تیوال تئاتر
S3 : 01:23:48
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

عزت رفته و ناموس و فرزند خود را به امروزسپرده - امروزی که بر خون و استخوان اصالت مَثَله شده خویش سودجویانه *کلنگ* میزند ...و هورا می کشد!
لذت بردم / اشک ریختم
آقای اشراقی نوشتهٔ قبلیتون خیلی خوب بود، چرا پاکش کردین؟!
۱ ساعت پیش
به قول شما تحت تاثیر احساسات کل داستان را بر ملا کردم / چنان بوی گلم مستم کرد که دامن از دست برفت !
۵۶ دقیقه پیش
خب اشکالی نداره که
فقط برچسب افشا رو فعال کنید
۴۸ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساسان صبری
درباره نمایش لانچر ۵ i
اول همه بگذارین بگم دمتون گرم هر کاری کردین که اینطور تو این اوضاع حتی راه پله اتون هم فروش بره دمتون گرم . نوش جونتون .
واقعن دست مریزاد داره . بدون فوتبالیست . بدون مجری . بدون بازیگر مشهور و گرون اینطور مردم رو به سالن بکشونی کاریه که من به افتخارش بلند می شم و دست می زنم . دلیلی محکم برای اینکه کار اگه برای مردم جذاب باشه این سواری دادن ها و پول خرج کردن ها الکیه . چقدر دلم می خواست می شد این الکی رو بولد می نوشتم . دمتون واقعن گرم . خیلی خیلی هم گرم .
اما بریم سراغ خود کار و نظرهای شخصی من . کار داد می زد که ماه ها تمرین جدی شده و همه چیز به خوبی در اومده بود . شخصیت های فرعی به شدت جذاب بودن و خیلی خیلی عالی از پس نقششون بر اومده بودن . و بر عکس جنس شوخی ها و بعضی وقت ها حتی جدیت سرگرد شادکام ( امیدوارم اشتباه ننوشته باشم ) اذیت می کرد . متن منو با خودش ... دیدن ادامه » خوب کشوند هر چند یه جاهایی چه در اوایل کار و چه در آخر کار دلم می خواست کوتاه تر می بود . آخر دو ساعت واقعن خسته بودم . کارگردانی کار و کوریوگرافی درگیری ها رو دوست داشتم . ولی یک چیز دیگری هم هست اونم اینکه وقتی کاری اینطور فروش می کنه مورد استفبال قرار می گیره توقع و انتظار آدم رو بالا می بره . کمی از اون چیزی که منتظرش بودم پایین تر بود ولی منکر لذت و کیفی که از دیدن این کار بردم نمی شم .
خیلی خسته نباشید . منتظر دیدن کارهای دیگر گروه هستم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرشید غفاری
درباره نمایش لانچر ۵ i
سعی میکنم خیلی وارد جزئیات نشم ، شاید این پیام اصلا بی ادبی و بی حیائی به نظر بیاد ، ولی به هر حال با اون تیکه از دیالوگ سرگرد که گفت یه مرد نیاز داره تا بعد از مدتی تنش به تن یک زن برخورد بکنه تا به هم نریزه به شدت موافقم ، البته بهتره اینطوری کاملش کنم که این فقط به مرد ختم نمیشه و دو طرفست ، و به عقیده ی من تا زمانی که مسائل جنسی توی یه مملکت حل نشده و سردرگم مونده باشه فساد بالاخره از یه جاییش میزنه بیرون, هر جا رو نگاه کنی فساد جنسی بوجود میاد و وقتی ریشه یابی بکنی میبینی اگه خیلی راحت از اول تکلیفش مشخص میشد هرگز اینطوری نمیشد.
واقعا چرا نتونستن مثل بچه آدم دو سال سربازی رو بگذرونن و برن خونه شون؟
البته این مشکل جهانیه و هنوزم که هنوزه حل نشده ، به قول متیو مک کاناهی توی فیلم دالاس بایرز کلاب آخه وقتی اینهمه خانم زیبا توی دنیا وجود داره مگه احمقم ... دیدن ادامه » برم سراغ یه سیبیل کلفت؟ البته من با کلی سانسور گفتم :)، ولی حقیقت اینه که وقتی بحث فساد جنسی پیش میاد متاسفانه دیگه همجنس و غیر همجنس و بچه و بزرگ نمی‌فهمه، طرف دست به هر کاری میزنه تا کارش راه بیوفته.. می‌دونی چرا؟ چون وقتی طرف درگیر این موضوع میشه مغزش هدایت میشه به زیر شکم و همونجا میمونه ، طرف دیگه توانایی انجام همه کار ها رو از دست میده تا زمانی که کارش راه بیوفته و مغزش دوباره برگرده تو سرش...
بحث سلامت جنسی رو‌ امروزه توی دنیا حتی برای بچه‌ها از کودکی شروع به برنامه ریزی و آموزش میکنن که در آینده دیگه این موضوعات رو مشاهده نکنیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
sama kamalpour
درباره نمایش لانچر ۵ i
دوستان برای جمعه اگر کسی برای نمایش لانچر ۵ ، دو عدد بلیط اصافه داره ممنون میشم اطلاع بدین.لطفا درصورت وجود بلیط به شماره ۰۹۱۲۸۹۱۱۶۱۲ پیام بدین.با سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود به پارمیدا حسینی
دختر محصل و نوجوانی که دراین تئاتر خوش درخشید..


درجشنواره دانشگاهی وقتی منتظر آمدنِ داورها در سالن نمایش بودیم با خانم کنار دستی ام گفتگویی کردیم که معلوم شد مادر و پدر پارمیدای عزیزهستند که بلیت تهیه کرده و به دیدن اجرای دخترشان آمده اند.(بلیت مهمان را نپذیرفته بودند)
خانم حسینی برایم گفت که پارمیدای عزیز با وجود سال تحصیلی و درس و محصل بودن، روزی چندین ساعت با گروه تمرین داشتند .. مدتی بیش از 6 ماه ...
چقدر این پدرو مادر با علاقه‌ی فرزندشان همدل بودند... چقدر خوشحال شدم این حمایت و همراهی را از آنان دیدم ..
فارغ از کلیت اجرای پینوکیو که بی شک زحمات زیادی کشیده‌اند، این دختر نوجوان بازی قابل تحسینی ارائه کرد.. که بدون شک از امیدهای خوبِ صحنه‌ی تئاترمان خواهد بود.
خوشحالم که تجربه‌ی شگفت انگیز اجرای عموم را دراین سن تجربه ... دیدن ادامه » می کند تا بیشتر بیاموزد و مهارت کسب کند.
حیفم آمد اینها را برایتان نگویم..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اهالی محترم تیوال؛ تماشاگران فهیم تئاتر؛ این شب ها با وجود همه ی فشارهای خردکننده ای که قامت تئاتر ما را می خواهد خم کند و متاسفانه اجرای برخی از همکاران عزیز ما را متوقف کرده، ما با تمام وجود، با عشق و به امید دیدار و رضایت شما عزیزان همچنان "سکوت سفیدِ" مان را بر صحنه برای شما عزیزان اجرا می کنیم ...

با مهر و درود؛ کورش سلیمانی
mr.teatre
درباره نمایش جنگ بازی i
تلفیقی از خنده و گریه
شادی و غم
با لهجه ی دلنشین جنوبی
این کار امشب و در آخرین اجرایِ خودش در لحظاتی باعث قهقه ی من و حضار در سالن و در دقایقی هم باعث بغض و جاری شدن اشک شد
میدونم که چقدر این بچه های خارک زحمت کشیدن و بقول خانومِ پانته آ بهرام انگار همه چیز دست به دست هم داده بود تا کارشون اونطوری که لیاقتش رو دارن دیده نشه اما مهم این بود که پا پس نکشیدن و بهترینِ خودشون بودن
دمتون گرم
چقدر چقدر چقدر ناراحتم که نشد این کار رو ببینم.
رو دلم موند...
امیدوارم موفق باشند ...
۲۶ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
mr.teatre
درباره نمایش من i
فقط یه احمق میتونه عاشقِ من بشه...
-----------
امید کثافته، وقتی پایانی نداره یه جهنمِ سرد میشه
mr.teatre
درباره نمایش من i
یه کارِ تأمل برانگیز که باید از اول تا آخر حواستو کامل بدی به اجراهای درخشان بازیگران تا خوب بفهمی داره چی میشه
تشکر از بازیگران و عوامل
امروز تولد یکی از بهترین دوستام بود. تولد که تموم شد، توو راه برگشت دوستم نصف باقیمونده کیک دستش بود تا ببره برای هم خونه اش. توو زیرگذر ولیعصر یه دخترک ناز بهمون گفت فال می خرید، دوستم گفت فال نمی خریم ولی کیک داریم، کیک میخوای، گفت آره، کیکِ چیه، دوستم گفت کیک تولد، گفت تولد کی، دوستم گفت تولد من، دخترک گفت تولدت مبارک. اینقدر زیبا و صادقانه و با ناز معصومانه و دخترانه گفت که شد بهترین تبریک تولدی که توو عمرم شنیدم.
داشتم فکر میکردم که این مهربونی توو این روزای خیلی تلخ، چقدر بهمون چسبید. اینقدررررررر کیف کردم از اون تبریک که هنوز هم لبخند روو لبامه.

دخترک فال فروش بی نهایت زیبا و ناز و مهربون میدونم که اینجا رو حتی اگه بخوای هم نمی تونی بخونی، ولی ممنونم ازت عزیز دلم.
بچه ها پیامبران‌ نا بالغ اند .
۹ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرشید غفاری
درباره نمایش لانچر ۵ i
عجب نمایشی بود..!

بالاخره تونستم این نمایش که امتیاز خیلی بالایی بین تماشاگران کسب کرده رو ببینم، بعد از نمایش "صد در صد" و "زندگی در تئاتر" این سومین نمایشی هست که به شدت دوست دارم یک بار دیگه به دیدنش برم ، البته متاسفانه نمیتونم...
نمایش هم خنده دار بود، هم غمگین و هم لحظاتی قابل تآمل و تفکر داشت ، لحظاتی که فقط به جلو خم میشدم ، به صورت بازیگر خیره میشدم و به فکر فرو میرفتم..
خلاصه اینکه نمایش به شدت من رو جذب کرد، و به بازیگران این نمایش خیلی خیلی تبریک و خسته نباشید میگم ♥♥♥♥♥♥♥♥♥

نمیدونم کار خوبی کردم نمایش رو توی شرایط فعلیم رفتم دیدم یا نه، چون من یک هفته دیگه عازم خدمت سربازی هستم و حین دیدن نمایش همزمان دو تا حس رو تجربه میکردم، اولی اینکه چون خودم عازمم خیلی ارتباط بهتری با شرایط و محیط برقرار میکردم، و با خیلی اصطلاحات ... دیدن ادامه » کاملا آشنا بودم.. :) ، دومی هم اینکه همزمان که داشتم از نمایش لذت میبردم به خودم فحش میدادم که عجب موقعی هم اومدی این نمایش رو ببینی... مخصوصا تو اون لحظات دردناک.. :||

پ.ن : عاشق اینم که نمایش در طول اجراش انواع حس های مختلف رو بهت منتقل بکنه، وای که چقدر این نمایش عااااااااالی این کار رو انجام داد..

تنها کاری که میتونم انجام بدم، یک امتیاز 5 ناقابل تقدیم شما عزیزان♥

#تئاتر_خوب_ببینیم
مهمان ویژه امشب:
(چهارشنبه ۲۹ آبان)
.
.
.
سرکار خانم سهیلا نجم
(پژوهشگر و استاد دانشگاه)
آرش رضایی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرز بین بهشت و جهنم شده ی ِ کلید. بعضی وقت ها با خودم فکر می کنم یعنی می شه، تکنولوژی به اون دنیا هم رسیده باشه. مثلاً آسانسور داشته باشه، حالا پله برقی هم خوبه. اما فکر کنم هنوز اونجا آدم رو با درشکه حور و قِلمان این وَر اون وَر می چرخونن. بچه که بودم عشرت خانوم به خواهرم میگفت : قرتی خانوم اون دنیا از مو آویزونت می کنن. منم همیشه بهش می گفتم : عشرت خانوم اگه آبجی ام کچل کنه چی، از چی آویزونش می کنن. بیشتر از صد بار می پرسیدم وْ بیشتر از هزار بار کتک می خوردم، یعنی چه می پرسیدم، چه نمی پرسیدم کتک رو می خوردم. چه میشد کرد عالم بچه گی وْ کنجکاوی ِ دیگه.
یادمه، به مادرم می گفتم : مادر چرا ما گاز نداریم، که تو مجبوری با این تن علیلت، عینهو چرخ لاستیکی وْ تخته با اون پای کبودت کپسول هُل بدی.
می گفت مادر گاز داشتن مهم نیست با خدا بودن مهمِه و منم همیشه فکر می کردم، اینجا ... دیدن ادامه » که خدا نیست هیچی نیست، اونجا که خدا هست دیگه هیچی نیست یا نَه هیچی مهم نیست یا اصلاً هیچ مهمی مهم نیست. درست یادم نمی یاد به چی فکر می کردم. چه می شد کرد عالم بچه گی وْ کنجکاوی ِ دیگه.
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و آرش رضایی این را خواندند
ناتالی و مهدی تاج الدین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عطیه عابدین
درباره نمایش کد ۱۳ i
در یک کلام کار برای من خیلی دلنشین و دوست داشتنی بود.

به دعوت یکی از دوستان به دیدن نمایش رفتم و از همون بدو ورود که با گروهی از دختران در حال بازی در زنگ تفریح مواجه شدم انگار یک حس نوستالژی در من زنده شد و باعث شد در تمام طول اجرا فراموش کنم که من یک بیننده هستم انگار تمام این دختران از کسانی بودن که روزی در مدرسه دیده بودم و باهاشون زندگی کرده بودم.
حتی داستان‌ها و بحث‌های مطرح شده کاملا آشنا بود، اتفاقاتی که بعضا در مدارس میافته و استرس و اضطرابی که در پی اون به وجود میاد همه آشنا بود.

یکی از ارزشمندی‌های این نمایش به نظرم به اندازه بودن همه چیز بود شاید برای منی که این فضا رو تجربه کردم خیلی از ایرادات راحت تر به چشم بیاد ولی همه چیز خیلی منسجم در کنار هم قرار گرفته بود، از دکور ساده و در عین حال کاربردی تا اجرای خیلی خیلی خوب بازیگرانی که ... دیدن ادامه » به نظرم عالی ظاهر شدن و حقیقتا فراتر از انتظار بودن.

خسته نباشید اساسی میگم به کل تیم اجرایی و شاید تنها نکته‌ای که بتونم بگم میتونست بهتر باشه در خصوص پایان کار بود.

پیشنهاد میکنم حتما به دیدن کار برید مخصوصا در وضعیت کنونی چون حس خوشایند بعد از اجرا میتونه خستگی و کدری یک روز رو از بین ببره.
ممنون که مارو تماشا کردین ❤️
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا فلاح
درباره نمایش کد ۱۳ i
تو مرور هر روزه دیوار،از نمایش کد 13 فقط تعریف و تمجید بود و پنج ستاره،اونم از اکانت هایی که تازه ساخته شده بودند و فقط کد 13 رو دیده بودند و پنج ستاره داده بودند.خب طبیعیه که نظرم نسبت به نمایش تا حدودی منفی بشه،اما با توضیحات عوامل نمایش مبنی بر اینکه این اکانت ها برای تبلیغ بهتر کار ساخته شده و نه چیز دیگه ای و همچنین نظر قدیمی تر های تیوال مثل خانم مقدم،تصمیم گرفتم کار رو ببینم و خب،خدا رو شکر که اجرا با تصورات ذهنیم فرق داشت و خوب از آب در اومده بود.
هشت بازیگری که باورپذیر اجرا کردند،داستانی که مخاطب رو به دنبال خودش می کشونه و دکوری که در عین سادگی،کارآمد و مفیده.
تبریک میگم به همه عوامل این کار خوب و دوست‌داشتنی.
میدونم به لحاظ موضوعی تفاوت زیادی وجود داره و اصلا هم قصد مقایسه ندارم اما کد 13 برای من یه جور لانچر 5 دخترونست.
امیدوارم کد 13 هر ... دیدن ادامه » شب با سالن پر از تماشاگر اجرا بره و همه لذت ببرند از این اجرای دوست‌داشتنی.
به امید موفقیت های بیشتر همه عوامل کد 13
دقیقا من هم وقتی دیدم اکانت های یک روزه کارو تبلیغ کردن از دیدنش منصرف شدمو با تعریف دوستان قدیمی تیوالی نظرم عوض شدو بلیطشو گرفتم و چه نوید خوبی (مقایسش با لانچر).
۸ ساعت پیش
سلام خانم کوثر
بله متاسفانه قطع شد
۱ ساعت پیش
هعی
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای این نمایش به کارگردانی حسین مسافر آستانه تمدید و خرید بلیت روزهای تازه از یکشنبه ۳ تا سه‌شنبه ۵ آذرماه فردا پنجشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدمهدی
درباره نمایش سوختن i
بازی سرکار خانم خلیق خیلی خوب بود
بازی جناب پیرزاد و جناب پروین رو دوست داشتم
با نقش جناب زارع نتونستم ارتباط برقرار کنم
دکور و طراحی صحنه رو دوست نداشتم
طراحی لباس نقش مری و پدرش خوب بود و مناسب نقششون ولی طراحی لباسهای نقش پدران روحانیو دوست نداشتم
موزیک کار خیلی خوب بود.
روند داستان ساده و خطی و با کمترین چالش ممکنی طی شد، به احتمال زیاد این اتفاق دلایل موجه زیادی داره، ولی من انقدر سادگی و رو بودنو برای این نمایش دوست نداشتم. کاش نویسنده و کارگردان این امکانو داشتند که متن دلخواهشونو اجرا کنند
2.5 از پنج.
تیوال نیم نداره چرا ؟ :(

از عوامل اجرایی کار صمیمانه تشکر میکنم که بعد از نمایش هم ساعتها با گشاده رویی پذیرای گروه من یک تماشاگرم بودند.برای شخص من که این وقت گذاشتن گروههای نمایشی، به اندازه دیدن بهترین تئاترهای دنیا ارزشمند و لذت ... دیدن ادامه » بخشه.

# من یک تماشاگرم
آقا سید جان قدر همینم بدون :)
اصلا یه زمانی تیوال حکومت نظامی شده بود
ما چند سال پیش با کلی دعوا و قهر و خواهش از تیوال موفق شدیم کاری کنیم ستاره دار کنن سیستم امتیاز دهی رو قبلا فقط دوست دارم و دوست ندارم داشت بعد خودمون امتیاز میدادیم که فلان کار 3/25 مثلا
سر ... دیدن ادامه » همین هم بچه ها شاکی شدن و تیوال هم حرص گرفتش کلا یه کاری کرد نتونن پیام بزارن و اونا هم قهر کردن و رفتن
قبلا چپ و راست تیوال مینوشت به دلیل فلان چیز برخی نظرات از پای فلان نوشته پنهان شد:)
یکی از اونا که خیلی فعال هم بود و حذف شد فرزانه محمدی بود که به تنهایی قد تمام بچه های تیوال مطلب مینوشت
اون موقع که اعضای تیوال حدودا بیست هزار نفر بودن
ولی خب حدودا هزار نفر فعال داشت.فعال ها
دیگه مدت هاست نمیبینم همیاری تذکر بده الان یهو دیدی اومد گفت به دلیل باز آوری خاطرات برخی نظرات از پای این نوشته پنهان شد :)
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش دست‌های آلوده i
پوستر «دست‌های آلوده» رونمایی شد | عکس
با تلفیقی از گذشته و حال در یک متن تاریخی
» پوستر «دست‌های آلوده» رونمایی شد
... دیدن متن »

مراسم رونمایی از پوستر نمایش «دست‌های آلوده» به کارگردانی و دراماتورژی مسعود موسوی، با حضور عوامل نمایش و جمعی از هنرمندان تئاتر برگزار شد.


نشست رونمایی از پوستر نمایش «دست‌های آلوده» با حضور مسعود موسوی (دراماتورژ و کارگردان)، ناصر آقایی، حامد نصرآبادیان، محمدرضا غلامی (طراح پوستر)، عوامل این نمایش و چندی از بازیگران تئاتر و تلویزیون در کافه بیستروپاپ برگزار شد.
مسعود موسوی در این نشست با بیان اینکه «دو سالی می‌شود که درگیر نوشته‌های سارتر هستم» گفت: ابتدا با متنی دیگر از این نویسنده شروع کردم و سپس به دست‌های آلوده رسیدم.
موسوی درباره اینکه چرا متن «دست‌های آلوده» را برای اجرا انتخاب کرده است، گفت: تاریخ همیشه عبرت‌آمیز است؛ از این جهت این متن را که مربوط به جنگ جهانی دوم است، انتخاب کردم تا یادمان باشد همیشه باید نگاهی به تاریخ داشته باشیم.
دراماتورژ و کارگردان «دست‌های آلوده» با تاکید بر اینکه نگاهش به متن برای اجرا فقط معطوف به زمان جنگ جهانی نبوده است، خاطرنشان کرد: در «دست‌های آلوده» تلفیقی از گذشته و حال را در همه اجزای نمایش، از طراحی تا بازی‌ها و استفاده از اکسسوار و حتی لباس می‌بینید که امیدوارم تماشاگران بتوانند با این نگاه کارگردانی ارتباط برقرار کنند.
موسوی در ادامه با اشاره به حضور بازیگران سینما و تلویزیون در تئاتر اظهار داشت: معتقدم در شرایط کنونی که به بازیگران حرفه‌ای تئاتر، کار نمی‌رسد، باید تا حد امکان از این انتخاب‌ها دوری کرد. برای همین تاکید داشتم که در «دست‌های آلوده» از بازیگران حرفه‌ای تئاتر استفاده کنم.
ناصر آقایی هم که به عنوان مهمان ویژه در این نشست حضور داشت، گفت: مسعود موسوی را چند سالی است می‌شناسم و با کارهایش آشنا هستم؛ او در آثارش دغدغه‌های اجتماعی را دنبال می‌کند و در این زمینه کاملا موفق بوده است.
آقایی با اشاره به اینکه «پرداختن به سارتر شهامت می‌خواهد» گفت: اجرای نمایشنامه‌های سارتر سخت است چون فلسفه دشواری دارد؛ اما مطمئنم حالا که مسعود موسوی روی سارتر تمرکز کرده، می‌خواهد این مسیر را ادامه دهد و امیدوارم در این راه، اجرای موفقی داشته باشد.
حامد نصرآبادیان هم در ادامه این نشست گفت: مسعود موسوی را از دهه ۷۰ می‌شناسم و معتقدم مسعود بوی تئاتر می‌دهد و دغدغه پیشرفت اهالی تئاتر را دارد. ضمن اینکه او در معلمی و کارگردانی‌‌اش هم موفق است.
نصرآبادیان تاکید کرد: انتخاب او از نمایشنامه‌های سارتر هم نشان از دغدغه‌مند بودن و به روز بودنش دارد و از صمیم قلب برایش آرزوی موفقیت می‌کنم.
محمد فرشته‌نژاد (طراح موسیقی) هم در این نشست بیان کرد: سال‌ها پیش زمانی که کارهای آقای موسوی را می‌دیدم، آرزو داشتم بتوانم با ایشان کار کنم و امروز این افتخار نصیبم شده است؛ چرا که ایشان تمام تلاش خود را می‌کند که همه گروهش بهترین خودشان باشند.
فرشته‌نژاد با اشاره به اینکه در موسیقی نمایش «دست‌های آلوده» اتفاق تازه‌ای افتاده است، به مخاطبان بشارت شنیدن آن را داد.
شهاب مهربان (بازیگر دست‌های آلوده) هم در این مراسم با بیان اینکه «برایم بسیار جذاب بود که برای بازی در نقش اصلی این کار انتخاب شدم» گفت: کاراکتری که در این نمایش ایفا می‌کنم، بسیار سخت بود و امیدوارم مورد پسند تماشاگران قرار بگیرد.
در مراسم رونمایی از پوستر نمایش «دست‌های آلوده» که در کافه بیستروپاپ واقع در خیابان سمیه بعد از سپهبد قرنی، کوچه افشار برگزار شد، ناصر آقایی، حامد نصرآبادیان، مسعود موسوی و بازیگران و عوامل اجرایی این نمایش حضور داشتند.
حمیدرضا نعیمی، مسعود موسوی، ریحانه سلامت، شهاب مهربان، محسن بابایی، فرزانه رضایی، آریاز ذوالفقاری و مهدی باقرزاده بازیگران این نمایش هستند.
سایر عوامل عبارتند از:
آهنگساز: محمد فرشته‌نژاد، طراح صحنه: علی ساسانی‌نژاد، طراح لباس: ثمین تحویلداری، مشاور کارگردان: علی شاه‌صفی، پویا موسوی، مشاور روابط عمومی و تبلیغات: بهزاد مرتضوی، مشاور رسانه‌ای: سبا حیدرخانی، مدیر تولید: بهنود محمدی‌پور، گروه کارگردانی: لیدا حکانی، نازنین ابارشی، گلریز ابراهیم، طراح پوستر و بروشور: محمدرضا غلامی، طراح گریم: علی گودینی، تیزر: مرجان مروستی علی شاه‌صفی، اجرای لباس: مهسا شریفی، عکاس: رامین نیک‌بین، گروه صحنه: سینا سلمان روغنی، دانیال محسنی، زهرا الماس‌پور، ثمینه نعیمی.
نمایش «دست‌های آلوده» به کارگردانی و دراماتورژی مسعود موسوی از پنجشنبه هفته جاری (۳۰ آبان) ساعت ۲۰ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر به صحنه می‌رود.

بهزاد مرتضوی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من یک بلیط به تاریخ ۳ آذر ساعت ۱۸ دارم که نمی‌تونم ازش استفاده کنم.
ستون c، ردیف ۱، شماره ۵

اگر کسی می‌خواد به من اطلاع بده.

ممنونم.
سلام.
با چه قیمتی خریداری کردید؟ آیا تخفیف دانشجویی گرفتید؟
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما این نمایش رو دیروز دیدیم و از قصه روان، بازیهای عالی و دغدغه مندی نویسندگان خیلی لذت بردیم. دکور و عروسکها عالی بودند. ضمنا نمایش در جاهای مناسب از موسیقیهای آشنا یا المانهایی از نمایش تخته حوضی یا نقالی استفاده کرده که خیلی هوشمندانه است. خیلی کار خوبی بود و بچه ها واقعا ازش لذت میبرند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاطیما
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
سلام، آیا امکان تمدید این نمایش وجود داره؟
Kosar.m، عادله گرشاسبی و me این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید