تیوال | محمد کارآمد درباره نمایش چهره مرد هنرمند در جوانی: "حنجره اش از هوس آنکه فریاد بلندی بکشد به درد
S3 : 17:07:56
"حنجره اش از هوس آنکه فریاد بلندی بکشد به درد افتاده بود، فریادی چون فریاد شاهین یا عقابی از فراز آسمان، فریادی نافذ تا از تسلیم خویشتن به بادها خبر دهد. این ندای زندگانی بود خطاب به روح او نه آن صدای ملال آور زمخت عالم تکلیف و نومیدی، نه آن صدای غیر انسانی که او را به خدمت محراب فرا می خواند.”
###
اگر فکر میکنید با نمایشی به ثقیلی متن بالا طرفید سخت در اشتباهید چون جناب هرآیینی یکی از سخت خوانترین کتابهای جیمز جویس را در خلاقیتی شیرین به راحت الحلقومی دوست داشتنی بدل کرده اند که فقط میتوان آنرا دید و از لحظه لحظه اش لذت برد و به نبوغ پدیدارگرانش آفرین فرستاد.

گفتاری که از زبان گیتاری خارج میشود و نوازنده ای که میگوید جای نواختن! و بازیگرانی که در تاتر زندگی میکنند و بازی یادشان رفته است و خلق میکنند جهانی هجو آمیز و رو راست در روایتی جذاب و ... دیدن ادامه » کوتاه! آنقدر کوتاه که همه تماشاگران انتهای نمایش و نقطه پایان آنرا نمیپذیرند و جملگی کمی بیشتر میخواهند و این حاصل لذتی است که روحهامان درگیر آن شده است.

خلاقیت و ابتکار در فرم این اجرا انقدر ارزشمند است که مشکلات متنی اثر برای من ارزش بازگویی ندارند، فکر میکنم رسالت این اجرا تمام و کمال در حظ بصری و حرکات نمایشی و نور و صدا و میزانسن و کارگردانی فوق العاده خلاصه شده بود و حاصل آن پکیجی لذت بخش از تاتر واقعی

درود و خسته نباشید به همه دست اندر کاران این نمایش شریف
چه قدر خوب همه چیز رو توضیح دادین.
۲۴ آذر
لذت بردم از خوندن این متن
۰۳ دی
لذت میبرم از اشناییت
۰۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید