تیوال نمایش آنتراکت بی آنتراکت
S2 : 17:39:46
  ۲۵ فروردین تا ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۱۲,۰۰۰ تومان

: ژان میشل ریب
: شهلا حایری
: پریسا مقتدی
: آشا محرابی، سینا رازانی، امیرحسین رستمی، بهرام سروری نژاد

: محمد قدس
: ایمان یزدی
: ﻣﺮﻭﺍﺭﯾﺪ ﻣﮑﺘﻔﯽ، ﺷﺎﺩﯼ ﻓﺘﺢ ﺍﻟﻠﻬﯽ
: ﻣﺴﻌﻮﺩ ﻗﻄﺒﯿﺎﻥ، ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ ﺭﺿﺎﯾﯽ
: محسن میرزایی، کوروش سروش
: ﺣﺴﯿﻦ ﮔﻮﺩﺭﺯﯼ
: بابک کچه چیان
: ﺭﺿﺎ ﺧﻀﺮﺍﯾﯽ
: شبنم روزبهانه
: ماریا حاجیها
: امیر رجبی
: ﺍﻣﯿﺮ ﺧﺪﺍﻣﯽ
: ﻣﻬﺘﺎ ﮐﺮﯾﻤﯽ
: ﺍﯾﻠﯿﺎ ﺷﻤﺲ، ﺍﻣﯿﺮ ﻗﺎﻟﯿﭽﯽ
: ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ ﺣﺴﯿﻨﯽ، ﻓﺮﯾﺪ ﺣﺴﯿﻨﯽ
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش آنتراکت بی آنتراکت / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش آنتراکت بی آنتراکت / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش آنتراکت بی آنتراکت/عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اجرای دلچسبی بود.همه چیز سر جای خودش بود.نمایشنامه در ۵ قسمت مختلف یا بهتر بگم ۵ اپیزود بود که هر کدوم قابلیت جذابیت نمایش رو بیش از پیش بالا میبرد..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنتراکت بی آنتراکت
در پنج ایپزود خوب اجرا شد علاوه بر لذت سرگرم کننده بودن که این به تنهایی موفقیت بالایی است می توان این ویژگی ها را برشمرد:

متن و دیالوگ نویسی ساده است اما نویسنده (ژان میشل ریب) که یکی از کاراکترها هم نام خود اوست سعی دارد به روانکاوی شخصیت های هر داستان بپردازد. وجه اشتراک هر پنج اپیزود دقت در چگونه بودن و چگونه زیستن فرد است. اینکه خود را باور دارد یا کس دیگری را. اینکه در فکرش چه می گذرد. شخصیت مورد علاقه اش یا ایده آلش چیست. قرار بوده چه بشود و چقدر با آنچه نیست یا ندارد فاصله دارد؟ در یک جمله «او چه کسی است و چه کسی دوست دارد باشد؟» یا «هدف او از بودنش چیست؟ برای هدفش چه می کند؟» نویسنده در داستان ها این پرسش ها و این روانکاوی ها را به نمایش می گذارد چنانکه در داستان چهارم ژاک دوست دارد به اندازه برادرش ژان باهوش باشد یا در ایپزود ... دیدن ادامه » دوم هر دو شخصیت باب و آلفردی که با زمینه ذهنی از اتفاقی که دارند دوست ندارند دیگری او را باب و آلفرد صدا بزند.

نورپردازی، طراحی لباس و طراحی صحنه که از عکس های متحرک ساخته شده، هر سه فضای داستان را به نحو احسنت ملموس کرده است. کارگردانی کار قابل تقدیر است.

آهنگ سازی بی نظیر است و حضور خوش رنگ آشا محرابی در این بخش بسیار خوب از آب در آمده.

آشا محرابی در سه اپیزودی که در نمایش حضور دارد نشان می دهد که هنر بازیگری را به خوبی بلد است. حرکت ها، دیالوگ گویی، حس اجرا، لب زدن با آهنگ، هماهنگی و همه چیز عالی، پیوسته و دقیق است. بازی سینا رازانی گرچه کمی اگزجره و درشت و با صدایی بیش از حد پرحجم بود ولی انرژی خوبش اجرا را گرم می کند. دو بازیگر دیگر هم به نسبت دیالوگ و فضای کمتری که دارند، خوب هستند.

این نمایش صحنه های به یادماندنی زیادی دارد، اما اپیزود آخر و بازی موزون و هماهنگ آشا محرابی با ترانه های انرژی بخش این اپیزود که در نقش رؤیای آرایشگر که برای چند دقیقه فرصت کرده تا به آن فکر کند بسیار دیدنی بود. و ایده کارگردانی در لحظه ای که این رؤیا از فکر آرایشگر (صحنه) خارج می شود خیلی خوب بود چنانکه در پوستر کار هم این فرصت کوتاه پرداختن به رؤیاهای خوب نشان داده شده است.

آفرین آفرین :d
:)))
آف.. آف.. آف..
آففففرین مسعود! ;)
خیلی خوشحالم که نقد و نظرت رو نوشتی.:)
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من نمایش آنتراکت بی آنتراکت بسیار سطحی و ضعیف بود از لحاظ ساختار دراماتیک دارای ساختاری تخت و بدون هیچ ریتم و تمپوای به پیش می رفت . فاقد ایده و خلاقیت و میزانسن های خلاقانه و بکر بود . بازی سرد و بی روح امیر حسین رستمی باعث ملال و خستگی بی اندازه ای می شد . حضور عکاسان و مدام ایجاد صدای شاتر دوربین باعث آزار تماشاگران بود. و واقعا چرا یک سانس را کاملا به عکاسان اختصاص نمی دهند !!! در نهایت ممنون از انرژی و بازی خوب آقای رازانی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاتر "آنتراک بی آنتراک" رو دیدم
تاتری با موضوع تفکری بر، نگرش، افکار، معیار ها و چیز هایی که به عنوان اعتدالات و روزمرگی هامون توی زندگی داریم ، می گذرونیم.
بازی آقای سینا رازانی ، فوق العاده بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنتراکت بی آنتراکت به نظرم کارمتوسطی بود من به شخصه توقع کار بهتر و سنگین تری داشتم ای کاش این 4 تا سکانس مختلف کار یکم بهم ارتباط میداشتن اینجوری تماشگر احساس خستگی نمیکرد و انرژی آقای رازانی عزیزم اینهمه تلف نمیشد.
درهرصورت از همه عوامل این مجوعه کمال تشکر را دارم.
خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حرف هایی که در اپیزود اول آقای رستمی زد دقیقا برای ما هم پیش اومد ، نمایش طولانی و آنتراکت بی آنتراکت ، واقعا چی میخواستن بگن تو این همه اپیزود ها شبیه به هم ؟
مخصوصا که سالن هم به شدت گرم بود و از تهویه خبری نبود
صحنه ی اول خوب و خنده دار بود و خانم محرابی خوب از پس کار بر اومده بودن صحنه ی دوم هم کاملا زائد بود
اون همه آهنگ چی بود؟ نه واقعا من میخوام بدونم ، مگه کار کودک اومدیم ببینیم؟ اصلا راضی نبودم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام . دیشب آنتراکت بی آنتراکت را دیدم. اما کارگردان یک سانس به من بدهکار است. چون خانم عکاس (که ظاهرا تازه کار بود و ردیف دوم نشسته بود) تمام مدت صدای دوربینش آزارم و آزارمان داد. دوستان بازیگر! فکر کنم حالا متوجه شدید چرا آن مرد مو بلند و سپید، معترض بود. از سوی تماشاچیان به همکار عکاستان تذکر داده شد ولی هیچ تاثیری نداشت. فکر کنم بازیگران هم متوجه این خروس بی محل شده بودند نه؟! لطفا قبل از مجوز دادن به عکاس تان به ایشان اصول عکاسی در اجرای تئاتر را هم یادآور شوید.
سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی بعضی از نقد های دوستان رو نگاه میکنم گاهی فکر میکنم شاید من اشتباهی به تماشای نمایش دیگری نشستم که اینقدر کسالت آور بود! و متوجه شدم این نمایش کاملا سلیقه ای بوده است!
من شخصا خوشم نیومد و حتی اگر ته سالن نشسته بودم و صدای خانم محرابی نبود همون اول رفته بودم بیرون.
تنها چیز جالبی که وجود داشت دکور قشنگ بود .
موضوع نمایش چی بود چی میخواست بگه !؟!؟
گفتم که کاملا سلیقه ای بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنتراکت بی آنتراکت . . .

1. داشتم به شنبه ی این هفته فکر می کردم. آخرین روز نمایشگاه کتاب. تصمیم گرفتم برم و از روز آخر استفاده کنم. تو غرفه ی نشر قطره چشمم افتاد به کتاب «تئاتر بی حیوان» نوشته ژان میشل ریب. نمی دونم چرا نخریدمش. الان دارم حسرتش رو می خورم. واقعا الان دوست دارم متن کتاب رو بخونم و بدونم آیا این نمایشنامه ی اپیزودیک به بدی همین تئاتریه که من دیدم؟!

2. عادت ندارم در مورد هیچ اثر نمایشی خیلی تند بنویسم ولی واقعا فکر می کنم این نمایش در کنار یکی از نمایش های پارسال (جادوی فسفری خال خالی) بد ترین کار هایی بودند که تو دو سال اخیر دیدم! اما چرا؟ آشا محرابی انصافا بازی خوبی داشت. سینا رازانی هم همین طور. بهرام سروری نژاد فقط یه اپیزود بازی کرد اما بازیش قابل قبول بود، فقط امیر حسین رستمی بود که (به ویژه در پرده ی دو برادر) بازیش نچسب بود. کلا حالت ... دیدن ادامه » صورت آقای رستمی به نحویه که خیلی نمی تونه باهاش بازی کنه. گذشته از بازی ها، این کار رنگ و لعاب خوبی هم داشت. رنگ ها چشم رو خسته نمی کرد، و البته در دو پرده (پرده ی دو شریک و پرده ی آخر) کارکرد مفهومیش کاملا واضح و گل درشت از آب در اومد (منظورم تقارن کامل رنگ های دو شریک و لباس سفید خانم محرابی و روپوش آبی آسمانی آرایشگر در پرده ی آخره). به هر حال دکور تصویری کار جذابیت بصری ایجاد می کرد. موسیقی خوبی هم در کار بود و صدای زیبای خانم محرابی هم از جمله نکات مثبت کار بود.

3. اما اشکال «آنتراکت بی آنتراکت» در کجاست؟ در یک کلام: ریتم! بار ها دیده بودم نمایشی از ریتم بیفته ولی ندیده بودم نمایشی کاملا بدون ریتم باشه! به هم خوردن ریتم از همون پرده ی اول کار مشهود بود. جایی که بدون مقدمه ی دراماتیک شاهد ترک صحنه از سوی امیر حسین رستمی هستیم. یعنی ریتم پرده ی اول اون قدر سریع بود که داستان به درستی بیان نشد و بازی ها از کار در نیومد. ولی در پرده ی دوم به قدری ریتم کش دار و خسته کننده بود که بیشتر به یک عذاب طولانی می مانست. کش دار بودن یک پرده ربطی به مدت زمانش نداره. گاهی ما یک ساعت تمام پرده ای رو می بینیم و لذت می بریم و گاهی یک پرده ی 5 دقیقه ای هم می تونه خسته کننده باشه. دیالوگ های پینگ پونگی سینا رازانی و بهرام سروری نژاد به حدی خسته کننده بود که واقعا برای اولین بار در زندگیم می خواستم از سالن نمایش خارج بشم. بقیه ی اپیزود ها هم فاقد یک ضرباهنگ متوازن بودند ولی هیچ اپیزودی به بدی اپیزود دوم نبود.

4. من خیلی معتقد به رسالت هنر در بیان یک ایده، حرف یا آرمان نیستم. یعنی معتقدم اگه کاری پیامی هم نداشت این به هیچ وجه ضعف محسوب نمیشه اما وقتی کاری دارای پیامی باشه، اون وقت این پیام هم برای من مهم خواهد شد. سوالی که دارم اینه که پیام این نمایش چی بود؟ اون چیزی که من درک کردم اینه: همه ی ما حرف های ناگفته، راز های ناگفته، احساسات درونی و آرزو هایی داریم که یا نمی تونیم بگیم، یا نباید بگیم، و باید یاد بگیریم از این قید و بند های خودمون رو رها کنیم و به آرزو هامون بیشتر فکر کنیم. اگه واقعا جان کلام این نمایش این باشه، سوال دوم من اینه: واقعا چنین موضوعی قابلیت این رو داره که هفتاد یا هشتاد دقیقه وقت تماشاگر رو بهش اختصاص بدیم؟ من فکر می کنم نه! اون هم به صورت یک نمایش پنج پرده ای که تکرار و توالی این پیام و هم پوشانی مفهومی این پیام ها به جای اون که مکمل هم باشه، موجب ملال تماشاگر خواهد شد. خانم مقتدی عزیز! بازیگر و کارگردان خوب تئاتر! مدیر محترم مجموعه تئاتر شهر! امیدوارم در دوره ی تصدی شما در این سمت سنت زیبای آنتراکت بین نمایش ها دوباره برقرار بشه که بتونیم در میانه ی یک کار ملال آور نفسی تازه کنیم!

خسته نباشید به گروه اجرایی این نمایش.
شاهیـــــــــن
هنوز نقدتو نخوندم
فقط اومدم بگم عکست عاااالیه
:)
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
البته تصویر مال دیروز و پریروز نیست ولی خب Baby face بودن این داستان ها رو هم داره دیگه :) تا سن پیری می تونم این عکس رو به عنوان عکس خودم استفاده کنم :)
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
اره خب ماشالا حسابی جوون بودین..کسی ام شک نمیکنه :)))
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام..دوستان میشه بفرمایید قصه چجور قصه ایه؟قابل فهم برای همه هست یا گنگه و خودت باید سر در بیاری؟
manimoon این را خواند
دوست عزیز تقریبا هیچ موضوع وهیچ قصه قابل عرضی ندارهبنظرم نبینید بهتره
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال عزیز!
خواهشا پلان تماشاچی رو در سایت درست قرار دهید.
من بار دومه که دارم تذکر میدم و بار سومه که بر عکس جایی که خریداری کردم نشستم، حداقل توقع اینه که وقتی به من امکان انتخاب جا میدید همون حایی که مد نظرمه بشینم.
مشخصا شماره صندلی در سالن های سایه و قشقایی از راست به چپه که توو سایت به اشتباه از چپ به راست شماره گذاری شده، تو رو خدا درست کنید و در کارهای بعدی هم دقت کنید.
من بار قبل که تذکر دادم اصلاح شد اما برای نمایش بعدی باز اشتباه شده بود و الان هم می بینم برای قصه ظهر جمعه و آنتراکت غلطه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اپیزود آخر جُور تمام حرف های نگفته رو میکشه...!

بهترین بازی ها متعلق به آشا محرابی و سینا رازانی بود،البته امیر رستمی هم بازی خوبی رو انجام داد...

در اپیزود آخر من با سینا رازانی وجود "آینه" رو دیدم و حس کردم...
نیلوفر ثانی و manimoon این را خواندند
علی عبدالرحیم، سارا شریفی، ایمان یزدی و فروهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای سینا رازانی از عهده ی هر سه نقش به خوبی برآمدند.
به ویژه بخش دو برادر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
عالی بود
بازی های آشا محرابی و سینا رازانی فوق العاده بود
ایمان یزدی و فروهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام میخواستم نظرمو درباره این تاتر بدم
در کل از این تاتر خوشم اومد اما تک تک بخوام بگم از قسمت اول و اخر تاتر بیشتر. لذت بردم و بازی اشا محرابی و سینا رازانی خیلی خوب بود و مسلط بودند و بازی امیر حسین رستمی هم خوب بود صحنه و نور پردازی و صدا هم عالی بودو در اخر میخواستم از گروه تشکر کنم و تنها دلیلی که منو مجاب کرد این کارو ببینم این بود که نظراط دوستان خیلی متفاوت بود و برام خیلی سوال شد که این انتراک چهطور تیاتری و البطه باید به نظرات دوستان احترام گذاشت ممنون
اوا.ت این را خواند
علی اژدری، ایمان یزدی و فروهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مجموع کار خیلی خوبی بود به خصوص بازی آشا محرابی عالییییییییییییییییییی
manimoon و نیکا این را خواندند
سپهر صالحی، ایمان یزدی، tahoora و فروهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم بدترین نمابشی بود که تاحالا دیدم درحدکارهای رضاگوران بود واقعا ازدیدنش پشیمونم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت یکی از منتقدین و نویسندگان سینما درباره این اثر :
دیشب به دعوت کارگردان، به تماشای تئاتر "انتراکت بی انتراکت" رفتم و تجربه ی خوبی بود. برای من که چندان اهل تئاتر نیستم و ذهن و نگاهم با سینما درآمیخته، ارتباط خاصی با معدود نمایش هایی که می بیینم برقرار می کنم. به ویژگی در مواجهه با زندگی و پویایی آن چه در برابر چشمان مخاطب، در جریان است. بخش جذاب تر دیشب این بود که شاهد روابط "خاص" تر انسانی در هر پنج اپیزود نمایشنامه بودم. یک جور هجو هولناک رئالیسم. این که موقعیت های عادی تا چه حد می توانند شکننده و سوررئال از آب در بیایند. و روابط انسانی تا چه حد در معرض تعابیر سلسله وار غیرقابل پیش بینی هستند. در حالی که گاه نقطه ی عزیمت این تعبیرها نیز گم می شوند. کاگردان کوشیده بود تا جنس بازی ها و حرکات و موقعیت ها با مفهوم بنیادین نمایشنامه های ژان میشل ... دیدن ادامه » ریب همسو باشد. به ویژه در بازی های سینا رازانی و آشا محرابی. به نظرم لحن و بازی امیرحسین رستمی نتواسته بود به شکل کلیت کار در بیاید و در کنتراست آسیب رسان با نقش مقابل خود قرار می گرفت. اپیزودهای "مرغ دریایی" و "برادری - برابری" را بیشتر پسندیدم. موقعیت تلخ آرایشگر در مواجهه با خیالی که فقط پرهایش باقی مانده و برادر تحقیرشده ای که در نهایت نمی تواند پیشرفت خود را به کسی بگوید، قاب های تماشای "انسان" اند؛ که روز به روز تنهاتر و خیالاتی تر می شود.
" مصطفی جلالی فخر "
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم ضعیف بود، هم موضوع، هم شیوه اجرا...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به تماشای نمایش انتراکت بی انتراکت نشستم.
نمایشی که بیش از پیش به از بین رفتن زندگی انسانی و روابطی که با تلنگری خرد میشود در دنیای ماشینیسم میپردازد.
نمایش انتراکت بی انتراکت در پنج اپیزود به نمایش در امد.چیزی که بیش از پیش این پنج اپیزود اگرچه بی ربط به هم اما بن مایه ای مشترک را به هم پیوند میداد ناکامی انسانی بود که در پس زندگی خود تاب خیال کردن و تصمیم گرفتن را ندارد و مستقیما به فکر ارضای فکری و روحی دیگرانی است که هیچ کدام نه به یکدیگر احترام میگذارند و نه سر سوزنی دلسوزی دارند.دنیای نمایش دنیایی است که در ان همه ی مردمان و کارکتر هایش با قل و زنجیر به زمین کوفته شده اند و رمق تفکر را از ان ها گرفته و تنها در پی کسب روزیی هستند که همان تنفس کردن است.
انتراکت بی انتراکت حقیقتا نمایش نسلی است که اگر چه خود را ازادی خواه و ناجی امریکای دموکرات ... دیدن ادامه » میداند و لینکلن را نماد دموکراسی خود میکند و اگر چه انسان متفکر قرن بیست و یکی که همین انسان متفکر حق و حقوق انسانی را زیر پا میگذارد و حتی به برادر خود نیز رحمی ندارد و نه تنها وی را سلب اسایش خود میداند که پا فراتر رفته و باعث بهم زدن زندگی وی و دزدین معشوقه اش میکند حکایت از پوشالی بودن اتمسفر حاکم بر دنیایی دارد که فقط به لحاظ پیچگوشتی و اچار پیشرفت داشته و نه به لحاظ انسانیت و ارمان های کلاسیکش.
در نهایت این انسان درگیر روزمرگی برای رها شدن دست به بال زدن میکند و در اپیزود اخر شاهد صحنه ای هستیم که میکوشد یاد بدهد که تو هم میتونی رها بشی به شرط اینکه به رویاهات فکر کنی ، حتی اگر بین نهار 2-3 دقیقه وقت داشتی!
بازی های خوب اشا محرابی و سینا رازانی نشان دهنده ی راحتی انها و سیال بودنشان در صحنه ی تئاتر دارد.اگرچه شاید بازی سینا محرابی در اپیزود هایی یکنواخت میشود اما نمیتوان از بازی خوب وی صرف نظر کرد.
شخصیت های نمایش با انکه در اپیزود های چند دقیقه ای خلاصه شده اند به سرعت از تیپ خارج و به کارکتری هرچند کوچک اما تاثیر گذار تبدیل میشوند.
شاید بتوان بزرگترین نقطه ی قوت اثر را بازی اشا محرابی نامید که در تک تک لحظه ها متفاوت با تم های انزجار امیز یا لوند و پر کرشمه ظاهر میشود و در تک تک انها لذت تماشای ان را به مخاطب با دستانی باز تقدیم میکند.
این بازی های خوب در کنار دکوری مینیمال و ساده که از چند قاب تصویر تشکیل شده و هر کدام قسمتی از تصویر را روایت میکند چیده شده است.دکور صحنه ساده و بدون هرگونه زرق و برقی بوده و همه ی انها سمت و سوی نگاه بیننده را به موضوع اثر و بازیگری معطوف میسازد که نشان از دید موثر و بالای پریسا مقتدی را میدهد.
نمایش انتراکت بی انتراکت نمایشی خوب است که میتواند به تجربه ی دلنشین تئاتر اولی ها بدل شود و اشتی بیننده و تئاتر را به همراه داشته باشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید