تیوال نمایش ملکه زیبایی لی‌نین
S2 : 22:45:22
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ بهمن تا ۳۱ فروردین ۱۳۹۳
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰، ۲۰,۰۰۰ و ۱۵,۰۰۰ تومان

: مارتین مک دونا
: حمید احیاء
: همایون غنی زاده
: (به ترتیب حروف الفبا) ویشکا آسایش، سعید چنگیزیان، همایون غنی زاده، مهدی کوشکی
: نورالدین حیدری ماهر

: نورالدین حیدری ماهر
: پویا منشی زاده
: همایون غنی زاده
: ماریا حاجیها
: رضا خضرایی
: یحیی پاکدل
: محمد غنی زاده
: فرشاد پاسدار
: پویا منشی زاده، شایا قاسم پوری
: الهام معین
: سعید غفاری، سمیرا یوسفی، قاسم غضنفری، حمید قامتی
: محرم براتی
: درنا مدنی
: امیر قالیچی، نوید آغاز، شایا قاسم پوری

نمایشی دیگر از همین کارگردان و در همین سالن در ساعت ۱۷:۳۰: در انتظار گودو

 

 

 


- همکف بخش میانی ۲۵.۰۰۰ تومان
- همکف بخش های کناری ۲۰.۰۰۰ تومان
- بالکن ۱۵.۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش ملکه زیبایی لی نین / عکاس: مهسا صفاری پور

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش ملکه‌زیبای لی‌نین سری دوم / عکاس: آوا کیایی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش ملکه‌زیبای لی‌نین سری اول / عکاس: آوا کیایی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش ملکه‌ی زیبای لی‌نین / آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش ملکه زیبای لی‌نین سری دوم / عکاس: آوا کیایی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش ملکه زیبای لی‌نین سری اول / عکاس: آوا کیایی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خیلی ناگهانی موفق شدم اجرای آخر این کار رو ببینم . ضمن خسته نباشید به آقای غنی زاده که با این دوتا کارخاطره ی خوبی از خودشون به جا گذاشتن .
ملکه زیبایی خوب بود . اما فقط خوب . کار تمیزی بود و چیزی توی ذوق نمیزد جز اینکه نمی دونم چرا همه مرتب جیغ می کشیدند و فریاد می زدن ؟ خیلی جاها اصلا نیازنبود . بازی خانم آسایش مطمئنا خوب بود ولی شخصا ایشون رو برای این نقش مناسب نمی دیدم .
موافقم.بازی خانم اسایش رو نپسندیدم به علت صدا و لحن ایشون که برای نمایش مناسب نیست.بازی اقای غنی زاده بسیار خوب بود.
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
چه جالب منم کاملا موافقم که اصلن چرا هی فریاد می زدن یا با دنباله های آستین به در و دیوار می کوبیدن که صدا تولید کنن. یا چرا مدام در حال مسواک زدن بود و دستش تو دهنش بود؟؟؟؟ من عاشق این نمایشنامه هستم ولی اصلن این نمایش رو دوست نداشتم :(
۳۱ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارای غنی زاده رو با اطمینان میشه رفت و دید و لذت برد کلا این اسم منو امیدوار می کنه، انتخاب بازیگر زیرکانه بود، اولین اجرای ویشکا آسایش هنرمندانه و دوست داشتنی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این همه خلاقیت یه جا ؟
استااد غنی زاده، حرف نداری. خودت، بازیت، شخصیتت، کارگردانیت، انتخاب بازیگرات و خلاصه هر چیزیکه مربوط به تو باشه
بینظیره همایون
۱۱ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من 5 تا بلیط دارم. نمی تونم برم، برای فردا،
اگر کسی خواست بگه
سلام
چه شماره صندلی هایی؟ اگه با تخفیف بدی من میخوام
۲۸ فروردین ۱۳۹۳
ردیف چندم؟
۲۸ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی کار خوبی بود، واقعا لذت بردم :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی علاقه مندان می رسد دوشنبه یکم اردیبهشت ماه واپسین اجرای این نمایش به روی صحنه می رود.
نیلگون این را خواند
آخرینو اصلاح کن همیاری عزیز :)
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
ویرایش شد
سپاس از آگاهی رسانی شما
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
واپسین ;)
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منم دلم میخواست ببینم ولی ساعتش دیر وقته :(
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عزیزان یه سوال داشتم
موسیقی اخر نمایش میدونید اسم خواننده و نام ترانه اش چیه؟
وحید hoo و نیلوفر رحیمی این را خواندند
منصور این را دوست دارد
(Waldeck(addiCted
(Tom Mcrae(you cut her hair
۰۸ فروردین ۱۳۹۳
Back to black این آهنگ هم هست،میتونید از سایت mp3.li دانلود کنید.
۰۸ فروردین ۱۳۹۳
واقعا ممنون جناب منصور سال خوبی داشته باشید.
۰۹ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر دوستان ، سخن من در رابطه با ساختار و فرم نمایش و سبک آن نیست بلکه در ارتباط با داستان آن است و چگونگی به نمایش در آمدن آن است ، که بسیار آزار دهنده و شنیع است چراکه زیباترین و پاکترین روابط و احساسات انسانی را تخریب می کند ، در مورد هنرمندی بازیگران بحثی نیست جای دارد برای بازی زیبایشان از آنها تقدیر شود و اما بازی به چه قیمتی .... نمایشی که در پس هر لحظه آن درد می کشیدم ، نشان دادن برخی صحنه ها آن هم به بدترین و آزار دهنده ترین شکل ممکن چون تازیانه ای برای روح من می ماند . آری مادر بزرگ من ، او که چون فرشته ای بی بال و هاله بود مدتی را چنین ناتوان گذرانده بود و جالب است که او هم زندگی خود را در کنار یکی از دخترانش با همان ناتوانی ها سپری کرده بود ، ولی زندگی او و فرزندش سر ریز از مهر بود و ایثار که حالا اینچنین زشت و تنفر بر انگیز به نمایش در آمده ... دیدن ادامه » بود ، به راستی چنین مهری محق نابودیست؟ نسخه ما به ویژه هنرمندان برای آیندگان چیست؟ در اینکه زندگی درد است و زاده شدن تجربه درد تردیدی نیست ولی چرا بر درد و زشتی آن بیافزاییم؟ و بدتر از آن اینکه چاشنی این لحظات تلخ و درد آور خنده های مخاطبین باشد؟ آیا آنها خود را جاودان می پندارند؟ مگر آینده ما جز ناتوانی و کهنسالیست؟ اندیشه من این است که چنین جلوه ای از مادر و پدر آنهم برای نسلی که به طور خود کار از خانواده و آینده خود می گریزند به راستی ویران کننده است. ممکن است در نظر برخی از مخاطبین این نمایش به گونه ای انتقادی باشد برای جامعه و اما همزاد پنداری مخاطبان فرزند چه می شود؟
وحید hoo، بهرنگ و نیلوفر رحیمی این را خواندند
احمد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من روز 25 اسفند به اتفاق دو نفر از دوستانم باخوشحالی فراوان به سالن رفتیم ولی بر خلاف تمام نمایشهایی که رفتم، مجبور شدیم بعد از حدوداً یک ساعت و ده دقیقه از سالن بیایم بیرون. احساس کردم این بدترین و بی سر و ته ترین نمایشی بود که می شد ساخت. علیرغم زحماتی که همه دوستان هنرمند کشیدند و تمرینهایی که داشتند، من واقعاً از این نمایش نا امید شدم. دو همراه دیگر من هم وضعیتی بهتر از من نداشتند. همه اش از خودمون می پرسیدیم که چرا مردم اینقدر برای لحظه ادرار کردن پیرزن و برخی کلمات که در زندگی روزمره ما قرقره می شوند قهقه می زنند؟ واقعا کل نمایش یک داستان یک خطی هم نبود که به زحمت و با اتلاف وقت و طولانی کردن دیالوگها فقط کش پیدا می کرد. نمی دونم واقعا من منظور نویسنده و کارگردان رو نفهمیدم و یا سلیقه مردم اینقدر تغییر کرده؟
در یک کلام، بر خلاف گفتگوی صوتی که ... دیدن ادامه » ضمیمه صفحه این نمایش در تیوال می باشد و مصاحبه کننده به نحو محسوسی حضور خانم ویشکا آسایش دوست داشتنی را متفاوت از سایر بازیگران تلویزیون و سینما در این نمایش و به طور کلی "تئاتر" ارزیابی کرده، معتقدم که به هیچ وجه نقدهای سایر دوستان در این صفحه که در تمجید از اثر عنوان شده اند، با نتیجه کار همخوانی نداشته و بیشتر به تعارف و شوخی می ماند.
جانا سخن از زبان ما می گویی !
۰۳ فروردین ۱۳۹۳
حیف وقتی که برای این نمایش گذاشتم :(
۰۷ فروردین ۱۳۹۳
دوستان عزیز من هم در دقایق اول نمایش نگران شدم ولی در ادامه و پایان به نتایج خوبی رسیدیم . به هر حال این هم یکی از ابعاد زندگی بود که کمتر بهش توجه می شد . مادر بزرگ های همه جای دنیا دوست داشتنی هستند اما داستان راجع به دو نوع عشق صحبت می کرد که در طول و عرض ... دیدن ادامه » جا عوض میکردند و دختر بیچاره تمام عمر خود نمیتونست بین این عشق ها هارمونی برقرار کنه و ... . درامی که ابعادی از روانشناسی رو هم در کالبدش داشت و خوب برای هر کسی پذیرش و باور پذیریش راحت نبود. ولی من لذت بردم.
۱۵ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نوشته ی بی پرده
پرده اول: سرباز زخمی شهر
نمی دانستم از کدامین یک از تریبون های بی شمار این کشور بایستی استفاده کنم که حقوق بشر در آن بیداد می کند و قرار است داد مردم از این همه باران حقوقی و حقیقی در آید و دسته جمعی بخوانند ما را این همه حقوق بشر محال ست ، محال ست و این "صدای بی صدای" خود را که گمان نکنم "مثل یک کوه بلند باشد" به گوش مسئولین برسانم که در این ایام عید در کنار لبخندهای زورکی که به این و آن می زنید و تعاریفات تو خالی که از یکدیگر می کنید و مشخص نیست و برای خیلی ها سوال است که چرا تئاتر شهر تعطیل است؟! شما را به خدا این پرده اش را به خشکشویی ببرید و بشویید که چنان چرک و چروکیده است که گویی از سال 1351 شسته نشده است. این مکان زنده است ، با تمام نا "مردمی ها" و نا "امیدی ها" و نا "تدبیری ها" همچنان جان دارد ، می تپد ، شما را به هر آنچه که مومنید زشت ... دیدن ادامه » است ، قباحت دارد ، پرده اش این چنین کثیف باشد. حال جوارحش بماند که زخمی هستند ، گلوله ها امانش را گرفته اند همانند سربازی در آغوش و بازوان عشاقش که آخرین نفس هایش را می کشد. به فکر این سرباز باشید وگرنه ما عشاقش که خسره الدنیا و الاخره هستیم.

http://www.mehrnews.com/detail/News/2235907

پرده دوم:خطی خطی کوتاه و بی سر و تهی برای ملکه و گودو
در زبان انگلیسی اصطلاحی هست که وقتی کسی دلتنگ شهر یا خانه اش شده و یا می خواهد بدان ابراز علاقه کند ، می گوید: home sweet home”" در این نمایش و با ذهن بیمارگونه ی مک دونا اما این اصطلاح به طور کامل واژگون شده و دیگر خانه ، کاشانه نیست و یا اگر هم هست دیگر شیرین نیست بلکه تلخ ست و نه همچون تلخی شراب و یا قهوه که پس از نوشیدن آبی باشد بر آتش خاطرات دل آزار و یا خستگی تن آزار بلکه جنس اصل و تازه خارج شده ی زهر مار و یا به قول خودشان shithole و یا hellhole. دیگر خبری از عشق به مادر و فرزند نیست. سایه ی کلاسیک مادرانگی کجاست؟ گم شده ، جا مانده ، نابود شده لابد. کلاسیک بود دیگر . الان مدرنش آمده. مادری که عشق را نمی فهمد. اصلا او چیزی نمی فهمد . فقط مثل سگ واغ واغ می کند. نق می زند ، دستور می دهد. چای می خواهد. بیسکوییت برای او به مثابه ی پستانک ست پنداری. با خواسته های شکمی و زیر شکمی اش زنده ست. خواسته های دیگران پوچ ست ، حرام ست انگار. بی جهت نیست که دخترش سر از دارالمجانین در آورده. وسواسی بوده و هست اما شغلش شستن دستشویی بوده . مادری در خانه هست اما نبودش بهترست. جهنم کرده دنیای دخترش را. باید کشت این مادر را . باید عاصی شد ، طغیان کرد ، شور شورش را در آورد. چاره ای دیگر مانده مگر؟
....
به نظر می رسد رابطه ی درون مایه ای بین این نمایش با نمایش «در انتظار گودو» وجود دارد از این قرار که ویلادمیر و استراگون در این توهم به سر می برند که بالاخره گودو می آید و آن ها را از این وضع نجات خواهد داد و با چنین توهمی تسکین پیدا می کنند ولی گودو نمی آید.در این نمایش مورین نمی تواند منتظر باشد و تسکین پیدا کند زیرا که رویاها و توهم های او به وسیله ی فرد دیگری یعنی مادرش نابود می شود. و در آخر لاجرم دست به قتل قاتل رویاهایش می زند. با آمدن آن پسر بچه در «در انتظار گودو» بارقه ی امیدی در دل هر دو جان می گیرد اما دیر نمی گذرد که این امید از بین می رود. این شیفت از امید به ناامیدی و دوباره امید را بارها و بارها در «ملکه ..» هم داریم مثلا هنگامی که ری می خواهد نامه را به دست مورین برساند ، منتظر می ماند اما او نمی آید و در نهایت مجبور می شود ، روی میز بگذارد و برود. در واقع در هر دو نمایش امیدها شکل می گیرند که از بین روند ، همانند تاریخ ، انقلاب ، زندگی ، کشور ، بازسازی تئاتر شهر ، مولوی ، بازگشت بیضایی ، فراخوانی "حذف شدگان" ، ردیف های بودجه ، بیمه ی هنرمندان سرطانی و ....


و اینکه چرا در دوران تعطیلات نوروزی تیاتر شهر باید تعطیل باشد! یعنی درست زمانی که فرصت مناسبیست برای خیلی از عزیزانی که در روز های عادی سال زمان مناسبی برای دیدن تیاتر ندارند در این دوره تعطیلات فرصت بیشتری در اختیار دارند اما متاسفانه کل داستان تعطیل ... دیدن ادامه » است!
۲۸ اسفند ۱۳۹۲
آقای ضیایی آقای صادقی نیز همین نکته را در مراسمی با حضور مدیران گوشزد کرد اما کجاست گوش شنوا؟

جناب مجد ، والا ما هم اندر خم و پیچ این سوال وامانده ایم به خاک مادر بزرگمان قسم!
۲۹ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی علاقه مندان این نمایش می رساند امکان خرید بلیت این نمایش برای هفته نخست پس از تعطیلات نوروز روی تیوال جای گرفت
مجتبی احمدنژاد این را خواند
غزاله کهن دل و محمّـدمهـدی ندّاف این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار خوبی بود.نمایشی که در ذهنم حک شد.تمام بازیگر ها عالی بودن.نور، طراحی صحنه فوق العاده بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منکه بعنوان یک بیننده عام تاتر از نمایشنامه و بازیها خیلی خوشم اومد،پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود. از دوستان عزیز کسی نام ترانه ها و خواننده های آن که در تاتر استفاده شده رو داره ؟ البته بجز آهنگ آرون که در کالیگولا هم استفاده شده بود .
manimoon و هیوا مجد این را خواندند
Tom Mcrea - you cut her hair /
Bohrea & der club of gore - dead End Angels /
Amy winehouse - Back to black
Emcee Fare - Addicted
۲۷ اسفند ۱۳۹۲
ممکنه من اشتباه کنم شاهین عزیز بنده اولین باد از mcfare شنیدم این کار رو برای همین تو ذهنم مونده بود.
۲۸ اسفند ۱۳۹۲
من هیچ کدوم از این دو آرتیست رو نمی شناختم. دوستی گفت Waldeck هنرمند این کار بوده من هم دانلود کردم دیدم همون آهنگه. احتمال زیاد هر دو هنرمند این کار رو اجرا کردند و حرف شما هم درسته.
۲۸ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به امید یزدان یکشنبه ۲۵ اسفند برای تماشای این کار خواهم رفت.
هیوا مجد این را خواند
آرش فتحی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا اجرای جمعه از خریدا حذف شد؟:O
کیمیا توکل نیا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی علاقه مندان این نمایش می رسد امکان خرید دو روز پایانی اجراهای این نمایش در سال 92 با 20% تخفیف به عنوان هدیه نوروزی گروه نمایشی همینک روی تیوال جای گرفته است.
یادآور می شود اجرای این نمایش در سال 93 پس از تعطیلات نوروزی ادامه خواهد یافت.
محمدرضا دانش و شهره ریاضی این را دوست دارند
"در انتظار گودو" هم در سال 93 ادامه داره؟
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
با آرزوی بهبودی برای آقای شایسته فر گرامی
۲۲ اسفند ۱۳۹۲
ممنونم ساسان جان، دبگه دارم خوب میشم کم کم
:)
۲۲ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میخواستم بدونم که این کار براى بعد از عید تمدید میشه یا نه ؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اون وقتها که ما بچه بودیم، مثل الان نمیشد هر فیلمی رو که دلت میخواد از کنار خیابون با 2000 تومن بخری و تازه زیر نویس فارسی هم داشته باشه. گیر آوردن فیلمها خودش فیلمی بود! بعضی فیلمها رو تلویزیون پخش میکرد. مثلا یک شاهکار سینمای هالیوود رو پخش میکرد و ما همیشه تعجب میکردیم که آخه این فیلم چرا انقدر بی سر و ته بود؟ از چی اش تعریف می کنن پس؟ اگه اقبال باهامون یار میشد و میتونستیم نسخه ی بدون سانسور همون فیلمو ببینیم، تازه میفهمیدیم که ای دل غافل! اون دختره که با قهرمان فیلم بود خواهرش نبوده که! دوست دخترش بوده! سرنخ حل مهمترین معماهای داستان هم حرفهایی بوده که اون دو نفر تو لحظاتی که غیر قابل پخش از تلویزیون ایران بوده گفته بودند. و تازه معلوم میشد داستان فیلم چی بوده و چرا شاهکار بوده.
وقتی "ملکه زیبایی لینین" رو دیدم، بیشتر از اینکه از متن لذت ببرم از ... دیدن ادامه » خلاقیت بی مرز آقای همایون غنی زاده لذت بردم که چنین نمایشنامه ای رو تو همون کشوری که تلویزیونش فیلمها رو اونظوری پخش میکنه که گفتم ، به بهترین و رساترین شکل اجرا میکنه بدون اینکه خللی در محتوا ایجاد باشه یا غیر قابل فهم برای تماشاگر باشه. فقط میتونم بگم دست مریزاد !
دقیقا،تازه فیلماى غیر انگلیسی زبان هم بصورت یه معما بودن
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
ای کاش قیمت ترافیک اینترنت هم ملاک قرار میدادید!!!
در ضمن،مشکلات فرهنگی و هنری شهرستان ها از این چیزی که شما عرض کردید ،فراتر است.
اگر نبود،این همه هنرمند شهرستانی در تهران سکونت نداشتند!
۱۱ فروردین ۱۳۹۳
بانو توکل نیا صرفا از جهت اینترنت میگم: ترافیک اینترنت مخابرات نامحدوده. درسته که برای وب گردی یه مقدار کنده ولی به دلیل نامحدود بودن حجم دانلودش، برای دانلود کردن ایده آله.
۱۱ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید