همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال نمایش دل سگ
S2 : 00:50:04
امکان خرید پایان یافته
  ۱۷ تیر تا ۰۱ شهریور ۱۳۹۳
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: محمد یعقوبی
: (به ترتیب ورود) حبیب رضایی، اشکان جنابی، آوا شریفی، نوید محمدزاده، آیدا کیخایی/آیلین کیخایی، سهیل قنادان، حامد پورزارع، نیلوفر وهاب‌زادگان

: منوچهر شجاع
: باران کوثری
: فرشاد فزونی
: ماریا حاجیها
: آرمان کوچکی
: محمد قدس
: رها جهانشاهی، محمد قدس
: سامان پورسلیمانی، داوود ونداد
: مصطفی قاهری، نوشین جعفری، آیلین کیخایی
: نوشین جعفری
: عسل امین نیا، آیلین کیخایی
: ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ ﺣﺴینی، ﻓﺮﯾﺪ ﺣﺴﯿﻨﯽ
: وصال روزخش

بر اساس رمان دل سگ نوشته بولکاگف ترجمه مهدی غبرایی

تلفن رزرو:

09374672641
09195173027

نکته: ردیف های بسته روی تیوال از طریق سایت تماشاخانه ایرانشهر قابل خرید می باشد

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش دل سگ / عکاس: ماندانا رنجبر

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش دل سگ / عکاس: شراره سامعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش دل سگ / عکاس : شراره سامعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش دل سگ ( سری دوم) / عکاس: شراره سامعی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش دل سگ ( سری نخست) / عکاس: شراره سامعی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» یادداشت نوید محمدزاده بعد از گفتگو با آوای تیوال

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
میتوان با زیرکی تحقیر کرد ...
بعضی دوستان برای انتقاد از عباراتی استفاده می کنند که نه تنها کلیت اثر بلکه موجودیت صاحب آنرا نیز زیر سوال می برند و با تیشۀ نقد نه بر اندام و پیکر به قصد غرص ، که بر بن و ریشه میزنند به قصد ...

در اینجا بر آن نیستم که منکر دانش و اشراف جنابان بر نمایشنامه و نویسنده و تاریخچه و همچنین تفکر و فلسفۀ حاکم بر کل غزیۀ ...!! دل سگ شوم و حتی در پی این نیز نیستم که تیاتر و جناب یعقوبی را کاملا عاری از خطا جلوه دهم ، چرا که تعویض های مکرر دکور چیزی نبود که مکشوف عده ای خواص باشد و یافتنش آب پاکی بر دست کارگردان و یا سردرگمی تماشاچی بین طرفداری از پروفسور یا سگ و یا دکتر، جفا به کسی (که خودش هم نفهمیده باشد) * ، بلکه این دوستان منتقد سهواً (یا عمداً) بصورتیکه در زیر خواهم آورد خود و دیگران را در ورطۀ قضاوت نادرست می اندازند :

چطور میتوانیم از تبحر معمار یک بنا چشم پوشی کنیم ، در عوض لب به تعریف از آن بگشاییم آنهم با ذکر جزئیاتی مثل سبک ، دیتایل و یا استحکام بنا ؟ مگر اینکه قصدمان تعریف از دانش خود باشد نه آن بندۀ خدا . و در این رابطه در نقل قول از کارگردان محترم فیلمی خوانده بودم : بازیگران فیلم من در ایفای نقش هایشان آزادند (که تلویحاً معنی اجرای فی البداهه داشت و اساساً ایشان ادعای کارگردانیِ با تجربه را هم نداشتند) ؛ ولی در جایی که کسی چنین چیزی از جناب یعقوبی نشنیده ، پس فرض بر اینست که ایشان آکتورها را به حال خودشان وانگذاشته اند و بازیهای فوق العاده (به زعم بعضی عزیزان) ** استادانۀ بازیگران محترم ، کارِ همین کارگردان مغضوب است .

ترکیب و چینش برخی جملات برای ما تماشاچیها (ی دهه پنجاه) نیز فراتر از زیبا بود
زنده باد سوسیس
زنده باد سوسیالیسم

مـــــــــــــــــــرگ بـــــــــــــــــــر آمریکــــــــــــــــــــا

................................................................................................................................
(*) این رفت و برگشت دائم احساس مقصر پنداری بین پروفسور اِوا مآب و سگ ودکا خور بطوریکه تماشاگر نمیدانست طرف کدامیک را بگیرد از نقاط قوت نمایش بود ، چنانکه در پاره ای اوقات وقتی سگ فحشهای رکیک می داد (بازخورد شنیده هایش از اجتماع) و یا صحبت از حقوق پامال شده اش می کرد کفۀ ترازو را به نفع خود و در پاره ای دیگر مثل نظرش به ژینا و دائم الخمر بودنش و ... به نفع بورژوازی سنگین می کرد .
(**) ... دیدن ادامه » کسی منکر بازیهای برجستۀ حبیب رضایی و نوید محمد زاده نیست ، ولی بالا بردن یک نفر به صرف کوبیدن دیگری کارناپسندیست .
پی نوشت : یافتن دکمه ای لزوم به دوختن قبایی نیست ...














http://corianpassargad.persianblog.ir/
محسن قربانی، فربد، ر. پ، رسول حسینی و تایماز موسی زاده این را خواندند
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
«ترکیب و چینش برخی جملات برای ما تماشاچیها (ی دهه پنجاه) نیز فراتر از زیبا بود
زنده باد سوسیس
زنده باد سوسیالیسم»

«این رفت و برگشت دائم احساس مقصر پنداری بین پروفسور اِوا مآب و سگ ودکا خور بطوریکه تماشاگر نمیدانست طرف کدامیک را بگیرد از نقاط قوت نمایش ... دیدن ادامه » بود»



دقیقا! مرسی.
۰۱ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب
نمایش رو بالاخره دیدم...چند نکته رو دوست دارم اشاره کنم:
قبل ش لازم می دونم که بگم: آقای یعقوبی پس از نمایش مرد بالشی شدیداً در احساسات و افکار من اثر خوبی از خودش برجا گذاشت.

1. نمایش خانه ایرانشهر رو بخاطر فضای هنری و صمیمیش خیلی دوست دارم، مخصوصا که در سالن انتظار آقای رایگان و خانم تیموریان رو هم ملاقات کردم.

2. نمایش از نظر من بصورت نگران کننده ای شامل طنز های چیپ بود. و راستش من اصلا نرفته بودم که نمایش کمدی ببینم! و اینجا ست که احساس می کنم کلاه سرم رفته! چون نمایش های طنز دیگه ای هستند که من انتخاب شون نکردم...خلاصه آقای یعقوبی یکی طلبت :) و یه سوال کلیدی: آیا با در نظر گرفتن موقعیت آقای یعقوبی در تئاتر ایران، ایشون لازم دارند که با طنز های چیپ به گونه ای به تماشاگران باج بدند تا نمایش رو ببینند؟

3. بازیگران در کل خوب بودند: آقای محمدزاده ... دیدن ادامه » واقعا خوب بود
4. و نهایتا خوشحالم که نمایش بی خود کشدار و طولانی نشد و در حدود 80 دقیقه تمام شد.
» تا ۳ پاسخ



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدم ولی دوستش نداشتم .
بازی نوید محمد زاده بسیار خوب بود . مثل همیشه . کلا" ایشان از عهده ی نقشهای کاملا" متفاوت بخوبی بر می آیند .
بازی حبیب رضایی هم خوب بود .
سایر بازیگران هم در مجموع خوب بودند .

من متن را دوست نداشتم . و برایم جذابیتی نداشت .
دقیقا همینطور است خانم حدادی بزرگوار ....

من متن را دوست نداشتم . و برایم جذابیتی نداشت .
۱۹ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جفای به مخاطب

پیش از تماشای نمایش دل سگ ، با نیم نگاهی به زندگی بولگاکف ، می توان مطمئن شد که مخاطب اثری به شدت ضد انقلابی هستی.دل سگ را بولگاکف در سال 1925 در همان نخستین سال های پیروزی انقلاب بلشویکی هنگامی که کارگران حزب سوسیال دموکرات در روسیه به رهبری لنین علیه منشویک ها شوریده بودند نوشت و تا 62 سال بعد در گوشه ای خاک خورد ، تا در زمان اتحاد جماهیر شووروی سابق اجازه نشر بیابد.بولگاکف بریده از تفکر انقلابی و به دور از آرمان های آن و با انزجار از ایدئولوژی های کمونیستی به سیاق استالینیسمی خودش در داستانی متافوریک چگونگی بدل شدن یک سگ به انسان را به تصویر می کشد.
این داستان به این دلیل مهم است که شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه اش را به داستان گره می زند نه به خاطر فضای خلاف واقع یا سوررئالش .او در تمام طول حیات داستان نویسی اش یک چیز در سر داشت ؛ مبارزه ... دیدن ادامه » با اندیشه های مارکسیستی و مخالف با رویه دگماتیسمی اش و در آخر نشان دادن بی مایگی این اندیشه.
گرایشات ضد انقلابی بولگاکف زمانی که قرار است یک سگ به انسان بدل شود، به ضد خود بدل شده و نشان می دهد شرایط ضد انقلابی مولدی از درون یک انقلاب است.به نظر یعقوبی هم ، به دنبال نشان دادن همین رویه و نکته است.متنی با طعنه به اندیشه های سوسیالیستی و قراردادن شخصیت پروفسور در لباس یک ضد چپ افراطی و میل افراطی او به تربیت گونه ی انسانی زاده دست خویش نشات گرفته از جامعه ایدئولوگی است که همه باید در آن یکسان پرورش بیابند.در ابتدا به نظر می آید یعقوبی هم در صدد است میدان را برای جدال ایده های متضاد و مختلف باز کند ، جدال میان تمدن و طبیعت ، انسان و حیوان کارگر و سرمایه دار.به این معنا متن بولگاکف میدانی است برای نزاع تمامی این ایده ها.
از سویی مولف با بدل کردن یک سگ به انسان در صدد نشان دادن دخل و تصرف نابخردانه و خودسرانه انسان در طبیعت است دخالتی که آرام آرام امر غریزی را به امری نمادین بدل کرده و به ظاهرش شکل می دهد. موجود جدید اگر این نمادها را درونی نکند تحقیر می شود.ساختاری معیوب که انسانی کج و معوج ساخته است. انسانی که پس از اندکی تفکر پرولتاریا را در خود پرورش می دهد و پروفسوری که نماینده آن طیف از طرفداران پرولتاریاست که هرگونه ایده چپ را از ریشه قطع می کند.انسانی که قرار است ایده های پروفسور و نمادهای او را درونی کند اما به پرولتری گرایش پیدا می کند و از همین روست که تمام حقوق او نقض و شاریکوف تحقیر می شود.
مخلوق دست پروفسور نباید حامی پرولتاریا و طبقه کارگر باشد از این رو باید او را نابود کرد و به هیبت همان حیوان در آورد.
اما متن نمایش نامه دل سگ
با کمال احترامی که برای یعقوبی و طرفدارانش و دوستداران نمایش دل سگ قائلم ، راستش اصلا دستم نمی رفت تا درباره متن نمایشنامه یعقوبی چیزی بنویسم چرا که به نظرم نمایش نامه ای بود با آغاز و پایانی مشخص و در واقع چینش دیالوگ ها و پرده های سریع ، به هم ریخته ،آشفته ، ناهمگون و گاهی اوقات زورکی برای پیشبرد قصه ، نه درام.
متنی که در آن تغییر شخصیت مشهود اما گره افکنی ها نامشهود بود و علت بعضی از تعویض صحنه ها نامعلوم و گنگ بود و اگر این اتفاق نمی افتاد و صحنه ها تعویض نمی شد در واقع هیچ اتفاقی در روند نمایش نمی افتاد و البته میزانسن ها و طراحی های معمولی و ساده حرکت بر روی صحنه.

دیالوگ هایی که حساسیت بر انگیز بود و به اشتباه شجاعت تلقی می شود دیالوگ هایی که هنگام ادا کردنش سالن را به وجد می آورد و همه را به تشویق مجاب می کرد ، که البته من دلیلش را نمی فهمیدم و در واقع این نوع دیالوگ نویسی و ارائه آن را نه شجاعت نویسنده بلکه جفای به مخاطب و جیب آن می دانم
شاید بیشتر نمایش یعقوبی به خاطر بازی بعضی بازیگران است که قابل تحمل است و اگر بعضی بازیگران نبودند باید انتظار داشت بازیگران برای صندلی های خالی بازی کنند.
و در انتها بازی شریف نوید محمد زاده و شاید کمی هم حبیب رضایی و بازی دوست داشتنی سهیل قنادان در نقش دوست شاری کوف را می ستایم
جناب بخشی استوار عزیز
ممنون از نقد خوبتان . بسیار جالب و خواندنی بود .
بخصوص آخرین پاراگراف که کاملا" با آن موافقم .
۲۹ مرداد ۱۳۹۳
"گرایشات ضد انقلابی بولگاکف زمانی که قرار است یک سگ به انسان بدل شود، به ضد خود بدل شده و نشان می دهد شرایط ضد انقلابی مولدی از درون یک انقلاب است.به نظر یعقوبی هم ، به دنبال نشان دادن همین رویه و نکته است.متنی با طعنه به اندیشه های سوسیالیستی و قراردادن ... دیدن ادامه » شخصیت پروفسور در لباس یک ضد چپ افراطی و میل افراطی او به تربیت گونه ی انسانی زاده دست خویش نشات گرفته از جامعه ایدئولوگی است که همه باید در آن یکسان پرورش بیابند."

این بند عالی بود. همیشه ام بهت گفتم که خیلی جذاب و روون می نویسی. آفرین

پ.ن: در ضمن در مورد کار هم 100درصد بات هم نظرم
۰۸ شهریور ۱۳۹۳
مصطفی ممنونم که خوندی :) دوست پر انرژی و خوش اندیشم
۰۹ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خسته نباشید،طراحی صحنه و موسیقی عالی بود بازیها هم همه قابل قبول ،اشکان جنابی و آوا شریفی رادوست داشتم و به نظرم نوید محمد زاده قطعا بهترین نقش را بازی کرد نقشی که جای بسیار برای دیده شدن داشت ،آیدا کیخایی به نظرم از همه ضعیف تر بود و بقیه همه قابل قبول متن و کارگردانی هم خوب بود ،بهتون تبریک میگم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من واقعا دوست داشتم این نمایش رو و به دوستان تیوالی هم پیشنهاد می دم که از دست ندنش موسیقی عالی بود و بازی های نرم و روان و طنز ملایم و خوشایندی که این کار داشت اجازه نمی داد که کار با توجه به موضوعش یکنواخت و خسته کننده بشه حرفهای خوبی هم واسه گفتن داشت فقط طراحی صحنه رو زیاد دوست نداشتم
نیکا، تی تی و علی عبدالرحیم این را خواندند
فرزام قدیری نیا(Farzam Gh) و فهیمه تردست این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی

خیلی خوشحالم این نمایش رو دیدم چون داشتم تنبلی می کردم و از دستش می دادم. واقعاً لذت بردم و لحظه ای نبود که من رو خسته کنه. ممکنه بعضیا معترض باشن که چرا آقای یعقوبی کاراشو تکرار می کنه اما اعتقاد دارم که کار خوب واقعاً ارزش تکرار شدن رو داره.

بازی آقای محمد زاده و رضایی هم فوق العاده بود.

تقریباً هر نمایشی که اسم آقای نوید محمدزاده توش باشه سعی کرده ببینم و تا حالا از دیدنشون ضرر نکردم. مثل شکلک، روایت ناتمام یک فصی معلق، دل سگ، مرد بالشی
بنظرم این کار در مقایسه با کارهای قبلی نویسنده و کارگردان محبوب تئاتر کشورمان نوعی عقب گرد و نمره منفی محسوب می شود خیلی نمی خواهم وارد مصادیق و اشارات مربوط به نقاط ضعف این نمایش بشوم ولی برای منی که مدتهاست کارهای آقای یعقوبی عزیز را در طی این مدت چند سال دنبال می کنم نمی توانم نارضایتیم را از کار اخیر پنهان کنم .
همچنان مشتاقانه به انتظار می نشینم تا نویسنده و کارگردان خوب تئاترمان به روزهای اوجش روزهای یک دقیقه سکوت روزهای زمستان 66 و به روزهای رقص کاغذ پاره ها بازگردد.
آرزو و نیما این را خواندند
sahar amini و سیدحمیدرضا ناصریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه

من دو تا بلیط تئاتر دل سگ برای جمعه 31 مرداد ساعت 20:30 رزرو کردم (ردیف 4)که متاسفانه به خاطر مشکلی که برام پیش اومده نمی تونم برم :(
خوشحال میشم اگر کسی دوست داشته باشه به جای من بره و لذت تماشای این نمایش رو ببره، با من تماس بگیره تا بلیط ها رو تقدیم کنم
09358543189

مرسی
محمدرضا نوپوش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افتخار داشتم و این کار را با همراهی دوست عزیزم دیدم !!!!
اول اینکه از موسیقی این کار بسیار لذت بردم ...چقدر خوب از صدای سگ در مویک استفاده شده بود ....

الارغم اینکه در عکس ها میدیدم دکور خیلی ساده بود و چیزی برای گفتن نداشت ... صرفا تعداد دقیق اتاق ها را نشان میداد ....

نکته ای که خیلی برام جالب بود و سوال برانگیز اینکه چرا اکثر بازی ها در فضای انتهایی سن اجرا میشد مخصوصا قسمتی که همه در مبلمان پشت به تماشاچی هستند ....

هنرمندان هم که عالی بودند خصوصا اقای رضایی و اقای محمد زاده ....

فقط خانمی که نقش رییس ساختمان رو داشت خیلی مصنوعی و احساس میکردم دیالوگ رو داره از رو میخونه ....

در کل اجرا رو دوست داشتم و به همه عوامل خسته نباشید میگم و چه خوب بود که این یه احترام به تماشگر باشه که در تمامی اجراها کارگردان حضور داشته باشه ولی این کار این شکل نبود ....

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زنده باد نوید محمد زاده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لذت تماشای تئاتر در کنار عزت سینمای ایران
صبح که از خواب بیدار شدم با وجود مشغله های بسیار هوس کردم قسمت هایی از فیلم ناصر الدین شاه آکتور سینما را ببینم.هنوز هم تماشای این فیلم در یک روز تعطیل جزء لذت های وصف ناشدنی ام محسوب میشود. و باز هم اتفاق همیشگی افتاد و فیلم را تا انتها دیدم و از تماشای بازی عزت ا... انتظامی مثل همیشه مشعوف شدم. حتی از ذوق زدگی دیالوگی از فیلم را هم در سایت گذاشتم تا کمی این لذت را با بقیه "تقسیم" کنم(مدارکش در سایت موجود است). قبل از اینکه به تماشای تئاتر بروم کمی وقت داشتم و قسمت هایی از فیلم هامون را دیدم. قسمت محبوبم. بحث دبیری (انتظامی) با حمید هامون(شکیبایی). با انرژِی کامل به سمت تماشاخانه ایرانشهر رفتم تا آخرین کار محمد یعقوبی عزیز را ببینم.
ازین که ردیف دو صندلی داشتم در پوست خود نمی گنجیدم. خیلی وقت بود انقدر ... دیدن ادامه » نزدیک به سن نبودم. تئاتر با نزدیک به نیم ساعت تاخیر شروع شد. کمی با حالت شاکیانه وارد سالن شدم تا سر جایم بنشینم. دیدم دو نفر در ردیف اول نشسته اند. جای من پشت سر آنها بود. داشتم بروشور را مطالعه میکردم که صدای "عزت ا... انتظامی" را شنیدم. فکر کردم از فیلمهایی که امروز دیدم در گوشم مانده است ولی ناگهان متوجه شدم که عزت ا... انتظامی دقیقا جلویم نشسته است. قبل ازینکه بقیه وارد سالن شوند به سمتش رفتم و گفتم استاد من با فیلمهای شما زندگی کردم.با لحن آرامی گفتند: ممنونم.ممنونم......سریع به جای خود برگشتم تا تماشاگران متوجه نشوند و نظم سالن قبل تئاتر به هم نریزد.
من حواسم به تئاتر نبود. حواسم به همان چند دیالوگ استاد انتظامی بود که در اوج فروتنی گفتند:ممنونم..ممنونم...
کاری ندارم که تئاتر دیر شروع شد. یا محمد یعقوبی از بهترین های تئاتر بعد انقلاب قبل اجرا به سالن انتظار آمد و کسی او را نشناخت و بعد از سلام من دستی به شانه ام کشید و رد شد. یا اینکه موسیقی عالی بود. یا بازی نوید محمدزاده در کسوت یک سگ باور پذیر بود. تنها نمونه در این حد که یادم هست بازی کالین فرث در نقش یک مگس در نمایشنامه مسخ بود که در ردینگ انگلیس دیدم(به خدا نمیخواستم بگم منم انگلیس تئاتر دیدم. در مقام مقایسه گفتم). یا کف سن که رنگ سرخ بود و یادآور پرچم شوری سابق و موسیقی فوق العاده فرشاد فزونی یا صدای گرم اشکان جنابی و یا حتی ایرادهای نمایش که قابل بحثند و یا چه وچه وچه..
برای من این مهم بود که این تئاتر را همراه با عزت سینمای ایران "استاد عزت ا... انتظامی" دیدم و این را از اول نمایش میدانستم. در آخر نمایش که حبیب رضایی پرده از این راز برداشت سالن در حد انفجار شد. و دیگر کسی کاری به تئاتر نداشت و همه استاد انتظامی را تشویق میکردند در حالیکه حببیب رضایی بری ادای احترام به پایین سن آمده بود و استاد در گوشش میگفت:
"فوق العاده بود..فوق العاده بود...."
خوش بحالتون!دیدن استاد واقعا سعادت میخواد!!
۲۳ مرداد ۱۳۹۳
آقا چقدر خوب نوشتی، چه حس قشنگی داشت نوشته ت.
۲۳ مرداد ۱۳۹۳
آقا حمید ارادت ویژه من رو پذیرا باشید....
۲۳ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"دل سگ" رو دوست داشتم
بعضی وقتا یکی از عناصر یه مجموعه اون قدر متمایز از بقیه می‌شه
که کاملاً همه‌چیز رو تحت تأثیر قرار می‌ده
اونم بازی نوید محمدزاده‌س
چه‌قدر این آدم خوب و درسته و سر جای خودش.
بازیش فوق‌العاده بود
خصوصاً سر میز شام.
موزیکش خیلی خوب بود.
متن هم خوب و گیرا بود
فقط دلیل بودن پرده اول رو نفهمیدم
یه قسمتی از داستان رو کاملاً لو داد.
خوش‌حالم شبی این کارو دیدم که "پانته‌آ بهرام"، "رضا میرکریمی"، "حسن فتحی" و "محسن قرایی" هم توی سالن بودن.

manimoon..
اون شب شما اولین نفری بودی که ایستادی و دست زدی و من آخرین نفر:)
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
یعنی بقیه جایی بین من و تو بودن سیامک )
ردیف چندم بودی؟

manimoon..
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
نه راستش من به محض اینکه تو بلند شدیی برگشتم عقبو نگا کردم دیدم تو اول شدی؛(
ایکه من آخر بودمو به خاطر ایجاد تضاد به کار بردم؛(
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار معمولی

شب 17 مرداد با جمعی از دوستان به تماشای این تئاتر رفتیم ... چندان خرسند و راضی از سالن بیرون نیومدیم. از نقاط قوت این نمایش میشه به موسیقی بسیار خوبش اشاره کرد که واقعا با فضای بلوک شرقی داستان و همچنین موضوع داستان همخوانی داشت. بازی نوید محمدزاده بسیار خوب بود و همچنین بازی اقای حبیب رضایی .
اما داستان چندان سوژه ی جدیدی رو دنبال نمیکرد ... بحث بوجود امدن یک شخصیت سوسیالیست در دل یک دیکتاتوری ، پا گرفتنش و به زوال رفتنش و در نهایت نابودیش توسط ایجادکنندگانش. اما روند داستان چندان تاثیرگذار و جذاب پیش نمیرفت ... پردازش داستان به نظر من میتونست قویتر انجام بشه ، بطور مثال صحنه ای مثل هفتیر کشیدن شخصیت اصلی روی پروفسور و دکتر که اشاره به سر باز کردن عقده ی اون داشت، چندان تاثیرگذار نبود
درهرحال چندان راضی از سالن بیرون نیومدم...امیدوارم ... دیدن ادامه » در ماههای پیش رو، شاهد آثار قویتری روی صحنه باشیم
من ه موافقم با شما معمولی بود و تصور دیگه ای داشتم مخصوصا با این حجم تبلیغات فعلا که دور دور نوید محمدزاده است و خوب و عالی بود کلا آقای یعقوبی کاراشون خوش ساخته مثل این یکی اما شاید نسبت به بقیه کاراشون چندان جذاب نبود جز اون دسته از کارا بود که اگر همم ... دیدن ادامه » نرفتین چندان چیزی رو از دست ندادین
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
ممنون از نظرتون آرزو جان
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
نوید محدزاده شاهکاره
۲۱ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش تا کی تمدید میشه؟! جایگاه های غیر قابل خرید توی تیوال رو از کجا میشه خرید؟!
سلام
از خودِ سایت تماشاخانه ایران‌شهر
http://tamashakhaneh.ir/
فعلاً تا دوشنبه هفته بعد اجرا دارن.

manimoon..
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید







یادداشتی بر نمایش« دل سگ » نوشته و کار « محمد یعقوبی »
لینک مطلب : http://namayesh1.com/News.aspx?id=97






کاش این کاشها بوی شعار نمی داد
بوی نفرت انگیز جهل و ساده لوحی

مرسی
۲۲ مرداد ۱۳۹۳

مرسی از تو داداش خوبم
۲۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد یعقوبی به دلواپسان پاسخ داد
.
محمد یعقوبی(نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر) که مدتی است با هجمه‌ی برخی رسانه‌های تندرو مواجه شده با انتشار یادداشتی به مطالب مطرح شده در این سایت‌ها واکنش نشان داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مدتی قبل تعدادی از سایت‌های خبری منتسب به جناح راست که در انتشار اخبار عموما از الگویی مشابه پیروی می‌کنند، پیکان انتقادهای خود را هم‌زمان و گویی توصیه شده! متوجه یک نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر کردند تا به هر وسیله خود را در صف منتقدان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دهند و از قافله مد این روزها عقب نیفتند.

پس از ادامه‌ی حاشیه‌سازی‌های به اصطلاح دلواپسان برای مسئولان - اینجا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - به بهانه گفتگویی از محمد یعقوبی که سال‌ها قبل و در دولت منتخب دلواپسان انجام شده، این نمایش‌نامه‌نویس ... دیدن ادامه » و کارگردان متن پاسخی را در اختیار ایلنا گذاشت که در ادامه می‌خوانید:

روزی روزگاری شعبان جعفری و دارودسته‌اش در خیابان‌ها دشنه در دست عربده می‌کشیدند، حالا در روزگار اینترنت، شعبان‌های این‌روزها در فضای مجازی عربده می‌کشند و چاقوکشی می‌کنند. یک ماهی است شعبان‌ها یاوه‌هایی با نام‌هایی احتمالن جعلی در خبرگزاری‌هایی شعبان‌پرور ‍در دیدرس نهاده‌اند که البته هر عقل سلیمی پس از خواندن این متن‌ها درخواهد یافت من بهانه‌ی این شعبان‌ها و آن خبرگزاری‌‌ها هستم و هدف‌ بی‌گمان باج‌خواهی از مدیران محترمی است که شعبانکان با ادبیاتی سخیف و لمپنانه و بدویتی تمام‌عیار با چند بار نام‌بردن از آن مدیران منظور نوشته‌ها را فاش می‌کنند. اما چرا من باید بهانه‌ی این باج‌خواهی باشم؟ تنها دلیلی که پیدا می‌کنم این است که در این پنج ماه سه تئاتر کار کرده‌ام که هر سه با استقبال مردم روبه‌رو شده است. من سپاس‌گزار مدیران محترمی هستم که فرصت دادند تا این سه نمایش را به‌روی صحنه ببرم ولی شک ندارم اگر فقط یک نمایش کار کرده بودم هیچ متنی علیه من نوشته نمی‌شد ولی شعبانکان بی‌نوا در هر حال باید بهانه‌هایی دیگر می‌یافتند برای تاختن به این مدیران. از یک سو مردمی که دست‌شان را می‌بوسم و به عشق آنان است که هنوز تئاتر کار می‌کنم هر شب با استقبال از نمایش‌های گروه‌مان امیدوارمان می‌کنند به ادامه‌ی کار، از دیگر سو شعبان‌ها، چاقوکشان دنیای مجازی با تهمت و بدگویی به عبث می‌کوشند ناامیدمان کنند. هر عقل سلیمی با خواندن عربده‌‌هایشان نتیجه خواهد گرفت اگر این حرف‌ها که به محمد یعقوبی نسبت می‌دهند حرف‌های بدی است چرا بازنشرش کرده‌اند؟ این بی‌فکران معنای تشبیه را نمی‌دانند یا خود را به نفهمی زده‌اند؟ گرچه حق شکایت و پی‌گرد قانونی علیه این شعبانکان برای من محفوظ است ولی دل‌سوزانه ترجیح می‌دهم برای این‌گونه آلاینده‌گان واژه آرزو کنم راه آبرومندی برای ارتزاق خود پیدا کنند. چون شک ندارم هر کس شغلی و صد البته درآمدی کافی داشته باشد تن به این خواری و خفت نخواهد داد که با بدگویی از دیگران ارتزاق کند. با این امید که آرزویم برآورده شود، برای این‌گونه نیازمندان دعا می‌کنم: باشد که هیچ‌کس ناگزیر نشود با چاقوکشی نان‌آور خانه‌اش بشود. آمین.

محمد یعقوبی .930517
منبع :http://ilna.ir/news/news.cfm?id=193635
عالمی‌معتبر را مناظره افتاد با یکی از ملاحده (لَعنهُم الله عَلی حِدَه) و به حجت با او بس نیامد سپر بینداخت و برگشت کسی گفتش ترا با چندین فضل و ادب که داری با بی دینی حجت نماند؟ گفت علم من قرآنست و حدیث و گفتار مشایخ و او بدین ها معتقد نیست و نمی‌شنود. مرا ... دیدن ادامه » شنیدن کفر او به چه کار آید... (گلستان سعدی باب چهارم، اندر فواید خاموشی)

آقای یعقوبی! علم شما تئاتر است و درام و نمایش و ادبیات، و وجه اشتراکی با دوستان دلواپس ندارید. هنرمند هنرمندان این قوم ده نمکی است و سلحشور، که دیدن ده دقیقه از آثارشان اعصاب فولادین می خواهد و معده ای قوی برای جلوگیری از حالت تهوع! واقعا نیازی به پاسخ نبود. شما دو گروه از هیچ منظر و زاویه ای قابل قیاس نیستید. اصلا از دو دنیای متفاوت حرف می زنید. آن چیزی که برای این قوم گناه و تهمت و جرم است، برای شما افتخار و شرف محسوب می شود، و بالعکس! پس جایی برای گفت و گو و پاسخ نخواهد ماند.

موفق و پایدار باشید.
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
استاد یعقوبی عزیز برادرانه از شما خواهش میکنم با رجا نیوز دهن به دهن نشو تنها راهش سگ محلی هست این اشخاص خیلی وقیح تر از این صحبتا هستند و عاشق کشدار کردن ماجرا هستند. کمتر از 4 سال پیش عکس شخصی یک مهمونی در منزل یکی از اساتید مرد ما به دست اینا افتاد که ... دیدن ادامه » در اون یکی دیگه از اساتید خانوم ما بدون حجاب هم حضور داشت اگر بدونی چه قشقرقی به پا کردن که دانشگاه های ما رو فساد برداشته و فلان . ولی استادای ما سگ محلشون کردن ولی بازم کوتاه نیومدن رفته بودن یه عکسی از یه استاد خانوم دیگه با یه دکتر اسراییلی تو یه کنفرانس اونم عکس دسته جمعی پیدا کرده بودن تیتر زده بود دانشگاه های ما در اسارت اسراییل غاصب !! خلاصه اینکه خیلی از اون چیزی که شما فک میکنی وقیح ترند!!!!!!!
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویژگی خیلی مثبت این کار بازی سگ بود به نظرم واقعن

اما ممکنه کسی به من توضیح بده که چرا آقایون نمایش روسری سر کرده بودن؟
ممنون می شم
فربد عالمی، محمد قدس و محمد رحمانی این را دوست دارند
فکر میکنم برابری زن ومرد
زن با لباس مردانه مردها با روسری
۱۸ مرداد ۱۳۹۳
این اعتراض قشنگی نیست به نظرم :|
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از این نمایش خوشم آمد، البته به نظرم کمی مدت زمان آن کم بود و برقراری ارتباط با مخاطب را سخت میکرد و تماشاچی مجبور بود که برای درک ارتباط صحنه ها و تحولات سگ کمی بیشتر فکر کنه ، بجز آقای محمد زاده بقیه بازیها خوب بود ، البته خانم آیلین کیخایی متوسط بازی کردند، نوید محمدزاده استثناء زمان ماست که توانایی این همه تغییر و بازی متفاوت در هر نمایش را دارد.
کشش داستان خوب بود البته بعضی وقتها دچار سکته میشود ، موسیقی کار در عین سادگی در راستای نمایش پیش رفت و دلنشین بود.
اگر در جامعه همه یکسان باشند و در یک طبقه آنجا زندگی بی معناست، خالاقیت و تلاش از بین میرود، نمونه آن کشورهای کمونیستی که در طی سالهای اخیر عملا یا تغییر حکومت دادند و یا فقط نامی از کمونیست را یدک میکشند.
در کل نمایش خوبی بود و پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
بجز آقای محمدزاده بقیه بازیها خوب بود؟؟!!...اولین نفری هستید که همچین چیزی میگید!!!...
۱۸ مرداد ۱۳۹۳
فکر میکنم با توجه به جمله بعدی، منظور آقای حریری این بوده که آقای محمدزاده عالی بودند و بقیه خوب. درسته؟
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
منم با تی تی موافقم
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاریکوف یه مَرده با دله سگ...
.
.
.
و نوید محمدزاده یه بازیگر فوق العاده است. اولین بار بود که وقتی داشتم بازیه یه بازیگر رو می دیدم به هیچ چیز دیگه ای فکر نمی کردم به جز یک چیز...این بشر چه جوری اینقد خوبه؟؟؟!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید