آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش کوریولانوس
S3 : 05:19:03 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۰۲ مرداد تا ۰۷ شهریور
۱۹:۰۰
۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
بها: ۱۰۰,۰۰۰ تومان
سرگذشت سردار افسانه‌ای رومی گایوس مارسیوس کوریولانوس در قرن پنجم پیش از میلاد که پس از کامیابی در نبرد و سیاست، خواهان رهبری سیاسی است، ولی به خاطر ناسازگاری اهالی رم با دشمن هم‌پیمان می‌شود تا از مردم رم انتقام بگیرد.

 برای خرید بلیت و تماشای اجرای آنلاین این نمایش در تاریخ های ۶ و ۷ شهریور ماه، همزمان با اجرای صحنه ای اینجا را کلیک نمایید.

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

دسته‌بندی
سیاسی

اخبار

›› سلطان فرار از سانسور را بشناسید!

›› «کوریولانوس» دوباره به صحنه می‌رود

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
مردم:ما داریم از گرسنگی میمیریم...
کوریولانوس: سر شماست که گرسنه ست،اونجا رو باید سیر کرد...
‏روزهای پایانی این نمایش فوق‌العاده‌ست و پیشنهاد میکنم از دستش ندید. واقعا بهای این اجرا بیشتر از اینها میارزید و خوشحالم کامنت‌های منفی‌ای که خوندم مانع از رفتن و تماشایم نشد.
عالی بود عالیییی
مرسی از آقای مصطفی کوشکی و تمام بازیگران مخصوصا آقای عبدی
علی ژیان، پویا فلاح، aram nameni و سحر سالک این را خواندند
احسان رضوانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حکایت خودکشی قهرمان، پیش از قتل به دست بی خرد
جنبش و جوششِ تازه نفسان تئاتر ایران در نمایش "کوریولانوس" به کارگردانی مصطفی کوشکی

(منتشر شده در روزنامه اعتماد-دوشنبه 27 مردادماه 1399)

پوریا فرجی / بازیگر و منتقد تئاتر
شروع سمبلیک از یک نمایش، خود حکایت از یک قهرمان دارد که روزگاری مردم او را مانند یک کوزه گر فرم می دهند و می سازند و روز دیگر او را به زمین می زنند و می شکنند! آری قهرمان ها زاده اراده و خواست توده ها هستند اما چه بد روزگاری است روزگار قهرمان کُشی و چه بد رسمی ست رسم روگردانی و جفای توده ها به قهرمان اما لغزش و اراده و امیال قدرت طلب قهرمان در برابر عجوزهِ فتانهِ دنیا در این کارزار خود حکایت دیگریست.
"کوریولانوس" نمایشنامه ای از ویلیام شکسپیر است که مصطفی کوشکی از ... دیدن ادامه ›› دریچه کارگردانی تلاش کرده تا تلخی تراژیک این متن را به موج ناآرامی های سیاسی-اجتماعی جوامعی که بیشتر حرف می زنند و به عربده ها گوش می دهند تا بیاندیشند تعمیم دهد.
از ویژگی های تعمیم دهنده برخاسته از این تراژدی پیرامون دنیای بی فکری ها و نابخردی های زمانه حاضر، می توان روی صحنه و درباره جهانی که کوشکی از اندیشه شکسپیر استنباط کرده و به آن تعیّن بخشیده، دو جهت را در نظر گرفت.
از یک سو مردمی که غم نان آنها را آنچنان به سطح نشانده که انگار محتوای فکر آنها نیز همچنین ته نشین شده است اما مخاطب بیش از درد غم نان، درد بی خردی را در چهره تک تک مردمی برآمده از حزب باد در این عصر را مشاهده می کند. لازم به ذکر که بهره گیری از بازیگران غیرچهره و تازه نفس در مسیر رشد صحنه ای و عمدتاً ریز جثه (نسبت به شخصیت قهرمان داستان) اما پرانرژی و نوجوان و جوان، به منظور تفکیک مفهومی و محتوایی از موجودات کوتوله ای و کوتاه فکر و دون در جامعه ای این چنین پست و هیجان زده و سطحی مشهود است و به خوبی این ویژگی تفکیکی نمایان است. این جماعت دهان باز و فکر بسته گاهی خود هدایت گر تغییر و اصلاح هستند اما از آنجا که خالی از عمق و اندیشه و دوراندیشی هستند، نمی دانند که صرفاً با عقل گریزی و سیاست زدگی و در ظاهر درد معیشت، بستر را برای قدرت طلبان و ماهی گیران آب های گل آلود فراهم می کنند؛ خصوصاً اینکه پروپاگاندا و تبلیغات سیاسی با میزانسن های به جا و جان بخشی و نشانه گذاری روی صحنه از سوی کارگردان، اثر این کج روی از سوی توده های دم دمی مزاج و بی خرد جامعه را بهتر نمایان کرده است. همچنین این اکت موجود روی صحنه، به شکل سمبلیک شامل بوق های تبلیغاتی مسموم و جارچی های مدرن دستگاه تحریفِ رویدادها و واقعیت های موجود در جامعه با طنزی دلپذیر اما کمدی تلخ و هم راستا با فضای تراژیک نمایش قابل روئیت است.
از سوی دیگر و در مقابل توده های بی مغز و هیجان زده که در بستر جامعه میان تهی و خالی از اندیشه مانند یک درخت ناقص از ریشه کج رشد کرده است، قهرمان نمایش حضور دارد که فی نفسه و بی وقفه در پی رسیدن به آرمانشهر و هویت خود در افق های دور دست است که این تحرک از ابتدای نمایش تا میانه و تقریباً نزدیک به پرده های پایانی با بهره برداری از تکنولوژی حرکتی و مکانیکی روی صحنه به نحو مطلوب و بدون گزافه گویی، گاهی معنای تلاش و تکاپو برای رسیدن به افق را عیان می کند و گاهی دیگر نیز جنگ و بدمستی قهرمان در مسیر شهوت قدرت و خودخواهی و خودمحوری و دیکتاتوری را نمایان ساخته تا هرچه بهتر وجوه نیلِ شخصیت قهرمانِ داستان به عرش و سقوط او به فرش را برای مخاطب بازنمایی و درونی کند. این قهرمان یک پیشِ رو دارد و یک پشتیبان که با جابجایی روی این متحرک مکانیکی به خوبی و با حداقل حرکات روی صحنه و حداکثر انتقالِ مفهوم و در عین حال حفظ ریتم داستان و صحنه، مخاطب را با پیشِ رو و پشتیبان این قهرمان آشنا می سازد. به درستی که قهرمان ها آبستن دو رویداد اند: آنچه بر آنها گذشته و آنچه پیش روی آنهاست. در "پیشِ رو" مردم چشم در چشم قهرمان دوخته اند تا او آنها را به آرزوها و خواسته هاشان برساند و "پشتیبانی" که قهرمان از او برخاسته است و او قهرمان را ترغیب می کند؛ البته که در ادامه سرنوشت قهرمان این تراژدیِ بازی بی رحم زندگی و مکافات بی خردی، توده های هیجان زده و خشمگین از خودکامگی و غرور قهرمان برآشفته شده اند و آنچنان رخ وی را به خاک و خون می کشند که دیگر نه برای او پیشِ رو معنا دارد و نه پشتیبانی که او را تهییج و تقویت کند و در پایان او آنچنان نقش بر زمین است که دیگر نه مشت دارد و نه پشت!
از دیگر ویژگی های این نمایش بهره برداری خلاقانه از موسیقی صحنه است که تلاش می کند تا در صحنه های رزم و پیکار توده های مردم با قهرمان سابق شان که اکنون افکار سودای قدرت طلبی او را احاصه کرده است از موسیقی نزدیک به موسیقی های رزمی در بستر هنر نمایشی ایرانی، "تعزیه" بهره ببرد و این مسئله در سازبندی و خصوصاً ریتم و کیفیت در ضرباهنگ در صحنه های رزم، مشهود و تسهیل گر فضای صحنه است اما تعمیق بیشتر آن و یافتن نشانه های مشترک در این پیوند شرقی و غربی از مفاهیم مشترک نسبت به شخصیت قهرمان در فضا و موسیقی رزمی در صحنه خالی بود. همچنین پیرامون تمنای وصال قهرمان با معشوقه اش که همانا از کامیابی نسبت به معشوقه زمینی تا رسیدن به افق های دوردستِ کمال و هویت گمشده او گسترده شده است نیز در هاله ای از فضای غزل و شعر و آواز و موسیقی ایرانی در فضای تلفیقی از مفاهیم عشق و قهرمانی و بازماندن از هویت و هدف غایی نمایان است اما از آنجا که این یک پیوند میان دو پدیده از دو جهان متفاوت است، مطلوب بود تا برای مخاطب از منظر منطقی بیشتر عیان شود و عمق بیشتری یابد.
کوریولانوس مانند هر نمایش صحنه ای دیگر نه خالی از ضعف است و نه مملو و اشباع از حُسن، اما آنچه این نمایش را از اقتباس های دیگر نسبت به آثار شکسپیر در میان سایر آثار اجرا شده در ایران متمایز می سازد بهره برداری و استفاده از بازیگران نوجوان و جوان در بستر یک متن کامل و قدرتمند مانند کوریولانوس شکسپیر است که فضا و زمینه در یک اجرای صحنه ای برای تجربه اندوزی و رشد و خودیابی در نزد نسل آینده هنر تئاتر ایران را به بهترین نحو فراهم می کند، خصوصاً وقتی نمایش سعی می کند تا از نشانه ها و اِلمان های هنر نمایش قدیم و کهن ایرانی نیز وام گیرد و به طور عملی آن را در صحنه به دست تخیل و تحرک بازیگران به فعلِ عمل صرف کند.
پایان مطلب/
علی ژیان، mahaya و سحر سالک این را خواندند
نازنین بیاتی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جنبش و جوششِ تازه نفسان تئاتر ایران در نمایش "کوریولانوس" به کارگردانی مصطفی کوشکی

حکایت ملتهب خودکشی قهرمان پیش از آنکه با خصم بی‌خرد فرو بریزد
پوریا فرجی - بازیگر و منتقد تئاتر

شروع سمبلیک از یک نمایش، خود حکایت از یک قهرمان دارد که روزگاری مردم او را مانند یک کوزه گر فرم می‌دهند و می‌سازند و روز دیگر او را به زمین می‌زنند و می‌شکنند! آری قهرمان‌ها زاده اراده و خواست توده‌ها هستند اما چه بد روزگاری است روزگار قهرمان کُشی و چه بد رسمی‌ست رسم روگردانی و جفای توده‌ها به قهرمان اما لغزش و اراده و امیال قدرت طلب قهرمان در برابر عجوزهِ فتانهِ دنیا در این کارزار خود حکایت دیگری است.
"کوریولانوس" نمایشنامه‌ای نوشته ویلیام شکسپیر است که مصطفا کوشکی از دریچه کارگردانی تلاش کرده تا تلخی تراژیک متن را به موج ناآرامی‌های سیاسی- ... دیدن ادامه ›› اجتماعی جوامعی که بیشتر از ایندیشیدن، حرف می‌زنند و به عربده‌ها گوش می‌دهند تعمیم دهد. از ویژگی‌های تعمیم دهنده برخاسته از این تراژدی پیرامون دنیای بی‌فکری‌ها و نابخردی‌های زمانه حاضر، می‌توان روی صحنه و درباره جهانی که کوشکی از اندیشه شکسپیر استنباط کرده و به آن تعیّن بخشیده، دو جهت را در نظر گرفت.
از یک سو مردمی که غم نان آنها را آنچنان به سطح نشانده که انگار محتوای فکرشان نیز همچنین ته نشین شده است، اما مخاطب بیش از درد غم نان، در چهره تک تک این جمعیت حزب باد درد بی‌خردی در این عصر را مشاهده می‌کند. لازم به ذکر است که بهره‌گیری از بازیگران غیرچهره و تازه نفس در مسیر رشد صحنه‌ای و عمدتاً ریز جثه (نسبت به شخصیت قهرمان داستان) اما پرانرژی و نوجوان و جوان، به منظور تفکیک مفهومی و محتوایی از موجودات کوتوله و کوتاه فکر در جامعه‌ای این چنین پست و هیجان زده و سطحی مشهود است و به خوبی این ویژگی تفکیکی نمایان می‌شود. این جماعت دهان باز و فکر بسته گاهی خود هدایت‌گر تغییر و اصلاح هستند اما از آنجا که از عمق و اندیشه و دوراندیشی‌تهی‎‌اند، نمی‌دانند که صرفاً با عقل‌گریزی و سیاست‌زدگی و در ظاهر درد معیشت، بستر را برای قدرت طلبان و ماهی‌گیران از آب‌های گل آلود فراهم می‌کنند؛ خصوصاً اینکه پروپاگاندا و تبلیغات سیاسی با میزانسن‌های به‌جا و جان‌بخشی و نشانه‌گذاری روی صحنه از سوی کارگردان، اثر این کج روی از سوی توده‌های دم دمی مزاج و بی‌خرد جامعه را بهتر نمایان کرده است. این کنش موجود روی صحنه، به شکلی سمبلیک شامل بوق‌های تبلیغاتی مسموم و جارچی‌های مدرن دستگاه تحریفِ رویدادها و واقعیت‌های موجود جامعه با طنزی دلپذیر اما کمدی تلخ، هم راستا با فضای تراژیک نمایش بازنمایی شده است.
از سوی دیگر و در مقابل توده‌های بی‌مغز و هیجان‌زده که در بستر جامعه میان تهی و خالی از اندیشه مانند یک درخت ناقص از ریشه کج رشد کرده است، قهرمان نمایش حضور دارد که فی‌نفسه و بی‌وقفه در پی رسیدن به آرمان‌شهر و هویت خود در افق‌های دور دست است که این تحرک از ابتدای کار تا میانه و تقریباً نزدیک به صحنه‌های پایانی با بهره‌برداری از تکنولوژی حرکتی و مکانیکی حاضر روی صحنه به نحو مطلوب و بدون گزاف‌گویی، گاهی معنای تلاش و تکاپو برای رسیدن به افق را عیان می کند و گاهی دیگر نیز جنگ و بدمستی قهرمان در مسیر شهوت قدرت و خودخواهی و خودمحوری و دیکتاتوری را نمایان ساخته تا هرچه بهتر وجوه نیلِ شخصیت قهرمانِ داستان به عرش و سقوط او به فرش را برای مخاطب بازنمایی و درونی کند. این قهرمان یک پیشِ رو دارد و یک پشتیبان که با جابجایی روی سازه متحرک مکانیکی (تردمیل) به خوبی و با حداقل حرکات روی صحنه، حداکثر انتقالِ مفهوم و در عین حال حفظ ریتم داستان و صحنه، مخاطب را با شخصیت‌های مقابل و پشتیبان آشنا می‌سازد. به درستی که قهرمان‌ها آبستن دو رویداداند: آنچه بر آنها گذشته و آنچه پیش روی‌شان قرار دارد. «پیشِ رو» مردم چشم در چشم قهرمان دوخته‌اند تا آنها را به آرزوها و خواسته‌هاشان برساند و در پشت سر، «پشتیبان» حضور دارد که قهرمان از او برخاسته و او است که شخصیت اصلی داستان را ترغیب می‌کند؛ البته که در ادامه بواسطه بازی بی‌رحم زندگی و مکافات بی‌خردی، توده‌های هیجان‌زده و خشمگین از خودکامگی و غرور قهرمان برآشفته‌اند و آنچنان رخ وی را به خاک و خون می‌کشند که دیگر نه برای او پیشِ رو معنا دارد و نه پشتیبانی که تهییج و تقویت کند. کوریولانوس در پایان آنچنان نقش بر زمین است که دیگر نه مشت دارد و نه پشت!
از دیگر ویژگی‌های این نمایش بهره برداری خلاقانه از موسیقی صحنه است که تلاش می‌کند تا در صحنه‌های رزم و پیکار توده‌های مردم با قهرمان سابق‌شان که اکنون سودای قدرت‌طلبی او را احاصه کرده است، از موسیقی نزدیک به موسیقی‌های رزمی در بستر هنر نمایشی ایرانی، "تعزیه" بهره ببرد. این مسئله در سازبندی و خصوصاً ریتم و کیفیت در ضرباهنگ در صحنه‌های رزم، مشهود و بعضا به تسهیل‌گر فضای صحنه است اما جای تعمیق بیشتر و یافتن نشانه‌های مشترک پیوند شرقی و غربی مفاهیم در فضا و موسیقی رزمی خالی به نظر می‌رسید. همچنین پیرامون تمنای وصال قهرمان با معشوقه‌اش که از کامیابی عشق زمینی تا رسیدن به افق‌های دوردستِ کمال و هویت گمشده گسترده است نیز هاله‌ای از فضای غزل، آواز و موسیقی ایرانی در فضای تلفیق مفاهیم عشق و قهرمانی و بازماندن از هویت و هدف غایی نمایان است. اما از آنجا که این یک پیوند میان دو پدیده از دو جهان متفاوت قرار دارد، مطلوب بود تمهیدهایی اتخاذ شود که وضعیت از منظر منطقی برای مخاطب نیز بیشتر عیان شود و عمق بیشتری پیدا کند.
«کوریولانس» مانند هر نمایش دیگری نه خالی از ضعف است و نه مملو و اشباع از حُسن، اما آنچه این نمایش را از اقتباس‌های دیگر نسبت به آثار شکسپیر در میان سایر آثار اجرا شده در ایران متمایز می‌کند بهره‌گیری و استفاده از توانمندی بازیگران جوان در بستر یک متن کامل و قدرتمند مانند «کوریولانوس» شکسپیر است. رویکردی که فضا و زمینه را در یک اجرای صحنه‌ای برای تجربه اندوزی و خودیابی نسل آینده هنر تئاتر ایران به بهترین نحو فراهم می‌کند، خصوصاً وقتی نمایش سعی می‌کند تا از نشانه‌ها و اِلمان‌های هنر نمایش قدیم و کهن ایرانی نیز وام گیرد و به طور عملی آن را در صحنه به دست تخیل و تحرک بازیگران به فعلِ عمل صرف کند.


یادداشت امیرحسین ترابی درباره نمایش کوریولانوس



کوریولانوس ، یکى از بهترین نمایشهاى سیاسى اجرا شده در چند سال اخیر است که به‌طور آگاهانه به وسیله بعضی نشانه‌های خارجی، احساسات، شناخت و دریافتی را که انسان در زندگی امروزى با آن مواجه است را به دیگران منتقل می‌کند، چنان که دیگران از آن متأثر میشوند ، لبخند میزنند و آن را تجربه میکنند.
کوریولانوس، نمایانگر قدرت نمادسازی و نمایه‌‌سازی انسان است. از میان سبک هاى مختلف تأتر ، تئاتر سیاسى از معدود گونه هایى  است که عنصر مادی و اصلی آن انسان است؛ ماده‌ای که توانایی و ارائه تمام آنچه در بروز خلاقیت هنری لازم است را دارد.

بزرگ‌ترین ویژگی کوریولانوس نوع و فرم ارتباط آن با تماشاچی و مخاطب است. در تئاترى از این نوع ، بی‌گمان نیازمند شناخت چگونگی این ارتباط هستیم که از کنکاش ... دیدن ادامه ›› و جستجو برای یافتن تمام وسایل و امکانات ارتباطی خود برای ترغیب و اشتراک با مخاطب بهره بگیریم ، که نمایش کوریولانوس این وظیفه را به خوبى انجام مى دهد.

کارگردان در کوریولانوس،  میزانسن هاى بسیار متفاوت و گوناگونی را براساس گستره احساس، تخیل و هوش خود بازسازی کرده است .

کوریولانوس،  تجربه زیباشناختی و هستی‌شناسی مخاطبان خویش را در خدمت گسترش بخشیدن به تجربه حیات انسانی در می‌آورد. 

شناخت ، پژوهش و تحقیق کافی از سوژه، فرهنگ، خواسته‌‌ها، آرمان‌هاى سیاسى، اجتماعى و نیازهای مخاطب، همچنین شناخت کافی از سبک‌‌ و مکتب این گونه از نمایش و تجربه‌‌ اجرایی کارگردان ، موجب ارتباط کامل بین مخاطب و کوریولانوس مى شود.

کوریولانوس، حامل ایده هاى جذابِ بصرى بکر است که تمامى آنها ماهیتاً از جنبه‌‌‌های قوی ذهنی کارگردان است که  از عناصر ساده و  تأثیر گذار ( تردمیل، نورپردازى، بلندگو ، بارش برف و خون ) بالاترین بهره بردارى را کرده است. . 

جدا از موسیقى بى نظیر و توانایى بالاى آهنگساز کار در نواختن همزمان چند ساز
یکى از برجسته ترین نقاط قوت کوریولانوس
بازى درخشان تمامى بازیگران به خصوص بازیگر نقش اصلى و قهرمان نمایش و دختر اخبارگوست که به درستى و با انرژى کامل و قدرتمند بر روى صحنه ظاهر میشوند.
ویژگى دیگر کوریولانوس، ریتم بسیار  درست و خوبی است که با توجه به مینى مال بودن فضا ،تماشاچى شاهد کارى است   که تِمپو اى کاملن سینمایى دارد واین مهم ، محصولِ اطمینان درباره میزان مطابقت واقعى نمایى کردن موضوع نمایش  با سلیقه تماشاگر است ، که با توجه به دراماتیک شدن نمایش ، تماشاگر همذات پندارى کاملن خوبى با اثر میکند .
کوریولانوس ...
یک ملودرام عاشقانه ، حماسی ، سیاسی ، اجتماعی، در عصر سنگ و کشورگشایی آمیخته با سیاست سیاستمداران کم سواد اجتماعی با مردم چشم وگوش بسته بروی واقعیتها ،بایدها و نبایدها ، زیرپا گذاشتن حق و عدم توانایی در تصاحب اون در عصر حاضر رو باید به زبان قلم مصطفی جانِ کوشکی تبریک گفت.... متشکرم از بابت اینهمه تمرینی که کردین لذت بردم کارهای قبلتونو هم دیدم دست کمی ازین کار نداشتن میزانس ها منطقی ، موسیقی کامل کم نقص( بی نقص نبود) نو‌ر خوب... و آمادگی بدن واقعا در حد کارهای سنگین جشنواره ای ،.... متشکرم بابت ۱ ساعت وقتی که من فارغ از دنیا بودم و نشستم تاتر دیدم .... احسنت به قلم احسان رضوانی
بامید کارهای بعدیتون👏
بعد از مدت ها یک اجرای عالی و تقریبا بدون نقص دیدم. به قدری خوب بود که از نقد برخی جزئیات صرفه نظر می کنم. همه چیز عالی بود، نمایشنامه، بازی ها، صدا، نور و صحنه. واقعا لذت بردم و به همه علاقه مندان پیشنهاد می کنم. به هنرمندان عزیز این اجرا خسته نباشید میگم و امیدوارم همه در کاری که می کنند بهترین باشند، که البته هستند.

من ی پیشنهاد دارم برای فروش بهتر
قیمت بلیط رو بذارید 500 هزار تومن بعد بزنید به خاطر رفاه شما مخاطبان با ۹۰٪ تخفیف اجرا میریم فقط و فقط 50 هزار تومن بدو بدو خونه دارو بچه دار زنبیلو بردار و بیا
ما هم که ساده سریع میگیم وای چه تخفیفی میخریم😖
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
باز خوبه که حضرات مستقل شرایط کرونا رو درک کردن وگرنه باید وام میگرفتیم برای دیدن نمایش
اقساط ۵ ماهه با چک کارمندی😂
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من این نمایش سال گذشته در سالن تئاتر مستقل دیدم وبسیار لذت بردم یک اجراى مدرن که با حال و هواى امروزمان خیلى نزدیکه توصیه میکنم ببینید ✌️✌️
پویا فلاح و علی ژیان این را خواندند
سحر سالک این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این نمایش برای سومین بار روی صحنه میره 💪🏽کسایی که ندیدن بیان ببینن منتظرتونیم 🌸
پویا فلاح این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یاسر متاجی
درباره نمایش کوریولانوس (برگه وابسته) i
از تیم هماهنگ و پرانرژی، از ایده‌های خوب، از موسیقی، از نمایشنامه و بازی‌ها و ... خواستم بگم اما خب صحبت شد درباره شون
از برخی نقص‌ها و برخی ویژگی‌ها که می‌تونست کار رو بهتر کنه خواستم بنویسم اما نوشته شد و تکرار خاطر را مکدر می‌کنه
نکته اما شاید اونجاییه که آدمی در هر شرایط و جایگاهی در موقعیت دوس داشتن و دوس داشته شدن در عریان‌ترین حالت ممکن زیست می‌کنه
حتی اگه کوریولانوس باشی و فاتح (ولو با پشت کردن به سرزمین و مردمانش) وقتی با محبوبت مواجه میشی به همه‌ی آنچه که هستی اعتراف می‌کنی
و می‌پذیری از جنس همون‌هایی هستی که منتقدشون هستی می‌پذیری که اسیر شدی
گویی چیزی برای پنهان کردن نیست گویی تمام توجیهات و فرافکنی‌ها برای همه است جز یک نفر
هم او که دوستش داری هم او که دوستت دارد
هم او که حتی از عشق به مادر هم گرامی‌تره
چه اینکه این خواست توست که دوست داشته باشی و نه جبر غریزی و اجبار زاییدن تا به عادت دوست بداری مادر رو
در ... دیدن ادامه ›› پایان نمایش سیاست، قدرت، عوام فریبی، منفعت و عافیت طلبی و ‌حتی کوریولانوس به زمین می‌افتند
عشق اما همچنان قامتش افراشته است در حالی که اشک می‌ریزه
دم همه بچه‌های دوس داشتنی این نمایش گرم
دس مریزاد به مصطفی کوشکی گرامی که هر بار وقت و انرژی می‌ذاره تا یه تیم خوب رو کنار هم جمع کنه
مرسی از احسان عزیزم که کار رو در کنار بقیه دوستان به این خوبی نوشت
ارادت فراوان
جابر عین الهی
درباره نمایش کوریولانوس (برگه وابسته) i
عجب موزیک و نوازنده ی خوبی؛ حال داد. بازیگر نقش قهرمان (کوریولانوس) عجب ورزشکاری بود؛ کف کردم. و مشکلی که تئاتر مستقل دارد و انگار درست بشو نیست: صندلی های کمرشکن!
شیرین
درباره نمایش کوریولانوس (برگه وابسته) i
این سخن من خطاب به همه کارگردان ها و نویسنده ها و دراماتوژهای تئاتر ایرانه و نه فقط به عوامل این نمایش. عزیزان ممنون از همه زحماتتون ولی باور کنید لازم نیست که تمام اثرهای دنیا رو ایرانیزه کنید و اینکه این اتفاق مشابه اش در ایران خودمون هم افتاده رو تو کله مخاطب فرو کنید. باور کنید مخاطب ایرانی ببخشید کندذهن نیست و خودش می فهمه که تمام این اتفاقات بدترش در ایران هم افتاده. ما همینجوریش که یک اثر هنری حالا هرچی فیلم یا سریال خارجی رو می بینیم و یا نمایشنامه خارجی رو می خونیم در بی ربط ترین موارد داستان هم اون رو به شرایط ایران خودمون ربط میدیم و با شرایط خودمون مقایسه اش می کنیم.پس خواهش می کنم مخاطب ایرانی رو کند ذهن تصور نکنید.شما همون متن رو اجرا کنید بدون ایرانیزه کردن های اضافی.مخاطب خودش پیام رو می گیره. این از این موضوع.مورد بعدی انتقادم به این تئاتر انتقادیه که به نمایش الیزابت باتوری هم داشتم.استفاده زیاد از حد از داد وفریاد در حدی که گوش مخاطب آزار ببینه. باور کنید هرچه داد و فریاد بیشتر باشه تأثیر نمایش بیشتر نمیشه. بعد دیدن این نمایش رفتم و متن اصلی شکسپیر رو خوندم.قبول دارم که متن مشکلیه ولی با این حال میشد کامل اجراش کرد و فقط برخی بخش ها رو حذف کرد. در پایان تنها نکته مثبت نمایش رو بازیگران نمایش می دونم که واقعا زحمت کشیدند.مخصوصا بازیگر نقش کوریولانوس که برخی جاها واقعا نگرانش می شدم.هماهنگی بازیگرها هم خیلی خوب بود.
سعید شیشه گر
درباره نمایش کوریولانوس (برگه وابسته) i
این نمایش در سلیقه من نبود در کل خیلی حال نکردم با کار
موفق باشید
حمیدرضا مرادی، حسین رحمانی و celine این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آرزو
درباره نمایش کوریولانوس (برگه وابسته) i
از نظر من داستان بسیار کشدار و خسته کننده بود، از همون دقایق اول شروع کردم به نگاه کردن به ساعت و انتظار براى پایان نمایش... تقریباً نصف متن را کل بازیگران در حال فریاد کشیدن همخوانى مى کردن که دیگه بیش از حد بود و خسته کننده.
مشخصه زحمت بسیارى کشیده شده مخصوصا بازیگر نقش اول بازى سنگینى داشتن اما حیف ...
تنها چیزى که نظر من را جلب کرد موسیقى کار بود که توسط آقاى رضانیا اجرا شد و خسته نباشید مى گم به ایشون و کل گروه.
محمد وکیلی
درباره نمایش کوریولانوس (برگه وابسته) i
اجرای خوبی بود، ضرورتی که وجود داشت در نمایشنامه به درستی استخراج و به نمایش گذاشته شده، بازیگر نقش مادر به خوبی از پسش بر اومده بود طراحی صحنه جای کار داره، خسته نباشید به این گروه هماهنگ
منور خلج
درباره نمایش کوریولانوس (برگه وابسته) i
از اکثر نمایش هایی که در تیاتر مستقل دیده ام لذت برده ام و با حس خوب از سالن خارج شده ام. به همین دلیل این سالن در صدر لیست نمایش دیدن های من قرار دارد.
همچنین در طول این سال ها هر کاری از آقای مصطفا کوشکی دیده ام- برای من که خود را بیننده حرفه ای تیاتر می دانم و مرجع دوستانم برای خرید بلیت تیاتر هستم- تحسین برانگیز بوده است. از باد شیشه را می لرزاند و رویای یک شب نیمه تابستان گرفته تا آخرین کار ایشان کوریولانوس.
کوریولانوس برای من به دلایل مختلفی نمایش قابل تحسین و تامل برانگیزی بود. ریتم نمایش خوب بود. زمان یک ساعت و ربع آن با سرعت مناسبی گذشت و تراژدی شکسپیر که اولین بار بیش از چهار قرن پیش نوشته شده است چنان خوب اجرا شده بود تا من ایرانی بتوانم نسبتی با آن در تاریخ معاصرم بیابم. در سراسر نمایش و پس از آن ذهنم درگیر رابطه یک ملت با قهرماننش و سیاست مدارانش بود و الان هم که این چند خط را می نویسم هست.
آقای کوشکی، همچنین، توانسته بودند به خوبی از بازیگران جوان و پرانگیزه نمایش بازی بگیرند، نقش ها به درستی به هر کدام از آن ها محول شده بود تا بازی ها به نقطه قوت نمایش تبدیل گردد. دکور نمایش هم مثل اکثر کارهای کوشکی هوشمندانه بود.
سر آخر آنکه نمایش چنان دلپذیر نبود اگر موسیقی خوب و خلاقانه آن با اجرای زنده علیسینا رضا نیا وجود نداشت. توصیه من این است که در چند روز آینده دیدن نمایش را از دست ندهید.
واقعا حیف هست که این نمایش با صندلی های خالی اجرا میشه
۲۶ مرداد ۱۳۹۸
خیلی ممنون از تحلیل دقیقتون.مایه ی خرسندیه که نمایش تونسته ذهن مخاطب رو بعد از اجرا درگیر محتوا و سایر عناصر نمایش بکنه.سپاس از دقت ِِ نظرتون.
۲۶ مرداد ۱۳۹۸
خواهش می کنم آقای رحمانی
۲۶ مرداد ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مسیح راستی
درباره نمایش کوریولانوس (برگه وابسته) i
قبل از هر چیز تشکر کنم از تیم اجرایی که بنده و سایر دوستان رو برای دیدن این نمایش دعوت کرد. کار قشنگی بود که امیدوارم ادامه داشته باشه. :)
نمایش رو دیدم و از دیدنش لذت بردم و بیشتر شگفت زده شدم که چرا نمایشی در این سطح با این استقبال کمتر از حد انتظار مواجه شده. حتی همراهم که به شدت آدم سخت گیری در نقد نمایش ها هست هم از دیدن کار لذت برده بود. بازیگر نقش کوریولانوس و نقش مادر کاملاً یک سر و گردن بالاتر از سایر بازیگرا بودن. بخصوص بازیگر نقش اصلی که از لحاظ بدنی و تنفسی عالی بود و کاملاً نشون دهنده این موضوع بود که روی کاری که داره انجام میده تسلط کافی داره.
در مورد جناب رضانیا چه میشه گفت جز اینکه ارزش این نمایش با هنرنمایی ایشون دو چندان میشه. در بعضی از لحظات نمایش به قدری ایشون قطعات موسیقی رو شورانگیز اجرا می کردند که توجه مخاطب رو از خود نمایش به موسیقی در حال اجرا جلب می کردند.
نمایش در برخی از موارد ضعفهایی داشت و مهمترین ضعفش از نظر من این بود که هنوز مخاطب واقعیش رو نمیشناخت. بعضی از مفاهیم رو کاملاً سربسته و برخی دیگه رو کاملاً شعاری مطرح میکرد. این حد از شعارزدگی حداقل به مذاق بنده خوش نمیومد. جناب کوشکی (که اکثر کارهاش رو دوست داشتم) همیشه به نظرم میومده که تیم یک دستی در پشت صحنه ندارن و همه عوامل در یک سطح نیستن. مثلاً دکور این نمایش (با اینکه از ایده پرچمها خوشم اومد) ولی میتونست خیلی بهتر باشه. یا مثلاً متوجه نشدم بازیگری که کارتهای "جنگ"، "تبعید" و... رو نشون میداد دقیقاً به چه علت دقیقاً همون طراحی لباسی نمایش "رویای یک شب نیمه تابستان" رو داشت! و از اون بدتر اینکه در اجراهای اول گویا لباس دقیقاً هم به همون رنگ بوده. به نظرم این ضعفهای کوچک از ارزش واقعی این کار کم میکرد.
مسیح راستی
درباره نمایش کوریولانوس (برگه وابسته) i
از دوستان عزیز تئاتر مستقل تهران سپاسگزاریم که با عدم توجه به گرمای وحشتناک سالن نمایش، به مسئولین و مخاطبین تئاتر این پیام رو القا میکنن که وضعیت تئاتر مستقل مناسب نیست و حتی ساده ترین امکانات مثل سیستم های تهویه رو هم نمیتونه برای مخاطبینش فراهم کنه. تلاش این دوستان در راستای اعتلای تئاتر واقعاً ستودنی هست. احتمالاً برای همین هم من اولویت خودم رو همیشه انتخاب این سالن قرار میدم تا ضمن پختن از گرما، من هم سهم کوچکی از رشد فرهنگی کشورم داشته باشم!!