تیوال نمایش اکوان دیو
S3 : 10:50:33
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ فروردین تا ۱۷ اردیبهشت
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰، ۳۵,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان

: عباس عبدالله زاده
: سروش طاهری، مانلی حسین پور، احمد داودی، فرشاد مجرب، مصطفی زندی، بهراد محمدی، یاسمن جعفری، عاطفه غضنفری، احسان سخی، شقایق مهاجر، فاطمه گوشه، پویا فراهانی، پانته آ احمدخان، آیلار شجری، آیناز شجری، احسان خان محمدی، شهاب بهرامی، مریم خادمی، مبینا فرهت
: سیدرضا موسوی

: مسعود رضا عجمی
: امیر حسام زبردست
: عاطفه ابیضی
: باران سیبی
: رضا جاویدی
: عرفان حق روستا، مهدی افشاری
: حمید رضا الماسی
: رضا جاویدی، مسعودرضا عجمی
توی یک شب سرد زمستونی فردوسی تصمیم می‌گیره منظومه عاشقانه بیژن و منیژه رو بنویسه، که اتفاقی اونو دچار چالش‌های زیادی می‌کنه و ...

باکس‌های A و B
بخش وسط: ۴۰،۰۰۰ تومان
بخش‌های کنار: ۳۵،۰۰۰ تومان
باکس G با بهای ۳۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش اکوان دیو / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش اکوان دیو | عکس

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام و خسته نباشید به گروه جوان و با استعداد اکوان دیو.
اینکه در تئاتر ما، چالش های فانتزی در پردازش متون داخلی بسیار کم اتفاق می افتد، بحثی علی حده است که در این مقال نمی گنجد، لیکن تلاش برای بیان روایتی عاشقانه با رگه های کمیک، آن هم بنا نهاده شده بر داستان های اسطوره ای کشورمان- که متاسفانه مهجور و مورد بی مهری است- به خودی خود و سوا از غنای کار قابل تحسین و ستایش است. روایتی شاهنامه ای با بیان محاوره ای و البته با ایجاد پاری فضاهای نقالی، و گنجاندن طنز -چه پیش بینی شده ، چه بداهه- بسیار خوشتر از هر نوع دیگر روایی، بر جان می نشیند. تقریبا تمام کار فرمال است و در عین بی نظمی، به طرز چشمگیری منظم و خط کشی شده است. بازیها گاه آنقدر مخاطب را درگیر می کند که از حال خود بی خود می شود و گاها صدای خنده های بی اختیار در سالن شنیده می شود.با تمام رک گویی و طنز ... دیدن ادامه » اجتماعی نهفته در لایه های پی رنگ آن ،به ورطه کلیشه و شعار نمی افتد و بی ادعا کار خودش را می کند. با وجود فضای کمدی و پر شر و شور کار- که با حرکات فرم درست و حساب شده زیبایی بصری دو چندانی به نمایش داده- در نهایت، ماجرای عشق بیژن و منیژه ما را به سوگ عاشقانه های ازدست رفته تمام دوران ها می نشاند و برای شکوفه ای که سالهاست گویی زمین را فراموش کرده، بر گونه هامان نم می زند. باشد که شاهد اینگونه متن های ساده اما درخشان و فاخر در عرصه تئاتر بی ادعای کشورمان باشیم.
شادکام باشید و پیروز
اره بخدا مخصوصا بعضی ها
۱۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی بد و استفاده از بازیگران بی تجربه. داستان بی سرو ته. بدون دکور و نور. و هوای گرم سالن.
فرزاد جعفریان و حمیدرضا مرادی این را خواندند
محمد جواد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب بعد دیدن یه کار نچسب عصرگاهی بدیدنش نشستم
اجرا توش انرژی و خلاقیت ، موزیک و حرکت هست
بازیهاش رو با تلاش و هماهنگی دراورده بودن و دلنشین
متن از مغز داستان ابولقاسم خان فردوسی جون میگیره ولی با قلم امروز روانش کردن که گاه و بیگاه تو ذوق میزنه
یکم صبوری کنین کارش بی نصیبتون نمیزاره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به عنوان مخاطب باید بگم این نمایش از بهترین نمایش هایی بود که تا به حال دیدم ، هماهنگی ، بازی های زیبا و موسیقی به جا و دلنشین ، واقعا به عوامل و بازیگران این اثر خسته نباشید میگم .
باید بگم از بهترین و اصولی ترین بازی هایی بود که تا به حال دیدم احمد داوودی عزیز ،خانم مانلی حسین پور ،آقای سروش طاهری به عنوان بازیگران و جناب عباس عبدالله زاده که نویسنده و کارگردان این اثر هستند همگی فوق العاده و درجه یک بودید ، خداوند شما را برای تئاتر این سرزمین حفظ کند
ارادتمند محمدحسین نعمتی
امیر مسعود و حمیدرضا مرادی این را خواندند
Negin Fooladi، احسان امیری، سپیده87، زهره عمران و omid.drn این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت بردم از تماشای این نمایش. از اون کارهایی است که بعد از خروج از سالن ذهن ات درگیره. دیالوگ های قوی . هیچ وقت فردوسی رو با اون لباس سفید فراموش نمیکنم. خدا قوت به همه اعضای گروه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معرفی تئاتر خوب موزیکال
اکوان دیو

سخت شروع شد اما بعد کم کم دلنشین شد و نشست وسط قلبم تا حال دلم رو خوش کنه.هم قسمتهای کمدی هم عاشقانه ی داستان بیژن و منیژه واقعا خوب از آب دراومده بود.تیم قوی بود حتی کمرنگ ترین نقش.
شوخی آقای عبداله زاده با فردوسی خیلی بامزه بود،انقدر که هربار میدون فردوسی رو ببینم قطعا یادش میفتم.
اگه حال دلتون ابری هست حتما به دیدن این تئاتر برید...

ای کاش میشد بذر عشق کاشت تو کل جهان و هزاران بیژن و منیژه بهم می رسیدند و میراث جهانیان عشق بود نه جنگ.
به قول محسن خان چاووشی :

نفرین به جنگ نفرین به ظلم
دنیا که دنیا نیست زندونه

سلام به صلح سلام به عشق
بی عشق از دنیا چی می مونه
۰۲ اردیبهشت
ممنونم از محبت و پیشنهادتون
به لحاظ زمانبندی احتمالا کمی سخت باشه تنظیمش برام باید ببینم چه میشه کرد
بازم خیلی ممنونم
۰۲ اردیبهشت
تئاتر خوب میبینید بهم بگیدا.گاهی از دستم در میره و نمیبینم.اینروزا خیلی دلم میخواد برم نمایشهای مختلف رو ببینم
۰۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چون در صفحات نقد این نمایش ذکر شد که مناسب دیدن با بچه هاست من فقط شفاف سازی کنم به عنوان یک مادر نظرم اینه که اصلا مناسب دیدن با بچه نیست. بیست دقیقه خون خونم رو خورد که پسرم داره حرفهایی که مناسب سنش نیست رو میشنوه و چون تماشاگر متعهدی هستم دوست نداشتم بی نظمی در سالن ایجاد کنم ولی در نهایت و با پوزش از گروه اجرایی حس مادرانه ام بر حس هنردوستی غلبه کرد و مجبور به ترک سالن با پسرم شدم. ای کاش همه تئاترها رنج سنی تماشاگر رو مشخص کنن میدونم خیلیا هم این کارو انجام میدن. در نهایت بیست دقیقه دیدن اثری اونم با استرسی که داشتم مجالی برای نقد نمیذاره.
با درود
کاملا موافقم
پیشنهاد میگنم به همراه فرزندتون سیمین و فرزان را ببینید.
فکر میکنم شما پنج شنبه در سالن حضور داشتید چون دیدم مادر فرزندی سالن را ترک میکردند .
۳۱ فروردین
بله جناب پنج شنبه در سالن بودیم. ممنون از پیشنهادتون
۳۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار زیبائی بود.....کانسپت،درام،موزیکال،طنز،هماهنگی بسار خوب موزیک و نمایش،برای نویسنده و کارگردان و تمامی بازیگران و دست اندرکارانش آرزوی موفقیت دارم...........
و به همه پیشنهاد میکنم این نمایشو حتما ببینن.
نمایش بسیار زیبائی بود.....کانسپت،درام،موزیکال،طنز،هماهنگی بسار خوب موزیک و نمایش،برای نویسنده و کارگردان و تمامی بازیگران و دست اندرکارانش آرزوی موفقیت دارم...........
و به همه پیشنهاد میکنم این نمایشو حتما ببینن.
پارسا یزدی این را خواند
احسان امیری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلی لذت بردم،به اندازه بودن ،خلاقیت داشتن،هماهنگ بودن،حوصله سر بر نبودن،ماهر بودن،خوش ریتم بودن،داستان خوب داشتن،بازیهای خوب داشتن،لباس ،گریم،موسیقی،همه چی خوب بود،طراحی خود کار خیلی جذاب بود ،از متن تا نحوه اجرا.دم همشون گرم که دیشب باعث شدن حالم خوب باشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بزرگترین ویژگی اکوان دیو، کیفیت اجراست. کیفیتی که در صحنه، لباس، کارگردانی، متن و بازی‎ها به خوبی قابل تشخیص است. تا جایی که وقتی از سالن نمایش بیرون می‏آید به خودتان میگوید آفرین به این گروه اجرایی که تا این اندازه هماهنگ بودند. آفرین به کارگردان و گروه همدل اش و ایده های جذاب اجرای شان ... این نمایش رو از دست ندید چون علاوه به نگاه متفاوتی که به شاهنامه داره ، اجرای دقیق و پرزحمتی را خواهید دید که خالی از لطف نیست
جناب آقای عباس عبدالله زاده به عنوان کارگردان، ممنون به خاطر کارگردانی خوبت و بازی خوبی که از بازیگران گرفته بودی. بازیگران حرف نداشتند.
جناب آقای عباس عبدالله زاده به عنوان نویسنده، خواهش می کنم دیگر ننویس! لزومی ندارد نویسنده خوبی هم باشی. فقط کارگردانی کن!

دوستان این تئاتر بیشتر به دل افرادی که خودشان از جنس تئاتر و هنر هستند می نشیند. به طور مثال از دید من که رشته ام صنعتی است و برای لذت بردن از تئاتر، ذهن و روحم نیازمند وجود یک سری علت و معلول مشخص در دیالوگ ها و بازی ها و گریم هاست، این کار حتی به نوعی توهین به شعور و وقتم است اما در برخی نظرات منتقدین در همینجا خواندم که به دلیل همین آشفتگی و هرج مرج در کار، آن را اثری قابل قلمداد کردند. بنابراین می توانم بگویم سلیقه من نبود.

از دید من تا بیست دقیقه اول نمایش که اصلا چنگی به دل نمی زند. پس ... دیدن ادامه » از آن کمی ریتم بهتر می شود اما باز هم داستان هیچ نقطه اوجی ندارد. به شدت (تاکید می کنم به شدت) حوصله سر بر است که لابلای کار با اندکی چاشنی طنز، آن را مزه دار کرده اند اما طعم اصلی همچنان به دل نمی نشیند. شاید حالا که کار قرار است خیالی باشد و تماشاچی به شوخی های مثل "عبید عبید" یا "اسنپ گرفتن در قرن چهارم" واکنش مثبت نشان می دهد، آنها را بیشتر در متن قرار می دادند که این ریتم و بی محتوا بودن کمتر خودش را نشان دهد.

البته کتمان نمی کنم که من بر اساس نظر مخاطبین در سایت تیوال این کار را برای دیدن انتخاب کردم. بعد از اجرا متوجه شدم با توجه به تعدد بالای بازیگران و همچنین تماشاچیانی که بخشی از آنها از دوستان و آشنایان و دست اندر کاران و بازیگران بودند و پس از اجرا، هر کدام برای تبریک پیش یکی از بازیگران می رفتند، احتمال می دهم (مطمئن نیستم) که بخشی از رای و نظرات متعلق به همان افراد است که به نوعی تبلیغ این اثر را کرده باشند.
واقعا خسته نباشن
یک ساعت و نیم از نمایش فوق العادشون لذت بردیم
آهنگسازی تئاتر عااااالی بود یه تشکر ویژه از آقای زبر دست و گروه موسیقی تئاتر اکوان دیو
پیشنهاد میکنم حتما برید ببینید و لذت ببرید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لازم دونستم نظر خودمو اینجا ثبت کنم
داستان نبرد رستم و اکوان دیو یکی از روایات مستقل و در عین حال کوتاهِ شاهنامه است.
اکوان دیو در سنّت داستان‌های ایرانی نقش و حضور بسیاری داشته و نشانه‌هایی از این تنوّع و تعدّد را هرچند به صورت پراکنده و کلّی می‌توان بازشناسی کرد، اما گویی در این نمایش که به اسم اکوان دیو هست متاسفانه اصلا بهش پرداخته نشده و خوب اول از همه کارگردان چرا اسم نمایش رو اکوان دیو گذاشته ، غیر ازینکه تماشاچی جذب کنه !؟
من به شخصه خودم به دلیل اسم کار به دیدن کار اومدم بگذریم ..
بازیگر نقش فردوسی چرا اینقدر لوس بود ؟؟
طراحی لباس برام اما خیلی جالب بود اگر چه کلیت نمایش اصلا چنگی به دل نمیزد!
پرداختن به شاهنامه کار هر کسی نیست بهتر اول از همه درک
و دانشش رو داشته باشیم
کلیشه ای بودن کار خیلی توی ذوق میزد و البته دیالوگ هایی که خیلی ... دیدن ادامه » نابلدانه رد و بلد میشدند.
بیژن و منیژه بازی ها مصنوعی بود باز بیژن بهتر بود شاید اگر بیشتر تمرین میکردن واقعی تر بود
بازی پدر بیژن خوب بود.
علی جباری، Negin Fooladi و پارسا یزدی این را خواندند
فروزین تقوی نژاد و فرهاد این را دوست دارند
با عرض سلام و تشکر از نظر شما؛ نقد شما بر نمایش را خواندم. امکان دارد توضیح دهید که به طور مشخص از نظر شما، چه چیزی باعث کلیشه‌ای شدن این کار شده است؟ چون من معتقدم این کار با استفاده از المانهای مدرن در روایت یک داستان کهن، خود به نوعی ضدکلیشه عمل کرده ... دیدن ادامه » و این کار نه تنها باعث تمایز کار شده، بلکه باعث جذب بخش جوانی از جامعه شده که خیلی حوصله خواندن داستانهای کهن و صرف وقت برای فهم شعرهای کلاسیک را ندارد.
۳۰ فروردین
با احترام
باید به تماشاچی احترام گذاشت نمایش بی محتواست بسیار کشدار و حوصله سربر اگر از نظر شما نمایش کلیشه ای نیست از نظر من هست مصغره کردن فردوسی ، استفاده از دیالوگ های بی معنی و عربی ، لحن های بیژی مآبانه که توی ذوق میزد، حس های متضاد و خام
تقریبا ... دیدن ادامه » تا یک ساعت بعد نمایش انتظار داشتم که ی اتفاقی بیفته اما بعدش دیگه پذیرفتم که قرار نیست هیچ اتفاق خاصی بیفته
نمایش نتونست تاکید موثری بر من بیننده داشته باشه
۳۰ فروردین
دوست گرامی جناب جعفری
سلام
کلمات مفهوم خاصی دارند به فرض کلیشه

کلیشه (فرانسوی: Cliché) یک اصطلاح، ایده یا عنصر از یک کار هنری است که به دلیل مصرف بیش از حد و مفرط معنای اصلی یا اثر خود را از دست می‌دهد و حتی آزاردهنده می‌شود. کلیشه عموماً در گذشته جمله یا مفهومی تاثیرگذار و یا هنری بوده‌است.

این اصطلاح بیشتر در فرهنگ مدرن و برای کار یا فکری که از قبل و با توجه به وقایع پیشین قابل پیش‌بینی است، استفاده می‌شود. کلیشه معمولاً کاربرد تحقیرآمیز دارد و ممکن است گاه تفکر قالبی باشد و حقیقت نداشته‌باشد.

بیشتر عبارت‌هایی که امروزه به عنوان کلیشه از آنها یاد می‌شود در اصل به عنوان آثاری برجسته شناخته می‌شدند امّا قدرت و نفوذ خود را به خاطر استفادهٔ بیش از حد از دست داده‌اند و تأثیر آنها کمرنگ شده‌است.[۱] همانطور که شاعر فرانسوی، ژرار دو نروال، گفته است «نخستین مردی که که زن را زر دانست یک شاعر بود و دومین نفر، یک ابله».[۲]

کلیشه ... دیدن ادامه » اغلب ترسیمی روشن از مفهومی تمثیلی یا اغراق‌شده است که خیلی وقت‌ها از تجربه‌های روزمرهٔ آدمی سرمنشأ میگیرد.[۳] استفادهٔ ناچیز از کلیشه ممکن است مهم نباشد ولی استفاده از آن در نوشته و یا سخنرانی می‌تواند نشانهٔ بی‌تجربگی و عدم خلاقیت باشد
عیناً از ویکی پدیا
بیش از تحلیل و نقد لازمه از کلمات صحیح استفاده کنیم
چرا که ماهیت کلام ار بین خواهد رفت.
در مورد احترام به مخاطب با شما کاملاً موافقم
اما این احترام هم تعریف خودش رو داره
یعنی شما اگر یک اجرا رو دوست نداشتید گروه به شما بی احترامی نکرده به هر دلیلی کار رو دوست نداشتید
۳۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش یه تلفیقی از دنیای امروز و دیروزه با چاشنیه طنز که کمک میکنه مخاطب با دیدنش حسه بهتری پیدا کنه و در عینه سوزناکیه عشق لبخند به لب مخاطب میاره....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش عالی یک تییاتر خوب و قابل دیدن و قابل نقد مثبت
Negin Fooladi و پارسا یزدی این را خواندند
زهره مقدم، آقای سوبژه (محمد لهاک) و بهراد محمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما متعصبانه به مقدس کردن آدمها عادت کردیم
مدعی روشنفکری هستیم اما متحجرانه متعصبیم
از زمان صفویان این مقدس کردن به صورت بدعت باورمان شد و این باور تا جایی پیش میرود که فراموش میکنیم آن بزرگواران انسان بودند همانند ما وفقط منش و تفکرتشان بود که تعیین کننده جایگاه و مرتبتشان است . در قرآن کریم سوره کهف آیه ۱۱۰ خداوند بزرگ خطاب به پیامبر میفرماید
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکمْ یُوحَی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَمَن کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
بگو: جز این نیست که من مانند شما بشری هستم (دعوی احاطه به جهان‌های نامتناهی و کلیه کلمات الهی نکنم، تنها فرق من با شما این است) که به من وحی می‌رسد که خدای شما خدای یکتاست، پس هر کس به لقای (رحمت) پروردگارش امیدوار است باید نیکوکار شود و هرگز در پرستش خدایش احدی را با او شریک نگرداند.
چرا باید تصور کنیم فردوسی و  دیگر بزرگان از صدای ساز قررررشان نمی‌گرفت یا اگر زیبایی را می‌دیدند از شکوه جمالش به وجد نمی آمدند . چرا باید فکر کنیم گرسنه نمی‌شدند با بوی کباب مست نمیشدندو... یا اجابت مزاج نمی‌کردند ، چرا باید باور کنیم که همه لحظه هایشان به قرابت با علم و حکمت می‌گذشت مگر آنها انسان نبودند چرا اگر آنها را در حال خندیدن مزاح کردن نشان دهیم به مقام و مرتبه ایشان توهین کردیم
(سخیف نمایی)
اگر تا این حد از  خصایص انسانی بدور بودند که دیگر بعنوان یک انسان والا جایگاهی ندارند چون انسان نبوده ، و غیر بشر بودند
بیاییم قدری از ذهن بسته پا بیرون بگذاریم و....در صدد حفظ شأن آن بزرگان بجای خرافات و بدعت بُعدِ انسانی آنها را نیز در نظر بگیریم
حلاوت این اثر از آنجا طعم تازه ای میگیرد که زبان مشترکی میان من بعنوان انسان معاصرِ قهر با ادبیات فاخر ایران زمین و کولاژی نه چندان عینی از شاهنامه ایجاد شده و منِ واماندهِ از نهاد خویش را با خود همراه میکند .
روایتی پر از جذابیت سرشار از بود و نبود
اجرایی سراسر خلاقیت از لباسها گرفته تا میزانسن
خلاقیتی که با چشم دیده میشود و با گوش شنیده از متن تا موسیقی
و بازیهایی به اندازه  و گروهی که حتی برای لحظه ای ناهماهنگی یا غفلت نمیکند ، منجسم و هر کس در جایگاه خودش یک استار
به هر که نگاه می‌کنی انگار نقش اول است همه چیزش زیر نظر
موسیقی ... دیدن ادامه » ابزاری است درست بکار گرفته شده و همراه با اثر
با نور کمی گرمتان خواهد شد اگر چه نور سرد برای این معجون تجویز و لازم است
گریم ، گریم‌های عالی بودند جذاب و خلاقانه
لباس ، طراحی لباس از نگاه من این بود که شخصیت های بی ارزشی که با کیسه زباله در نگاه حقیر موجود هستند(که البته بسیار جذاب و خلاقانه از کیسه زباله بهره برده بودند) اما این خالق آنها ،فردوسی است که به ایشان رنگ میدهد و منزلت
و دست آخر از نگاه من امتیاز به این اجرا ۵ ستاره است
پیامم به گروه دست مریزاد خاطره اجرای دیشب هرگز برایم کم رنگ نخواهد شد لذتی ناب همراه لبخند و خیال ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
هر آنچه ما فکر می‌کنیم واقعیت و حقیقت نیست!

"چرا اگر آنها را در حال خندیدن مزاح کردن نشان دهیم سخیف است"
گزاره‌ای خودساخته که هیییییچ فردی به همچین چیزی اشاره نکرده!
۲۹ فروردین
آقای لهاک، خیلی مخلصیم فارغ از هر نظر راجع به هر نمایشی :)
و شما بزرگ مایید :)
۳۱ فروردین
آقای عبدالهی نازنین
ما مخلصیم آقا
نور دیده اید
⁦(◍•ᴗ•◍)❤⁩
⁦⁦⁦:-*⁩
۳۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم نقدهای کاربران درباره این نمایش با لطف زیادی نوشته شده و مثبت تر از واقعیته.
اول به نکات قوت اجرا از نظر خودم اشاره می کنم: هماهنگی گروه قابل تحسین بود. موسیقی زنده و دلنشین به کار روح داده بود. ساختار شکنی همیشه چالش برانگیزه و شهامت می خواد که کارگردان هم این دل و جرات رو به خرج داده بود (این که ساختار شکنی ایشون چه قدر در انتقال پیام داستان یا جذب مخاطب موفق بود موضوع بحثم نیست) و در آخر ممنونم که چاشنی طنز کار، اگر خنده زیادی نمی گرفت اقلاً سخیف هم نبود.
حالا برم سر نقاط ضعف: بازیگر نقش فردوسی در مقایسه با سایرین قدرت بیان ضعیف تری داشتند که توی ذوق می زد (بسیاری از جمله ها روشن ادا نمی شد و مفهوم نبود). تم عاشقانه ی کار سرِ جمع تاثیرگذار در نیامده بود (روی من یکی که هیچ تاثیری نگذاشت). عاشقانه های دونفره ی اجرا واقعاً کسالت بار بودن.
بقیه ... دیدن ادامه » ماجرا کاملاً سلیقه ایه. مثلاً می تونم تصور کنم عشاق سخت گیر فردوسی ممکنه بهشون بر بخوره چنین روایت مدرنی و از اون طرف ممکنه مخاطب عام که هیچ آشنایی یا داستان نداره جذب بشه کاملاً و بره مثلاً بعد از دیدن کار بیژن و منیژه بخونه (که خب اگه این اتفاق بیفته خیلی خوبه). متاسفانه یا خوشبختانه من چون جزء هیچ کدوم از این دو دسته نبودم هیچ حس اغراق شده ای به اجرا ندارم.
در آخر حس کلی من به این اجرا: یک اجرای با اغماض متوسط بود که قطعاً در یادم نخواهد موند و به کس دیگری دیدنش رو توصیه نمی کنم، مگر مثل خودم حامی تئاتر باشه و با هدفی فراتر از لذت شخصی تئاتر بره.
مرسی که یکی ما رو درک کرد :))
۲۹ فروردین
علی جان شما لازم نیست کار خاصی انجام بدی خود بخود تو قلب همه خودتو جا میدی :)
روز به روزهم به تعداد طرفدارات داره اضافه میشه :)
۳۱ فروردین
ای خدای من حامی جان استیکر خجالت‌های زیاد :) :*
یدونه‌ای

محمدجواد جان :*
۰۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار را دوست نداشتم. از ابتدای نمایش که با لباسهای و موسیقی مواجه شدم ، حس کردم که شاید محتوای جاابی هم نداشته باشد، حدسم صحیح بود. خیلی سطحی و پر از اشتباه به متن شاهنامه نزدیک شده بود. گریم منیژه حداقل کاش موهای شرقی و مشکی داشت نه بلوند!
کات دادن وسط کار خیلی تو ذوق بزن بود. من نمره ۱ می دم از ۵ به این کار. . اشتباهم این بود که کارگردانی گه ازشان کارندیده ام را انتخاب کردم.
بعضی جاها که تماشاچی ها می حخندیدند من مونده بودم چرااااا؟
انالله و اناالیه راجعون چی بود اون وسط؟ متن عربی اخه توی شاهنامه؟
از سالن سمندریان که برای من پر از خاطره دیدن کارهای خوب است کمی انتظار بیشتری دارم.
امیدوارم که کارهای بهتری ببینیم امسال
بدجوری متوجه نشده بود شاهنامه‌اس نه هر چی خودش دوس داره باشه
مشکل اصلیش به نظر من این بود که اصن کانتکست رو درک نکرده بود دوست گل کارگردان، طراح، نویسنده‌مون
۲۹ فروردین
جناب لهاک گرانقدر ارادتمندم :)
۲۹ فروردین
عزیزید آقا
۲۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ابتدا اصلا فکرشم نمی کنید که نمایشی به این روانی و سادگی و اما با محتوایی زیاد رو‌میبینید.
همینطور که زمان میگذرد، به جذابیت کار اضافه میگردد.
در اوج سادگی، کار خوبی بود.
بازیها بسیار روان و خوب!
اما فکر کنم این داستان کات دادن و ... یکم در نمایش ها زیاد شده، میشد گفت یکی از نقاط ضعفش این بود...