آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش ازدواج آقای می سی سی پی
S3 : 16:57:32 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۴ دی تا ۱۸ بهمن ۱۳۹۷
۱۹:۰۰
۲ ساعت
بها: ۵۰,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان  |  جزییات
همکف: ۵۰،۰۰۰ تومان
بالکن: ۳۰،۰۰۰ تومان
می‌سی‌سی‌پی دادستان خودرأیی‌ست که خواستار استقرار عدالت مطلق و قانون موسی در جهان است. منش او حتی هیئت دولت را به ستوه آورده. می‌سی‌سی‌پی در آغاز نمایش به ملاقات آناستازیا بیوه‌ی صاحب کارخانه‌ی چغندر قند می‌رود تا او را وادار به ازدواج با خود کند.

گزارش تصویری تیوال از نمایش ازدواج آقای می سی سی پی (سری دوم) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش ازدواج آقای می سی سی پی (سری نخست) / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس‌ها ››

آواها

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
من نه خوب تاتر را میشناسم و نه خوب هنر را را بلدم. اما دوست داشتن گمانم خیلی منتظر شناختن نمی نشیند. امشب به قصه قشنگی گوش کردم. قصه ای که میگفت عدالت شاید دیوانه باشد. خیانت را نمیتوان با مرگ تطهیر کرد و عشق، خوب شاید عشق گاهی زیادی مست میشود. آنقدر که قدم از قدم برنمیدارد و انگار این روزها گوشه ای ایستادن و شعر خواندن حتی به کار تیاتر هم نمی آید.
اما فقط کلمات نبودند که جادو میکردند. به خاطر تلاش زیبای قصه گویان نه فقط در بیان جملات، که در تک تک حرکات و نگاه ها و صحنه گردانی های هنرمندانه و نورپردازی های شوخ طبعانه و نت های گوشنواز موسیقی ، از همه شان ممنونم. لبخند شیرینی بود امشب که تقریبا دو ساعت تمام بر صورتم نشست و برایشان آرزوی سلامتی و دلخوشی دارم. که باعث دلخوشی اند در این روزگار غریب.
اما به نظر میرسه شما هم دستی بر آتش هنر داشته باشید و درکی عمیق تر از آنچه فرمودید نسبت به آن .
درود
۱۸ بهمن ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ومن زنی هستم که حتی مرگ هم تغییرم نخواهد داد.....
این روزها همه چیز روی همه چیز تاثیر میذاره و تغییرش میده مثلا همین نمایش ، روی من که نظر مساعدی نسبت به نمایشهایی که در سالن اصلی اجرا میرن ،نداشتم وکار شما نظرمو تغییر داد....
اولا خسته نباشید میگم به کل گروه که کاملا مشخص هستش که بسیار تمرین و ممارست پشت این اجرا بوده ، همیشه دورنمات و دیدگاهش برام جذب کننده بوده ، و در این نمایش هم بخوبی و درستی این دیدگاه حفظ شده بود و کارگردان به متن وفادار بود که جای شکر داره ، بازیها هم درست و زیبا بودن بدن و بیان اکثر بازیگرها واقعا عالی بود و اکتهاشون درست ، فقط بعد از ورود کنتِ نمایش ،که بازیشون اولش شیرین بود بعد به شدت کشدار شد ریتم افتاد که آناستازیا وفلورستان وسن کلود سعی دردرست کردن آن داشتن که البته آخر نمایش متوجه شدیم که کنت به شدت مریض بوده، خب با وجود این دستمریزاد دارن هم ایشون و هم پارتنرهاشون که کارو جمع کردن ، نور و دکور و صحنه واقعا جذاب بود ، بازی آقای ملک و خانم نبوت به طور عجیبی بی نقص بود،آوازه خوان عالی بود، خدمتکار و وزیر دوست داشتنی بودن،موسیقی هم خوب بود و به شدت در خدمت کار.... در کل کار خوبی بود و از دیدنش راضی ام ....
نیمه ی اول نمایش بسیار کند و حوصله سربر بود اما از نیمه ی دوم و با ورود کنت فضا و صحنه کمی جان گرفت. با اینکه متن دورنمات و سبک اجرا تا حدودی اغراق را می طلبید اما این اغراق در بازیها تبدیل به ادا شده بود و خوشایند نبود. پشت سر هم دیالوگهایی با فریاد و صدای بلند ادا میشد که خیلی اعصاب خردکن بود. کاش بازیگران یاد بگیرند که برای شنیده شدن صدایشان مخصوصا در سالنهای بزرگ، بُرد صدایشان را تقویت کنند نه اینکه داد بزنند. از موسیقی و طراحی صحنه ی خوب که بگذریم نکته ی دیگر درمورد فاصله گذاری در اجراست.؛ وقتی بازیها تصنعی و صرفا ادا و داد باشد بالبطع تماشاگر با نمایش ارتباط عمیق برقرار نمی کند و همذات پنداری روی نمی دهد. یا به عبارتی غرق در احساسات و عواطف نمیشود که نیاز باشدبا فاصله گذاری مخاطب را از احساسات صرف بیرون کشید و به تعقل فراخواند. بنابراین فاصله گذاری جز در یکی دومورد کمکی به عوض کردن فضای نمایش یا جذابتر شدن آن نکرده بود.
((مالی سوئینی))، آخرین نمایشی بود که در سالن اصلی تئاتر شهر به تماشایش نشسته بودم. دلم برای اینجا تنگ شده بود اما هیچکدام از چند نمایشی که پس از مالی سوئینی در این سالن به روی سن رفتند موردِ پسندم نبود تا نوبت به ((ازدواج آقای می سی سی پی)) رسید؛ چون چند ماه پیش ((می سی سی پی نشسته می میرد)) را نیز تماشا کرده بودم و آگاه شدم که هر دو، اقتباسی از یک نمایشنامه هستند بی درنگ، تماشایش را در برنامه ام گذاشتم.
هنگامی که هفدهمِ دی ماه برای نخستین بار برای تماشایش پا به سالن اصلی گذاشتم و پرده کنار رفت و گروه موسیقی را در گوشه ی سمتِ چپِ سن دیدم با خود پنداشتم که باید نمایشِ خوبی باشد چون هرگز نمایشی ندیده بودم که موزیکِ زنده داشته باشد و خوب نباشد.
آری، درست پنداشته بودم. نمایش را از آغاز، ((- مامور ترور: [با فریاد و تاکید] سن کلود! تو به مرگ محکوم شدی، سن کلود...)) تا پایانِ قطعه ی ((دُن کیشوت من)) دوست داشتم؛ حتا بیشتر از ((می سی سی پی نشسته می میرد))! نمایشی با شکوه، رُک، جذاب، پر جوش و خروش، بدونِ تپق و خلاصه 100% شایسته ی سنِ سالن اصلی تئاتر شهر. ((ازدواج آقای می سی سی پی)) هر آنچه که می خواستم داشت؛ حنجره ی بازیگرانش میکروفن را به سخره می گرفت و بدنشان برنامه های تلویزیونی تناسب اندام را (البته منهای دیِگو). اگرچه لحنِ غالبِ نمایش کمیک بود اما در طول اجرا بارها به تراژیک و دراماتیک هم سوئیچ می شد. اتمسفرِ صحنه، هم از نظر واقعی و هم مجازی (در ذهن تماشاگر) مدام رنگ عوض می کرد و میزانسنِ بازیگوشِ نمایش، مدام در پس و پیش و بالا و پایینِ سن پرسه می زد و یک جا نمی ماند. موزیک و افکت های صوتی و نوری بجا و کاملن در خدمت نمایش و با اکت ها و موقعیت ها سینک بودند. بازیگرهای گروهِ بازی سازان هم بسیار تاثیرگذار بودند و در زمانِ مناسب، به گسترده تر شدن فضای نمایش، تجسمِ پیشامدها و باورپذیر تر شدنِ داستان، بسیار کمک رسان بودند. دکور، شکوهِ ((سیندرلا)) ی جلال تهرانی را در ذهنم تداعی می کرد (با آنکه هیچ شباهتی نداشت) و از همه ی اجزایش در نمایش استفاده شد. طراحی جامه ها دقیق، دارای جزئیات و زیبا بود. گریم ها با آنکه به باورِ برخی از دوستان، فرمی اگزجره داشت اما به نظر من کاملن با گونه ی نمایش هماهنگی داشت. ایده ی پرزنت شدن ((کُنت اوبلوهه)) در آنتراکت ... دیدن ادامه ›› بی نظیر بود و از دیرکردِ حضورِ تماشاگران در میانه ی نمایش جلوگیری کرد (به یاد دارم که آنتراکتِ 10 دقیقه ای میانه ی نمایشِ ((هفت شب با میهمانی ناخوانده در نیویورک)) که نزدیک 6 سالِ پیش در همینجا دیدم به خاطرِ بیرون رفتنِ تماشاگران از سالن به بیشتر از 20 دقیقه رسید).
سخن کوتاه کنم؛ به خاطرِ دلایلی که برشمردم و البته آنهایی، برای آنکه نوشته ام بیش از این به درازا نکشد از گفتنش پرهیز کردم، ((ازدواج آقای می سی سی پی)) نخستین نمایشی شد که سه بار به تماشایش نشستم و چند ماه دوری از سالن اصلی تئاتر شهر را این گونه تلافی کردم؛ و نکته ی جالب این بود که بارِ سوم بیشتر از دوبارِ دیگر خندیدم.
پی نوشت: ترجیح دادم در موردِ بازی های درخشانِ بازیگرانِ اصلی سخنی نگویم چون در بسیاری از کامنت ها به شایستگی و تفصیل، در موردشان گفته شده بود.
حیف از بازیهای خوب بعضی از بازیگرها که در قالب یک نمایش با ریتم کند و بدون جذابیت هدر رفت. انقدر کسل کننده که در آنتراکت سالن رو ترک کردم . دریغ از یک متن خوب و نمایش خوب این روزها ...
آذرمهر، پوریا، Negin Fooladi، مریم شریعتی و احمد بوشهری این را خواندند
زهره مقدم و نفیسه نوری این را دوست دارند
از دیدِ من، بسیار کارِ نادرستی کردید که هنگامِ آنتراکت سالن رو ترک کردید چون خودِ آنتراکت هم بخشی از نمایش بود!
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
خب دوست عزیز این نظر شماست. برای من زمان اهمیت بیشتری داره.
۱۸ فروردین ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
متاسفانه براساس کامنت های همینجا بلیط این نمایش رو خریدم و الان مشغول تماشا هستم
بازی ها ضعیف و شوخی های سخیف
و خنده و تشویق های بی مورد تعدادی از تماشاچیان که دلیلش رو درک نمیکنم
حدیث سیدی، مریم شریعتی، مسعود جعفریان و زهره مقدم این را خواندند
آذرنوش و فاطمه عربی این را دوست دارند
چه کارنادرستی وسط اجرای نمایش با گوشی پست ارسال کردن....
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
هانی عزیز کاش بر اساس کامنت ها می دونستید که نور گوشیتون وسط اجرا چقدر آزار دهنده ست....!
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
دوستان عزیز نگران نباشد من با قوانین سالن آشنا هستم و هیچوقت گوشیم رو حین تماشا استفاده نمیکنم و این اولین و آخرین بارم بود و حواسم به نور سالن که اون تایم زیاد بود هم بود.به هر حال ممنونم از یادآوری همه و خوشحالم کم کم همه با فرهنگ تماشای نمایش آشنا می شوند.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سه شنبه 9 بهمن این نمایش رو دیدم.
موضوع نمایش، طراحی صحنه و موسیقی زنده رو دوست داشتم.
بازی بازیگران و گروه بازی سازان خوب و حساب شده بود، ولی کارگردانی به نظر من میتونست خیلی پخته تر باشه تا اجرای منسجم تری رو شاهد باشیم.
به عنوان مثال، گاهی اوقات ریتم کار کند و کسل کننده بود، ولی در قسمتهایی که دیالوگها طولانی و مفاهیم پیچیده بود و نیاز داشت به بیان واضح تر ریتم تند میشد و متن گویا نبود.
در کل نیمه اول نمایش برای من و همراهم و تماشاچی بغلدست من خسته کننده بود. ولی از نیمه اجرا به بعد اجرا رو دوست داشتم.
بی نظیر بود
سلام و خدا قوت به تیم قوی این نمایش. اجرا بسیار بسیار قوی بود ، مردم رو میخکوب کرده بود . تبریک میگم به تک تک تیم اجرای این نمایش..
موسیقی هم عااااااالی بود . به امید این که بیشتر از این استعداد ها حمایت بشه که باعث افتخار هنر و تئاتر هستن
واقعا عاااالی
اینقدر دلپذیر و فوق‌العاده که فردا برای بارسوم نمایش رو خواهم دید
مریم شریعتی و پوریا این را خواندند
آذرمهر و محمدرضا مدیری این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فوق العاده بود. همه گروهشون عالی بودن و واقعا لذت بردم از دیدنش‌ و امیدوارم در آینده کارهای بهتری ازشون ببینم.
مریم شریعتی این را خواند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازیگر آقای می سی سی پی،آقای محمد صادق ملک همان گودرز در سریال بانوی عمارت هست و اینهمه تغییر در بازی دو نقش واقعا فوق العادست!
مینا &۱۲، حدیث سیدی و مریم شریعتی این را خواندند
شیما قاسمی و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای سه شنبه ۹/۱۱
[دیدن این تئاتر را پیشنهاد نمی‌کنم]
حضور برخی افراد نام آشنا در این تئاتر، باعث شد تا از ابتدا با توقع بیشتری به دیدن آن بروم اما با این حال با یک نمایش کاملا متوسط روبرو شدم. اگرچه طراحی صحنه و جذابیت آن نوید یک اجرای خوب را هم می‌داد، با این حال کارگردان در بازی گرفتن از بازیگران موفق عمل نکرده بود و آن‌ها از نقش خودشان آگاه نبودند، به گونه‌ای که مشخص نبود سخن اصلی نمایش چیست و تلاش کرده بود با افزودن شوخی‌های بی مزه مخاطب را برای لحظه ای هم که شده از فضای خسته کننده طولانی نجات دهد.
کاملا موافقم؛ و اضافه می کنم: حیف وقت و پولی که صرف کردم.
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نقدی بر نمایش ازدواج آقای می سی سی پی
نویسنده : فردریش دورنمت
کارگردان : احسان فلاحت پیشه
تئاتر در برگیرنده تمام هنرهاست . موسیقی ، نقاشی ، مجسمه سازی ، ادبیات و .‌‌..‌‌
نمایشی که گنجایش هر چه بیشتر هنرها را داشته باشد مجال بیشتری برای ارائه زیبایی دارد و اجرای ازدواج آقای می سی سی پی از این قاعده مستثنا نیست .
شخصیت پردازی ها با بیان و موسیقی کلامی همراه است . تک تک لحظات اجرا آنالیز شده و غیر قابل پیش بینی است ، خصیصه ای که برای نمایش های مدرن میتوان بکار برد ‌. داستان به شکل روایی با بهره گیری از اپیک برشت و استفاده درست و بجا از قراردادهای تئاتری ، تاریخ تئاتر را از نظر می گذراند .
از منظر صحنه پردازی تابلوی نقاشی زیبایی را میماند که ترکیب بندی و فرم و محتوا را به راحتی در خود جای داده ‌و خطوط و منحنی ها در هم تنیده ... دیدن ادامه ›› شده است .
موسیقی زیبا و در خدمت اجرا ، ترکیب اصوات بازیگران و سازهای موسیقی یک سمفونی باشکوه را میسازد .
یکی از ویژگی های این نمایش ، عدم استفاده از سلبریتیهاست ، معمولا سلبریتیها برند خود را که معمولا بازی های از پیش تعیین شده و تکراری است به اجرا میگذارند ولی بازیهای می سی سی پی روان و باورپذیر است . بیان بازیگران تماشاچی را مقابل متن ترجمه شده قرار نمیدهد . بدنها آماده و در خدمت اجراست.
جزئیات خدا است . میزانسن ها سرشار از جزئیات است و ممیزیها خلاقیت کارگردان را دوچندان کرده .
محتوای اثر دور از حال و هوای این روزهای جامعه نیست و همزاد پنداری ها و قیاسهای کپیتالیستها و کمونیستها جوری در شخصیتهای پل و سنت کلود نمود پیدا کرده است که تماشاچی خود را بین اصلاح طلبان و اصولگرایان و انقلاب های سرکوب شده چند سال اخیر میبیند . هستند وزرایی که از آب گل آلود این وضعیت ماهی میگیرند و به جاه و جلال میرسند . عدالت چه خوب سر میبرد .
آناستازیا تنها شخصیتی که خود را با هر شرایطی وفق میدهد و برای رسیدن به منافعش از هیچ دروغ و فریبی فرو گذار نیست . کنت هم عاشق مستی است که از نقش اش راضی نیست .
و جهان در نوشته دورنمت بین حزب ها و ایسم های است که در شخصیتها خلاصه میشوند و هر کس سنگ خود را به سینه میزند .
طنز نمایش زور نمی زند تماشاچی را بخنداند و آدم تازه یادش می افتد که طنز یعنی چه .
و سرانجام پایانی با نتیجه گیری فوق العاده . نتیجه ای که کلاسیسیم را به سخره میگیرد و با موسیقی زیبایی دن کیشوت وار اجرا را به پایان می رساند .
محمد خداوردی
آقای می سی سی پی فوق العاده بود.آرامشی که داشت و در صداش نمایان بود و خوشحالی از اثبات حکم اعدام سی صد و پنجاه نفر!هنرپیشش عالی بازی کرده بود.کودکانه حرف زدنش هم فوق العاده بود.
تئاتر رو دوست دارم.چون قابلیت این رو داره که یکی دو ساعتی از دنیای یکنواخت دورت کنه و پرتت کنه توی دنیایی که هر کاری توش ممکنه.دنیایی پر از خلاقیت و رنگ!
خلاقیت توی کار و چگونگی وارد شدن آقای کنت به روی صحنه از نظر من بسیار شیرین بود و کاملا جسارت و اعتماد به نفس می خواست.
این نمایش نشانگر شخصیت های مختلف بود ،با طرز فکر کاملا مختلف!هر کدام نماد یک نوع طرز فکر.
آناستازیا در لحظه زندگی می کرد و به وضوح بیان شده بود که آنچنان هم که شما فکر می کنید در لحظه زندگی کردن عالی و فوق العاده نیست.
شخصیتی که بیشتر از همه من را به خودش مشغول کرد خود آقای می سی سی بود.شخصیتی که خودش را آدم مذهبی می دونه و اعتقاد داره باید قانون موسی را کامل اجرا کنه ولی در پشت شخصیتش نشون می ده کمبودهای دوران کودکیش بوده که تورات را جلوی پاش گذاشته و بهش آرامش داده و در آخر تصمیم می گیره تا خودش هم گناهکار باشه تا اینکه فقط نظاره گر گناه باشه!این شخصیت من رو یاد حرفی از دکتر شیری می اندازه ،زن ممکنه بیش از حد به معنا روی بیاره تا کمبودهای زندگی واقعی خودش رو نمی بینه.به راستی به چه دلیلی به مذهب روی می آوریم؟
از این تئاتر خوشم اومد چون من رو به فکر وا می داره.روی آوردن به مذهب هم ممکنه حجابی باشه برای پنهان کردن نقصمون!
با سلام به تیوالیهای عزیز
من همیشه نظرات رو اینجا میخونم و انتخاب میکنم که به تماشای چه کاری برم
دیشب این اثر رو دیدم ....
و بسیار دوست داشتم و لذت بردم ....
یک کاری بود به نظرم که به شدت قابلیت بین المللی شدن و ارائه دادنش در جوامع اروپایی و خارج از ایران رو داره و میتونه نماینده خوبی برای ایران باشه و مثل کارهای کاناپه ای با طنزهای سطحی نیستش که در کانادا و اروپا اجرا میبرن و آبروی تئاتر ایرانی برده میشه ...
خب نمایش، بازیها عالی بودش بازیگر نقش آناستازیا در هر لحظه بار جدیدی به نمایش میداد و با بدن و بیان خوبشون تحسین برانگیز بودن واقعا ، همینطور می سی سی پی و وزیر نمایش رو دوست داشتم کنت و خدمتکار هم دوست داشتنی و کمنیست هم روان و درست بازی میکردن همه خوب بودن مردم شهر باز جای کار داشتن اما تلاششون رو کردن گریم و لباس هم عالی بود و دکورو صحنه.... اما همه اینها برمیگرده به یک کارگردان کاربلد که خسته نباشید اساسی از طرف من برای ایشون هستش...
حتما پیشنهاد میکنم
وقتی با انتظار چند ساله و بالا رفتن سطح توقع به دیدن یه نمایش می‌ری، کمترین آسیبش اینه که حتی اگر ذره‌ای نقص داشته باشه توی ذوقت بخوره.. به همین دلیل اگرچه شاید این نمایش یکی از خوب‌هایی بود که دیدم، اما چون کاملا همه‌ی انتظارم رو برآورده نکرد (هرچند حتی نمی‌دونم اون انتظارات چی بود که برطرف نشده!!)، بهش چهار می‌دم.. بازی‌ها و موسیقی نقاط قوت این نمایش بودند و خصوصا آقای ملک (می‌سی‌سی‌پی) که به‌شخصه خیلی از بازی‌شون لذت بردم.. ممنون ازتون که تونستید کاری کنید نشستن روی صندلی‌های ربع قرنی تئاتر شهر به مدت دو ساعت، خیلی هم طاقت‌فرسا نباشه :)
نمایشی که خوب شروع می شود ولی از جایی به بعد به تکرار می رسد و چیز جدیدی برای ارایه به مخاطب ندارد! در مجموع تلاش زیادی برای نمایش شده بود و به عوامل آن خسته نباشید می گویم.
لیلا مظاهری و مریم شریعتی این را خواندند
سید حامد حسینیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیشب این نمایش رو دیدم. به نظر من کار خوبیه و ازدیدنش پشیمون نمیشین. من از بازی بازیگران، دکور، موسیقی، لباس، بازی سازها راضی بودم. اگر نمایشنامه قویتری داشت بهتر بود اما موارد قبلی اونقدر خوب بودن که این آخری خیلی به چشم نیاد. خصوصا بازیگر نقش آقای می سی سی پی خیلی خوب کار کرد.
به این گروه خداقوت میگم و منتظر کارهای بعدیشون هستم.
مریم شریعتی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید