تیوال نمایش آهسته با گل سرخ
S3 : 00:45:51
  ۰۲ آبان تا ۱۲ آذر ۱۳۹۷
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰، ۳۰,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: اکبر رادی
: هادی مرزبان
: (به ترتیب حروف الفبا) حبیب اسماعیلی، محمد حاتمی، میترا حجار، سام قریبیان و فریبا کوثری
: هادی مرزبان

: سروش میرزایی، پویا محمد خانی

از ردیف ۱ تا ۶:‌ ۴۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۷ تا ۹: ۳۰،۰۰۰ تومان
بخش بالکن: ‌۲۵،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش آهسته با گل سرخ / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» آهسته با گل سرخ ۱ روز اجرا نخواهد شد

» انتقاد عضو شورای سیاستگذاری نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی

» «آهسته با گل سرخ» ۳ روز اجرا نخواهد شد

» نمایش " آهسته با گل سرخ" به نویسندگی اکبر رادی و کارگردانی هادی مرزبان در تماشاخانه سنگلج

» آهسته با گل سرخ در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه می‌رود.

» «آهسته با گل سرخ» در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه می‌رود

آواهای وابسته

مکان

پایین تر از میدان حسن آباد، ضلع جنوبی پارک شهر، خیابان بهشت، تماشاخانه سنگلج
تلفن:  ۵۵۶۳۰۸۷۱، ۵۵۶۲۵۴۴۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امروز روز پایانی این اجرا بود و من خواستم نظرم را در انتهای کار بنویسم که تأثیری در روند فروش این نمایش نداشته باشه!
به جرأت میتونم بگم با اختلاف !یکی از بدترین نمایشهایی بود که به عمرم دیدم!
واقعا باورم نمیشه! هنوز باورم نمیشه آقای مرزبان این کار رو کارگردانی کردند!
بازی همه ی بازیگرا به معنای واقعی تصنعی و باور ناپذیر و ناتوان از ایفای نقش بود!
من تعجب میکنم از خانم فریبا کوثری! صداسازی مصنوعی و بازی ایشان واقعا برای مخاطب غیر قابل قبول بود!

از اقای حاتمی چی بگم !واقعا جای تاسف داره!
ایشان در جای جای بازی فوق درخشانشا از پس چهار تا دیالوگ ساده هم بر نیامده بودند!
در قسمتهایی از نمایش تو گویی آب سرد بر سرم ریخته باشن! شوکه شدم بودم از این حجم بازی های فوق تصنعی و صحنه های دل به هم زن !
یکی از این قسمتها !، زمانی بود که سینا( حاتمی)از پشت شیشه ی مات اتاقش گیتار میزد ! انقدر این صحنه مزحک و ناامید کننده بود خودم دیدم خیلی از تماشاگران از تأسف فقط سر تکان میدادند!
یا صحنه ی دیگری که سینا با کفش و چوب اسکی اومد وسط حال خونه!
واقعا فاجعه بود!
و صحنه ی طلایی نمایش جایی بود که میترا حجار که فردا عازم اتریش بود برای شام قرار بود بیاید منزل مادرهمسرش سینا! که به یکباره دیده شد نقش ساناز (میترا حجار)با لباس عروسی و کاپشنِ سفیدِ خنده داری ! دوان دوان از خیابانهای در محاصره ی پلیس خود را به منزل مادر سینا رساند! در حالی که اصلا مراسم عروسی در کار نبود!
به نظر من در این صحنه میترا حجار با بازی فوق تصنعی و گریم افتضاح و کلاه گیس بافته شده بر سرش تماشاچی را به مرز انزجار رساند!
انتخاب بازیگر واقعا بد بود و کوچکترین هماهنگی با کار نداشت!
انتخاب ... دیدن ادامه » اقای حاتمی در نقش یه پسر جوان بیست و پنج شش ساله واقعا توهین به فهم و شعور مخاطب بود!
انتخاب سام قریبیان در نقش پسر نوزده ساله!
دکور واقعا در بخشهایی ناشیانه و ناموزون یود!
بازی ها به غایت بد و ناامید کننده بود!که از کارگردانی ناکام جناب مرزبان سرچشمه گرفت!
من هنوز هم باورم نمیشه این کار از ایشان ارائه شد!
طراحی لباس بد و باورناپذیر بود!
گریم فراتر از بد !
تمام آنچه در صحنه دیدم دل به هم زن و ناهماهنگ و بی تناسب بود
امتیازی که به این نمایش میدم 2 از 10 است آنهم به احترام سه دهه سابقه ی هنری جناب مرزبان
دیدتون وحشتناک منفی بود به ایرادهایی که گرفتین
این تیاتر با ضعف هایی که داشت اینقدرها هم بد نبود
۱۲ آذر ۱۳۹۷
من دفاع صرف از این کار نمیکنم ولی خب مثلا جایی که به گیتار زدن سینا ایراد گرفتید اون صحنه میخواست به منزوی بودن سینا اشاره داشته باشه که تا یه چیزی بهش میگفتن سریع میرفت تو اتاقش و دوس نداشت با کسی معاشرت کنه
و قصدش سانسور خود گیتار و نواختنش که از نظر ... دیدن ادامه » منم پنهان کردنش مذمومه نداشت
برداشت من این بود
کلا به نظرم از هر اثری میشه نکته مثبتی دریافت اگر عینک بدبینی رو گه گداری به کناری بگذاریم
۱۲ آذر ۱۳۹۷
درسته
ولی مفهومی که میگید به بدترین و سطحی ترین شکل ممکن انتقال
پیدا کرد!
هنوز به خاطر اعتبار و عقبه ی هنری هادی مرزبان ناراحتم
خدشه ی بزرگی بود به نظر من
به هر حال ممنونم بابت نظرتون
۱۳ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن نمایش، که تماماً در اتاق نشیمن خانواده‌ای محافظه‌کار می‌گذرد، متن جذابی است که می‌تواند با شخصیت‌هایی که پیچیده نیستند، اما خوب و زیبا ترسیم شده‌اند و شکل دراماتیک پیدا کرده‌اند، ایده‌هایی را به صحنه بیاورد که از قضا امروزی و معاصرند. تصویری که از محیطی با ویژگی‌های خاص داده می‌شود، تصویر محدودی نیست و گمان می‌کنم ایده‌های متن از زمان و مکان خاص نمایش فراتر می‌روند. متن نمایش از مکالمهٔ شخصیت‌ها شکل گرفته، و شخصیت‌های آن، بخصوص شخصیت‌های جلال و سینا، زبان خاص خودشان را در متن پیدا می‌کنند. (به گمانم ضعف اجرا در پایان‌بندی و انرژی کم برخی بازی‌هاست، اما در مجموع اجرای موفقی بود که به یادم می‌مانَد.)