تیوال نمایش اکوان دیو
S3 : 07:33:57
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ فروردین تا ۱۷ اردیبهشت
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰، ۳۵,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان

: عباس عبدالله زاده
: سروش طاهری، مانلی حسین پور، احمد داودی، فرشاد مجرب، مصطفی زندی، بهراد محمدی، یاسمن جعفری، عاطفه غضنفری، احسان سخی، شقایق مهاجر، فاطمه گوشه، پویا فراهانی، پانته آ احمدخان، آیلار شجری، آیناز شجری، احسان خان محمدی، شهاب بهرامی، مریم خادمی، مبینا فرهت
: سیدرضا موسوی

: مسعود رضا عجمی
: امیر حسام زبردست
: عاطفه ابیضی
: باران سیبی
: رضا جاویدی
: عرفان حق روستا، مهدی افشاری
: حمید رضا الماسی
: رضا جاویدی، مسعودرضا عجمی
توی یک شب سرد زمستونی فردوسی تصمیم می‌گیره منظومه عاشقانه بیژن و منیژه رو بنویسه، که اتفاقی اونو دچار چالش‌های زیادی می‌کنه و ...

باکس‌های A و B
بخش وسط: ۴۰،۰۰۰ تومان
بخش‌های کنار: ۳۵،۰۰۰ تومان
باکس G با بهای ۳۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش اکوان دیو / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش اکوان دیو | عکس

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با سلام
نمایش اکوان دیو رو دیدم همه چی خوب، .عالی.دمشون گرم.هم کارگردانی داشت هم متن هم بازی، هم پر از صحنه هایی بود که شما رو هر لحظه غافلگیر میکنه. به جرات میگم در دو سال گذشته بعد از نمایش بر اساس دوشس ملفی از آقای رضایی راد کاری به این کیفیت ندیده بودم، . کاری کامل... خنده، شادی، لذت، غم، درد، رنج، خستگی از زندگی روزمرگی و تمام احساساتی که آدم داره رو در این نمایش به عنوان ببینده تجربه کردم... ممنونم ازت کارگردانی که خیلی وقت بود همه این ها رو با هم تجربه نکرده بودم.... من تا قبل از لین نمایش کار های آقای رضایی راد رو دنبال میکردم... از امروز کار های آقای عبدالله زاده رو هم دنبال میکنم..مگه میشه این نمایش رو دید و حالت خوب نباشه وقتی از سالن بیرون میای
احسان امیری این را پاسخ داده‌است
یا پنج ستاره یا پنج ستاره:)))
مرسی از این همه قدرت انتخابی که به ما دادین..:)))
این میزان احترام به آزادی در بیان نظر و عقیده نشون میده شما یه ایرانیه واقعی هستین..:)))
۳۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لازم دونستم نظر خودمو اینجا ثبت کنم
داستان نبرد رستم و اکوان دیو یکی از روایات مستقل و در عین حال کوتاهِ شاهنامه است.
اکوان دیو در سنّت داستان‌های ایرانی نقش و حضور بسیاری داشته و نشانه‌هایی از این تنوّع و تعدّد را هرچند به صورت پراکنده و کلّی می‌توان بازشناسی کرد، اما گویی در این نمایش که به اسم اکوان دیو هست متاسفانه اصلا بهش پرداخته نشده و خوب اول از همه کارگردان چرا اسم نمایش رو اکوان دیو گذاشته ، غیر ازینکه تماشاچی جذب کنه !؟
من به شخصه خودم به دلیل اسم کار به دیدن کار اومدم بگذریم ..
بازیگر نقش فردوسی چرا اینقدر لوس بود ؟؟
طراحی لباس برام اما خیلی جالب بود اگر چه کلیت نمایش اصلا چنگی به دل نمیزد!
پرداختن به شاهنامه کار هر کسی نیست بهتر اول از همه درک
و دانشش رو داشته باشیم
کلیشه ای بودن کار خیلی توی ذوق میزد و البته دیالوگ هایی که خیلی ... دیدن ادامه » نابلدانه رد و بلد میشدند.
بیژن و منیژه بازی ها مصنوعی بود باز بیژن بهتر بود شاید اگر بیشتر تمرین میکردن واقعی تر بود
بازی پدر بیژن خوب بود.
علی جباری، Negin Fooladi و پارسا یزدی این را خواندند
فروزین تقوی نژاد و فرهاد این را دوست دارند
با عرض سلام و تشکر از نظر شما؛ نقد شما بر نمایش را خواندم. امکان دارد توضیح دهید که به طور مشخص از نظر شما، چه چیزی باعث کلیشه‌ای شدن این کار شده است؟ چون من معتقدم این کار با استفاده از المانهای مدرن در روایت یک داستان کهن، خود به نوعی ضدکلیشه عمل کرده ... دیدن ادامه » و این کار نه تنها باعث تمایز کار شده، بلکه باعث جذب بخش جوانی از جامعه شده که خیلی حوصله خواندن داستانهای کهن و صرف وقت برای فهم شعرهای کلاسیک را ندارد.
۳۰ فروردین
با احترام
باید به تماشاچی احترام گذاشت نمایش بی محتواست بسیار کشدار و حوصله سربر اگر از نظر شما نمایش کلیشه ای نیست از نظر من هست مصغره کردن فردوسی ، استفاده از دیالوگ های بی معنی و عربی ، لحن های بیژی مآبانه که توی ذوق میزد، حس های متضاد و خام
تقریبا ... دیدن ادامه » تا یک ساعت بعد نمایش انتظار داشتم که ی اتفاقی بیفته اما بعدش دیگه پذیرفتم که قرار نیست هیچ اتفاق خاصی بیفته
نمایش نتونست تاکید موثری بر من بیننده داشته باشه
۳۰ فروردین
دوست گرامی جناب جعفری
سلام
کلمات مفهوم خاصی دارند به فرض کلیشه

کلیشه (فرانسوی: Cliché) یک اصطلاح، ایده یا عنصر از یک کار هنری است که به دلیل مصرف بیش از حد و مفرط معنای اصلی یا اثر خود را از دست می‌دهد و حتی آزاردهنده می‌شود. کلیشه عموماً در گذشته جمله یا مفهومی تاثیرگذار و یا هنری بوده‌است.

این اصطلاح بیشتر در فرهنگ مدرن و برای کار یا فکری که از قبل و با توجه به وقایع پیشین قابل پیش‌بینی است، استفاده می‌شود. کلیشه معمولاً کاربرد تحقیرآمیز دارد و ممکن است گاه تفکر قالبی باشد و حقیقت نداشته‌باشد.

بیشتر عبارت‌هایی که امروزه به عنوان کلیشه از آنها یاد می‌شود در اصل به عنوان آثاری برجسته شناخته می‌شدند امّا قدرت و نفوذ خود را به خاطر استفادهٔ بیش از حد از دست داده‌اند و تأثیر آنها کمرنگ شده‌است.[۱] همانطور که شاعر فرانسوی، ژرار دو نروال، گفته است «نخستین مردی که که زن را زر دانست یک شاعر بود و دومین نفر، یک ابله».[۲]

کلیشه ... دیدن ادامه » اغلب ترسیمی روشن از مفهومی تمثیلی یا اغراق‌شده است که خیلی وقت‌ها از تجربه‌های روزمرهٔ آدمی سرمنشأ میگیرد.[۳] استفادهٔ ناچیز از کلیشه ممکن است مهم نباشد ولی استفاده از آن در نوشته و یا سخنرانی می‌تواند نشانهٔ بی‌تجربگی و عدم خلاقیت باشد
عیناً از ویکی پدیا
بیش از تحلیل و نقد لازمه از کلمات صحیح استفاده کنیم
چرا که ماهیت کلام ار بین خواهد رفت.
در مورد احترام به مخاطب با شما کاملاً موافقم
اما این احترام هم تعریف خودش رو داره
یعنی شما اگر یک اجرا رو دوست نداشتید گروه به شما بی احترامی نکرده به هر دلیلی کار رو دوست نداشتید
۳۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اکوان دیو ، سلفی امروز مبتذل و شاهنامه فخر ادب با هشتگ مَنیژ & بیژیست
خوردن کش لقمه ایام و آب معدنی کوهرنگ با فردوسیست
کوچه به کوچه کردن عبید در پی موش و گربه های امروزیست
MP4 کیخسرو و گرگین و تهمتن به هار دیسک هیاکل امروزیست
مسخ خرد از یک توووپ قلقلی به جام جهانبین و وادادنش به جام جهانی بی کافکاست
از چاه برآمدن عشق عروس فرنگی گیو ، دختر افراسیاب تورانیست

و تنهااااااایی غزلسرای قاطع تحریف پارسیست
این تحریف خرد به نابخردی نبود گرچه تابو شکنی تاوانش سنگسار است .
امروز اگر فردوسی همزمانمان می‌زیست ، موهایش را شاید با کشی می‌بست و با لباس های بنام هنری هفت رنگ بر تنش بود
شاید اگر امروز بود راک اند رول و رپ می‌شنید و کنسرت تتلو هم میرفت
شاید هم کت ... دیدن ادامه » و شلوار ایرانی هاکوپیان میپوشید و کفش های واکس زده ای داشت و دیپ هووس و سنتی گوش میکرد و کنسرت همایون خان شجریان را ترجیح میداد
اما هر چه بود و هر چه می‌شنید
انسان بود مثل همه ما
۲۹ فروردین
جناب Ali
سپاس از خوانش متعهدانه و ممیزی مشفقانه تان
مانایی ادب و هنر به گره کردنش به جریان سیال زندگیست
در کوچه های شهر ، رگ زنی عرق ملی است
باید کسی بخیه به آوند فرهنگ ما زند
با آنچه آشنا و دیدنی و شنیدنیست

دستان دستگیر ،
مهرانه ها به قدم و کلام ها ، سازنده تر شود

پ ... دیدن ادامه » ن : آقا اجااااااااااااازه ، ماااااااااااااااااا قول می دهیم ، شَه نامه را بخوانیم بیشتر :)
۲۹ فروردین
⁦❤️⁦(◍•ᴗ•◍)❤⁩
۳۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند نکته در مورد نمایش اکوان دیو:
- بعد از تماشای نمایش، این سؤال در ذهنم شکل گرفت که چه شد نویسنده و کارگردان نمایش آقای عبدالله‌زاده این نام را برای نمایششان انتخاب کردند؟ آیا اگر نام‌هایی مثل «مجلس بیژن‌کشان» یا «مصائب حکیم ابوالقاسم فردوسی» یا ... برای این نمایش انتخاب می‌شد تفاوتی می‌کرد؟ با توجه به این که «اکوان دیو» خودش یکی از شخصیت‌های فرعی در برخی داستان‌های شاهنامه است و عملاً داستان نمایش چیز دیگری است و ارتباط مستقیمی با این شخصیت ندارد، این شبهه برایم ایجاد شد که آیا این صرفاً ترفند بازاریابی برای جلب مخاطب است؟ چون به نظر می‌رسد، عنوان «اکوان دیو» برای مخاطب جذاب‌تر است تا مثلاً «حکایت بیژن و منیژه». امیدوارم من اشتباه کرده باشم و ترفندی در کار نباشد و در پس انتخاب این نام فلسفه‌ای نهفته باشد.
- از این گروه نمایشی قبلاً ... دیدن ادامه » دو کار «هام» (تئاتر شهر) و «هامان‌کشان» (تالار حافظ) را دیده بودم که هر دو را از نظر فرم و محتوا پسندیدم. فضای این نمایش هم مانند دو نمایش قبلی، به گروتسک بسیار نزدیک است. این کار از حیث فرم، چیزی از دو اثر نمایشی قبلی کم ندارد، اما به نظرم از حیث محتوایی نسبت به دو کار قبلی تنزل کرده است. شاید بهتر باشد بگویم بعد از دو نمایش قبلی، انتظارم از گروه نمایشی آقای عبدالله‌زاده افزایش یافته بود و دلم می‌خواست کار قوی‌تری تماشا کنم اما انتظارم برآورده نشد. هر چند بعد از پایان نمایش، عنوان شد که گروه برای کار دیگری تمرین کرده بودند که مجوز اجرا نگرفت و ناچاراً این متن نمایشی را اجرا رفتند. امتیازم به این اثر نمایشی از حیث محتوا، ۳ از ۵ و از حیث فرم ۴ از ۵ است.
- بازی‌های نمایش انصافاً صیقل‌خورده و روان است و از این بابت باید هم به بازیگران و هم به کارگردان تبریک گفت.
- استفاده از موسیقی زنده که در دو نمایش قبلی گروه هم وجود داشت، یکی دیگر از نکات مثبت نمایش است که برایم لذتبخش بود.
- تأخیر بیش از حد در شروع نمایش، یکی از مسائل آزاردهنده در اکثر اجراهاست که متأسفانه در اجرای پنجشنبه ۲۲ فروردین ۹۸ این نمایش هم شاهد این موضوع بودیم. قبول دارم بخشی از این موضوع به فرهنگ عمومی جامعه برمی‌گردد، اما برای اصلاح این فرهنگ بالاخره باید از جایی شروع کرد و چه خوب است که مسئولان برگزاری تئاتر خودشان در این زمینه پیشقدم باشند. اگر یکبار بابت اینکه ۱۵ دقیقه دیرتر به تماشاخانه رسیده‌ام، از ورود منِ نوعی به سالن جلوگیری شود، به احتمال زیاد دفعه بعد سعی می‌کنم حداقل ۱۵ دقیقه زودتر در محل حاضر باشم.
تمام موارد فوق نظرات شخصی من است و نظر شخصی از آن جهت که شخصی و سلیقه‌ای است ممکن است درست نباشد یا برای دیگران مفید نباشد.
امشب این نمایش را دیدم و از تماشاگران خواستند که نظر خود را در تیوال بنویسند و من هم این کمک رابه این گروه حرفه ای میکنم
نمایش اکوان دیو نمایشی به کارگردانی عباس عبدالله زاده که از ایشان نمایشی به اسم چلچلا را دیده بودم باید بخاطر چنین ایده جدیدی به ایشان تبریک گفت اما مشکلات بسیار زیادی در این کار میبینم که جا دارد گفته شود.امشب در برخی از صحنه های نمایش بشدت کلافه و خسته میشدم که به آنها اشاره خواهم کرد اما قبل از
ایرادات باید به تابو شکنی فردوسی اشاره کرد
همه ما فردوسی را مردی با عبا و ردای بلند
میشناسیم اما واقعافردوسی با عبا و ریش بلند
بود؟ شاید هم اینگونه بود که در نمایش دیدم
مردی با سری تراشیده ،عینک،و لباسی سفید به درستی شاید این فردوسی واقعی باشد نه آنچهکه قبل از اینها میشناختم .شاعری حماسه
سرا اما بذله گو ،طناز و گاهی لوده که در
برخی جا نمی پسندیدم چرا باید فردوسی بگوید
عبید فقط برای شماعی زاده شعر میگفت ؟شان
عبید پایین آورده شد یا اهنگساز و ترانه سرای
ما تحقیر شد
یا در جایی که به شخصیت رستم میگه محکم
تررستم را بخوان با برخی حرکات غیر اخلاقی
مواجه میشدیم از سوی ایشان اما بازی قابل
قبول ... دیدن ادامه » و خوبی را از آقای طاهری شاهد بودیم .
چیزی که بیش از همه من را آزار میداد لباس بازیگران بود جز شخصیت بیژن و منیژه،گیو
تمامی لباسها آزار دهنده بود .کیسه زباله و
پلاستیک؟روی چه دلیلی ؟آیا ایده دیگری نبود ؟
همین امر باعث ایجاد خراب شدن نمایش میشد
پلاستیک هایی که کنده میشد و به روی زمین
میریخت و در صحنه بعد چاه را میدیدیم اما هنوز
پلاستیک ها بر روی زمین بود این نشان شلختگی
مرا بسیار آزار میداد تا جایی که قصد ترک سالنرا داشتم ،بازی بد برخی بازیگران که فقط الکی و بیخود در صحنه بودند و حذف آنها لطمه
ای به نمایش وارد نمی کرد حضور برخی
بازیگران کمرنگ کار که بجای رنگ دادن به کار رنگ کار را از بین برده بودند که بیشتر در بازیگران دختر و خانوم نمایش این اتفاق وجود داشت بیان های بشدت ضعیف ،شلوغ کاری و صداهای جیغ برخی از دختران گوش من را آزار میداد به نظر میرسه این انتخاب از عمد بوده و کارگردان در این نمایش انگار نیاز به برخی
نا بازیگر داشته برای بازی کردن نقش های فردوسی که خود نابازیگر بازی کردن هم بلدی میخواهد مثلا شخصیت مرد ترسو که میخاست به جای رستم بازی کند نابازیگری را خوب بازی کرد
اما در ندیمه ها چنین چیزی را ندیدم شخصیت منیژه فوق العاده بود و خود منیژه واقعی شاهنامه بود و شخصیت گیو یکی از درست ترین بازی های نمایش بود شخصیت لات و خشن که به دنبال قهرمان شدنه و در اوج خشم مهر و محبت پدری روحیه خشن او را به ندرت ضعیف میکند تمامی شخصیت های شاهنامه به اصطلاح افرادی شعبان بی مخی بوده اند که ما در ذهن خود انها را شیک ساختیم و بازیگر نقش گیو این موضوع را رعایت کرده بود حال نمیدانم کاراکتر واقعی بازیگر چنین است یا خیر هر چه بود درست بود و شخصیت بیژن شاید به ندرت بازیگرانی داشته باشیم که چنین صدای زیبایی دارند آنچه من را شیفته بیژن کرد صدای زیبای او و حرکت بدنی فوق العاده بود بازیگری که کاملا خط کشی شده بازی کرد اما بیژن امروزی بود نه بیژن شاهنامه برخلاف منیژه که منیژه شاهنامه بود یا شخصیت گیو هم هماننده منیژه گیو شاهنامه را بازی کرد شاید از پرفروغ ترین بخش نمایش دعوای وسط صحنه و یا دید زدن در اتاق منیژه است دیالوگی تلخ که بشدت خنده میگیرد چون درست ادا میشو (لذتی که در خیانت هست در وفاداری نیست)قشنگترین دیالوگ نمایش از نگاه منه از کنار این موارد گذر کنیم این نمایش ارزش یکبار دیدن را دارد
بنظرم طراحی لباس ها فکر شده و جالب بود.
هدف روایت امروزی بود که با لباس امروز فردوسی به ثمر نشست.
لباس های پلاستیکی هم سمبلیک بود و واقعا جالب طراحی شده بود.
۲۳ فروردین
خیلی بهش فکر کردم. و دلم میخواد از زبون کارگردان بشنوم.
اما می تونه سمبل تفاوت باشه، یا عروسک های ارزون قیمتی که صرفا در ذهن فردوسی شکل گرفته تا داستان اصلی رو بشه موازی باهاش و به شکل متفاوتی نشون داد.
اینجاست که لباس بیژن و منیژه بیشتر به چشم میاد.
۲۴ فروردین
به نظرم حتمن هم نباید دلیل خاصی داشته باشه، میتونه فقط یک ایده باشه ولی هرچی بود من دوستش داشتم چون نشون میده میشه طراحی لباس و صحنه داشت حتی از چیزهای به ظاهر بی ارزش ولی به این مقوله مهم تو تئاتر بی تفاوت نبود زک، بنوعی توش بازی با عروسک هم داشتیم حتی ... دیدن ادامه » :))
جالب اینجاس کیسه زباله ها ترکیب رنگ هم داشت مشکی سبز و صورتی فکر کنم
۲۴ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید