تیوال نمایش در اتاق باد می‌وزد
S3 : 14:34:23
خرید بلیت
۴۰,۰۰۰ و ۴۵,۰۰۰ تومان
از ٪۲۰ تا ٪۳۰ تخفیف
٪۳۰ تخفیف
  ۱۳ مرداد تا ۰۸ شهریور
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۴۰,۰۰۰ و ۴۵,۰۰۰ تومان

: امیر نجفی
: سجاد تابش
: فرشته صدر عرفایی، سارا محمدی
: خیام وقار کاشانی

: آرمان خوزستانی
: غزاله زینالی اقدم، سارا سرابی
: بابک کیوانی
: مهدی طالقانی
: پریشاد مستوفی
: علی پوراحمدیان
: فرشاد نصیری
: سینا ایرانپور
: برنا اعتمادی، محمد نوحی
: سارا ثقفی، حسام خوانساری
: مریم رود بارانی
یک خوابگاه دانشجویی، یک دختر، یک مسئول، یک جنین. همین.

ردیف‌‌های ۱ تا ۴: ۴۵،۰۰۰ تومان
ردیف‌های ۵ تا ۹: ۴۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش در اتاق باد می‌وزد / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش در اتاق باد می‌وزد | عکس نمایش در اتاق باد می‌وزد | عکس نمایش در اتاق باد می‌وزد | عکس

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
متن بسیار عالی و بازی‌های عالی.
موفق باشید.
لذت بردم.
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن خوب و بازی های بسیار خوب، بخصوص چرخش موضع برای کاراکترها از اتفاقات جذاب متن بود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالبی بود.درنگ و تردید کاراکترها باعث میشد مخاطب خودشو جای هرکدوم از شخصیت ها بزاره و فکر کنه تصمیم درست چیه؟اکت پایانی باعث شد من یاد فیلم سریر خون آکیراکوروساوا بیفتم.به عوامل خسته نباشید میگم
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا تاثیرگذار بود ...یه جاهایی اش بدنم یخ م یکرد .. فکر می کنم می شد از افکتهای نورپردازی برای افزایش هیجان استفاده کرد .. و اینکه شاید اگر تن صدای بازیگر ها در قسمتهایی بالاتر می رفت باز قشنگ تر می کرد نمایش را .. از خانم هدایتی ممنونم به خاطر هماهنگی تماشای این تیاتر و برای ایشون و گروه خوبشون هم آرزوی موفقیت می کنم
هومن شهباز این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن قابلیت اجرایی بالایی دارد و تابش انتخاب کرده است که نمایش را با شیوه و طراحی های مینیمال و با تمرکز روی بازی‌ها اجرا کند. فرشته صدرعرفایی نقشی به ظاهر ساده ولی در باطن پر از پیچیدگی را ایفا می‌کند. او ابتدای نمایش با یک سکوت و ایستایی طولانی به تماشاگرش فرصت می‌دهد تا از فضای بیرون سالن فاصله بگیرد و با او همراه شود. و پس از آن با هر حرکت، هر سکوت، هر دیالوگ و هر نگاه، لایه‌ای از کارکترش را می‌نمایاند. او در اداره‌ی صحنه‌ای مینیمال و با میزانسن‌های حداقلی مبتحر و قدرت‌مند عمل می‌کند و گزینه‌ای جز درگیری در طول نمایش و تحسین پس از آن برای مخاطبش باقی نمی‌گذارد. تم نمایش تصمیم است و تابش با استفاده از موسیقی تبتی و هم‌چنین گذاشتن سکوت‌های درست و به‌جا در جای‌جای نمایش، مخاطب را درگیر تصمیمات کارکترها می‌کند تا جایی که خودش را به جای ... دیدن ادامه » یکی از کارکترها بگذارد و مدام با اطلاعات قطره‌چکانی که در طول نمایش به او داده می‌شود هم هم‌ذات‌پنداری کند و هم قضاوت.
زمان نمایش هم مینیمال است. تنها ۵۰ دقیقه. نمایشی شسته رفته، بدون اضافه‌کاری با اتفاقات درست در جای درست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکور صحنه توجهمو جلب کرد... چهارچوب‌های شکسته‌ای که آخر نمایش از زیر ستون‌هاش خون اومد بیرون...
دقیقا نمیدونم منظور از معکوس شدن دیالوگا چی بود... ولی اینو فهمیدم که ما آدما هر وقت بخوایم از واقعیت‌ها استفاده میکنیم وگرنه انکارشون میکنیم...
امید رستگار این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من که خیلی خوب بود از همه لحاظ
روح و قلب بیننده رو درگیر میکرد
مرسی ازتون که انقدر خوب بودین❤
حمیدرضا مرادی این را خواند
امید رستگار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول تشکر کنم از سجاد تابش عزیز که تخفیف گذاشتند و ما تونستیم ۱۵ تایی کار رو ببینیم امشب و لذت ببریم. دوم این که سر ساعت شروع شد و بروشور خوبی داشت، احترام به مخاطب جذابیت کار رو می بره بالا.

متنی جالب که موضوعی شاید دستمالی شده را بسیار خوب پرداخته. خوابگاه و مسول و دانشجو وجنین...

پایان ، یکی از بهترین های چند وقت اخیر بود برام. چیزی که اصلا فکرش را هم نمی کنیم....

در بستر ریالیستی کار پیش می ره جاهایی فضا به سورآل پهلو می زنه اما نیست به نظرم. مخاطب کاملا درگیر پرسوناژ ها می شه و جابجایی دیالوگها و نقش ها و مورد قصاوت قرارگرفتن جفت کارکترها جالب بود خیلی. ترانه و جهانگیری که نیستند اما ....
در میزانسن جابجایی ها جالبه
موقعیت که عوص می شه خیلی خوب می ره جلو...
ریتم و تمپوی جالبی داره. ریتم کند و تمپو های درونی که بازیگر خیلی خوب از عهده اش برمیاد . ... دیدن ادامه » سارا محمدی درخشان بود و خانم صدر عرفایی هم عالی بود. دو کاراکتر برخورد کلامی جالبی دارند.
کشش بسیار بالایی داره و موزیک خیلی خوبی برای کار ساخته اند. نور و موسیقی کلا در خدمت کاره و با مضمون درونی اش می خوند. این قطره چکونی اطلاعات دادنه خیلی حس تعلیق می ده به کار و درست در نقاط دقیقی درام شکل می گیره به نظرم می دونسته که کجاها تغییر بده ریتم رو و درست در نقطه خوبی شروع می شه و در نقطه درست تری هم پایان داره.
در فرم، نور ابی و قرمز و طیف گسترده اش به فضاسازی کمک می کنه . وارد سالن که می شی و می شینی حس می کنی اوه! با کار خاصی روبروشدم.
اسم نمایش هم اصطلاحی است بین پزشکان زنان که برام جالب شد برم بشنوم و بخونم درباره اش.
بعد نمایش کلی سوال برام پیش اومد و با دوستان که گپ می زدیم دیدم هر کدوم از دوستانم دید جالبی به کار داشته اند. ارزش یک بار دیدن رو حتما حتما حتما داره. خوشحالم که ایجاد پرسش کردید برای من و دعوت به تفکر...

"انسان می‌تواند همه زندگی‌اش مطیع تمام قواعد باشد، و ناگهان، در یک لحظه همه چیز را به باد بدهد." این جمله ریموند کارور را می توان در نمایش حس کرد. مسئول خوابگاهی که یک عمر در چارچوبهای اخلاقی و اجتماعی زندگی کرده و در یک شب تمام آن چارچوب ها را می شکند. تقابل دو نسل با دو تجربه متفاوت از زندگی, یک دانشجوی دختر و مسئول خوابگاه که گاهی جای یکدیگر را میگیرند. نکته ای که نشان می دهد همیشه برای قضاوت بایستی خود را جای شخص مقابل قرار دهیم چرا که این شرایط است که رفتار انسان را رقم می زند. نمایشی تامل برانگیز و قابل ستایش.
سحرناز قاسم نژاد و امیر مسعود این را خواندند
مسعود جمشیدی و امید رستگار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به دیدن این نمایش رفتم. داستان و بازی‌ها خوب بود و درگیر کننده بود. طراحی صحنه رو دوست نداشتم. بیشتر منو یاد فیلم جنگ ستارگان مینداخت. قسمت خون در صحنه آخر هم بسیار جالب و در خدمت داستان بود ولی حجمش خیلی کم بود. جالبتر میشد اگه حجمش طوری بود که کف صحنه و شیشه رو تا حدی پر میکرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی با چالشی درگیرکننده و اخلاقی... یا من؛ فنِ تابش و محمدی هستم!
در متن نمایش با پیچیدگی خاصی روبرو نیستیم و داستان گره خاصی ندارد. حتی شاید تماشای نمایش بدون در نظر گرفتن تمامی جوانب، آن را به یک اجرای کند، بدون روایت داستانی و با مشکلات اجرایی تبدیل کند.
برای من تماشای این نمایش اما جذاب بود. چون دغدغه اخلاقی مطرح شده در نمایش شدیدن مبتلا به نه فقط بحث نقش اخلاق در سقط جنین، که مسئله اصلی بسیاری از برخوردهای روزمره ما می‌تواند باشد. ما با سرپرست شیفت خوابگاهی روبرو هستیم که ابتدا دانشجو را با لحنی تند ملامت می‌کند؛ اما در جاهایی از دیالوگ انگار به نظر می‌رسد که خود در معرض اتهام قرار گرفته، چون وقتی خودش در معرض سنگ اخلاق قرار می‌گیرد، تصمیم و عملکرد اخلاقی داشتن برای خود او مشکل می‌شود، متزلزل پاسخ دختر را می‌دهد و در نهایت از عملکرد ... دیدن ادامه » اخلاقی وا می‌ماند.
برای من تماشای این نمایش جذاب بود. چون طراحی صحنه و صدای زمینه کار شدیدن خوب کار کرد. جاری شدن خون در انتهای نمایش (هر چند انتظار داشتم بیشتر باشد) واقعا عالی بود. خونی که صدر عرفایی در انتهای نمایش پاک کرد و پاک نشد. خونی که دامان کسی را گرفت که داعیه اخلاق را داشت اما خود در مواجهه با محک دوراهی اخلاقی سربلند نشد. این، نقطه طلایی نمایش بود.
فارغ از موضوع نمایش که اخلاق بود و مورد علاقه من؛ و جدای از کارگردانی تحسین برانگیز و پرداخت خوب داستان؛ اما به نظرم نقطه ضعف این نمایش اجرای بازیگران بود. صدای بازیگران قوت و رسایی لازم را نداشت؛ روح نداشت، گریه‌های محمدی تصنعی بود و صدر عرفایی در قامت یک سرپرست حس لازم را منتقل نمی‌کرد. بازیها شدیدن بی‌روح بود و می‌توانست خیلی بهتر باشد.
جدای از همه این مسائل اجرایی و نمایشی که دیدم؛ قرار دادن نمایش قبلی محمدی و تابش در کنار این اجرای آنها، به من نشان می‌دهد که این زوج هنری چقدر خوب راه خود را یافته و در مسیر درست پیشرفت قرار گرفته‌اند. این نمایش تمام آنها نبود، مشخص است که راه زیادی دارند برای شگفت‌زده کردن مخاطبانشان؛ مشخص است که هنوز با اجراهایی بی‌نقص که در چند روز "سولد آوت" می‌شوند فاصله دارند؛ ولی فکر می‌کنم که گامهای هنریشان در مسیر درستی به همان سو قدم برمی‌دارد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اجراى نویسنده این کار رو هم که تو مولوى رفته بود رو دیده بودم و خب اون اجرا رو بیشتر دوست داشتم اما این اجرا هم چیزهاى خوب داشت، اما مشکل اصلى اجرا ریتم کند آن، و میزانسن هایى که بى دلیل بود و باعث میشد ما کمتر خود بازیگرا رو ببینیم.
صبا صالحیان و پارسا یزدی این را خواندند
مریم رودبارانی و فروزین تقوی نژاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مساله اخلاق و انتخاب آدم‌ها
خشونتی که در روابط آدم‌های امروز وجود داره
در لایه درونی دیالوگ‌هایی که هر روز باهم برقرار می‌کنیم خشونتی هست که اجتماع و جهان پیرامون‌به ما تحمیل کرده‌
و نمود آن را در این متن هم می‌بینیم؛ اینکه چقدر خشونت در اطراف‌مان است و انتخاب‌هایمان تا چه اندازه می‌تواند وحشیانه باشد. ما هم خیلی مواقع با دیالوگ‌ها و کارهایی که می‌کنیم دست به خشونت می‌زنیم.
به نظرم این نمایش و ببینین
تا برای کمتر از یک ساعت در تبادل سکونو سکوت شاهد درندگی موجودی به نام انسان باشین
من کارو دوس داشتم و با اغماض 5تا ستاره هم بهش دادم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما هر روز در معرض انتخاب‌های زیادی هستیم؛ راحت می‌توانیم انتخاب کنیم که فلان لباس را بپوشیم و فلان موزیک را گوش کنیم اما سوال این‌جاست که سر انتخاب‌های سخت، آدم‌ها چه کار می‌کنند؟ مانند انتخاب کشتن یا نکشتن جنین
اجرای خیلی خوبی بود. هر چند کار میزانسن خاصی نداشت اما متن و بازی ها اینقدر گیرا بود که ادم رو درگیر کنه
اما توی کارگردانی میتونست کارگردان پخته تر عمل کنه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باد می وزد تنها دو شخصیت دارد اما قصه آن قدر درگیر کننده است که مخاطب لزومی برای وارد کردن نفر دیگری نمی بیند و بازی های این دو نفر برایش کافی است. از آن مهم تر دیالوگ هایی است که بسیار خوب و هوشمندانه نوشته شده اند. دیالوگ هایی که همان قدر که گاهی مخاطب را می خندانند، همان قدر هم او را درگیر می کنند. دیالوگ هایی که چقدر خوب چرخشی شده و از دهان یکی به دهان دیگری پرش می کند و آن قدر زنانه است که باور مرد بودن نویسنده از مخاطب سلب می کند.
ببخشید، می‌فرمایید دقیقن کجای کار شما به خنده وا داشته شدید؟
۲۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود و بازی ها هم از سطح قابل قبولی برخوردار بودند.
بنظرم می تونست حتی بهتر از این هم باشه مخصوصا قسمت اخر نمایش که با حرکت خون بر روی در و دیوار و کف تموم شد میتونست کیفیت بهتر و تاثیرگذارتری داشته باشه.
بهرحال جای داره از بازیگرانش علی الخصوص خانم صدر عرفانی برای بازی خوبشون تشکر کنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش در اتاق باد میوزد
نمایشنامه‌ای خوب
با اجرای خوب
و موسیقی خوب
بدون هیچ حرف اضافه و خسته کننده‌ای

خوب بود
پیشنهاد میکنم

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
ممنونم از نظرات مثبت و منفی
همه رو با گوش جان شنیدم از تعازیف ممنونم و در دو شب گذشته سعی کردم ایراداتی که فرمودید رو حتی المقدور اصلاح کنم نمونه اش hf
شما تیوالی ها انگیزه من تئاتری رو برای کارهای آینده بیشتر میکنید
یا عشق و احترام
درود بر روحیه نقد پذیر شما . موفق باشین.
۱۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی
خیام وقار کاشانی این را دوست دارد
ممنونم اگر امکانش هست دقیقتر بفرمایید که نقاط قوت رو بدونیم
۱۸ مرداد
نکته اول اینکه در یک سوم پایانی بازیگر صبر نمی‌کرد دیالوگ طرف مقابل گفته بشه، توسط تماشاچی شنیده بشه و بعد دیالوگ بگه.
نکته دوم پایان‌بندی بود. یک دفعه و کاملا غافل‌گیر کننده تموم شد.
ولی در کل دیدنش لذت‌بخش بود.
باتشکر.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن
موسیقی
دکور
نورپردازی
کارگردانی
ریتم

نگم براتون که فرشته خانم عرفایی هم نتونست جای کمرنگ عوامل فوق الذکر رو پر کند.

توی این شب گرم مرداد که ما دیدیم، در این اتاق بادی نوزید.
ممنون از نگاهتون
۱۶ مرداد
ممنونم به هر حال نظر مخاطب برای من بسیار ارزشمنده
۱۸ مرداد
سپاس از توجهتون
واقعن امیدوار بودم کار هیجان انگیزی رو ببینم
ولی مواردی که برشمردم مانع شد
بهرحال براتون با این روحیه ی انتقاد پذیری بهترین ها رو ارزو دارم.
تیاتر هامون (باران سابق) هم واقعن نوسازی خوبی درش صورت گرفته مخصوصا درب دوم سالن که ورود متاخرین ... دیدن ادامه » رو بدون مزاحمت برای بقیه فراهم میکنه.
۱۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید