تیوال نمایش جنایات و مکافات
S2 : 06:39:54
  از خرداد ۱۳۹۸

: رضا ثروتی
: بابک حمیدیان، آتیلا پسیانی، طناز طباطبایی، مهدی سلطانی، مینا ساداتی، پیام دهکردی، پانته آ بهرام، اصغر پیران، بهناز جعفری
: ماهان (علی) حیدری

: روح الله زندی
: سعید مسرور
: آرش فصیح
: سارا خالدی
: رضا ثروتی
راسکلنیکف دانشجویی ست که ناخواسته مرتکب قتلی شده از آن پس دچار اختلالات روانی گشته در نهایت خود را تسلیم پلیس می نماید.


» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

سبک:
درام
شهر:
تهران

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازى ها همه درخشان و بى نظیر بودند.
سپیده، امیر مسعود و حسین این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راسکلینیکف اعتقاد دارد که بر اساس قانون طبیعت مردم به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول شامل آدم های عادی است که صرفا هستند و وجود دارند. و دسته ی دوم افراد غیر عادی هستند دسته ای که به وجدان خویش اجازه می دهند بر روی برخی موانع قدم بگذارند. این دسته می توانند به خودشان اجازه کارهای غیر عادی بدهند مثل قتل.
بازی بابک حمیدیان در نقش راسکلنیکف بسیار درخشان بوده است.
محسن جوانی و امیر مسعود این را خواندند
سپیده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راسکلنیکف: اصلا از کجا معلوم خدایی هست، اگه هست چرا دعاهاتو نمیشنوه؟

تئاتری برگرفته از داستانی که نویسنده ش داستایوفسکی باشه قطعا جایی برای اعتراض نمیذاره و سراسر لذت میشی.

نورهای زرد و سفید و قرمز ، موسیقی دلنواز روسی و گاهی چنان خشن و عصبانی ، صدای شلیک، ضربه های خونین تبر، طراحی صحنه ای با درختی که از ریشه تا شاخه روی هوا معلق ایستاده و بازیگری مثل بابک حمیدیان بهترین لحظات رو میتونن بسازن.
امیر مسعود و محسن جوانی این را خواندند
سپیده و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز جمعه ۲۸ تیر ، آخرین اجرای‌ جنایت و مکافات رو دیدم. نمایشنامه که از شاهکار فئودور داستایوفسکی برداشت شده ، کارگردانی ، طراحی صحنه ، لباس نور ، صدا و از همه مهمتر بازیها همه درجه یک بود. تبریک به رضا ثروتی و تمام عوامل اجرایی این نمایش خوب. منتظر کارهای جدید رضا ثروتی که در حال حاضر جزو کارگردانهای برتر هنر تئاتر در ایرانه ، هستم. مثل نمایش فهرست ، این کار ثروتی هم حال منو خوب کرد. بر خلاف جریان فعلی حاکم در تئاتر که از چهره ها فقط جهت حفظ گیشه استفاده میشه ، حضور چهره ها و بازیهای درجه یک همه بازیگرها در این نمایش ، سایر امتیازهای این نمایش رو بولد کرده بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر تئاتر جنایت و مکافات اثر رضا ثروتی :
شاید درک شخصی رمان جنایت و مکافات در دنیای امروزه از حوصله بسیاری خارج باشد. از همین رو خوانش نمایشی این قبیل آثار چه در رادیو و چه در تئاتر یا سینما می تواند به ارائه مفاهیم نهفته در اثر به مخاطب کمک شایانی کند.
نمایش نامبرده با چهره های مشهور و و بلیط گران بهایش در نگاه نخست اثری تجاری به چشم می آید ، اما با کنار رفتن پرده نمایش و پدیدار شدن دکور مفهومی اجرا در همان لحظه نخست چنین ساختاری را در ذهن می شکند.
می توان به دکور تحلیلی روانشناسانه داشت. سه طبقه که در میانه اش ریشه ، تنه و شاخ و برگ درختی خودنمایی می کند. این سه طبقه به مثابه ساختار شخصیت فروید ( به تطبیق ) ناهشیار ، نیمه هشیار و هشیار است. تمامی مجادله ها میان عوام ، رویاها و فلاش بک ها در طبقه پایینی رخ می دهد . جنایت اصلی ،اعتراف ها و بازجویی ... دیدن ادامه » ها در طبقه میانی و شکوفایی و پناهگاه در بالاترین طبقه که اتاق راسکولنیکف را شامل می شود اجرا می شود. اما اعتراف راسکولنیکف در فضایی خارج از دکور اجرا می شود. لذا می توان رفت و آمد میان این طبقات مراحل شکل گیری رنج نهایی او دانست.
در مقایسه با متن اصلی که دانای کل محدود به ذهن است، اجرا کمی متفاوت است و صحنه هایی طراحی شده که شخصیت اصلی در آن حضور ندارد. اما در تقسیم رنج میان شخصیت ها که همان عوامل بیرونی شخصیت اصلی است به متن اصلی وفادار مانده است. اما می شد با کمی فاصله ازمتن اصلی ، برداشت بروزتری از راسکولنیکف ارائه می داد.
چهره پردازی راسکولنیکف ( بابک حمیدیان ) تا حدودی شبیه به تصویر خود داستایوسکی است و سایر چهره پردازی ها ما را در حال و هوای زمان نگارش اثر می برد.
اجرا تا حدودی اکسپرسیونیستی است و تماما در خدمت شرایط روحی راسکولنیکف است ، شخصیت های اصلی در مکافات راسکو سهیم اند و حتی در خلوت نیز به خودخوری مشغول اند. بازی بابک حمیدیان به اندازه ای اغراق آمیز است که بازی شخصیت های دیگر تصنعی به چشم می آید. اگر بخواهیم بر اساس رمان قضاوت کنیم شخصیت ها بیشتر پرداخت شده و بسیار مستقل تر از راسکو عمل می کنند.
در یک جمع بندی تئاتر جنایت و مکافات با توجه به اجرای قبلی این رمان به کارگردانی ایمان افشاریان اثری شایسته توجه است.
محسن جوانی، سپیده، امیر مسعود، امیر و شبنم یگانه این را خواندند
رضا بهکام این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوال اساسی من این است چیکار با کوروش دارید چرا کوروش را جنایتکار معرفی میکنید واقعا برای من سوال شده ؟ حالا میرم سراغ نمایش جنایات و مکافات اثر برجسته داستایفسکی! بازی بابک حمیدیان اغراق آمیز بود اینقدر که ایشون حالت بیمارگونه داشت راسکول نیکوف داستایفسکی نداشت در قسمتهایی راسکول نیکوف خوسنرد است ولی در اینجا دیده نشد راسکول نیکوف در خانه پیرزن در حال نقشه کشیدن برای کشتن پیرزن در درون خودش است جریان سیال ذهن که در اصل داستان بسیار مهم است اصلا در اینجا دیده نشد ،در داستان راسکول نیکوف مونولوگی دارد به این مضمون خدایا واقعا تبر را برمیدارم و میزنم توی سرش و جمجمه اش را خرد میکنم و خون جاری میشه یعنی اون غرق خون گرم میشه! نه تحملش را ندارم نمیتونم برای اینکه پای علم حساب در میان است من باید حسابم را تصفیه کنم ولی نه با این وجودم ( تصفیه حساب ... دیدن ادامه » حقوقی آیا هدف وسیله را توجیه میکند ) من که میدونستم توانش را ندارم پس چرا باید خودم را اینقدر آزار بدم خدای من راه من را به من نشون بده من هم این آرزوی لعنتی را فراموش میکنم( صحنه ای راسکول نیکوف که مقابل گنبد کلیسا وصلیب روی ان با خودش میگه ) خدای من آزادی آزادی آزادی ( آزادی از فکر کشتن پیرزن نزول خور ) به نظرم این مهمترین دیالوگی است که راسکول نیکوف با خودش میگه ولی در نمایش دیده نمیشه اینکه داستایفسکی در مقابل رنج بشر زانو میزند در فیلم برادران کارامازوف نسخه روسی دیده میشود پدر زوسیما در مقابل دیمتری زانو میزند و میگوید من در مقابل رنج بشر زانو میزنم! موسیقی به بازی ها مسلط بود و در برخی قسمتها آزار دهنده در جاهای سر درد گرفتم از صدای موسیقی ! بیشتر موسیقی محور بود تا بازی محور در حالیکه این نمایش بیشتر روی موضوع میچرخد نه موسیقی! داستایفسکی انسان را بین دو بینهایت خوب و بد در نوسان می بیند انسان میتواند از حیوانات پست تر و پایین تر و از فرشته ها بالاترباشد جایگاه انسان دائم در نوسان است و این درست ان چیزی است که دررمانهای داستایفسکی به چشم میخورد من اصلا و ابدا در نمایش چنین چیزی ندیدم و درواقع این وضعیت بشر است در رمان جنایات و مکافات راسکول نیکوف چون عدالت خواه است از فرشته بالاتر است و به خاطر قاتل بودن از حیوانات پایین تر است ، من در این نمایش این اصل را که محور بیشتر داستانهای داستایفسکی است ندیدم اصلا مسئله خیر و شر مطرح نشد در حقیقت راسکول نیکوف دارای دو نیمه است نیمه شرو نیمه خیر از این نظر روان شناسی داستایفسکی بی نظیر است جنایات مکافات دارای دو نیمه است که قرینه یکدیگرند نیمه خیرو نیمه شر، در جنایات و مکافات ما با یک قتل و یک مجازات روبرو نیسم بلکه با یک داستان بسیار عمیق روان شناختی فلسفی روبروییم داستایفسکی خواننده را با درون و زوایایی تاریک یک شخص عدالت خواه روبرو میکند به نظرم بازیگر نتوانست این را نشان بدهد در اینجا این سوال مطرح میشود ایا هدف وسیله را توجیح میکند ایا راسکول نیکوف که عدالت خواه است مجاز است که از کشتن برای رسیدن به عدالت خواهی استفاده کند ، در حالیکه در اینجا وجدان و نیمه هوشیار انسان مطرح میشود و به نظر میرسد خدا محور میشود کتابهایی به نام روح روسی وجود دارند نوشته های داستایفسکی اینگونه اند، رابطه داستایفسکی با قهرمانانش کلیدی است برای ورود به بحث فکری داستایفسکی انسان همواره بین دو بی نهایت است کاش فیلم نسخه روسی را نگاه میکردند بازی خانم مینا ساداتی منفعل بود هدف داستایفسکی از خلق سونیا یک دختری که راه برود و داستایفسکی را در آغوش بگیرد نیست تنها نقطه امید در جنایات و مکافات سونیا است که راسکول نیکوف دوستش دارد ولی بازیگر نتوانست اون امید به زندگی را که در راسکول نیکوف زنده میکند را در بازی به نمایش بگذارد آقای آتیلا پسیانی هم متاسفانه بازی چندان خوبی نداشتند اصلارذالت و پستی را در قالب یک انسان موقر نتوانست نشان دهد
اشارات جالبی داشتید دستتون درد نکنه.
با شتاب زده بودن متن مواففم خیلی بخش ها بدون اشاره به صحنه موجود در داستان رد میشد و چند صحنه طولانی تر از حد بود که خوب با توجه به طولانی بود داستان عملا امکان گنجوندن همه بخش ها درش وجود نداره..
۲۸ تیر
سپاس از شما آقای بهراد راد به ویژه متنی که درباره کوروش نوشتید نمیدانم چه سالی خانم پری صابری نمایش کوروش را ساخت و روی صحنه برد من اون زمان نبودم که این نمایش را ببینم ولی مطمئنم که خانم پری صابری کاری بسیار زیبا ارائه داده است
۳۰ تیر
درود بر شما جناب بهراد راد و بانو فریبا اکبری
بر اساس خرد ناقصم سؤالات شما را از دیدگاه شخصیم پاسخ می دهم جناب راد؛
١. آنچه که شما مطرح می کنید باز شدن باب علم دراماتورژی و باب های اقتباس و برداشت های آزاد از آثار کلاسیک جهان است که تغییرات ممکن است بواسطه ... دیدن ادامه » فرهنگ بومی آن منطقه(در اینجا ایران) و یا تغییر زبانی متن بر اساس گویش آن جغرافیا و فاکتور سوم زمانه حال و بهره مندی از سیاستهای روز رخ دهد لذا این تغییرات بر اساس علم دراماتورژی و یا اقتباس از آثار و حتا برداشتها امری بلاشک و رخ دادنی است که کاملاً مجاز و قابل دفاع است. به طور مثال انواع برداشتهایی که تا کنون از هملت از برادوی تا تهران در این سالها رخ داده را در نظر بگیرید و هر کدام هم در جایگاه خود مورد نقدها و امتیازهای مثبت و منفی بوده اند لذا در مسیر حرکتی مدرنیته و البته آوانگارد و حتا پست مدرن تمامی این روایت ها قابل احترام هستند و اینکه از هسته اصلی کلاسیک خود نشأت می گیرند در آن شکی نیست.
٢.خیلی متوجه این سؤال نشدم اگر منظورتان اغراق در صحنه است که این می تواند تجویزی باشد از طرف کارگردان و اگر بحث حرکات بدنی مطرح باشد مسأله فرم باز می شود که خب در این اثر هم ردپای فرمالیستی مشهود بود.
٣.در رابطه با بحث درگرفته من با خانم اکبری پیرامون کوروش کبیر بنده هیچگاه منکر اتفاقات بزرگ در حوزه هنر و معماری آن دوره که بعدها جزء لاینفک تمدن ایران شده نبوده ام همانطور که پیدایش ناپلئون هم برای فرانسه آغازگر بسیاری از سبک های نوشتاری ادبی و هنری در حوزه نقاشی و معماری بوده است(اسم ناپلئون را برای این آوردم چون در برخی بحثهای من با خانم اکبری نام برده شده است) ، در آن مجادله لفظی ما نظر بنده روی جنگهای کوروش در ٣٠ سال زمامداری او بوده بله حسب فرموده شما برخی از آنها دفاع از مملکت بوده خب درست ولی بسیاری از این جنگ ها فتوحات و کشور گشایی بوده و ایشان در جهت تقویت پهناور کردن ایران کوشیده اند و شروع کننده برخی نبردها بوده اند نه مدافع و نمی توان بخاطر حس ملی گرایی آنها را کتمان کرد و حقایق را بازگو نکرد.

سپاس از دو عزیز برای خوانش متن جوابیه بنده و درود.
۳۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استانیسلاوسکی می‌گوید:‌
«بازیگر کسی است که توانایی بازگو کردن افکار شخصی دیگر، توانایی واگذار کردن کامل خود در خدمت هیجانات کسی دیگر و آفرینش اعمال کسی دیگر را دارد؛ آن‌چنان که گویی این اعمال از خود اوست.»

++> این فکتی است برای پادشاه خوبان بابک حمیدیان

مه یرهولد در خصوص بازیگری می‌گوید: «انسان نیازی ندارد که روی صحنه، کوشش کند تا خالق انسان دیگری باشد، بلکه برعکس، بازیگر باید با ارائة هنر خود، دنیایی شگفت‌‌انگیز، خلق کند که در آن، هم تماشاگر بیاموزد و هم سرگرم شود.»

+> این فکتی است برای بانو بهناز جعفری ، عالیجناب مهدی سلطانی و حضرت اصغر پیران

با بهره مندی از تخفیف ٥٠ درصدی دانشجویی و لطف دوستان عهد خود شکستم و به دیدار استاد ثروتی شتافتم.(با پوزش از دوستان باوفای تیوالیم بواسطه بحث بهای بلیط)

نقدم بواسطه موج سازی ها و منفی نگری هایست که تلاش برای سیاه نمایی و تخریب اثر داشته اند و البته تلاش میکنم تا بیان حقایق از نظر خودم را با کمترین درجه غلو و گزاف گویی به نظر برسانم.

پیشتر از همه از موسیقی و صدای متن اثر کار بی نظیر کسری پاشایی نام خواهم برد ، موسیقی و نواهایی که بی اختیار المانهای هیجان ، استرس ، آشوب و خشم را در قالب همذات پنداری در مخاطب تقویت می کند؛
دکور بی نظیر کار که بر اساس ذهن درگیرانه و سیال راسکلنیکف شخصیت اثر و کار درخشان محمد رضا پناهی که با وجود ثابت ماندن در اجراهای جدید و عدم چرخش دکور ساختمان همواره عالی و در خدمت متن چند لایه نمایش بود؛ ساختمان ٣ طبقه ای که در مرکزیت خود درختی تنیده را مبتنی بر لایه های متن و البته ذهن و افکار شخصیت اصلی متن از ریشه تا شاخه ها در بر می گیرد و از اجزاء درخشان این تئاتر فاخر است.

دراماتورژی ... دیدن ادامه » اثر و نمایشنامه گرفتن از آثار کلاسیکی چون جنایت و مکافات ، رمان ٧٠٠ صفحه ای شاهکار فئودور داستایوفسکی که خود رنجیست مضاعف تا دچار لغزش پرتگاهی نشود که دوست خوبم جناب رحیم ناظریان با ظرافت و ژرف اندیشی فحوای کلام را ادا کرده اند و در مرزهایی باریک به گونه ای که شعاری جلوه گر نباشد با سیاستهای روز همراه می شود.

دیالوگها مبتنی بر درونمایه اثر یعنی فقر اجتماعی و جنایت بر پایه قتل و مکافات عمل، تأثیر گذار و در اغلب اوقات با کارکردی حداکثری در خدمت خلق اثر است.

شاه نقش نمایش راسکلنیکف برای عالیجناب بابک حمیدیان که خداوند پشت و پناهت باشد و همواره بدرخشی که بواقع قلب مرا از جا کندی.
بازی بابک حمیدیان آغشته به حرکات فرمی است که به تعمد و تجویز کارگردان است و در باب مضاعف بازی ایشان در خدمت ادبیات کلاسیک سده ١٩ روسیه (نویسندگانی چون داستایوفسکی ،چخوف،تولستوی پوشکین و گورکی) و اغراق های در ساختار متنی است که بحث سوررئالیسم را نیز باید به قلم داستایوفسکی اضافه کرد که به نوعی این ملغمه را ایجاد می کند، بنظرم جناب حمیدیان به موازات این تعابیر و البته در مسیر متد استانیسلاوسکی به درک صحیحی از ایفای نقش رسیده اند.

عالیجناب مهدی سلطانی و حضرت اصغر پیران و بانو بهناز جعفری که خوش درخشیدند.
و البته در سطحی پایین تر سایر هنرمندان بازیگر جای تشکر و تقدیر دارند.
(سطح اغراق در بازی ها بر پایه متن کلاسیک در بازی های جناب پسیانی ، خانم ها پانته آ بهرام و طناز طباطبایی در مسیر فاکتورهای شاخص انرژی انتقال حس بر اساس صدا و حرکات بدنی پایین بود که این میزان را باید به سایر همراهان و تیپ های متمم اثر نیز افزود.)

نورپردازی درخشان و بسیار قابل اعتنا در خلق قاب هایی کارت پستالی و نوستالژیک و البته در طبقات در کمک خلق فضای ملتهب و آشوب زده.
طراحی لباس غیر از ٢ مورد از مردان کافه و یا صحنه مرگ مارمالادف و کاترینا برای اطرافیانش الباقی درخشان و القاء کننده سالهای نگارش زیست اثر یعنی محدوده ١٨٦٦ میلادی در روسیه کبیر است.

کارکرد آلت قتاله تبر در صحنه ها تؤامان برای تحریک استرس مخاطب و خشونت صحنه بسیار درخشان بود.

استفاده ارواح روایت از پله های اسپیرال(گرد) هوشمندانه و استفاده حداکثری از طبقه دوم ساختمان (تنه و بدنه میانی درخت) به عنوان اداره پلیس و یا منزل مادری رودیا (پولخریا) و یا خانه پیرزن نزول خوار (آلیونا) و غیره و همینطور طبقه زیرین نیز چون کافه بر این منوال از موارد مثبت اثر است.

استفاده بهینه از خروجی های کناری برای ورود و خروج به برخی صحنه ها و یا خلق برخی قاب ها مانند ایماژ کشتار اسب و یا خروج شخصیت وجدان نهفته راسکلنیکف در آن صحنه بارانی و همچنین پرداختن به برخی لایه های داستان درخشان و ثبت شونده در ذهن بود.

اگرچه در صحنه ماقبل پایان و در نقطه اوج (خانه پولخریا) مبنی بر اعتراف راسکنیکف برای مادر در حضور دونیا خواهرش و سونیا کمی طولانی بنظر میرسد ولی با اکتهای فرمی و آشنایی طرف هستیم از نمایشهای فهرست و عجایب المخلوقات در بازی های ٤ نفر در خانه (راسکلنیکف،پولخریا،دونیا و سونیا) که می تواند از درجه طولانی بودن آن صحنه بکاهد ولی به هر حال طولانی بود.

اجرای ١٤٠ دقیقه ای که گاهی در دقایق میانی و یا پایانی از ریتم می افتد ولی با اتفاق افتادن ایماژهایی کارت پستالی و مهیج کمک می کرد تا نمایش به محور ریتمیک خود باز گردد.

البته برخی از شخصیتهای نمایش مانند رازومیخین(دوست راسکلنیکف)،لوژین(وکیل و خواستگار دونیا) و برخی دیگر در نمایش حضور ندارند که خب این می تواند در اثر اقتباسی محذوف شده و به سلیقه کارگردان و عدم کارکرد آنها در جمع آوری اثر در ١٤٠ دقیقه بستگی داشته باشد که در بروشور نیز این عبارت قید شده است :"بر اساس اثری از داستایوفسکی"

نکته منفی و آزاردهنده عبور و مرور تماشاگرام تا دقیقه ٢٠-١٥ اثر بود که تمرکز را از مخاطب در حال تماشا می گرفت و بعضاً کنار رفتن پرده های جنبی و یا درهای خروجی که نور بیرونی را به قسمت تاریک و تماشاگران منتقل می کرد که در شأن سالن وحدت نیست و نیاز به انضباط و حراست بهتری می باشد.

کارگردانی کار نیز بر اساس این متن سنگین و طراحی صحنه و دکور که بر اساس اندیشه جناب ثروتی شکل گرفته و بازی گرفتن های سهمگین خصوصاً برای شخصیت اصلی نیز قابل لمس و برجسته است.

تبریک به جناب رضا ثروتی استاد گران سنگ و مهربانم که افتخار شاگردیشان را داشته ام و تبریک و خسته نباشید برای کل گروه محترم شان.
عالی...عالی...عالی رضا جان بهکام ❤️❤️❤️
۲۸ تیر
درود بانو اکبری
رنجشی نیست، فکت من در باب آن دو بزرگوار فقید به سبک و فرم بازی آن چند عزیز در صحنه اطلاق شد چرا که اختلاف بازی داشتند و جنس ها یکسان نبود ولی در دل و پی هم می نشست... و البته می توان از فکت های دیگری هم سود جست مانند فکت هایی که من از بِکِت ... دیدن ادامه » یا گروتفسکی در مورد بازیگر در نقدم بر نمایش سقراط در همین سالن و البته در سال قبل نوشتم؛
فرض بفرمایید موزیک از این کار حذف شود ، به نظرم کمی اتمسفر تغییر می کرد و شاید حس مخاطب دیرتر به خروش می رسید، قیاسی در حوزه سینما مطرح می کنم: استاد اصغر فرهادی در فیلم هایش از موزیک متن استفاده نمی کند خب چه شد؟ قالب دکوپاژهای قوی و بازی ها غالب بر صحنه است و اتفاقاً سکوت بینا بینی در برخی سکانس ها اتمسفر عجیبتری خلق کرد لذا استفاده از این متمم صحنه بستگی به کارگردان ها دارد و البته به نظرم اینجا کار آقای کسریٰ پاشایی درخشان بود و البته خود بنده چون با موزیک عجین هستم این کالبد موزیکال و اصواتی را پسندیدم و خب ممکن است شخصی دیگر نپسندد(مانند شما) ولی ضربه زننده نخواهد بود.
اینکه شما از شیوه کاری تان و تأثرات آن در خوانش های رمان ها و یا هر اثر هنری دیگری بهره می برید و جزئیات را با دیدی تخصصی در حوزه علوم پزشکی پیش می برید بسیار جالب و جذاب است و قطعاً لذت آن اثر هنری ناب و ذهنی تر می شود.
صدای مخالف هم برایند اجتماع ٢ جهان ذهنی است که مبارک است.
تا باشد از این بحث ها و مجادلات :))) ❤️
موفق باشید.
۳۰ تیر
سپاس از نظر شما درباره دیدگاه پزشکی فیلم پرتقال کوکی کوبریک قابل تقدیر است خود من هم با موسیقی عجین هستم موسیقی برایم مانند غذای روح است
۳۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مکافات و‌ جنایت!
فی الواقع دوست دارم سر #رضا_ثروتی فریاد بزنم! چطور توانستی حرامش کنی!
هر چقدر هم که از علاقه های گذشته فاصله گرفته باشی، از برخی نام ها نمی توان گذشت، مثلا فرض کن بعد سال ها ندیدن فیلم، روزشمار بگذاری برای فیلم جدید تارانتینو، یا با خاطره "ویتسک" و "فهرست" و‌ "اتاق ورونیکا" بعد سال ها بی میلی و قهر با تئاتر با نام ثروتی بر بلیت صد و شصت هزار تومنی چشم پوشی کنی و بروی که یک نمایش خوب ببینی.
جنایت و مکافات جزو برترین آثار ادبی تاریخ است و بسیار هنرمندانه با نفوذ به اعماق روح و روان شخصیت ها رنج‌ و‌ تنهایی نوع بشر را به تصویر می کشد. پس قبول که تبدیل کردن یک اثر ادبی هفتصد و خورده ای صفحه ای به یک نمایش دوساعته کار ساده ای نیست! اما من نظرم این است: نمی توانی و حوصله وقت گذاشتن اساسی نداری، نکن! حرامش نکن!
نمی شود که کتاب ... دیدن ادامه » را ورق بزنی و هر چند صفحه بگویی خب این صفحه را اجرا کنیم این صفحه را ولش، و‌بروی تا آخر!
من از دراماتورژی و لزوم حضورش در تئاتر مخصوصا به هنگام یک اقتباس از شاهکار ادبی مختص یک زمانه و فرهنگ دیگر آنقدر نمی دانم که اظهار فضل کنم.
اما به گمانِ منِ مخاطب عامِ علاقه مند، در یک نمایش همه چیز باید در خدمت یک تصویر سازی شسته و رفته از متن باشد. طراحی صحنه می تواند خیلی مینیمالیستی اما در خدمت لذت بردن مخاطب از اثر و درک درست اثر باشد، می تواند با یک دکور هیولا با درخت غول پیکر یک کارت پستال چند طبقه مفهومی از ساختار های ذهنی و روانی بسازد اما نه تنها کمکی به بهتر درک شدن نمایش توسط مخاطب نکند! در دیدن ساده هم او‌را به مکافات بیندازد!
عزیزی نوشته بود جنایت و مکافات داستایوفسکی روی صحنه مثله شد! من‌آنقدر ها بی انصاف نیستم، اما میگویم حرام شد! حیف شد. نه تنها متن حیف شد! بابک حمیدیان که حیف تر شد! آنقدر بی نظیر بود که من هر لحظه از نمایش ثروتی را فحش دادم! این بابک حمیدیان که بار نمایش را مثل اثر داستایوفسکی یک تنه به دوش کشید، در بند کارگردانی و‌نور پردازی و طراحی صحنه حرام شد. آنقدر دور و‌در سایه و‌گاهی و از برخی زوایا ماسکه شده بود که نصف تماشاچیان همه هنرنمایی اش را ندیدند! و من علاقه مند به کارهای ثروتی، همه این ضعف ها را چشم ثروتی می بینم!
حرامش کردی برادر!
جنایت و مکافات را حرام کردی!
پیام دهکردی و بهناز جعفری را حرام کردی!
بابک حمیدیان را خیلی حرام کردی!
پی نوشت اول: بعضی ها روی صحنه پیر هم که بشوند بازیگر نمی شوند! اسم نمیبرم.
دوم: این نمایش هنوز از متوسط بالاتر است، اما از نظر من ضعیف ترین کار ثروتی از نظر من است.
پی نوشت سوم: دو‌ساعت و‌اندی نشستن روی صندلی تالار وحد خطر ابتلا به زخم بستر و کمر درد و آرتروز را هشت صد درد افزایش می دهد!
دوست خوب تیوالی، امروز عهد خود شکستم و در سانس ویژه به دیدن نمایش شتافتم (البته با کمک تخفیف دانشجویی) و اینکه با احترام به شما در اغلب موارد با شما موافق نیستم...
بابک حمیدیان ، بهناز جعفری ، اصغر پیران و مهدی سلطانی از جان مایه گذاشتند و دکور و طبقات در ... دیدن ادامه » خدمت متن نمایشی و نور و موزیک متن خیلی خوب سوار بر اثر بود و رد پای اکتهای عجایب المخلوقات و فهرست در ١/٣ پایانی اثر آشکار بود و بسیاری موارد مثبت دیگر...
۲۷ تیر
سلام، نظر شما محترمه، هر کس میتونه یک توقع و انتظار از یک نمایش داشته باشه و از زوایای متفاوتی یک اثر رو ببینه، البته بخش اخر صحبتتون با نظر من منافاتی نداشت، من هم بازی بازیگران رو تحسین می کنم مخصوصا بابک حمیدیان و بهناز جعفری، جز یک دو مورد شناخته شده ... دیدن ادامه » که به نظر من هیجوقت بازیگر خوبی نمیشن. به هر حال به نظرتون احترام میکذارم. شاید من باید باد بگیرم بهتر ببینم.
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدونم توقع بیش از حد من بود یا از کمبود نمایش، بهرحال دیدن این نمایشو به بقیه پیشنهاد نمیکنم. تنها نکته مثبتش برای من دکور خوب و شخصیت پردازی راسکلنیکف بود. متاسفانه رو مابقی شخصیت ها به خوبی کار نشده بود. خیلی رو فلسفه اصلی داستان متمرکز نبود. صرفا یسری دیالوگ بود ازین فکر نه تحلیل. یسری قسمت ها واقعا اضافی بود و تورو از اون فکر پشت داستان دور میکرد (مخصوصا فضای خشن تو بعضی جاها). راسکلنیکف دردش اصلاح جامعه به روش خودش بود (چیزی که من درک کردم از خوندن داستان). دردش فقر بود. رنج بود. رنج مردم سن پترزبورگ که اونارو تبدیل کرد بود به آدمای دیگه ...
باهاتون موافقم اصلن عمق داستان داستایوفسکی در نیومده بود. بیشتر لوکس و قشنگ بود
۲۶ تیر
موافقم خیلی جاها دیالوگها تکراری بود رنج بشر را خیلی زیاد تکرار کردند اینکه داستایفسکی مانند اشعه ایکس در وجود انسان میرود و روان و روح انسان را برهنه و عریان به تصویر میکشد من اصلا و ابدا در این نمایش ندیدم نمیدانم چرا دوستان از بازی اغراق امیز بابک ... دیدن ادامه » حمیدیان اینقدر تعریف کردند
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
5 بلیط برای روز جمعه 28 تیر به قیمت سایت 09124270307
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تعجبم از دوستانی که گفتند: حیف وقت و پولی که برای این اجرا هدر دادیم و مکافات ما بود!! خیلی دوست دارم بدونم تعریف کار خوب از نظر اونا چیه؟ و اگر توانایی خود را بالاتر می دونن خب دیگران را بی نصیب نزارن از هوش و خلاقیت هنری خودشان.
اولین چیزی که دراین اجرا برام چشمگیر بود بازی درخشان بابک حمیدیان در نقش راسکولنیکف، قامت لاغر و کشیده، ریش بلند و موی آشفته، رنگ پریده و حالت مالیخولیایی ذهنی که در بازی کاملا مشهود بود و فکر می کنم چنان غرق در نقش شده بود که حتی در پایان اجرا برای معرفی از خودش بیرون نیومده بود.
استفاده از نظریه فروید نظریه‌ روانکاوی معروفش، شخصیت انسان را شامل سه عنصر نهاد، خود یا ایگو و فراخود یا سوپرایگو می‌داند. ترکیب این سه عنصر شخصیتی باعث ایجاد رفتارهای پیچیده‌ انسان‌ می‌شود.که با ترسیم دکور درخت در وسط سن و سه لایه مجزا نشان ... دیدن ادامه » دادن آن و ارتباط با حالات شخصیت ها برام جذاب بود و بنظرم بسیار هوشمندانه و قابل تحسین.
نورپردازی، موسیقی و طراحی لباس خوب بود و باید در نظر داشت اون حجم رمان که پیچیدگی های روانشناسی ، فلسفی، مذهبی .و... دارد در قالب یک نمایش با مدت زمان کم درآوردن خیلی سخته و اجراهای دیگه جنایت و مکافات را اگر دیده باشین میفهمین که این کار چقدر قوی تر و به رمان نزدیک تر درومده.
رضا ثروتی بنظرم کارگردان تئاتر خیلی خوبیه و برای هر انتخابش ایده خلاقانه و نو داره. منکه سعی می کنم هیچ کدوم از کارای ایشونو از دست ندم و همیشه تالار وحدت برام فضای جذابی و هرکاری که اونجا دیدم به دلم نشسته، فقط می تونم بگم یکم زمانش طولانی بود و میشد بعضی دیالوگ های برخی شخصیت ها کوتاه تر باشه بنظرم دیالوگ های ابتدایی پیام دهکردی خیلی طولانی بود و مخاطبی که عشق تئاتر نداره رو خسته می کرد با اینکه بیان و اجراش خوب بود ولی مدتش میشد کوتاه تر باشه
امیر مسعود، سپیده، iamnegin@، محسن جوانی و رضا بولو این را خواندند
علی مهدوی و کاملیا عبدالصمد این را دوست دارند
خیلی دوست دارم بدونم تعریف کار خوب از نظر اونا چیه؟ و اگر توانایی خود را بالاتر می دونن خب دیگران را بی نصیب نزارن از هوش و خلاقیت هنری خودشان.....

چه حرف عجیب و غریبی .....
۲۳ تیر
فارغ از اینکه یکروزه بودن اکانت هیچ ایرادی ندارد اما نکته قابل توجه این است که تا به حال نقد مخالفی از این عزیزان ندیده ایم همین موضوع باعث این شبهه میشود که عوامل و دست اندرکاران نمایش در این امر دخیل هستند.
۲۳ تیر
چرا تفاوت در دیدگاهها ، نگرش ها ، سلایق و علایق موجب تعجب میشود ؟ آیا هر قضاوتی را که در مورد هر پدیده ای نمودیم دیگران هم می بایست هم رای و هم نظر ما باشند و در صورتی که قضاوتشان با قضاوت ما زاویه داشت الا و لابد جای تعجب دارد ؟

به واقع چه قضاوت عجیب و ... دیدن ادامه » غریبی ....
۲۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معمولا بعد از تماشاى یک نمایش، تا از حال و هوایش بیرون نیامده ام، چند خطى برایش مى نویسم... اما #جنایت_و_مکافات درست در وسط روزهاى خوب و شلوغى بود، که نوشتن برایش را به تعویق انداخت، و وقتى دیدم هفت اجرا بیشتر برایش باقى نمانده است، بیشتر از جهت ترغیب دوستان به تماشاى این اثر، گفتم چند جمله اى نوشتن براى آن خالى از لطف نیست!
-جنایت و مکافات از جهت بازیگران حاضر بر صحنه، یک مجموعه ى فوق العاده بود، #بابک_حمیدیان #آتیلا_پسیانی #طنازطباطبایی #مهدى_سلطانى #میناساداتی #پیام_دهکردی #پانته_آ_بهرام #بهنازجعفری ترکیبى از بهترین ها که هر کدام در نوع خود در سینما و تئاتر سابقه اى درخشان دارند! و انتخاب بابک حمیدیان در نقش راسکولْنیکُف انتخاب هوشمندانه اى بود و او در نقش خود خوش درخشید و نقش اصلى نمایش بود! صحبت در مورد ستارگان این اثر، سخن به گزاف است، که هنرشان ... دیدن ادامه » بر کسى پوشیده نیست.
-هر چند تالار وحدت، کم صحنه هاى درخشان بر خود ندیده است، اما طراحى صحنه این اثر نیز با اینکه ثابت بود، اما هوشمندانه از سه طبقه کردن صحنه بهره برده، که تشدید پرسپکتیو در طبقه ى میانى، نکته ى مهمى بود که دوست عزیز من بدان پى برده بود!
و حضور درختى در وسط این صحنه که ریشه، تنه و شاید پرو بالش هر کدام در طبقه اى از اتفاقات نمایش بود، موردى است که نیاز به واکاوى دارد و من به شخصه بسیار مشتاقم تا در جایى در باب آن بیشتر خوانده و بدانم.
-و اما داستان نمایش...
جنایت و مکافات به نمایش در آمده، بخشى از کتابى به همین نام از داستایوفسکى است. اثر بر روى صحنه به شدت ضد خداست، آن هم با ادله اى که امروزه در شبکه هاى مجازى و محاورات روزمره زیاد مى شنویم، و البته چندان پرمایه نیست! اینکه خون زن مبتلا به سل را به اینکه خدا کجاست نسبت مى دهد، در مواجهه با فقر و بدبختى و زنى که از ندارى به تن فروشى روى آورده و ... پاى خدا را وسط مى کشد و... اما جالب است که داستایوفسکى به شدت موحد است، و جمله ى معروف "اگر خدا نباشد، همه چیز مجاز است" از اوست. اینکه چقدر اداى این جملات ضد خدا منطبق بر نوشته ى داستایوفسکى است یا در اثر به نمایش در آمده اضافه شده را نمى دانم، اما به نظر شخصى من در روزگارى که مشکلات مالى و فساد و... بیداد مى کند و زندگى را بر مردم تنگ و پایه هاى اعتقادى غالب ایشان متزلزل شده است، کاش به این جریان دامن نزده و خدا را بیشتر از این از مردم نگیریم!
گویا دکور اوایل ثابت نبوده بعد شکستن ثابت شده
۲۱ تیر
در مقدمه خانم مهری آهی نوشته شده که راسکلنیکف مثل خیلی از آدمای دور و بر خودش نهیلیست میشه اما در انتهای رمان از نهیلیستی برمیگرده . به نظرم در نمایش موقعی که کاترینا میگه خدا رو میبینی ؟ خدا اینه ! فکر میکنم منظور کارگردان نشان دادن گرایش نهیلیسم افراد ... دیدن ادامه » در اون زمان بوده . صد البته روی کارکتر سوفیا که بسیار خداباوره به اندازه کافی تمرکز شده و مشخصات ظاهری و خلق و خوی مینا ساداتی با آنچه که داستایوفسکی گفته مطابقت داره . بر اثر معاشرت راسکلنیکف با سوفیاست که راسکلنیکف به اشتباه بودن و توجیه ناپذیری کارش و دستکاری در روال دنیا پی میبره و خودش اعتراف میکنه و طبق آنچه که در مقدمه مهری آهی آمده است راسکلینکف هنگامی که مکافات قانونی جنایتش رو میکشه احساس آسودگی میکنه اما قبل از اون از یه مکافات درونی رنج میبرده که به مراتب بدتر از مکافات قانونی بوده و بخاطر همینم تو نمایش از افسر هم میپرسه که آیا مکافات درونی کافی نیست برای مجازات جنایتکار ؟
۲۴ تیر
و لازم به ذکره که کاترینا اون دیالوگ رو در اجتماع و جلوی مردم مطرح میکنه . تا اونجایی که من دستگیرم شد میتونه اون قسمت دال بر گرایش نهیلیسم یک سری افراد پطرزبورگ اون زمان باشه
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی صحنه و نورپردازی مبتکرانه و خوبی داشت،
البته ظاهرا در روزهای اول نمایش صحنه چندبار می چرخیده و به دلیل صدمه ای که به سن تالار زده این مساله منتفی شده ولی با این وجود خوب بود.
طراحی لباس ها خوب بود ولی می تونست بهتر هم باشه.
فقط اگر خواستید تشریف ببرید همون طور که دوستان دیگه هم اشاره کردن ردیف های جلو ننشینید، از عقب راحت تر صحنه دیده میشه بخاطر نوع خاص طراحی صحنه، احتمالا دید از بالکن هم باید خوب باشه.
موسیقی و صدای به کار رفته در نمایش هم بجز یکی دو جا باقی خوب بودند بنظرم،
بازی ها هم نه خیلی عالی و نه بد، جایی بین این دو،
بهتر از همه بابک حمیدیان و مهدی سلطانی.
زمان نمایش مقداری زیاد بود و بعضی از صحنه ها می تونست کوتاه تر اجرا بشه، اواخرش برام خسته کننده شد کار کمی.
کارگردانی متوسط.
در کل کار نسبتا خوبی بود.
محور اصلی نمایش بازی قوی بابک حمیدیان بود و میشه گفت بازی بقیه بازیگران واقعن درخور توجه نبود! خصوصا بازی طناز طباطبایی و پانته آ بهرام واقعن ضعیف بود.
نکته دیگه اینکه با توجه به دکور صحنه اگر میخواید دید بهتری داشته باشید به هیچ عنوان بلیطای ردیف ۱تا۸ رو نخرید و سعی کنید عقبتر از این ردیفا بلیط بگیرید
اثر خاصی نبود و با ندیدنش چیز خاصی رو از دست نمیدادم
چقدر خوب که بابک حمیدیان و مینا ساداتی میتونستن همو در آغوش بگیرن چقدر نمایش باور پذیر تر و قشنگ تر شد حیف که همیشه این امکان وجود نداره :(
iamnegin@، سپیده، امیر مسعود، پوریا، فرناز نوروزی و رضا بولو این را خواندند
شاهین این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزی که در این نمایش خیلی جلب توجه میکنه اینه که کارگردان با وجود در اختیار داشتن این همه ابزار قوی، چه طور میتونه این نمایش کسل کننده رو پدید بیاره ؟
با وجود حضور چندین چهره نامدار، نمایشنامه بسیار قوی و معروف، سالن خوب و دکور جذاب، این نمایش به قدری کند و نچسبه که چندین بار اقدام به ترک سالن کردم. (نه تنها من بلگه همراهانم هم همین نظر رو داشتن)
واقعا نمایش ضعیفی هست. دیالوگ های طولانی و نچسب، روند کند داستان، کشدار کردن بی مورد، بازی های بسیار بسیار ضعیف، بی برنامه بودن بازی ها و سینک نبودن بازیگرا و از همه مهمتر استفاده نا درست از موسیقی در این نمایش همشون از عواملی هستن که در نهایت آدم رو از دیدن این نمایش به شدت مایوس میکنه.
در کل این داستان حس شما بر انگیخته نمیشه. هیچ اوجی در این نمایش نیست. نور پردازی در برخی زوایا خنده داره. یه جاهایی فقط ... دیدن ادامه » برای پر کردن صحنه بازیگران رو حرکت میدن :|
من به شخصه متاسف شدم و خجالت کشیدم این چهره های نازنین در این نمایش حضور داشتن. میتونست خیلی بهتر از باشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به معنای واقعی ارزش تماشا فقط برای 10 یا 15 دقیقه رو داشت
تکرار بیش از اندازه زمخت و بد ریخت
استفاده از صداسازی نا مناسب و ایجاد تپق های غیر عامدانه
دور شدن از کنش دراماتیک
غیر همسو شدن مخاطب با نمایش
عدم ایجاد کاریزما
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جنایت و مکافات
به هر حال وقتی به دیدن اثری از رضا ثروتی میری قطعا انتظار داری اثری شگفت انگیز ببینی که همینطور هم بود صحنه بسیار زیبا و درست و پر از مفهوم و بسیار پر کاربرد
بازیگران بی نظیر در واقع هر کدام از بازیگران به تنهایی برای یک نمایش عالی هستن
بابک حمیدیان فوق‌العاده بود بهناز جعفری بی نظیر پیام دهکردی مسحور کننده و ...
تبریک میگم به عوامل نمایش
کِیف کردم از دیدن بازیهای خوب تمام نام آشنایان این نمایش، از دیدن شاهکاری از بابک حمیدیان، از دکور مسحور کننده، از انتقال ماهرانه‌ی حس دیوانگی، از قابی که جنون سه زن را در تنه‌ی خشکیده درختی به خاطر گذاشت.
و نمی‌دونین چقدر کِیف بیشتری داشت؛ برای اولین بار در وحدت از بالکن نوری از موبایلی در وسط اجرا به چشم نمی‌خورد و این فقط بر می‌گشت به حرفای کوبنده آقای پسیانی (قبل از شروع نمایش) که چقدر خوب می‌شد اگه همین حرفاشون در همه‌ی سالنهای تئاتر برای هر اجرا پخش می‌شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم خیلی قشنگ بود مخصوصا اگه کتاب رو نخونده باشید. نور پردازی و افکت صدا وگریم عالی بود از یک کارگزدان خوب کار خوب دیدیم و از همه مهمتر بازی فوق العاده بابک حمیدیان و مینا ساداتی و پیام دهکردی و بهناز جعفری فقط نقطه ضعف به نظرم بازی خانم طباطبایی بود وگرنه همه چیزش خیلی خوب بود خیلی از کسانی که نمره پایین دادن به خاطر قیمتش هست ولی به نظرم میارزه
امیر مسعود، حمیدرضا مرادی، مهدی علی نژاد و فرناز نوروزی این را خواندند
شاهین این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید