کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش آشپزخانه
S3 : 00:53:42 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۹ مهر تا ۳۰ آبان ۱۳۹۸
۲۱:۰۰
۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

- نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی محمد حسن معجونی، با همکاری سه گروه بازیگری مختلف از شهرهای شیراز، رشت و تهران، مهر و آبان ۱۳۹۸ در سالن اصلی تالار مولوی اجرا خواهد شد. شایان ذکر است که هر گروه بازیگری هشت شب اجرا خواهد داشت و این تور با نمایش «آشپزخانه» تولید گروه شیراز از ۲۹ مهر ماه اجراهای خود را آغاز می‌نماید.

دست‌اندرکاران آشپزخانه‌ی رستورانی در میان عشق و خشونت در جستجوی رؤیاها، هدف ها و انگیزه‌هایشان هستند.

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

سبک
درام

گزارش تصویری تیوال از نمایش آشپزخانه / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› انتشار تیزر نسخه تهران

›› «آشپزخانه» شیراز وارد تالار مولوی می‌شود.

›› سه‌گانه «آشپزخانه» به صحنه می‌رود/ میزبانی تالار مولوی از ۲۰۰ تئاتری

ویدیوها

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

من بعد از دیدن تئاتر تصور کردم انتظارحداقلیم از لحاظ زیبایی شنایی مرتفع شده و کاری خلاق به لحاظ طراحی میزانسن و کوریوگرافی دیدم.ولی جذاب اینکه بیشتر سرچ کردم متن رو به زبان اصلی خواندم. و گوگل کردم.
برخوردم به اجرای بیژن شیبانی از این نمایش در سال ۲۰۱۱ در تئاتر اولیویر .ای کاش امکان به اشتراک گذاری عکس هاش وجود داشت .
کوریوگرافی و درماتورژی که مشابه اجراهای دیگه ست .خب پس خلاقیت هم عاریتی ست!
ای کاش کارگردان ها و نویسنده هامون یه اتم از خلاقیت خودشونو روی صحنه خرج‌می کردند.
انرژی بی نهایت و کنترل نشده! عزیزانی‌که میفرمایند کار خوبیه ایا تا به حال کار‌خوب دیدند؟ درماتورژی عالی و فلو خوب و جذاب اما بی دلیل طولانی و پایانی که باورم.نمیشه اینطوری باهاش بشه اینهمه چیز خوب رو گند زد.
تئاتر و به کل‌هنر جای لکچر دادن نیست . ایا قصد دارید درد جامعه رو بگید؟ خواهشا تو بدین نمط اصلا نخوااان!!! چون تماشاگر احساس میکنه قویا بهش توهین شده . اونم جامعه ای به پیچیدگی جامعه ایران رو واقعا سعی نکنید با گزارش نویسی هاتون در هنر ترسیم‌کنید. یه پناه و دنج خوب بود به نام‌تئاتر که گهگاهی میشد کار‌خوب دید. الان اینطور شده که هر بار ناامیدتر برگردی
دیواری در برابر رویاها
منتشر شده در هنرنت به تاریخ ۲۴ آبان

نمایش آشپزخانه نوشته ی آرنولد وسکر، درامی اجتماعی ست که داستان روابط انسان ها را با خود، دیگران و محیط پیرامون روایت می کند.

آرنولد وسکر، نمایش نامه نویس انگیسی، به علت خلق داستان هایی درباره طبقه کارگر دارای شهرت است. تعلق فکری او به جریانات چپ و کمونیستی، نشان دهنده موضوع محوری نمایش آشپزخانه ... دیدن ادامه ›› است.

داستان در محیط یک رستوران، به ویژه پشت صحنه آن، یعنی آشپزخانه روایت می شود. فضایی که در آن انسان هایی عموما از طبقات پایین جامعه می کوشند تا برای افراد طبقه بالا که به رستوران مراجعه می کنند، غذا آماده کنند.

فضای آشپزخانه مانند هر محیط اجتماعی دیگر بستری ست برای جمع شدن افرادی که هدف مشترکی را دنبال می کنند، افرادی با ویژگی ها، شخصیت ها و جهان بینی های متفاوت که متعلق به یک طبقه اجتماعی هستند. اما آنچه موجب کنار هم ماندن آنها می شود، دستیابی به هدف مشترک یعنی تامین معاش است.

محیط آشپزخانه تمثیلی ست از کل جامعه ای که دچار فاصله طبقاتی میان دارا و ندار است و افرادی که در آن محیط مشغول به کار هستند، به خاطر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی که به واسطه وضعیت طبقه اجتماعی و اقتصادی شان به آنها تحمیل می شود، دچار خشم و در نتیجه طغیان علیه پایه های نظم موجود و چارچوب اجتماعی ظالمانه هستند. این خشم در روابط اجتماعی نیز پدیدار می شود، و شخصیت های داستان، علاوه بر کارفرما که وی را در مقابل خود می بینند، با سایر افراد هم طبقه خود نیز مدام در تنش و تضاد هستند. به طوریکه نوعی تقسیم بندی نیز میان خود آنها دیده می شود، آشپزی که سوپ یا سالاد تهیه می کند در جایگاه متفاوتی از آشپزی که غذاهای دریایی یا گوشتی تهیه می کند، قرار می گیرد، و این نشان دهنده نوعی تمایل در طبقه بندی در میان خود طبقات پایین بر مبنای نزدیکی و دوری از طبقه سرمایه دار نیز هست، طبقه بندی های اقتصادی، منزلتی و حتی جنسیتی.

علاوه بر پرداختن به وضعیت اقتصادی و طبقاتی شخصیت ها و نشان دادن بخشی از زندگی آنان در محیط آشپزخانه که متاثر از همین پایگاه اقتصادی و اجتماعی آنان است، با موضوعاتی در روابط اجتماعی نیز برخورد می کنیم. فضای پر تنش آشپزخانه به گونه ای تصویر می شود که آدمها به دلیل شرایط شان، حتی آنهایی که در یک موقعیت مشابه قرار دارند، دیواری به وجود آورده اند که موجب نادیده گرفتن آن دیگری و حتی خودشان می شود. در صحنه بازی رویاها، هیچکدام از شخصیت ها هیچ آرزویی فراتر از آنچه در روبه رویشان قرار دارد، ندارند. به آدم های بی رویایی تبدیل شده اند که تنها راه نجات شان را در مهاجرت و ترک کردن موقعیت جغرافیایی شان می دانند و همواره از محیط خود اظهار نارضایتی و بیرون از آنجا را فضای بهتر و ایده آل می دانند.

فضای پرتنش و آشفتگی در روابط به خوبی در میزانسن شلوغ و پربازیگر نمایش قابل مشاهده است. به کارگیری تعداد زیاد بازیگران در نمایش از نقاط قوت این اجراست، چرا که با وجود شلوغی و پرکاراکتری، نمایش هم چنان از نظم برخوردار است. اما از کل بازیگران فقط به چند شخصیت به خوبی پرداخته شده و موقعیت بقیه در حد عبور و نشان دادن شلوغی و گاه آشفتگی فضای آشپرخانه که منبعث از آشفتگی فکری شخصیت های آن است، تعیین شده است.

با این حال، به وضوح روشن است که توجه و پرداختن به جزییات نمایشی با چنین ویژگی هایی، از عهده هر کارگردانی برنیاید. اما آنچه این اجرا را قابل تحسین تر می کند، حضور بازیگرانی است که نام آشنا نبوده، و جوانان دانشجوی با استعداد و قریحه ای متعلق به نقاط دیگر کشور هستند ، که این امکان برایشان فراهم شده که بتوانند در تالارهای اصلی تئاتر در پایتخت کسب تجربه کنند.

فاطمه درخشان

گروه نقد هنرنت
لینک مطلب:https://www.honarnet.com/?p=6267
من اجرای رشت و تهران رو دیدم که با اختلاف اجرای رشت بهتر بود
اینطور از نظرات مخاطبین برمیاد که با از دست دادن اجرای شیراز، خیلی خیلی متضرر شدم
در کل اجرای خوبی بود. دست همه‌ی عوامل درد نکنه، خسته نباشند
سلام
یه ذره صحبتم طولانیه اما بد نیست
من هم اجرای رشت رو دیدم و امشب که شب آخر اجرای تهران بود
واقعا اختلاف خیلی فاحشی بود بین دو اجرا و آدم فکر می کرد وارد یه فضایی غیر از فضای قبلی شده و بازیگرای کار تهران به کل گیج بودن و از نظمی که تو بچه های رشت بود معلوم نبود که کجا رفته
طراحی نور رو می تونم بگم عالی بود
اما موسیقی در بچه های تهران افتضاح در این حد که من دنبال دستمال کاغذی یا پنبه می گشتم که از صدای موسیقی فرار کنم (خب عزیز دلم فهمیدیم با دی جی فسنقری ارتباط داری چرا اینقدر صدا رو زیاد می کنی)
خب میریم سراغ بازیگرا و سؤال اصلی که از آقای معجونی دارم اینه که چرا حساسیتی که در انتخاب نقش بچه های رشت داشتین در بچه های تهران نداشتین که بازیگر اینقدر ... دیدن ادامه ›› بخواد زور بزنه که نقش رو به ما نشون بده (تو بچه های تهران از حق نگذریم مایکل خیلی خوب بازی کرد) و سؤال دیگه ای که ذهنم رو مشغول خودش کرده و از مخاطبایی که هم کار رشت و هم تهران دیدن اینه که به نظرتون کار تهران خلاصه شده نبود ؟ و چرا اینقدر فحش ؟ (عزیز دلم می تونی با چیزای دیگه ای هم مردم رو بخندونی حتما که نباید فحش بدی)
دی جی فسنقری در جاهایی از نمایش داد می زد که کد نمایش رو به پیشخدمتا بده و پیشخدمتا نمیومدن و بقیه بازیگرا به خاطر نیومدن پیشخدمتا رسما بدون اکت شده بودن
اما از حق نگذریم و بریم سراغ بچه های گل رشت که به غیر از دو سه پارت مابقی کاملا عالی و خوب بودن . پیتر ، سرآشپز ، دستیار سرآشپز ، رئیس (بابا به خدا رئیس تهران رئیس نبود و بیشتر مسخره بازی بود) و اگر آقای معجونی باز بخوان اجرا ببرن پیشنهاد میدم با این کست کار کنن .
متأسفانه شیراز رو ندیدم که بخوام نظری بدم .
اما با همه این تفاسیر باید به آقای معجونی تبریک گفت به خاطر حجم کارها و تعدد بازیگرا که هدایت کردن این موارد واقعا سخته .
و نکته ای قابل تأمل برای تماشاگرای عزیز : لطفاً خواهشاً اگر تشریف میارین تئاتری رو ببینین گوشیتون رو خاموش کنین یا در حالت پرواز بذارین و اگر خدای نکرده یادتون رفت و گوشیتون وسط اجرا زنگ خورد سرتون (عین گاو) نندازین پایین و وسط صحنه بیاین که بخواین از سالن خارج بشین . احترام به خودتون به دیگر تماشاگرا و بازیگرای عزیزی که روی صحنه هستن بذارین . (این اتفاق تو اجرای تهران افتاد شاید این اتفاق باعث از بین رفتن تمرکز بازیگرا شد)
شیراز با اختلااااف از رشت و تهران بهتر بود به نظر بنده

شیراز ۵
رشت ۲
تهران ۳
۰۱ آذر ۱۳۹۸
روزى که اجرا تهران را به تماشا نشسته بودم اوایل اجرا موزیکى پخش شد با صداى بلند با خودم فکر کردم این موزیک که اصلا با این کار هماهنگ نیست چطور در حال پخش شدنه؟!دقیقا بعد از ٢ دقیقه تماشاچى محترم تازه متوجه شدن که موزیک پلى لیست گوشیشون در حال پخشه....
۰۱ آذر ۱۳۹۸
خدا به پدرشون سلامتی بده
ممنون که گفتین خانم احمدی
۰۱ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اخه این همه فریاد و خشونت و هیاهو !! چه کاریه بابا به خدا ما راضی نیستیم شما اینجوری خودتونو داغون کنین تا واسه ما نمایش اجرا کنین.( من کار بقیه گروه هارو ندیدم اما ظاهرا گروه تهران عملکرد خوبی نداشتن و به اکثر تماشاگرا خوش نیومده اجرای این گروه)
اما شخصیت مایکل و البته بازیگر نقش مایکل خیلی خوب و دوست داشتنی بود.
حالا به فرض این همه آشپز تو یه رستوران مشغول پختن آش های مختلف هستند اما خداییش اخه این همه گارسون‌ِ دخترِ شیک پوش!! رو تو رستوران برج ترامپ هم پیدا نمیکنین که تو این نمایش سیاهی لشگرشون کردین.
خیلی نقدای مثبتی از اجراهای شیراز و رشت شنیده بودم. اما متاسفانه اجرای تهران بسیار پایین تر از حد انتظارات بود، البته دوستان دیگر هم که از سالن خارج شدن همین نظر رو داشتن. بازی ها ضعیف و بی اثر. تمام بار نمایش بر دوش بازیگر نقش اول یعنی پیتر بود که اونم فقط داد میزد. نه، سطح انتظارم از اقای معجونی خیلی بیشتر بود.
من اجرای گروه رشت و گروه تهران رو دیدم و اجرای گروه رشت رو خیلی بیشتر دوست داشتم، هم گروه هماهنگ تر بودند هم بازی ها به طور کلی بهتر بود. آنقدر دوست داشتم که ترغیب شدم دوباره کار رو ببینم، ولی اگر کار گروه تهران رو اول می دیدم دوباره نمی رفتم.
من هم گروه رشت رو دیدم و ترغیب شدم دوباره ببینم. برای چهارشنبه بلیت گرفتم ولی الان ناامید که این کامنت رو دیدم پشیمون شدم. بخصوص اینکه پیتر نمایش عوض شده و دوست داشتم بازی بازیگر رشت رو با دقت بیشتری ببینم. امیدوارم بازی مازیار سیدی هم به همون اندازه دلنشین باشه.
۲۷ آبان ۱۳۹۸
چه عجیب!
من اجرای شیراز و رشت رو دیدم
تهرانو هنوز ندیدم
ولی شیراز و رشت اصلا قابل قیاس نبودن
گروه شیراز خیلی قوی بودن و سطح انتظارم از گروه‌های دیگه رو هم خیلی بالا بردن
اما اجرای رشت کاملا نا امید کننده بود و به جز یکی ... دیدن ادامه ›› دو بازیگر که یکیشون (حسین حسینیان) بازیگر مشترک هر سه گروه هست، بازی مابقی حرف خاصی واسه گفتن نداشت
امیدوارم گروه تهران بتونه رقیب خوبی برای شیراز باشه
۲۷ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خسته نباشید میگم به تمام عوامل این اجرای فوق العاده...در طول این نمایش میتوان محیط آشپزخانه ی یک رستوران ، باتمام تنش ها و فشار ها و ترس ها و احساسات واقعی انسانی را با هر جهانی بیرون از آن آشپزخانه ی خاص مقایسه کرد و به نتیجه رسید که هر انسانی در هر لحظه درگیر همچین روابطی میتونه باشه...منش شخصیت اصلی هیچ تغییری نمیکنه بلکه بطور خیلی انسانی و ملموس تنها شاهد واکنش هایی بسیار واقعی این فرد در مقابل شرایط تعریف شده ی نمایش ، دغدغه ها و عوامل بیرونی هستیم که به شکل هنرمندانه ای این واکنش ها ما رو به گذشته ی فرضی این شخصیت گره میزنه...مازیار سیدی پیتر رو در حجمی از صدا فرم و رفت و آمد های پر تنش آشپزخانه مثل یک پیکر تراش میتراشه و در تمام اون هیاهو مخاطب را وادار میکنه که پیتر رو که حالا در سکوت کامل درحال پوست انداختن هست" ببینن ". من درس گرفتم از این اجرا و پیشنهاد میکنم دیدن این نمایش رو از دست ندید.
// جمعه کشی در آشپزخانه//
جالب است در دو تئاتر خارج از زمان ما جمعه کشی ۶۰ سال قبل
و خارج از زمان و مکان ما ۷۰ سال قبل ( آشپزخانه) دو روایت با درونمایه ای
مشابه و فرمی متضاد روبرو هستیم
روایت اول بیکاری قشر کارگر که روز تعطیلش بی مصرف تر از روزهای
دیگرش هست و نا امیدی اش بیشتر و فرصت برای داشتن آرزوهای
کوچک و دم دستی..

روایت دوم کار زیاد کارگرش که فرصت داشتن آرزو را ندارد و آرزوهایش
کوچک و دم دستی...
و آشپزخانه حال و روز جامعه امروز است...
جابی که هر روز در مقابل ... دیدن ادامه ›› کارفرمایمان سکوت می کنیم و لب نمی زنیم
و بالاخره شخصی تحمل نکرده می آشوبد...
قرار نیست نقد بنویسم...
اما آشپزخانه ای که دیدم ایرانی کوچیک است باندازه آشپزخانه...
........
بر خلاف شهرما کار نسبتا خوب بود و یادآور معجونی جزیی نگر گذشته..
نقش برتا، مردی که زنش ولش کرده بود، خیلی خوب بود
به خصوص برتا ...
و البته پیتر که عالی بود و یک تیاتر را جمع کرده بود...
راضی بودم..
امیدوارم حداقل ۱۰ روز تمدید شود دو اجرا..
و دوستان لذت ببرند..
چون پر شده صندلی ها توصیه به دیدن افاقه نمی کند...
از دیدن نمایش به قدر کفایت لذت بردم و سپاسگزارم.
موضوع و دغدغه اصلی رو خیلی دوست داشتم و به نظرم دردیست فارغ از زمان و مکان که قشر پایین و حتی متوسط در جوامع همواره درگیرش هستند و با سوء مدیریت تشدید هم می شه و بنابراین وصف حال امروز ماست.
گروه اجرایی هماهنگ و تمرین کرده و آبرومند بودند. بخشی از این نقطه قوت برمی گرده به هنر خاص آقای معجونی که "ارائه نمایش های دلنشین و بی ادعا با استفاده از هنرجوهای نازنین، اون هم با قیمت مناسب" هست.
دکور و نورپردازی و موزیک کار مقبول و دلنشین بود. پیشنهادم اینه که در روز دوم داستان، جای کارکنان رستوران عوض بشه و آینه ای بایستن، چون نقش پیتر مهم بود و به گمانم تماشاگران سمت مقابلش نمی تونستن خوب باهاش ارتباط بگیرند.
نکاتی ذهنم رو مشغول کرده که دوست دارم بگم، شاید گروه اجرایی و کارگردان عزیزمون هم با بازبینی موافق باشند. اول این که نمایش کمی مردانه بود و فقط با دغدغه ها و رویاهای مردانه مواجه بودیم... من دلم می خواست زن ها نقش پر رنگ تری داشته باشند و رویاهاشون و دردهاشون رو ببینم... دلم می خواست جز خیانت به همسر پیر و باردار شدن از دوست پسر سابق چیزی از زن های این نمایش ببینم! نکته دیگر این که انتهای نمایش سردرگم بود، به نظرم نقطه ی پایان در خورِ باقی ِ نمایش نبود و اجرا می تونست بسیار تاثیر گذارتر تمام بشه. البته ممکنه علت این موضوع بیشتر ضعف بازی مدیر رستوران باشه تا خودِ پایان بندی نمایش نامه. قضاوت رو به تماشاگران و صاحب نظران واگذار می کنم.
در کل اگر دوست دارید حدود 100 دقیقه از تعدادی جوان دوست داشتنی و آینده دار حمایت کنید و یاد روزمرگی ها و رویاهای فراموش شده تون بیفتید، دیدن این نمایش رو بهتون توصیه می کنم.
توی این چند سال که کارهای اقای معجونی رو پیگیری میکنم،به نظرم تغییراتی در بردن نمایشها به روی صحنه داشتند،که البته من این تغییر رو دوست داشتم بخصوص این دو کار اخر،شهرما و آشپزخانه.
به نظر میرسه جناب معجونی توجه زیادشون رو از روی اثار چخوف برداشتن و به نمایش نامه نویسان دیگه هم نیم نگاهی انداختن.
استفاده از بازیگران جوان و خوش انرژی،با کارگردانی خوب هم از دیگر نقاط قوت جناب معجونی شده.
نمایشی جذاب و دیدنی، با کارگردانی خیلی خوب حسن معجونی و بازی های خیلی خوب برو بچه های رشت البته بیشتر آقایون، چون حضور اکثر خانمها بیشتر به نمایش مد شبیه بود!

دم حسن معجونی گرم که شرایط رو برای حضور جوانهای شهرستان و عمدتا غیر معروف، در سالنهای اصلی پایتخت فراهم میکنه.
نمایش آشپزخانه به گونه ایه که مخاطب رو خیلی زود جذب میکنه و با وجود تعداد بالای بازیگرانش خیلی سریع کاراکترهارو معرفی میکنه طوری که تو ذهن تماشاگر نقش میبندن. داستان راجع به گذر امورات در آشپزخانه رستوران در لندن هستش که هر کسی میتونه این ترکیب بندی رو در هر مکان یا فضای دیگه تو ذهن خودش تصور کنه.بعنوان مثال میتونیم آشپزخونه رو به دنیا یا همون کره آبی تشبیه کنیم که خودمون دلیل صلب آرامش خودمون و دیگران میشیم و تقصیرات رو به گردن دیگری و خیلی اوقات خالق هستی که همون مدیر رستوران هست میندازیم.یا اینکه با نارضایتی بی مورد فقط کاممون رو تلخ میکنیم و میدونیم که همه این رخدادها تکرار خواهند شد و این چرخه ادامه داره.از داستان و درونمایه که بگذریم به صحنه های شلوغ و پر پرسناژ میرسیم.این موضوع گاهی باعث غافل شدن تماشاچی میشه و به عبارتی تمرکز حواس رو ازبین میبره و در عوض به ریتم نمایش کمک شایانی میکنه طوریکه به هیچ وجه افتادن ریتم یا مکث مشاهده نمیشه. بیشتر روابط بین شخصیت ها با خشونت و درگیری همراهه و این مورد و سروصداهای ناشی از اون یکی از دلایلیه که موجب آزار مخاطب میشه.در کل نمایش جذاب و گیرایی بود و لذت بردم.خسته نباشید میگم به همه عوامل.پایدار باشید
کار بسیار خوبی بود. کارگردانی آقای معجونی مثل همیشه خوب و پر از خلاقیت بود. داستان به این شلوغی خیلی خوب پیش برده شد. بازیای خوب و فراتر از حد انتظارم بود.
آفرین به گروه رشت که انقد خوب و حرفه ای کار رو درآورده بودن. امیدوارم بازم ازشون کار ببینم.
یک اجرای دانشجویی عالی در روزگاری که خیلی از مردم دنبال کارهایی با داشتن بازیگرانی معروف هستن این دانشجو های عزیز و حرفه ای عالی بودن.این نمایش با نگاه جانعه شناسانه و انسان شناسانه خودش واقعا میتونه رو ادم تاثیر بزاره. موسیقی تو این کار به شدت عالی هست و این شروع به کار و روزمرگی به خوبی نشون میده شاید خیلی ها نگران این باشند که کدوم باکس صندلی بگیریم که بهتر باشه واقعا فرقی نداره دیده تماشاچی از هر طرف خوبه .واقعا اقای معجونی و این بازیگرها که من گروه شیراز دیدم ترکوندن و نیازه به هر هنر دوستی اینو ببینه دیالوگ های این کار خیلی خوبه و به نظرم خیلی عالی نقد کوچیکی به احوال الانمون داره امیدوارم به نمایش اشپزخانه برید و کامل لذت ببرید به نظر من ارزش دیدن خیلیی داره
(گروه شیراز)
مرگ رویاها در روزمرگی و عدم مدیریت
جناب معجونی همیشه قابل احترام و کارش دیدنی است ، دغدغه مندی برای تعلیم و تربیت و حرکت وی در استفاده از بازیگران شهرستانها در جهت رشد استعدادهای این سرزمین ارزنده و تحسین برانگیز است.
حرکات ریتمیک ورود و خروج پیش خدمتها و موزیک همراه و همینطور ایست ناگهانی و ادامه گوشه ای از بازی ، جریانی دیدنی از هنر تئاتر را به رخ می کشد.
طراحی صحنه قابل قبول است گرچه در جاهایی مکالمه های آن سوی میز برای تماشاگران این سو سخت شنیده می شد(مثال :صحنه آماده کردن سینی سالمون توسط پیتر و حرفهای کشدار و با طمأنینه وی). دِبیِ فحش و ناسزا یک مقدار زیاد بود، بازی ها اغلب هماهنگ از کار درآمده بود از جمله مازیار سیدی و حسین حسینیان و دوست دختر پیتر ، و کم تجربگی برخی هم مثل خانم مدیر آشپزخانه و دستیار قناد کاملا واضح بود.
نمایشنامه آشپزخانه انتخاب خوبی برای اجرا در ایرانِ امروز محسوب می شود. جملۀ "چرا ازینجا نمیری؟" و رفتن هایی تحمیلی به دنبال نجات زندگی که این روزها زیاد می شنویم . نمونه های پیتر(مطرح ترین کاراکتر) را هم زیاد دیدیم کسی که اختلاف درون و برونش، او را به مرز جنون می رساند. او که از درون عاشق ، لطیف ، دلسوز و ... دیدن ادامه ›› انسان است و از بیرون ناکامی ها و سختی ها و فشار زندگی او را عصبی ، بد قلق و بیشعور می نماید. همه کاراکترها هم با وجود کمرنگ بودن تاحدی بازشناخته می شوند که نماینده تک تک افراد جامعه هستند. اما آنچه فقدانش در این آشپزخانه حس می شود عدم مدیریت صحیح است ، چیزی که در جامعه ایران بسیار قابل مشاهده است و نتیجه آن کارکنان ناراضی و سرخورده و مردمی بدون احساس مسئولیتند که رویای خود را در خارج از شرایط کنونی جستجو کرده ، همواره گذشته و یا آینده خود را مطلوب دانسته ، آنچه اکنون در اختیار دارند را نمی بینند. همدلی ضعیف کارفرمایان و حاکمان و درنتیجه احساس خمودگی و سکون در جامعه موضوعی است که نمایش آن را نشانه رفته است. شاید نظارت نزدیکتر و همراهی بیشتر با کارکنان در رسیدن به رویاهایشان و ایجاد فرصت رشد در ایشان باعث نجات رستوران و منبع روزی همه می شد.
یادداشتی بر اجرای نمایش آشپزخانه به کارگردانی حسن معجونی در سالن دوی پالیز سابق.

اجرای تازه معجونی از آشپزخانه را ندیده‌ام. اما خواندن مواجهه با اجرای قبلی و نوشتن آن، خالی از لطف نیست.

چاپ شده در روزنامه شرق به تاریخ چهارشنبه اول دی ماه نود و پنج

آشپزخانه، امکان محال مقاومت

نوشته محمدحسن خدایی

یکبار دیگر امکان بازنمایی طبقه کارگر به میانجی نمایش آشپزخانه به نویسندگی آرنولد وسکر انگلیسی زبان مهیا شده است. نمایشی در رابطه ... دیدن ادامه ›› با کارگران یک آشپزخانه که در تولید فرآورده‌ای همچون خوراک برای طبقات مختلف اجتماعی در رستورانی مدرن، مشارکت می‌کنند. همان فرآورده تاریخی که "ژان بری یات ساراوین" درباره‌اش گفته "گزینش خوراک است که سرنوشت ملت‌ها را رقم می‌زند." وسکر در روایتی انتقادی از وضعیت کارگران معاصر دوران خود، آشپزخانه را مکانی دور از چشم مشتریان رستوران می‌نمایاند که چگونه سرمایه‌داری و مناسبات آن، تسخیرش کرده. مکانی که زمان را فشرده و فضا را از تخیل و دوستی، تخیله می‌کند. جو کِهلر در کتاب "تئاتر و سیاست"، توضیح می‌دهد که سیاست همان امری است مرتبط با تعیین روابط قدرت در یک فضای موجود معین. نکته‌ای که شخصیت‌های نمایش آشپزخانه را تعیّن تاریخی می‌بخشد و مدام روابط و مناسبات آن‌ها را صورتبندی تازه می‌کند. متن وسکر با سویه‌های انتقادی و بدبینانه، روایت‌گر طبقه‌ای است که بعدها با ظهور تمام و عیار نئولیبرالیسم تاچری به مدد نیروی پلیس و وضع قوانین تازه در سلب قدرت از اتحادیه‌های کارگری، قرار است نیروی کار را منقاد و سر به را و البته غیرسیاسی کند. متن وسکر آشپزخانه‌ای را می‌نمایاند که همچون جمهوری جهانی کارگری، یادآور ایده‌ی انترناسیونالیسم است آن هم به میانجی کارگرانی از ملیت‌های مختلف که در نهایت، توان سازماندهی و احیای امر سیاسی را از کف داده و در چنبره خشونت سیستماتیک سرمایه‌داری، مجبور شده به عقب نشستن‌های پیاپی تن دهد. آشپزخانه به شکل استعاری بازنمایی جامعه پساجنگ است که در دوران اوج گرفتن تخاصم میان بلوک شرق و غرب، تا حد افراط به تولید و مصرفِ لذت روی آورده و رستوران‎هایش مکانی برای آرامش طبقات متوسط و بالای جامعه، و آشپزخانه‌های رستوران‌هایش، محل رقابت، شتاب سرسام‌آور در طبخ غذا و از نفس افتادن کارگران باشد. معجونی اما در خوانشی کمینه‌گرایانه از متن وسکر، ایده ملیت‌های مختلف را کنار گذاشته و تلاش دارد تا وضعیت کارگران دوران معاصر خودش را به نمایش گذارد. دورانی که بیش از پیش کارگران از حقوق خود محروم شده و با تفوق نئولیبرالیسم اقتصادی و سیاسی، اغلب فضاهای اجتماعی به تصرف منطق مبادله درآمده و مصرف‌گرایی آرمان بی‌بدیل عصر حاضر شده است.‌
به نظر می‌آید برای معاصر شدن با وضعیت خودمان، آن هم در خاورمیانه این روزها گرفتار انواع هویت‌طلبی و ملی‌گرایی افراطی، ایده خود وسکر در روایت کردن زندگی کارگران با ملیت‌های مختلف، می‌تواند اهمیتی استراتژیک و راهگشا بیابد. کارگرانی از سراسر جهان که در غیاب آرمان‌های جمعی و دوستی‌های پیش‌رو، عافیت‌طلبانه هر نوع تخیل سیاسی و تنمای تغییر را کنار گذاشته‌اند تا مناسبات خشن منطق کالایی شدن همه چیز، در مکان‌هایی چون آشپزخانه، بی‌وقفه بازتولید شود. حسن معجونی اما این پتانسیل را نادیده می‌گیرد. از این منظر بازی‌ها، مناسبات، ژست‌ها و زبان شخصیت‌ها دیگر بازنمایی کننده شخصیت‌های وسکر در دهه پنجاه میلادی نیست و به نظر ایرانیزه شده باشد. معجونی با تاریخ‌زدایی از متن وسکر، در پی روایتی مینیمالیستی از مناسبات کارگران آشپزخانه‌ای است که اینجا و اکنونی ما را نشان‌دار می‌کنند. مع‌الوصف این کنار گذاشتن تاریخ و ملیت، تضاد درونی متن وسکر به روایت حسن معجونی را آشکارتر می‌کند: ایدئولوژی اجرا سودای محلی بودن دارد یا میل جهان‌وطن شدن؟ کِریک کُلهون در کتاب "ملّت‌ها مهم‌اند" به نکته مهمی اشاره دارد. "سال 1989، نماد شیقتگی‌های جهان‌محورِ دهۀ 1990 شد (گرچه چندان نقشی در ایجاد آنها نداشت)، و 11 سپتامبر، نماد دست شستن از این شیفتگی‌ها (و باز، گرچه تنها کمی، در آن نقش داشت)." آشپزخانه به روایت حسن معجونی و دراماتورژی مهدی چاکری، در این منطق پارادوکسیکال گرفتار آمده است که با کنار گذاشتن تاریخ و ملیت، سودای جهان‌وطنی شدن داشته باشد و وضعیت معاصر کارگران را بازنمایی کند، اما از دل همین کنار گذاشتن است که روایت زندگی کارگران از قضا غیرتاریخی و در نهایت سیاست‌زدایی شده می‌ماند. در این باب لوکاچ در کتاب "رمان تاریخی" توضیح مستفادی دارد که "این قسم انتزاعی بودن در بازنمایی زمان تاریخی، بازنمایی مکان تاریخی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. از همین‌رو است که لوساژ قادر است بی‌هیچ درنگی تصاویر به‌غایت صادقانۀ خود از فرانسۀ روزگار خویش را به اسپانیا انتقال دهد و همچنان کاملاً احساس آسودگی کند." آشپزخانه حسن معجونی هم در این کنار گذاشتن امر تاریخی متن وسکر، به نوعی از انتقال زمانی و مکانی تن می‌دهد که توان بازنمایی دقیق، بوطیقایی و سیاسی کارگران را نمی‌یابد.
روایت سه پرده‌ای حسن معجونی از متن آشپزخانه، با بازی‌های روان و میزانسن‌های فکر شده، در سیاست اجرا، موفق عمل می‌کند. فضای پرتنش آشپزخانه در یک تقسیم‌بندی زنانه/مردانه، مناسبات تولید را واجد سویه‌های سیاسی از منظر مسائل جنسیت می‌کند. روابط و جایگاه افراد، بنابر نزدیکی و دوری از منبع قدرت که در اینجا همان رئیس تنومند و پرمدعای رستوران است، همراه می‌شود با مهارت در فرآیند کار و میزان سابقه. در میان این جمع نامتشکل و فرسوده شده، شخصیتی چون پیتر با بازی تحسین‌آمیز مازیار سیدی، با کنش‌ها و بصیرت‌هایش، نوعی از مقاومت را در مقابل مناسبات سرکوب‌ امکان‌پذیر می‌کند. دیگران منقاد وضعیت هستند و گرفتار زندگی مکانیکی. هیچ کدام از آن‌ها در پرده دوم به دعوت پیتر برای بیان تخیل و آرزوهایشان، پاسخ قابل اعتنایی نمی‌دهند چراکه اصلاً آرزویی به آن شکل ندارند جز همان روزمرگی‌های معمول. آشپزخانه در مقام مکانی برای سرکوب بدن، تخیل و چشم‌انداز را هم ناممکن کرده است. کارگرانی که امکان اتحاد و سازماندهی را کنار گذاشته و در جهنم شتابان سرمایه‌داری غرق می‌شوند. ایده رئیس رستوران در مقام سرمایه‌داری قوی‌هیکل و مصلح، آن هم در بیان امیدهای خود، وجه مضحک ماجرا را نمایان می‌کند. آ‌ن زمان که در انتهای نمایش و از پس شورش پیتر، رئیس این رستوران مدرن، مانیفست اخلاق سرمایه‌دارانه خود را بر زبان می‌آورد : " «آشپزخانه جایی بود که به رویاهاتون برسید ولی شما رویای منو داغون کردید»
من آشپزخانهٔ اجرای پالیز رو دوست داشتم ولی این متن این حس رو بهم منتقل نکرد... شاید البته شما هم یه کم پیچیده نوشتید...
۰۴ آبان ۱۳۹۸
بحث دوست داشتن یک چیز است و سیاست‌های اجرایی چیز دیگر. تلاش من برای فهم، تبین و نقد آن اجرا بود مبتنی بر نوعی تقلیل‌گرایی که مربوط می‌شد به کنار گذاشتن ملیت‌هایی که در آشپزخانه با یکدیگر وارد همکاری و گاه تخاصم می‌شدند. مهدی چاکری گمانم با درماتورژی خاص خویش، از این بازنمایی دور شده بود و شخصیت‌ها را کمابیش از یک جغرافیا فرض گرفته بود.
۰۴ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
برای بار دوم ابن تئاتر و دیدم... واقعا عالی بود . خسته نباشید ❤
فک نمی‌کردم یه روز اجرای بدون تُپُق و هماهنگِ یه گروه بتونه باعث بشه حتی با این حجم از رد و بدل شدن الفاظ نه چندان مناسب، بازم انقدر راضی از سالن تئاتر بیام بیرون
خیلی خیلی خدا قوت
جناب سوری جدیدا یه چیزی فهمیدم.
طبق گفته یه بازیگری که شما هم کارش رو به تازگی دیدین و در شب اجرای ما تپق زدن ، به گفته ایشون بازیگری که تپق نداشته باشه میشه مجری.
داره برای ما اجرا میکنه نه بازی.مثل اجرای یه گزارشگر فوتبال یه گوینده اخبار.
خلاصه میخواستم بگم شما هم بازی ندیدین ، اجرا و مجری دیدین برادر . در جریان باش :)))
۰۲ آبان ۱۳۹۸
دمشون گرم پس..
۰۲ آبان ۱۳۹۸
آقا محمد جواد
عجب نظر عجیبی!
به نظرم برعکسش محتمل تره که درست باشه :))

نیلوفر خانم
موافقم
۰۲ آبان ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید