کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 21:52:15 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
یگانه
درباره نمایش کالیگولا i
کالیگولا: آدم ها می میرند و خوشبخت نیستند.
هلیکون: آخر، کایوس، این حقیقتی است که آدم ها به آسانی با آن می سازند. به دور و بر خودت نگاه کن؛ این چیزی نیست که مانع ناهار خوردنشان بشود.
کالیگولا: پس دور و بر من هر چه هست دروغ است و من می خواهم که مردم با راستی زندگی کنند!
من سرزمینی دارم. سرزمین من شرایطی دارد. سرزمین من هنرمندانی دارد. سرزمین من مردمانی دارد. سرزمین من، من را دارد.
من هنر سرزمینم را با هنرمندانی شناختم. زمانی که فرق عروسک موش و آدم برایم مشخص نبود. زمانیکه نفتکش هاشان می جنگیدند با هم. جینگل برد می شدند و از نورگیر پایین می افتادند، زمانیکه می گفتند: اونیکه خوردی، ‌شام من بود، بی زحمت و... شاید همه ی شناخت و تجربه ی من از هنر سرزمینم همینها بودند، لااقل بنیان شناختم بودند. هنر را می شناختند وقتی هنر را نمی شناختم. هنرمند بودند وقتی فرق هُنری و هِنری(دستیار دِرِک) برایم معلوم نبود و فکر می کردم ژرمن ها اینجور تلفظ می کنند.
از من بزرگتر بودند و از من جلوتر.
۴۰-۵۰-۶۰ سال کار هنری کردند، در همان شرایط سرزمینم و اگر نبودند، سرزمینم خیلی کم داشت از هنر، از دانش، از تجربه، از فهم، از آگاهی، از زیبایی، از لذت، از خیلی چیزها...
بعضیشان پی زندگیشان، از سرزمینم رفتند. زندگیشان را کردند ولی متضرر هنر سرزمینم بود، من بودم. آنان زندگیشان را کردند.
بعضیشان از این دنیا رفتند و خسرانش تا همیشه با سرزمینم ماند، ... دیدن ادامه ›› با من ماند.
و امروز همان هایی که از من بزرگتر بودند و جلوتر، چیزی نوشتند که باز هم من نمی فهمم، همانطور که سالیان قبل درک نمی کردم. و مرا برآشفتند. برآشفتم از قبول ظلم، پذیرش زور، سانسور. ولی امروز دیگر مثل آنروزها نیست امروز من قلم دارم، امروز بیان دارم. و حتاکی کردم من، خرده گرفتم من، غیض کردم من، برآشفتم من. منی که همه ی عمرم در گوشه ای زندگی کردم. نه اثری ساخته ام. نه تقابلی با سیستم داشتم، نه حتی توانایی لحظه ای کار در این شرایط را داشتم. منی که بی هنر بودم، بی هنرِ تعامل، بی زیرکی زیستن در شرایط ناخوشایند، بی هنر کار کردن در شرایط غیر ایده آلم. منی که در گوشه ای نشستم و شدم “مخاطب”! مخاطب فهمیده تر از هنرمند. کاسه ی داغتر از آشِ دوغ. هر آنچه بلد بودم را نثار همان هنرمندان سرزمینم کردم. لابد حقشان بوده، پدرسوخته ها. از من که بیشتر نمی فهمند، زورپذیرانِ سانسوردوست. یا باید مثل من فکر کنند یا “...” و “...” و “...” هستند، هنرمندها. چه اهمیت دارد کارهایی که کردند، مگر مهم است که چه ها ساخته اند، چه اهمیت دارد که اند...
آنچه من می خواهم نیستند، پس خس و خاشاکند دیگر...
چقدر آشنا می آیم به چشم خودم! انگار در فکر خودم زیسته ام تا امروز... انگاری که من هم می خواهم نظرات مخالفم را نشنوم و سانسور کنم. چه عجیب است این فکر.
من که همان مخاطب تیزبین روشنفکر هنر شناسم پس چه شد عین آنی شدم که مخالفش بودم!؟
شاید باید... نه، نه... من درستم


قولی از صائب تبریز:
زخم از هنر همیشه به صاحب هنر رسد
چون خانه صدف که به آب از گهر رسد

افتادگی گزین که ازین خاکدان پست
شبنم به آفتاب ازین بال وپر رسد

بر دل گذار دست که در گلشن ادب
دستی که کوته است به وصل ثمر رسد

از چشم تنگ مور که خاکش به چشم باد
مشکل به طوطیان سخنگو شکر رسد

از التفات عشق گرانمایه گشت دل
مانند گوهری که به صاحب نظر رسد

در عهد ما که در گره افتاده کارها
مشکل به داد آبله ها نیشتر رسد

شبنم ز چشم شور نمکسود می کند
داغی اگر به لاله خونین جگر رسد

در پیچ وتاب باش که فیض پیچ وتاب
زنار بیشتر به وصال کمر رسد

کوتاه کن فسانه که سودا نه آن شب است
کز حرف و صورت رشته عمرش بسر رسد

صائب کجاست طالع آنم که آن نگار
چون دولت نخوانده ز در بیخبر رسد
سلام و عرض ارادت دوست خوبم
من اصولا نوشتن چنین نامه ای را بی اثر و بی حاصل میدانم و فکر میکنم یا باید مبارزه برای رسیدن به هدف نامه نگاران و امضا کنندگان جدی و پر ریسک با پذیرش همه احتمالات باشد و یا هرگز آغاز نشود که به شویی حاشیه ساز برای مطرح شدن عده ای مانند شود، در ثانی اینکه بعضی از هنرمندان در گذشته کارهایی ماندگار و هنرساز و خاطره انگیز داشته اند ، مگر کسی منکر این واقعیت شده است؟ آیا ایشان انسان و جایز الخطا نیستند و تا ابد پاک و مقدس میمانند؟ کاسه ها هرگز حق ندارند داغی آشی که از درون میسوزاندشان را منعکس کنند؟
مثالی میزنم: فیلم هامون تخم اندیشه فلسفی را در ذهن من کاشت با فیلم پری اندکی عرفان و کمکی بیشتر فلسفه را درک کردم و با فیلم لیلا و سارا بعدی جدید از زنان را شناختم و با مهمان مامان خاکروبه های پنهان زیر فرش شهرمان را دیدم که فقر با انسانها چه میکند و انسانها چگونه میتوانند ... دیدن ادامه ›› همچنان آدم بمانند و با علی سنتوری آه و افسوس استعدادپرپر شده جوانانمان را زیر فشار فساد و ناامیدی زندگی کردم، تا اینجا مهرجویی استادی بود فرای انتظار باسواد و دانا و روشنفکر اما بعدها استاد با سفارشی سازی طهران طهران و نارنجی پوش و بعدها چه خوب که برگشتی و غیره از دیدگاه منه مخاطب معمولی دچار اشتباهاتی شد که باید نقد شود در غیر اینصورت تعصب و انکار حقیقت حاصلی جز تکرار اشتباهات ایشان و عدم رۻایت مخاطب ندارد و مقدس انگاری ایشان در سالهای آخر کاریشان فقط و فقط باعث تخریب چهره اصلی و هنروالایشان میگردد، عرض بنده این است که صد البته نسل ما به این هنرمندها مدیون است اما این دلیلی بر پذیرش و تایید اشتباهاتشان بواسطه هزینه ندادنمان نیست، هرچند که از دیدگاهی دیگر میتوان گفت اکثر این ستاره ها مزد و درآمدی آنچنانی از حاصل هنرشان کسب کرده و میکنند و اکثر ایشان به طبقه کاملا مرفه جامعه تعلق دارند و از این بابت منتی بر سر ما نیست که نتوانیم از ایشان مطالبه گری نماییم، دوست خوبم شاید بعضی از ماها گوشه ای نشسته و در آرامش به این بنده های بیگناه خدا میتازیم اما باور کن بعۻی ها هستند که هزینه های سنگینی برای مطالبه حقوق واقعی مردم داده اند و بواسطه ناشناخته بودن براحتی از هستی ساقط و نیست و نابود شده اند اما به جد عرض میکنم بسیاری از این هنرمندان در جایی از زندگی هنریشان با خواست و اعتقاد و منافع خود با صاحبان قدرت همراه بوده و گاها تریبون این قدرتمندان شده اند که نمونه های آن در اینترنت فراوان قابل جستجو میباشد، پس نه همه ایشان بیگناه و نه همه منتقدان نادان و جو گرفته و بی اطلاع! هر کنشی واکنشی دارد گاه خیر و گاه شر ، بنظر بنده این نامه شوآفی کم هزینه برای همراهی نشان دادن هنرمندان با مردم بود که به هیچ عنوان انتظاری در برآورده شدن موارد مطرحه آن از طرف هیچ امضا کننده ای متصور نبوده و نیست و در کل ای کاش این عزم ملی برای برداشتن قدمی عملی تر مهم تر و سودآورترمثلا، تدوین معیارهای فیلمنامه و نمایشنامه نویسی بر اساس چهارچوبهای منطقی بدور از سانسورهای سلیقه ای متفاوت ( از شخصی به شخص دیگر) برداشته شده بود، نه برای کسب مجوز انتشار فیلم تاترهای قبلا سانسور شده!!! با عجز و التماس






۲۰ ساعت پیش
پوریا جان منم به ذهنم متبادر شد که شما میفرمایید چون ما فیلم ساز و هنرپیشه و ... نیستیم حق اظهار نظر نداریم، اگر اینگونه نیست که هیچ ، ببخشید برای سوتفاهم بنده😍

منم نظرم را در یک جمله بگویم و خلاص: نامه نگاری بیحاصل شاید بعد تبلیغاتی داشته باشد اما خار شدن و تحقیر و پذیرش ظام و جوری که در آن موج میزند برای آیندگان هنر و جوانان بسیار ناامید کننده است ویرانگر( طرف میگه کیانیان نتونست کاری کنه و التماس کرد وای به حال من جوان ناشناس)
۶ ساعت پیش
محمد کارآمد
پوریا جان منم به ذهنم متبادر شد که شما میفرمایید چون ما فیلم ساز و هنرپیشه و ... نیستیم حق اظهار نظر نداریم، اگر اینگونه نیست که هیچ ، ببخشید برای سوتفاهم بنده😍 منم نظرم را در یک جمله بگویم ...
نقص بیان من بوده حتما. تعمدا از زبان خودم نوشتم تا کسی را مخاطب قرار نداده باشم. ❤️

متوجه نقطه نظرت شدم. البته در پست خودت هم کاملا مشخص بود. 👍🏼

اینکه کسی این حرف رو بزنه، باید نگاه کنه که در ۳۵-۳۶ سال گذشته از کجا به کجا رسیده این حصار تنگ. جنس و آزادی هنر در اوایل دهه شصت ... دیدن ادامه ›› با امروز خیلی متفاوته. این رو کسانیکه حضور مستمر و نرم داشتند رقم زند نه کسانیکه تند رفتند. اتفاقا تندروهای این طرف با تندروهای آن طرف مواجه شدند و باعث شدند طناب رو صفت تر بشه. و خودشون هم بدون تاثیر مفیدی، حذف شدند. دم اینها که ماندند و کار کردند گرم. یکی از عللی که به چشم من ارزشمندند و محترم.
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حتما همگی شنیدید مردها سرو ته یک کرباسن! مطمنا معنی و موارد استفاده اش رو هم میدونید، اما آیا میدونید ریشه این کلام عامیانه علمی و دقیقه؟ روانشناسان محترم کلی کندو کاو کردن و به این نتیجه رسیدن نن جون کروبی درست میگفته و مردها از ریشه روانی و رفتاری یکسانی برخوردارن و در کلیات بین مرحوم کیارستمی و فراستی و حتی ده نمکی فرق معنی داری وجود نداره اما جزییات و خصوصیات رفتاریشون باعث تفاوتهاشونه!! یکی از دلایلی که آقایون راحت باهم کنار میان مثلا چند سال تو یک خوابگاه دانشجویی یا سربازی میتونن همدیگرو تحمل کنند و براشون فرهنگ و رفتار هم اتاق تبریزی یا اهوازی یا زاهدانی فرق چندانی نداره همین بن مایه مشترکه!

اما در مورد خانمها داستان متفاوته چرا که خانمها از نظر تیپ شخصیتی در پنج شاخه اصلی طبقه بندی میشوند ، یعنی هر کدام از افراد این طبقه ها با سایر طبقات فقط شباهت فیزیولوژیکی دارند اما از نظر باطنی ممکنه اصلا هیچ ربطی به هم نداشته باشند و کاملا متفاوت رفتار و ادراک و احساس کنند!
اما این پنج طبقه اصلی :
۱. مدیر: این گروه دایما در حال تدبیر و فکر و سرو سامان دادن به وضع خود یا اطرافیان هستند و جز نگر می باشند
۲. مادر: زیاد نیاز به توضیح نداره چون واضحه مادرها شخصیتی نگهدارانه و محافظت کننده و فداکار دارند البته در مورد همه چیز و همه کس
۳. معشوق: این گروه به ... دیدن ادامه ›› ظرایف زنانه آگاهند و دوست دارند و دوست داشته میشوند و با عواطف و علایق و سلایق سروکار مستقیم دارند
۴. ضعیفه:متاسفانه گروهی با حرمت نفس پایین و عدم خودباوری بالا ، افرادی که مستقلا هیچ تعریفی از خود ندارند و باید قطعا در کنار جنس مخالف تعریف شوند و بخودی خود نمیتوانند تاثیر گذار یا تصمیم گیرنده باشند.
۵. ضخیمه: این گروه بر خلاف باور خود و عوام، حامی حقوق زنان نیستند بلکه دشمن عموم مردان هستند و همه تلاش آنها در نابودی مذکرات خلاصه میشود، زنانی که دشمن همنوعان خود هم هستند و چیزی جز خشم و عصیان و بر هم زدن نمیشناسند و بجای مرهم همیشه بر زخمها نمک میپاشند و آرزوی آنها بچنگ آوردن مردهای دیگر زنان و نابود کردن هستی و روابط آنان است.

چرایی تبدیل شدن به هر کدام از این تیپها بحث بلند بالایی است و نیاز به مطالعه عمیق دارد، روانشناسان معتقدند سالم ترین نوع رفتار از ترکیب رفتار طبقات یک تا سه به نسبت مناسب پدید میآید و متاسفانه ترکیب هر طبقه با تیپهای ردیف چهار و پنج مخرب و آسیب زننده و در نهایت محکوم به ناخشنودی و رنجش است، همانطور که مشخص است با ترکیب این پنج تیپ میتوان تعداد بسیار زیادی زیر شاخه و خصوصیات متفاوت و گاها متضاد ساخت که این دلیل اصلی تفاوتهای زنان باهم و صد البته عدم توان شناخت ایشان توسط مردان است.

خوشحال میشم نظر دوستان رو در مورد مبحث بالا بدونم🙏

"برداشتی از سخنرانی دکتر هلاکویی" با عنوان If i were young
از نتایج نشستن در خانه بخاطر کرونای لعنتی😊

ببخشید بی ارتباط هست ولی

تولدتون مبارک ما باشه آقا کارامد جان
چه حجم انبوهی که در کمترین فرصت ممکن، ازتون یاد نگرفتم...
حتما براتون پیش اومده با همه ی وجود چیزی رو باور داشته باشین ولی یهو یکی ترمزتون رو بکشه و بزنه رو شونه تون بگی هی محمد مجللی(البته ... دیدن ادامه ›› به شما گفته هی محمد کارامد ولی میشه از محمدش فاکتور گرفت بهرحال) داری اشتباه میزنی ، درستش اینه
تبریک میگم، شما میتونین صاحب بهترین برند لنت ترمز دنیا باشین
مرسی برای همه چی
۲۳ ساعت پیش
ابرشیر
محمد جان با این تذکر شما به یاد مطلبی افتادم که امیدوارم از بازگویی اش در اینجا ازم دلخور نشوید و سوبرداشت هم نشود. این چیزی که می خواهم بگویم به هیچ عنوان بر علیه حسن نیت و مهر و شخصیت بالای ...
هر چه جلوتر میرویم بحث با شما شیرینتر و مفیدتر و ارزشمندتر میشود اما حیف که نوشتار جای گفتار بنشیند ، مطمنم با ادامه این بحث بصورت حضوری اموختنی ها بیشتر و کدورتها کمتر و کمتر میشود، واقعا بحث و گفتگوی لذت بخشی بود، فقط یک نکته کوچک : بنظرم همچنان رویکرد شما کتابی و علمی و تحلیلی و نگاه من کمی عملی تر و حقیقی تر به این موضوعات است، امیدوارم بزودی حضورا بحث را ادامه بدهیم و من بیشتر یاد بگیرم
۲ ساعت پیش
محمد کارآمد
هر چه جلوتر میرویم بحث با شما شیرینتر و مفیدتر و ارزشمندتر میشود اما حیف که نوشتار جای گفتار بنشیند ، مطمنم با ادامه این بحث بصورت حضوری اموختنی ها بیشتر و کدورتها کمتر و کمتر میشود، واقعا بحث ...
ارادتمندم این گفتگو برای هم بسیار ارزشمند و مهم بود البته گفتگو به صورت نوشتار مزایای خودش هم دارد از جمله امکان مرور گفتگو و تمرکز بیشتر ... کدورتی هم البته از نظر من شکل نگرفت .
منبع بخش عمده ای از مباحث من از تجارب عملی و زیستی زنان کوشنده برابری بوده پس بنابر این نمیتونه کتابی و انتزاعی باشه مگر اینکه تجربه زیسته این افراد را نطری و غیر عملی بدانیم.
به امید دیدار و گفتگو و البته خواندن و طرح مباحث بیشتر و بیشتر و گفتگوی سازنده و آمورنده از سوی شما دوست گرانقدرم
۴۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی عطاپور
درباره فیلم‌تئاتر اتینا i
چرا امکان خرید فراهم نیست برای این نمایش ؟؟؟
درود بر شما
به تازگی از فروش فیلم‌تئاترهایی که مجوز شبکه نمایش خانگی نداشته‌اند جلوگیری شده‌بود، که خوشبختانه مشکل در حال بوده و منتظر گام نهایی هستیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره فیلم‌تئاتر اپرای عروسکی حافظ i
یک مدت بود سر نزده بودم. چقدر عوض شده همه چی! مبارکه.
فیلم-تاترهایی که خریداری می شن برای دیدنشون به کجا باید مراجعه کنیم؟ همینجا در تیوال قابلیت پخش دارن یا در فیلیمو یا ..؟
پویا فلاح و جعفر میراحمدی این را خواندند
درود بر شما کاربر عزیزمان
بله از ۱۰ اردیبهشت نسخه تازه تیوال رونمایی شده‌است.

همچنین فیلم‌تئاترها در خود تیوال بر پایه تکنولوژی‌های تازه به کار گرفته شده آن تماشا می‌شود.
۲ روز پیش، یکشنبه
گروه همیاری  
درود بر شما کاربر عزیزمان بله از ۱۰ اردیبهشت نسخه تازه تیوال رونمایی شده‌است. همچنین فیلم‌تئاترها در خود تیوال بر پایه تکنولوژی‌های تازه به کار گرفته شده آن تماشا می‌شود.
ممنونم از پاسخگوییتون.
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانواده جورکشیان/ نویسنده و کارگردان :آدینه سمنانی / دستیارکارگردان:فرشته سهی/بازیگران:آدینه سمنانی، محمدرضا ایمانیان /ایمان مادانی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اپیزودهای کوتاه نمایش نامه خوانی و یا اجراخوانی به نام خانواده جورکشیان!! در فضای مجازی و اینستاگرام adineh semnani و mohammsdrezaimanian و imanmadani و fereshtehsohi پخش می شود که تا به حال دوقسمت از این اپیزود ها با نام خودت دستاتو بشور و پرهام و آموزش آن لاین پخش شده است. پخش این اپیزودها شنبه ها حدود ساعت شش بعد از ظهر است. این نمایش های کوتاه به نویسندگی و کارگردانی : آدینه سمنانی، دستیار کارگردان :فرشته سهی، با بازی :آدینه سمنانی، محمدرضا ایمانیان، ایمان مادانی در مورد روزهای کرونا و تاثییر آن بر زندگی و شغل آدم هاست لطفا در بازدید از این مجموعه و نشر آن با ما همراه باشید 🙏🙏🙏
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتنی ها رو دوستان گفتند فقط عرض کنم:

ای ۲۵۰نفر هنرمند لطفا نکشیدمون بااین همه تهور و تعمق و دلسوزی برای مخاطبان انلاین دوردستها😜 کاش میتونستم دست تک تکتون رو ببوسم بخاطر اینهمه فداکاری بی منت!

والا بنده فکر میکنم نرمش قهرمانانه و سکوت و تحمل چون همیشه، صدبار شرف داشت به ابراز عجز و زبونی و ناتوانی و مجیز گویی چونان آشکار😥
یک لحظه خودتون رو بذارید جای مخاطبین این نامه، الان چه حالی دارن بنده خداها؟ گناه ندارن؟ هم سانسور میکنن هم مجوز نمیدن هم چیزی از فرهنگ و هنر نمیدونن ، بازم ازشون تشکر میشه و تاکید میشه زحماتشون دیده میشه و جای هیچ گلایه ای هم نیست و دست قانون هم بهمراهتون و لطفا تلوزیون و سینما که مخاطبشون بیشتره و گنده ترن رو بزنید و له کنید و بترکونید مال خودتون، نوش جونتون بالاخره شما مامورید و معذور اما جون مادرتون تاترهای کوچولو موچولوی مارو که بخاطر سانسورهای قبلی انقدر بی بو خاصیت و کوچیک شدن رو ( که خودتون چیدید و زدید و بریدید ) دوباره نزنید و نچینید و نبرید تا مخاطبین فلان جا که شاید تعدادشون به انگشتای یک دست هم نرسه "چون اصولا مخاطب تاتر باید فکر کنه، اونم عمیق" و خداروشکر ثمره آموزشهای شما اصولا چنین امکانی رو به همین موجودات پایتخت نشین هم نداده و نمیده چه برسه به اون فلان آبادی از همه جا بیخبر! ... دیدن ادامه ›› و و و خب اون سانسورچی ننه مرده الان هنک کرده که چی شد؟! این شوخیه یا جدی؟ من که شغلم سانسور و کوتاه کردنه عادت به تشکر و لطف ندارم؟! حالا که میخوام سانسورهای قبلیمو سانسورتر کنم چرا بجای فحش دارن تشکر میکنن؟! لابد اینا متلکه؟ شایدم بالاخره قدرمو فهمیدن ؟ شاید یهویی همه سر عقل اومدن؟ یا شاید زحماتمون به بار نشسته ریشه انحرافات کلا خشکیده؟! خلاصه این نامه بدجوری غریبه و و و
نکنید جون مادراتون نکنید همگی عادت کردیم که زور بگن و زور بشنویم لااقل کوس رسوایی نزنید و این حقارت و اختگی و ناتوانی رو مکتوب نکنید، بشینیم یک گوشه نون و ماستمون رو بخوریم و ادای قهرمانها رو بذاریم برای اهلش، مرسی اه

پ.ن : یکروز یک معتاد داغون بهم گفت سراغ مواد نرو چون به حال و روز من میافتی، بهش گفتم برو هر وقت خوب شدی بیا نصیحت کن چون رطب خورده کی منع رطب کند!!!!!!

یکبارم یک موتوری تکچرخ زد کوبید به من بهش گفتم این چه طرز موتور سواریه؟! پرسید گواهینامه موتور دارم ؟ گفتم نه، در جواب گفت پس زر نزن هر وقت گرفتی بیا نصیحت کن!!

دوستانی که پرچم صلح و مهربانی و توجیه دستشونه و میگن این حوزه تخصصیه و ماها که بیرون گودیم باید همونجا لنگمون رو دراز کنیم و جیک نزنیم و یا چون زندگیمون پر از تن دادنهاست بهتره درک کنیم و خودمون رو جای اونها بذاریم ، خدمتشون عرض میکنم اولا نبینید کی میگه ببینید چی میگه ! و در ثانی منظور اینه اگر با نامه قرار بود چیزی درست بشه سی سال پیش که اوج نامه نگاریها بود اندک تحولی حادث شده بود ، آیا بهتر نبود در این جهد بی حاصل آبروی خود و اطرافیان و جامعه کوچک تاتر با التماس و خواهش بر کار بی حاصل اینگونه حقیر و خار نمیشد؟

آقا فحش هم مثل سایر کلمات ارج و قرب داره..لطفا به املای درستش احترام بذارید..
ضر زدن،نه! " زر زدن" درسته..
خواهش میکنم مراعات کنید...😎
مرسی اه
۲ روز پیش، یکشنبه
قضیه چیه؟
۲ روز پیش، یکشنبه
الهه الف
قضیه چیه؟
جدا نمیدونید؟ قرنطینه کامل؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد ونائی
درباره نمایش اولیانا i
واقعا ممنونم از دوستان گروه تئاتر 84 که دارن آثارشون رو به صورت رایگان دراختیار می ذارن و خود این بهانه ای شده برای کامنت گذاشتن :)
من خود این اجرا رو ندیدم و تونستم الان فیلمش رو ببینم. دوستش نداشتم و به نظر من مهم ترین ایراد مربوط به دراماتورژی و کارگردانی است.
ونایی عزیز کجا میشه اجرا رو مجدد دید؟
یادمه وقتی دیدم دوستش داشتم :)
۲ روز پیش، یکشنبه
محمد جان تشکر، منم تونستم ببینم تو آخرین ساعاتش.
۲ روز پیش، یکشنبه
سیدمهدی
محمد جان تشکر، منم تونستم ببینم تو آخرین ساعاتش.
خواهش می کنم سیدجان. چه خوب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قیاس موقت

نامه 250 هنرمند تئاتر:
«ما در همه‌ کارهای خود، پیش از تولید، به این ممیزی فکر می‌کنیم و رعایتش می‌کنیم و اگر چیزی از دست‌مان در برود ممیزان زحمتش را می‌کشند.»

نامه 250 زن:
«ما در هر محفل اجتماعی، پیش از حضور، به این حفظ حجاب فکر می کنیم و رعایتش می کنیم و اگر چیزی از دستمان در برود گشت ارشاد زحمتش را می کشد. لذا خواهشمندیم دیگر اینستاگرام را از ما نگیرید.»

- ضمنا این قضیه منو یاد "مقدس" سعدی محمدی انداخت.
ترانه علیدوستی گفت به x رای بدید؟
صبر کن الان نشونش میدم!
علی کریمی گفت یه ماه خرید نکنید؟ الان ارزون شد؟ صبر کن برم توو صفحه‌اش چهارتا فحش بهش بدم.
کی به شما‌ها گفت در مورد مسائل سیاسی نظر بدید؟ شما ما رو بدبخت کردید! دفعه آخرتون باشه در مورد مسائلی که تخصص ندارید نظر میدید.
.
دلار شده ۱۷ تومن؟ ای بابا...
سکه شد ۷/۵؟ چه میشه کرد...
نرخ بیکاری؟ چاره‌ای نیست...
پراید شده ۱۰۰ میلیون؟ نه بابا...
دانشگاه‌ها مجازی درس میدن ولی حضوری امتحان میگیرن؟ حتما تقدیر مام اینه...
.
۲۵۰ نفر ... دیدن ادامه ›› بیانیه امضا کردن؟ الان پدرشونو در میارم! اینا بودن راجع‌به همه‌چی نظر میدادن؟ در مورد مسائلی که تخصصی درش نداشتن؟ حالا الان انقدر پررو شدن که در مورد صنف خودشون هم میخوان نظر بدن؟ بیخود!
گلاب آدینه هم جزوشونه؟ خب دیگه بهتر، من دیدمش خیلی خانم خاکی‌ایه، بعدا هم هرچی بشه هیچی نمیگه ولی اون پرایدیه اگه بهش گیر بدی بعداً واست گرون تموم میشه.
آخ کاش تیوال دایرکت داشت یه چیزی برات مینوشتم 😂😂
۳ روز پیش، شنبه
نیلوفر
آخ کاش تیوال دایرکت داشت یه چیزی برات مینوشتم 😂😂
اتفاقا من یه وقتایی یه چیزی میخوام بهت بگم بعد میبینم باید حتما خصوصی بگم😂
یه پست مخفی بزار اونجا صحبت کنیم😂😂
۳ روز پیش، شنبه
بهار گراوندی
اتفاقا من یه وقتایی یه چیزی میخوام بهت بگم بعد میبینم باید حتما خصوصی بگم😂 یه پست مخفی بزار اونجا صحبت کنیم😂😂
اره واقعا 😂😂
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و عرض ادب به همه دوستان عزیزم
درباره واکنش به نامه 250 نفر.
در نامه مشخصا ذکر شده که از روی اجبار گردن مینهیم به ممیزی و نه تنها قبولش نداریم بلکه احترامی هم براش قائل نیستیم. پذیرفتنش اجباره و اجبار
بله، فرمایشات دوستان خیلی ایده آله که ما نباید گردن بنهیم و نباید بپذیریم ممیزیو. ولی خود ما با علم به ممیزی خوردن آثار، مگه نمیریم برای دیدنشون؟
و همینطور افرادی که تو این سرزمین کار میکنن هم، با علم به ممیزی و از روی اجبار میپذیرن ممیزی رو و خب کارهاشونو اجرا میبرند
و ما هم با آگاهیِ ممیزی خوردن، میریم به تماشاشون.
پس هم سازندگان و هم مخاطبان همه‌مون به نوعی مجبور شدیم بپذیریم این ممیزی رو.
حالا این نامه هم در بندهای اولیه ش به این موضوع اشاره کرده و بعدش خواسته بابا لااقل دیگه ممیزی رو ممیزی نکنید و.... ادامه نامه.
حالا این وااسفا و جنجالها ... دیدن ادامه ›› برای چیه؟
جسارتا به نظر من فقط بزرگانی مثل بانو سوسن تسلیمی یا استاد بیضایی و دیگرانی که حاضر نشدن تن به این ممیزی‌ها بدند محق هستند که به این نامه ایراد بگیرند، چون عملا نشون دادند که ما به ممیزی تن نمیدیم و هزینه‌ش رو هم داریم میپردازیم.
ولی دوستانی که دارند تو این فضا کار میکنند و ما تماشاگرانی که با علم به ممیزی میریم کارها رو میبینیم شاید به زبون نیاوردیم و نامه شو امضا نکرده باشیم، ولی خب با رفتارمون عرض کردم از روی اجبار، پذیرفتیم این ممیزی هارو.
فاجعه از یک هسته آغاز می شود،
از یک متن،
از یک درام،
وقتی که نویسنده به فوبیای خودسانسوری دچار می شود حال این بیانیه که یک رویکرد سیاسی و جانبدارانه ای بیش نیست؛

فاجعه از نوشتن آغاز می شود و از انحراف در نیش قلم...
آنجاست که بحران در می گیرد.

فوبیای خودسانسوری...🥀

دریدگی و شاخص فراوانی دفرمگی از ملزومات زیربنایی فرم هایست که محتوا را به کجی وا داشته...
۳ روز پیش، شنبه
سیدمهدی
بله آقا رضا جان عزیز، فاجعه ست. البته من آغاز و دلیلش رو فوبیای خود سانسوری نمیدونم. دلیلشو نمیشه اینجا گفت چرا؟ چون مجبورم خودمو سانسور کنم. چون فوبیای خود سانسوری دارم؟ نه، چون میدونم ...
متوجه سه نقطه ات هستم و متوجه خورشید عالم تاب بشریت؛
خدا رحمت کند پدر فرانتس کافکا (هرمان) را که با وجودش و آن کهربای دیو صفت، سایه ادبیات اقلیت را بر سر اروپا و جهان خزاند... و خدا برکت دهد این سه نقطه ها را برای اکثریتی که از نظر تعداد زیادند ولی بواسطه منبع نور منبعث و عالم تاب به اقلیتی تقلیل یافته که وقتی جواب نامعادله را از مسیر دیفرانسیل های چند مرتبه با تلفیق مؤلفه های فیزیک کوانتوم و شیمی آلی حل می کنیم می رسیم به دونات زردی به جنس رادیواکتیویته جان به پلوتونیوم فیوژن شده و به هسته همجوشنده ای که بسیار وسیع پرتوافکنی می کند و هر هستنده ای را مجال نمایش نمی دهد!!
اما زمان تمام این هسته را در نهایت به فوتون هایی فرّار بدل خواهد ساخت...... روزی روزگاری این نوشتار بنده و این پست شما به تاریخ می پیوندد و این رعب و وحشت و غول انگاری به موقعیتی کُمدی چرخش خواهد کرد... آری زمان
🌑🌘🌗🌖🌕
لختی حافظه امان را به استالین کبیر چرخش دهیم و به ... دیدن ادامه ›› مروژک لهستانی برای نمایشنامه پرتره و گاهی واتسلاو...
الگوهای دکوپاژی نظام های توتالیتر یکسان است فقط اندکی در چگالی ها متغیرند و نتیجه غائی همانیست که روزی تمام این جو حاکم تبدیل به کمدی های مبتذلی خواهند شد که در تماشاخانه های درجه دو خواهند تاخت و محتوای فرمی خواهند بود فقط برای خنده ی حضار.
۳ روز پیش، شنبه
احسنت
نتیجه غائی همگیشان همانست.
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
:::::::: حجم استوانه: شعاع در ارتفاع :::::::::

اواخر اسفند دنبال سطل زباله مناسب می‌گشتم برای خونه. آخرین جایی که رفتم همون اولین مغازه بود. پلاستیک‌فروش سر کوچه گفت: "نگران سایزش نباش، من این موها رو تو آسیاب سفید نکرده‌م؛ یه روز حتما به دردت می‌خوره. فقط دم دستت باشه"
بصیرتی داشت پیرمرد! راست می‌گفت این مملکت، مملکت بیانیه و نامه سرگشاده و طومار هست.
با هر اسم یک‌بار دیگه پدال، دهن استوانه بزرگ رو باز و بسته کرد.
پادکست کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر منتشر شد | عکس
نخستین شماره‌ی پادکست کانون روابط عمومی و تبلیغات تئاتر در پایان هفته‌ی ارتباطات و روابط عمومی منتشر شد
پادکست کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر منتشر شد
پادکست کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر منتشر شد. نخستین شماره‌ی پادکست کانون روابط عمومی و تبلیغات تئاتر در پایان هفته‌ی ارتباطات و روابط عمومی منتشر شد. سردبیری این پادکست ...
دیدن ادامه ››

پادکست کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر منتشر شد.

نخستین شماره‌ی پادکست کانون روابط عمومی و تبلیغات تئاتر در پایان هفته‌ی ارتباطات و روابط عمومی منتشر شد.

سردبیری این پادکست را سارا حدادی ( کارشناس ارشد ارتباطات و نائب رییس کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر ) عهده دار است و محمدرضا ایمانیان راوی این مجموعه پادکست خواهد بود.

پادکست کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر راوی محور بوده و هر شماره میزبان یکی از فعالین حوزه ی ارتباطات در عرصه ی تئاتر خواهد بود  ، مهمان نخستین شماره ی این پادکست به مناسبت هفته ی ارتباطات و روابط عمومی تئاتر ، ایلیا شمس رییس هییت مدیره‌ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر و فعال حوزه ی ارتباطات بوده و در خصوص سواد رسانه ای و نقش آن بر مخاطب صحبت کرده است. 

همچنین در هر شماره از این پادکست یک موسیقی از یکی از آهنگسازان بزرگ جهان معرفی می شود این شماره با قطعه ی کلاسیک Divertimento اثر ولفگانگ آمادئوس موتزارت همراه شده است.

پادکست این کانون به صورت گاهنامه در پلتفرم های شنیداری نظیر شنوتو ، castbox و Spotify و همچنین در بستر آپارات و اینستاگرام قابل دسترسی است .

سارا حدادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نفرین به من! اگر وطنم را فروختم
گر پاره پاره‌های تنم را فروختم

نفرین به روزگار سیاهی که این‌چنین
با من نشست تا کفنم را فروختم

چوب حراج خورده تمام نداری‌ام
چیزی نمانده، خویشتنم را فروختم

من سهم گرگ‌هام، گمانم ...
نفرین به من! اگر وطنم را فروختم
گر پاره پاره‌های تنم را فروختم

نفرین به روزگار سیاهی که این‌چنین
با من نشست تا کفنم را فروختم

چوب حراج خورده تمام نداری‌ام
چیزی نمانده، خویشتنم را فروختم

من سهم گرگ‌هام، گمانم کسی هنوز
بویی نبرده پیرهنم را فروختم

خون بوی نان گرفته و نان نرخ جان شده
نانی نخواستم، دهنم را فروختم

کنج قفس به دانه و آبم فریفتند
ماندم خموش و پرزدنم را فروختم

نفرین به من که وقت سخن لال بوده‌ام
افسوس می‌خورم سخنم را فروختم...


مریم_آرام
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظر_شخصی
بیانیهٔ ۲۵۰ نفر از هنرمندان تئاتر رو چند بار با دقت خوندم، هرچند تعدادی از این دوستان رو هنرمند تئاتر نمی‌دونم اما نکته‌ای که باعث این همه جنجال و ناراحتی و تمسخر باشد در آن نیافتم!!
http://iranbanki.blogfa.com/post/52
مسعود جان خیلی دلتنگتم بردار🌸🌸 داستانک بالا رو بخون شاید کمی راهگشا باشه
۳ روز پیش، شنبه
Samira
عجب داستانی بود ...
شرح حالمونه
۳ روز پیش، شنبه
جناب کارآمد اگه اشتباه نکنم حتی کاوه آهنگر هم نه در اعتراض به روند کلی ضحاک که در اعتراض به عدم رعایت ((عدالت)) در کشتن همه فرزندانش حرف می زنه و برای حفظ جون بچه آخرش اومده.
و البته همین کاوه حاضر به امضای اون گواهی که مشروعیت بخشی به ضحاکه نمیشه.
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«ما در همه‌ کارهای خود، پیش از تولید، به این ممیزی فکر می‌کنیم و رعایتش می‌کنیم و اگر چیزی از دست‌مان در برود ممیزان زحمتش را می‌کشند.»





- مرضیه برومند، رویا تیموریان، فاطمه معتمد آریا، رضا کیانیان، قطب الدین صادقی، گلاب آدینه و دویست و چهل و چهار هنرمند(!) دیگر.
:((

ناظرانِ بر خود
۴ روز پیش، جمعه
مرضیه برومند، رویا تیموریان، فاطمه معتمد آریا، رضا کیانیان، قطب الدین صادقی، گلاب آدینه، افشین هاشمی، الهام پاوه نژاد، شبنم مقدمی، بهروز غریب‌پور، نسیم ادبی، سجاد افشاریان، آریان رضایی، مصطفی کوشکی، علی شمس، عباس جمالی، حبیب رضایی، علی سرابی، مارال بنی آدم، مجید مظفری، رامبد جوان، ستاره اسکندری، داود فتحعلی بیگی، احمد مهران‌فر، هادی حجازی‌فر، سارا بهرامی، پانته‌آ بهرام، الهام کردا، محمدحسن معجونی، نادر برهانی مرند، کیومرث مرادی، مهرداد رایانی مخصوص، لیلی رشیدی، علیرضا آرا، علی اصغر دشتی، حمید پورآذری، امین میری، نورالدین حیدری ماهر، منیژه محامدی، محمد اسکندری، محمد قدس، رضا موسوی، بابک برزویه، مریم پالیزبان، حمیدرضا نعیمی، بهنام شرفی، رویا میرعلمی، بهناز جعفری، بهرام ابراهیمی، علیرضا اولیایی، هادی مرزبان، فرزانه کابلی،شقایق دهقان، مونا فرجاد، شمسی صادقی، مسعود میر طاهری، ایمان افشاریان، جوانه دلشاد، حسن عابدی، ایلیا شمس، امیر اثباتی، امیر حسین شفیعی،گیتی قاسمی، مه‌لقا باقری، آنالی شکوری، رضا جاویدی، فرهاد تجویدی، شقایق فرشته، شیوا مکی‌نیان، آیلین کیخایی، پوریا رحیمی سام، نادر فلاح، آیدین الفت، عاطفه تهرانی، میکائیل شهرستانی، ایوب آقاخانی، فقیهه سلطانی، روح‌اله جعفری، میثم احمدی، حسین تفنگدار، سیروس همتی، جواد پولادی، سام کبودوند، ملودی آرام نیا، رحمت امینی، سهیل ساعی، پدیده جمال‌ها،حدیث رحمانی، شهره سلطانی، آناهیتا اقبال نژاد، وحید ... دیدن ادامه ›› آقاپور، وحید لک، فرزانه سهیلی، امیررضا دلاوری، پیام لاریان، آناهیتا همتی، حسن جودکی، سعید سیادت، بهرام بهبهانی، میلاد بهشتی، سیاوش چراغی پور، اتابک نادری، بهاره رهنما، فرزین محدث، احمد جعفری، سهیل مستجابیان، مجید نوروزی، علیرضا کیمنش، محمد علی آهنگران، سید مهرداد ضیایی، امیر کربلایی زاده، مژگان عیوضی، شیوا آباء، پرستو علیزاده، رسول حسینی،حسین فدایی حسین، حسین بنیاد، مهدی کوشکی، کامران شهلایی، الهام شعبانی، امیر قالیچی، محمد هادی عطایی، سعید دشتی، یعقوب صباحی، آرش عزیزی، مریم داننده فرد، مسعود طیبی، مسیح کاظمی، مهدی صفاری نژاد، رامونا شاه، رضا دادویی، مهدیه نساج، لیلا بلوکات، محمد عمروآبادی، مسعود میرمیری، کورش سلیمانی، ترانه کوهستانی، کهبد تاراج، آرش فصیح، امین بهروزی، تبسم هاشمی، سمانه افکاری، بابک حقی، نیکی مظفری، علی عابدی، علی نورانی، عرفان ابراهیمی، اکبر رضوانیان، سارا رسول زاده، محمد رضا ایمانیان، زینب لک، امیر پارسائیان مهر، امیر حسین دوانی، ایمان یزدی، سارا حدادی، بانیپال شومون، شهرزاد دریازاده، مینا دهنویی، مهران میرمیری، الهه پورجمشید، السا فیروزآذر، مریم شریعتی، فریبرز کریمی، علیرضا ساوه درودی، فرید قبادی، سیاوش البخشی نایینی، سروش طاهری، بابک رفاهی، یلدا عباسی، تورج ثمینی پور، افشین زارعی،لیلی عاج، محمد عاقبتی، پریدخت عابدین نژاد، مائده طهماسبی، سینا رازانی، آرش دادگر، وحید نفر، مهدی آشنا، رضا مولایی، رامین سیار دشتی، بهرام سروری نژاد ، ماریا حاجیها، گلچهر دامغانی، مارال فرجاد، بهزاد صدیقی، خسرو احمدی، سید علی موسویان، اعظم کیان افراز، مرتضی صادقیان، مجید یاراحمدی، سیروس اسنقی، روح اله حق گوی لسان، پانته آ مرزبانیان، فریدون محرابی، داود بنی اردلان، شهره رعایتی، فرنوش آباء، زهره استادی، کاوه سجادی حسینی، ریحانه سلامت، آلبرت بیگ‌جانی، ندا نصر، امیر پاکدل، آیه کیان پور، تینا بخشی، ارشام مودبیان، محمد خداوردی، محمد نادری، مریم غیورزاده، فرناز رهنما، کیارش اعتماد سیفی، نسترن پیکانو، مهوش افشار پناه، نسترن باقرزاده، آیلار نوشهری، علیرضا محمودی، فرزانه نشاط خواه، نوید جهان زاده، جمشید جهان زاده، پری‌ناز آل‌آقا، نادر بهرامی، توماج دانش بهزادی، داود نامور، روشنک کریمی، امیر اخوین، علی زارعی، شیرین جهان‌زاده، زهرا شایان فر، محمد وفایی، بهروز سروعلیشاهی، محمد طیب طاهر.»
۴ روز پیش، جمعه
خیلی از امضا کنندگان روی اینستا شروع کردند به توضیح در مورد اینکه چرا این کار رو کردند!
یکی نیست بهشون بگه شما اگر امضا کردنتون درست بوده اصلا احتیاجی نیست در موردش توضیحی بدید به کسی
وقتی این توضیحات رو می نویسید یعنی می دونید که چه کردید
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از ابتذال و اضمحلال فضای تئاتر که به تنگ آمده بودیم
بیانیه امضا کردن‌تان چه بود؟
هم پیاز را خوردید هم تازیانه را...
شما که نمی‌روید نه از رو نه از این کالبد بی‌جان تئاتر
شاید بهتر باشد که ما برویم

--بدیهی است این متن شامل همه‌ی اهالی تئاتر نمی‌شود و ارج و قدر دارند عده‌ی قلیلی که آتش تئاتر به جان‌شان گرفته اما امان از ۲۵۰ نفر با هر توجیهی که داشته باشند
گاهی فکر می کنم برخی امضا کنندگان بیانیه را نمی خوانند و صرفا جهت همراهی وهمسویی با سایر همکاران نامشان را اضافه می کنند
۴ روز پیش، جمعه
نیلوفر ثانی
گاهی فکر می کنم برخی امضا کنندگان بیانیه را نمی خوانند و صرفا جهت همراهی وهمسویی با سایر همکاران نامشان را اضافه می کنند
گویا انحرافی در مسیر متن در گرفته، از آنچه که بوده و آنچه که شده... حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
۳ روز پیش، شنبه
رضا بهکام
گویا انحرافی در مسیر متن در گرفته، از آنچه که بوده و آنچه که شده... حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
بهکام جان اینطور که بسیاری از امضاکنندگان درحال توجیه و فریاد در لایوهای اینستاگرامی هستند،گویا از همین کم و کیف مطلع بودند
اگر متن هم تغییرکرده و عده ای مطلع نبودند که جای صد تاسف بیشتر داره
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سجاد سجادپور
درباره فیلم‌تئاتر پسران تاریخ i
من این فیلم تئاتر رو خریداری کردم،اجرا عالی بوده اما نه فیلمبرداری و نه تدوین مناسب هست و نه صدای بازیگرا خوب ضبط شده.انقدر اذیت کننده بود که تا نصف بیشتر نتونستم تماشا کنم.تیم سازنده گرامی اگر احساس میکنید باید اجراتون برای همیشه ماندگار باشه روی کیفیت ضبط هم تاکید داشته باشید تا بشه تماشا هم کرد.به هر حال متشکرم
پویا فلاح و لیلا مظاهری این را خواندند
سپهر این را دوست دارد
درود بر شما
این فیلم جزو بهترین کیفیت‌های تصویری و صوتی کنونی با اصلاح رنگ است و حدس می‌زنیم احتمال بسیار زیاد مشکل از پهنای بناد شما بوده است... پیشنهاد می‌کنیم با یک اینترنت دیگر دوباره امتحان نمایید. اگر دوره تماشای شما گذشته‌است بفرمایید تا آن را تمدید کنیم.
۴ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
shilan salah
درباره فیلم‌تئاتر پسر نیل i
فیلم تئاتر بسیار خوبی بود. یک اقتباس هنرمندانه به زبان بچه ها و با اشعار زیبا با مفاهیم خوبی مثل امید به خداوند که در این روزهای کرونایی بسیار به آن احتیاج است.
پویا فلاح این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

الیور تویست : حسین پارسایی
«چنین به سردی بر سرخی شفق منگر »
سمیرامیس بابایی
ماهنامه دنیای تصویر

چارلز دیکنز داستان نام آشنایی به نام الیور تویست دارد که هر یک از ما اگر کتابش را نخوانده باشیم، دست کم یک بار هم شده قصه آن به گوشمان خورده است .می دانیم الیور پسرک یتیمی است که در نوانخانه او را به خاطر درخواست یک بشقاب غذای اضافه زندانی می کنند، به باد کتک می گیرند ، برای کار فروخته ... دیدن ادامه ›› می شود و...
دیکنز شرایط کودکان کار انگلستان قرن نوزدهم را چنان به تصویر می کشد که تاثیرش سبب تغییر قوانین می گردد؛ علاوه بر آن مضمون دیگری که در داستان های نویسنده همیشه مورد توجه قرار گرفته ، ایمان او به انسانیت است ، اینکه تا وقتی انسان ها دستی مهربانانه یا عدالت ورزانه به سوی هم دراز می کنند می توان به بهبودی جامعه امید داشت .
این نمایش البته دغدغه کودکان کار ندارد، چنین توقعی هم از آن نمی رود، وقتی پا به سالن می گذاریم به این امر آگاهیم که الیورتویست باید یک نمایش موزیکالِ قصه محور باشد. کار شروع انرژیکی دارد، حرکات طراحی شده کودکان یتیم در نوانخانه، که هماهنگ و کم خطا عمل می کنند . مخاطب با قاب های خوبی روبرو است . صحنه هایی با دکورهایی پرطمطراق که در نهایت ظرافت و دقت ساخته شده اند. ماکت ها مثل خانه عروسک تو دل برو و جذاب هستند و تماشاچی با مجموعه ای از حرکات کروگرافی شده در خور توجه مواجه است که می توان همچون نوعی مراسم آیینی در کارنوال ها تماشایش کرد( حتا می توان وجود این نقطه ضعف که بخش عمده ای از همخوانی ها همهمه وار و غیر قابل درک است را به دیده اغماض نگریست.) در الیورتویست ما با بستری مواجه هستیم که همه عناصر موجود را در اختیار دارد تا به خلق یک اثر بی نظیر دست یابد. بودجه بالابلند، صرف هزینه زیادِ طراحی صحنه و لباس ، موسیقی ِزنده و گیرا ، همخوانی جذب کننده ، لیستی از بازیگران شناخته شده، داشتن امکان و اجازه بیلبوردهای کثیر شهری و.... بن مایه آن هم تمام و کمال وام دار فیلمِ موزیکال الیورتویستِ کارول رید است و از سختی هایِ بار دراماتوژی تا اندازه زیادی کاسته. حال قرار است کارگردان به سان رییسِ بزرگ و به قول شاعر « ای الهه رحمت، کُن قدم رنجه زود بی زحمت» رهبری آن را برعهده بگیرد. چون رشته تسبیحی که باید از میان همه عناصر رد شود که اگر چنین نباشد، وحدت دیداری اجرا از بین می رود. این همان اتفاقی است که در نمایش الیور تویست رخ داده است. متاسفانه نمایش سخت از فقدان کارگردانی رنج می برد. هر جاکه موزیک وحرکات موزون پایان می یابد کار به حد حیرت آوری نازل پیش می رود.بازیگران روی صحنه ول هستند. بجز شخصیت فاگین(هوتن شکیبا) که تیپ است و سعی دارد با تکیه بر طنز توجه مخاطبش را جلب کند و قاضی (داریوش شایگان )که شیوه مشابه ای را در پیش می گیرد ، بازیگران نقش خود را پیش نمی برند، خودشان را بازی می کند. .آتیلا پسیانی به جز نامی در بروشور واقعا حضور خاصی ندارد! تو گویی فقط چند قدمی می زند و می گذرد. مهناز افشار(نانسی) به هیچ وجه نمی تواند روی صحنه تئاتر موفق عمل کند ، کم می آورد، تقصیری هم ندارد، او بازیگری با توانایی تئاتر نیست، از طرفی او نیز مانند دیگر بازیگران با معضل هدایت ناشدگی مواجه است، نقش مقابلش نوید محمد زاده(بیلی) بازیگر تئاتری توانمند، همانقدر روی صحنه عاطل است که افشار. محمد زاده در نقش آدم عصبیِ تند خویِ افسارگسیخته ی همیشگی اش در این سو و آن سوی صحنه بی هدف دوانده می شود . پیرنگ عشقی نانسی و بیلی خام و ناکارآمد از آب درآمده ، در صحنه قتل نانسی، وقتی بیلی می خواهد او را زیر بار شلاق بگیرد، با هم دور می چرخند! و نانسی مانند ملودرام های آبکی فریاد می کشد «دوست دارم !دوست دارم!» مرگ او مبتدی ترین شکل بازیِ مردن روی صحنه است و با داد کشیدن های نوید محمدزاده ریتم زمین خورده آن سرپا نمیشود.
نمایش الیور تویست مانند دعوت به یک مهمانی بزرگ است. در ابتدای ورود از رزق و برق محیط جدید و صدای موزیک و شلوغی جمعیت دچار حیرت می شویم، چشم که به نور و جلوه گری هایش عادت کرد به معناباختگی عظیم آن پی می بریم . الیور تویست نه به داستان می پردازد و نه اصلا در بند آن است، تو گویی با تکیه بر این واقعیت که« همه دیگر داستان تویست را می دانند» از تعریف آن اجتناب می کند! تاتر از کانسپ خالی است، همه چیز دارد و هیچ ندار.د نه اندیشه و نگاه تئاتری و نه داستان گویی و شخصیت پردازی. مخاطب اگر کنترلی به دست داشته و برای از نزدیک دیدن هنرپیشه محبوبش هم بلیت نخریده باشد!می تواند دکمه فست فوراد را بزند تا فقط حرکات موزون روی صحنه را تماشا کند! با این همه نباید فراموش کنیم که طراح حرکات در حد بضاعت تئاتر ما، کاری کرده است کارستان. اما نمایش دو ساعته که نمی تواند همه بار خود را به دوش رقص و آوازش بگذارد خالی بودن خود را تا آنجایی که می تواند با شوخی پر می کند . هوتن شکیبا کاراکتر فاگین اش را به استهزا می کشاند. فاگین آواز سر می دهد و از مستی و چالش زن نگرفتن اش می گوید!
این جاست که برای ما سوال پیش می آید حسین پارسایی کیست؟ ؟ چرا فردی با سابقه اندک کارگردانیِ چندین کارِ ارزشی و سابقه سالیان دراز پست های مدیریتی ، عهده دار کاری با چنین بودجه هنگفتی می شود؟پاسخی ندارد که ندانیم ، مرگ هنر از همان زمانی آغاز می شود که مدیران عهده دار کار هنرمندان شوند.
حلقه مفعوده کار اما نه کارگردان بلکه خود الیور است! او نقشی شی واره دارد .اصلا به او پرداخت نمی شود. در داستان دیکنز گرچه فقر از بین نمی رود اما در نهایت این خیر است که بر شر فایق می آید. در نمایش پارسایی الیورها مطرح نیستند، فاگین گل سرسبد داستان است اوست که آواز سر میدهد «برای زندگی راحت جیب مردم را باید زد»«مالیات رو هواست!چون پول مردم تو جیب ماست» «واسه این همه سخاوت جیب مردم رو باید زد».
در مقوله تئاتر به مثابه سرگرمی موافقان آن ادعا می کنند که پول در آوردن مهم است! بله فروش بلیت مهم است ،چون مخاطب مهم است. اما تئاتر به هیچ عنوان مکانی سرگرمی زا نیست. البته که می تواند و باید سرگرم کننده باشد اما هرگز برای سرگرمی روی صحنه نمی رود. این ادعایی نه سر تفرعن است که اصلا خاستگاه تئاتر چنین نیست! این تفاوت را می توان حتا با نگاهی گذرا به سالن انتظار سینما که در آن پاپ کورن و ساندویج می فروشند و سالن انتظار تئاتر که تنها محدود به فروش آب معدنی است فهمید . بحث جذب مخاطب اگر چه درست است اما قرار نیست او را عادت دهیم اگرکاری « قرش» کم باشد پس پایش را به سالن نگذارد. موافقان چنین رویکردی معتقدند مردم همین را می خواهند، فرض هم که چنین باشد ، آیا این خوراک نامناسب در طول زمان تاثیری جز سرایت بیماری بر جای خواهد گذاشت؟شاید برای مراسم اعدام هم بتوان بلیت فروشی خوبی داشت آیا باید به آن تن در داد؟ کمااینکه چرا خودمان راگول بزنیم، فروش چنین نمایش های تعریف شده ای یک ریالش به جیب خانواده تئاتری نرفته است و نمی رود. الیورتویست نماد تئاتر ماست او در میان زرق و برق و جلوه آرایی ها محو است، کسی به او اهمیتی نمی دهد، اوست که همچنان با همان کاسه خالی در دست، لاغر، نحیف و بی جان رو به بامبل ها می گوید: آقا لطفا یه بشقاب دیگه، من در این نمایش سیر شما بسیار بسیار گرسنه ام!
علی جباری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید