تیوال نمایش آرش ساد
S3 : 17:36:04
امکان خرید پایان یافته
  دوشنبه ۲۱ تا ۲۳ بهمن ۱۳۹۲
  ۱۹:۰۰
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: بهرام بیضایی
: محمد رحمانیان
: (به ترتیب حروف الفبا) آریا آریانژاد، مارال بنی آدم، رامین بیات، میلاد حمیدی، رضا راد، پرستو رحمانیان، آنیتا زنگنه، زهرا سِرپوشان، مسعود سلامت، سها سناجو، عطا سین، شهره شهرضایی، نیما صادقی، نیکناز عالمی، فرشید فخروی، نگار کاویانی، سونیا محبوب، نازنین میهن و ... مهتاب نصیرپور،

: نیما صادقی، با همکاری سونیا صحت نیاکی (بر اساس ترجمه ی سهیل پارسا)
: ایلیا تهمتنی
: اشکان سمیعی
: مهتاب نصیرپور
: پدیده جمال ها
: علیرضا فولادشکن، پدیده جمال ها
: اشکان خطیبی
: آرش اکبری
: احسان نقابت

بهای بلیت این نمایش به شیوه زیر است:
- همکف، ردیف ۲ و ۳ با بهای ۵۰.۰۰۰ تومان
- همکف، دیگر ردیف ها با بهای ۴۰.۰۰۰ تومان
- بالکن‌ یک با بهای ۲۵.۰۰۰ تومان
- بالکن‌ دو با بهای ۲۰.۰۰۰ تومان
بالکن سه با بهای ۱۰.۰۰۰ تومان

برخوانی نمایش آرش
به یاری ساکنان تیمارستانِ نیمه ویران آزادی
با نگاهی به نمایش مارا - ساد

نمایش«آرش ساد» همانطور که از نامش پیداست، تلفیقی است از برخوانی «آرش» اثر بهرام بیضایی و «مارا ساد» پتروایس، البته گفته می‌شود به متن اصلی «آرش»، جز چند جمله چیزی افزوده یا کاسته نشده و تاثیر نمایشنامه‌ی «وایس» بیشتر بر وجه اجرایی اثر است.

رحمانیان همزمان با اجرای این نمایش در کانادا درباره ایده شکل‌گیری این اثر نمایشی به ایسنا گفته بود: « در خبرها خواندیم که نیمه شب 26 دیماه 1391 لودرها، بیمارستان روانی آزادی را تخریب کردند و این در حالی بود که هنوز این آسایشگاه تخلیه نشده بود. تصویر وحشت‌زده‌ی بیماران روانی که نیمه‌های شب، در کوچه‌های اطراف، شب را به صبح رسانده بودند با تصویر همیشگی من از «آرش» بهرام بیضایی پیوند خورد، نمایشی که مفاهیم تازه‌ای از «وطن» و «مرز» را به ادبیات نمایشی معاصر ما هدیه داد.»

محمد رحمانیان نمایش‌نامه نویس، کارگردان و مدرس تیاتر است که با نگارش و اجرای نمایش‌هایی همچون «مصاحبه»، «خروس»، «شهادت‌خوانی قدمشاد مطرب در طهران»، «پل»، «اسبها، سال 59 هجری»، «آواز قو»، «مرغ دریایی یا چخوف‌ساد»، «مانیفست چو»، «فنز»، «عشقه»، «پروانه‌ها» و ... یکی از هنرمندان جریان ساز تیاتر ایران به شمار می‌رود.

اخبار وابسته

» «تماشاگران»؛ بزرگ‌ترین حامیان مالی ما

» «آرش ساد» رحمانیان دو اجرایی شد

» رحمانیان، بیضایی را به تالار وحدت می آورد

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فوق العاده ترین کاری بود که تو عمرم دیدم
عالی بود.....
manimoon این را خواند
سیامک قلی زاده و افسانه ریسی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی در باب این نمایش
http://academyhonar.com/analysis/theatre3/2434-arash-sad.html
وحید هوبخت این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیمارستان نیمه ویرانه که ساعاتی دیگر با خاک یکسان می شود، جای مناسبی است و انتخاب دیوانگان در نقش مردمان و زن افلیج رو به مرگ در نقش قهرمان ... و مردمانی که تمام امید و توقع رهایی شان از ناپهلوانِ درهم شکسته است، که حرفش را نه کسی می شنود و نه می فهمد! مردمانی که به خاسته های کوچک قانع شده اند، تنها فضای کمی برای شادی و رقص می خواهند و نخی سیگار ... و دیگر جز به زبان تَرکه مطیع و رام نمی شوند. حتی این قهرمان بازی ِ تلخ را بایستی به زبان ترکه ی بیداد اجرا کرد!
چه خوب، که کسی پیدا شد و نیشتر به زخم چرکین این خاک زد! خیلی دوست دارم، دیگری همت و جسارت کند و از فرهیختگان، نخبگان و هنرمندانی بگوید که این ویرانه دستمایه ی هنر و حیاتشان است و حیاط خانه شان، جایی فرسنگها دور از این تیمارستان نیمه ویران.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
متن نماش معرکه بود . اما حقیقتا اجراش جالب نبود . از تلفیق فضای تیمارستان با فضای نمایش و روایت نمایش از زبان بیمار ها میشد استفاده های « جالب » تری از اینکه دیدم کرد .

پ ن : این دسته بندی نوشته ی کاربران به نظرم خوب نیست ! الان اینی که من نوشتم نه نقده ، نه دیالوگ ماندگار و نه گفت و گو ( با کی : دی ) ...
مریم جلولی، فرناز نوروزی و شادی بهرامی این را خواندند
عطیه جان بخش این را دوست دارد
جای خوشحالیست که استاد بیضایی مرگ یزدگرد را خودشون سال 58 کار کردند و نسپردن به استاد رحمانیان.
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود... متن فوق العاده قوی و درگیر کننده... بازی های بسیار بسیار عالی و از همه مهمتر کارگردانی و اجرای خیلی هوشمندانه...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این تئاتر رو دوست داشتم.
به خاطر متن بهرام بیضایی. به خاطر بازیهاش که هنرجوهای عادی و بی نام و نشان از خیلی از بازیگران حرفه ای ما بهتر بودند.
به خاطر نوآوری در نحوه اجرا که از سنگینی این متن کم کنه. متن آرش متن خیلی سنگینیه. اگه کسی اهل تئاتر (و بیضایی شناس) نباشه نمیتونه باهاش ارتباط برقرارا کنه و اگه اهلش باشه هم که متن جوری با روح و روانش بازی میکنه که .....
ولی فاصله گذاری ها و اضافه کردن قسمتهایی (که من بهش میگم زنگ تفریح برای شروع زنگ بعد که ریاضیه) باعث میشه که یه کم به مغزت استراحت بدی و بتونی رو ادامه کار تمرکز کنی.

این تئاتر رو دوست داشتم به خاطر عکس بهرام بیضایی-فردوسی بزرگ زمان ما- که در آخر کار نشون داده شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"آرش ساد" رو دوست نداشتم
به نظرم دوره این نوع کارها با این ادبیات اجرایی گذشته
همین.

manimoon..
نمایش " آرش ساد " - محمد رحمانیان

یه نمایشی که از ابتدا ( انتظار در لابی تالار وحدت ) شروع می شود و تا مدت ها در ذهن ماندگار می ماند.
اجرایی که از ابتدا ، قاعده اش را بر آشنایی زدایی می گذارد و به شدت در اجرای آن موفق عمل می کند.زمانی که در لابی منتظر صدای زنگ تالار هستید تا بروید داخل و سر جایتان بنشینید ، این بیماران روانی هستند که در محیط لابی پراکنده شده و مدیران تیمارستان نیز به دنبال آنها هستند و ارتباط این بیماران با مخاطبان به شدت درست شکل میگیرد و سپس معرفی اجرا و توضیح آن توسط مدیران تیمارستان در لابی ) زمانی که بیماران ( بازیگران ) در بین جمعیت پراکنده هستند) ، از همان ابتدا نوید اجرایی متفاوت ،که مبنایش را بر آشنایی زدایی گذاشته ،می دهد. شخصیت ها ، که بیماران تیمارستان هستند از همان ابتدای نمایش برای ما پرداخته می شوند و به همین خاطر این تغییر فضا (آشنایی زدایی ها ) توسط این گروه کاملا برای بیینده قابل درک و درست می باشد.

نمایش آرش ساد، با کمک گروه بسیــــار قوی بازیگرانش و متن قوی و میزانسن های هوشمندانه رحمانیان به اجرایی درست تبدیل شده است که تماشاگرش از لحظه به لحظه آن میتواند لذت ببرد. به شخصه اینکه متن بیضایی با آن حال وهوا ، اینگونه و به این صورت اجرا میشود برایم در وهله ی جذاب است،چه برسد به اینکه این اجرا نیز به شدت قوی باشد.

در مدت طول اجرا ، ریتم و لحن و اجرا ، تا مدت زمانی به یک صورت ادامه و زمانی که بیننده با این خصوصیات، همراه می شد، با یک فاصله گذاری درست ، این خصوصیات تغییر پیدا کرده و به صورت دیگری تبدیل می شد.

مشکلم با نمایش ،حضور بی مورد اشکان خطیبی بر روی سن و کاسته شدن جذابیت پایان بندی نمایش (زمانی که در شروع نمایش خراب کردن تیمارستان را اعلام و ضرب العجل دو ساعته برای آن تعیین میشود ) می باشد.

"آرش ساد"،اجرای درست ،خوب و کاملی بود که به شعور مخاطبش احترام میگذاشت.

پ ن 1 : در مورد متن اجرا و مباحث محتوایی و نمادین آن ، می توان مفصل به صحبت پرداخت.

پ ... دیدن ادامه » ن 2 : احتمالا اکثر دوستان متن "آرش" اثر استاد بیضایی را خوانده اند،اما برای کسانیکه هنوز فرصت مطالعه ی این اثر را پیدا نکرده اند، "انتشارات روشنگران و مطالعه زنان" با عنوان "سه برخوانی" این اثر را به چاپ رسانیده است.

پ ن 3 : دیدن ویدیو تمرین گروه نیز خالی از لطف نیست :
http://www.youtube.com/watch?v=HYIPvF4PhHs

علی فیروزجنگ
و من مردمی را می شناسم که هنوز میگویند:

"آرش باز خواهد گشت..."

روز سختی داشتم و بسیار خسته به دیدن این تئاتر رفتم...

وقتی از سالن بیرون اومدم انگار از هر زمان دیگری بیشتر انرژی داشتم و خوشحال بودم...

مرسی آقای رحمانیان...
اجرایی به غایت خلاقانه و بازی هایی بسیار زیبا. روخوانی متن آرش استاد بیضایی کار ساده ای نیست چه رسد به اجرای آن...در نهایت آقای اشکان خطیبی با هیچ چسبی به این نمایش و به آقای رحمانیان نمی چسبند.
البته اشکان خطیبی مجری طرح بود ولی حضورش روی صحنه و ادای آن جمله ها چندان اهمیت و جذابیتی در اجرا نداشت و توی ذوق می زد.
۲۴ بهمن ۱۳۹۲
فعلا که دو دستی چسبیده اند! :)
۲۴ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از ریش این مرد هنر می چکد!
حیف که همیاری دستمو بسته...
۲۴ بهمن ۱۳۹۲
در چه زمینه ای سیاوش جان؟
۲۴ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مثل همه نمایشهای محمد رحمانیان راضی از سالن بیرون میایید
آرش ساد شروع غافلگیر کننده ای داشت، ساعت از 7 گذشته بود و هنوز درهای سالن رو باز نکرده بودن و ناگهان همه توی سالن انتظار با گروهی از دیوانه ها مواجه شدن که با سروصدا بین مردم میچرخیدن و اینجوری بود که نمایش شروع شد و همراه دیوانه ها به سالن رفتیم
(برای دیدن فیلم کوتاهی از این تیکه از نمایش به صفحه اینستاگرام من سر بزنید، اونجا آپلودش کردم)
www.instagram.com/filmestan
هماهنگی بازیگران عالی بود و هیچ تپقی زده نشد، دیالوگهای سنگین و نظم بازیگران نشان از تمرین زیادشان داشت و مطمئنم رحمانیان برای این نظم و هماهنگی زحمت زیادی کشیده
بازی بازیگران زن به بازیگران مرد غالب بود و بعضی جاها بازیگران مرد صدا و حرکاتشون روی اعصاب میرفت و ای کاش روی حرکات و اداهای بازیگران مرد بیشتر کار میشد
قسمتهای همخوانی شعرها ... دیدن ادامه » توسط بازیگران عالی بود و ای کاش بیشتر توی نمایش ازشون استفاده میشد، حس و حال خوبی میداد خوندنشون
همون طور که اول هم گفتم، مثل بقیه نمایشهای محمد رحمانیان از دیدن این نمایش پشیمون نمیشدید
روز دوشنبه اجرای اول این نمایش را دیدم خوب که نه عالی بود نمیدانم و نمیتوانم مانند آنچه درمورد ترانه های قدیمی گفتیم و شنفتیم احساسات خرج کنیم چون فضای متفکر نمایش این امکان را ازمان میگرفت برای من که یک بیننده ام دیدن نمایشی که با داشتن دو قصه به شدت احساسی مرا احساساتی نکرد بسیار عجیب و غیر عادی بود من که با خواندن نمایش نامه آرش هم چندین روز درگیر و دستخوش احساس هستم ویا با دیدن یک بی بضاعت یا یک موجود ضعیف یا ناتوان خوراکی برای چند روز غصه اشک دارم چطور است که بیشتر و عمیق تر از هر زمان به فکر تقویت و تربیت روح خود افتاده ام و نیز یافتن چاره ای برای این همه قهرمان طلبی و قهرمان پروری ؟ فکر کردم این درست است بنا نیست هربار که یک موضوعی با هر اندازه بار عاطفی مرا چون کودکی زیر تاثیر خود بگیرد شاید بس باشد خاطره بازی و زمزمه ترانه های قدیمی وقت ... دیدن ادامه » آن رسیده که قصه دلاوریهای آرش را چون هذیانی تب آلود و منقطع چنانکه یادمان بماند یک افسانه است از زبان کسانی بشنویم که خود نیازمند ترین آدمهای کنارمان هستند آدمهایی که حتی اراده و اختیار حرکات و گفتارشان را ندارند ولی برخوانی آرش را به زیبایی انشا میکنند و من سر به زیر فکر میکنم و به افتخار این جوانان تازه کار بر میخیزم جوانانی که از استاد خود زیباتر درخشیدند
با احترام به استاد رحمانیان و بانو نصیر پور
و باسپاس که اندیشه را بجای هیجان برگزیدید.....
با اینکه دقیقا هم عقیده نیستیم ولی نظرتان را دوست داشتم.
۲۴ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش آرش را سالها پیش در سالن گوشه فرهنگسرای نیاوران دیده بودم. به عقیده من دیدن آن نمایش پیش نیاز درک کار استاد بیضایی است.
آن نمایش باعث شد که در آن زمان به ایرانی بودنم افتخار کنم و حس میهن پرستی ام به قول معروف بزنه بالا!
این نمایش باعث شد که از خودم خجالت بکشم. از اتفاقاتی که در این سالها بر کشورم رفته...
خلاصه میکنم. این تیمارستان کشور ماست که نیمه شب نیمه ویران شده و این دیوانگان ما ملت هستیم که هنوز مشغول به تکرار داستانهای گذشته ایم ولی با کمک پرستار و چوب و اجبار...
بازیگر نقش آرش حتی حاضر به ادامه بازی نیست و به جای او آن هم از روی اجبار زنی علیل را بر روی صندلی چرخدار انتخواب کردیم. زن به واسطه نقشی که در آن فرو میرود کمی ...و برای مدتی قدرت یافته اندکی شفا میگیرد....الی آخر
سلام
من 2تا بلیط دارم.
ساعت 19:00
امروز چهارشنبه 23 بهمن
بالکن 2 به قیمت مجموع 40 تومن
ردیف اول ورودی غربی

لطفا خبر بدین
شقایق شاهین فرد و اناهیتا خطیبی تبار این را پاسخ داده‌اند
من یک نفر میخوام . بالکن 3 که نفری 10 تومنه
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
میشه زود به من خبر بدین
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
می خواید هنوز؟ به anahita.khatibi@gmail.com میل بزتید لطفا
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش می‌آید هم‌راه با ساد در لابی تالار وحدت با صدای دیوونه گان عزیزی که مرکز بازپروری‌شان در حال ویرانی ست .
آرش و ساد چشم‌ها را به خود خیره می‌کنند و نه‌می‌دانی که بترسی که کنار یک دیوانه نشستی یا نه‌ترسی چون یک بازی‌گر است .
آرش ساد با سوت پرستار تیمارستان آزادی آغاز می‌شود . ... آرش
آرش نوشته‌یی که بهرام بیضایی بزرگ استاد بهرام بیضایی بزرگ در آغاز راه و اولین پله‌های استادی نوشته است و این من ر ا در عجب گذاشته است که از ابتدا آرش تیر را این‌گونه انداخت یا پس از باز نویسی که به فارسی نگاری رفت ؛ تیر را انداخت . متن و اجرای متن من را درگیر کرد و ضعف بازی‌ها را پوشاند .
درخشش یک ستاره
و خداوند این بانو را آفرید ...
مهتاب درخشان بانو نصیرپور بزرگ استاد بازی‌گری و هم‌سر آقای محمد رحمانیان که با آن فن بیان عظیم که به نظر من از نقاط قوت کار ... دیدن ادامه » می‌توانست باشد اگر در لابه‌لای دیالوگ‌ها از فشار سنگین محو نه‌می‌شد نمایش توان‌مندی خود را به عرصه گذاشت تا از دلایل جذب من به آثار استاد رحمانیان باشد .



آرش ساد دلیلی شد تا مجاب شوم در روزهای آخر اسفند بلیط کار دیگری از استاد محمد رحمانیان عزیز را بگیرم ... و من حالا منتظر هستم تا 6 اسفند فرا برسد و ساعت 6/30 به تماشای در روزهای آخر اسفند بنشینم حتا شده بخاطر مبلغ گران آن انتهای سالن . امیدوارم پشیمان نه‌شوم .
آرش ساد را دوشنبه 21 بهمن دیدم، اما درباره اجرا: 1- اول باید از بیضایی یاد کرد. زیبایی نگاهش، کلماتش، ظرافت کارش و حس دراماتیک قوی... قدرت متن آرش مثل همه کارهای بیضایی بی نظیر است! 2- اجرای درست و کم اشکال برای بار دوم در یک روز با متن به آن سنگینی و سختی و با آن همه تحرک روی صحنه واقعا دست مریزاد دارد، بخصوص مهتاب نصیر پور نشان داد که می توان چقدر نقش پیچیده ای را تمیز بازی کرد. 3- ایده تلفیق کاری حماسی با شکل اجرای روان پریشانه جالب است و از معدود دفعاتی بود که دنیای بیماران روانی بدون تعصب و مسخرگی یا ایجاد حس ترحم، و فقط در نسبتشان با آرش از یک سو و وضعیت نابسامانشان از سوی دیگر بازتاب می یافت که در فضای نمایشنامه های ایرانی کیمیاست اما... با این وجود به نظر من این تلفیق هنوز به سمت "آرش" عنوان نمایش سنگینی می کرد. به نظرم چیزی در ایجاد حس دراماتیک تخریب ... دیدن ادامه » بیمارستان، که بهانه چنین اجرایی از آرش است، کم بود. تصویرهای ساکن و اشارات بسیار گذرا به بیمارستان روانپزشکی در معرض نابودی و گریز به دنیای واقعی بیماران تمهیدات خوبی بود ولی حداقل به عنوان یکی از تماشاچیان جایی بین "حس گرفتن" تئاترهای بیضایی وار و "حس نگرفتن" تئاترهای برشت وار گیر افتاده بودم. شاید هم قصد آقای رحمانیان همین بوده که در این صورت موفق بوده است در بلاتکلیفی تماشاگرانی مثل من! 4- نکته (مثبت و منفی) درباره وجوه مختلف نمایش بیشتر از این است چون کار بزرگ و پرزحمتی بود که اینجا مجال گفتن همه شان نیست، فقط اشاره کوتاهی هم به استفاده از موسیقی می کنم. استفاده از موسیقی زنده و آواز به خوبی انجام گرفته بود ولی همخوانی آخر کار، با عرض معذرت، سرود وار بود و اجرا را دچار افت کرد. 5- آخر کار باز هم بیضایی و باز هم زیبایی آرش را باید یادآوری کرد. رحمانیان هم با آمدن روی صحنه و یاد او دین خود را به این مرد بزرگ ادا کرد. ولی کاش اول اینطور شروع نمی کرد که می خواهم از آن عزیز سفر کرده یاد کنم. آدم خیال می کرد، زبانم لال، می خواهد به از دنیا رفته ای اشاره کند!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوستان
نمایش رو امشب دیدم(سه شنبه) ، احتمالا با متن آرش آشنایی دارید و به دوستانی که آشنایی ندارن پیشنهاد میکنم حداقل مختصری از اسطوره آرش یا روایت حماسی این داستان آشنایی داشته باشن تا بهتر باکار ارتباط برقرار کنن . اتفاق ابتدای نمایش خلاقانه بود، حضور بیماران آسایشگاه روانی در میان مردم در لابی تالار وحدت قبل از آغاز نمایش. این حرکت رو دوست داشتم و کار جالبی برای آماده کردن مخاطب بود. در کل با یک اجرای نمایش در نمایش روبرو هستیم و بازیگران نمایش آرش بیماران آسایشگاه آزادی هستن. و این اتفاق هوشمندانه به نوعی دست نقد رو میبنده چون شما از این بیماران نمیتونین انتظار اجرای حرفه ای از نمایشنامه آرش داشته باشین!
تمام گروه تلاش خودشون رو کرده بودن اما انتظار بیشتری از اجرا داشتم. برای مثال سادگی اجرای آرش توسط بیماران قابل پذیرشه اما ... دیدن ادامه » دکور ساده در فضاسازی تیمارستان خیر. ترجیح میدادم در دست تخریب بودن آسایشگاه ملموس تر درست میشد و خصوصا صحنه ورود بلدوزر و تخریب در میان نمایش به جای عکس با دیوارهایی که به عنوان بخشی از دکور فرو میریختن اجرا میشد. این حداقل انتظار مخاطب از این نمایشه.
صدای خانم های بازیگر در ابتدای کار ضعیف بود. بازیگر پادشاه توران خیلی خوب دو نقش بیمار روانی و پادشاه حریص رو اجرا کرد. کنایه های تامل برانگیز بسیاری هم در نمایش بود،وقتی به دنبال آرش جایگزین میگردن،تصور هر فرد از آرش به عنوان قهرمان که میتونه آرنولد باشه یا خسرو شکیبایی!
شاید هم کنایه کلیت نمایش که به قول دوستی تمام این وطن دوستی و حماسه سازی برای عده ای اهمیت داره و دارن بازگوییش میکنن که روان پریشن و آزادی رو خونه خودشون میدونن، یک تیمارستان که البته اون هم رو به نابودی است!
سرکار خانم خیابانی!
بسیار به جا و درست،
به گمانم این اولین مطلبی است که در صفحه این نمایش می خوانم و به معنای واقعی کلمه به نقد این نمایش پرداخته است.
به سهم خودم از وقتی که برای نگارش این مطلب گذاشتید تشکر می کنم.
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
سپاس از توجه شما:)
۲۴ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیجان انگیز شروع شد و خوب پیش رفت و عالی تموم شد.
یه اجرا اگه شامل بخش های مختلفی مثل متن، کارگردانی، بازیگرها و موسیقی و دکور و صحنه باشه
این نمایش از همه نظر کامل بود.