تیوال نمایش بهمن
S3 : 05:34:42
امکان خرید پایان یافته
  ۲۳ آذر تا ۲۹ دی ۱۳۹۴
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: افروز فروزند
: سیما تیرانداز، نگار عابدی، علی عطایی پیرکوه، پژمان عبدی، محمدعلی حسینعلی پور، غزاله جزایری، علی باروتی، جواد پولادی، پژند سلیمانی، تایماز رضوانی، علیرضا زارع پرست، حامد فعال، فرهاد رشیدی و مهسا طهماسبی

: پژمان عبدی
: سعید زارع
: مهسا طهماسبی
: حمیدرضا جدیدی
: پیام صیادی
: هادی بادپا
: امین اشرفی
: مصطفی قاهری، شیوا خدابخش
: مهرانگیز قهرمانی
: امیر قالیچی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش بهمن / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش بهمن (سری نخست) / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش بهمن / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش بهمن / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (بهمن) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری" از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهمن یه نمایش ازجنس واقعیت ...

جذاب ، خلاقانه و بی تکلف!

خداقوت به خانوم فروزند و گروه توانمندشون!!
افروز فروزند این را خواند
مرتضا و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (بهمن) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری" از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۱۰ تیر ۱۳۹۶
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (بهمن) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری" از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۱۰ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زیباترین و در عین حال تلخ ترین صحنه این تیاتر اون لحظه ای هست که ثریا رو صندلی چرخدار میشینه و آروم اشک میریزه....

- به خدا دارم صدای سفید شدن موهامو می شنوم...
مریلیون عزیز آیا آهنگ انتهای کار رو میتونین لینک بدین؟
۲۹ دی ۱۳۹۴
ارادت داریم به هر حال مریلیون جان :)
۲۹ دی ۱۳۹۴
شما محبت دارین :)
۲۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر خوب که خود کارگردان همه کامنتهایی که گذاشته شده میخونه. خوشم آمد. تقریبا" هیچ کارگردانی اینکارو نمی کنه. فقط کاش به بعضی از کامنتها جواب میدادن.

البته نمیدانم شاید هم بهتر که جواب نمیدن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نام خدا

مگر میشود بهمن را دوست نداشت! ؟

فوق العاده بود و از دیدن این همه گرفتاری هنرمندان متاثر شدم




درود بر شرفتون که تو این وضعیت سخت به کارتون با قدرت ادامه می دهید
افروز فروزند این را خواند
نیلوفر رحیمی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم های بدون رؤیا

بهمن نمایش بسیار دوست داشتنی و خوش ریتم و شریفی است از جهت به چالش کشیدن این روزهای ما و تقریبن تمام مشکلاتی را که یک گروه تیاتری ممکن است با آن دست و پنجه نرم کند با ظرافت در خود جمع کرده است، اما یک نکته ی آزار دهنده باعث شده که نتوانم تمام و کمال بهمن را دوست بدارم و از آن خود کنم. انگیزه.
اگر فرض را بر این بگیریم که با یک تراژدی روبرو هستیم که موقعیت ها یکی پس از دیگری فرا میرسند و وضعیت را بغرنجتر میکنند و فشار را بالا میبرند تا قهرمان داستان و گروهش مجبور به تصمیم گیری شوند یک عنصر غایب است. انگیزه. قهرمانان تراژدی و همه ی قهرمانان دیگر برای بیرون رفتن از وضعیت دردناکشان به انگیزه، به رؤیا احتیاج دارند. چیزی که شخصیت های نمایش بهمن به تمامی و به دست نویسنده از آن تهی شده اند.
ما با یک گروه تیاتری طرف هستیم، اما هیچ گاه میل و ... دیدن ادامه » اشتیاق و هدف گروهی آنها را نمیبینیم. هیچ نقطه ی دوست داشتنیی در روابطشان نمیبینیم، هیچ رؤیایی نمیبینیم که آنها را پایبند گروه کند. پس چگونه و با چه قدرتی دور یکدیگر جمع شده اند؟ اگر هدف را حتا فقط اجرا رفتن ببینیم، کارگردان گروه هیچ رؤیایی را در این اجرا رفتن جستجو نمیکند و تحت فشار دعوا، تنها انگیزه اش را بازگشت پولش میداند. مشخص است که این آدمها انگیزه ی کافی و رؤیای کافی را برای برداشتن موانع از سر راهشان ندارند و این نکته ی آزاردهنده ی اجرا برای من است. اینکه نمیفهمم که با وجود این همه سیاهی این آدمها برای چه هنوز تیاتر کار میکنند؟
ایمان جعفرزاده و افروز فروزند این را خواندند
ابرشیر و فاطمه والا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب حق بدین به اون بالادستی‌ها که اینقده به بازی بگیرنتون، تیمی که یکدست نیست، برای همدیگه وقت ندارند، موقع حرف زدن داد می‌زنند، به حاشیه می‌پردازند و توقع دارن براشون حاشیه درست نشه، کوچکترین کار رو به بدترین شکل ممکن انجام می‌دن و این براشون عادت شده و.... بعد که یه تصمیم گیرنده میاد سراغشون، ردیف و مودب دست به سینه می ایستند و به نوبت حرف میزنن، تو حرف هم نمی پرن، نکات کلیدی رو مطرح می‌کنند و مجبور به فکر کردن و تصمیم‌گیری و ایضا خرد جمعی میشن و..... خلاصه توقع بیجاییه که وقتی خودمون بهم احترام نمی‌ذاریم بخوایم مسئولین محترم از این بلبشو ماهی نگیرن..... (این بود نتیجه دیدن من از این نمایش...فقط همین)
اتفاقن یکی از انتقادهای این نمایش به خود تیاتری ها هم هست. که گاهی بی مسئولیت هستند و با تأخیر سر تمرین ها میان یا کارهای محول شده بهشون رو درست انجام نمی دن
۲۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من با این نمایش هم گریستم و هم خندیدم...
خیلی متاسفم که روزهای پایانی دیدم این کارو و فرصت دوباره دیدنش برام مهیا نیست. و همینطور دوس داشتم که به همه ی عاشقان تیاتر این نمایش رو پیشنهاد کنم و حاضرم با تک تکشون دوباره به تماشای این اجرا بشینم...
سپاس از همه ی اعضای گروه این نمایش....
دست مریزاد. گفتگو از زخمی که تازه نیست ولی اونقدر دردناک هست که نمیشه ندیدش گرفت. تئاترمون نفس میکشه حتا با زخمهای بازش. تلنگری بود به من تماشاگر که ببینم و بازبفهمم که چه مرارتی پشت این صحنه ها است و شحنه های باصطلاح فرهنگی پشت میزها چه میکنند. انگار که خواب نویسنده را تعبیر میکنند که دور صحنه ی اجرا و پیش روی تماشاگر دیوار میکشند و من تماشاگر نشستم و فقط نظاره میکنم. فقط نظاره میکنم و فقط نظاره میکنم.
بازهم دست مریزاد به گروه که این نمایش هیچ کم نداشت.
پی نوشت: به قول معروفیکه زیاد شنیدیم "تماشاگر فهیم سرمایه ی تئاتر ماست" و اضافه میکنم که تماشاگر نه چندان فهیم و الکی سرخوش آفت تئاتر ماست مخصوصا وقتی که از دردهای تئاتر روی صحنه گفتگوهاست و در این اثنا خنده های الکی خوشانه ی معدودی فضای کوچک سالن را تسخیر میکنه !!! و بدتر اینکه این معدودان پس ... دیدن ادامه » پشت سرت لمیده باشند.
شیرین عالمی و فرخ این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز بخیر
راست ش دوستان گرانقدر در زیر بسیار جامع و مانع ابعاد مختلف نمایش رو شکافتند. من حرف جدیدی ندارم؛ الا اینکه هفته ی آخرِ. حتما ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ذهنم پرُ ، دستم پرُ ،
اما نمی توانم بنویسم .
در زیر درد ِ چون بهمن له شده ام .
ذرّه ای از اصل ، نه مشتی از خروار.
بهمن محتوا دارد ، حرف و پیام دارد .
درشت می نویسد ، ریز نشان می دهد .
من این مستندی از پشت صحنه ی تئاتر را نه بدان سطحی که دیدم ،
بل به عمقی که می خواست دریافتم.
این فرزند تا به دست پدر و مادر جان شسته و دلسوز پرورده نگردد ،نه تنها ارتقایی و ساختاری فرهنگ ساز نخواهد داشت که سقفش می ریزد،
کاربری اش تغییر می کند ، ......... و تا من ِ عاشق به درد نیایم به فنا می رود .
نویسنده و کارگردان گرانقدر بانو افروز فروزند عزیز ممنون .
هنرمندان بازیگر دوست داشتنی سپاس .
توفیقتان بی شمار همه ی عزیزان این اجرا .

درود بر شما بانو حدادی نازنین، چه زیبا و دلنشین می نویسید همیشه... سپاس..
۲۲ دی ۱۳۹۴
دختر عزیزم مهرناز نازنینم ممنونم .
لطف شما ، زیبا و دلنشین است که شوق بوسیدن قلم بر دستان مادر می دود .
و چه جالب است که من در حال دو دختر دوست داشتنی به نام مهرناز دارم .
مهرنازی بهروان و مهرنازی نوروزی . هر دو نَفَسید مرا چون دگر فرزندان تیوالی ام .
امیدوارم ... دیدن ادامه » صدای تیوال در نیاید ! که او جای خود دارد .
۲۲ دی ۱۳۹۴
سپاس فراوان از شما بانوی مهربان و دوست داشتنی..
۲۳ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه صحنه هایی که از زندگیمون حذف شد که جان و معنای زندگی بود
چه سطرهایی که روش خط کشیدن
چه دیالوگ هایی که نگفته موند

حالا ما دو گزینه بیشتر پیش رو نداریم
اینکه نمایشمون رو اجرا نریم
یا اینکه اجرامون رو با این وضعیت هماهنگ کنیم

شاید اگر بخواهی سخت گیر باشی
کار رو باید همین جا متوقف کرد

اما من فکر می کنم بایستی امیدوار بود
و چاره اندیشیدی کرد
که چطور میشه با آنچه از پس حذف و دریغ برامون مونده زندگی کرد

چرا ... دیدن ادامه » که برای اونی که اون بالا روی صندلی راحتش نشسته
شاید که نه حتمن من و اجرای من و خیل امثال من
هیچ اهمیتی نداره

فقط کاش در این شرایط
لا اقل خودمون هوای خودمون رو داشته باشیم
و دلمون گرم به دل همدیگه باشه
کیان عزیز
دلتنگ دیدار و قلمتان هستم. کجایی برادر
۲۲ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهمن یعنی هنوز تیاتر ایران زندست حتی تو زمستون....
خسته نباشید و ممنون
- اسمشو از مهدی عوض کردیم گذاشتیم بهمن...
- بهمن نه! بهزاد
- بهزاد؟!؟!؟!؟
۲۹ دی ۱۳۹۴
اهان بله بله
اصلا ذهنم به این شمت که دیالوگه کار هست نرفت :)
۳۰ دی ۱۳۹۴
:)
۰۳ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند این نمایش تا جمعه ۲۵ دی ماه تمدید و امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
آنا این را خواند
زینب.ج، ناهید حدادی و ایمان جعفرزاده این را دوست دارند
سلام. امکان خرید روزهای پایانی کی بوجود میاد؟
۲۱ دی ۱۳۹۴
کاش بیشتر تمدیدش کنید!
۲۱ دی ۱۳۹۴
کاش تمدید بشه...دوس دارم به خیلی ها این کارو پیشنهاد بدم که ببینن...خودمم باهاشون میرم!!
۲۲ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پس از پایان نمایش پر انرژی و پر استرس این گروه هنرمند آنچه مرا بشدت متاثر کرد و آزرد این بود که چرا تمام تلاش این گروه معطوف به نشان دادن مسایل ممیزی ، فقط در قالب حذف صحنه ها و دیالوگ های سطح پایین و عوامانه یک اجرا با اسم تاتر گردید و هیچ برنامه ریزی بابت نشان دادن مسله کنترل محتوا هنگامی که تاتری با موضوعیت تفاوت در اصول فکری و تحول آفرینی شکل میگیرد صورت نپذیرفت. به عبارتی هم اعتبار تاتر و هم حیطه ممیزی را در پایین ترین سطح توصیف نمود.
بهمن نمایشی جذاب و پرچالش واقعا ارزش دیدن داشت سپاس فراوان به این گروه منسجم و پر انرژی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش تمدید بشه....
پژمان عبدی این را خواند
مریم اسکندری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یعنی این نمایش رو فقط یکبار میشه دید. تحمل این مقدار تنش و هیجان منفی،کار خیلی سختی هست. من شخصا از اول کار با #ثریا همزادپنداری کردم و حرص خوردم،حرص خوردم تا رسیدیم ب دیالوگ "من صدای سفید شدن موهامو دارم میشنوم" . دقیقا توصیف ب جایی بود . صدای خنده های عصبی تماشاگرها رو میشد کاملا حس کرد( خنده تلخ) .
کار خیلی خوبی بود. تلنگری حتی ب من تماشاچی که از سالن، صندلی،قیمت بلیط،گرما،سرما،نور، صدا و... معترض میشم و این رو ب کاستی و ضعف گروه اجرایی نسبت میدم.
تا جایی که یادمه قرار بود این نمایش تا 25 دی باشه من برنامه ریزی کرده بودم هفته اخر برم نمی دونم چرا 1 هفته اجرا کوتاه شد؟
حمیدرضا حاجی بهرامی این را خواند
میثم جان نه تنها مدت آن کم نشده که ، نویسنده و کارگردان بسیار خوبمان خانم فروزند عزیز بیان داشتند که نمایش یک هفته تمدید شد .
۱۷ دی ۱۳۹۴
وظیفه بود فرزند عزیزم .

۱۹ دی ۱۳۹۴
لطف دارید ممنونم
۱۹ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام

یکی از نقاط ضعف سایت تیوال عدم توضیح کافی درباره یه اثر (نمایش تئاتر یا سینما) هست. بیشتر مواقع که در حال دیدن اجراها هستم کمتر به خلاصه ای از داستان یا توضیحی درباره اثر بر می خورم و مجبورم به عکس های اجرا (در صورت وجود) کفایت کنم... لطفا یک توضیح حتی مختصر درباره اجراها قرار بدید که مخاطبان راحتتر تصمیم گیری کنند
با تشکر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید