تیوال نمایش در اتاق باد می‌وزد
S2 : 19:24:19
امکان خرید پایان یافته
  ۱۳ مرداد تا ۱۵ شهریور
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۴۰,۰۰۰ و ۴۵,۰۰۰ تومان

: امیر نجفی
: سجاد تابش
: فرشته صدر عرفایی، سارا محمدی
: خیام وقار کاشانی

: آرمان خوزستانی
: غزاله زینالی اقدم، سارا سرابی
: بابک کیوانی
: مهدی طالقانی
: پریشاد مستوفی
: علی پوراحمدیان
: فرشاد نصیری
: سینا ایرانپور
: مهدی اسکندری، عرشیا پور محسن
: برنا اعتمادی، محمد نوحی
: سارا ثقفی، حسام خوانساری
: مریم رود بارانی
یک خوابگاه دانشجویی، یک دختر، یک مسئول، یک جنین. همین.

ردیف‌‌های ۱ تا ۴: ۴۵،۰۰۰ تومان
ردیف‌های ۵ تا ۹: ۴۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش در اتاق باد می‌وزد / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش در اتاق باد می‌وزد | عکس نمایش در اتاق باد می‌وزد | عکس نمایش در اتاق باد می‌وزد | عکس

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یاد فیلم چهار ماه و سه هفته و دو روز افتادم که داستان زنی است که به دوستش کمک کرده تا به‌طور غیرقانونی سقط جنین کنه و فکر می کنم حداقل تحت تاثیر اون فضا نوشته شده.
لحظه‌ها در این نمایش دراومده و گاهی نفس گیره اما در متن مشکلاتی، به نظر من البته، وجود داره که منطق رو می بره زیر سوال. می شد هزار تا کار کرد که بچه همون اول از خوابگاه خارج شه و اصن نمونه تو خوابگاه. خیلی از منطقهای نمایش مشخصا جوری ترتیب داده شده که فقط متن اونجوری که نویسنده می خواد شکل بگیره. منظورم اینه که این اتفاق اگر در واقعیت بود قطعا خیلی راحتتر بسته می شد و شاید بچه همون موقع خیلی راحت از خوابگاه خارج می شد، بیرون زیر خاک چال می شد، اصن توسط دختری مه نمی بینیمش از خوابگاه خارج می شد یا حتا در بدترین شکل از پنجره بیرون پرت می شد... اینها به نظر من در منطق نمایشنامه مشکل ایجاد می کرد. ... دیدن ادامه » البته که بازیها درست بود وسکوتها خیلی به جا و تاثیرگذار.
امیر مسعود و محمد جواد این را خواندند
سیدمهدی و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه تاتر ضعیفی بود، امیدوارم خانم عرفاعی در انتخاب کارای بعدی بیشتر دقت کنن، انتظار ما بیشتر از کارای کلیشه ای هست
صدف اسمعیل پور و فهیمه محمدی این را خواندند
امیر مسعود و نوید بهمن این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کلیشه ای تکراری که برای مخاطبی نامربوط اجرا میشه
صدف اسمعیل پور و فهیمه محمدی این را خواندند
سجاد تابش و orra این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوشحالم از موضوع و نمایشنامه نمایش و همچنین بسیار جملات عالی در نمایش البته با محدودیتهایی که وجود داره،البته اشکالاتی هم به بنطر بنده وجود داشت ولی به نسبت خوب بود.
من به شخصه با فضا صحنه و بازی خانم محمدی ارتباط برقرار نکردم و البته به نظرم چند لحطه انتهای کار میتوانست نباشد ولی به هرحال خوب بود
از همه عوامل این کار تشکر میکنم
سجاد تابش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود، از دیدنش احساس خوبی به من دست داد ، بازی خانم فرشته صدر عرفایی عالی بود و دقیقا چیزی بود که انتظار میرفت، موضوع جالبی بود ولی به نظر من یک گاف داشت و اون اینه که احتمال زنده موندن جنین زیر 20 هفته تقریبا صفره که باید دقت بیشتری در پرداختن به این موضوع می شد .
سیدمهدی و سجاد تابش این را خواندند
زهره مقدم و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
*اسپویل شدید نمایش در اتاق باد می وزد ، اگه ندیدید اصلن نخونید *

به شخصه با منطق نمایش مشکل اساسی داشتم
فرض کنید دختر و پسره تو خوابگاه بچه رو انداختن و راهی مراسم نامزدی در شمال شدن، دختر ماما که تازه اول اصلن از زنده بودن جنین خبر نداره، اصلن چرا باید ... دیدن ادامه » جنین رو تو خوابگاه نگه داره؟؟ میدادش به همون عزیزان از خوابگاه خارج ش کنن و یا اگه همون اول متوجه زنده بودنش شده هم چرا به والدین‌ش نگفته همون موقع که بعد اون مشکلات براشون بوجود بیاد؟
۰۷ شهریور
فرزاد جان عزیز پسر قصه اصلا در هنگام سقط جنین حضور نداشته.
دلیل اینکه دختر بیرون بردن جنین رو به بعد از بیرون رفتن مادر موکول میکنه در متن هست. دلیل در خوابگاه نگه داشتن هم همین زنده بودن است. اینا تو نمایش گفته میشه . اگر دلتون میخواد دیالوگ ها رو براتون ... دیدن ادامه » بنویسم. :)))
۰۸ شهریور
جناب تابش عزیز، لازمه که بازم عرض کنم میدونم پسر تو صحنه حضور نداشته و فقط ازش نام برده میشه؟
در ضمن باز هم میدونم دلایلی برای این کار عنوان میشه، عرضم اینه این دلایل منطقی نیست حداقل از دید من منطقی نیست کما اینکه همین موندن جنین هم ما رو وارد بازی استثنا ... دیدن ادامه » های خلقت بشری کرده
به نظر من که اصراری هم به صد در صد درست بودنش ندارم موضوع نمایش شما بسیار ارزشی و قابل تفکره ولی برای رسیدن بهش از دلایل و راه هایی بسیار ساده انگارانه استفاده شده، قصد جسارتی نیست فقط یک نظر شخصی یه
پاینده باشید :)
۰۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول نمایشش وقتی با جمله اینجا کجاست شروع میشه خود بخود ادم از زمان و جامعه کنده میشه ولی وقتی خشم فروخورده و اجتناب از کشتن به اجبار یه جنین که فقط چهار ماهشه به نمایش تزریق میشه کم کم زمینی میشیم و متصل به جامعه گرگ سالار و بی رحم امروزی.نمایش جذاب بود. بخاطر بازی بسیار خوب بازیگراش، کارگردانی تمیز و میزانسن نهایی دقیق و دلهره آور.من کمتر پیش میاد ردیف اول برای دیدن نمایشی بشینم ولی این نشتن منو بیشتر تو عمق داستان فرو برد و به داستان پیوند داد.
خسته نباشد.
امیر مسعود این را خواند
زهره مقدم و سجاد تابش این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اتاق باد می‌وزد، نمایشی که از دیدنش لذت بردم و قطعا متن درست نمایشنامه، نقش بسیار مهمی در این اجرا دارد، زیرا موضوع آنقدر جذاب است که مخاطب را نگه می‌دارد. این اجرا را قبلا با نام «باد می‌وزد» در سالن مولوی دیده بودم و به نظرم اجرای قبلی به خاطر رویکرد متفاوت بازیگرانش در پرداخت نقش‌ها بهتر توانسته بود تا اوج و فرودها، حس تعلیق و جابه‌جا شدن موضع قدرت بین کاراکترها را، نشان بدهد. همچنین دیرتر لو رفتن موضوع اصلی در اجرای قبلی، باعث ایجاد کنجکاوی بیشتری می‌شد؛ اما این اجرا هم به شکل مستقل از اثر قبلی، بسیار تاثیرگذار است. قطعا شیوه‌ی اجرایی پایان این اجرا، بسیار جذاب‌تر از اجرای قبلی است و سکوت طولانی فرشته صدر عرفایی در ابتدای نمایش، حس دلهره را به خوبی در مخاطب ایجاد می‌کند. این نمایش اثری بسیار جذاب، پراضطراب و لذت بخش است که قطعا جز ... دیدن ادامه » نمایش‌های خوب حال حاضر محسوب می‌شود.
مسعود جعفریان و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن بسیار عالی و بازی‌های عالی.
موفق باشید.
لذت بردم.
میترا و مژگان شعبانی این را خواندند
سجاد تابش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن خوب و بازی های بسیار خوب، بخصوص چرخش موضع برای کاراکترها از اتفاقات جذاب متن بود...
سجاد تابش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالبی بود.درنگ و تردید کاراکترها باعث میشد مخاطب خودشو جای هرکدوم از شخصیت ها بزاره و فکر کنه تصمیم درست چیه؟اکت پایانی باعث شد من یاد فیلم سریر خون آکیراکوروساوا بیفتم.به عوامل خسته نباشید میگم
امیر مسعود این را خواند
سجاد تابش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا تاثیرگذار بود ...یه جاهایی اش بدنم یخ م یکرد .. فکر می کنم می شد از افکتهای نورپردازی برای افزایش هیجان استفاده کرد .. و اینکه شاید اگر تن صدای بازیگر ها در قسمتهایی بالاتر می رفت باز قشنگ تر می کرد نمایش را .. از خانم هدایتی ممنونم به خاطر هماهنگی تماشای این تیاتر و برای ایشون و گروه خوبشون هم آرزوی موفقیت می کنم
هومن شهباز این را خواند
سجاد تابش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن قابلیت اجرایی بالایی دارد و تابش انتخاب کرده است که نمایش را با شیوه و طراحی های مینیمال و با تمرکز روی بازی‌ها اجرا کند. فرشته صدرعرفایی نقشی به ظاهر ساده ولی در باطن پر از پیچیدگی را ایفا می‌کند. او ابتدای نمایش با یک سکوت و ایستایی طولانی به تماشاگرش فرصت می‌دهد تا از فضای بیرون سالن فاصله بگیرد و با او همراه شود. و پس از آن با هر حرکت، هر سکوت، هر دیالوگ و هر نگاه، لایه‌ای از کارکترش را می‌نمایاند. او در اداره‌ی صحنه‌ای مینیمال و با میزانسن‌های حداقلی مبتحر و قدرت‌مند عمل می‌کند و گزینه‌ای جز درگیری در طول نمایش و تحسین پس از آن برای مخاطبش باقی نمی‌گذارد. تم نمایش تصمیم است و تابش با استفاده از موسیقی تبتی و هم‌چنین گذاشتن سکوت‌های درست و به‌جا در جای‌جای نمایش، مخاطب را درگیر تصمیمات کارکترها می‌کند تا جایی که خودش را به جای ... دیدن ادامه » یکی از کارکترها بگذارد و مدام با اطلاعات قطره‌چکانی که در طول نمایش به او داده می‌شود هم هم‌ذات‌پنداری کند و هم قضاوت.
زمان نمایش هم مینیمال است. تنها ۵۰ دقیقه. نمایشی شسته رفته، بدون اضافه‌کاری با اتفاقات درست در جای درست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکور صحنه توجهمو جلب کرد... چهارچوب‌های شکسته‌ای که آخر نمایش از زیر ستون‌هاش خون اومد بیرون...
دقیقا نمیدونم منظور از معکوس شدن دیالوگا چی بود... ولی اینو فهمیدم که ما آدما هر وقت بخوایم از واقعیت‌ها استفاده میکنیم وگرنه انکارشون میکنیم...
امید رستگار این را خواند
سجاد تابش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من که خیلی خوب بود از همه لحاظ
روح و قلب بیننده رو درگیر میکرد
مرسی ازتون که انقدر خوب بودین❤
حمیدرضا مرادی این را خواند
امید رستگار و سجاد تابش این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول تشکر کنم از سجاد تابش عزیز که تخفیف گذاشتند و ما تونستیم ۱۵ تایی کار رو ببینیم امشب و لذت ببریم. دوم این که سر ساعت شروع شد و بروشور خوبی داشت، احترام به مخاطب جذابیت کار رو می بره بالا.

متنی جالب که موضوعی شاید دستمالی شده را بسیار خوب پرداخته. خوابگاه و مسول و دانشجو وجنین...

پایان ، یکی از بهترین های چند وقت اخیر بود برام. چیزی که اصلا فکرش را هم نمی کنیم....

در بستر ریالیستی کار پیش می ره جاهایی فضا به سورآل پهلو می زنه اما نیست به نظرم. مخاطب کاملا درگیر پرسوناژ ها می شه و جابجایی دیالوگها و نقش ها و مورد قصاوت قرارگرفتن جفت کارکترها جالب بود خیلی. ترانه و جهانگیری که نیستند اما ....
در میزانسن جابجایی ها جالبه
موقعیت که عوص می شه خیلی خوب می ره جلو...
ریتم و تمپوی جالبی داره. ریتم کند و تمپو های درونی که بازیگر خیلی خوب از عهده اش برمیاد . ... دیدن ادامه » سارا محمدی درخشان بود و خانم صدر عرفایی هم عالی بود. دو کاراکتر برخورد کلامی جالبی دارند.
کشش بسیار بالایی داره و موزیک خیلی خوبی برای کار ساخته اند. نور و موسیقی کلا در خدمت کاره و با مضمون درونی اش می خوند. این قطره چکونی اطلاعات دادنه خیلی حس تعلیق می ده به کار و درست در نقاط دقیقی درام شکل می گیره به نظرم می دونسته که کجاها تغییر بده ریتم رو و درست در نقطه خوبی شروع می شه و در نقطه درست تری هم پایان داره.
در فرم، نور ابی و قرمز و طیف گسترده اش به فضاسازی کمک می کنه . وارد سالن که می شی و می شینی حس می کنی اوه! با کار خاصی روبروشدم.
اسم نمایش هم اصطلاحی است بین پزشکان زنان که برام جالب شد برم بشنوم و بخونم درباره اش.
بعد نمایش کلی سوال برام پیش اومد و با دوستان که گپ می زدیم دیدم هر کدوم از دوستانم دید جالبی به کار داشته اند. ارزش یک بار دیدن رو حتما حتما حتما داره. خوشحالم که ایجاد پرسش کردید برای من و دعوت به تفکر...

"انسان می‌تواند همه زندگی‌اش مطیع تمام قواعد باشد، و ناگهان، در یک لحظه همه چیز را به باد بدهد." این جمله ریموند کارور را می توان در نمایش حس کرد. مسئول خوابگاهی که یک عمر در چارچوبهای اخلاقی و اجتماعی زندگی کرده و در یک شب تمام آن چارچوب ها را می شکند. تقابل دو نسل با دو تجربه متفاوت از زندگی, یک دانشجوی دختر و مسئول خوابگاه که گاهی جای یکدیگر را میگیرند. نکته ای که نشان می دهد همیشه برای قضاوت بایستی خود را جای شخص مقابل قرار دهیم چرا که این شرایط است که رفتار انسان را رقم می زند. نمایشی تامل برانگیز و قابل ستایش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به دیدن این نمایش رفتم. داستان و بازی‌ها خوب بود و درگیر کننده بود. طراحی صحنه رو دوست نداشتم. بیشتر منو یاد فیلم جنگ ستارگان مینداخت. قسمت خون در صحنه آخر هم بسیار جالب و در خدمت داستان بود ولی حجمش خیلی کم بود. جالبتر میشد اگه حجمش طوری بود که کف صحنه و شیشه رو تا حدی پر میکرد.
نمایشی با چالشی درگیرکننده و اخلاقی... یا من؛ فنِ تابش و محمدی هستم!
در متن نمایش با پیچیدگی خاصی روبرو نیستیم و داستان گره خاصی ندارد. حتی شاید تماشای نمایش بدون در نظر گرفتن تمامی جوانب، آن را به یک اجرای کند، بدون روایت داستانی و با مشکلات اجرایی تبدیل کند.
برای من تماشای این نمایش اما جذاب بود. چون دغدغه اخلاقی مطرح شده در نمایش شدیدن مبتلا به نه فقط بحث نقش اخلاق در سقط جنین، که مسئله اصلی بسیاری از برخوردهای روزمره ما می‌تواند باشد. ما با سرپرست شیفت خوابگاهی روبرو هستیم که ابتدا دانشجو را با لحنی تند ملامت می‌کند؛ اما در جاهایی از دیالوگ انگار به نظر می‌رسد که خود در معرض اتهام قرار گرفته، چون وقتی خودش در معرض سنگ اخلاق قرار می‌گیرد، تصمیم و عملکرد اخلاقی داشتن برای خود او مشکل می‌شود، متزلزل پاسخ دختر را می‌دهد و در نهایت از عملکرد ... دیدن ادامه » اخلاقی وا می‌ماند.
برای من تماشای این نمایش جذاب بود. چون طراحی صحنه و صدای زمینه کار شدیدن خوب کار کرد. جاری شدن خون در انتهای نمایش (هر چند انتظار داشتم بیشتر باشد) واقعا عالی بود. خونی که صدر عرفایی در انتهای نمایش پاک کرد و پاک نشد. خونی که دامان کسی را گرفت که داعیه اخلاق را داشت اما خود در مواجهه با محک دوراهی اخلاقی سربلند نشد. این، نقطه طلایی نمایش بود.
فارغ از موضوع نمایش که اخلاق بود و مورد علاقه من؛ و جدای از کارگردانی تحسین برانگیز و پرداخت خوب داستان؛ اما به نظرم نقطه ضعف این نمایش اجرای بازیگران بود. صدای بازیگران قوت و رسایی لازم را نداشت؛ روح نداشت، گریه‌های محمدی تصنعی بود و صدر عرفایی در قامت یک سرپرست حس لازم را منتقل نمی‌کرد. بازیها شدیدن بی‌روح بود و می‌توانست خیلی بهتر باشد.
جدای از همه این مسائل اجرایی و نمایشی که دیدم؛ قرار دادن نمایش قبلی محمدی و تابش در کنار این اجرای آنها، به من نشان می‌دهد که این زوج هنری چقدر خوب راه خود را یافته و در مسیر درست پیشرفت قرار گرفته‌اند. این نمایش تمام آنها نبود، مشخص است که راه زیادی دارند برای شگفت‌زده کردن مخاطبانشان؛ مشخص است که هنوز با اجراهایی بی‌نقص که در چند روز "سولد آوت" می‌شوند فاصله دارند؛ ولی فکر می‌کنم که گامهای هنریشان در مسیر درستی به همان سو قدم برمی‌دارد.
من مخلص شما هستم.
۰۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اجراى نویسنده این کار رو هم که تو مولوى رفته بود رو دیده بودم و خب اون اجرا رو بیشتر دوست داشتم اما این اجرا هم چیزهاى خوب داشت، اما مشکل اصلى اجرا ریتم کند آن، و میزانسن هایى که بى دلیل بود و باعث میشد ما کمتر خود بازیگرا رو ببینیم.
صبا صالحیان و پارسا یزدی این را خواندند
مریم رودبارانی و فروزین تقوی نژاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مساله اخلاق و انتخاب آدم‌ها
خشونتی که در روابط آدم‌های امروز وجود داره
در لایه درونی دیالوگ‌هایی که هر روز باهم برقرار می‌کنیم خشونتی هست که اجتماع و جهان پیرامون‌به ما تحمیل کرده‌
و نمود آن را در این متن هم می‌بینیم؛ اینکه چقدر خشونت در اطراف‌مان است و انتخاب‌هایمان تا چه اندازه می‌تواند وحشیانه باشد. ما هم خیلی مواقع با دیالوگ‌ها و کارهایی که می‌کنیم دست به خشونت می‌زنیم.
به نظرم این نمایش و ببینین
تا برای کمتر از یک ساعت در تبادل سکونو سکوت شاهد درندگی موجودی به نام انسان باشین
من کارو دوس داشتم و با اغماض 5تا ستاره هم بهش دادم