تیوال نمایش ملکه زیبایی لی‌نین
S3 : 21:59:53
امکان خرید پایان یافته
  ۱۸ بهمن تا ۳۱ فروردین ۱۳۹۳
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰، ۲۰,۰۰۰ و ۱۵,۰۰۰ تومان

: مارتین مک دونا
: حمید احیاء
: همایون غنی زاده
: (به ترتیب حروف الفبا) ویشکا آسایش، سعید چنگیزیان، همایون غنی زاده، مهدی کوشکی
: نورالدین حیدری ماهر

: نورالدین حیدری ماهر
: پویا منشی زاده
: همایون غنی زاده
: ماریا حاجیها
: رضا خضرایی
: یحیی پاکدل
: محمد غنی زاده
: فرشاد پاسدار
: پویا منشی زاده، شایا قاسم پوری
: الهام معین
: سعید غفاری، سمیرا یوسفی، قاسم غضنفری، حمید قامتی
: محرم براتی
: درنا مدنی
: امیر قالیچی، نوید آغاز، شایا قاسم پوری

نمایشی دیگر از همین کارگردان و در همین سالن در ساعت ۱۷:۳۰: در انتظار گودو

 

 

 


- همکف بخش میانی ۲۵.۰۰۰ تومان
- همکف بخش های کناری ۲۰.۰۰۰ تومان
- بالکن ۱۵.۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش ملکه زیبایی لی نین / عکاس: مهسا صفاری پور

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش ملکه‌زیبای لی‌نین سری دوم / عکاس: آوا کیایی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش ملکه‌زیبای لی‌نین سری اول / عکاس: آوا کیایی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش ملکه‌ی زیبای لی‌نین / آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش ملکه زیبای لی‌نین سری دوم / عکاس: آوا کیایی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نمایش ملکه زیبای لی‌نین سری اول / عکاس: آوا کیایی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مک دونا نمایشنامه نویسی معاصر و با هوشمندی خاصی است . باتوجه به کامل بودن متن های مک دونا و به روز بودن تغییر در فضای متن فعلا با توجه به ظرافت و نکته سنجی متن عبث و بیهوده می نماید. کار غنی زاده فرصتی بود که از دست رفت. قضیه فهمیدن سیگار کشیدن مادر رو به یاد بیارید. چه لحظه و اوجی که از بین رفت با بی دقتی. تمام...
رومینا خلج هدایتی، امین اصلانی، طهورا شکوری و masoud akbari این را خواندند
نگین این را دوست دارد
ما چقدر تو این مملکت صاحب نظر داریم در هنر
:))))
۱۲ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین نمایش هایی بود که تا حالا دیدم
به قول دوستان خلاقیت
این ایده های کارگردانی
بازی عالیه خانم آسایش
اون ایده گهواره
...
و...همه ویژگی هایی که دوستان بیان نمودند
اما من فقط یه انتقاد کوچیک دارم فکر میکنم زمان نمایش زیاد بود میشد بعضی صحنه هارو کمتر کش داد گاهی حوصله سر بر بود
اما در کل خیلی خوب بود
.....
خوشحالم اجرا آخر تو سالن بودم و موفق شدم این اثر بیبینم و صحبت های اقای غنی زاده هم بشنوم
اقای غنی زاده ممنونم از احترامت به تماشاچی ... امیدوارم همیشه سلامت و موفق باشید.
مگه تا سی وىکم نیست ،؟
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
خانم علیرضایی نکته جالبی فرمودید به این شکل نگاه نکرده بودم موافقم.
۳۰ فروردین ۱۳۹۳
عالی بود
۱۱ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" ملکه زیبای لی نین" و ندیدی ؟؟؟ وااااااااای بی نظیره ... بازیا ، طراحی صحنه ، موسیقی ، فرم....
و من با این اوصاف این نمایش و دیدم .
صدای خانوم آسایش و آقای غنی زاده که اصلا شنیده نمی شد در عوض صدای تیک تاک ساعت تو ذهنم می پیچید . گنگی صدای بازیگرا همراه با دیدن انگشت خوردن تهوع آور مهدی کوشکی ... گریم اغراق شده که یاد فیلمای تیم برتون می انداخت آدمو ... صدای بیش از اندازه موسیقی و افکتها . گریم ، بازیها ، میزانسن ... چه هدفی جز دیوانه کردن مخاطب داشتند ؟؟؟ اگه هدف کارگردان این بوده کاملا موفق شده ولی چه ارتباطی به متن داشت این نحوه اجرا ؟؟؟؟؟؟ متاسفاته خلاقیت و نوآوری اولویت اول اکثر هنرمندای این کشور شده ، هر چی نا مفهوم تر و در ظاهر پیچیده تر مخاطب بیشتر و در جامعه هنری سر شناس تر ! و البته گذر از خطوط قرمز (مخصوصا مسایل جنسی ! ) تضمین ابدی وجودی این هنرمندان ... دیدن ادامه » عزیز است .
من متنو خونده بودم و برام سوال بود که قسمت های سکسی متن رو چیکار میخواد بکنه. به نظرم استفاده از عینک ایده ی جالبی اومد. البته موافقم که اصلا به متن وفادار نبود و کلا یه تراژدی رو به یه کمدی خیلی بد تبدیل کرده بود.
۲۸ فروردین ۱۳۹۳
شما %100 مختاری تایماز جان
همونطور که ما
:)
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
دقیقاً نیلوفر جان... :)
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر از اون به اصطلاح صندلی گهواره ای خوب استفاده شده بود.
بازی ویشکا آسایش هم خیلی خوب بود.
پیشنهاد می کنم ببینید.
بعد یه روز پر مشغله و خسته کننده چون بلیط رو رزرو کرده بودم و 25تومن هم واسم کلی پوله مجبور شدم برم تماشا و این موضوع باعث شد دقایق اولیه کسل کننده باشه واسم ولی با وروود پاتو به داستان منم از خواب بلند شدم و بنظرم نمایشنامه به جز بعضی قسمتایی که ری وارد داستان میشد ضرب آهنگ خوبی داشت و دچار افت نمیشد.
نمایشنامه خیلی خوب تموم شد و موسیقی هم محشر بود
مثل مرد بالشی با جنس نوشتن مک دونا ارتباط خوبی برقرار میکنم و باعث میشه از جنون لذت ببرم!!

در مجموع راضی بودم و توصیه میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیوانگی فانتزی یا فانتزی دیوانگی
نگاهی به نمایشِ ملکه‌ی زیبای لی‌نین
کارگردان: همایون غنی زاده

امتیاز: ۲ از ۵


همایونِ غنی‌زاه آدمِ خلاقی است؛ این نکته را همان زمانی که کالیگولا را بر روی صحنه برد فهمیدم. اثری غریب، که در عینِ کامویی بودن، با آن ویژگی‌های بصری ناب‌اش، توانسته بود از نمایش‌نامه بگذرد و تصویری جدید را ارائه دهد. اکنون،‌ و در طیِ این دو ماهی که او دو نمایش بر روی سن دارد، یکی در انتظار گودو و دیگری همین ملکه‌ی زیبای لی‌نین، هیچ‌گاه جرات نکردم اولی را ببینم، چه آن که در انتظارِ گودو چنان عظمتی برایم دارد که هیچ دوست ندارم در لحظه‌ای از عمرم، مواجهه‌ای نازیبا با آن داشته باشم. با این حال برای دیدنِ دومی لحظه‌شماری می‌کردم. به خصوص به این علت که نویسنده‌ی متن، مارتین مک‌دونا بود و او چنان مردِ دوست‌داشتنی‌ای است که حسرتِ رفاقت با او را احتمالن به گور خواهم برد.

مورین (ویشکا آسایش) پیر دختری وسواسی است که با مادرش یعنی مگ (همایونِ غنی‌زاده) زندگی می‌کند. مگ رسمن دخترش را به استثمار کشیده است و او را حتی از جستنِ مردی نیز برحذر می‌دارد. در این میان مورین به واسطه‌ی دعوتِ ری(سعید چنگیزیان) با برادرِ و یعنی پاتو (مهدی کوشکی) آشنا می‌شود و این سرآغازِ دردسرهای اوست

ملکه‌ی زیبای لی‌نین را بایستی در دوگانه‌ی مک‌دونا/غنی‌زاده فهم کرد. از یک سو بایست فضای حاکم بر فکرِ مک‌دونا را شناخت و از سوی دیگر، نحوه‌ی اجرای فرمایستی (یا حتی فرم‌زده‌ی) غنی‌زاده را موردِ تعمق قرار داد. مک‌دونا بیش از هر چیز با فیلم‌های قابلِ ستایشِ «در بروژ» و «گارد» شناخته می‌شود. فیلمِ اخیرش، یعنی «هفت دیوانه» هم طرفدارانِ خاص خودش را دارد و مخاطبانِ ایرانی سالِ گذشته اجرای محمد یعقوبی و آیدا کیخایی از «مردِ بالشی» را هم دیده‌ بودند. نمایش‌نامه‌ی «ملکه‌ی زیبای لی‌نین» که در سالِ ۱۹۹۶ نگاشته شد اولین نمایش‌نامه‌ی حرفه‌ای مک‌دونا و اولین قسمت از سه‌گانه‌ای به نامِ «لی‌نین» است (جمجمه‌ی کانمارا ۱۹۹۷ و غربِ ملول ۱۹۹۷). آشکار است که اولین تجربه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی مک‌دونا (هر چند بیش‌ترین حجمِ جایزه را در میانِ آثارِ مک‌دونا به خود اختصاص داده است) به هیچ وجه آن فضاسازی‌ها و جزئی‌نگری‌های کارهای بعدی او را ندارد (با توجه به این نکته که من هنوز فرصت نکرده‌ام نمایش‌نامه را بخوانم و هر آن‌چه که می گویم از دریافت‌هایم در اجرای غنی‌زاده نشات می‌گیرد اما آن‌چیزی که تا به کنون تورق کرده‌ام نشان می‌دهد نمایش‌نامه‌ی مک‌دونا کاملن ناتورالیستی است). اما این فضاسازی‌های خاصی که من از آن‌ها سخن می‌گویم دقیقن چه چیزی هستند؟ جواب به این سوال، در واقع، تفسیر و تبیینِ دوگانه‌ی مک‌دونا/غنی‌زاده خواهد بود.

واضح است که مک‌دونا علاقه‌ی ویژه‌ای به «دیوانگی‌» دارد. نمونه‌ی آشکارش «هفت دیوانه» و «مردِ بالشی» است که مستقیمن به داستانِ دیوانگان می‌پردازد و در گیراگیرِ حرف‌های دلِ دیوانگان، آن نوعِ ابزوردِ خاصِ خودِ مک‌دونا را پیاده می‌کند. با این حال حتی در کارهای نسبتن رئال‌تر او، یعنی «در بروژ» و «گارد» هم نوعِ خاصی از دیوانگی در جریان است که به هیچ‌وجه نمی‌توان از آن چشم پوشید. بدین معنا، می‌توان به راحتی محورِ فکرِ مک‌دونا را «جنون»، «زیبایی‌های جنون» و «پلشتی‌های جنون» تعبیر کرد. با این حال،‌ آن‌چیزی که مک‌دونا را از دیگر دیوانه‌نویسان (حتی کسانی مثلِ تارانتینو) مجزا می‌کند، فضاسازی‌های او در آثارش است. در آثارِ مک‌دونا نوعِ خاصی از رئالیسم در جریان است که در تمامِ بافت‌های اثر ملحوظ است و این رئالیسم نه چیزی جدا از دیوانگی، بلکه عینِ خودِ جنون است. در حقیقت، جهانِ رئالِ خارجی برای مک‌دونا جهانِ دیوانگی است. به تبع از فوکو، آیا «جهانِ واقعی» آن‌جهانی است که عاقلان می‌گویند و دیوانگان را به خاطرِ تخطی از آن مسخره می‌کنند یا جهانی است که عاقلان به خاطرِ سرپیچی از آن توسطِ دیوانگان تحقیر می‌شوند؟ در نگاهِ مک‌دونا، جهانِ دوم نزدِ قهرمانان وی حقیقتِ ناب است. این همان جهانی است که مردی از جنسِ بالشت در آن ظهور می‌کند، مجانین فیلم‌نامه می‌نویسند، افسرده‌ها حافظِ جانِ مردم هستند و آدم‌کش‌ها از دنیا بریده‌اند. این «جهانِ رئالِ دیوانه‌ها» در دلِ خودش از دو جهت فانتزی را می‌آفریند:‌ جهتِ اول، مواجهه‌ی آدم‌های به اصطلاح عاقلی است که این نمایش‌ها یا فیلم‌ها را به تماشا می‌نشینند و دنیایِ رئالِ دیوانه‌ها را چون تخیلی فانتزی در نظر می‌گیرند. در این حالت، آدم‌عاقل‌ها، فضایی را می‌بینند که شاید در دنیای مجانین معمول به نظر برسد اما از آن رو که چنین مناسباتی به هیچ وجه در دنیای عاقل‌ها وجود ندارد (و اگر هم وجود داشته باشد به سرعت طرد می‌شود)، تصادمِ آگاهی عاقل‌ها با جهانِ مجانین نتیجه‌ای جز تولیدِ یک جهانِ بینابین به نامِ «فانتزی» را نخواهد داشت (شما وقتی نارنیا یا هری‌پاتر یا اربابِ حلقه‌ها می‌بینید در هیچ‌جای اثر، اثری از تاکید بر «غیرِ واقعی» نبودنِ جهان‌های آن آثار یافت نمی‌شود و این دقیقن همان ویژگی‌ای است که این آثار را در مواجهه با آگاهی مخاطبانش که در جهانِ واقعی خارجی زیست می‌کنند تبدیل به فانتزی می‌کند). جهت دوم، مناسباتِ داخلِ آثارِ مک‌دونا است. به طورِ مثال، هر چند که در «در بروژ»، دو شخصیتِ اصلی فیلم جهانِ دیوانگی رئالِ خویش را برمی‌افکنند و آن را به مثابه‌ی حقیقتی عینی تعریف می‌نمایند، اما تقاطعِ داستانِ آن‌ها با دورفِ داستان که دیوانگی خاصِ خودش، و مجزا از دیوانگی آن دو، ‫ را داراست باعث تولیدِ فضای بینابینی به نامِ فانتزی می‌شود. این بار فانتزی در دلِ خودِ مناسباتِ اثرِ هنری شکل می‌گیرد؛ گویی جهان‌های مختلفی در داخلِ خودِ فیلم یا نمایش‌نامه حضور دارند. به زعمِ من، تاخرِ فانتزی بر رئالیسم یکی از بنیادی‌ترین ویژگی‌های فرمال (و همچنین تماتیک) آثارِ مک دونا و یکی از اساسی‌ترین دلایلِ محبوب‌بودنِ اوست (توضیحِ این که چطور یک ویژگی هم می‌تواند فرمال باشد و هم تماتیک نیز به نظر می‌آید که واضح باشد و نیازی به مطول کردنِ متن نباشد).

حال ... دیدن ادامه » بایستی دید که آیا غنی‌زاده در مراوده با نمایش‌نامه‌ی «ملکه‌ی زیبای لی‌نین» چه کرده است. به گمانم غنی‌زاده تحلیلِ درستی از جانِ کلامِ دیوانگی در مک‌دونا نداشته است و با تقدمِ فانتزی بر رئالیسمِ دیوانگی، اثر را از بنیان ساقط کرده است. غنی‌زاده در همان آغازِ نمایش لباسِ دیوانگان را بر تنِ بازیگرانش می‌پوشاند (و من باز هم تذکر می‌دهم که هنوز فرصت نکرده‌ام نمایش‌نامه را بخوانم) تا ارتباطِ آن‌ها را از دنیای خارجی منقطع سازد. به این معنا که تماشاچی از همان ابتدا، و حتی اگر نداند که این اثر، نمایش‌نامه‌ای از مک‌دوناست، فانتزی بودنِ فضا را درک می‌کند. قدمِ دوم در نابود‌کردنِ رئالیسمِ دیوانگی، طراحی صحنه و نحوه‌ی گریمِ بازیگران است. ما هیچ ویژگی‌ای که حاکی از جهانِ خارجی‌ای که در آن زیست می‌کنیم بر روی صحنه نمی‌بینیم(مثلن در متنِ نمایش‌نامه عکسِ جان اف کندی بر روی دیوار نصب شده است که نشان از علاقه‌ی سیاسی خاصِ مولین است)، صورتِ بازیگران عجیب و غریب است (مانندِ شیری که در نارنیا حرف می‌زند) و خانه‌ای را می‌بنییم که در آن شلنگِ کف وجود دارد و یک نوع گاری همه نوع کاری را انجام می‌دهد (چشمِ سائورون در اربابِ حلقه‌ها). آن‌ هنگامی که فانتزی بر رئالیسم دیوانگی تقدم پیدا می‌کند، دیوانگی به حاشیه رانده می‌شود و مخاطب با این توجیه که «این یک جهانِ دیگر است و این‌ شخصیت‌ها هم بر اساسِ قواعدِ آن جهان - که در این اثر دیوانگی است - رفتار می‌کنند» نمایش را به نظاره می‌نشیند. در حالی که چنین برداشتی تفاوتِ عظیمی با نگاهِ واقع‌گرایانه‌ی مک‌دونا دارد: «این جهان همان جهانِ خودمان است که حقیقت در آن دیوانگی‌ است و نه آن‌چه که ما می‌پنداریم». ‫مسئله‌ای که آثارِ مک‌دونا را جذاب می‌کند «حقیقت بودنِ دیوانگی» است و نه «فانتزی بودنِ جنون»‫ . این دقیقن همان نکته‌ای است که تاثیرگذاری «ملکه ی زیبای لی‌نین» به کارگردانی غنی‌زاده را به طورِ کامل در خودش محو می‌کند. مخاطب برای این که بتواند اندکی با شخصیت‌های این نمایش هم‌ذات پنداری کند باید درونِ ذهنِ خود آن‌ها را از قله‌ی دور از دست‌رس و صلبِ جهانِ فانتزیِ مخلوقِ غنی‌زاده به جهانِ رئالِ روزمره‌ی خودمان بکشد و با باز کردنِ پایِ آن‌ها به یک زندگی نسبتن عادی در دنیای خودمان (مثلن فرضِ یک رابطه‌ی عادی مادر و فرزندی) ‫ اندکی آن‌ها را حقیقی کند. چنین است که نمایشِ غنی‌زاده با تقدمِ فانتزی دیوانگی بر دیوانگی فانتزی در فاصله‌ای چند قدمی با مخاطب باقی می‌ماند و در بهترین حالت فقط او را به خنده وادار می‌کند.

اگر تمامِ آن‌چه که تا به کنون نوشته‌ام را فاکتور بگیریم و نامِ مک‌دونا را از نمایش‌ حذف کنیم باید نگاهِ نابِ فرمالِ غنی‌زاده را تحسین کرد. این دقیقن همان کاری بود که من در میانه‌ی نمایش انجام دادم و با حذفِ مک‌دونا از ذهنم سعی نمودم تا از فضاسازی‌های غنی‌زاده و تکه‌پراکنی‌های بازیگرها لذت ببرم. برای اولین بار در یک نمایش‌، حسِ طراوت نه تنها از طریقِ اجرا بلکه به مثابه‌ی فیلم‌های «دنیای قشنگِ نو»‌ (هاکسلی) از طریقِ لامسه هم به من منتقل شد. ایده‌ی استفاده‌ی بیش از اندازه از آب (با آن آرکی‌تایپِ پاکی‌اش) که در تقابل با شرِ ذاتی انسان‌های درونِ نمایش‌نامه قرار می‌گرفت، فوق‌العاده جذاب می‌نمود. هر چند بازی ویشکا آسایش(و دیگران)، به یادماندنی نبود اما فیزیکِ خاصِ او به خوبی در طولِ نمایش به کار آمده بود و دراماژوریزه کردنِ بازی‌های او (به خصوص در صحنه‌های معاشقه) به واسطه‌ی صندلی نیز بسیار خلاقانه بود. با این حال، چنین تجربه‌های خلاقانه‌ای در زمینه‌ی فرم، پیش‌تر نیز دیده‌شده بودند و به صرف چند تک‌ایده‌ی خلاق نمی‌توان کلیتِ اثر را خوشایند دانست. در نهایت این که اگر رابطه‌ی مادر و فرزندی محوری‌ترین عنصرِ درامِ این نمایش‌نامه است، کم‌تر ایده‌ی فرمالی که غنی‌زاده پیاده کرده است به کمکِ تبلور و بروزِ متکاملِ چنین رابطه‌ای می‌آید.

پ.ن: در چند جا خواندم که بازی ۲۰ دقیقه‌ای غنی‌زاده در درونِ یک سطل را تحسین کرده بودند. با توجه به این که نقشِ غنی زاده در ۲۰ دقیقه‌ی پایانی فیلم تمام می‌شود و و وقتی او را به درونِ سطل می‌اندازند تماشاچی دیگر او را تا پایانِ نمایش و هنگامِ تشویق نمی‌بیند، فکر نمی‌کنم «چمباتمه زدن در سطل» کارِ آن‌چنان شاقی باشد که درخورِ این حجم تحسین و تشویق باشد.
ممنونم از نقد جامعتون. فقط جسارتا نویسنده و کارگردان The Guard جاناتان مک دونا-برادر مارتین مک دونا-است و در این فیلم مارتین مک دونا تنها به عنوان تهیه کننده حضور دارد.
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
به به جناب یشمی خوش برگشتید :)
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
شروین جان،‌
من هم در هنگامِ تماشای نمایش متن را نخوانده بودم و اکنون هم در میانه‌های متن هستم اما خب نامِ مک‌دونا که بود :)

ممنون از شما مونا جان.
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب و تاثیر گذار بود. البته هم از نظر موسیقی و هم از نظر فرم اجرا میشد تشابهاتی بین این نمایش و کالیگولا پیدا کرد و به نظرم هر دو خوب بودن!! احسنت آفای غنی زاده :))))
محیا پارسائی، پگاه منصوری و کیمیا TAV این را خواندند
نوید اشرفی، جم و ونوس پیمان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب برای بار دوم به تماشای این نمایش نشستم، اجرای پایانی سال 92... یه سزی تغییرات ریز تو کار داده بودند و توضیحات رو هم بیشتر کرده بودند... ظاهرا گنگی زیادی در کار احساس کرده بودند و خواستند عام تر باشه...
حقیقت اینه که من به شخصه اجرایی که ماه گذشته دیدم بیشتر پسندیدم... البته اون موقع سالن خلوط بود و هنوز وسایل کارواش انقدر مستعمل نشده بود، بازیگر ها هم انقدر خسته نبودند... ولی در کل این اثر رو در سه گانه لی نین بیشتر از همه پسندیدم...
البته بودجه فراوانی صرف کار شده و خوشبختانه اقای غنیزاده عزیز هم کارشو بلده و برداشت خوبی از حال و هوای اثر مک دونا داشته تا تونسته اثر خوبی مثل این کار رو به اجرا برسونه و بازی خودش حبس 20 دقیقه اخر در سطلی که به جای رو شویی در دکور از ان استفاده میشد قابل تقدیر بود...
انتخاب اهنگ ها واقعا به جا بود همونطور که قبلا یکی از ... دیدن ادامه » دوستان اشاره فرمودند واقعا 'you cut her hair' بهترین انتخاب برای زمان شکنجه و قتل مادر بود ... اهنگ 'addicted' برای نشان دادن احساسی که نه دوست داشتن است و نه تنفر نیان مادر و دختر... و فضای اهنگ 'dead end angeld' که قطعه کوتاهی از ان سر صحنه قتل مادر و در نهایت اهنگ بک تو بلک مرحوم 'واین هاوس' برای پایان...

و در نهایت مجددا خسته نباشید میگم به همه گروه چه پشت صحنه و چه عزیزانی که در صحنه زحمت کشیدند تا این اثر به بهترین نحو در تیاتر شهر تهران به اجرا برسه...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
در سطح نمایش های رو صحنه رفته امسال نمایش متوسطی بود.
کارگردان ترفندهای جالبی جهت بیان اروتیک نمایشنامه به کار برده شده بود که سانسور نشدن همین ترفند ها امیدوار کننده می باشد !! ظاهرا الان فقط تماس فیزیکی محدودیت است و ... .
کلا محدودیت دست و پای کارگردان را می بندد و لی غنی زاده خوب عمل کرده بود.
آمادگی بدنی ویشکا آسایش برای ایفای نقش خوب بود ولی صدای وی جهت این نمایش اصلا مناسب نبود و جیغ می شد البته فضای صوتی تئاتر شهر هم که مشکل کلی دارد.
تعجب می کنم از تماشاگرانی که مدام می خندیدند واقعا نمایش خنده دار بود !!؟؟ هر چند که بعضی اوقات وفاداری به متن نمایش بخاطر ترجمه غلط و خنداندن تماشاگر زیر پا گذاشته می شد.
در انتظار گودو در کل بهتر بود شاید بخاطر بازیگران بهتر یا.. .
شادی بهرامی، الهه الف، هیوا مجد و کیمیا توکل نیا این را خواندند
غزاله سماوات و تانیا این را دوست دارند
آخ آخ منم اصلا اون خنده ها رو درک نمی کردم.
۲۶ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از اجرای یک نمایشنامه(مرد بالشی) و دیده شدن دوفیلم سینمایی (در بروژ و هفت روانی) در ایران، مارتین مک دونا اینقدر شناخته شده هست که اجرای نمایشنامه ای از این نویسنده و کارگردان ایرلندی تبار یک اتفاق مهم محسوب شود و کنجکاوی زیادی را بر انگیزد. ملکه زیبایی لی نین ، اولین قسمت از سه گانه ای به نام لی نین ، از اولین نوشته های مک دوناست که این روزها با کارگردانی همایون غنی زاده به صحنه رفته است. این نمایشنامه همانند آثار متاخر نویسنده اش کمدیی روان شناسانه همراه با خشونت است که علی رغم برخورداری از سوژه ای کمتر استفاده شده(مادر کشی توسط دختر) و دارا بودن برخی ویژگیهای متنهای دیگر مک دونا، خالی از تعلیقها، پیچدگیهای و به اصطلاح ریزه کاریهای زیبای مرسوم در آثار دیگر او می باشد و همین موضوع این نمایشنامه در رده بندی آثار این نویسنده در سطحی پایین ... دیدن ادامه » تر از نمایشنامه ای مانند مرد بالشی قرار می دهد.
اما همایون غنی زاده که با اجرای خوب کالیگولا بیش از پیش برای مخاطبان تیاتر شناخته شد این متن را به همراه نمایشنامه در انتظار گدو در دوسانس در یک روز بر صحنه تئاتر شهر برده است. غنی زاده که در کالیگولا خود را یک کارگردان جسور، خلاق و با تفکرات نو که به قول رامبد جوان بازیگر کالیگولا "دیوانگی" لازم را برای برداشتهای بدیع و تازه از آثار معروف تاریخ نمایشنامه نویسی جهان را داراست معرفی کرد، اینبار به نظر تنها و تنها به تکرار ایده های خلق شده در اجرای کالیگولا پرداخت و دستش خالی از ایده های نو بود. طراحی تمام سفید صحنه و لباس، سر آستینهای بلند لباس بازیگران، گریمهای کاریکاتور گونه ،استفاده از عناصر مشابه در صحنه، میزانسنهای بشدت تکراری، راه رفتن بازیگران بر روی خطوط عمود برهم و...همه و همه هر چقدر در کالیگولا بدیع و جالب به نظر می آمد در ملکه تکراری و خسته کننده. اصرار غنی زاده بر نگه داشتن بازیگران روی صحنه در تمام مدت نمایش و اکتهای شدید آنها هر چند در مواقعی به نزدیک شدن به فضای ابزورد مورد نظر کارگردان کمک می کند ولی در زمانهایی از اجرا به طور مشخص برای تماشاگران و همچنین خود بازیگران ملال آور می شود. جالب تر یا شاید تاسف بر انگیز تر اینکه در اجرای در انتظار گودو هم تمام این اتفاقات ذکر شده با شباهتی مثال زدنی دوباره تکرار می شود و جناب کارگردان در واقع با خلق چند ایده محدود سه تئاتر را به صحنه می برد. گذشته از تمام این موارد البته همانطور که انتظار می رفت اگر از ضعیف بودن صدای ویشکا آسایش برای اجرای تیاتر بگذریم بازیها ،به خصوص بازی شخص غنی زاده، خوب و قابل قبول و کم تپق است وبازیگران از عهده ایفای نقشها به خوبی برآمده اند.
در پایان هر چند می توان گفت تمام لحظات این اجرا برای مخاطب خسته کننده نبود و دقایق لذت بخشی نیز وجود داشت اما ملکه زیبای لینین قابلیت اجراهایی بهتر از این را داراست و غنی زاده با اجرایی با این سبک قدمی رو به عقب در کارنامه کاری خود برداشت و پایین تر ازحد انتظار ظاهر شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار لذت بردم، خسته نباشید می گم و یک تبریک بزرگ و مخصوص به همایون عزیز به واسطه انتخاب هوشمندانه گروه باریگران، بصورت اختصاصی و برجسته سرکار خانم آسایش.من نمایشنامه رو عاشقانه دوستش دارم و از طرفداران آقای مک دونا هستم و اجرای این اثر رو به این شکل دوست داشتم.
با تشکر از گروه....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این تیاتر رو دیشب دیدم و خیلی دوسش داشتم. نوشته های مک دونا تلفیق خشونت و طنز هستند من این رو در این تیاتر و مرد بالشی یعقوبی به خوبی حس کردم. کار مفاهیم سمبلیک زیادی داشت...مثلا رنگ سفید (البته دقیقش رو نمیدونم که سمبل چی هست) نکته جالب برای من این بود که توی ادبیات بیشتر جاها به قضیه پدر کشی - پسر کشی پرداخته شده و این اولین برای بود که من مادر کشی و آزاری که یک مادر و دختر برای هم ایجادمیکردن رو دیدم که این به نطریه فروید و تنفر از مادر و پدر اشاره داشت. یک نکته ی دیگه وقتی بود که مادر یهو خیلی راست قامت ایستاد و داد زد و خیلی خوب نشون داد که توجه کردن چقدر برای آدم ها مهمه و حتی گاهی برای اون به بیماری پناه میبرن. فقط دو تا نکته برای من بود اول اینکه چرا برای بازی نقش مادر از بازیگر نقش زن استفاده نشده بود؟ و دوم اینکه دختری که از مادرش مواطبت میکرد علی ... دیدن ادامه » رغم سایر خواهرها به نظرم نمیباید این قدر خشن میبود بلکه خشونت اش نهفته و بیشتر غنگین از اینکه به خاطر مادر جوونی نمیتونه بکنه. در کل دوسش داشتم فضای پر شور نمایش هم خیلی بهم چسبید بازی ها هم عالی بودن و خیلی سخت! فضای سنگینی روی قلب آدم میانداخت!
در بیماران وسواسی جبری علامت ambivalence دیده میشه , به این معنی که حس 2 گانه ای به یک چیز وجود داره....برای مثال فردی در عین اینکه برادرشو دوست داره ازش متنفره
۱۷ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ملکه زیبایی لی نین
این دومین کاری است که از غنی زاده و تیمش در این یک ماه دیده ام، همه انچه که در رد "انتظار گودو" ی غنی زاده نوشته ام بر قامت " ملکه لی نین" اش نیز می نشیند!
تنها تفاوتش این بود که این بار بجای "پیمان معادی"، " ویشکا اسایش" بود که دلقک بازی در می آورد، شاید که گره از کار فرو بسته غنی زاده بگشاید، ای کاش کسی پیدا شود و به غنی زاده حالی کند:کار خوب، کار طولانی نیست!و اصلا با کشش دادن بیجا گند می زنی به متن و توان بازیگرها و حوصله مخاطبانت.
دوست عزیز تیوالى فکر نمیکنى " دلقک بازى " و " گندمیزنى " واژه هاى نامناسبى براى آوردن توى نقد باشه ؟!
۱۶ اسفند ۱۳۹۲
بیایم کمی منطقی باشیم (: شاید کمی این ایرادهاتون به ملکه ی زیبای لی نین وارد باشه ولی یادآور میشم خستگی یکی از زمینه های انتظار طولانی ه.
برای به (قول خودتون) این "دلقک بازى ها" -چنانچه اصل نمایشنامه رو خونده باشید- این نمایشنامه به هیچ وجه کمدی نیست واگه ... دیدن ادامه » همین 2 تا طنز هم بهش اضافه نمیکردن عملا همه وسط نمایش بلند میشدن میرفتن به نظر من این دلقک بازی ها زیرکی غنی زاده رو نشون میده!!!!
۱۶ اسفند ۱۳۹۲
مریم نازنین : اولاً باید بگم که این نظر شماست و نظر شخصى هرکس براى خودش بسیار محترم ، مثلاً بنده از این نمایش بسیار لذت بردم و قصد دارم یکبار دیگه هم به دیدن این نمایش برم ، پس هیچکس نمیتونه حکم صادر کنه که افراد یک نمایش رو نرن ببینن ، چون سلقیه ها متفاوته ... دیدن ادامه » .
دوماً یکى از اصول ابتدایى هر نقد بیان دلیل براى هریک از گفته هاست ، نمیشه با این الفاظ زشت یک اثر رو که حداقل چندین ماه براش زحمت کشیده شده زیر سوأل ببریم و بعد حتى دلایلش رو هم ذکر نکنیم ، بعد هم برچسب نقد روى نوشته مون بذاریم ، اندکى تأمل قبل از سخن گفتن واجب است !
بنده خوشحال میشم دلایل شمارو که مبنى بر ضعیف بودن کار هست بشنوم :)
۱۷ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حتما نباید فقط یک کارگردان مولف امضای خودش را پای اثرش بگذارد یک کارگردان غیر مولف هم این کار را می کند. چه عمدا و چه ناخودآگاه... "کورساوا" و "اورسون ولز" هر کدام شاه لیر "ویژه ی خودشون" رو دارند. اگر اثر ابزورد هم باشد که دیگر بیش تر می توان روی این مساله مانور داد.... هر بازنمایشی از یک نمایش نامه بازآفرینی دوباره ی اثر است می تواند کاملا وفادار به متن باشد یا در حد اقتباس یا الهام باقی بماند.... و اثری در ذات وفادارتر است که در ساختار به روح زمانه و جغرافیای تماشاگر نزدیک تر باشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر دیدم. نمی تونم بگم بد بود ولی آنقدر ها هم خوب نبود بازی ها معمولی بود. یه مشلی هم که بود سن تئاتر کمی بالا بود و برای کسانی که در ریدفهای جلو نشستند دیدن صحنه کمی سخت می شد. موسیقی استفاده شده خیلی خوب بود. ولی از بازی ها انتظاز بیشتری می رفت. به هر حال این یه تئاتر دانشجویی نیست!!!!! دکور و فضای تئاتر هم باید بگم که خوب بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این تئاتر رو دیدم. نه اونقدر عالی بود که بقیه پیشنهاد کنم از دستش ندن و نه اونقدر بد بود که به بقیه بگم سمتش نرید. از نکات خوب هم صحنه پردازی و نورپردازی ویژه اش بود که خیییییییییلی عالی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز به نظرتون برای دیدن این تئاتر همکف یا همکف بخش کناری و میانی یا بالکن بهتره ؟
خب همکف بهتره ولی بالکن ردیف13، 14
هم هیچ مشکلی نداره وراحتین.
۱۳ اسفند ۱۳۹۲
سیامک جان برای در انتظار گودو به نظرتون همکف بهتره ؟
۱۳ اسفند ۱۳۹۲
خواهش میکنم عزیز
گودو رو من از بالکن دیدم و هیییچ مشکلی نداشت
من به نسبت قیمت بلیط اگر بگم بالکن خیلی به صرفه تره
در کل از این دو تا اگر خواستین یکی رو پایین باشین ملکه لینین رو
توی باکسهای کناری ولی نزدیکترین حالت به وسط بگیرید
که هم دیدش خیلی خوبه ... دیدن ادامه » و هم قیمتش مناسب تر از وسط
ردیف 1 تا 3 هم که نزدیک به صحنه است زیاد جالب نیست
۱۴ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گریم ها و طراحی صحنه ی کارای آقای غنی زاده واقعا تحسین برانگیزه ! من نمایشنامه ی اصلی رو نخوندم ولی از دیدن این کار خیلی لذت بردم...! تلخ اما شیرین !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ردیف اول نشسته بودیم. وقتی نمایش تمام شد. فکر می کردم خودم مرتکب قتل شده ام. فکر می کردم، منم که تنها ، شکست خورده ، وسواسی و قاتل اینجا در این آشپزخانه سفید، تمیز و بدون هیچ ردپایی، تک و تنها رها شده ام. Back to Black.
Confrontational Theatre همین باید باشد. خیلی ممنوم از همه کسانی که برای این اجرا زحمت کشیدند.

از ردیف اول برا دیدن عمق صحنه مشکل نداشتین؟
۱۱ اسفند ۱۳۹۲
آقای موسوی من که لذت بردم. امیدوارم شما هم دوست داشته باشید.
۱۴ اسفند ۱۳۹۲
ایشالا
۱۴ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان پیش نهاد میکنم حتما این نمایش رو ببینین خلاقیت آقای غنی زاده فوق العاده است محشر بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید