تیوال نمایش آواز قو
S3 : 12:53:06
امکان خرید پایان یافته
  ۱۰ شهریور تا ۱۵ مهر
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۴۵,۰۰۰ تومان

: آنتون چخوف
: مرتضا کرامتی، محمود بهروزیان، سروژ استپانیان
: پریزاد سیف
: سعید پورصمیمی، پریزاد سیف

: نورالدین حیدری ماهر
: هادی بادپا
: شیدا زواری
: سعید محبی، کامبیز بنان
: بهار خالقی
: محمد کیان اسماعیلی
: افسانه قلی زاده
: فریبرز دارایی
: محمد صادق زرجویان
: مسعود رفیع زاده
: آیدا اورنگ

از ردیف ۱ تا ۷: ۴۵،۰۰۰ تومان
از ردیف ۸ تا ۱۲: ۴۰،۰۰۰ تومان
بخش بیرون از ظرفیت: ۳۵،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش آواز قو / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» سعید پور صمیمی در ایرانشهر به روی صحنه رفت

» «آواز قو» پوستر خود را منتشر کرد

» اولین تیزر «آواز قو» منتشر شد

» سعید پورصمیمی بازیگر مطرح و با سابقه تئاتر ایران پس از ۱۷ سال با ایفای نقش در نمایش «آواز قو» به کارگردانی پریزاد سیف، به صحنه تئاتر بازمی‌گردد.

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
صحنۀ نمایش، درواقع خود صحنۀ یک نمایش دیگر است منهای گروه بازیگران و سازندگان و منهای تماشاگران. بازیگری بر روی صحنه حاضر می شود که با نشانه هایی متوجه مان می کند که دلقکی کهنه کار است. ما سرگذشت و کارها و آرمان هایی را از زبان او می شنویم که او رؤیایشان را می دیده اما زندگی نگذاشته که به آن ها برسد. این کار زندگی، که نوعی سنگدلی و بی اعتنایی است، و این که تقدیر و سرگذشت خواهی نخواهی کار خود را می کند، به تعبیری، یکی از مضامین عمدۀ نمایش است. از طرف دیگر، موضوع نمایش، لذت گذرای هنر نمایش هم هست، شکل هایی که روی صحنه به وجود می آیند و از میان می روند اما در ذهن دوستان نمایش می مانند. در هر حال، می توان «آواز قو» را به نوعی پدربزرگ «زندگی در تئاتر» دیوید ممت دید، هرچند به اندازۀ تفاوت همۀ زندگی ها، این یکی هم در جای خود متمایز است. شاید این که اتفاق های ... دیدن ادامه » کمی در نمایش می افتند و تحول ویژه ای وجود ندارد (هرچند اجرا با جان سپردن بازیگر بر روی صحنه پایان می یابد که به گمانم نوعی نتیجه گیری متفاوت است) به این خاطر است که ما بناست بیشتر زندگی، و نه درام را نظاره کنیم. در آخر این را حتماً باید گفت که نمایش فرصت خوبی برای تجربۀ هنر بازیگری است...
مریم اسدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آواز قو، آوازی به افتخار حضور آقای پور صمیمی روبروی سیاه چاله مخاطب
یاداشت دوستان تیوالی را روی صفحه ی این نمایش خواندم. در بیشتر مورد عزیزان نظر خاصی درباره نمایشنامه نداشتند ولی همه ی آنها موکدا دعوت به تماشای کار میکردند. امتیاز تقریبا متوسط 3/7 نیز موید این بود که با کاری تقریبا متوسط روبرو هستیم اما این اشتیاق در من مخاطب کشته نشد و به حرمت اسم و کسوت آقای پور صمیمی عزیز به تماشای این نمایش نشستیم و چه لذتی بردیم از بازیگری ایشان و همین لذت می ارزید به همه ی این دودلی هایی که وجود داشت.
واسیلی واسیلیچ،بازیگر توانمند سالهای دور که نقش های بسیاری را بازی کرده بود و در هیبت یک بازیگر تمام عیار، عاشقان سینه چاک خودش را داشت، حالا پیر شده است و درپایان راه، در شبی تاریک مست روی سن قدم می زند، از بیهودگی زندگی می گوید و عمری که گذشت. یادآوری خاطرات ... دیدن ادامه » جوانی و نقش های اجرا شده و اجرا نشده که به کمک سوفلور، بریده بریده اجرا می شود، ما را بین نمایشنامه های گوناگون می چرخاند. نمایشنامه هایی که هریک به فراخور، جهابینی شکسپیر نویسنده را با چخوف داستان نویس روبروی هم قرار می دهد. بخشش های که به گفته کارگردان نمایش خانم سیف گرامی، به دقت و وسواس انتخاب شده است تا این تقابل هرچه بهتر نمایش داده شود (مصاحبه ایشان با تیوال).اما به عقیده من چندان خوب از کار در نیامده است. گاهی خسته کننده می شود،گاهی تکراری و گاهی هم انگار به زور چسپانده شده است اما همه ی اینا زیر سایه تلاش های آقای بازیگر، محو می شود و چون انتخاب کرده ام از بازیگری لذت ببرم، چشم هایم را روی این ضعف ها می بندم به تماشای آقای پور صمیمی عزیز می نشینم. کسی که به احترام تئاتر و نمایش،یک کار تلویزیونی و یک فیلم سینمایی را رد کرد تا با تمرکز زیاد این نقش را بازی کند. چنین فردی کاملا قابل ستایش و قابل احترام است و به افتخار ایشان می بایست تمام قد ایستاد و کف زد. اما نمایش بارقه های نظری و تئوریکال فراوان هم دارد که به قدرت چخوف و نوشته هایش برمیگردد. واسیلی واسیلیچ می ایستد روبروی تماشگران و با اشاره به سیاه چاله روبرو از ما می پرسد چرا تمام زندگی خود را صرف اجرای نمایش برای مخاطب کرده است و به عبارتی همه ی عمر خویش را به باد داده است؟ این سوال اساسی را از دوجنبه می توان نگاه کرد. یکی سطح سوال که از دیدگاه یک بازیگر مطرح می شود و خطاب به مخاطب تئاتر و نمایش است. در یکی از یاداشت ها، آقای کارآمد عزیز از دوستان تیوالی درباره ی آن قلم زدند و در پاسخ فرومودند که اصولا چرا بازیگران نمایش می بایست چنین مخاطبان را مدیون و وامدار خود بدانند؟ مگر نه این است که خودشان آگاهانه این شغل را انتخاب کرده اند؟ مگر شغل های دیگر مشقت کمتری دارند؟در عین حال که بازیگری نسبت به بقیه شغل ها بیشتر محل توجه جامعه است حالا این انتظار در پایان آن و دوران بازنشستگی از مخاطب که همه ی زندگی او را چون سیاه چاله ای گرفته است، آیا انتظار تمامیت خواه و غیر منطقی ای نیست؟(به نقل از یاداشت آقای کارامد عزیز منتشرشده در صفحه نمایش آواز قو).اما این سوال و پرسشگری به عقیده من جنبه زیرین هم دارد . که من شخصا تفسیر خود را به ساحت دوم و زیرین بنا میکنم. تاکید چند باره واسیلی واسیلیچ به اینکه زندگی یک بازی تمام عیار است و ما همه در این بازی بیهوده، ایفا گر نقش های مختلف هستیم خود نیز موید کلان تر بودن این نگاه دارد. جامعه شناسان مکتب متقابل نمادین براین باورند که همه ی ما تفسیر هایی که از خود داریم، ناشی از برداشت مان است نسبت به دیدگاه و قضاوت دیگران نسبت به خود. و این خود می تواند شخصیت ما را بسازد (تئوری خود آینه سان کولی). انسان به جهت اجتماعی بودنش و به جهت داشتن قدرت تاویل و تفسیر با بقیه موجودات فرق می کند . تاثیر نگاه دیگران در زندگی ما آنچنان عمیق و قوی هست که جنبه ای از شخصیت ما را برای خودمان می سازد که این جنبه، جزئی از وجود لاینفک ما میشود و آنچنان بر ضمیر ناخوداگاه ما چنگ می زند که هیچ راه فراری از آن نیست. این برداشت دیگران، این قضاوت ما از برداشت دیگران، این دیگری ای که اگر نباشد، ما هیچ تعریفی از خود نمی توانیم برای خودمان داشته باشیم، به عقیده من همان سیاه چاله ای است که من ، شما و واسیلی واسیلیچ گرفتار آنیم و هیچ گریزی هم از آن نیست. سیاه چاله ای که وقتی خود اجتماعی مان شکل میگیرید و فرایند شناخت از خود شروع می شود با ما همراه است و تا لحظه مرگ هم دست از سر ما برنمی دارد. شاید فقط آن هنگام که سر به بالین مرگ می گذاریم بتوانیم خود را از آن رها کنیم و چون واسیلی واسیلیچ در صحنه ی آخر نمایش به یک ارامش ابدی دست بیابیم.
به عقیده من نمایش آواز قو یک کار متوسط است که به پاس بازیگری آقای پور صمیمی عزیز میبایست دیدش و در انتها تمام قد ایستاد و این استاد ارجمند را تشویق کرد. کاری که خانم سیف به درستی انتخابی که داشت، سبب موفقیتش شده است و هر کس غیر از آقای بازیگر این نقش را اجرا می کرد نمایش چیز دیگری می شد.
نکته آخر اینکه علی رقم امتیاز متوسط این نمایش، یاداشت های و تمجید های دوستان عزیز است که در نشریات مختلف قلم زده اند و به همت نماینده محترم گروه اجرایی همه ی آنها در صفحه نمایش این اثر در تیوال به اشتراک گذاشته شده است. تفسیر های و یاداشت هایی که در همه ی آنها، به عقیده من، وزن آقای بازیگر بیشتر به چشم میخورد تا خود نمایش. حتی عزیزان تیوالی هم نقد و یاداشتی روی این نمایش ننوشتند . یعنی آنقدر اتفاق حضور آقای پور صمیمی عزیز و بازی شان در این نمایش سنگین، ارزشمند و زیبا بوده است که عزیزان منتقد هم ،نقد چندانی ننوشتند و به همان امتیاز دادن اکتفا کرده اند و این اتفاق تقریبا نادری است در تئاتر کشور و صفحه های تیوال. سایه تان مستدام آقای بازیگر و خوشحالم که این فرصت دست داد تا درخشش شما را روی سن ببینیم و لذت ببریم.
لینک یاداشت آقای کارامد عزیز
https://www.tiwall.com/wall/post/216161
""با این بخش انتزاعی و مفهمومی کار که زندگی همه ما مثل صحنه نمایش است و در شش پرده از تولد تا مرگ ان را بازی میکنیم و این نقشها هر کدام برگی از زندگی انسانها است کاری ندارم(موافقم)""
کاوه جان در نقد زیبات لطف کردی و اشاره ای به نظر بنده فرمودی و ... دیدن ادامه » میخوام ازت تشکر کنم که یاداشتم رو خوندی و به این نکته اشاره کنم جمله بالا رو در مقدمه سوالم در یادداشتم بیان کرده بودم و کاملا با برداشت عمقیت موافقم و عامدانه نخواستم بهش بپردازم چون با اون وجهه روانشناسانه ای که در مورد موجودیت انسان و روابط اجتماعی و فردیش و تعریف شخصیت مطرح کردی کاملا همراهم.
۰۶ مهر
جناب موسوی عزیز
ممنون از اینکه در کافی نت و به زحمت وقت گذاشتی و یاداشتم را خواندی.از پیشنهاد تون خیلی ممنون. خوشحالم که نوشته های من را دوستان منتقد و دوستان صاحب قلمی چون شما دوست دارند و چنین نظری دارند. راستش خیلی خودم رو در این نمی دونم وبیشتر نوشته ... دیدن ادامه » هایم دلی و یاداشت و نظر شخصی ام است پیرامون پدیده هایی که می بینم. در همین حد هم گاهی شلوغی های رزومره انقدر زیاد است که نمی شود چیزی نوشت و یا بیشتر دنبال کرد موضوعی را. امیدوارم زمانی پیش بیاید و بتوانم در این کلاس ها شرکت کنم بیشتر جهت آموختن و لذتن بردن .اگر هم فرصتی داد بیشتر نوشتن. غم نان اگر گذارد از چنین تویی شعر ها خواهم گفت/غم نان اگر گذارد.......
یاداشت تان را درباره نمایش عمل، مفصل خواندم. نمایش را ندیده ام ولی ترجیح دادم که به همین یاداشت های دوستان بسنده کنم.و گمان کنم از سلیقه ام به دور باشد.
سپاس از همراهی و لطف همیشگی تان.
۱۸ مهر
کاوه خان...
غم نان است دیگر..
هنر مثل فلسفه ذاتت جذاب است
بهرحال انچه صلاح است انجام ده..
۶ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش آواز قو در سالن ناطر زاده این شب ها اجرا دارد. با ۱۵ تا از دوستان قرار داشتیم و دیشب در سانس ویژه به تماشای خانم سیف و اقای پور صمیمی نشستیم. من خیلی دوستش داشتم. از لحظه ورود اقای پورصمیمی با ان مورپزیک خوب تا پایانش ... متن نمایشنامه با ان چیزی که من خوانده ام یه کوچولو فرق داشت. ولی خیلی بازی و طراحی نور و موزیک و همه جیز عالی بود. مثل همیشه سر ساعت شروع و سر ساعت پایان. نظم فکق العاده و سکوت تماشاچی های گل... از دیدن یک تئاتر خوب لذت بردیم. و بعد کار که با دوستان گپ می زدم اکثرا خیلی دوست داشتند. البته من شخصا بخاطر خود استاد پور صمیمی رفته بودم. واقعا هم دوستشان داشتم. در طراحی دکور و صحنه شاید می شد بهتر عمل کنند. اما در کل دوستش داشتیم.
مرسی که ساعت ویژه گذاشتند تا ما هم بتوانیم ببینیم
انید دارم بارها و سالها اقای پور صمیمی رو ببینیم در صحنه ... دیدن ادامه » ... ارزوی تندرستی و شادکامی و برکت دارم برای همه گروه های تئاتری و تماشاچی های خوب ...
پ.ن ارزو دارم همه سالنها مثل سالن دیشب پر باشد. کیفیت کارها عالی باشد و همه راضی
میترا این را خواند
راضیه فیض آبادی، بهاره خالقی، ساناز و کاوه علیزاده این را دوست دارند
سپاس از شما و دوستان تان که وقت گذاشتید و نمایش مارا دیدید.فکر می کنم رضایت تماشاچی فرهیخته تئاتر باید سرلوحه وظایف گروه های هنری باشد.گروه نمایش آواز قو مفتخرست که توانست بعداژظهر خوبی را برای شما و دوستان تان رقم بزند.
۳۱ شهریور
بسیار لذت بخش بود ان شالله شنبه بعد گروه دیگری از دوستانمان می ایند
۰۳ مهر
ممنون الهه عزیز.قدم شما و دوستان تون به روی چشم
۰۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود به دوستان

آواز قو در وهله اول یادآور نمایشنامه مفیستو برای همیشه بود، برای من.
ولی خب در این جا دلقکی سرخورده از همه جا و همه چی که با دیالوگ هایی از نمایشنامه های شکسپیر در صدد بازیافتن و یا شاید یادآوری گذشته است.

خوب است که گهگاه یادمان بیاید که تئاتر چیست؟
مونولوگ چیست؟اجرای صحنه و نکاه داشتن تماشاچی تا پایان نمایش چه فن و حرفه ای است که قطعا خارج از دست همگان است و هنری است که به نوعی می توان آن را وجه تمایز بازیگر تئاتر با بقیه هنرهای تصویری قرار داد.
درس یزرگی ک سعیدپور صمیمی به یکایک افرادی که داعیه ی بازیگری دارند ،داد و یا علاقه مندان به این حرفه با مدیومی که -البته در جاهایی از نمایش رو به افول می رفت- ،می توانستند حس کنند.
به هرحال اجرایی است که علاقه مندان به تئاتر را راضی ،به خارج از سالن بدرقه می کند.
علاوه بر بازیگری استفاده ... دیدن ادامه » از موزیک امیلی در شروع کار،هرچند برای طیف خاصی نوستالژی به حساب بیاید ولی ارتباط شنیداری خوبی برای این کار با توجه به حال و هوای نمایشنامه و همچنین موزیک روسی که در ادامه شنفدیم نداشت.
صحنه، یک صحنه مینیمال است که از دکور و آکساسوار تا اندازه ای به خوبی استفاده شده بود، هرچند که مورد اضافه هم در دکور بود که قاعدتا با توجه به فضای نمایش میشد از وسایل دبگر با کاربرد های بیشتر استفاده کرد.
نورپردازی خوب
و البته کارگردانی متوسط
و بازی متوسط خانم سیف!(البته فراموش نمیکنیم که معیار در این برهه زمانی بر اساس بازی استاد پورصمیمی سنجیده شده است)
سلام بر دوستان
// بهانه ای برای دیدن سعید پور صمیمی//
هیچ دلیل جز دیدن سعید پور صمیمی بر پرده نبود..
پور صمیمی که بازی درخشانش در ناخدا خورشید و پرده آخر درخشید..
البته همه در پرده آخر درخشیدند...
.................................................................................
سرنوشت سعید پور صمیمی هم مانند کاراکتر بازی آواز قویش شده..
شروع پرده اول و صحنه اول، تلو تلو خوردنش، لرزیدنش و خندیدن و گریه کردنش تصنعی بود
ولی رگه های قدرت گذشته افول کرده اش نمایان بود.. قدرتی که حتی اگر بار اول هم پور صمیمی
را می دیدی نشان می داد که بازیگری قدرتمند در گذشته اش هست.. نا خودآگاه یاد
رضا کرم رضایی افتادم.. کمتر هنرمندی است که علاوه بر هنرش شخصیتش را نیز دوست دارم،
حسین پناهی،هما روستا، رضا کرم رضایی و چندتای دیگه.. و سعید پورصمیمی یکی از انها است..
یا بهتر بگویم استاد سعید پور صمیمی ... چهره ای ماندگار از بازی های به یاد ماندنی..
من از روی بدشانسی ام یا انتخاب های مهندسی .. فرصت یادگیری از ایشان را نداشتم...
بگذریم به نمایش برگردیم..
در ... دیدن ادامه » بعضی جاها خستگی و سنگینی بازی روی دوش سعید پور صمیمی حس می شد...
و از یک 30% از کیفیت نمایش کاست..
البته خب تو سن ایشان بالاخره طبیعی است.. ولی باز از خیلی از بازی ها بهتر بود..
الفبامند بود.. می توانستی هنر ودانش را ببینی...
پریزاد سیف کارگردان خوبی است، خوب میزانسن می چیند، از دکور و اکسسوار به خوبی
بازی می گیرد.. نمونه خوبش: یک پتوی نازک که چندبار در نقش های مختلف استفاده شد.
اما بازیگر خوبی به خصوص در بیان نیست.. می توانم بگویم باز ی متوسط و بیان ضعیف..
ما در ردیف سوم صدایش را آرام می شنیدم .. دیگر فکر کنم ردیف 5 کسی دیگر صدایی نمی شنید..
...........................................................................
متن و نمایشنامه
همانطور که انتظار می رفت چخوف تا 70% درخشان است ولی برای امروزمان بعد از 100 سال
نیاز به دراماتوژری دارد تا شخصیت های داستانی اش پرورانده شود اتفاقی که برای شخصیت
پردازی زن عملاً چیزی نمی بینم... نقشش عین شغلش بود در شغلش وظیفه داشته دیالوگ ها را
از سوراخی به بازیگران یادآوری کند .. در اینجا هم وظیفه داشته که به حرفهای شخصیت مرد
گوش دهد و برایش بگوید کدام پرده و کدام صحنه.. یا درنهایت دیالوگ نقش ها را به شخصیت
مرد داستان یادآوری کند..
دنبال جرقه هایی از عشق بودیم که گویا ناتاشا نفهمید و خود چخوف هم بی خیال شد..
اثر خوبی می شد اگر پریزاد سیف با کمک بزرگان دراماتوژری می کرد و حال می کردیم..
اگر چخوف هم این همه باز ی انتخاب کرده بود.. // می خواستیم از درون بازی ها به
روابط دراماتیک دو شخصیت و یا شنیدن داستانی جالب باشیم..
صرف بازی نمایشنامه های معروف فقط جنبه معرفی شخصیت داستان داشت و کمکی به
پیشبرد داستان نکرد.. البته من از چخوف هم بیشتر انتظار نداشتم چون با سبک و سیاق
و ساختار و نوع روایت و پایان بندی هایش آشنا هستم.. از پریزاد سیف بیشتر انتظار داشتم..
.....................................................
من شخصاً ترجیح می دادم یا بهتر بگویم نداشتن گریم های سنگین ( صورت سفید و اجرای
مبالغه شده صورت چیزی شبیه صورت دلقک ها.. البته نه به شکل دلقک) نکته ایراد
این نمایش است..ما باید این خستگی و ملال را در چهره و لحن پور صمیمی می دیدیم..
و چهره برای ردیف 5 به بعد با جزئیات قابل تشخیص نبود حتی به کمک نورپردازی...
برای ما ردیف 3 های هم به سختی دیده می شد..
.....................................................
بهرحال چون من به بازهای اغراق آمیز (بازی های تئاتری) و به مونولوگ و دیالوگ به شدت
علاقه مندم ( البته در رده سوم بعد از زکارهای پرفورمنس و صامت، موزیکال یا اپرایی
یا گروه همسرا ) از دیدن قسمتهایی از نمایشنامه های قدیمی جهان با بازی پورصمیمی
خوشایند بود ولیکن به خاطر اجرای نمایشنامه بدون دراماتوژری نمره نمایش کم می شود..
در کل نمره متوسط رو به خوب (15 از 20) شایسته این کار است...
به خاطر بازی پورصمیمی 1 نمره و به خاطر دیگر ایراداتی که گفتم 3 نمره کم کردم..
.....................................................
این تئاتر برای حرفه ای ها دیدن استاد دوست داشتنی (سعید پور صمیمی) و برای کمتر تئاتر بین ها
دیدن بازی استاد پور صمیمی جذاب است.. به هرحال این تئاتر برای همه بهانه ای است برای دیدن
خود سعید پور صمیمی یا دیدن بازی اش...
ولی نمایشی خسته کننده است.. اما خدا را شکر زمانش زیاد و آزار دهنده نیست..
امیدوارم از خواندن این نقد بهره کافی را برده باشید تا نقدی دوباره به خدا می سپارمتان..
محمد حسن موسوی کیانی






نصفه نیمه و با ترس خوندم تا برام لو نره و نظر دهی رو به بعد از دیدن اجرا موکول میکنم
۱۳ شهریور
متشکرم که انقدر وقت میزارید برای نوشتن نقد کارشناسانه. حسی که میگیرم از نوشته هاتون اینه که میخواید حتما مطالبی رو بقبولونید. مطمئنا نظر شما به عنوان یه کارشناس قابل تامل هست ولی وقتی من با اصرارتون مواجه میشم (خودم) پس میکشم از دریافت کلی نکاتتون. اینکه ... دیدن ادامه » شما در یک لحظه از نمایش چه حسی گرفتید به نظرم به خصوصیات و حال روحی خودتون ربط داره.
قصد نظر دادن وقضاوت در مورد شخصیت و سابقتون ندارم فقط حسم رو گفتم آخه وقتی شما انقدر سابقه دارید امثال من انتظارمون از شما بالا میره.
متشکرم
۲۳ شهریور
جناب آقای فلاحی عزیز
با سلام خدمت حضرتعالی..
از اینکه نقد مرا خواندید سپاسگزارم...
1. من زمانی تئاتی را انتخاب می کنم.. برنامه های ان روز سبک یا ملغی می کنم
که بتوانم از تئاتر لذت ببرم وخستگی و آشفتگی باعث لذت بردنم نشود...
یا این قدر صبر می کنم تا ردیف های جلوتر گیرم بیاید و...
2. جزئی نگری خصوصیت من و نقد های من است.. اما نکته مهم ترش
منصفانه نقد نوشتن و پرداختن به تقریباً تمامی نکات مثبت و منفی هست..
3. دوستان نقد نویس حرفه ای دارم که مرا برخلاف میل باطنی ام ترغیب
به ... دیدن ادامه » نقد نوشتن کردند و مرا معتاد این کار کردند و اگر هم جایی را اشتباه
بنویسم تلفنی تذکر می دهند ( آنها علاقه ای به نگارش نظر تیوالی ندارند.)
درمورد این نمایش یا ندیدند یا حال تلفن زدن نداشتم..
این قول را به شما می دهم در عین جزئی نگری، کلیت اثر مورد ارزیابی
قرار گرفته.. عدد 15 برای همچین نمایشی در سال 98 نشان دهنده همین
موضوع است.
4. بدانید و آگاه باشید برای یک نقد نویس آبروی حرفه ای اش خیلی برایش
مهم است.. من در پروفایلم از سابقه نقد چیزی ننوشتم..
5. یک نقدنویس که نقدهایش براساس نگاه ژیژک-مکتب فرانکفورت است
و با شناخت افلاطونی است هیچ گاه نه ادعا دارد که هر آنچه که می نویسد
مطلقاً درست است و نه سعی در تحمیل چیزی به کسی دارد، همواره نقدهایش
رک و صریح است و بر آنچه می بیند و قضاوت می کند نظر می دهد و هیچگاه
مطلقاً در مورد درست بودن قضاوتش اصرار نمی کند..
امیدوارم توانسته باشم به پرسشهای ذهنی تان پاسخ دهم..
منتظر پاسخ هایتان به صورت راحت و بی تکلف بروی نوشته ام هستم..
با تقدیم احترام و سپاس
محمد حسن موسوی کیانی
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت بردم از بازى جناب پورصمیمى، مسلط و فن بیان عالى.
مرگ آغازى دوباره است...