تیوال نمایش شوایک سرباز ساده دل
S2 : 18:40:21
  از مهر ۱۳۹۶
 بها: ۲۵,۰۰۰ تا ۸۰,۰۰۰ تومان

: حمید رضا نعیمی
: (به ترتیب الفبا) فرهار آییش، کتانه افشاری نژاد، کامبیز امینی، رضا جهانی، امیرحسین رستمی، مهران رنج بر، محسن سالاری، بهنام شرفی، یعقوب صباحی، مرجان فریقی، حامد کمیلی، بهناز نازی، بهار نوحیان، پرهام ابراری، رضا افشار، سهیل باباعلی، مجتبی بابایی فرد، امین بالنگ، مجید تفرشی، کیارش دستیاری، سعید رستمی، ایمان سلگی، فرهاد قدیم خانی، محمد کمان گیر، سینا کوایی، علی گلشنی، صالح لواسانی، محمد مشتاقی، عطا مقیمی، محمد نژاد، محمد نیازی، سعید هاشمی

: نورالدین حیدری ماهر
: رضا مهدی زاده
: ادنا زینلیان
: ماریا حاجیها
: رضا حیدری
: علیرضا عبدالکریمی
: محمد صادق زرجویان
: محمد گودرزیانی
: مهلا پاکدامن
: علی اسدی
: سجاد دلیری
: تهران تیاتر (مرتضی کازرانی)
: آیدا اورنگ

اقتباسی آزاد از رمان شوایک سرباز ساده دل 



» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فوق العاده بود...یکی از بهترین تاترایی که تو عمرم دیدم
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیاهو، شوخی و ایده‌های ناقص ضدجنگ

آنکه می‌خندد همواره در موقعیتی برتر از آنکه بر او می‌خندند واقع است. فرودستان، تحقیرشدگان، بردگان و محکومان در تحمل وضعیت ناسازگار خود همیشه از خنده نیرو گرفته‌اند، و این به آن‌ها امید داده است که خواهند توانست سرنوشتشان را بگردانند. آنکه به مسلخ می‌برندش چه بسا هزلی گزنده بگوید؛ اما آنکه به رهبری برگزیده شده، ‌به قول گفتنی «شوخی سرش نمی‌شود.» به همین دلیل است که طنزِ فرودستان وجود دارد؛ اما مثلا «طنز قهرمانی» یا «طنز شاهی» وجود ندارد.

شوایک سرباز پاکدل، یورسلاو هاشک

در حالی که حواشی «شرق دور، شرق نزدیک» بخشی از فعالیت‌های رسانه‌ای حمیدرضا نعیمی بود، او در آرامش نمایش «شوایک» خود را در تالار وحدت، در ابعادی وسیع‌تر از اجرای شهرزاد خود روی صحنه برد تا بتواند برخلاف نخستین تجربه تماشاخانه خصوصی خود، اثری بی‌حاشیه روی صحنه برد. «شوایک» اقتباسی از رمان ناتمام یورسلاو هاشک، نویسنده اهل چک است که همانند دیگر آثار شاخص نعیمی – منهای «شرق دور، شرق نزدیک» برگردانی از یک رمان یا شخصیت است و حتی می‌توان گفت هر دو است.

بهتر است کمی به گذشته بنگریم. نعیمی در دوره‌ای که شناخت جامعه تئاتر دوست از او بیشتر شده است خود را دربست در اختیار اقتباس قرار داده است. او در این سال‌ها بکت، گوته و دفو، تسوایک و شکسپیر را محل آزمون و خطاهای اقتباسی خود قرار داده است. حتی برای رسیدن به شخصیت سقراط، به سراغ افلاطونی می‌رود که او را در قامت معترضی اجتماعی – فلسفی روی صحنه می‌آورد. او همواره در حال عاریه گرفتن روایت از دیگران بوده است و این مهم را به خوبی دریافته است. او می‌داند باید چگونه عنصری غیردراماتیک را دراماتیک کرد. برای اثبات این مهم کافی است به سراغ رساله‌هایی چون فایدون یا گرگیاس افلاطون بروید که جز حرف، حرف و حرف چیزی نصیبتان نمی‌شود. او به خوبی مکلمات سقراطی افلاطون را به داستانی دراماتیک بدل می‌کند تا در سه نوبت با حداکثر ظرفیت مخاطب به خود جذب کند.

روش کار نعیمی اما چندان پیچیده نیست؛ اگرچه برای مخاطب تئاتر جادویی به نظر می‌آید. او کاشف خوبی است. او ذائقه خوبی برای یافتن داستان مدنظر خود دارد و داستان مدنظر او چیست؟ «جنگ». او در پی پاسخ دادن به جنگ است و این شاید به گذشته او بازگردد. او جنگ را در کودکی لمس کرده است؛ اما نگرش او نسبت به جنگ، نگرشی ایستا نیست. او جنگ را از دیدگان یک شخصیت واحد می‌نگرد. برای او سقراط، کاستلیون، فاوست یا شوایک یک نفرند و شاید همه آنان خود او باشند. مردی فیلسوف‌مآب که می‌تواند جملات قصار رندانه‌ای بیافریند. او نگاهی روشن‌‌بین نسبت به آینده دارد و حتی اگر چون فاوست در چنگال ابلیس گرفتار شده باشد، به سبب رسالت فلسفی خود، سوسیالیستی در برابر امپریالیسم می‌شود. او برای ما همواره قهرمان است.

در «شوایک» قهرمان فیلسوف نعیمی در قامت مردی ابله تجسم یافته است که بلاهتش را دیگران بدو اطلاق داشته‌اند. این ابله دگران‌خوانده چندان در پی یافتن مشروعیت جامعه محاط بر خود نیست. او از آن گریزان است و سعی می‌کند دیگران از او تأثیر بگیرند و تمام تلاش او نیز همین است. او می‌خواهد مانعی جنگی شود که بیش از همه آن را پیش‌بینی کرده است و برای موفقیت در توقف نیازمند تأثیرگذاری است. «شوایک» خوب پیش می‌رود؛ اما در این جهانی که بلاهت آن را قورت داده است، از دست شوایک کاری برنمی‌آید. او عاقل‌ترین مرد میدان نبرد باقی می‌ماند.

«شوایک» نعیمی چندان به فضای سراسر تراژیک «فاوست» یا «کالون و قیام کاستلیون» نزدیک نمی‌شود. در آن خبری از قهرمانان سخن‌ور و پرجنب‌وجوش روی صحنه نیست. قهرمان «شوایک» کسی همچون سقراط است که با نوعی شیرینی در انتخاب واژگان به طبقات اجتماعی جنگ‌افروز را به سخره می‌گیرد. او از سگ‌دانی خود به مقصد جبهه جنگ، در خانه کاسبان دین و جنگ سکنی می‌گزیند. از سَر و سِر آنان آگاه می‌شود. به فساد اخلاقی و مالی دربرگیرنده آنان پی می‌برد و با تأکید بر بلاهت خویش، هدف راسخش را مانعی برای روایتگری بیشتر این فساد می‌داند.

اما ... دیدن ادامه » آیا این وضعیت برای روایتگری دراماتیک کفایت می‌کند؟ آیا میان پرده‌های بسیار «شوایک» یک عامل واسطه وجود دارد؟ آیا ما با یک داستان منسجم روبه‌روییم؟ آیا «شوایک» همچون دیگر قهرمانان نعیمی کنشگر است؟

پاسخ را باید با احتیاط داد. در مواجهه با «شوایک» متوجه می‌شویم داستانی منسجم برایمان نقل نمی‌شود. قطعاتی از روزگار یک شخصیت را تماشا می‌کنیم که می‌تواند هر آن جایشان تغییر کنند. هر پرده مستقل از دیگری است. وجود شخصیت‌های فرعی چندان تابع دیگری نیست. برای همین است که مفتش می‌تواند در جایی خارج از صحنه به دست سگان نااصیلش کشته شود. در «شوایک» ساختار بسان ادبیات قلاشی و تا حدودی پهلوانی است. شخصیت مرکزی وارد یک سفر می‌شود و باید در هر بخش از خوانی بگذرد. «شوایک» یک به یک خوان‌ها را پشت سر می‌گذارد، بدون اینکه این خوان‌ها واجد ترتیب منطقی باشد. هر کدام می‌تواند پس یا پیش از دیگری ظاهر شود.

علت این مسئله فقدان المان‌های قهرمانی در شخصیت «شوایک» است. شوایک آن کنشگری دیگر قهرمانان درام‌های نعیمی را ندارد. او صرفاً یک راوی است؛ اگرچه بارها نقش راوی‌بودگی خود را نیز از دست می‌دهد. شوایک به واسطه همان بلاهتش صرفاً در حال دیدن کنش دیگران است. این ضدکنشگری نیز ناشی از رویه ضدجنگ اوست. او تفنگ به دست نمی‌گیرد. او در عملیات نظامی شرکت نمی‌کند و این افعال منفی از او تصویر انفعالی می‌سازد. از همین روست که همه بار درام به جای داستان، بر دوش بازی فرهاد آییش است. او طنازی می‌کند و از شوایک شخصیتی می‌سازد که خود اوست. چندان از او دور نیست. حتی به سقراط می‌ماند.

در شوایک دیگر داستان اهمیت خود را از دست می‌دهد. نعیمی شوایک بامزه‌ای دارد که می‌تواند هر موقعیتی فلسفی مدنظر او را به چالش بکشد. به جز مفهوم جنگ که چندان برای نعیمی شوخی‌پذیر نیست، همه چیز به سخره گرفته می‌شود؛ حتی عشق. شاید نعیمی مفهومی چون عشق را با پایانی تلخ برای وانیک رقم می‌زند؛ اما بار تراژیک آن چقدر است؟ ما چقدر وانیک را می‌شناسیم؟ وانیک واجد چه مؤلفه‌های تراژیک است؟ هامارتیای او چیست؟ پاسخ همانا که وانیک یک شخصیت مصرف‌شدنی در شوایک است. همانند دیگر شخصیت‌ها که هیچ‌گاه به یک پرسوناژ بدل نمی‌شوند. باز هم نزاع تیپ و شخصیت می‌آغازد و با این می‌پایاند که بالأخره این کمدی است.

شوایک یک کمدی است؛ اما نازل‌تر آثار سابق نعیمی. به شدت وابسته به چینش بازیگرانش است. چیز جدیدی برای ما خلق نمی‌کند. طراحی صحنه‌اش برخلاف گذشته به سوی مینی‌مالیسم رفته است. شاید از تأثیرات «شرق دور، شرق نزدیک» باشد. می‌خواهد عظیم باشد؛ ولی نیست. بیشتر صحنه‌هایش دیالوگ میان دو نفر است. صحنه عاری از خلاقیت‌های مورد انتظار است و شاید این خود یک خلاقیت باشد. «شوایک» آن چیزی نیست که توقع دارید. «شوایک» بیش از اینکه داستان بگوید مانیفست ضدجنگ نعیمی است؛ پس در همان شمایل شبه‌سوسیالیستی خود ساده و فاقد پیچیدگی‌های مرسوم نعیمی است. «شوایک» تعلیق خواسته‌های دراماتیک نعیمی است.

در «شوایک» قرار است جنگ تقبیح شود، به سخره گرفته شود و حتی هشدار داده شود که آتشش چه توانایی در نابودی بشریت دارد؛ اما نهایت کار چیست؛ جز شوخی‌های آییش و امیرحسین رستمی. در آن هیاهوی رفتن به وحدت و سبقت گرفتن جامعه صاحب مکنت در نشستن بر صندلی‌های وحدت چیزی که مهم نیست پیام نمایش است. «شوایک» یک سرگرمی است که در خلال آن، آن انتها غم بودن جنگ نیز در آن بیان می‌شود و مخاطب خشنود از شوخی‌ها و سرگرمی شاید فراموش کند وانیک برای چه به نیستی بدل شد.

پی‌نوشت: اگر به جملات نخست این مطلب که برآمده از کتاب هاشک است بازگردیم، به نظر می‌رسد نعیمی نمی‌تواند رسالت متن هاشک را به مخاطب انتقال دهد. در نهایت این فرودستان هستند که در ردای کمدی لبخند را برای جماعت فرادست فراهم می‌کنند. شاید نیاز به مکث و درنگ و تأمل است.
امیرمسعود فدائی و Ali این را خواندند
Marillion و farhad riazi این را دوست دارند
ممنون... واقعیت امر همین است
۳۰ آبان ۱۳۹۶
احسان جان درود دوست دیرینم
ضمن تشکر از حضور مغتنم و اشتراک مطالب ارزشمندت، عارضم...
بر شما صاحبان قلم و قدرتِ نقد که به واسطهٔ رسانه، طیف وسیعی از اهالی و متولیان تئاتر را در زمرهٔ مخاطبان جدی ِ خود دارید، شایسته است نسبت به معضلات روزافزونی که در بحث ... دیدن ادامه » کیفیت ارائهٔ کالای فرهنگی گریبانگیر جمعیت تماشاگرست نیز کنشگر ظاهر شده و در راستای تعالی هنر نمایش پیرامون مظالمی همچون خدمت رسانی ضعیف ِ سالن های خصوصی، بحث خارج از ظرفیت و عدم تقدم فرهنگ و آداب تئاتر بر اهداف مالی که دون ِ شأن خریداران این هنر بوده و جملگی را به ستوه آورده است، تحلیل و تفحصی را اختصاص و به نشر رسانید که عزیز من این همه فریاد را میان این حجم ِ بی تفاوتی دادرسی نیست.
سپاس ها
۳۰ آبان ۱۳۹۶
کیان عزیز به عنوان یک روزنامه‌نگار فعال همواره گفته‌ام و گفته‌ام؛ اما پول گوش شنوایی برای جماعت پول‌دوست باقی نمی‌گذارد... تئاتر کالای لوکسی شده برای فروختن و فخرفروشی... لباس میلیونی بپوشی و بر صندلی 140هزار تومانی وحدت تکیه زنی و هنرمند چیزی جز این ... دیدن ادامه » نمی‌خواهد... این چرخ را پول می‌چرخاند نه اندیشه...
۰۱ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش را دوست نداشتم.
البته باید بگم اکثر دوستانی که باهاشون نمایش را رفتم تماشا کردم، به نسبت راضی بودند.
دکور ، هماهنگی در اجرا و کلا زحمتی که برای این نمایش تدارک دیده شده بود، قابل قبول بود.
ولی من شخصا هر چقدر که به تاپیک س*ک@س در مباحث جدی علاقه مندم به همون میزان از شوخی های بی لایه مرتبط با این موضوع متنفرم. مخصوصا اگر شوخی ها دم دستی باشد....
شوخی ها نمایش را برای من تبدیل به یک نمایش روحوضی و سرشار از شعارهای سطحی کرده بود.
به نظر میامد جامعه و حکومتی که تصویر شده بود در قالب نام اتریش بیان شده بود تا نمایش اجازه اکران بیابد. و کلا هم ما ملتی هستیم با دل پر و سرشار از عصبانیت از خیلی افراد و خیلی رویه ها.... پس وقتی نمایشی اشاره های کنایه آمیزی به این مسایل داشته باشد خوشحال میشیم !!! و این مکانیزم یک فرار است تا فکر نکنیم چقدر خودمان مقصر ... دیدن ادامه » هستیم در پیش آمد این حالتی که هستیم... با کنایه دلمان خنک می شود و با شوخی های جنسی چنان جیغ خوشحالی بروز می دهیم که... .
امیرمسعود فدائی، فرشته و الناز زالی این را خواندند
رضا تهوری، منا امینیان و solaris این را دوست دارند
جناب کوچه باغی، در زمینه نقد جامعه خودمون و رفتارهای غلط و غیرمتمدنانه و متناقضی که خیلی از ماها داریم درحالی کلی باهاتون موافق هستم و لازمه پیشرفت و بهبود اوضاع همین نقد بیرحمامه خودمون هست.....اما در مورد وجود شوخیهای اروتیک و ندیدن به چنین شوخیهایی ... دیدن ادامه » به هیچ وجه محدود به جامعه ما نمیشه....در همه جای دنیا اکثریت ملت با دوستانشان چنین شوخیهایی میکنن و از سریالها و فیلم ها و نمایش هایی که توشون چنین شوخیهایی به مقدار فراوان باشه استقبال میکنن....در بهترین سریالها و تاترها و فیلم های کمدی و کمدی-درام و کمدی-رمانتیک دنیا به مقدار فراوان چنین شوخیهایی وجود داره و عملا بزرگ‌ترین بخش شوخیها رو شامل میشه و وجود این ها نه باعث ارزشمند شدن کار میشه و نه از ارزش کار کم میکنه(این موارد سلیقه و نظر شخصی نیست اگر تمایل داشته باشین در هر مورد مثالهای زیادی وجود داره)البته هستند معدود فیلم ها و سریالهای کمدی که درصد شوخیهای اروتیک در اونها کم هست اما استثنا محسوب میشن...در مورد چنین شوخیهایی معیار مشخصی برای قوی و ضعیف بودنشون وجود نداره و صرفا میزان خنده گیری از مخاطب کار مهم میشه...و نکته بسیار مهم این هست که حجم و سطح شوخیهای اروتیک در سینما و تاتر ایران بدلیل ممیزی بسیار پایین تر از متوسط جهانی هست (شخصا با این که بیش از صد سریال کمدی مطرح امریکا و انگلیس رو دیدم هنوز با موردی مثل پاورچین یا برره یا،...مواجه نشدم که کمدی موفق هستند و تقریبا عاری از چنان شوخیهایی).خلاصه بحث در مورد ویژگیهای منفی جامعه مخالفتی ندارم اما وجود و یا استقبال از این مدل شوخیها بسیج وجه نکته منفی محسوب نمیشه.....موفق باشید
۱۷ آبان ۱۳۹۶
من کامل با نظر شما موافقم. تمایلات اروتیکی جزئی از وجود ادمها از جمله خود من هستند. زبان طنز نیز بیانگر حقایق باید باشد. پس حذف اروتیک از طنز به حتم نوعی سانسور انگاشته می شود. ولی وقتی جامعه ای بصورت عرفی از مطرح شدن تاپیک س ک س فراری می باشد ولی افسار گسبخته ... دیدن ادامه » و سطحی شوخی های انرا در اولویت شادی و... قرار می دهد، بحث استفاده ابزاری از اروتیک برداشت می شود... .
وگرنه به قول شما، در سراسر دنیا اروتیک نیز بخش جذابی از طنز می باشد و خود من هم وقتی همه المان ها در جای خودش در فیلم یا سریالی مطرح شود، مشتاقانه منتظر دیدن بخش طنز اروتیک اون اثر هستم... .
۱۷ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین باری که یک تئاتر مفصل(اثری با شخصیت های متعدد،دکور با جزییات ،دیالوگ های طولانی و مدت زمان طولانی) رو دیدم بعد از خروج از سالن عهدی با خودم بستم کارهای طولانی و آخر شبی رو از لیست علاقمندی هام حذف می کنم. چرا که به نظر من هنر آن است که گزیده باشد.
به این عهد وفادار باقی موندم تا همین دیشب که به تماشای شوایک رفتم.
شروع خوبی داشت. شوخی های تاحدی هوشمندانه و بازی درخشان بعضی از بازیگران. دکور ساده برای شروع و صحنه هایی با زیبایی بصری در پایان کار.
تا اواسط کار هم اوضاع خوب بود اما از نیمه دوم کار این به ذهنم رسید که کارگردان ها تا چه حد به مخاطب شناسی تئاتر دقت می کنند.
نمیخواهم بگویم باید هرچه مخاطب طلب می کند عرضه کنیم اما اینکه کمی خودمان را جای مخاطبی بذاریم که از ساعت ۹ تا ۱۱.۳۰ روی صندلی های سالخورده وحدت بی حرکت نشسته، جای پای مناسبی ندارد ... دیدن ادامه » و نباید با خود خوراکی به سالن بیاورد، بگذاریم شاید کمی با او همذات پنداری کنیم و گزیده گوی تر باشیم.
این طولانی بودن اثر برای من خیلی محسوس بود آنقدر که اگر چندین سال بعد بگویند شوایک خواهم گفت وای نه.
جدای این موضوع بازی ها را دوست داشتم. موضوع اثر هم به دلم نشست (به جز لودگی بیش از حد کشیش را البته)
صحنه پایانی که سگ شوایک در کنار او زوزه می کشید یکی از بهترین پایان هایی بود که به یاد دارم. ما می آییم تئاترها را می بینیم و گاهی خوب است فکر کنیم این زندگی خود ماست.
Samira این را خواند
امیرمسعود فدائی، رضا، solaris و ارشاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود.
خیلی هنر میخواد که دو ساعت و نیم تماشگر رو بدون خستگی روی صندلی بشونی .
آقای نعیمی و آئیش این هنر رو داشتند.
سپاس ازشون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کار از هم گسیخته و طولانی که به نظر من می توانست خیلی کوتاه تر بشود ..
امیرمسعود فدائی، Samira، رضا تهوری و رضا این را خواندند
منا امینیان این را دوست دارد
به نظر من یه نمایش قوی و دوست داشتنی بود...
هرچند گاهی در هنگام جنگ حوصله ادم سر میرفت ولی طنزی که دیالوگها داشت خستگی رو از بین میبرد!!
مردم با صدای بلند میخندیدن و این انرژی خیلی عالی بود...
البته به قول شما شاید اگه زمان نمایش کوتاه تر بود خیلی قوی تر ... دیدن ادامه » و بهتر میشد!
۱۴ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلییییییی عالی بود!!
اگه هنوزم اجرا دارن حتما برین ببینین
صدف اسمعیل پور، امیرمسعود فدائی، Samira و رضا این را خواندند
...Amir... این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش عالی بود بازی آقای آئیش و سایرین با اون فضای زیبای دکور و لباس ، تلفیق بسیار جذابی رو ایجاد کرده بود که من و ده نفر از همراهانم رو بشدت تحت تأثیر قرار داد و میتونم بگم بعد از نمایش دکتر فاوست بهترین کار آقای نعیمی در سال های اخیر بود با اون طنز تلخ رنج های روزگار !! گروه محترم . سربازهای بی نشان حسابی خسته نباشید!
من یک سفیه م ، جنگ رو نمیفهمم !!!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین نمایشها بود،ممنون
...Amir... و سبا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار دلنشین و شادی بود؛ از انتخابم راضی هستم. گرچه میشد کمی نمایش رو کوتاه کرد ولی شخصاً 2.5 ساعت برام مثل برق گذشت و اجراها در طول نمایش عمدتاً در اوج بود. به همگی خسته نباشید میگم بخصوص کارگردان که واقعاً زحمت کشیدند
مریم زارعی، رضا و مجید این را خواندند
مهدی حسین مردی، ...Amir...، محمد رحمانی و کامبیز امینی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه میدونن به یه گاو از جلو نباید نزدیک شد...به یه خر از عقب و به یه احمق از هیچ طرف...این تیاتر معرکه رو با اون سیل بازیگراش دیشب دیدم..خوب تایمش نسبت به تیاترهای دیگه زیاده و یه جاهایی حوصله سر بر ولی بازی خوب فرهاد خان اونقدر به دل نشست که این زمان دخلی تو کیفیت کار نذاره.موزیکاش آدم رو به فیلمهای سیاه و سفید سالهای خیلی دور میبره.در کل خوبه و شاد.حرف روز میزنه و بی ادعا.از کنایهای سیاسی روز بگیر و تا جنگ بی پدر ومادر .خوبه ببینید و نشر بدید تا بقیه هم ببینن.اما در مورد یکی از دوستان تیاتری در همین صفحه ... این نمایشهایی که تو این دوتا سالن شهر و وحدت اجرا میشه اونقدری که کارکنانش خودشون رو دست بالا میگیرن...عوامل نمایش این کارو نمیکنن...واقعا حق با شماس
طراحی صحنه واقعا جذاب بود ، نورپردازی هم همچنین.
ولی واقعا مشکل صدا وجود داشت ، خیلی از کلمات توی جمله ها اصلا شنیده نمیشد، ما ردیف ۹ نشسته بودیم و اطراف خودم هم میشنیدم که از هم میپرسند که “ اینجا چی گفت؟” مخصوصا زمانی که تماشاگران میخندیدند. ما واقعا با این قضیه مشکل داشتیم.
ولی بازی ها عالی ، داستان جذاب بود و سرگرم کننده تا زمانی که به جنگ رسید که یکم کش دار بود و طولانی ، اون آخرش من واقعا دوست داشتم زودتر تموم بشه ، کلا نمایش نامه بیش از دو ساعت واقعا طولانی محسوب میشه خصوصا در آخرین ساعات شب که شما به طور طبیعی خسته هستید.
توصیه من اینه که نمایش رو ببینید ولی خسته به سالن نرید. در مجموع نمایش زیبایی بود.
امیرمسعود فدائی، علیرضا محمودی، الناز زالی و مهرناز این را خواندند
me این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع معمولی بود
درس جذابی میداد اگر به مفهوم دقت زیادی داشتی
موسیقی بسیار جالب بود
اما دیالوگ های طولانی و خسته کننده امون تماشاچی رو میبرید، بحث روی طولانی بودن زمان نمایش نیست چه بسا نمایش های طولانی رو بسیار دیدیم اما واقعا برای این نمایش زیبا دلیلی برای 2 ساعت و نیم واقعا وجود نداره...
از عوامل تشکر و قدر دانی میشود بسیار......
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدتها بسیار لذت بردم از تئاتر رفتن. یک نمایش همه جیز تمام. عالی. عالی. از دست ندهید.
علیرضا محمودی این را خواند
محمد رحمانی و مهسا نادری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خندیدم و گریستم با این نمایش.. لعنت بر جنگ، درود بر سفاهت
مریم زارعی و ابوالفضل بیات این را خواندند
...Amir...، محمد رحمانی، ماهرو رستمی، مهیا و ماهرخ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا انقدر ساعت اجرا دیر هست؟
ساعت 9.30 و 2ساعت و نیم اجرا؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود. پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
زهره مقدم این را خواند
...Amir...، مریم زارعی و مهیا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به دیدن این نمایش رفتم و اتفاقاتی رو دیدم که سالهاست روبروی ما رخ میده و مثل این نمایش دیگه هممون سر شدیم و بهش میخندیم ...
بازیها و اوازهای گروهی بسیار خوب و دلنشین بودند ، امیرحسین رستمی و حامد کمیلی رو با اینکه در سینما و تلویزیون دوست ندارم بنظرم عالی بودند
فرهاد اییش هم که گزیده کار هستند و بسیار پرانرژی ظاهر شدند
نمایش حرف برای گفتن زیاد داشت و من لذت بردم
فقط کاشکی رفت و امد به سالن نمایش و بازی با موبایلها کمتر بشه
دوست گرامی ،
متاسفانه در حوزه ی فرهنگ و رفتار اجتماعی و نظم عمومی در حال پسرفت عجیب و غریبی هستیم ، در حالی که اخلاق و ادب حکم می کند که رعایت حقوق دیگران را سرلوحه ی حیات اجتماعی خویش قراردهیم ، بر خلاف همه ی ارزشهای اخلاقی رفتار می نماییم ، ما گرفتار ... دیدن ادامه » نارسیسیسم ( خود شیفتگی افراطی ) نگران کننده ای شده ایم که خدا میداند به چه عاقبتی گرفتار خواهیم شد . در شبی که اجرای این اثر را به تماشا نشستیم متاسفانه با صحنه های مهیبی روبرو می شدیم و آن فلاش دوربینهای موبایل بود که پی در پی فضای سالن را روشن می کرد و دریغ از اینکه مسولین محترم سالن ( علیرغم وجود دوربینهای متعدد cctv ) اقدامی در جهت جلوگیری از این عمل خلاف نظم و اخلاق انجام دهند .
۲۲ مهر ۱۳۹۶
سلام. چه جالب! من و شما هم نام هستیم :)
۲۳ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این تئاتر رو دیدم واقعا زیبا بود بازیگران خصوصا خود آقای آییش عالی بودند و چقدر سگهای ابتدای نمایش رو دوست داشتم. ازدیدنش بسیار راضیو خوشحالم ولی به نظرم میشد کوتاهتر بشه و باور کنید اگه نیم ساعت کوتاهتر بود منظور رو کاملا منتقل می کرد و جذابیتش بیشتر هم میشد. این نمایش من رو به یاد مفیستو انداخت ولی باید بگم اون نمایش موفق تر بود زیرا با وجودی که این نمایش یکساعت کوتاهتر بود و طنز هم داشت و باید کمتر خسته کننده می بود من بیشتر احساس کردم چرا کش داره که البته شاید ساعت دیر وقتش و خستگی گذروندن یک روز کاری هم مزید بر علت بوده.
علیرضا محمودی و مهیا این را خواندند
مهدی حسین مردی، نغمه و پارمین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ما تماشاچی های خوبی هستیم
(توجه:این مطلب صرفا برای این نمایش، نوشته نشده است و یک درددل کلی از طرف ما تماشاچی ها خطاب به دوستان تاتری و مدیران تاتری می باشد).
-ما تماشاچی های خوبی هستیم چون لااقل ماهی یک میلیون تومان از درامد نه چندان زیاد خودمان را،صرف خرید بلیط می کنیم تا خانوادگی به دیدن تاترهای شما بیاییم...ما همان هایی هستیم که به شوق دیدن کار خوب و بازیگران و خواننده های مورد علاقه مان مشتاقانه در شبهای سرد شهریور ماه در فضای باز کاخ سعد اباد به تماشای تاترهایی مانند شمس پرنده و سی می نشینیم و یخ میزنیم و سرما می خوریم.... صدایمان هم در نمیاید....بله....بله البته میدانیم :هر که طاووس خواهد ،حتما که باید جور هندوستان را هم بکشد.


-اما یک سوال .آیا شما تاتریها که همیشه مارا به حمایت از کارهای فرهنگی تشویق می کنید و میگویید بخشی از سبد هزینه ی خانوار باید صرف امور فرهنگی بشود، رفتار خودتان با ما محترمانه ،اصیل و فرهنگی است؟


-میدانید...ما تماشاچی های خوبی هستیم ،بیش از دو ساعت روی صندلیهای خشک سالنهای تاتر مینشینیم و ازین پهلو به آن پهلو میشویم ...صدای جیر جیر چوب صندلیها در میاید ولی صدایی از ما در نمیاید!.
-اما شما چی؟شما هم حاضر هستید بر ولع نویسندگی خودتان غلبه کنید و دیالوگهای طولانی و تکراری و کشدار را کوتاه وحذف کنید و با کاهش تایم نمایشنامه ،یک کار شسته و رفته تحویل ما بدهید؟...آیا شما میتوانید سالن را خوب مدیریت کنید؟...آیا فکر مارا نمیکنید که هر چند مشتاقانه همراهی می کنیم ولی از ساعت دوم نمایش هوای سنگین سالن را به سختی استنشاق میکنیم و با کمر خشک شده و دردهای متراکم شده در اندام هایمان تا لحظه ی کف زدن برای شما،صبوری و آبروداری می کنیم!...شماهایی که تا لحظه های آخر ما را در خیابان در هوای سرد و گرم نگه میدارید و اجازه آمدن به سالن انتظار را به ما نمیدهید ....و برای ورود به سالنهایی مانند تالار وحدت و تاتر شهر در صفهای طویل برای نیمساعت مارا سرپا نگه میدارید تا یکی یکی بلیطها را چک بفرمایید ....حتی حاضر نیستید گیت ورودی را بزرگتر کنید و یا دو سه نفری بلیطها رو چک کنید!
-شما آیا با میهمانهای منزل خودتان هم اینگونه برخورد میکنید و آنها را سرپا نگه میدارید؟....شروع تاتر تاخیر دارد؟ملالی نیست، ما درک می کنیم و تحمل می کنیم ولی خب به مهمانهای خود جا و اجازه ی نشستن بدهید؟یک دستگاه ناقابل آبسردکن در سالنها بگذارید!آیا حتما باید نوشیدنیهای ناشناخته ی کافه های شما رو بنوشیم!چرا در سالنهای انتظار نیمکت چوبی نمیگذارید!؟یا چرا هنگام خروج با این حجم زیاد تماشاچی اجازه نمیدهید از درب دوم خارج شویم!.

-واقعا رفتار و لحن خشن کارمندان بداخلاق سالنهای حرفه ای کشور(مانند تاتر شهر و تالار وحدت) برای سریعتر خارج کردن مردم از تنگنای درب خروجی،دور از جان همه ی ما و شما ، با رفتار گله داران روستاهای دور افتاده با گله های گوسفندشان شباهت ندارد!؟!


-ما ... دیدن ادامه » از کارهای فرهنگی شما همیشه حمایت و این حمایت را اثبات کرده ایم:تا نیمه های شب به سالنهایی مانند فرهنگسرای بهمن و خاوران در محلات سخت رفت و آمد کرده ایم... ولی شما برای سختی نکشیدن ما و حفظ کرامت ما چه کرده اید؟نیمی از صندلیهای حرفه ای ترین سالن کشور(تالار وحدت) شکسته و از رده خارج است ولی شما باز هم برای شبهای بعدی برای آن صندلیها بلیط فروخته اید!(یادم نمیرود یکبار از کف همین صندلی های قرمز به زمین سقوط کرده ام)

-در بیست ،سی سالنی که در عرض ده سال اخیر توسط مدیریت شهرداریی ساخته شده است(که با اینهمه سازندگی در سالن احتمالا به غیر فرهنگی بودن هم متهم است) در قسمت خارج از ظرفیت آنها ،با دادن یک تشکچه مردم را در پله های بین صندلیها می نشانید و فکر این را نمی کنید که در صورت بروز هر گونه خطر ی مانند زمین لرزه و اتش سوزی و با بسته شدن معبر خروج چه بر سر ما تماشاچیها خواهد آمد؟استانداردهای ارگونومی و معماری و اینها پیشکش ،احتمال فاجعه هایی مانند سینما رکس ابادان و پلاسکو را دور از انتظار ندانید .سالن "دا " در یوسف اباد در زیرزمین یک حمام متروکه ی قدیمی تعبیه شده است.

-ما تماشاچی های خوبی هستیم چون با اینکه هنوز ته دلمان منتظر دیدن نمایشهای کلاسیک ، مهیج، قصه گو و مردم پسند و هنرمندانه هستیم ،باز هم از کارهای تجربی و توهم گونه ی شما حمایت میکنیم تا خلاقیت شما شکوفا باقی بماند،پول میدهیم،وقت میگذاریم،به خاطر اسم بازیگران مورد علاقه مان به تماشای تاتری مانند ِ(نمی خواهیم راجع بهش حرف بزنیم) میاییم و علیرغم یاس و تو ذوق خوردگی و حتی حالت تهوع(که خود کارگردان می گوید برای خوش نیامدن تماشاچی عمدا دست به هر اقدامی برای ایجاد آن زده است) تا آخر مودبانه می نشینیم تا شمارا در ایجاد سبک جدیدی که دوست دارید یاری کنیم و شماها را هو نمی کنیم ،غر هم نمیزنیم ،بلیطهای شبهای بعد راهم میخریم.

-ما تماشاچی های خوبی هستیم که حتی وقتی بازیگر ناوارد سینما را که نه صدای قابل شنیدنی دارد و نه میتواند دو تا دیالوگ را سالم پشت سرهم بگوید به تاتر میاورید، باز هم به شوق گرم شدن فضای تاتری کشور،تحملش می کنیم و برایش کف و هورا می کشیم و نقدش نمی کنیم تا تشویق شود و باعث فروش بیشتر شما شود.

-باور کنید ما تماشاچی های خوب و آبروداری هستیم ،اجازه بدهید تا وقتی دست چند نفر را میگیریم و آنها را به سالنهای شما میاوریم تا برای اولین بار آنها را با مقوله ای بنام تاتر آشنا کنیم ،از کرده ی خود پشیمان نشویم!
دوست عزیز نوشته تان حرف دل همه تئاتری هاست..و هر کس حداقل از یک بخش از نقد های که شما فرمودید شکوه دارند. بسیار کامل بود با سپاس..
فقط یک نکته، ازین پس اگر خواستید یه مطلب کلی عنوان کنید میتونید به دیوار تئاتر در تیوال رفته و بطور کلی مطلبتان را بنویسید..به ... دیدن ادامه » جای اینکه در تیوال چند نمایش این کار رو انجام بدید..با سپاس از شما.
۱۷ مهر ۱۳۹۶
یادم میاید که ظریفی می گفت:
همَه چیزمان به همَمه چیزمان باید بیاید

۳۰ آبان ۱۳۹۶
فقط یک جمله میتونم بگم:
جانا سخن از زبان ما می گویی....
ای کاش گوش شنوایی باشه.هرچه قیمت بلیت ها روز افزونه کیفیت کارها روزانه کمتر و کمتر میشه. و ما هنوز امیدوارانه به داشتن جامعه ای فرهنگ دوست و هنر پرور فکر میکنیم....
۰۱ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید