تیوال نمایش فالش خوانی در چهارراه فخرآباد
S3 : 07:15:06
امکان خرید پایان یافته
  ۱۶ مرداد تا ۰۱ شهریور
  ۱۹:۱۵
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ و ۲۰,۰۰۰ تومان

: هادی احمدی
: نیلوفر وهاب‌زاده‌گان، میلاد بانگی، ملینا تیموری، هادی احمدی
: مانفرد اسماعیلی

: سید رسول حسینی
: بهاره خالقی
: پرستو ایمانی، رادین الیاسی
گروه تبلیغات مجازی
: عباس براتی
: سامان مه‌آبادی
: اسکار حسینی، سعید سراجی
: هادی احمدی

- جایزه‌ی بهترین بازیگر زن
- جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد
- کاندید بهترین کار و کاندید بهترین نمایشنامه از ششمین جشنواره‌ی تیاتر شهر

یک حادثه در چهارراه فخرآباد که بوی انتقام می‌دهد. شادی دختری بیست و سه ساله پس از ماجرای تلخ جدایی پدر و مادرش روزهای سختی را سپری می‌کند و به فاصله‌ی زمانی کوتاهی مادرش را از دست می‌دهد. او یک زن را عامل اصلی تمام این اتفاق‌ها می‌داند و همین موضوع زمینه‌ساز انگیزه‌ای برای انتقام می‌شود. یک روز زمستانی، انتقام با اسید، حوالی چهارراه فخرآباد.

باکس‌های A,B,C,D با بهای ۳۰،۰۰۰ تومان

روزهای دوشنبه ۲۸ مرداد تا جمعه ۱ شهریور:
باکس‌های A,B,C,D با بهای ۳۰،۰۰۰ تومان
باکس‌های E,H با بهای ۲۰،۰۰۰ تومان
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش فالش خوانی در چهارراه فخرآباد / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
درود فراوان بر آقای احمدی و یاران همراهش
من جمعه شب گذشته به تماشای این نمایش زیبا نشستم. بازی درخشان آقای احمدی، اوج نمایش بود. چرخش گفتگوها میان بازیگران و گاه مخاطب قرار دادن تماشاگران به نرمی و زیبایی انجام می شد. حضور پر رنگ مبل که صحنه را به دو نیم تقسیم کرده، ویولن تنها به نماد زنی که نیست تا از خودش دفاع کند و نوشته های پروجکت شده، همه عناصر کامل کننده این نمایش خوب بودند. موضوع اسیدپاشی و جنون عامل آن، مرا یاد فیلم لانتوری (وجه عاشقانه) و از آن مهم تر، زنجیره اسیدپاشی های اصفهان سال ۹۳ (وجه تروریستی) انداخت. تفاوت عمده نمایش حاضر با وقایع قبلی، عامل بودن زن (مستقیم یا غیر مستقیم) است. اسیدپاشی عموما در جوامع توسعه نیافته، به عنوان نوعی از خشونت یا تنبیه، «توسط مردان» علیه زنان اعمال می شود. این که در نمایش حاضر، زنی خواستار اجرای این نوع ... دیدن ادامه » از خشونت بر روی زن دیگری می شود، نشان از وجود بحران عمیق در جامعه ای می دهد که از همدلی، انسانیت و اخلاق تهی شده به نحوی که زن در مقام قربانی (دخترک مادرش را از دست داده، با پدر مناسبات خوبی ندارد، به دام اعتیاد دچار شده، عاشقش، ساقی مواد مخدر مورد استفاده اش است و احیاناً کار یا پایگاه اجتماعی مناسبی هم ندارد) حاضر است خود جلاد شود: دوست یا همسر دوم پدر را که قطعا کار و پایگاه اجتماعی قابل احترام و مناسبی دارد، چهره ی زیبا و هنر والایی هم دارد، از هستی انسانیش خالی کند به این جرم ذهنی یا عینی که در خودکشی مادر روان پریش و از بین رفتن کانون خانواده اش نقش داشته است.
تا اینجا همه چیز نمایش عالی است، اما به نظر من، در مقام تماشاگر غیر حرفه ای، یک ضعف بنیادی در متن دارد: «قسامه زمانی انجام می‌شود که قاضی مورد قتل یا جراحت وارده را از موارد لوث تشخیص دهد. لوث به معنی وجود قرائن و دلایلی است که برای اثبات وقوع جرم کافی نباشد ولی ظن به راست بودن آن وجود داشته باشد.» وقتی سه متهم اصلی در صحنه جرم باشند که به دستگاه قضایی ایران مسلم باشد یکی از این سه تن، مرتکب جرم شده، به صرف شهادت هر سه به بی گناهی، کار به قسامه نمی کشد. اصلا قاضی اصلی یا قاضی تحقیق، این «مضحکه» را از پلیس آگاهی نمی پذیرد، مگر این که با حفظ حرمت شان قضا، دادگاه تطمیع شده باشد. در غیر این صورت و به روال عادی چنین جرم های سنگینی، پلیس آگاهی به هر روال قانونی و غیر قانونی، تکلیف کار را قبل از جلسه دادگاه روشن می کند: کاری با مجرم می کند که از بدو تولدش، همه خاطرات شیرخوارگی هم یادش بیاید، چه رسد به بازسازی صحنه جرم. به باور شخصی من، چه بهتر بود اگر نویسنده وارد بحث قسامه نمی شد، چیزی از ارزش ذاتی داستان هم کم نمی شد و تعدد روایت سه بازیگر از ماجرا و سرنوشت جلسه دادرسی به ذهن تماشاگر سپرده می شد. با پایان فعلی نمایش، با اجرای قسامه، مجرم اصلی از عقوبت کارش، صرف نظر از مباحث حقوق بشری راجع به قصاص، می گریزد و ذهن عدالت خواه تماشاگر ارضا نمی شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چطور بلیط رو تهیه کنیم ؟ تو سایت لینکی پیدا نکردم
میترا این را خواند
دوست گرامی آخرین اجرای نمایش دیشب بود.
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خوب و تاثیرگذاری بود که همیشه گریبان جامعه ما رو فراگرفته که متاسفانه با هیچ قانون بازدارنده ای متوقف نشد مگر بتوان با آموزش قبول و پذیرش افکار، رفتار و اشخاص مخالف خود آنرا برطرف کرد.
کاش حداقل فضا سازی میشد زمستون، سرما و برف، پارک میشد با نور و دکور تاثیرگذارتر کرد
شکل نمایش خیلی حالت روای داشت حتی در مواقعی که مکالمه دو نفره بود بصورت مونولوگ و رو به تماشاچی بود با کمنرین تحرک و میزان سن، اصلا مکالمه دو نفر القاء نمیشد.
با تشکر فراوان از انتخاب موسیقی خوب و به اشتراک گذاری اسامی آنها
خسته نباشید می گم به گروه اجرایی.
واقعا نمایش بی نطیری بود. از متن گرفته تا باریگران و مابقی عناصر اجرا.
استفاده بجا و انتخاب درست موسیقی.
بی نظیر بودین
تیاتر خوبی بود و بازیگرها با اینکه جوان و ناآشنا بودن اما نقش شون رو عالی بازی کردن. در زیر خوندم که ماجرا واقعی نبوده و خوشحال شدم چون یک سوال در انتهای تیاتر برام مطرح شد که امکان نداره پلیس آگاهی نتونه شادی رو مجبور به اعتراف معرفی بهرام کنه و هر دوشون آزاد بشن و انگار نه انگار و با قسامه قضیه حل بشه.
شاهین و امیر مسعود این را خواندند
بهاره خالقی و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
مگه بهرام این کار رو کرده بود؟! پایان مگه باز نبود؟!
۰۱ شهریور
کسی جز بهرام و مهدی و شادی تو اجرای این نقشه بودند؟لابد خود سونیا رو خودش اسید ریخته
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استفاده از ویدئو پروژکتور خیلی عالی و به جا بود...چقدر درجه یک اجرا کردند اتفاق هولناک اسید پاشی سال ۹۵ رو چقدر زنده بودد نچه آنی داشتند و ریتم خوب و میزانس عالی و درجه یک واقعا تاثیر گذار بود بظری آبی که اول نمایش دادند هولناک ترین آکسسوار صحنه است
خواهش میکنم مررسی که برای شعور تماشاچی ارزش قایلید
۰۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فالش خوانی یکی از نمایش های ماندگار در ذهنه، تا همیشه هر وقت یه نفر را بیینی با یه بطری آب در خیایان راه میره با سوءظن نگاه می کنی. همی جاست که ادامه داستان هنوز در ذهنت داره اتفاق می افته، شروع می کنی به خیال کردن، این دختر یا پسر یا زن یا مرد که می خواهد مردی یا زنی را .... پشت سرهم می بافی و به آنها فکر می کنی.
نمایش تعلیق بسیار خوبی داشت با وجود آنکه در ابتدای داستان نمایی از آخر داستان نشان می دهد ولی تا آخر داستان دوست داری بدانی چه می شود و یکی از اتفاقات عالی که در این نمایش اتفاق می افتد این است حرف های همه ی بازیگران را هم باور می کنی و هم باور نمی کنی، توضیح آن سخته ولی برای کسانی که این اجرا ببینند تجربه مشترکی است که توامان هم حرف ها را باور می کنی و هم نه.
سلام
روایت واقعه ای هولناک از روان های پریشان و بیمار و فرو رفتگان در مرداب متعفن انتقام .ایده ای وسوسه گر برای تلافی رنج و تصور تسکین تمام نکبت ها وپستی های درونی.
باید مسولیت تمام زندگی خودمان را به عهده بگیریم حتی گند هایی که به زندگیمان میخورد .
متن روان وخوبی داشت .ایده ویدعو پروژکتور رو دوس داشتم به فضا سازی کار خیلی کمک میکرد .بازی بهرام(هادی احمدی)رو بسیار دوست داشتم. بی نقص بود. الان متوجه شدم نویسنده و کارگردان خود اثر هم هستند .تبریک میگم بهشون .
ولی برای من که تماشگر حرفه ای تاتر نیستم .نمیدونم به اشتباه یا درست انتظار بیشتری از تاتر داشتم. توقع یه نگاه عمیق تر از زاویه ای نو و روایتی تحلیلی وموشکافانه تر از لحظه گذر انسان از خوی انسانی خویش ونوع مواجه هر فرد متناسب با مقتضیات درونی اش در قبال این پدیده هراس انگیز که نه فقط بازنمایی ... دیدن ادامه » صرف باشد.

در انتها هم با عرض خسته نباشید به این گروه عزیز .برایشان آرزوی موفقیت دارم.
واس من که نمایش خیلی خنده‌داری بود و از لحاظ احساسی خیلی تحت تاثیر قرار نگرفتم... متن و کارگردانی که واقعا بی‌نظیر بود... دست هادی احمدی درد نکنه... استفاده از ویدئو پروژکتور برخلاف کارهایی که قبلا دیدم خیلیییی عالی و به جا بود...
فالش خوانی در چهارراه فخرآباد
«مواظب بطری های خود باشید »
شروع نمایش : نور سالن گرفته میشه و روی یک پرده بزرگ پشت صحنه یک سری نوشته میاد
و یک جمله مدام تکرار میشه
«مواظب بطری های خود باشید »
اگه یک بار نوشته شده بود بخشی از متن بود برای من ، بیش از یک بار یعنی باید دنبال یک مفهومی براش باشمتو مار
این جمله در کنار جملاتی مثل موبایل خودرا در حالت پرواز قرار بدین میاد
میتونین شبیه تماشاگر های پشت سر نت فکر کنین کارگردان میخواد بهتون یاد آوری کنه وقتی به دیدن کار میرین مواظب باشین بطری های آب معدنیتون از دستتون نیوفته زمین و باعث پرت شدن تمرکز بازیگر نشه
میتونین مثل من با برگشتن نور صحنه دنبال بطری بگردین
یک بطری آب معدنی سمت چپ صحنه دیده میشه و اینو بهم یاد آوری میکنه که اون میتونه پرسوناژ ٥ ام این اجرا باشه
و یک ویولن
ساز مورد علاقه من و صدای کشیده شدن آرشه روی سیم ها که میتونه در عین حال هم گوشنواز باشه و هم دل خراش انگار میتونی زخمی رو که موقع کشیده شدن رو سیم ها متحمل میشه رو از صدایی که ازش به گوش میرسه بشنوی
وقتی از سالن نمایش اومدم بیرون ضربان قلبم از ساعت ها منظم نشد
من همه راهو از تالار حافظ تا خونه پیاده رفتم ساعت ها به دست مردم نگاه کردم
زن و مرد
از ... دیدن ادامه » خودم پرسیدم تو بطریِ کدوم یکی از این مردم جای آب ، میتونه اسید باشه؟
قراره برن زندگی کدوم زن رو ازش برای همیشه بگیرن؟
«مواظب بطری های خود باشید »
دارم به یقین میرسم از نمایشهای کم هیاهو تر و با عوامل کم نام تر بیشتر لذت خواهم برد!!
همه چیز خوب بود...کارگردانی ،میزانسن ، بازی ها کاملا روی ریتم ... و بخصوص متن... همه عالی بودن
شخصیت پردازی به بهترین شکل صورت گرفته بود ... بخصوص شخصیت بهرام بازی طنز و گیرایی داشت
و در آخر...
صحنه ی آخر به همراه اینکه بیننده میفهمه داستان واقعی بوده .... حس خاصی ایجاد میکنه
...
و خلاصه ... پنج ستاره!
نمایشی که موضوعی بسیار مهم را با کمی خنده بعنوان مُسَکِن به خورد انسان می دهد تا دردناک بودنش را تا پایان حس نکند اما در انتهای نمایش ضربه آخر اصابت می کند, درست زمانی که اثر مُسَکِن ها از بین می رود متوجه می شویم با چه دردهایی در جامعه مواجه ایم و... فالش خوانی در چهارراه فخرآباد نمایشی است که حس های مختلفی را در حین اجرا به تماشاگر منتقل می کند.
به جرئت میگم بهترین نمایشی بود که در تمام عمرم دیدم. خیلی خوشحالم که فرصت دیدن این اجرای بی نقص و پرفکت در زندگیم نصیبم شد واقعا برام افتخاره که تونستم چنین اجرای قوی رو از این گروه عالی ببینم.نمایشی که بارها و بارها و بارها از دیدنش سیر نخواهید شد و دیالوگ ها و بازی عوامل مثل خوره تو فکر و ذهنتون نفوذ میکنه و دیالوگ ها مثل لوپ مدام تو مغزتون تکرار میشه
یک روز مونده به آخر نمایش رو دیدم. بین خوب و عالی بود . نمایشنامه از قسمت پارک ریتم خوبی داشت . بازیگر نقش زن خوب بود البته قسمت کمدی ماجرا هم خوب بازی شد . دوست داشتم بیشتر از نظر فلسفی دیالوگ ها گفته میشد ( این یک نظر شخصی می باشد و دلیل ضعف بر نویسنده نیست) . صحنه هم جای کار داشت و البته نمی شود نقصی بر آن گذاشت ( باز هم نظر شخصی می باشد و کارشناسانه نیست) .
ای کاش زودتر این نمایش را میدیدم . دیدن نمایش حتما توصیه می شود
مووضوع نمایش هم تامل برانگیز بود و خود من هم نمی دانستم که این جور قضاوت ها چگونه می باشد
50 بار قسم بخور و بگو این کار را نکرده ای.................
در کل خسته نباشید به برو بچه های خوب نمایش (فالش خوانی در چهارراه فخرآباد)
هر از گاهی نمایشی ببینیم، که شب خوابش رو ببینیم و روز ها و هفته های بعد بهش فکر کنیم، یعنی رسالت نمایش همینه، او جزیی از مای مخاطب میشه، و در زندگی ما تاثیر میذاره، این اتفاق ناشی از صحنه های درخشانی هست که در طول نمایش دیده شده، فالش خوانی یک سورپرایز بزرگ داره برای مخاطبش، خوانش متنی مدرن همراه با موسیقی آلترناتیو در فضای نمایشی مینیمال، روایتی مستند رو برای ما به ارمغان آورده، که بازیگرانش لحظه به لحظه از ابتدای نمایش تورو رها نمیکنن، و اینقدر ریتم احساسی مخاطب رو بالا میبرن که با یک پایان بندی باشکوه، درخشان، بی نظیر، نهیبی از درون وجدان انسانی بیرون میکشید، می دیدم که همراهان مخاطبم میخواستند فریاد بکشند، دیدم که مخاطبان فالش خوانی با بغضی سنگین زودتر به پیشواز کف زدن رفتند. این قطعا یک تئاتر است. یک اثر هنری نمایشی.
راستی بازیگران نمایش، ... دیدن ادامه » کمی آهسته تر بدرخشید، صحنه های بزرگ و سکانس های ماندگاری پیشاپیش به نامتون رزرو شده، همتون
فالش خوانی در چهارراه فخرآباد ، یک روایتِ سلیس از پرونده ای هولناک در جامعه امروزی است. روایت ناهنجاریِ اجتماعی از سالیان نه چندان دور، داستان اسید پاشی که چندی پیش سرتیتر اخبار و جراید بود. هادی احمدی یکی از این داستان های واقعی را روایت می کند. فارغ از ژانر، سبک اجرایی، ایسم ها و محوریت موضوع، این نمایش بواسطه متن منسجم و یکدست و کارگردانی اصولی، بازی های جذاب و دوست داشتنی را به معرض دید می گذارد و یادآور می شود که اگر قواعد تئاتر در تمامی زمینه‌ها از متن گرفته تا بازی، نور، طراحی و ... رعایت شود، معجزه می کند. مخاطب را با خود همراه و به قله رسالت خود می رساند. این نمایش به لحاظ موضوع، متن و اجرا، به روز و مدرن است. وقتی بازیگران شروع به بازی می کنند دیالوگ‌های درهم تنیده‌ی چند پهلو بدون نیاز به تغییر نور و دکور، لوکیشن را خیلی نرم عوض میکند. گاهی ... دیدن ادامه » سوی صحبتشان، تماشاگران حاضر، گاهی در محضر قاضی، گاهی جمع دوستانه‌شان و گاهی ... است. قوام و قدرت متن به گونه ایست که به گروه اجرایی این اجازه را می دهد با لم دادن روی یک کاناپه‌ی ...، با بازی روان و جذاب، بیانی شیوا، داستان تلخ خود را شیرین روایت کنند. نامی که برای این نمایش انتخاب شده به شدت زیرکانست ،فالش خوانی در چهارراه فخرآباد. فالش در موسیقی نوعی ناهنجاری محسوب می شود که کاملا مرتبط با موضوع نمایش، روایتگر ناهنجاری اجتماعی است. شخصیتی که اسید پاشی بروی او اتفاق افتاده، موزیسین خانمی که ویلون می نواخته. درام واقعی شکل می گیرد و ما تا پایان پلک نمی زنیم و در چهار راهی، هاج و واج می مانیم که اسید را کی پاشیده؟ سه شخصیت روی صحنه یا شخصیت چهارم؟! و فخر آباد: جایی که به واسطه افتخاراتمان آباد می شود ، احتمالا نرسیده به عشق آباد ...
سلام
نمایش خوش ریتم، جذاب و دقدقه مند که روی نمایشنامه ای قوی و درست بنا شده. تمامی عناصر در خدمت اجرا بدون کوچکترین خودنمایی. بهترین نمایش نیمه اول سال در کنار لانچر۵. در کل برای انتخاب نمایشها بهترین معیار امتیاز مخاطبان هست نه نظرات
کارگردانی ۴.۵از۵
نمایسنامه ۵از۵
بازیها ۴از۵
صحنه ۴از۵
لباس ۴از۵
نور ۴از۵
موسیقی و صدا ۴از۵
گرافیک ۵از۵
می تونم بگم یه نمایش بی نظیر بود ..همه چی سر جای خودش و فوق العاده.بازیهای بسیار زیبااااا و‌قدرتمند.قدرت صدا بازیگرها عالی بود ...صحنه پایانی رو‌بسیاررر دوست داشتم ..موسیقی عالی ...و ایده های نو هم بسیار خوب بود..عاشق اون خط خطی کردن ها شدم.
با گذشت چند ساعت از نمایش هنوز تو بهت هستم. هنوز با فکر به نمایش مو به تنم سیخ میشه.
امشب یکی از تاثیرگزار ترین نمایش های زندگیم رو دیدم و از این بابت از عوامل نمایش ممنونم. این نمایش کلاس آموزشی هست که یاد میده چگونه با کنار هم قرار دادن همه ی اجزا در بهترین سطح ممکن، میشه یک نمایش درخشان روی صحنه برد.
بازی ها در بهترین سطح ممکن بود. کاملا باورپذیر. نورپردازی عالی بود. موسیقی شگفت انگیز بود. دکور در عین سادگی کاملا اندازه بود. نمایشنامه بی نقص بود و پایان نمایش من رو جوری مبهوت کرد که توان خروج از سالن نداشتم.
و اینکه امان از قانون مسخره ای به اسم قسامه که فقط برای راحت شدن از دست یک پرونه گذاشته شده.
امروز جدا از نمایش چیز دیگری هم من رو شگفت زده کرد. پنج دقیقه از اجرا گذشته بود که درب سالن باز شد و خانواده ای سه نفره خیلی شیک اومدن و نشستن. یکی از ... دیدن ادامه » اعضا بچه ای حدودا هشت نه ساله بود که با صدای بلندش توجه همه رو جلب کرد. جالب اینکه خانواده تا پایان نمایش خیلی راحت نشستند و تماشا کردند. در حالی که موضوع تلخ و سهمگین نمایش حتی واسه منم زیاد بود. چه برسه به بچه. نمیدونم اصلا چرا این خانواده رو با وجود تاخیر و همراه داشتن بچه راه دادند.
در نهایت از همه ی عوامل نمایش بابت این اجرای تمیز ممنونم. امیدوارم همه موفق بشن این نمایش رو تجربه کنن
سپاسگزار برای نگاه زیباتون
۲۹ مرداد
من هم دیدم وکاش اجازه ندن هرچیزی که مفت باشد خوب نیست (خطابم به همون خانواده سه نفره که دیراومدن)
۳۰ مرداد
بارها تاکید شده که از آوردن کودکان جدا خودداری کنید. در اکثر مواقع هم این مهم اتفاق می‌افته، اما گاهی دوستان بنا به محدودیت‌هایی که احتمالا دارن، رعایت نمی‌کنن.
ممنون از توجه شما
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید