تیوال نمایش دروغ
S2 : 17:05:38
امکان خرید پایان یافته
  ۳۱ خرداد تا ۱۶ مرداد
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۵ دقیقه
 بها: ۵۰,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: فلوریان زلر
: آریان رضایی
: افشین هاشمی، لادن مستوفی، ارسطو خوش رزم، مژگان خالقی

: امیر حسین شفیعی
: پگاه مرادی
: افشین هاشمی
: منوچهر شجاع
: ندا نصر
: بابک برزویه
: سینا افشار
: امیر قالیچی
: حسین بنیاد
: علیرضا عموزاد
: نازگل مهرانی
: سمیرا علامه
: ناعمه علمی نژاد
: محمد جواد ایزدی

از ردیف ۱ تا ۶: ۵۰،۰۰۰ تومان
از ردیف ۷ تا ۱۱: ۴۰،۰۰۰ تومان
دوره تازه اجرا از تاریخ ۳ مردادماه:
باکس وسط همه ردیف‌ها:‌۵۰،۰۰۰ تومان
باکس‌های کناری همه ردیف‌ها: ۴۰،۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش دروغ / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نمایش «دروغ» در سالن استاد سمندریان به اجرای خود ادامه می‌دهد

» نمایش دروغ دو اجرایی شد

» پوستر نمایش «دروغ» رونمایی شد

» آریان رضایی در ایرانشهر دروغ می‌گوید

» لادن مستوفی دروغ می گوید

» افشین هاشمی دروغ می‌گوید

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
وسطای تئاتر پشیمون شدم که چرا با مادرم این تئاتر رو اومدم. چون خودمم از این کلاف سردرگم و گرمای سالن کلافه بودم. اما کلافگی من دلیل دیگه ای هم داشت. دروغ دغدغه اصلی من هم بود و هست. اینکه آدم باید همه چیز رو بگه به زوجش یا که نه!
جواب مادرم رو می دونستم نه! جوابی که دنبالش بودم این نبود و تا اواخر این تئاتر هم جواب دلچسبم رو پیدا نمیکردم. جواب سوالم رو در جایی از متن پیدا کردم که متاسفانه به خاطر ندارم پس خودم می نویسم: ((دروغ جایز نیست، اما مراعات چرا!))
بازی آقای هاشمی عالی، باید بگم گرچه باقی خندیدن به طنازی آقای هاشمی اما من همراه بازیگر مرد درد کشیدم. اونجایی که اقای هاشمی پخش زمین شد، منم باهاش آب شدم.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در درجه اول به نظرم هرکاری که آقای هاشمی نقشی درش داشته باشند رو قطعا باید دید.
این تئاتر هم که جای خود داشت پیشنهاد میکنم حتما ببینید. دشواری تشخیص مرز بین راست و دروغ، شهامت باور کردن حقیقت و جایگاه دروغ درزندگی روزمره و روابط انسانی رو به وضوح میتونید ببینید.
سپیده و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم آقای هاشمی یک تنه جور همه رو کشیدن. به ویژه نقش مقابلشون حقیقتاٌ یارای همراهی با ایشون نداشت و اصلاً نتونست بدرخشه.
نمایشنامه رو دوست داشتم (علت انتخابم همین بود) و همین طور بازی پرانرژی آقای هاشمی رو، اما:
حقیقتش رو بخواین من دیگه از این تیپ اجراها خسته شده ام ---> دکور: نمای داخلی یک آپارتمان (که این بار تبلیغ سازنده دکور هم در کمال تعجب لای بروشور بود!! احساس کردم در نمایشگاه مبلمان اجرا می بینم)/ یک زوج که در خانه یک زوج دیگر مهمان هستند/موضوع یا گرفتاری خاصی (که عموماً به خیانت یا مشکلات خانوادگی مرتبطه) آشکار می شه/ نورپردازی خاصی انجام نمی شه/ موسیقی در این تیپ اجراها سبک ثابتی داره و عموماً از جایی برداشته شده/معمولاً نمایشنامه حاصل زحمات زلر یا وودی آلن هست (که هر دو رو دوست دارم، ولی تا اندازه مشخصی!)/ این جور کارها معمولاً چاشنی ... دیدن ادامه » طنز موفقی دارن اما حتی تیپ شوخی ها ثابت و تکراری هستن.
این چهارمین یا پنجمین اجرایی از این دست بود که دیدم.
امیدوارم با توجه به این که نمایشنامه هایی از این دست اجراشون ساده و کم خرجه و خلاقیت خاصی هم لازم نداره، ماجرا در آینده کاملاً تجاری نشه و کورسویی از هنر و خلاقیت کارگردان هم دیده بشه در این تیپ اجراها (این اجرا با اغماض قابل قبول بود).
در آخر بازهم به آقای هاشمی خسته نباشید می گم، خیلی انرژی صرف کردن و یک تنه به اجرا اعتبار بخشیدن.
یکی از نمایش هایی که ساعتها بعد هم درگیر مکالماتش میشی . دروغ خوبه یا بد ؟ به چی میگن دروغ و به چی میگن پنهانکاری ؟ رازداری چیه و مراعات کدومه ؟ مفاهیمی که اولش قشنگ و ایده آل و رویایی به نظر میان اما با بروز اولین عکس العمل ها سریع تخریب میشن . گفتن حقیقت همیشه درسته ؟ چقدر علامت سوال توی دو خط !
در مورد طراحی صحنه: با اینکه کلی شوآف شده بود که طراحی کردیم که بیا و ببین تا حیرت کنی چیزی نبود جز یک تابلوی سه بعدی زاویه دار که خیلی مناسب نبود و حس زاویه های اتاق ها ، آشپزخانه ، اتاق خواب و... غیره رو منتقل نمی کرد. حتی دری که وجود داشت و از پشت صحنه راهرو ایجاد میکرد تخت به نظر می رسید. حتی برای اتاق خواب یه در قرار داده نشده بود. حداقل یه در که به صورت ظاهری وجود داشته باشه یا توی تابلوی پشت سر به صورتی بارز تر قابل مشاهده باشه. البته اینو اضافه کنم که من روی ... دیدن ادامه » صندلی هایی که وسط هستن نشسته بودم و شاید این روی زاویه دیدم تاثیر گذاشته باشه.
در مورد بازی ها: بعد از دیدن نمایش دروغ ( و البته قبل از اون نمایش بینوایان ) به این نتیجه رسیدم که کاش کاش کاش بازیگران سینما و تلوزیون سمت تئاتر نیان چون هم وجهه خودشونو خراب میکنن هم حال بیننده رو میگیرن. خانم مستوفی بعد از هر جمله انگار ناخودآگاه به نقطه می رسید، مکث می کرد و منتظر یه کات بود. جملاتشون بریده بریده، خشک و بدون انعطاف ادا می شد جدای از تپق هایی که دیگه این روزها عادی شده متاسفانه ( حتی در مورد آقای هاشمی ). میشل و همسرش ( حتی اسمشم یادم نیست !) خیلی ضعیف تر بودن. حرکات خام، حرف ها به صورت ِ یک آه خفیف شروع میشد و یکدفعه به یه جیغ ختم میشد! در این جمع بی رقیب آقای هاشمی همه کاره میدان بودن اما پیروزی بزرگی به نظر نمیرسه !
اما در پایان چیزی که بیشتر از همه آزاردهنده بود واکنش تماشاچی ها بود. یه مرد از درون داره متلاشی میشه، میفهمه که هیچ عمقی در زندگیش وجود نداره و از ته دل داره ناله میکنه، ضجه میزنه و با صدای بلند گریه میکنه و واکنش تماشاچی ها: خنده! اونم نه یه خندۀ متظاهرانه و همینطوری، یه خنده بلند و از ته دل! ما چمون شده ؟ نمیفهمیم ؟ یا توی دیالوگ هایی که سراسر جنجاله با کنایه های نیش داری که زن و شوهر به سمت هم پرتاب میکنن باز تماشاچی ها می خندیدن. دلم میخواست بلند شم و بگم لعنتیاااااا به چی میخندید ؟ کجاش خنده داره ؟ نابود شدن یه زندگی خنده داره ؟ یه خسته نباشید هم بگم به اون دو خانم گرامی که در ردیف 11 روی صندلی 10 و 11 نشسته بودن و از ابتدای تئاتر تا انتهاش ( شاید باورتون نشه ) گیلاس میخوردن اون هم در کیسه های پلاستیکی با صدای خش و خش تمام نشدنی! حدس میزنم دو کیلویی نوش جان کردن و در نهایت کیسه ها رو مچاله کردن و انداختن زمین ( صدای مچاله شدن کیسه ها رو تصویر سازی کنید! ) خانمهای گرامی اگه نوشته منو می بینید سلامتی خودتونو اعلام کنید واقعا نگرانتون شدم !

یکی از شرم آورترین لحظات برای من زمانی بود که به ناچار بلیط ردیف آخر یک نمایش نصیبم شد ..به طرزی باورنکردنی ، زوجی که بغل دست من نشسته بودند سالن نمایش رو با فضای خصوصی خودشون اشتباه گرفته بودند.

با توجه به تکرار این نوع از مسایل ، به شدت نیاز به فرهنگ ... دیدن ادامه » سازی و آموزشِ درستِ دیدن نمایش و فیلم چه در تماشاخانه ها و چه در سینماها احساس میشه.
ا
۲۰ تیر
بامداد عزیز
به هر حال تو همین شرایط هم میشه این حجم از بی فرهنگی رو با خودشون تا تو تماشاخونه حداقل نکشونن..
(البته من متوجه منظور شما هستم که درست هم میفرمایید)

۲۰ تیر
سلامت باشید نگین جان
حق با شماست
۲۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب من این نمایش رو دیدم و باید بگم این نمایش یک افشین هاشمی بی نظیر داشت که یک تنه بار کل نمایش بر دوشش بود.

پ.ن: از هر طرف که رفتم جز زلرم نیفزود :/
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازى افشین هاشمى مثل همیشه بى نظیر بود
سپیده و امیر امیری این را خواندند
آریان رضائی و فصیح این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر میکردم کار خیلی جدی باشه اما برعکس خیلی خندیدیم اما خنده بخاطر دروغهایی که شاید خودمون هم گفته باشیم و کاملا فضا رو حس میکردیم بود
بعضی وقتها مرز دروغ و حقیقت واقعا وجود نداره و این نمایش کاملا تونسته بود اینو نشون بده
بازی آقای هاشمی واقعا عالی بود در خدمت صحنه و بالاتر از اون بنظر من کل نمایش روی دوش ایشون بود مثل همیشه عالی عالی عالی
حتی یجاهایی کسل کننده میشد اما با ورود آقای هاشمی صحنه جون میگرفت.به نظر من ایشون کارگردان بودن.
ممنون اقای هاشمی
دورغ... شایع ترین بخش زندگی امروزه همه آدم هاست.
متن نمایش و بازی بازیگر ها را به شدت دوست داشتم مخصوصا خونسری میشل را در مواجه با داستان هایی که حول محور او می چرخید.
جابه جایی نقش اقای هاشمی و خانم مستوفی پشت در اتاق خواب نشانه چرخش نقش و موقعیت افراد در زندگی واقعی بود.
حتما شما تمام حواستون به نمایش نبوده، به هیچ عنوان پایان نمایش باز نبود.
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی اقای هاشمی و خانم خالقی رو بیشتر دوست داشتم و اینکه کارگردان میخواست انتها باز باشه و مشخص نباشه که چه اتفاقی افتاده به نظرم خیلی در نیومده بود و همه خیانت رو حس میکردن اما درکل شب خوبی داشتم با این نمایش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار رو دوست نداشتم
به نظرم غیر از نقش "پل" ، باقی بازی ها به شدت ضعیف بودند، در حد یک کار آماتور
"میشل"، شیشه مشروب رو سر میکشید بدون اینکه تغییری در اکت ها و بیانش رخ بده، "آلیس" قرار نبود شخصیتی رو برای تماشاگر زنده کنه و صداش هم به سختی به ردیف پنجم سالن میرسید. "لورا" هم که نبود اصلا روی صحنه، وقتی هم که بود بازم نبود.

صحنه نمایش با سه دکور مجزا به سه بخش تقسیم شده بود، پذیرایی، آشپرخانه و اتاق خواب. نکته جالب این بود که فقط یک بار "پل" توی مسیرش از آشپزخانه به پذیرایی دیوار فرضی بین این اتاق ها رو رعایت کرد و در باقی موارد توی رفت و آمد شخصیت ها، هیچ دیواری فرض نمیشد.
چند بار هم برای ورود یا خارج شدن از اتاق خواب، بازیگرها در رو باز و بسته میکردن یا با قفل کردنش مانع از ورود دیگری میشدن، ولی تو باقی لحظات مرزی بین اتاق ... دیدن ادامه » خواب و نقاط دیگر صحنه نبود. اهمیتی نداشت که موارد ذکر شده از شلختگی کار ناشی میشد یا تعمدی بودند، مهم نداشتن رویه ثابت یا منطق مشخص تو این زمینه بود.

جایی از کار "پل" با حالت چهره و میمیک صورت جواب "آلیس" رو میده و تماشاگر به اون حالت صورت میخنده، نکته عجیب در لحظه ادای اون بازی، حضور بازیگر نقش "پل" بیرون از هسته مرکزی صحنه و تو گوشه تاریک سمت راست هست و اتفاقا بعد از اون "بازی با صورت" به سمت مرکز صحنه و نور اصلی حرکت میکنه و چهره اش واضح تر دیده میشه.

و البته علیرغم ادعای گروه اجرایی؛ برای من نمایش کمدی نبود به هیچ وجه

امتیاز : یک و نیم از ده
یازدهم تیر نود و هشت
خیلی نکات خوبی رو اشاره کردی رضا جان. موافقم باهات
ولی خب فقط به جزئیات پرداختی
دلم میخواست در مورد متن و جدال دروغ و واقعیت که میخواستن تو ذهن مخاطب شکل بدن هم نظرت رو بدونم
۱۳ تیر
ایموجی شصت به معنای تایید
۱۳ تیر
من کار رو دیدم و بعدش در نشستی برای تحلیل نمایش با حضور کارگردان و تمامی بازیگرا حضور داشتم عجیبه که حضار به خیانت اشاره میکردن و کارگردان و اقای هاشمی میگفتن خیلی ها هم فکر میکنن خیانتی نبوده و جذابیت کار در همینه ولی واقعا همه خیانت رو پذیرفته بودن
۱۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دروغ بیشتر منو یاد انسوی آینه انداخت که نویسنده اون هم زلر هست و چقدر تم نمایشنامه هاش تا حدودی شبیه به هم هست (تا جایی که من کارهاشو دیدم).
تئاتر با بازی افشین هاشمی جون گرفته بود ، بازی هاشو همیشه دوست دارم ، مثه علی سرابی یه تنه صحنه رو میچرخوند ولی بقیه بازیگرا به نظرم فوق العاده سرد و بی روح بودند
یه پایان باز که تماشاگر خودش به فکر بره و بگه پس اخرش چی شد،خیانت بود یا نبود دروغ بود یا نبود
[تضادای توی تئاترو دوست داشتم] .ولی یه سری از شوخیاش توی ذوق میزد یکیش مثلا ایرانیزه کردن متن(نوشیدنی های مجاز-بریم‌شمال!)که من اصلا دوست نداشتم انگار متنی بود که کمدی نبود ولی به زور به عنوان یه تئاتر کمدی به تماشاگر غالب کردند که این کارو قطعا کارگردان انجام داده بود برای جذابیت بیشتر ، که کاش اینطور نبود چون به نظرم یه جاهاییش حتی غم انگیز بود ولی بعضی ... دیدن ادامه » ها همچنان در حال خندیدن بودند.خود نمایشنامه رو دوست دارم خیلی به فضای الان جامعه و دغدغه های خیلی از خونواده های الان نزدیک بود و همین باعث میشد که تماشاگر راضی از سالن بیرون بیاد.
قطعا بحث بعد از نمایش با عوامل بازیگران و کارگردان اور مفید بود.خسته نباشید به همه عوامل اجرایی
بد بودن قسمت ایرانیزه رو بشدت قبول دارم
دوم اینکه واقعا دلیل خنده ی دائمی یسری حتی تو صحنه های تراژدیک چی میتونه باشه
ایتقدر ملت شادی هستیم؟
۱۳ تیر
امان از گدایی توجه:)
خداوند انشالله همه ی ما را ادم کند :)
۱۳ تیر
انشالله خداوند عنایت بفرماید:))
۱۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اسارت در ذهنیت
"دروغ" نوشته فلوریان زلر بنا بر بسیاری از نقدهایی که مطالعه کردم ، دارای ژانر " کمدی بلوار " است که از آن تحت عنوان"boulevard comedy" یاد می شود . در این ژانر به مسائل به طرز ساده تر نگاه می شود همچنین از موضوعات پیچیده تر دوری می شود و با توجه به دریافت من ، قضایا بدین وسیله عامه پسند تر می شوند .چیزی که ما در نمایش "دروغ" می بینیم نیز دقیقا همین است و این موضوع مرا یاد نمایش های یاسمینا رضا می انداخت . همچنین در یکی از نقدها از فلوریان زلر به عنوان یاسمینا رضای جوان یاد شده بود . در نمایشنامه "دروغ" پیشینه های افراد و عوامل دخیل در رویدادهای نمایش حذف شده اند و از این موضوع به عنوان نکته منفی در بسیاری از نقدها یاد شده و برخی معتقدند که "دروغ" عمیق تر نمی شود و به پیامدها و ریشه های مسائل نمی پردازد . مانند بسیاری ... دیدن ادامه » از مدل های اقتصادی ، ریاضی و ... که یکی سری عوامل را نادیده می گیرند برای اینکه بتوانند یک حالت ساده را راحت صورت بندی و تشریح کنند و به مدلی برسند . اما این کار به نظر من آگاهانه از جانب فلوریان زلر صورت گرفته و در خدمت مفهوم اثر است که جلوتر به دلیل آن اشاره خواهم کرد . در نقدهایی که خواندم ، برای توصیف فضای دروغین در نمایش از دو کلمه لابیرنت یا هزارتو و پیچ در پیچ ( labyrinth ) و تار عنکبوت ( Web ) استفاده شده بود . بدین معنا که تماشاگر و کاراکترهای نمایش واردحجم بالایی از دروغ و تلاش برای اثبات عدم صحت اتفاقات می شوند که نمی توانند تشخیص بدهند که حق با کیست و حقیقت چیست ؟ این ناکامی را کاراکتر پل با بازی افشین هاشمی به نحو احسن نشان می دهد . ناکامی ای که ناشی از اسارت در هزارتوی زاییده دروغ است . این موضوع تا حدی پیش می رود که سایر امور زندگی را در خود می بلعد و آلیس را از فکر پایان نامه و ارائه دور می کند . ارائه ای که بسیار برای تنظیم آن زحمت کشیده است . همچنین این مسئله به موضوع اصلی بحث میهمانی شب بدل می شود و تلاش ها برای صحبت کردن در خصوص سایر موضوعات شکست می خورد . در بعد شخصی تر ، زندگی میان زوج ها تبدیل به تلاش برای اثبات ناراستی اتفاقات و توجیه گری می شود . تارعنکبوتی از دروغ دور زندگی مشترک می پیچید و مانع پیشرفت و خودشکوفایی طرفین می شود . تا جایی که قبل از اتمام نمایش ، زن و شوهر به هم قول می دهند تا مجددا درباره این مسائل صحبت نکنند اما پوچی این قول کمی بعدتر مشخص می شود و آلیس به پل با خنده قولشان را یادآور می شود. گویی که زندگی مشترکشان فریز شده و چیزی جز این برای گفتن ندارد ! در پایان نمایش دو طرف سعی می کنند در مورد چیزهای دیگری صحبت کنند اما سرنوشت این تلاش را نمی دانیم ... ! از این روست که گمان می کنم فلوریان زلر نمایشنامه را ساده تر و در ژانر "کمدی بلوار " نوشته است تا نشان دهد چقدر مسائل این چنینی می توانند یک زندگی مشترک را به ورطه بطالت پرتاب کنند ، پتانسیل ها و فرصت ها را از بین ببرند و چیزی جز این برای گفتن باقی نماند . اما با این اوصاف ، در طول نمایش شاهد برملا شدن نیت های شخصی و واکاوی های نه چندان عمیق هستیم . چیزی که به دوام این تارعنکبوت دروغ می انجامد اسارت در ذهنیت گرایی و یا همان subjectivity است . کاراکترها بیشتر مواقع روحیه انتقاد پذیر ندارند و نمی خواهند باور کنند که برداشت هر فردی از دروغ ، صداقت یا هر مفهوم دیگری می تواند ناقص باشد . نقصی که می تواند منجر به یادگیری شود اما گرفتار تعصب می آید . آلیس و پل به زعم خودشان دنبال ارزش هایند در حالی که ارزش های دیگر مانند دوری از تعصب و داشتن روحیه انتقادپذیر را فراموش کرده و آنان را قربانی صداقت کرده اند ! چه بسا که این قربانی کردن به منظور نیل به منافع شخصی تحت پوشش "حفظ صداقت " است ! دروغ یا صداقت مانند خیلی از چیزها می تواند متاثر از نفع شخصی شده و دستکاری شود . در قسمتی از نمایش نیز آلیس به پل با عصبانیت می گوید که آیا او واقعا فکر می کند که باید یک سری مسائل را عنوان نکرد یا اینکه صرفا بخاطر دخیل بودن دوست صمیمی اش میشل در این ماجرا این گونه فکر می کند ؟ اما پل اکثرا بر سر دوراهی است . البته خود آلیس نیز ناکام می ماند و عزت نفس پل را قربانی صداقت می کند و خصمانه از وی اعتراف می گیرد . اما صداقت به چه قیمتی ؟ در طی پروسه اعتراف گیری ، آلیس در ابتدا می گوید که کاری با پل ندارد و اصلا تله ای برای او نگذاشته است اما بعد از آن شروع به انتقام گیری می کند و برخلاف آنچه که گفته عمل می کند . به بیان دیگر برای رسیدن به حقیقت دروغ می گوید ! این فضای پیچ در پیچ دروغ در نمایش تنیده شده است و نکته تاسف بار آنجاست که صداقت و جستجوی حقیقت ، توجیه تلقی شده و سایر ارزش ها در این راه لگدمال می شوند . همه چیز به گستاخی تبدیل شده و تلاش برای رسیدن به حقیقت حتی بواسطه دروغ گفتن می شود ! حقیقتی که در هزارتویی از دروغ گم شده است !
ممنون از یادداشت خوبتون
۰۷ تیر
عالی
۱۲ تیر
ممنونم رویا جان منتظر خواندن نتیجه دیدار دوستان تیوالی در عصر دیروز هستم .
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اون نمایش هایی بود که شاید تو بخش بصری و اجرایی یه ایراداتی داشت اماااا موضوع نمایش خیلی قابل تامل بود .... و به نظرم قشنگ بهش پرداخته شد و خوب از آب در اومد طوری که من تا چند روز ذهنم درگیر بود....
درگیر و آشفته در کشمکش انتخابی میان حقیقت یا دروغ
حقیقتی تلخ....
حقیقت تلخی که بی شک آغازیه بر پایان همه چیز
یا دروغی شیرین...
دروغ شیرینی در پس دروغ های پیشین و سرخوشانه ادامه دادن و لذت دروغین بردن اما پایان ندادن و حفظ وضع موجود با همه ی خوب و بدش
ممنون که نظرتون رو به اشتراک گذاشتین
۰۵ تیر
خواهش میکنم جناب رضایی
ممنون از شما و گروهتون
با آرزوی موفقیت
۰۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیاه مشقی برای رسیدن به آینه‌های روبه‌رو و یک هاشمی که هرچقدر عرق ریخت نمی‌تونست نمایش رو نجات بده.
بسیار لوس و تکراری
نمایش رو به خاطر هاشمی رفتم و از انتخابم پشیمون نیستم ولی واقعاً دور از انتظار بود.
طراحی صحنه بی‌خودی که انقدر توی بروشور از اهمیتش گفته بودن توی اجرای به اون شلختگی گم بود واقعاً (انگار طراحان برای سالن ناظرزاده می‌رن می‌شینن سمت چپ جایگاه تماشاچیان!)
ای کاش تلاشی رو که روی ترجمه مجدد و دراماتورژی این کار کردن روی نمایش‌نامه دیگه‌ای که ترجمه نشده می‌کردن.
تا آخر هم نفهمیدم مشکل مستوفی با کتش چی‌بود؟ خب خانم محترم اگر لباس اذیتت می‌کنه یا یه چیز دیگه بپوش یا یه سایز بزرگتر
بدون هیچ پیش زمینه ذهنی، امشب کار را دیدم. بازی درخشان افشین آقا هاشمی ، به دلم نشست ... طراحی لباس ( خصوصا برای لوسی الیس واقعا واقعا واقعا بد بود کاش خانم مستوفی پاشنه دار نمی پوشید قدش از پُل بالاتر بود ) اما بقیه کار برام جالب بود. تعلیق و جذابیت نمایشنامه اینقد زیاد بود که تمام مدت با تمرکز به بازی ها توجه داشتم. مفهوم دروغ ، دورویی، حقیقت، حاشا! مصلحت! مراعات و... باهم خیلی آمیخته بود و با دیالوگهایی که پیش می رفت کاملا یک متن پرسشی بود که مخاطب را با یک دو سه و چند سوال درگیر می کرد و مثل اون نمایش یک ساعت در ارامش ( از زلر ) از جایی شروع می شد و کم کم اوج می گرفت و بعد هم موضوع خیانت و روابط جنسی و احساسی بود... گروه، سعی کرده بود نش ها و دیالوگ ها به نحوی باشد که بشود مجوز گرفت، ( به قول دوستان ایرانیزه کردن برای عبور از موانع مسیر ! )
این جمله که مسولیت ... دیدن ادامه » دعوای زن و شوهرا به عهده ی گروه نیست چقدر با مزه بود.
طنز جالبی که بازی افشین هاشمی و متن نمایش داشت خیلی تناشاچی را مجذوب می کرد.
آرزوی موفقیت برای گروه دارم....
درود
به نظرم تو قضیه پاشنه بلند تعمدی بود که می‌خواست تسلط رو نشون بده (البته که بسیار باسمه‌ای).
۰۴ تیر
⁦◉‿◉⁩
باسمه ای!
۰۴ تیر
شدیدن
۱۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچی از بازی عالی افشین هاشمی و لادن مستوفی بگم کم گفتم...
متن هم خوب بود و میشه چند تا جمله ماندگار از توش دراورد....
ولی دکور و لباس راضی کننده نبود... (توی اون سالن که سن از صندلی تماشاگرها بالاتره، وقتی تخت میگذارید
و روی آن میخوابید، تماشاگر فقط کف پای بازیگر رو میبینه...:))) ) لباس لادن مستوفی جالب نبود کاش لباس بهتری براش در نظر میگرفتید.
ابتدای نمایش که با دعوت شام و اینا شروع شد منو یاد نمایش آن سوی آینه انداخت (ولی متن نمایش ها با هم متفاوته)
به همه متاهل ها دیدنش رو توصیه می کنم... متن خارجی هستش ولی به نظرم توی ایران از این دست زوجها کم نداریم...
باتشکر از عوامل اجرایی
ممنونم بابت به اشتراک گذاری نظرتون راستش بلیت دارم و بزودی میبینم . تو سایت گاردین چند تا نقد در مورد اجراهای خارجی دیدم و نقدها در خصوص متن و اجرا مثبت بود فقط دغدغم این بود که این ویژگی در برگردان به فارسی حفظ شده یا خیر که گویا حفظ شده .
۰۳ تیر
سمیرا جان والا نظر ارزشمندی که ندارم اما تو چند خط ترکیبی از نظرات خودم و برداشتم از نقدهای سایرین رو پست کردم :)
۱۲ تیر
کف پا رو موافقم:)
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید