تیوال نمایش کرونوس
S3 : 11:04:13
  ۱۹ خرداد تا ۲۱ تیر
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: علی صفری
: حسین منفرد، میلاد آریافر، ابراهیم ناییج، کوروش شاهونه، علیرضا گلدهی، امیرعلی گودرزی و رها حاجی زینل
: سعید صفرپور، سید سالار موسوی

: مهیار ایسوند
: سولماز غفاریان
: متین کی‌منش
: نسرین آجرلو
: علی صفری
: مهیار بهمنش
: امین قنبری
: محسن حسینی
: شاهین فتحی
: گروه سایرنس
: رها حاجی زینل
: سید پیام حسینی
: اشکان حشمتی (کوبه‌ای)، علی قاسمی (گیتار الکتریک)، کاویان میثاقی (ویولن)، ثمین پورآذر (ویولن سل)، علی جنابی (پیانو)
: سید پیام حسینی، میترا کرمی، رها حاجی زینل
: رهام سلطانی
: رضا جاویدی
: نسترن سیف
: شهرزاد محمودی
: محمد امین فرج خواه
: علیرضا محمودی، رهام سلطانی
: سحر صالحی
: آذین پورزندی، مصطفی امانی
: احمدرضا مقصودی، امیر حسن تیموری، مجید قفلی
: گروه جارچی
خانواده‌ای در سال سی هزار میلادی به دنبال راهی برای بازگشت به گذشته است.

گزارش تصویری تیوال از نمایش کرونوس / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش کرونوس به شدت شبیه وضعیت فعلی است/سانتی مانتالیسم در سینما فراگیر شده

» کرونوس در میان استقبال تماشاگران به کار خود پایان داد

» پشت نمایشنامه «کرونوس» تفکر جالبی نهفته است

» یادداشت آزیتا رصافی مستندساز سینما برای نمایش «کرونوس»

» یادداشت مرتضی‌علی عباس میرزایی، کارگردان فیلم «انزوا»، برای نمایش «کرونوس»

» نمایش «کرونوس» تا پایان هفته تمدید شد

» گفت‌وگوی سیدحسین رسولی (روزنامه اعتماد) با علی صفری

» کرونوس موتور بی‌حرکت زمان

» یادداشت علی صفری نویسنده و کارگردان کرونوس

» یادداشت نیلوفر ثانی برای نمایش کرونوس در خبرگزاری ایلنا

» گلاب آدینه: کرونوس اثری خوش سلیقه و بدیع بود

» دغدغه‌ام شکل‌گیری سوال در ذهن مخاطب است

» یادداشت فاطمه درخشان، منتقد هنرنت، براى نمایش «کرونوس»

» یادداشت آریو راقب کیانی، منتقد تئاتر/ روزنامه آرمان امروز، براى نمایش «کرونوس»

» یادداشت مسیح حیدری زاده، پایگاه تحلیلی هنری ویرگول، براى نمایش «کرونوس»

» یادداشت سید حسین رسولی، روزنامه توسعه ایران، براى نمایش «کرونوس»

» یادداشت محمدحسن خدایی، روزنامه اعتماد، براى نمایش «کرونوس»

» یادداشت محمد رستم زاد، خبرگزاری میزان، براى نمایش «کرونوس»

» قراردادهای ثبت شده بخش مهمی از تقدیر انسان است

» مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی به تماشای کرونوس نشست

» سرگردانی بر دروازه زمان، انسان گرگ انسان است

» نگاهی به نمایش «کرونوس» کارگردانی علی صفری

» روایت علی صفری از نمایش "کرونوس"

» «کرونوس» میزبان خبرنگاران و عکاسان خواهد بود

» پوستر نمایش «کرونوس» رونمایی شد

» لوگوی متحرک نمایش «کرونوس» با طراحی گرافیکی «امین قنبری» رونمایی شد.

» به گزارش روابط عمومی گروه تئاتر سه گانه، نمایش "کرونوس" به کارگردانی علی صفری در سالن شماره یک عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌رود.

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
برای من تداعی کننده چند فیلم سینمایی در ژانرهای science-fiction و به ویژه آخر الزمانی بود.
تجربه دیدن نمایش در این ژانر که از البته از علایق من است، برایم بسیار تازگی داشت.

درود به همه عوامل و کارگردان محترم و به خصوص گروه موسیقی
چرخ زمان

متن و اجرای لایه‌لایه‌ای که پیش روی ماست، از همان ابتدا ما را به میان دنیایی پرتاب می‌کند، که بی‌مکان و بی‌زمان موجودیت خودش را می‌سازد. اما در این میان، چرخ زمان می‌چرخد و وقایع و موجودات را از زیر چرخ‌اش رد می‌کند. همان‌قدر بی‌رحم و ویرانگر، همه چیز را می‌بلعد که خدای زمان، کرونوس، بچه‌هایش را.* همانطور که فرانسیسکو د گویا در نقاشی یا سری نقاشی‌های موسوم به نقاشی‌های سیاه‌اش طی 4 سال آن را به تصویر کشیده است.** علی‌رغم اینکه متن و کارگردان، علاقه‌ موکدی به بولد کردن داستان اسطوره‌ای کرونوس ندارند، اما این داستان، یکی از لایه‌های متن را به طور کامل نمایندگی می‌کند:
کرونوس، جوانترین فرزند اورانوس (تجسم آسمان) و گایا (تجسم زمین)، از خانواده تایتان‌ها می‌باشد. ظلم‌های پدر بر فرزندان گایا و خود او، گایا را بر آن می‌دارد که فرزندان را علیه پدر تحریک کرده و داسی سنگی بسازد تا فرزندانش به کمک آن، پدر را عقیم کنند. از میان فرزندان، تنها کرونوس که به قدرت پدر نیز حسادت داشت، این وظیفه را قبول می‌کند و با دامی که گایا فراهم می‌کند، پدر را عقیم می‌کند. سپس کرونوس، تخت پادشاهی را تصاحب کرده و خواهرش رِی را به همسری می‌گیرد. گایا و و اورانوس، کرونوس را از پیش‌گویی‌ای آگاه می‌کنند که او توسط یکی از پسرانش به همین ترتیب که پدر خود را از تخت به زیر کشید، واژگون خواهد شد. به همین دلیل، کرونوس، فرزندانش را به محض تولد می‌خورد.
رِی برای کمک نزد گایا می‌رود تا فرزندانش را از دست کرونوس نجات دهد. رِی سنگی را در لباس زئوس، آخرین فرزندش، می‌پیچد و بدین وسیله کرونوس را فریب می‌دهد که همه فرزندانش را خورده است. زئوس بدین ترتیب زنده می‌ماند و پنهانی بزرگ می‌شود.زئوس پس از بزرگ شدن، در مقام یکی از نزدیکان شاه، به کرونوس نزدیک شده و انتقام می‌گیرد. کرونوس را مسموم کرده و با سمی که به او می‌دهد باعث می‌شود کرونوس برادران و خواهرانش را قی کند. سپس جنگی بین زئوس و همراهانش و کرونوس و دیگر تایتان‌ها درمی‌گیرد و همانطور که پیش‌گویی شده بود، کرونوس شکست می‌خورد.
در لایه‌ای دیگر از داستان، همانطور که اسم کاراکترها (نو و هم، شم، یاف) گویاست، داستان نوح و سه فرزندش می‌باشد که در اثر خشم خدا از نافرمانی‌ها، نوح توسط خدا فرمانی برای پاکسازی زمین می‌گیرد و داستان کشتی نوح و نجات نوح و خانواده‌اش و همچنین حیوانات و پرندگان به صورت جفت، اتفاق می‌افتد. سیل عظیمی که پس از ساخت کشتی رخ می‌دهد، مفهوم اولیه‌ای به موج در داستان حاضر می‌دهد که با کلمه موج بازی‌های کلامی بسیاری در طول اجرا به صورت یک موتیف می‌شود. علاوه بر ارتباط سیل با موج، اعداد و ارقام مربوط به طول مدت سیل در داستان کشتی نوح، و سن زیاد نوح نیز ارتباط درخور و بجایی دارند.*** همینطور کشتی نوح، از سه قسمت تشکیل شده بود که برای بنی‌اسرائیل نمایانگر سه بخش دنیا: بهشت، زمین و دنیای زیرزمینی بوده و اینجا می‌تواند نشانگر گذشته، حال و آینده مردمان باشد. نکته دیگر داستان نوح، اتفاق نفرینِ هم می‌باشد که در واقع اصل داستان به کنعان، پسرِ هم برمی‌گردد، که چون هم، شاهد مست و لخت بودن نوح در چادرش بوده و آن را به برادرانش گفته تا او را بپوشانند، نوح پس از هشیاری او را از طریق نفرین پسرش، کنعان، نفرین می‌کند. هم نیز در مقابله با این نفرین، نوح را عقیم می‌کند تا نفرین کنعان، پسر چهارم هم، با این مجازات، نوح را از داشتن پسر چهارم محروم کند. اینجاست که این داستان با داستان کرونوس گره می‌خورد و تشابهات از اتفاقات متنی فراتر می‌رود و عقیم‌سازی در هر دو داستان، با وجود زن به عنوان کلید بازگشت در متن حاضر، به زیبایی همراه می‌گردد.
یاف که شکل کامل آن یافث^ می‌باشد و در بیشتر متون، فرزند آخر و جوان خانواده عنوان شده است (البته فرزند وسط نیز در بعضی متون بوده است) به عنوان جدِ مردمان نسل نوح نیز از او یاد شده است.
حال فارغ از این دو زیرلایه اصلی متن که نقش کلیدی در داستان ایفا می‌کنند، اجرا ارجاعاتی به داستان‌ها و فیلم‌های متفاوتی دارد که این موضوع نه شکل تقلید و نه شکل بازسازی آنها را دارد، بلکه برآمده از تجربه‌ زیست کارگردان اثر هستند.
اجرا در تمامیتِ خودش یک لوپ بی‌انتهاست و آخر اجرا با چرخشی منحصربفرد بر روی صحنه شروع اجرا قرار می‌گیرد تا هر آنچه بر ما در طول اجرا می‌گذرد، پس از خروج از سالن بازاجرا شود. در واقع داستان، پایانی ندارد و پس از اتمام، همان مسیر مجددا تکرار و تکرار می‌شود و نقطه شروع و پایان، روی محیط دایره‌ای روی هم قرار می‌گیرند. همین موضوع به نوعی در گریم متفاوت و موهای شاله به عنوان پدربزرگ و مسن‌ترین کاراکتر داستان، و یاف به عنوان جوان‌ترین فرد، به خوبی پدیدار شده است. بزرگی اتفاقات حول یاف و حجم تجربه قرارگرفته در این کاراکتر نیز به این اثر شکل بیشتری می‌دهد. ماهیت زمان در تکرار صحنه‌های اجرا و بازی با نور به خوبی شکل می‌گیرد و مکان ناظر در اجرای مجدد هر صحنه، هربار از جایی مختلف، و انتقال دیالوگ‌ها از یک نفر به نفر دیگر، در کامل‌ترین شکل ممکن، نسبی بودن ناظر و زمان را می‌سازد.
به نقش زن برای بازگشت در خلال توضیحات بالا اشاره شد اما برای آینه که نقشی کلیدی در داستان ایفا می‌کند، به نوشته زیر از جاودانگی اثر میلان کوندرا بسنده می‌کنم:

"فقط زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آینه نباشد. تو درباره صورتت خیالبافی می‌کنی و تصورت این است که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است.
و بعد وقتی چهل ساله شدی، کسی برای اولین بار آینه‌ای در برابرت می‌گیرد. وحشت خودت را مجسم کن!
تو صورت یک بیگانه را خواهی دید و به روشنی به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی: صورتِ تو، خودِ تو نیست!"


----------------
* ... دیدن ادامه » گرچه cronus با chronos (کلمه یونانی برای زمان) متفاوت است، اما به cronus نیز خدای زمان می‌گفتند چون مسیر زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و شباهت‌هایی از جمله بی‌رحمی، داشتن ریش و داس بین آنها مشترک بود.
** Saturn devouring his child نام نقاشی اصلی گویا می‌باشد. اما دلیل خلق 14 نقاشی از این سوژه طی 4 سال توسط این نقاش، به واسطه تغییرات فیزیکی و روانی ایست که به واسطه زمان رخ داده و دگردیسی هنرمند در تقابل با اثر را داشته، همانطور که جیمز جویس از اثرات رنسانس بر انسان مدرن می‌گوید. تشابه دگردیسی مداوم این نقاشی در طول زمان نیز، تشابه جالبی با این اثر نمایشی و دنیای آن دارد.
*** بعد از به آب انداختن کشتی، 40 شبانه‌روز تمام باران می‌بارد؛ سیل طی 150 روز زمین را درمی‌نوردد و همه موجودات زنده را نابود می‌کند؛ بعد از اینکه کشتی بر کوه‌های آرارات آرام می‌گیرد، نوح و خانواده‌اش تقریبا 8 ماه دیگر منتظر می‌مانند تا سطح زمین خشک شود؛ در آخر، پس از یک سال نوح از کشتی خارج می‌شود و سوختن قربانی‌ها را به درگاه خدا پیشنهاد می‌کند.
^ یافث به معنای ادامه دادن و گسترش یافتن در ریشه‌شناسی کلمه معنی شده است.
از زیبایی‌های دکور و طراحی صحنه، موسیقی بی‌نظیر گروه سایرنس به صورت زنده و به طراحی خانم حاجی‌زینل جدایِ از صدای به غایت زیبا و منحصربفرد ایشون، اکسسوار فوق‌العاده و طراحی لباس بی‌نقص و گریم باورپذیر و عالی این کار، در نوشته بالا اشاره نکردم تا یکپارچگی ... دیدن ادامه » متن از دست نرود :)
۱۹ تیر
لذت که چه عرض کنم. از شدت لذت اوردوز کردم. در حد سوادم چند کلمه ای هم نوشتم.
ایشالا از شما تحلیل های بیشتری از سایر نمایش ها ببینیم و لذت ببریم
۲۲ تیر
خیلیم عالیییی..بهترین انتقال حس بود این برای من :)
قربون شما، ممنون
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Mad Max Fury Road
نمایش از نظر بنده اصلا دلچسب نبود و به هیچ وجه با این امتیازی که در برگ نمایش می‌بینیم تناسبی ندارد. با نگاهی به فیلمها و کتابهایی که به موضوع آینده پرداخته و در واقع در ژانر علمی تخیلی جای می‌گیرند؛ متوجه می‌شویم که داستان این قبیل محتواهای هنری، بر یک بنیان فلسفی و علمی محکم استوار هستند نه خیالپردازی محض نویسنده. چیزی که به هیچ وجه در این نمایش شاهد آن نیستیم. نمایش تلاش بر نشان دادن آینده‌ای بدوی دارد که انسانها در پی رفع نیازهای اولیه خود به روشهای سنتی همچون شکار با اسلحه می‌باشند و مواردی همچون امواج کیهانی و بازگشت به گذشته تنها نشانه‌هایی از این آینده در نمایش هستند. داستان نمایش دارای انسجام راضی‌کننده برای ذهن منطقی مخاطب نیست و تنها ماجرای رمزآلود ارتباط سلسله پدران و پسران با زنان و ابهام در رابطه بین آنها و اینکه مادرشان چه ... دیدن ادامه » کسی است؛ ذهن پرسشگر مخاطب را تا انتهای نمایش به دنبال خود می‌کشد و در این باب نیز در نهایت پاسخی درخور به سوالات ایجاد شده داده نمی‌شود. در مجموع به نظرم طراحی صحنه، گریم و موسیقی کار می‌تواند امتیازی بالاتر از متوسط دریافت کند ولی مابقی المانهای یک نمایش خوب، در این اجرا دیده نمی‌شود.
پارسا جان بذار اقلا با یه بخش نظرت عمیقا مخالف باشم

اونم تفاوت کارکردی هست که در نگاهت برای یه متن نمایشنامه هست
ادبیات یعنی همین اصن! منطق چی؟ هر درامی باید با قواعد خودش که قواعد ذهنی نویسنده‌اس بخونه و لاغیر
تا زمانی که درگیر اون داستان هستیم، اصن ... دیدن ادامه » فلسفه، علم اینا چی هستن؟؟ هیچ چیزی بیرون از اون متن دیگه وجود نداره..دنیا فقط شامل کاراکترهای متن، و قواعد فقط قواعد اون متن هست
درام هیچوقت نباید با دنیای واقع ربط یا مطابقت داشته باشه..به قول یه بزرگی، درام هیچ به دنیای واقع بدهکار نیست
و نویسنده‌ای که بتونه رهایی پیدا کنه از مقدرات درام، نویسنده‌ایه که به خوبی متنش و دنیاش رو فهمیده و کاملا ما رو راهی اون فضا می‌کنه :)

در آخر ناراحتم که نپسندیدی کار رو..دقیقا برعکس بنده
۰۱ تیر
علی جان عبداللهی ❤
با فرمایشت، اگر در مورد ادبیات داستانی و درام صحبت کنیم موافقم. اما با کاری که در ژانر علمی تخیلی قالب‌بندی شده نه. نوشته‌های آسیموف و کلارک رو هم برای حرفم مصداق می‌گیرم. نمایشنامه با چارچوبی که میبینیم، در قالب علمی خودشو معرفی ... دیدن ادامه » کرده؛ من خیلی سخت می‌تونم اونو فقط به عنوان یک داستان صرف یا درام محض بفهممش. یعنی این تیپ نمایش اگر محتوای علمی‌اش در نظر گرفته نشه خیلی خیلی کارکردش تنزل داده شده در نظر مخاطب. استخوان‌بندی یا روحش از دست می‌ره با اینکار. از طرف دیگه اگر در این کارکردش موفق باشه، با اختلاف محتوایی بسیار جذاب رو به مخاطبش عرضه می‌کنه.
۰۱ تیر
مرسی از نظرت پارسا جان :)
متوجه منظورت هستم
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخیییییییش
این اولین کلمه ای بود که بعد از تماشای این اجرا تو ذهنم بود و تقریبا با صدای بلند هم گفتمش :)))
آخیش که بعد از مدتها اجرایی دیدم که تمام وجودم غرق لذت شد.همون لحظه ای که ورود دادن و وارد سالن شدیم با دیدن بازیگرا با گریم و لباسای عجیب غریب و جذابشون انگار رفتم تو یه دنیای دیگه و نمایش از همون لحظه برای من شروع شد... با شروع گروه موسیقی هم این روند تکمیل شد.
علاقه خاص و زیادی به موضوعات پسارستاخیزی دارم ولی میدونم پرداختن به این موضوع سخته و با ریسکای فراوانی همراهه.من واقعا خودمو هر لحظه تو دنیای اونا حس میکردم و تو این فکر بودم که زمان ما طبق کجا داره میگذره، طبق موج یا فضای خونه...
بشخصه برای من فضای کلی این اجرا یادآور دوتا فیلم بود که هی هر لحظه یکیش بیشتر میومد توی ذهنم ، فیلمهای مدمکس و هجوم شهرام مکری. ولی اینجوری نبود که بخواد اونها ... دیدن ادامه » رو برام تکرار کنه فقط ذهنم رو اون سمتی میبرد اندکی.
گروه عالی و هماهنگ موسیقی واقعا مکمل این اجرای عالی بود و بدون اونها مطمئنا اجرا چیز مهمی رو کم داشت.
و نکته فوق العاده عجیب و نادر اینکه... جز چند پچ پچ کم که با اندک چشم غره حل شد سالن بشدددت ساکت و آروم بود بدون کوچکترین نوری از گوشی و این سکوت باعث شد زمانهایی که نور میرفت تو آرامش فوق العاده ای غرق موسیقی بشیم و یه اجرای کامل و تقریبا بی نقص ببینیم.
ممنون جناب صفری و گروه خوب اجرایی که لحظات نابی برامون ساختین. طرفدار پرو پا قرصتون شدیم.
( و تشکر ویژه از آقا مختار نازنین که اگر توصیه ایشون نبود ممکن بود بخاطر تعدد اجراها این اجرای عالی رو از دست بدیم.)
زهراجان واقعا موسیقی و‌طراحی و هماهنگی شون در اون فضای کوچک سالن ،گرچه مشکل اما از فاکتورهای موفق اجرا بود
درود به تو که نظرتو باما به اشتراک گذاشتی
۳۱ خرداد
ما علی آقا رو همه جوره دوست داریم . عصبانی ، آروم ، خوشحال:)))
۰۲ تیر
زهرا خانم عزیز ارادتمندم،باور کنید لازم شد یک بار دیگه اجرا رو ببینم،همه ی دوستان صاحب نظر و تاتربینم از اجرا راضی بودن،شما،علی آقا،بانو ثانی...
اینبار دیگه مشکل از خود بنده ست،باید عینک بدبینی رو کنار بذارم و یک بار دیگه ببینم این کار رو :)))
۰۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم با یک نمایش آخرالزمانی جذاب و کار شده روبرو هستیم ، فضاسازی های عالی با خلق تیپ و تیک و لهجه های خاص مجرا برای هرکدوم از نقش ها ،استفاده مطلوب از ابزارهای هالیوودی که شاید موارد مشابه خارجی زیادی بتونیم براش مثال بیاریم ولی به تحقق رسوندنش تو سالن تئاتر اون هم با جزئیاتی درخور به نظرم قابل توجهه ، ناهماهنگی زیاد به چشم میخورد ( مثل همزمان نبودن صدای موج با باز شدن درب یا صدای شلیک با فاصله تپق های تک و توک ) ولی میتونست برای اجراهای اول طبیعی باشه ، شاید بهتر بود گریم سنی ی پدربزرگ کمی بیشتر میشد ولی رو پنجه راه رفتن هاش بیشتر نشون از آمادگی بدنیش میداد گویا :)
وجود موزیک زنده برای کار قطعن خیلی دلنشینه و زحمت زیادی رو بهمراه خودش داره ولی به نظرم در مقایسه با نمایش هجوم اثرش روی کار کمرنگ تر بود
از فضا سازی های وجد آور میتونم صحنه ابتدائی ... دیدن ادامه » تقسیم غذا (عملیات پیچ گوشتی پدربزرگ :)) ) شکار رفتن های Walking dead ای ، استارت صحنه بریدن دست و اصلن خود این پدیده موج که فقط با عنوانش Cloverfield طوری وهم لازم رو تو بیننده بوجود میاره اشاره کنم ، شاید اغلب بیننده ها منتظر هستن تا به جریان موج و علت آخر زمانی شدن دنیا در ادامه روند نمایش پرداخته بشه اما این اتفاق نمیفته و وارد مقوله ی ( شاید خیلی اشاره شده و نخ نما ) بازی با زمان و اتفاقات از این دست میشیم و این از جذابیت رمز و راز گشائی داستان بسیار کم میکنه ولی وقتی تو فرمول کرونوس که مارال خانم عزیز چند کامنت پایین تر گذاشته بودن قرارش میدی به نظرم همه چی رو اصول و با دلیل پایان میپذیره
عرض درود و خسته نباشید دارم خدمت دوستان

3/5 ستاره
آقا فرزاد خط اولو خوندم گفتم میرم حتما ستاره هارو دیدم دو دل شدم. چرا آدمو تو این موقعیت قرار میدید آخه :-)
۲۲ خرداد
درود فراوان
۲۲ خرداد
سلین خانم عاقبت دیدید کار رو؟ :)
۲۸ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول یه کم غر بزنم از گرمای سالن یا اینکه از خود نمایش بگم؟
ولش کن..
هوس کنسرو لوبیا کردم
و اینکه با پیچ گوشتی دونه دونه لوبیا ها رو بزنم بر بدن :))
۲۱ خرداد
از نمایش بگین لطفا
۲۵ خرداد
ندا خانم
عجیب و غریب بودنشون از ظاهر و گریم و پوشش گرفته تا خورد و خوراک جالب بود. اون روزی که رفتم هنوز جزء اجراهای اولشون‌ بود و یه سری نا‌ هماهنگیا بخصوص در سینک بودن صدای موج‌ها وجود داشت که طبیعتا تا الان باید برطرف شده باشه. بازی‌هاشون در مجموع ... دیدن ادامه » قوی بود اما از اونجایی که داستان خیلی مورد پسند بنده نبود با همه ی اینا در مجموع خیلی دوسش نداشتم...اما از اینکه رفتم هم‌ پشیمون نیستم
۲۶ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید