تیوال نمایش تیاتر بد
S3 : 20:19:25
  ۰۴ شهریور تا ۲۱ مهر ۱۳۹۷
  ۱۹:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ و ۳۵,۰۰۰ تومان

: مهدی کوشکی
: امیر باباشهابی، شهروز دل افکار، حسین برفی نژاد، محمد عبدالوند و مهدی کوشکی، سعید اویسی

: میثم انتظاری
: پانته‌آ احمدخان
: محمد حسین رنجبر
: بهرام رامه
: ‌زهره کاظمی
: پریچهر ژیان
: علی ژیان
: گروه جارچی
درباره یک تیاتر بد

بهای بلیت باکس وسط ۴۰،۰۰۰ تومان
بهای بلیت باکس های کناری ۳۵،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش تاتر بد (سری دوم) / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش تاتر بد (سری نخست) / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تهران، ضلع شرقی چهار راه ولیعصر (تئاتر شهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زند وکیل پلاک ۵۰
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
با توجه به نظرات دوستان در تیوال شک نداشتم این اجرا را باید با مادر روانشناسم ببینم...و بعد راه بریم و حرف بزنیم.

اجرا درباره ی شخصیتی با اختلال سلوک بود.در این اختلال بیمار شخصیتی بی رحم دارد که بدون اینکه روی رفتار خود کنترل داشته باشد قربانی را تا لب مرگ آزار می دهد.شخصیت مرد قصه ی ما هم همین بود.مردی که در کودکی مورد آزار پدر قرار می گرفت... قربانی خشونت او و وادار میشد برای فرار از آسیب بیشتر مادر را بزند.
نیمه ی اول اجرا نفس در سینه حبس می شود.شخصیت بیمار با دو فرد سرخورده از جامعه قربانیان خود را تحقیر می کند و میزند و دست درازی می کند.و کم کم با قربانی از خودش می گوید و زن درکش می کند.با وجود خشونتش به آغوشش پناه می برد چرا که هر یک قربانی فرد دیگری ست.در قسمتهایی از نمایش زن قربانی و مرد خشن را یکی میبینیم.
این بیماران عاطفه ی سطحی دارند و کوشکی ... دیدن ادامه » خیلی زیبا این بی تفاوتی را نشان داد.به هیچ عنوان احساس همدردی نمی کند و قربانی را مقصر میداند.چه لحظه ای که دندان همکارش را میشکند چه وقتی قربانی را میزند.اما از قربانی میخواهد فرار کند همان انتظاری که از مادر ضعیفش داشت در کودکی.
نیمه ی دوم هم زمان با درک شدن توسط قربانیان...من تماشاگر هم نفسم راحتتر از سینه در میامد و حسی توام با دلسوزی داشتم و دیگر خون روی زمین آزارم نمیداد.
این بیماری اپیزودیک هست نه مزمن.یعنی در بزرگسالی میتواند حل شود.همانطور که شخصیت داستان به گلفروشی روی میاورد.اما اجتماع دوباره او را از اپیزود خوبش دور میکند.در قسمتی از نمایش از عاشق شدنش صحبت میکند و اینکه دختر را سالهاست میشناسد.چون هر دو هم ذات هستند هر دو قربانی اند و اتفاقا یکدیگر را درک میکنند.
حتی انتهای نمایش پسر هم او را درک میکند و به او میگوید من هم گاهی در حال اجرا قفل میکنم و میرقصد و میرقصد.و بیمار جنبه ی لطیف خود را در او میبیند.شخصیت سلوک اختلالی غمگین است که مهمترین عوامل بوجود آمدنش ارث و گذشته ای تلخ توسط خانواده است.و ما هرچه از اجرا میگذرد بیشتر شخصیت اصلی را درک میکنیم و می فهمیمش.این نمایش سخت را مهدی کوشکی به خوبی از پسش برآمده بود.
اجراهای پایانی را دیدم و خوشحالم این اثر ارزشمند را از دست ندادم...خسته نباشید.

و یک ایراد بزرگ چرا باید در دسته ی آثار کمدی معرفی کنید این تئاتر رو؟این اشتباه عجیبی هست برای من تماشاگر.
پنجشنبه شب بدیدن این نمایش رفتم و انقدر فکرم درگیر شد و هزار جور نقد و کامنت و مطلب به ذهنم رسید که مغزم داشت منفجر میشد میخواستم امروز نظرمو راجب به این نمایش بنویسم که تا دیوار تیوال رو باز کردم نظر یک تماشاگر و خوندم که از کمدی نبودن کار شکایت داشت !! میخواستم بهش حمله کنم و حقشو کف دستش بزارم که دیدم بله , در معرفی این نمایش از کلمه کمدی استفاده شده و این تماشگر محترم حق داشته به اشتباه بی یافته!! شگفتا کمدی ؟! کمدی! یعنی چی ؟ شاید تعریف من از کمدی اشتباهه!؟ یعنی اون چند نفر بی فر ... ی که چند بار خندیدن درست فهمیده بودن و من طنز ماجرارو نمیگرفتم؟؟ یعنی تجاوز و شکنجه ممتد و غلت زدن توی خون خود و دیگران و درد و توهین و اعتراف به عقده های کودکی مضامین کمدین و من متوجه نمیشم!؟ در تعریف کمدی سیاه از تابو شکنی خشونت و قتل و ترس یاد شده اما به هجو کشیدن این ... دیدن ادامه » سیاهی ها و نه روایت عینی مفاهیم عمیق خشونت و حس لحظه لحظه درد و زجر فی مابین بیننده و بازیگر؟!!؟
بگذریم: تئاتر بد خوبترین بد دنیای نمایش من بود/ من مجذوب این اجرا شدم و بعد از اجرا میخواستم تک تک بازیگرای این نمایش رو به اغوش بکشم و برای دردهامون دل سیر گریه کنم / درد درد درد لامصبی که با گوشت و خونشون بهمون نشون میدادن / خونی که همه جا رو گرفته بود خونی که همه جامونو گرفته و تاریکی و سرخی غالبی که نادیده میگیریمش و چه زیبا و تلخ با فشار به رخمون کشیدند این سوپر استارهای فداکار گمنام(البته نه بین اهل فن)/ فداکاری میخواد تن دادن به این زجر برای انتقال پیامی که شاید درصدی کم اونو بگیرن/ ایثار میخواد کتک خوردن و سوختن و خیس شدن توی خون و چرک و کثافت زمین اجرا برای همزاد پنداری بیننده با اجرا/ دلم میخواست بعد از این نمایش بپرسم چرا؟ واقعا چرا هر شب با خودتون اینکارو میکنید؟ چرا انقدر واقعی؟ چرا بازی نمیکنید؟ چرا دارید اجرارو زندگی میکنید؟/ دلم میخواست بخاطر اون چند نفری که سالن رو ترک کردن من ازتون عذرخواهی کنم و شرمنده شما باشم./ دلم میخواست بهتون بگم رسالت هنرمند تا همین جاست و دیگه شماها دینی بر شونه هاتون نیست دست مریزاد/ فهمیدن درد داره و نادونی نشئگی" اما پس از درد زایش فهم , بالغ میشی بعد از نشئگی حماقت فقط خمارتری " و ای کاش بتونیم بفهمیم و یادبگیریم و قدر بدونیم و کار فاخر ببینیم و تحمل دانستن داشته باشیم وگرنه زنپوش شدن و شوخی کمر به پایین کردن بخدا راحتر و پولساز تره , قدر بدونیم قدر.
پینوشت: من سالهاست که فیلم و تئاتر میبینم اما فقط فیلم نمایش داگ ویل سیتی و فیلم raw اثری مشابه این نمایش روی احساساتم داشتند. واقعا با تمام وجود از همه دستاندرکاران این نمایش سپاسگزارم
سعی کردم خیلی با احتیاط بخونم متنتونو آقای کارامد که کار لو نره..چون امشب دارم میرم که شب آخر کار رو ببینم ولی انقد نظر بد هی اینور اونور ازش خوندم که استرس داشتم کار بدی رو ببینم امشب

مرسی که از استرس در آوردید منو :)
۲۱ مهر ۱۳۹۷
اخیش خوشحال شدم خیالم راحت شد
۲۲ مهر ۱۳۹۷
:)
ارادتمند
۲۲ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار از خشونت بالایی برخورداره و دیدنش برای همه مناسب نیست و به نظرم باید قید بشه در مشخصات تئاتر. ولی کار قوی و تاثیرگذاری هست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اینکه مهدی کوشکی همراه با شهروز دل افکار همیشه کارهای متفاوت ، دلچسب و در مجموع ، عاالی می آفرینند هیچ شکی نیست . کوشکی تاکید فراوون بر نقش خانواده در ناهنجاریهای شخصیتی داره که موضوع قابل تامل و حقیقتی انکار ناپذیره ولی من به شخصه در کار آینده ای که از این گروه خواهم دید حتما" دقت میکنم که دیگه حول و حوش این موضوع نپرداخته باشه .
بعد از باد شیشه ها رامی لرزاند و شیطونی ، تئاتر بد دیگه اون جذابیت دوتا کار قبلی رو برام نداشت و موضوع بنظرم تکراری می اومد . اگر اولین بار بود که به دیدن کار کوشکی می رفتم قطعا" حظ وافر می بردم ولی برای سومین بار با یک موضوع ، نه .
به امید دیدن کارهای قشنگ بعدی .
با این مقدمه که من کارهای آقای کوشکی رو دوست داشتم همیشه و با خیال راحت برای تماشا می رفتم و تبلیغ می کردم باید بگم تنها چیزی که در تیاتر بد خیلی خوب و قوی بود، انتخاب اسم بود.
این تیاتر واقعا بد بود.
با شیطونی خیلی خیلی فاصله داشت هم در پرداخت هم در اجرا.
اگزجره کردن خشونت اون آدما، بی سر و ته بودن ِ کل ماجرا، کتک کاریای بیش از حد... کافی نیست.
با خودم فکر کردم شاید تنها کسی که این فضای خشونت رو تجربه کرده باشه بتونه لذت ببره از این نمایش.
آقای کوشکی به گمانم کل خشونت نهفته ای که در وجود خودشون داشتن رو می خواستن تخلیه کنن سر ساختن این نمایش. کاش یه بار هم یه نمایشی بسازن و توش کتک بخورن دست کم تا بدونیم این کتک زدنای عجیب غریب فقط در راه هنره!
نسب اصلا ادامه ی مهرداد آقاپور ِ مشتی نیست. مهرداد آقاپور تا آخر عمر با منه اما نسب فقط یه تصویر کمیکه!!
چند ... دیدن ادامه » دقیقه مونولوگ نسب تنها بخش روشن نمایش بود؛ اونجا با خودت میگی حیف که این ایده ی ناب انقد بد ساخته شد!
امروز در شرایط روحی بسیار بدی این کار رو دیدم. شاید به همین دلیل بود که تماشای آزار دیدن بازیگران اعصابم رو به هم ریخت. هرچند به خوبی شیطونی نبود ولی ناراضی نیستم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر بد واژه صحیحى بود براى روشِ کارِ این مجموعه ، از موقعیت هاى فاصله گذارى شده که سعى بر عمل فهمِ متمرکز داشت راضى نبودم چرا که قرارداد حاصل از این کار غیر قابل توجیه بود . متن کار با حال و هواى روزِ کشور ما و تفکرات سیاسى کشورمون جور بود اما بازى ها ، حالا شاید چون شب اول بود سوار نبود . الفاظ و صداى فریاد بازیگر با اتفاقى که در حال افتادن بود جور نبودش و بیشتر بزرگنمایى شدید داشت تا یک تئاتر خوب . از روش ایجاد کار که یکى از اجرا گران نقش کارگردان داشت در قسمت هایى بیشتر برایم شبیه به یک تقلید از شیوه کانتور بود . با نور کارى نمیشد و فقط قسمت آخر سعى در تمام کردن خونین صحنه استفاده شد. با إشارات متن و مثال شخصیت ها براى کَر یا نفهم بودن بیشتر کار به سمت یک تئاتر خیابانى بدل شد . با این حال تمام تلاش براى یک تئاتر بد بودن صورت گرفت و خسته نباشید به تلاش ... دیدن ادامه » تمام عوامل براى ایجاد نزدیکى فرم بر محتوا.
پوریا