارم گروه تهران بتونه رقیب خوبی برای شیراز باشه
۴۸ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا نوفل لوشاتو انقدددر سرررده سالنش؟ بیرونشم که سالن انتظاری در نظر نگرفتن ، اگر بخوای یه جای گرم باشی تا نمایش شروع بشه حتمن باید بری کافه ، آقا تروخدا یه قرون واسه تماشاچی ارزش قائل نباشیدا ، هر چیزی یه استانداردی داره ، بیخود میکنه اون کسیکه به یه همچین جای بی در و پیکری مجوز اجرا میده ، آخه دو زار واسه آدم بودن ارزش قائل باشین ، حال آدمو بهم میزنین ، آدم تهوع میگیره از اینهمه سودجویی از بغل یه کارِ خیرِ سرتون فرهنگی ، اینجا هم رفت بغل دست اون مستقلِ اسکروچِ پولکی ⁦
mr.teatre
درباره نمایش سوختن i
با اینکه شب اول نمایش رو دیدم با این حال بازیها زیبا و هماهنگ بود مخصوصا سوگل خلیق که درخشان ظاهر شد
در کل کار رو دوست داشتم و راضی از سالن خارج شدم
نقد و بررسی نمایش «پارتی» به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی


آیندگان، وارثان ابتذال...

به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: نیم‌ستاره- ضعیف

پیش نقد:
گاه عملکرد هیئت انتخاب آثار برای اجرا در مجموعه تئاترشهر متحیرم می‌کند. البته این تحیر نشان از ناآشنا بودن با سیاست‌های دوستان نیست. مثلا آرش عباسی که هم‌اکنون سخت و فشرده درگیر جشنواره فیلم کوتاه تهران است، نمایش «پارتی» را نیز روی صحنه دارد. وی در بهترین حالت باید نیمی از حواسش را در اجرا گذاشته و نیمی دیگر را در جشنواره فیلم که در هر صورت جفایی است به هر دوی آن‌ها. یک بام و دو هوا کار کردن نتیجه‌اش چه می‌شود؟! ایشان که می‌دانستند که در این ایام چه برنامه‌ای در پیش داشته و قبول چه مسئولیتی را کرده‌اند، برای چه اجرا در تئاترشهر را پذیرفتند؟! برای حقیر این مورد نشان از بی‌اهمیتی نسبت به اجرا و مخاطب را به همراه دارد. کارگردان یک نمایش به مراتب باید حاضرتر از بازیگران روی صحنه باشد تا هر شب ببیند که چه گلی به سر مخاطب زده و یا چه گندی روی صحنه بالا آورده است.
و اما نقد:
از قرار معلوم متن نمایش «پارتی» حدود ده سال پیش نگارش شده است. کاری به حواشی پیرامون نمایش که پیش آمده ندارم، متن دزدی باشد یا اصالتش به عباسی منتسب باشد برایم علی‌السویه است. بحث این‌جاست که متن پیش‌پاافتاده‌ای چون «پارتی» بر چه اساس باید پس از ده سال دوباره روی صحنه رود؟! من با نمایش «هفت دقیقه» با آرش عباسی دیگری مواجه شده بودم. اساسا عباسی در آن نمایش سطح توقع و معیارهای حقیر را در مورد خودش تا حد زیادی بالا برد و به طبع احترام و ستایش بنده نالایق را برانگیخت. حال خودش باید در خلوت خود یک دو دوتا چهارتایی کند و ببیند عباسی نمایش «هفت دقیقه» چه سنخیتی با نمایش «پارتی» دارد. برای بنده کاملا طبیعی و قابل قبول است که یک نویسنده و یا یک کارگردان در طول مدت کاری خود، کارهایی را نوشته و به روی صحنه ببرد که ضعیف باشد، یا در فرم ناکارآمد باشد و یا حتی نظر هیچ مخاطبی را به خود جلب نکرده باشد، اما این که جهانی متفاوت داشته و یا در بدیهی‌ترین مسائل اختلافات فاحشی داشته باشد را نمی‌توانم بپذیرم. متن «پارتی» حتی برای نویسنده‌ای چون عباسی می‌تواند در حکم یک مشق نمایشنامه‌نویسی باشد که اشتباهات زیادی در آن ساخته و بیشتر متن را برای یادگاری دوران دانشجویی نگاه داشته تا کار دیگر. این که چنین متنی را بعد از ده سال و بعد از این همه تجربه‌های موفق و ناموفق در نگارش داستان، نمایش‌نامه و فیلمنامه به صحنه بیاورد چه معنایی دارد؟! پایان نمایش از همان لحظه نخست این مهمانی کاملا مشخص و عیان است و غافلگیری‌هایش بیش از اندازه ابتدایی و حتی مشمئزکننده. وجود سه زوج در یک مهمانی و سرآغاز کشف گوه‌مالی‌هایشان. این به آن یکی نظر دارد، آن یکی از همسرش دلسرد شده، آن یکی آماده طلاق است و مشتی خزعبلات دیگر از این دست. اثر حتی به درد نمایشنامه‌خوانی و یا حتی اجرای رادیویی نیز نمی‌خورد. مسیر طی شده در نمایشنامه به قدری دم‌دستی و قابل حدس است که حقیر در همان ابتدای نمایش با خود گفتم که زودتر خیانت‌ها را برملا کنید تا ما هم زودتر برویم دنبال کار و زندگی‌مان! کاش عباسی با خود این موضوع را مطرح کند که دستاورد چنین ابتذالی برای وی چه می‌تواند باشد. نمایش در بهترین حالت اشاره‌ای رو به روابط دوستانه و زناشویی در دنیای امروز دارد. در نهایت همه را با این گزاره روبه رو می‌سازد که ما همین هستیم که می‌بینید. عجب دستاورد خفنی!
نمایش «پارتی» در همه عناصر خود لنگ می‌زند و پر از عیب و ایراد است. از طراحی پوستر بگیرید تا شیوه بازی‌ها و کارگردانی. معمولا نمایش‌هایی به چنین مصیبتی دچار می‌شوند که تکلیف‌شان با خودشان مشخص نیست و اصلا وصله ناجوری هستند به روی صحنه. وقتی جهان اثر به همان اندازه خود کوچک و ابتدایی باشد، کیفیت کار نیز از این بهتر نمی‌شود. شش نفر زن و مرد از مراسم پارتی خود فیلم می‌گیرند تا بعدا به یادگار برای فرزندان خود پخش کنند. آیندگان وارثان چنین ابتذالی هستند. اثر نه تنها امید را در این دوران بلکه در نسل‌های آینده نیز کور می‌کند. این سیاه‌بینی عارضه چیست و از کجا پیدایش شده؟! کارگردانی که همین چند ماه پیش نمایش قرص و محکم و با جهانی امیدوارکننده به نام «هفت دقیقه» را به روی صحنه آورده، چطور شده که حالا به همان سیاه‌بینی ده سال پیش خود رجعت کرده است؟! خلاصه این تئاتر و کارگردانانش باز از این دست معجزات زیاد در آستین دارند تا موجبات تحیر منتقدان چشم و گوش بسته‌ای چون حقیر را فراهم کنند. آن ستایش بنده از نمایش «هفت دقیقه» کجا این خزعبلاتی که در وصف «پارتی» می‌گویم کجا. سوزش این دل از چرخش ناگهانی دوستان است که معلوم نیست برای چه و به چه منظور رنگ می‌بازند و گونه‌ای دیگر از خود را به نمایش می‌گذارند. مرد باشند تندی نقد را به جان می‌خرند تا چرت‌شان را پاره کرده و از این باتلاقی که برای خود ساخته‌اند نجات یابند. نمی‌دانم عباسی نمایش‌نامه‌نویسی هم درس می‌دهد یا نه (که خدا کند همان نه درست باشد). اگر چنین باشد خدا کند که متن «پارتی» را به منظور تشریح مسائلی چون شخصیت‌پردازی، ایجاد روابط بین شخصیت‌ها، دیالوگ‌نویسی، تعلیق و گره‌گشایی به شاگردان مطرح نکند. چون یقینا در آینده‌ای نه چندان دور همین شاگردان می‌شوند همان آیندگان نمایش «پارتی» که بعدها قرار است برای‌مان بنویسند و کارگردانی کنند. کاش عباسی بداند که دارد چه می‌کند و کاش بتواند آن خودِ خلاقش را از زیر این دست آفت‌ها نجات دهد. آمین.

۲۴ آبان ۱۳۹۸



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
تمدید میشه؟
شاهین و غزال م این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهنام شرفی با پای شکسته روی صحنه می رود

نمایش «بوی گند دهن خانم مارکز» که به دلیل شکستگی پای بهنام شرفی دو روز متوقف شده بود از امروز دوشنبه، 27 آبان با حضور این بازیگر از سر گرفته می‌شود.

به گزارش ایسنا، «بوی گند دهن خانم مارکز» به کارگردانی فرید قادرپناه از 28 مهرماه در تماشاخانه سپند روی صحنه رفت ولی اجرای روز جمعه و یکشنبه (24 و 26 آبان‌ماه) به دلیل شکستن پای بهنام شرفی بازیگر این نمایش سر صحنه یک فیلم سینمایی متوقف شد.

با این حال طبق اعلام روابط عمومی نمایش، شرفی قرار است با ویلچیر روی صحنه بازی کند تا اجرای «بوی گند دهن خانم مارکز» از امشب ادامه یابد.

بهنام شرفی، کاوه مرحمتی، آزاده مشعشعی، امین جلالی و مینا زرنانی بازیگران تازه‌ترین تولید گروه تئاتر ریگولیتو هستند و قادرپناه که خود نویسندگی این نمایشنامه را به عهده داشته در خلاصه داستانش ... دیدن ادامه » نوشته: « پترسون که نویسنده مطرحی در شهر است در شصت و چند سالگی به دلیل نامعلوم دیوانه می‌شود و خانه را ترک می کند، الان هفت سال رفتن پترسون می‌گذرد.»

اجرای این نمایش تنها پنجم آذرماه تمدید شده است.

منبع: ایسنا
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به فاصله ی کمتر از ده روز برای بار دوم نمایش را دیدم و باز هم لذت بردم !
با صحنه های بازجویی و کتک خوردن ها بغض کردم و با بلاحت و سادگی "صادقی" حسابی خندیدم .
نکته ی جالب که باعث شد دوباره دست به نوشتن نظر بردم این بود که در این حجم زمانی کم نمایشنامه تغییر فاحشی داشت که توجه من را حسابی جلب کرد . در ابتدا اذعان داشتم پایان بندی اجرای قبلی ( که شایگان بعد از شنیدن اعترافات سرباز آخر ، میخواد که دوباره پرونده کمالی رو بررسی کنه ) رو بیشتر دوست داشتم . اما وقتی کارگردان در رورانس توضیح داد که هنوز در حال پیرایش نمایشنامه هستند و منتظر شنیدن بازخوردها مخصوصا به صورت حضوری هستن دلم خواست باهاشون راجع به تغییرات صحبت کنم و خب بعد از شنیدن حرف هاشون علت تغییر رو بهتر درک کردم .
و باز هم نکته ی قابل تقدیر این است که این گروه ریسک تغییر رو در این اندازه ... دیدن ادامه » پذیرفتن و دارن حسابی آزمون و خطا می کنن. این تلاش چه در اثر بهتر شدن باشد یا هر چیز دیگر ، در هر صورت بازخوردهای مثبتی را برای گروه نویسندگی و کارگردانی خواهد داشت تا از تغییر نترسن و ریسک کنن .
اینجا همه چیز وارونه است !
شرافتمندترین آدمها به اردوگاه ها ، زندان ها و سلول های انفرادی منتقل میشوند اما اراذل و اوباش و پست ترین لایه های جامعه بر پیر و جوان و ثرومتند و فقیر حکمرانی میکنند.

آنه فرانک

از کتاب " خاطرات یک دختر جوان "
و ما همیشه در سکوت به همه‌چیز عادت میکنیم...
۷ ساعت پیش
و برخی هم درهمین حال فیلم و تیاتر تماشا می کنند و لذت می برند و نقد می نویسند و دیگران را هم به آن توصیه می کنند
۳ ساعت پیش
کاپیتان عزیز
به نظرم بودن و موندن شمار گوناگونی داره و یکی از مهمترین ارکان ش زنده نگه داشتن چراغ تاتر بینی و در کنار هم بودنه، در همه ی شرایط
ارکان هنر در هیچ شرایطی نباید تعطیل و سست بشه
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید میگم به تمام عوامل این اجرای فوق العاده...در طول این نمایش میتوان محیط آشپزخانه ی یک رستوران ، باتمام تنش ها و فشار ها و ترس ها و احساسات واقعی انسانی را با هر جهانی بیرون از آن آشپزخانه ی خاص مقایسه کرد و به نتیجه رسید که هر انسانی در هر لحظه درگیر همچین روابطی میتونه باشه...منش شخصیت اصلی هیچ تغییری نمیکنه بلکه بطور خیلی انسانی و ملموس تنها شاهد واکنش هایی بسیار واقعی این فرد در مقابل شرایط تعریف شده ی نمایش ، دغدغه ها و عوامل بیرونی هستیم که به شکل هنرمندانه ای این واکنش ها ما رو به گذشته ی فرضی این شخصیت گره میزنه...مازیار سیدی پیتر رو در حجمی از صدا فرم و رفت و آمد های پر تنش آشپزخانه مثل یک پیکر تراش میتراشه و در تمام اون هیاهو مخاطب را وادار میکنه که پیتر رو که حالا در سکوت کامل درحال پوست انداختن هست" ببینن ". من درس گرفتم از ... دیدن ادامه » این اجرا و پیشنهاد میکنم دیدن این نمایش رو از دست ندید.